All language subtitles for Kill.Me.Love.Me.EP11.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت یازدهم=

[منو بکش و عاشقم باش]

[قسمت یازدهم]

بعد از اعطای مقامت

حواست به اربابت باشه

اطلاعاتو به شاهزاده جینگ بده

اگه سرپیچی کنی

اخر و عاقبتت میشه مثل آ دای،میمیری

تو کی هستی؟

حواست به اربابت باشه

واقعا فکر کردی این سوختگیت تصادفی بوده؟

هر ده زیباروی شی ین

جدای از هویت جعلیشون

همه روی مچ دستشون رد سوختگی دارن

ژنرال یین

چطوره همه رو دستگیر کنیم و ازشون بازجویی کنیم؟

این مسئله به اتحاد ازدواج بستگی داره

زیادی سروصدا بشه، سخت میشه کنترلش کرد

باید هر مورد رو جداگانه بررسی کنیم

هر ده تا زیبارو سوختن

همشونم رو مچ دست راستشون

واضحه که تصادفی نبوده

اما چرا می لین بینشون نیست؟

با اینکه مچ اونم سوخته؟

ژنرال یین

من فکر میکنم همه اینا

به شاهزاده جینگ مربوط بشه

بررسی کردم

وقتی اون ده تا زیبارو سوختن

دایه لیو حضور داشته قبلا تو کاخ رونگ آن کار میکرده

قطعا طبق دستور شاهزاده جینگ عمل میکنه

این زیباروها قراره مقام بگیرن و

وارد خونه‌های مقامات ین بزرگ بشن

... اگه این یه جور توطئه

سریع نتیجه گیری نکن

متاسفم ژنرال یین اما بیخودی نظر نمیدم

از وقتی می لین وارد دیوان مراسمات حکومتی شده

شاهزاده جینگ مدام به اونجا میره

اون حتی کلی کارای عجیب و غریب براش انجام داده

از نظر من

شاهزاده جینگ از علاقه اش به اون برای ارتباط با

جاسوساش استفاده میکنه

اگه می لین رو برای بازجویی بیاریم

یه چیزی میفهمیم

سرورم

لی چینگ واقعا تو معدن کوه غربی مخفی شده

گاهی اوقات کارگرای معدن شورش‌هایی کردن

لی چینگ توی سیاه‌چال زیر معدن زندانی شده

فرمانده ارتش لولین تو معدن، یانگ ژن

به طور مخفیانه به ولیعهد قسم وفاداری خورده

ژانگ یین به سادگی لی چینگ رو درست زیر نظر ما پنهان کرده

خطر داره، اما شجاعانه‌ست

پس

باید لی چینگ رو درست زیر نظر ولیعهد بگیریم؟

اگه خودمو نگهبان جا بزنم

قطعا توجه ولیعهد رو جلب میکنم

بنظر میاد گرفتن لی چینگ نیاز به یه نقشه ی طول و دراز داره

عالیجناب

یه نامه از دیوان مراسمات حکوتی اومده

گزارش دادن که ژنرال یین فهمیده دایه لیو زیباروها رو سوزونده

و مخفیانه می لین رو به عمارت ژنرال احضار کردن

[تالار ژی گه]

