Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
[منو بکش و عاشقم باش]
[قسمت چهاردهم]
من خوبم
به مرحله ای رسیده که بدون دارو نمیتونه بخوابه
شب ها تو کوهستان سرده
برو روی تخت بخواب
میخوای روی زمین بخوابم؟
شما خودتون تخت رو دادین به من
نمیتونین بزنین زیر حرفتون میتونین؟
اگه نمیتونین بخوابین
میتونم کمک کنم
بیهوشم نکن
به محض این که چینگ یان با گروگان از معدن بیرون بیاد
میتونیم ازاینجا بریم
هر لحظه امکان داره چینگ یان پیغام بفرسته
نباید تو خواب عمیقی باشم
و این که
ممکنه کابوس ببینم
پس نترس
و اگه این اتفاق افتاد فقط بیدارم کن
من روی زمین میخوابم
نیازی نیست
خودشونن
خودشونن
میدونستم
خودشونن
من دیدمش
بکشینشون
ارتش وی بی اتیش رو به راه انداخت
دستورشون این بود که اتیش سوزی راه بندازن
...ادم برادر بزرگه
عالیجناب
عالیجناب
ترسوندمت؟
من خوبم
عادت دارم
با یه چراغ روشن بخوابم
شمع رو بیار نزدیک تر
یه لحظه صبر کنین
این تاج ریزیه
میتونه ارومتون کنه و کمک کنه بخوابین
ممنون
اگه خوب استراحت نکنین
روی نقشه هامون تاثیر میذاره
می لین
می لین
کجا بودی؟
رفتم اب بیارم
میخوام برم کوه میوه وحشی جمع کنم
منم میام
بهتره اینجا منتظر علامت چینگ یان بمونین
تا الان
لو می حتما به معدن کوه غربی رسیده
[معدن کوه غربی]
عجله کنین
حرکت کنین
عجله کنین
طولش نده
حرکت کنین
[یانگ ژن فرمانده ارتش لو لین]
ژنرال یین
زندانیان جنگی فرار کردن
و بازرسی امپراتوری رو منحل کردن
کوتاهی از طرف من بود و
در مقابل اعلیحضرت
گناهم رو قبول میکنم
الان وقت مجازات نیست
اعلیحضرت دستور دادن
هر سه بخش ارتش لولین لوشات رو محاصره کنن
ژنرال یین شما قوانین رو میدونین
ارتش لو لین نمیتونه بدون
نشان نظامی از کوه غربی بیرون بره
فرمانده یانگ
تایید شد؟
تایید شد
زمانی برای ازدست دادن نداریم
نیروهاتو بردار و به کوهستان برو
بله ژنرال
ژنرال یین بفرمایین
زندانی ها شورش کردن
یه نفر سریع بیاد
ژنرال یین
زندانی ها از کنترل خارج شدن
من سریع میرم بهشون رسیدگی کنم
از ژنرال یین محافظت کنین
بله
بدویین
دارن ادما رو میکشن
دارن ادمارو میکشن
دارن ادمارو میکشن
از شلوغی استفاده کنین و برین
چینگ یان
صبرکنین
ببرینشون
بله
حرکت کنین
ارتش لولین از قصد زندانی ها رو ازاد کرد نه؟
فرمانده یانگ
تو این شورش رو برنامه ریزی کردی
تا جلوی رفتن نیروها رو بگیری؟
سون تونگ
[معاون فرمانده ارتش لو لین،سون تونگ] تو ارتش لو لین فقط من و تو
اجازه مدیریت زندانی ها رو داریم
حرف بزن
این کار تو بود؟
بله
من ازادشون کردم
خیلی احمق بودم
و خوب باهات رفتار کردم
و تو به مقام من طمع کردی
اگه ژنرال یین امروز صدمه میدید
مجازات سنگینی دریافت میکردی
نگهبان ها
بله
سون تونگ رو ببرین
کافیه
زمانی برای تماشای کارهای تو ندارم
اعلیحضرت تصمیم میگیره که چه بلایی سرت بیاد
نیروها رو جمع کن و سریع راه بیافت
بله
عالیجناب
من تمام تلاشمو کردم
عالیجناب
ما کل لوشان رو گشتیم
ولی ردی از شاهزاده جینگ نیست
هرچند
زندانی ها گفتن که
شاهزاده جینگ رو با یه بانوی جوان دیدن
طبق توضیحاتشون
اون بانو باید می لین باشه
به نظر میرسه که از قصد ناپدید شده
شاهین رو ازاد کن
یه کوهستان هم
