Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
[منو بکش و عاشقم باش]
[قسمت دوازدهم]
شنیدم
تمام زیباروهایی که سوختگی دارن
قراره با ارباب یوئه چین
تحت پوشش این که تو مطالعاتشون مردود شدن به شی ین برگردن
واقعا؟
قراره برگردیم شی ین؟
من نمیخوام به شی ین برگردم
پدرم منو به کاروان ازدواج صلح افرین فروخت
من دیگه خونه ای ندارم
ترجیح میدم تو ین بزرگ بمونم و به دنبال یه زندگی بهتر باشم
ا جیا
چیزی نیست
میتونی بیای خونه ی من
خونه من خونه تو هم هست
من نمیام
اگه
همسایه اتون عاشق من بشه چی؟
اون موقع چی کار میکنی؟
[حیاط چینگ گو] همچین چیزی نمیشه
اون فقط منو دوست داره
هیچ وقت نگفته که دوستت داره
از کجآ میدونی؟
بارون گرفت
...اون
خیلی خوب ازم مراقبت میکرد
چطور مراقبت میکرد؟
چی کار میکرد؟
...اون
وقتی هوا سرد میشد بهم میگفت لباس بیشتری بپوشم
وقتی غذآ میخوردیم نگران بود که به اندازه کافی نخورده باشم
عشق اینه؟
اره
منم بهت گفتم خوب غذا بخور و لباس گرم بپوش
خب
وقتی خوشحال بودم خوشحال بود
وقتی نااراحت بودم خوشحالم میکرد
و
هرچیزی که میگفتم رو حتی بهتر از خودم حفظ میکرد
خب
این عشقه دیگه نه؟
نمیدونم که دوستت داره یا نه
ولی
میدونم که تو دوستش داری
بس کن
آ می
نظر تو چیه؟
منو دوست داره؟
چرا از خودش نمیپرسی؟
دقیقا
وقتی برگشتی شی ین ازش بپرس
اگه جرات نداشت اعتراف کنه که دوستت داره
دیگه فراموشش کن
آ می
اینو امتحان کن
کیک های گل دیوان مراسمات خیلی زیبان
ولی مزه خوبی ندارن
شیرینه
آ می کجآ میری؟
داره بارون میاد
آ می
مراسم اعطای مقام به زودی برگذار میشه
هیچ کدوم از زیبارویان صلح افرین
نمیتونن بدون فرمان سلطنتی از دیوان مراسمات بیرون برن
از دایه شانگ مرخصی گرفته
ارباب یوئه چین
بانو
فرمان سلطنتی مانع از خروج زیبارویان صلح افرین
قبل از مراسم اعطای مقام شده
حتی با گرفتن اجازه هم
نمیتونن برن بیرون
شنیدم که
این محدودیت
به خاطر جاسوس های شی ین هستش
قبلا
چون شما کمکشون میکردین رفت و امد براشون خیلی راحت تر بود
ولی الان که دارین که به شی ین برمیگردین
لطفا مراقب باشین که
دردسری
برای خودتون درست نکنین
برای یاد اوریتون ممنونم
معذرت میخوام
این بار نتونستم کمک کنم
الان فهمیدم چرا قبلا اجازه گرفتن انقدر راحت بود
چون که شما بهم کمک میکردین
ممنون ارباب جوان
بذار برت گردونم
ارباب جوان
ارباب جوان
متوجه مسئله ای شدم
سوختگی اون زیبارویان
به دست افراد شاهزاده جینگ اتفاق افتاده
دلیل واقعی که
دارن به شی ین برگردونده میشن همینه
پس جاسوسی درکار نبوده
اونا فقط مهره هایی تو
جنگ قدرت ین بزرگ بودن
می لین
چطور ممکنه که اونا اهمیتی به مهره های بی ارزش بدن؟
ارباب جوان
بهشون هشدار بدیم؟
