Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
[منو بکش و عاشقم باش]
[قسمت هشتم]
[گذرنامه]
می نیانگ،قراره به جای
جابه جا کردن کالا
ادم جابه جا کنی؟
وگرنه چرا دوتا گذرنامه لازم داری؟
تو بازار سیاه
ما فقط معامله میکنیم،سوال نمیپرسیم
چیه؟
من فقط کنجکاوم
[گذرنامه]
[زندان سلطنتی]
خودشه؟
چرا ازت درخواست گذرنامه کرد؟
...من
من فقط میدونم می نیانگ
رابط هایی برای تجارت غیر قانونی با شی ین داره
چیز دیگه ای نمیدونم
عالیجناب
یه اتفاقی تو دیوان مراسمات افتاده
تو کی هستی؟
چرا به کاروان ازدواج صلح افرین نفوذ کردی؟
تا مورونگ جینگ هه رو بکشم
چرا؟
برای انتقام مردم چینگ ژو
ژنرال یین
من،یوئه چین هستم مسئول اموزش دیوان مراسمات حکومتی
اگه میخواین تحقیق کنین
میتونم کمکتون کنم
من تحقیقاتم رو تموم کردم
می لین خوبی؟
ارباب جوان
اون کیه؟
فرمانده ارتش پینگ نان
یین لو می
ما چندین و چند بار با
دیده بان های مینگ جو درگیر شدیم
هنرهای رزمیش
به نظر شبیه دیده بان های شی ین هم نمیاد
سوابقش تو زندان سلطنتی رو بررسی کردی؟
بررسیشون کردم
در اصل یه بچه یتیم از چینگ ژو هستش
و چیز دیگه ای درباره ش نیست
با هنرهای رزمی که داره
یه زیباروی صلح افرین عادی نیست
به تحقیق ادامه بده
بله
بیخود نیست که این اواخر از قصر شرقی خبری نیست
مشخص شد میخوان بااستفاده از لو می با من درگیر بشن
به ژنرال یین خبر میدین؟
نیازی نیست
هویت می لین هویت تر و تمیزیه
مشکلی پیدا نمیکنه
یه حرکت اضافه
فقط شک و تردیدها رو بیشتر میکنه
موضوع ضروری الان
دستگیری ژانگ یینه
عالیجناب
من متوجه نمیشم
چرا شومو رو ول کردین؟
میترسین این موضوع ربطی به ارباب یوئه چین داشته باشه؟
یوئه چین و پدرم برخلاف تفاوت سنیشون دوستای خوبین
نیازی نیست این کارو بکنه
ماهم مجبور نیستیم که مزاحم شاهزاده گروگان شی ین بشیم
تا وقتی شومو رو از نزدیک تعقیب کنیم
میتونیم ژانگ یین رو هم ردیابی کنیم
متوجه شدم
به بانو می لین
درباره ی هویت شومو بگیم؟
یوئه چین یه لطفی در حق می لین کرده
ادمای خوب همیشه به فکر جبران لطف و محبت دیگرانن
که این باعث میشه اشتباه کنن
در حال حاضر دیوان مراسمات با افراد ولیعهد محاصره شده
وقتی افراد ماهم وارد عمل بشن
شک و تردید زیادی درست میشه
وقتی قصر شرقی متوجه جریان شومو بشه
موقعیت ژانگ یین دیگه یه راز نمیمونه
پس منم
اشکارا کارمو میکنم
خوشبختانه صفحه گلدوزی صدمه ای ندیده
هرچند
ژنرال یین درباره ی چی تحقیق میکنه؟
سوقصد علیه شاهزاده جینگ
ژنرال یین و شاهزاده جینگ
دوستای بچگی همن
حدس میزنم نگرانه که دوباره به شاهزاده جینگ صدمه بزنی
و خواسته بهت هشدار بده
این صفحه گلدوزی درست مثل نسخه اصلیشه
بانو می لین حدس میزنم که الان دیگه میتونی بری
هنوز نه
شاهزاده جینگ گفت جذابیت خاصی نداره
و بازم باید به تعمیرش ادامه بدم
بانو
خوب بهش فکر کردی؟
این صفحه گلدوزی چه تعمیر بشه چه نه
در اختیار شاهزاده جینگه
اگه بخواد اوضاع رو برات سخت تر کنه
ممکنه هیچ وقت نتونی تمومش کنی
ارباب جوان
...راستش من
برادر می لین
...زی گو چطوری؟- برادر-
نگران نباش
اعلیحضرت مشکلی بااومدنم نداره
می لین