ژنرال یین با من چیکار دارن؟

بازجویی از یه زیبارو

نیاز به دخالت ژنرال یین نداره

تو یه زیباروی عادی نیستی

یه جاسوس از شی ین هستی

طبق قوانین ین بزرگ

جاسوسا باید با مجازات سوختن اعدام بشن

به من تهمت جاسوس شی ین بودن رو میزنین

مدرکی هم دارین؟

مدرک اینجاست

اشتباه میکنی

این سوختگی بخاطر بخار داغ حین غذا پختن ایجاد شده

بگو ببینم

اربابت کیه؟

شاهزاده جینگ؟

همه میدونن که

من به شاهزاده جینگ تعلق دارم

فکر کردی بجز چهره ات چیز دیگه ایم داری؟

فقط اتفاقی یکمی

شبیه ژنرال ما هستی

فکر نمیکنم حق مجازات کردنو داشته باشین

سوزوندن صورتت نیازی به اجازه نداره

کافیه

ژنرال یین

سوءاستفاده از قدرتت، آبروم رو لکه‌دار میکنه

این نافرمانی محسوب میشه

برو مجازاتتو بگیر دوازده ضربه

دفعه ی بعد بهت اسون نمیگیرم

ژنرال یین

...ولی اون به

برو بیرون

چشم

ژنرال یین

من جاسوس شی ین نیستم

لطفا بهم اعتماد کنین

چطوری سوختی؟

اتفاقی خودمو سوزوندم

یه تصادف بود

چه تصادفی؟

ژنرال اگه سوالی داری از من بپرس

نیازی نیست خودتو به زحمت بندازی

تا زیباروی منو به اینجا بکشونی

اون رازی نداره که من ندونم

به هرحال من حتی میدونم

کجای بدنش خال داره

یه گزارش محرمانه گرفتم

یه نفر زیباروهای شی ین مجبور به جاسوسی میکنه

تا مقامات رو زیرنظر بگیره

همشون روی مچ دستشون یه زخم دارن

اونم از ادماته؟

طبیعتا مال منه

میدونی که منظورم چیه

باشه

من بودم که اونارو سوزوندم

چرا؟

همه تو دیوان مراسمات حکومتی

درمورد رابطه من و آ می خبر دارن

یه نفر حسودیش شد و از قصد آ می رو سوزوند

منم نتونستم تحمل کنم

پس من هم به همون شکل تلافی کردم

اونو بهانه نکن

من میدونم که

خودتو درگیر همچین چیزی نمیکنی

من واقعا به آ می اهمیت میدم

نمیتونم تحمل کنم که

در حقش بی عدالتی میشه

تو ادمی نیستی که درگیر این روابط بشی

...ملکه ده جیا بهت یاد- لو می-

ادما وقتی بزرگ میشن

عوض میشن

الان ژنرال یین به مسئله جاسوسا اشاره کرد

ولیعهد نتونسته با تو سروکله بزنه

برای همین از زخمت استفاده کرده

تا منو متهم کنه

میخواد بگه از طریق زیباروهای شی ین میخوام به مقامات

رشوه بدم و جایگاهشو بگیرم

اون زیباروها به خطر میوفتن؟

اگه من ببرم

اسیبی بهشون نمیرسه

پس یه نقشه دارین؟

با پایین کشیدن ژانگ یین

می‌تونیم از این معضل عبور کنیم

باید این بازی رو به‌طور کامل بازی کنیم

وگرنه ولیعهد متوجه میشه

و

مهم‌ترین چیز اینه که

هر طور شده می لین رو در امان نگه داریم

نگران نباشین، سرورم

بانو می لین تو هنرهای رزمی ماهره

این براش کار ساده‌ایه

ما فقط یه شاهد فاصله داریم

تا از بن‌بست خارج بشیم

شاهدی که پدرم بهش اعتماد داره

سرورم

ژنرال یین اومده دیدنتون

و تو حیاط منتظرن

شاهد خودش اومد

از وقتی که پایتخت رو ترک کردی

دیگه به این حیاط نیومدم

این درخت آلو رو

خودت کاشته بودی

تو بودی که مجبورم کردی بکارمش

اون سال تو مسابقه تیراندازی به تو باختم

و بیخیال نمیشدی

مجبورم کردی

این درخت رو به عنوان مجازات بکارم

جینگ هه

اصلا به این فکر کردی که اون مسابقه

فقط یه بهانه بود؟

باورم نمیشه که بخاطر می لین

اون زیباروهارو سوزونده باشی

دقیقا قصدت چیه؟

خب

چیزی که من میخوام

یه جایگاه بلندمرتبه ست

اون جایگاه متعلق به کسیه که لایقش باشه

اگه شکوهش رو داشته باشی

میتونی صادقانه و اشکارا بری دنبالش

برای چی از جاسوسای شی ین و

روشای محرمانه استفاده میکنی؟

ژنرال یین

بیش از حد فکر میکنی

مهم نیست چه مسیری رو پیش بگیرم

هیچوقت کاری نمیکنم که به کشورم اسیب برسه

پس جاسوسای شی ین چی؟

ژنرال یین،یادت میاد

قبلا تو کوهستان ژونگ لین شکار میکردیم؟

سه روز دیگه

بیا اونجا دیدنم

و جوابتو بگیر

[عمارت شاهزاده جینگ]