نباید نادیده گرفته بشه
بله
خبری شد؟
برای این که لو نریم
چینگ یان و من موافقت کردیم که
اگه خبر خاصی نبود
تماسی برقرار نکنیم
پس
بی خبری خوش خبریه
تا الان
احتمالا اون
شاهد رو از
معدن غربی نجات دادن
یکی از ماست
اسمش پانگ چی عه
فرمانده ارتش وی بی
می لین
عالیجناب
نگهبان جدیدتونه؟
نه- نه-
عالیجناب
بلاخره پیداتون کردیم
میخواستیم که باشما ازصخره بپریم
ولی نگهبان های سلطنتی رسیدن
و ترسیدیم متوجه شما بشن
برای همین از یه راه دیگه رفتیم
باید به قله شیائو یون بریم
بلندترین نقطه تو ژونگ شنه
فقط اونجا میتونیم علامت اتش بدیم
تا نگهبان های سلطنتی متوجه بشن
شاهین
سریع قایم بشین
ارباب
بلند شو
زخمیت کردم؟
من خوبم
ضربه ی ارومی بود
همونطور که انتظار داشتین
یه زندانی گم شده
چی؟
ارباب
امکانش هست اشتباه کرده باشین؟
محاله
چینگ یان از بچگی به شاهزاده جینگ خدمت کرده
ده سال قبل
یه بار تو زمین تمرین باهم مبارزه کردیم
مخفی کردن این حقیقت
که شما
و عالیجناب باهم دست به یکی کردین و زندانی ها رو ازاد کردین
تا شاهزاده جینگ رو بکشین سخت نیست؟
سون تونگ
خوب گوش کن
این دفتر رو بگیر
و به دربار گزارش بده
اعلام میکنی که یانگ ژن
با فروش زندانی ها برای خودش ثروتی به پا کرده
یه اتفاق غیر منتظره افتاد
که به زندانی ها اجازه داد به زمین های شکار فرار کنن
و مزاحم اعلیحضرت بشن
یانگ ژن که شدیدا شرمگین بود
خودکشی کرده
و مرده
ارباب
...چرا شما
من باید تقصیرو به گردن بگیرم
فقط اینطوری اتفاقی برای ولیعهد نمیافته
و تو هم میتونی فرار کنی
میتونیم بریم پیش شاهزاده جینگ
نه
شاهزاده جینگ فرد مورد علاقه اعلیحضرته
و در هرموقعیتی با عالیجناب مخالفت میکنه
اگه تاج و تخت
به دست کسی بیافته که انقدر راحت ادم میکشه
ین بزرگ به خطر میافته
مردم زجر میکشن
ارباب
نیازی نیست زندگیتون رو
برای ولیعهد فدا کنین
من فقط پسر یه اسطبل دار بودم
اگه به خاطر این که عالیجناب مکتب رو باز کرد نبود
هیچ وقت اموزش نمیدیدم و یکی از مقامات رسمی نمیشدم
بعد ازاین که وارد دربار شدم
عالیجناب بودن که بدون درنظر گرفتن گذشته ام
به من ارتقا مقام دادن
به نظر من عالیجناب
امپراتور فوق العاده ای میشن
سون تونگ
میخوام یه کار دیگه ام بکنی
بعد از رفتنم
یه نامه به کاخ شرقی بفرست
عالیجناب
خدانگهدار
استاد
فرمانده یانگ معمولا درباره ی درخت عناب محل زندگیش صحبت میکرد
و ارزو داشت یه روز برگرده
الان دور از خونه با بی ابرویی از دنیا رفت
فرمانده یانگ
از دنیا رفته
عالیجناب لطفا تسلیت منو قبول کنین
یکی رو بفرست که یانگ ژن رو به زادگاهش برگردونه
و اون رو زیر درخت عناب حیاط خونه اش دفن کنه
برای سه نسل به خانواده اش کمک کنین
بله
عالیجناب
الان که فرمانده یانگ تقصیر رو گردن گرفته
زندانی که چینگ یان نجات داده
هیچ خطری برای ما نداره
و مهم نیست که چی میدونه
برادر سوم خطرزیادی به جون خریده
حتما به پرونده چینگ ژو مرتبطه
در طول مسیر ایست بازرسی بذار
و مانع چینگ یان و همراهاش شو
کاری نکن لومی مشکوک بشه
بله
یانگ ژن
ممنونم
میخوام برم خونه
میخوام برم خونه
خودشو زده به دیوانگی
نه
به نظر واقعا دیوانس
برش گردونین ژائو جینگ
اگه واقعا مریض بود
بذارین طبیب درمانش کنه