شنیدم که تحت بازداشت خانگی هستی
شاهزاده جینگ دوباره اذیتت کرده؟
شاهدخت
ارباب جوان
نیازی نیست نگران باشین
کینه بین من و شاهزاده جینگ
خیلی وقت پیش رفع شده
و حتی در فرمان سلطنتی هم ذکر شده
نگران من نباشین
باشه
برادر
بعدا چی کار کنیم؟
می لین
وقتی بازداشت خانگیت برداشته شد
میتونم برای نوشیدنی خوردن به برج مینگ سوی ببرمت؟
شنیدم شراب های ین بزرگ خیلی قویه
باشه
فراموشش کن
ما مثل همیم
تو تحت بازداشت خانگی هستی
بعد رفتن برادرم
منم نمیتونم به خواست خودم از قصر بیرون برم
شومو
بازم میخوام
بذار بنوشه
خیلی ناراحته
برادر
مراقب باش
برادر تو بهترینی
ولی وقتی برادرم عصبانی میشه
خیلی وحشتناک میشه
وقتی بچه بودم یه بار بدرفتاری کردم و یکی از اسب ها رو ترسوندم
برای نجات من
یکی از انگشت های برادر شکست
و مادر منو مجازات کرد
منم حرفشو بی جواب نذاشتم
بهش گفتم
میتونم یکی از انگشت های خودمو به برادر بدم
حدس بزن برادرم چی گفت
چی گفت؟
برادرم گفت
هیچ کس نمیتونه به انگشت خواهرم صدمه بزنه
حتی تو
می لین
برادرم عالی نیست؟
بودن با برادرم
شادترین اتفاق دنیا بوده
یه بار برادرمو نجات دادی
و منم دوستت دارم
میشه به خانواده ما ملحق بشی؟
ممنون شاهدخت
ارباب جوان
من خیلی خوش شانسم
که باهاتون اشنا شدم
می لین موافقه
ارباب جوان
از قصر اومدن دنبال شاهدخت
صداتو نمیشنوم
برنمیگردم
شاهدخت دروازه های قصر به زودی بسته میشه
اگه دیر برگردیم
همسر سلطنتی مجازاتتون میکنه
من که به هرحال مجازات میشم
فردا برمیگردم
اگه مجازات بشی و نتونی از قصر بیرون بیای
چطور میخوای دوباره با می لین نوشیدنی بخوری؟
درسته
شاهدخت
بیاین دوباره باهم نوشیدنی بخوریم
باشه
می لین بهم قول بده
هر وقت کمک خواستی به برادرم بگو
اون کمکت میکنه
میدونم که شما
و ارباب جوان ادمای خوبی هستین
اروم
منظورت اینه
می لین نمیدونه بهش حسی داره؟
چرا بهش نگفتی؟
تا وقتی احساساتت رو بهش نگی نمیتونین باهم باشین
زی گو
یه رابطه به علاقه دو طرفه نیاز داره
می لین الان از لحاظ روحی امادگی بودن تو یه رابطه رو نداره
اگه سرخود احساساتم رو اعتراف کنم
در موقعیت سختی قرار میگیره
الان
زمان خوبی برای اعتراف نیست
تو همیشه دلایل خودتو داری
ولی اگه الان بهش نگی
ممکنه در اینده هم فرصتش رو به دست نیاری
[گذرنامه]
[گذرنامه]
اگه بتونم ژانگ یین رو بدون مشکلی راهی کنم بره
میتونم از این روش
استفاده کنم تا به ارباب جوان کمک کنم بانو می لین رو بفرسته
ارباب جوان
تو
زخمی شدی؟
یه زخم جزئیه
چیز جدی نیست
دارو زدم
چی شده؟
چرا به نظر میرسه ذهنتون مشغوله؟
الان به جز شاهزاده جینگ
حتی ژنرال یین هم
مراقب می لینه
می لین حتما تلاش میکنه که انتقامش رو بگیره
ولی موندن تو ژائو جینگ خطرات زیادی داره
من فقط میخوام زنده بمونه
ارباب
میتونیم از قاچاقچیان انسان بازار سیاه
برای فرستادن بانو می لین استفاده کنیم
اینطوری شماهم درگیر موضوع نمیشین
شاهزاده جینگ هم نمیتونه درباره ی موضوع تحقیق کنه
این
گذرنامه از بازار سیاه به شی ین هستش
قاچاقچیان بازار سیاه؟
تو از کجا
درباره ی قاچاقچیای بازارسیاه خبر داری؟
هرکسی که تو بازار سیاهه
به دنبال پوله