من شکست خوردم

ژانگ یین رو که بگیرم مجازاتمو قبول میکنم

همه رو بفرست

مطمئن شو زنده بگیرنش

چشم

چی؟

هنوز زنده ست؟

از عمارت شاهزاده جینگ فرار کرده و

و به حومه شهر فرار کرده

ژانگ یین

از چیزی که فکر میکردم حیله گر تره

از دست شاهزاده جینگ هم فرار کرده

همه رو ببر

این بار با چشمای خودم مرگشو تماشا میکنم

چشم

اون‌ها رو به شیب ژونگ‌لین بکشون

ژانگ یین اونجاست

گرفتگی نقطه مرگ فقط به مدت دو ساعت دووم میاره

بقیش به شما بستگی داره

سرورم

عالیجناب

مرده

سریع باش

جسدشو ببرین

چشم

برادر سوم

دوباره دیر کردی

این بار

تو بردی

هرچند

هیچکس تو اخر برنده نمیشه

مورونگ جینگ هه

لو می

تو از ژنرال یین استفاده کردی تا ترتیب نقشه جاسوس شی ین رو بدی

البته که منم از اون استفاده میکنم تا

شاهدم باشه

یه شاهد که میتونه مرگ ژانگ یین رو برملا کنه

روی اون تیر

نشان کاخ سلطنتی هست

ژانگ یین فقط یه مقام رده پایینه

حتی اگه جسدشو جلوی پدر بندازی هم

حرفتو بابتش باور نمیکنه

جسد یه ادم معمولی مثل اون نمیتونه جایگاهتو به لرزه دربیاره

اما میتونه باعث بشه که شک

به دل پدرمون بیوفته

اتیش سوزی عمارت ون هوا

فقط تحت نظارت تو بود

اگه پدر خبردار بشه

...که یه نفر رو بخاطرش کشتی

بعد از اینهمه سال نقشه کشی حساب شده

چرا میخوای وجهه ات جلوی پدر

خراب بشه؟

خب

چی میخوای؟

منو خوب میشناسی

تا وقتی کمکم کنی

مسئله جاسوس شی ین حل بشه

منم فراموش میکنم

که اصلا ژانگ یین رو دیدم

هر دو یه دور برنده شدیم

چطوره؟

ضرر که نمیکنی

حتی الانم

دلم نمیخواد مردنت رو ببینم

واقعا

فقط میخواستی برم گردونی به جینگ بی

اما رقابت بین من و تو هنوز تموم نشده

چطور میتونم میدون رو ترک کنم؟

مورونگ جینگ هه

مورونگ جینگ هه

ژنرال یین

من اینجام

لو می بهت مشکوکه

این یعنی پدر هم بهت مشکوک میشه

این ازارت نمیده؟

بابت همکاریت ممنون

شکار رو به عمارت شاهزاده جینگ ببر

از افراد بخواه سریعا مخفیش کنن

چشم

چرا ولیعهد اینجان؟

من برادر رو دعوت کردم

تقریباً مورد حمله قرار گرفتم

و حال و روز خوبی ندارم

فقط برادر بزرگ

می‌تونه به کاهش عصبانیت من کمک کنه

برای یه برادر بزرگتر عادیه که تو زمانای سخت

به برادر کوچیکترش کمک کنه

اخرین باری که

به محل تیراندازی اومدیم کی بود؟