اگه دروغ میگفت
عالیجناب میدونه باهاش چی کار کنه
میخوام برم خونه
بریم
میخوام برم خونه
حرکت کن
میخوام برم خونه
و نون سفید بخورم
میخوام نون سفید بخورم
میخوام نون سفید بخورم
عجله کن
صبرکنین
بریم
منو نکشین
منو نکشین
اینجا یه نقطه بازرسی برپا کنین
هیچ کس اجازه عبور نداره
بله
عالیجناب
شاهین ولیعهد رو بکشم؟
نه
اگه به شاهین شلیک کنی
ولیعهد میفهمه تو ژونگ شن هستیم
عالیجناب نقشه اتون چیه؟
نیازی نیست از عالیجناب بپرسی
وقتی اماده باشن دستور میدن
نگران چینگ یانم
[عالیجناب لی چینگ نجات پیدا کرد
[نگهبان های سلطنتی محاصره امون کردن] لی چینگ نجات پیدا کرده
نگهبان های سلطنتی محاصره امون کردن
به اون شاهین شلیک کن
عالیجناب مگه نگران نبودین که ولیعهد متوجه موقعیتمون بشه؟
نقشه تغییر کرد
چینگ یان درخطره
بله
ژونگ شن
شاهزاده جینگ تو ژونگ شن پنهان شده
ولی ژونگ شن خیلی پهناوره
گشتنش نیروی زیادی میخواد
برای متوقف کردن چینگ یان هم نیرو میخوایم
...خب
تمام نیروها رو جمع کن
و به ژونگ شن بفرست
تمام خروجی ها رو ببند
باید شاهزاده جینگ رو پیدا کنی
بله
همگی گوش کنین
شما دونفر همین جا بمونین
بقیه اتون دنبال من بیاین
بله
اگه ولیعهد متوجه موضوع عجیبی بشه
من موقعیتم رو لو میدم
تا برات زمان بخرم
نه
دارین خودتون رو به خطر میندازین
از دستورم پیروی کن
بله
با من حمله کنین
بریم
منو نکشین
از لوشان به زونگ شن
فقط یک روز طول میکشه
از این فرصت برای اماده شدن استفاده ممیکنیم
زمین تکون میخوره
ولی اسمون جوابی نمیده
فردا صبح
مه سبکی هست
منو نکشین
منو نکشین
من نون سفید میخوام
منو نکشین
الان درامانیم
شماها ببرینش ژائو جینگ
بله
من نون سفید میخوام
نون سفید
نون سفید میخوام
از کلاغ های میترسی؟
ازشون نمیترسم
فقط بدم میاد
به دقت بگردین
اگه با شاهزاده جینگ رو به رو شدین
علامت بدین
بله
برین
اتیش روشن کنین
علامت بدین
رو به رو ان
دنبالشون کنین
دنبالشون کنین
شاهزاده جینگ رو بکشین
پانگ
پانگ
پانگ
ژنرال
من پانگ چی از ارتش وی بی
ماموریتم رو تموم کردم
پانگ
لائو پانگ
می لین
عالیجناب رو بردار برو
عالیجناب
عالیجناب برین
بریم
بریم
دنبالشون برین
بله
بریم
جدا میشیم و به قله شیائویون میریم
یه سرباز سابق ارتش وی بی
بله
نمیتونن جای دوری رفته باشن
عالیجناب
داخل کلبه ردی از شاهزاده جینگ هست
ولی کسی نیست
با شخصیت برادر سوم
حتی اگه محاصره هم بشه
بدون مبارزه تسلیم نمیشه
عالیجناب
اون علامت اتش شاهزاده جینگ عه
قله شیائویون
اونا قله شیائویونن
عالیجناب بریم دنبالشون؟
اگه نگهبان های سلطنتی هم دیده باشن
به اونجا میرن
از کجا میدونستین که ولیعهد قطعا به قله شیائویون میره؟
به خاطر این که نمیتونه خطر کنه
جست و جوی دوباره کوهستان
یک روز زمان میخواد
ولی بررسی قله شیائویون
فقط نصف روز زمان نیاز داره
اگه ولیعهد میخواد منو بکشه
مجبوره که این ریسک رو به جون بخره
بریم
فقط وقتی به لوشان برسیم
پیروز میشیم
ازاینجا به لوشان برمیگردیم؟
مسیر ناهمواره
ولی امنه
جایی نیست که بتونیم با تکیه بهش بالا بریم
حتی فکر اینم کردین
وقتی بچه بودم یه بار از این مسیر رفتم
و به صخره غروب آفتاب رسیدم
اگه به خاطر اون حادثه نبود
میتونستم به راحتی به اینجا برسم