البته
ولی الان نه
به قصر فنگ هوا خبر بفرست
بگو که به کمک خواهرم نیاز دارم
بله
جینگ هه الان
خیلی بآ می لین
درگیر شده و
لو می اونو انتخاب نمیکنه
اعلیحضرت
این چای جدید امساله
من خودم چیدمش
لطفا بچشین
ببخشید اعلیحضرت
صیغه یان میخوای چیزی بگی؟
اعلیحضرت
یه درخواستی دارم
اگه خنجرو پس میخوای
خیلی زوده
نه موضوع اون نیست
پس چیه؟
بهت اجازه میدم
برادرت رو قبل رفتنش به شی ین ببینی
واقعا؟
اعلیحضرت
شما واقعا بهترینی
تو اینده
فقط بهم بگو چی میخوای
این یعنی
با هرچیزی که بخوام موافقت میکنین؟
بستگی داره چی بخوای
این اولین چیزیه که قراره ازتون بخوام
موافقت میکنین درسته؟
مگه من الان ارزوت رو براورده نکردم؟
گذاشتم برادرت رو قبل رفتن ببینی نذاشتم؟
اون حساب نیست
من که نخواستم
شما خودتون اجازه دادین
الان واقعا کنجکاو شدم
بدونم چی میخوای؟
اعلیحضرت
فردا مراسم اعطای مقامه زیبارویانه
میخوام ازتون بخوام می لین رو تو قصر فنگ هوا بذارین
می لین؟
خانم جینگ هه؟
اعلیحضرت
تو راه پایتخت می لین یه بار زندگی منو نجات داد
منم نتونستم مهربونیش رو جبران کنم
ادمای دیوان مراسمات میگن
شاهزاده جینگ خیلی می لین رو دوست داره
ولی میترسم که سختی بکشه
...هرچی نباشه
بهتره هیچی نگم
وگرنه میشه نافرمانی از شما
میترسی جینگ هه در خفا ازش انتقام بگیره؟
نگران نباش
این کارو نمیکنه
اعلیحضرت
لطفا بذارین برای یک سال
می لین تو قصر فنگ هوا بمونه
وقتی ازدواج کرد میتونه بره
می تونه موقعیت اجتماعیش رو بالا ببره
و محبت من رو جبران کنه
اگه عشق شاهزاده جینگ نسبت بهش درست باشه
نباید ترسی از زمان داشته باشه
[معدن کوهستان غربی]
معدن کوهستان غربی
و زمین های شکار لو شان
فقط پنجاه لی باهم فاصله دارن [میشه نیم کیلومتر]
سرورم
خیلی خطرناک نیست؟
این تنها راه
برای برنده شدنه
اگه لی چینگ رو نجات بدیم
میتونیم با یه حرکت ولیعهد رو شکست بدیم
[کتاب مقدس]
[تالار وان آن]
عالیجناب
ارباب یوئه چین
برای خداحافظی اومده
...چی کار میکنی؟
در طول این سه سالی که تو ین بزرگ بودم
شما خیلی مراقب من بودین
از اونجایی که قراره برم
برای تشکر
یه هدیه کوچیک براتون اوردم
تو دوست صمیمی پدرم هستی
کارهای من کارهای ناچیزی بودن
خجالت میکشم
این هدیه رو قبول کنم (م:عره عره تو راست میگی)
لطفا
عالیجناب
برای رد کردنش عجله نکنین
[جوهر،رمز سیما]
[اموزه های سه گانه،ایین دوران باستان] اینا
مجموعه ای از افسانه هاییه
که من در طول این سال ها جمع کردم
اعلیحضرت معمولا هم
برای سرگرمی
و هم برای درک بیشتر مطالعه اشون میکنه
و
این
یه بخور مخلوط مخصوصه که
که حاوی تیان مو
لونگ شین
چوب صندل
و عوده
ذهن رو اروم میکنه
منفی گرایی رو دور میکنه