برادر

میدونی که الان تو حس و حال

یاداوری کردن نیستم

عالیجناب

پرونده ی جاسوسای شی ین چیه؟

گان نینگ،معاون وزیر دفاع بود که

برای برادر سوم تله گذاشت

اون درمورد پیوند برادری ما دچار سوءتفاهم شد

فکر کرد اون برگشته تا

تاج و تخت رو بگیره

برای همین میخواست برش گردونه جینگ بی

با اینکه گان نینگ سرخود عمل کرده

اما بخاطر من درحقت بی عدالتی شده

یه عذرخواهی بهت بدهکارم

ازت عذر میخوام

درسته که فقط برادر بزرگ

میتونه به شکایتم رسیدگی کنه

چطوره مثل قدیما

باهم مسابقه بدیم؟

لو می

هممون میدونیم

من همیشه

تو زمین تیراندازی شکست میخورم

قبلا برنده شدین

اون بار

بخاطر تو بود

اگه میخواین برنده بشین

عادلانه انجامش بدین

من تسلیمم

اگه برادر نمیذاشت من برنده بشم

اصلا برنده نمیشدم

اگه برنده نشم فایده اش چیه که بازی کنم؟

بی معنیه

شکایتم که حل شد

دیگه مزاحم دیدار دوباره شما دو نفر

نمیشم

تو تنها کسی هستی که حاضر نمیشم ببازمش

لو می

شاهزاده سوم بازم برنده شدن- شاهزاده سوم برنده شدن-

خدمتکارای بی مصرف

چه کمانی به شاهزاده شوان لی دادین؟

خودم انتخاب کردم

اونا تنبلی کردن چون تو

خیلی مهربونی

مال منو بگیر

برادر شوان لی از تو خیلی بهتره

با یه کمان بهتر حتما برنده میشه

دوباره

باشه

یه دور دیگه

لو می

من بردم

دیدی؟

همونطور که گفتم نمیتونی برادر شوان لی رو شکست بدی

برادر سوم بهترینه

این بار فقط خوش اقبال بودم

اما تیراندازیت بهتره

یه روزی

ازت جلو میزنم برادر

لو می

تو به برادر کمک کردی منو شکست بده

و من اصلا عصبانی نیستم

تو چرا ناراحتی؟

پدر گفته

اردوگاه نظامی

برای مرداست

گفت من دیگه اجازه ندارم بیام اینجا

چرا بیشتر زنا وقتی ازدواج میکنن باید

تو یه اتاق بمونن و زندانی بشن؟

من ازدواج نمیکنم

لو می

نگران نباش

وقتی یه ژنرال بزرگ شدم

میبرمت میدون جنگ

و باهم از کشور دفاع میکنیم

بعلاوه

یه سرباز زن از یه مرد قوی تره

چرا باید ردت کنم؟

واقعا؟

پس قول

قول

از کشور محافظت میکنیم

برای ین بزرگ

برای ین بزرگ

از کشور محافظت میکنیم

برای ین بزرگ

از کشور محافظت میکنیم

برای ین بزرگ

اگه بخاطر کمانی که بهم دادی نبود

چطور برنده میشدم؟

عالیجناب شما تیرانداز ماهری هستین

نتیجه همیشه دست خودتونه