من اول میرم
در طول این مسیر
اب و غذا هست
چینگ یان حواس سربازها رو پرت کرده
برای الان در امانیم
ولی اگه ولیعهد
ادم بفرسته که تو صخره غروب افتاب جلومون رو بگیره
به تله میافتیم
جرات این کارو نداره
من تو صخره غروب افتاب ناپدید شدم
پدر قطعا ادمای مورد اعتمادش رو
روی صخره برقرار میکنه
مگر این که ولیعهد ارزوی مرگ داشته باشه
وگرنه
جرات نمیکنه منو درست زیر دماغ پدر بکشه
فقط چکاوکن
از کلاغ ها متنفرم
چون همیشه منتظر مرگ کسی میمونن
کلاغ ها فقط مرده ها رو میخورن
تا وقتی نفس بکشی
ازت میترسن
حقیقتش اینه از مرگ میترسم
ولی نمیتونم بمیرم
حداقل توی این مسیر انتقام نه
عالیجناب شما چی؟
از چی میترسین؟
از باختن
هرکسی که موقعی توی میدون مبارزه بوده
از باختن میترسه
میدون مبارزه
مکان کشت و کشتاره
به جز کشتن
وقت نداری به چیز دیگه ای فکر کنی
وقتی همرزمت میمیره
فقط سه ثانیه برای عزاداری وقت داری
ارتش وی بی یه دستور داشت
در طول جنگ
اگه همرزمی از دنیا میرفت
ما سه بار به سینه امون ضربه میزدیم
این روش ما برای عزاداری بود
تو میدون جنگ
فقط پیروزیه
که میتونه به کشتار خاتمه بده
برای ژنرال ها
این که
در سریع ترین زمان ممکن
پیروز بشن بزرگترین محبته
به نظر میرسه
انقدر میخوام پیروز بشم
که فراموش کردم
دیگه ژنرال وی بی نیستم
انتقام گرفتن
مثل رفتن به میدون جنگ نیست
عالیجناب
گول خوردیم
با درنظر گرفتن این مسیر دارن به لوشان برمیگردن
دنبالشون کنین
بله
دست بردارین
یک روز ازشون عقبیم
محاله بهشون برسیم
عالیجناب
این مسیر به صخره غروب افتاب میره
میتونیم به افرادمون بگیم
از پایین صخره رو محاصره کنن
ولی بالای صخره توسط افراد پدر محافظت میشه
نیروهامون نمیتونن کاری کنن
برگشت ازاینجا تا صخره غروب افتاب چقدر طول میکشه؟
حداقل پنج روز
اگه یه نفر پنج روز اب و غذا نخوره
چی میشه؟
چی پیشته
بوش خیلی بده
ژنرال
باقی مونده های شکاره
بوی اجساد باقی مونده خیلی زیاده
و بهم دستور دادن دور از
زمین شکار دفنشون کنم
صخره غروب افتاب بسته ست
یه جا دیگه دفنش کن
بله
اب مسوم شده
ولیعهد اب رو مسوم کرده
تا مارو گیر بندازه
الانم حتما افرادش رو فرستاده
تا پایین صخره رو محاصره کنن
راه برگشتی نیست
فقط میتونیم به جلو حرکت کنیم
ولی اگه
...اب و غذا نخوریم
ولیعهد
به مسموم کردن اب برای گیرانداختنمون ادامه میده
چینگ یان
متوجه این مووضع میشه
و به کمکمون میاد
...ولی اگه به موقع نرسه
من یه بار
یه حمله رو به اردوگاه شی ین رهبری کردم
یه ادم میتونه چهار روز بدون اب و غذا دووم بیاره
اگه اون موقع تونستم از میون یه مشت جسد زنده برگردم
الانم
میتونم دوباره انجامش بدم
باهم دیگه نجات پیدا میکنیم
به سلامتی
اعلیحضرت نگران شاهزاده جینگه
کی حوصله شکار داره؟
الان
کارمون به کباب کردن خرگوش رسیده
این همه روز گذشته
هنوز یه زندانی ندیدیم
همه ی اینا نمایشه؟
داری میگی
شاهزاده جینگ از قصد ناپدید شده؟
چرا باید این کارو کنه؟
یه ازمایشه
شاهزاده جینگ دارن علاقه اعلیحضرت به خودشون رو امتحان میکنن
نگاه کن
الان کل دربار میدونن که
شاهزاده سوم فرد مورد علاقه اعلیحضرته
از بابت توانایی و تاثیرگذاری
ولیعهد خیلی بهتر از شاهزاده جینگه
ولی هیچ چیز