اعلیحضرت از این برای کم کردن امور دولتی
استفاده میکنن
پس این بخوریه که پدر استفاده میکنه
تعجبی نداره که تو دوست صمیمیش هستی
پس
ازت تشکر میکنم
همچین هدیه ارزشمندی رو
ارباب جوان
باید برای شاهزاده جینگ هم بفرستی
یه هدیه
برای قدردانی گذشته و
و حسن نیت برای اینده ست
به نظر من
اینده ین بزرگ در دستان شماست عالیجناب
پس این هدیه
فقط برای شماست
خیله خب
ولی
ارباب جوان
یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم
بفرمایین عالیجناب
درباره ی اون ده زیبارویی که قراره باهات به شی ین برگردن
مدام به
مشکوک بودن زادگاهشون فکرمیکنم
پدر نمیخواد به خاطر
درگیری های سیاسی وارد این مسئله بشه
ولی برای جلوگیری از مشکلات اینده
اونا نمیتونن زنده بمونن
اگه تو
حاضری که نگرانی من رو کمتر کنی
چرا نمیای اینجا
که باهم چایی بنوشیم؟
میتونم این افتخار رو
داشته باشم که
در کنار شما خدمت کنم؟
خوبه
دقیقا
دقیقا
در نگاه من
اینده شی ین هم در اختیار تو هستش
به خاطر برگشتت
ارزوی موفقیت
برات میکنم
ممنون عالیجناب
ارباب یوئه چین
فکر میکردم
تو مردی هستی
که از درگیری دوری میکنه
من فقط
راه جدیدی رو انتخاب کردم
عالیجناب
کل شب نخوابیدین
باید استراحت کنین
عمارت ژان یوئه اون سمتی نیست
کجا داره میره؟
[حیاط شوانگ لین]
[حیاط شوانگ لین]
[حیاط شوانگ لین]
عالیجناب
عالیجناب
زود اومدین
زیبارویان تا ساعت
وو به عمارت هاشون فرستاده نمیشن (یازده صبح تا یک ظاهر)
الان ساعت چنده؟
تازه از ساعت چن رد شدیم (ساعت هفت صبح تا نه صبح)
وقتی زمانش رسید
شخصا خودت برو دنبالش
بله
بانوی من همیشه میگفتن
زمانی که با کسی که دوستش دارین ازدواج کنین
متوجه میشین
شبانه روز دل تنگ کسی بودن چه حسی داره
کی فکرش رو میکرد که
بتونیم به شی ین برگردیم؟
دیدن ین بزرگ
تجربه خیلی خوبی بود
ولی
آ دای نتونست باهامون برگرده
ا یی
ا جیا
تو سفر مراقب خودتون باشین
آ می
تو هم مراقب خودت باش
اگه شاهزاده جینگ خوب باهات رفتار نکرد
فرار کن
نگران نباش- ...من-
آ می از همه ما مهارت بیشتری داره
هرجا بره چیزیش نمیشه
وقتی رسیدین شی ین
برام نامه بفرستین
مراقب باش آ می
سوار ارابه بشین
مراقب باشین
برادر
اگه نتونستی تحمل کنی
فقط برگرد ین بزرگ و می لین رو باخودت ببر
وقتی من اینجا نیستم
مراقب خودت باش
اگه شاهزاده جینگ برات دردسری درست کرد
برای کمک پیش اعلیحضرت میرم
نگران نباش
هرچیزی که گفتی به یادم هست
می لین
می لین
شاهدخت
برادرم میگه به زودی به ین بزرگ برمیگرده
برادر
می لین و من منتظرت میمونیم
ارباب جوان
زود برگردین
مراقب باش
مراقب باشین
ارباب جوان
داره دیر میشه
می لین
باید عجله کنیم
به زودی فرمان سلطنتی اعلام میشه
باشه
یون یان،یی گو قصر شرقی