کاری از من برنمیاد

اگه بخوام تو دربار سلطنتی

راحت زندگی کنم

باید مدام شکست بخورم

همه فکر میکنن من خوش اقبالم

که حتی اگه مادرم سطح پایین بوده و

بعد از بدنیا اوردنم مرده

بازم

خوش اقبال بودم که ملکه ده جیا بزرگم کرده

مادر با من مهربون بود

اما هرچی مهربونتر بود

بیشتر عذاب میکشیدم

خدمتکارای کاخ رونگ آن

همیشه میترسیدن

که من،بزرگترین پسر امپراتور

از ارباب جوان عزیزشون بهتر باشم

از اولش هم برعلیهم بودن

از اولش میدونستم که

اون کمان ایراد داره

اما بخاطر تو

اولین پیروزیمو بدست اوردم

از اون روز به بعد

تنها خواسته ام این بود

که کنارت وایسم و

احساساتمو

بهت بگم

عالیجناب

ارتش پینگ نان فقط از تاج و تخت محافظت نمیکنه

از مردم ین بزرگ و مرزهاش هم محافظت میکنه

من دستاوردهای نظامی بدست اوردم

تا زیردست وفادار ین بزرگ باشم

من به عنوان یه مهره

برای تاج و تخت شما کار نمیکنم

من قدرت

ارتش پینگ نان رو نمیخوام

تورو میخوام،لو می

متوجه میشی؟

هیچوقت هدفت رو فراموش نکردم

قولی که برادر سوم بهت داد

من برات عملی میکنم

همیشه گفتم

حتی اگه ملکه هم بشی

بازم قدرت نظامی رو داری

هنوزم ژنرال یین هستی

و هیچوقت به حرمسرای سلطنتی محدودت نمیکنم

اگه این قول رو شکستم

این پیمان رو

ژنرال یین

میتونی به همه نشونش بدی

من نمیتونم احساساتتونو

قبول کنم

عالیجناب دستور دادن

همینجا منتظر بمونی

برنده شدین؟

برنده شدیم

و زیباروها؟

نگران نباش

یه راهی دارم که

به سلامت بفرستمشون شی ین

اسیب دیدی؟

چرا زره ابریشم طلایی رو نپوشیدی؟

از قصد اینکارو کردم

وگرنه نمیتونستم ولیعهد رو گول بزنم

یه زخم کوچیکه

مهم نیست

باید روش دارو بزنم

...ممکنه که

بسوزه

سرورم

من از درد نمیترسم

درد داره؟

چیزی نیست

یه زخم کوچیکه

نمیکشتم

از مرگ نمیترسی

از درد هم همینطور

چیزی هست که

ازش بپرسی؟

بله

از مادرم میترسم

انسان فقط زمانی ارزش زندگی رو درک می‌کنه که کسی رو برای مراقبت داشته باشه

یادت میاد یه بار چی بهم گفتی؟

گفتی سنجاق سرت

پلی بین مرده ها و زنده هاست

مطمئنم که

مادرت داره نگات میکنه

میبینه که سخت میجنگی

حتما اونم نگرانه

کی اونجاست؟

کیه؟

خودتو نشون بده

کی اونجاست؟

بیا بیرون

کیه؟

وزیر ژانگ

[پانگ چی]