قابل مقایسه با علاقه خود امپراتور نیست
این صحبت ها الان فایده ای نداره
بیاین فقط
شاهزاده جینگ رو پیدا کنیم
ببرش
به سلامتی
همه میگن شاهزاده جینگ از عمد ناپدید شده
شاهدخت نگران نباشین
کی نگران اونه؟
اون مرد حقه بازیه
بانوی من اعلیحضرت اینجا نیستن
شاهدخت چرا به موقعیت شاهزاده جینگ اهمیت میدین؟
اعلیحضرت چند روزه غذا نخورده
نگران اعلیحضرتم
همیشه با من مهربون بودن
ولی کاری نیست که بتونم بکنم
بگو ببینم
خدایان از امپراتور ین بزرگ محافظت میکنن؟
مطمئن نیستم
ولی حتما
از شما محافظت میکنن
مگه پیش خدایان دعا نکردین
که بانو می لین با ارباب یوئه چین باشه؟
شاید این نشونه ای از خداونده
به خاطر همینم شاهزاده جینگ برنگشته
منظورم اینطوری نبود
درسته که شاهزاده جینگ ادم خوبی نیست
ولی هنوزم انسانه
پس باید سریع به خدایان دعا کنین و ارزوتون رو پس بگیرین
خدایان عزیز
تمام ارزوهای من صادقانه بوده
لطفا براورده اشون کنین
ولی نمیخوام اتفاق بدی برای شاهزاده جینگ بیافته
لطفا شاهزاده جینگ رو سالم بگردونین
اگه شاهزاده جینگ برگرده
اعلیحضرت اشتهاشون برمیگرده
چند روزه که خوب غذا نخوردن
شاهدخت
داره دیر میشه
بیاین برگردیم
عالیجناب
ژنرال یین و نیروها برگشتن
به نظر میرسه که
یکی از زندانی ها زخمیشون کردن
بی ادبی من رو ببخش
شنیدم زخمی شدی
کجات زخمی شده؟
کی بهت صدمه زد؟
در طول دستگیری یه جراحت سطحی برام پیش اومد
مهم نیست
طبیب سلطنتی بیرون چادره
بذار درمانت کنه
نصف روز برای گرفتن نیروها عقب افتادم
برای شاهزاده جینگ این نصف روز خطر بیشتره
مهم ترین موضوع الان
پیدا کردن شاهزاده جینگه
لو می
درباره ی برادر سوم خبری شده
چرا باهام نمیای
که به پدر گزارش بدیم؟
تو گفتی جینگ هه تو ژونگ شن بود و
با اتش علامت داده
نگهبان های سلطنتی که گشت زنی میکردن دیدن
من به ژونگ شن رسیدم
ولی برادر سوم اونجا نبود
فقط یه کلبه شکار پیدا کردم
که پر ازدارو و غذا بود
و به نظر نمیرسید که متعلق به شکارچی باشه
شاهزاده جینگ از قصد ناپدید شده؟
لطفا منو ببخشین
تو هم همینطور فکر میکنی؟
برادر سوم و من باهم شاهینی بزرگ کردیم
و من یه شاهین مرده تو ژونگ شن پیدا کردم
کمان داخلش
نشون عمارت شاهزاده جینگ رو داره
جینگ هه داره چی کار میکنه؟
پدر اروم باشین
حداقل این نشون میده
برادر سوم الان در امانه
باشه
خوبه که خبری شده
بخش اول ارتش لو لین تو
زمین های شکار میمونن
و تو هم شخصا گروه دوم رو رهبری میکنی
و جینگ هه رو برمیگردونی
مهم نیست که داره چی کار میکنه
فقط برش گردون
بهش بگو این فرمان منه
و باید مطمئن بشی که در سلامته
بله پدر
اعلیحضرت
من میتونم به عالیجناب
در جست و جو برای شاهزاده جینگ کمک کنم
برای اوردن نیروها دچار تاخیر شدم
اگه اتفاقی برای شاهزاده جینگ بیافته
نمیتونم از این اشتباه فرار کنم
تقصیر تو نیست ژنرال یین
یانگ ژن ژنرال ارتش لو لین زندانی ها رو ازاد کرد
و خودشو برای مجازات کشت
معاونش سون سونگ حتی جرات کرد بهت صدمه بزنه
باید شدیدا مجازات بشه
هرطور لازمه
به موضوع ارتش لولین رسیدگی کن
ژنرال یین
به ولیعهد کمک کن
تا شاهزاده جینگ هه رو پیدا کنه
بله
بله پدر
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.