ا لان لینگ سائو عمارت شاهزاده جینگ
آ مینگ،ا یان عمارت ژنرال یین
...این ادم
من این ادمو قبلا دیدم
اون یکی از نگهبانان مخفی قصر شرقیه
باید به ارباب جوان خبر بدم
می لین
می لین
می لین
فرمان سلطنتی تو هم به زودی اعلام میشه
شاهدخت- فرمان سلطنتی اینجاست-
می لین فرمان رو قبول کن
می لین از شی ین
برای شخصیت با فضیلت تو
و توانایی هایت
انتخاب شدی
تا در قصر فنگ هوا
تحت نظر صیغه یان خدمت کنی
فرمان سلطنتی به پایان رسید
می لین
خوشحال نیستی؟
اجازه نداشتم از قبل بهت بگم
اعلیحضرت
نمیخواست که شاهزاده جینگ بفهمه و دخالت کنه
...پس
شاهدخت
متوجه نگرانیتون هستم
ولی من یادم رفت چیزی رو به ارباب یوئه چین بدم
باید عجله کنم و بهشون بدمش
پس برو
با ظاهر ساده خیلی بهتر به نظر میای
ظاهر مجللت هم به نظر خوب میاد
عالیجناب
...اومد- سرورم-
می لین رو به قصر فنگ هوا فرستادن
سرورم
صیغه یان ازم خواستن بهتون بگم
که بانو می لین
نتونستن از ارباب یوئه چین جدا بشن
و برای بدرقه اشون رفتن
نیازی نیست که برید
چینگ یان
کاروان شی ین رو دنبال کن
بله
می لین؟
تقصیر من بود
نتونستم ازشون مراقبت کنم
ا جیا
اجیا بلند شو
بلند شو
ا جیا
ا یی
نخواب
بیدار شو
بیدارشو
بلند شو
می لین
من برشون میگردونم
میبرمشون خونه
اروم باش
نباید اینطوری برن خونه
اونا بیگناه بودن و
تو جنگ قدرتی که تو ین بود گرفتار شدن
منم مهره ای بیش نیستم
حتی قدرت نجات دادنشون رو هم نداشتم
وقتی که رفتین
دیدم
یکی از سربازهای قصر شرقی دنبالتون کرد
این کار ولیعهد بوده؟
می لین خودسر رفتار نکن
تو الان متعلق به قصر فنگ هوا هستی
سرنوشتمون بهم گره خورده
باور کن
که هیچ کس نمیتونه بهت صدمه بزنه
زنده بمون و منتظر برگشتم بمون
اگه میخوای حقیقت رو بدونی
از شاهزاده جینگ بپرس
این دخترا رو
من به خونه میبرم
ارباب جوان
من اونا رو به شمآ میسپارم
نباید دیده بشی
وگرنه ولیعهد هیچ وقت نمیتونه
از این ماجرا نجات پیدا کنه
نمیتونم تحمل کنم یه
آ دای دیگه جلوی من بمیره
ولیعهد نتونست به حساب تو برسه
برای همینم اون نشون سوختگی رو
برای متهم کردن من جعل کرد
ادعا کرد که من از اون زیبارویان برای رشوه دادن به مقامات استفاده کردم
و موقعیت ولیعهد رو به خطر انداختم
چی کار کردی؟
راهزنها
برای پول ادمای شی ین رو کشتن
و بهشون رسیدگی شد
الان
هم ین بزرگ و هم شی ین
جوابشون رو دارن
ارباب یوئه چین
ادم دقیقی هستی
بذارین که خودم
برای برگردوندنشون
به شی ین
برای مراسم ترحیم خواهش کنم
ارباب یوئه چین
ادم دلسوزی هستین
این کار انجام شده و
من باید برای گزارش به قصر شرقی برگردم
خدانگهدار
ارباب یوئه چین
خدانگهدار
ارباب جوان
زمانمون داره تموم میشه
باید بریم
به موضوع زیبارویان رسیدگی شده