تو...؟

وزیر ژانگ منو یادت نمیاد؟

ارتش وی بی

گردان پیشگام

پانگ چی

تو باید مرده باشی

شما هم همینطور

اعتراف کن

به تک تک سربازای ارتش وی بی اعتراف کن

اعتراف کن

فرمانده پانگ

اعتراف میکنم

اعتراف میکنم- بهشون اعتراف کن-

چشم

افسر ارتش وی بی،لیو چنگ

اعتراف میکنم

ارتش وی بی

معاون ژنرال یانگ دونگ هو

اعتراف میکنم

فرمانده وانگ فوتیان از ارتش وی‌بی

اعتراف میکنم

دیگه ارتش وی بی ای تو دنیا وجود نداره

ولی تو هنوزم پیرو منی

حاضری اینجوری اینجا زندگی کنی

قسم میخورم میبرمت

همشون رو

از اینجا میبرم

دوباره زیر نور خورشید زندگی میکنیم

این کیسه عطر

باید کمکش کنه بهتر بخوابه نه؟

سرورم؟

چرا هنوز نرفتی؟

شراب خوردین؟

بهم دست نزن

تو توهماتت

دقیقا همینجوری باهام رفتار کردی

خیلی خشنی

چرا انقدر خوردین؟

بایدم خشن باشم

وگرنه بهم زور میگن

تو،خیلی خشنی

با این حال از مادرت میترسی؟

مادرم همیشه میخواست ازدواج کنم

گیر داده بود بفرستتم برم

و تو نمیخوای ازدواج کنی؟

بیشتر بخاطر اینه که داماد سرخونه خوب گیرم نمیاد

چرا حتما باید داماد سرخونه پیدا کنی؟

پدرم همیشه برای

سنگ تراشی خونه نبود

برای همین من باید از مادرم رماقبت میکردم

میخواستم تا اخر عمر مراقبش باشم

...پس ترس

از عشق میاد

پس تو از من میترسی؟

شما ادم خوبی هستین

دلیلی نداره ازتون بترسم

من که ادم خوبی نیستم

من به خوبی

تک تک کارایی که باهام کردی رو

یادمه

...من

حتی یادمه

دومین باری که

منو دیدی

لبمو گاز گرفتی

خب پس

اگه کینه به دل گرفتین

میتونین گازم بگیرین

الان- ...تو-

میتونیم بگیم مساوی شدیم

فعلا سنجاق سرتو نگه میدارم

ولیعهد رو که سرنگون کردیم

پست میدم

اگه میخوای با مادرت حرف بزنی

بیا پیشم

گان نینگ، یه معاون وزیر ساده ست

ولی انقدر جرات داشته برای یه شاهزاده تله بذاره

ولیعهد

متوجه ی گناهت هستی؟

پدر

من نتونستم به درستی زیردستامو کنترل کنم

هر مجازاتی که بدین قبول میکنم

اعلیحضرت اروم باشین

اگه بخاطر ولیعهد نبود

این مسئله

به این راحتی حل نمیشد

ژنرال یین،میتونی بلندشی

ممنونم اعلیحضرت

مسئله ی جاسوس شی ین

به لطف تو تبدیل به یه رسوایی نشد

تازه برگشتی به پایتخت و

باید یکمی استراحت کنی

کی میدونست

اینهمه دردسر درست میشه و سرت شلوغ میشه؟

این وظیفه ی منه که بار روی دوش

اعلیحضرت رو کم کنم

خوبه

سریعتر این مسئله حل کن

گان نینگ

در خفا اعدام میشه

درمورد زیباروها هم

مطمئن شو جاشون راحته

اما بی سر و صدا

اوضاع بین دو کشور خراب نشه

اعلیحضرت

من معتقدم که

بعد از اینکه اینجوری به اشتباه این زیبارو ها رو متهم کردیم

بدون شک دلخوری ایجاد میشه

ادامه دادن به این وصلت براشون مناسب نیست

چطوره همراه ارباب یوئه چین برشون گردونیم به شی ین؟

اینجوری بزرگواری اعلیحضرت رو نشون میدیم

و شایعه ای هم درست نمیشه

باشه

پس طبق پیشنهاد

ژنرال یین پیش میریم

اطاعت میشه اعلیحضرت

با اجازه دیگه میرم

گان نینگ جراتشو از تو گرفته

خدمتکارایی مثل اون فقط طبق جریان پیش میرن

اگه تو نگران جینگ هه نبودی

گان نینگ جرات میکرد به یه شاهزاده تهمت بزنه؟

پدر

من هیچ نیت بدی

نسبت به برادر سوم ندارم

اگه باور دارین که

من برای این نقش مناسب نیستم

حاضرم که

مقامم رو به اون بدم

کافیه

ولیعهد

تو مسئول اینده ی ین بزرگ هستی

انتظاراتم از تو طبیعتا

از جینگ هه خیلی بیشتره

وضعیت سلامتی اون هیچوقت خوب نبوده

و رفتاراش بی پروایانه ست

به عنوان برادر بزرگترش

باید مسئولیت بیشتری رو قبول کنی

متوجهم پدر

طبق اموزشات شما پیش میرم

اعلیحضرت بهت اجازه دادن که خودت همسرت رو انتخاب کنی

ژنرال یین،این یعنی که

ایشون امیدوارن قلبت رو دنبال کنی

من واقعا به آ می اهمیت میدم

نمیتونم تحمل کنم و ببینم در حقش بی عدالتی میشه

لو می

ادما وقتی بزرگ میشن

عوض میشن

سرورم

سرورم

مسئله ی جاسوس شی ین به کلی حل شده

ولیعهد هم به چیزی که لایقش بود رسید

شنیدم که اون ساعت‌ها تو کاخ یانگ‌مینگ زانو زده

پدر بخشیدتش؟

درنهایت پدر هنوزم به برادر بزرگ اهمیت میده

اما واقعا،اعلیحضرت

هنوزم شمارو دوست دارن عالیجناب

امروز تو دربار

حتی از ازدواج ژنرال یین هم صحبت کردن

درواقع اعلیحضرت ترجیح میدن شاهد

وصلت بین شما و خاندان یین باشن

این حرف رو خود خواجه لیو بهم گفتن

بعلاوه

اعلیحضرت دستور دادن که هیچکدوم از زیبارویان

دیوان مراسمات حکومتی نمیتونن بدون اجازه خارج بشن

من معتقدم که

اعلیحضرت دارن راهنماییتون میکنن

باز پدر میخواد نقش دلال ازدواج رو بازی کنه؟

به لیان شیو بگو

زمانی که می لین مقام بگیره و وارد عمارت بشه

باید با مراسم یه صیغه ازش استقبال بشه

امیدوارم

اینجوری پدر بیخیال

زن دادن من بشه

چشم

[حیاط شوانگ لین]

...حیاط شوانگ لین

این حیاط یکمی کوچیک نیست؟

سرورم بجز عمارت ژان یوئه شما

حیاط شوانگ لین بزرگترینه

بعلاوه به عمارت ژان یوئه نزدیکتره

و بهترین نورگیری رو داره

نکنه منظورتون اینه که

بانو می لین باید

به عمارت ژان یوئه منتقل بشن؟

نه همین حیاط شوانگ لین خوبه

شکستن قوانین

خوب نیست

حداقل به قوانین اهمیت میدین عالیجناب

بذار باشه

اداره ی کشاورزی سلطنتی

به‌تازگی چند گیاه جدید گل صدتومانی سبز کشت کرده

اعلیحضرت بهمون هدیه دادن

...عالیجناب اگه از این گل ها

من گل جاودانه رو ترجیح میدم

[عمارت شیه یینگ]

تو خاک دفن میشه و خونه‌اش رو پیدا میکنه

تو زمان قحطی، شکم‌ها رو پر میکنه

در زمان رفاه، موها رو زینت میبخشه

خیلی بهتر از گل صدتومنیه

خیلی وقته که انقدر خوشحال ندیدمشون

حالا

میتونیم بگیم مساوی شدیم

فعلا سنجاق سرتو نگه میدارم

وقتی ولیعهد رو سرنگون کردیم

پست میدم

اگه خواستی با مادرت حرف بزنی

بیا پیش خودم

تو واقعا نگران منی

درسته؟

بانو می لین

وقت داروهاتونه

دایه لیو

میوه‌ قندی؟

شاهزاده جینگ گفتن به زودی

دوباره حس چشاییتون رو بدست میارین

این میوه قندیا رو

خودشون شخصا براتون اماده کردن

تا تلخی دارو رو حس نکنین

ممنونم دایه لیو

چندروز دیگه مقامتون رو میگیرین

وقتی وارد عمارت شاهزاده جینگ شدین

مطمئن بشین که ازشون تشکر میکنین

حس چشاییم که برگرده

بلافاصله ازشون تشکر میکنم

پس من دیگه میرم

خیلی خب

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت یازدهم=

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.