و اعلیحضرت شما رو نمیبینن
سرورم
لطفا برگردین
یه راه دیگه پیدآ میکنم
هرچی هم بشه
...نمیذارم
با اون ده زیبارو چی کار کردین؟
اون نشون سوختگی روی مچ دستشون
کار شما بود؟
اره
قبلا ازتون پرسیدم
و بهم دروغ گفتین
چرا؟
تو هم خودتو سوزوندی و به من چیزی نگفتی
درست مثل تو
داشتم تلاش میکردم زمان بخرم
ولی میدونین که
آ دای به خاطر این موضوع مرد
من قصد کشتن کسی رو نداشتم
ولی وقتی اون نشون رو روی دستشون گذاشتین به کشتنشون دادین
اون ده زیبارو هیچی نمیدونستن
اونا فقط چون شما انتخابشون کردین
تبدیل به مهره شما شدن
و الان ببینین چی شد
منم مهره شمام
منو باش که فکر میکردم توی این انتقام هردوی ما کنار هم هستیم
خنده دار نیست؟
یه بازیکن
و یه مهره
برای برنده شدن باهم کار میکنن
نه برای برگردوندن صفحه بازی
یه مهره
هیچ وقت نمیتونه برنده باشه
تنها چیزی که من میخواستم
عدالت برای بیگناهان بود
فکر میکنی من چیز دیگه ای میخواستم؟
هرکاری کردم
برای این بود که مطمئن شم مقصر اون اتیش سوزی مجازات میشه
و بیگناهی ارتش وی بی اثبات بشه
که روح اون صد هزار نفر ادم بیگناه تو چینگ ژو
بلاخره به ارامش برسن
ولی راهی که
به دنبال عدالت برای بیگناهان هستین
حتی درنگاه خودتون احمقانه نیست؟
داریم با کسی مبارزه میکنیم که
اون صدهزار نفر ادم بیگناه رو قتل عام کرد مهمه که روشمون احمقانه باشه یانه؟
این چیزیه که درنگاه من احمقانه ست
میدونی دشمنمون کیه؟
دشمن ما ولیعهده
سیاست های دربار هم به اندازه میدون جنگ خشنه
تو میدون جنگ
تنها چیزی که مهمه پیروزیه
از این لحظه
دیگه باهاتون کار نمیکنم
عالیجناب
ولیعهد کسی بوده که اون ده زیبارو رو ساکت کرده
چی؟
وقتی که من به کاروانشون رسیدم
بانو می لین
درباره ی مرگشون خبر دار شده بود
احتمالا یوئه چین با ولیعهد متحد شده
غیرممکنه که کشتنشون
بدون کمک از کسی انقدر راحت پیش رفته باشه
هرچیزی میدونی بهم بگو
ارباب
بعد ازاین که جسدها رو سوار کردن رفتن
چیزی ندیدم
من دیگه میرم
این قرص مرگ تقلبی شی ینه
عالیجناب
مدیر اینجا گفت
که وانگ چوان از قصر شرقی اینجا بوده
درست میگفتین
یوئه چین و ولیعهد
باهم متحد شدن
چینگ یان
ما دست کم گرفتیمش
ارباب جوان
نگران نباشین
به لطف قرص مرگ تقلبی
تونستیم ولیعهد رو گول بزنیم
دیروقته
بیا یکم استراحت کنیم
و بعدش به سفرمون ادامه بدیم
ارباب یوئه چین واقعا کارت خوب بود
یه تیرو دونشون زدی
ادمای شی ین نباید بیهوده بمیرن
و می لین هم نباید توسط شما گول بخوره
عالیجناب
همتون
یه نامه برای می لین بنویسن و بهش بگین زنده این
اون همین الانشم بار مرگ صدهزار نفر از ادمای چینگ ژو رو به دوش میکشه
ده نفر دیگه به اون بار اضافه نکن
نیازی نیست نامه ای بنویسن
این نامه
رو قرار بود بعد برگشتن به شی ین براش بفرستم
ولی الان که اینجایین
[برای می لین]
به شمآ میسپارمش
عالیجناب دروغ های شما درنهایت برملآ میشه
نیازی نیست که من از زندگی این ادمها توی این بازی معمایی استفاده کنم
مورونگ جینگ هه
تو هم لیاقت اینو نداری که درکنارش باشی
بریم
نمیخواین نامه رو بخونین؟
حداقل نمیخواد به می لین صدمه بزنه
ولی اگه ارباب یوئه چین
دروغی تو نامه گفته باشه چی؟
اینطوری بانو می لین از قبل هم بیشتر ازتون بیزار میشن
[برای می لین]
این نامه برای اونه
و من نباید بخونم
[قصر سلطنتی]
متوجه شدم این اواخر خیلی خوشحال نیستی
به اینجا عادت نکردی؟
نه
میدونم قصر فنگ هوا قوانین زیادی داره
ولی همیشه میتونیم راهی برای دور زدنشون پیدا کنیم
نگاه کن
یه چیزی برات اوردم
این شراب بامبوییه که برادرم گذاشته
الان
میتونیم هروقت که خواستیم باهم بنوشیم
میدونم که نوشیدنی خوردن رو دوست داری
هروقت که ناراحتم
ازاین شراب بامبو میخورم
بفرمایین شاهدخت
به سلامتی
یه چیزی بهت میگم
روز مراسم اعطای مقام
شاهزاده جینگ با امید این که بتونه برت گردونه به دیدار اعلیحضرت اومد
ولی اعلیحضرت ردش کرد
فکر میکردم سروصدا به پا کنه
در کمال تعجب خیلی ساکت بود
شاهدخت
شاهزاده جینگ میخوان شمارو ببینن
شاهزاده جینگ
اینجا قصر فنگ هواست و منم یه فرمان سلطنتی دارم
نمیتونی ازاینجا ببریش
بانوی من نگران نباشین
حالا که می لین به قصر فنگ هوا اومده
من جرات اینو ندارم که ببرمش
فقط میخواستم یکم باهاش صحبت کنم
و بعدش میرم
از این لحظه به بعد
باهاتون کار نمیکنم
من حرف دیگه ای
برای زدن به شما ندارم
اون زیبارویان نمردن
اگه به من باور نداری
به اون باور کن
[برای می لین]
می لین
نگران نباش
دخترا به سلامتی به شی ین برگشتن
برای گول زدن ولیعهد
حقیقت رو پنهان کردم
مراقب باش
زنده بمون و منتظر برگشتنم باش
هیچ وقت
قصد کشتنشون رو نداشتم
میدونم
ولی زندگی اونا
هیچ وقت اولویت شما نبوده
اینا برای توعه
از حیاط شوانگ لین اوردمشون
حالا که قراره هرکس راه خودش رو بره
دیگه نیازی نیست
وانمود کنین که منو دوست دارین
خداحافظ
[کناره اب معطر]
عالیجناب
حالا که تو قصر هستین
اعلیحضرت میخوان شمارو ببینن
پدر
لطفا کمی چای بنوشین
چی شده؟
فکر میکنی دارم غر میزنم؟
پدر
متوجه قصدتون هستم
حالا که متوجه ای
پس دیگه به قصر فنگ هوا نیا
پسرم
وقتش رسیده ازدواج کنی
مادرت همیشه به خواسته های تو سرخم میکرد
ولی من نمیکنم
ژنرال یین اینجاست
عرض ادب
اعلیحضرت
ژنرال یین میتونی بلند بشی
شکار تو زمین های لوشان نزدیکه
من همه جا رو بررسی کردم
و همه چیز اماده ست
عالیه
ژنرال یین
بشین
لو می
حالا که به پایتخت رسیدی
وقتش رسیده به ازدواج فکر کنی
الان مرزهای ین بزرگ هنوز مشکل دارن
....من
ازدواج یه امر طبیعیه
نمیتونیم به خاطر
امور دولتی اینده اتو به تاخیر بندازیم
نگران نباش
طبق چیزی که قلبت بهت میگه پیش برو
هدف من خدمت به امپراتوریه
این چطوره؟
کسی که جایزه
شکار بهاری رو بگیره
صرف نظر از موقعیتش
همسر اینده من میشه
خیله خب
برنده قهرمانی خواهد بود
که ارزش ژنرال یین رو داره
پسرم
یادت باشه که
تو هرسال برنده میشدی
مطمئنم امسالم
هیچ تفاوتی نداره
اگه شاهزاده جینگ بخوان برنده بشن
مطمئنا جایزه
به ایشون تعلق میگیره
خوبه
بعد شکار بهاری
فرمان رو اعلام میکنم
پدر
بدن من دیگه مثل گذشته نیست
این روزا
فقط میتونم خرگوش شکار کنم
به ژنرال یین قول دادم که میتونه خودش انتخاب کنه
هرکسی که انتخاب کنه
من بهش اجازه میدم
تو شکار بهاری
من جوابتون رو میدم
[قصر سلطنتی]
من هیچ وقت نمیخواستم بکشمشون
♪نسیم گل های بهاری رو پراکنده میکنه♪
♪رویایی که کل شب مملو از غم بود♪
♪افکار پریشان زیر اسمان پرستاره از هم میپاشن♪
♪اگه سرنوشت انقدر غیرقابل تحمله♪
♪من به گل میشینم♪
♪عشق خیلی درمانده ست♪
♪مثل افتادن تو یه چاله♪
عمارتم این اواخر یه اشپز از چینگ ژو استخدام کرده
وقتی اومدی
و حس چشاییت هم برگشت
میتونی خودت قضاوت کنی که
کارش خوبه یا نه
من فعلا این سنجاق سر رو نگه میدارم
وقتی ولیعهد رو شکست دادیم
اگه میخواستی با مادرت صحبت کنی
بیا پیش من
[حیاط شوانگ لین]
[حیاط شوانگ لین]
مادر
اون چطور ادمیه؟
نمیتونم تشخیص بدم
می لین
می لین
می لین
می لین- شاهدخت-
نگران نباش
شاهزاده جینگ دیگه اذیتت نمیکنه
اعلیحضرت بهش دستور داده
که دیگه نباید به قصر فنگ هوا بیاد
[حیاط شوانگ لین]
اینو شاهزاده جینگ کشیده؟
نکنه شایعاتی که میگن تو رو دوست داره
واقعا صحت دارن؟
نه
شاهزاده جینگ ادم صادقی نیست
مادرم میگفت
کسی که توی قصر بیشتر از همه بهت اهمیت بده
کسیه که در سکوت دوستت داره
ابراز عشق و علاقه پر سروصدا فقط مایه دردسره
حتما یه موضوعی پشت علاقه شاهزاده جینگ به تو هست
نه
باید برای خدایان دعا کنیم
و ازشون بخوایم که نذارن دیگه تو رو اذیت کنه
برای خدایان دعا کنیم؟
این گل فراموشی غم شی ینه
وقتی که برای دعا کردن ازش استفاده میکنه
اگه غرق بشه
دیگه اون ادمی که اذیتت میکنه
رو نمیبینی
گل فراموشی غم
کار میکنه
وقتی زی یو اذیتم کرد
با گل فراموشی غم دعا کردم
و روز بعدش تو کاروان ازدواج صلح افرین بودم
چه
دوستم داشته باشه چه نه
ما دیگه باهم غریبه شدیم
و دیگه اهمیتی نداره
بریم شاهدخت
صبرکن
الانه که غرق بشه
یکم دیگه صبرکنیم
گل کاغذی خیلی راحت خیس شده
دیر یا زود غرق میشه
بریم
[حیاط شوانگ لین]
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.