تا زمانی که پولشون رو بگیرن کار رو انجام میدن
مطمئن باشین ارباب جوان
به هرحال
بعد جشنواره
شانگ سی از اون شخص خبری میگیرم
[دیوان مراسمات حکومتی]
عالیجناب چیزی میخواستین؟
من درباره ی اون زیبارو
و صفحه گل دوزی نگرانم
اومدم که به مراحل تعمیر نظارت داشته باشم
و به مراحل سرعت بدم
عالیجناب
اینجا اتاق اضافه ای نیست
میترسم که نتونین اینجا بمونین
اینا همه وسایل تخت شخصی منه
نیازی نیست که تو امادگی دخالتی داشته باشی
و برای اتاق
نگران نباش
...زیبارو
من هرجا که
اون صفحه گلدوزی باشه میمونم
تقسیم وظایف چند روز دیگه ست
نمیشه چند روز دیگه منتظر بمونین؟
میتونم
ولی نمیخوام
می لین گلدوزی ملکه ده جیا رو خراب کرد
این که این جرم
چقدر بزرگه
رو من
تصمیم میگیرم
حالا که میخوای ادم خوبی باشی
پس بهتره که تو هم کمک کنی
اه درسته
اون زیبارو شبا خیلی خجالت میکشه
بیرون اتاق گلدوزی
فقط باید ادمای عمارت خودم باشن
ممنون
نگهبانای سلطنتی
معمولا هر ساعت گشت میزدن
ولی از وقتی شما اومدین پست هاشون رو ترک کردن
عالیجناب به خاطر این که
پیشرفتی تو پیدا کردن اون مرد داشتین به دیوان مراسمات اومدین؟
می نیانگی که تو عمارت ون هوا دیدی
در اصل یه مرده
با دنبال کردنش میتونیم موقعیت ژانگ یین رو پیدا کنیم
الان دیوان مراسمات پراز جاسوسه
برای پرت کردن حواسشون باید باهام همکاری کنی
تا چینگ یان
بتونه به تعقیبش ادامه بده
متوجه شدم
عالیجناب
ژنرال یین امروز به دیدنم اومد
میدونم
یکی میخواد از تو علیه من استفاده کنه
این یه روش رایج دسیسه چینی
تو درباره
نیازی نیست بدونی
الان تو
باید با من همکاری کنی تا یه نمایش خوب تحویلشون بدیم
هیچ زنی جرات اینو نداره که
برای خوابیدن تو تخت من پیش قدم بشه
عالیجناب بهش فکر نکنین
کاریتون ندارم
من باید اینو بهت بگم
نمیتونین منو شکست بدین
فکر کردی با مهارت های رزمی برتری که داری همه چیز دست توئه؟
بیاین دراز بکشین
سرورم
بلند شو
من سمت دیوار رو میگیرم
وقتی خوابم
پشتمو به کسی نمیکنم
روشن گذاشتن چراغ ها
یکی از قوانین من برای خوابیدنه
روی ردای من دراز کشیدی
خوابتون نمیبره نه؟
وقتی یه قاتل کنارمه
قطعا خوابم نمیبره
شما گفتین
من الان یه زیباروی عادی ام
که هر زمان که خواستین میتونین بکشینش
فقط باد بود
یه راهی دارم که بتونین بخوابین
چیه؟
اول برای سر کردن جریان های خونی به گردن
و شونه ها فشار وارد میکنیم
و بعد فشار رو به نقطه فنگ چی میبریم
...یه فشار دقیق به مچ دست
ادمای زیادی میخوان تو رو بکشن
چطور ممکنه که خوابت ببره
فقط بخواب
من ازت مراقبت میکنم
وزیر ژانگ گذرنامه اماده ست
شب جشنواره شانگ سی جای قدیمی میبینمتون
با چه جراتی
منو بیهوش کردی؟
حتی ردای روییم رو هم دراوردی
شب خوب خوابیدین؟
نه
ولی خروپف میکردین
کمکم کن بپوشمش
عالیجناب
بیاین صبحونه بخوریم
این کیک خیلی ترشه
اینو دوست داری؟
چطور میتونی همچین چیزی رو بخوری؟
من نمیتونم مزه هیچی رو حس کنم
روز بعد اتیش سوزی تو چینگ ژو
حس چشاییم رو ازدست دادم
مادر
کجایی؟
مادر کجایی؟
مادر
روزی که ارتش وی بی وارد شهر شد
مادرمو مجبور کردم که برام کیک درست کنه
مادرم گفت که ده تا برام درست میکنه
تا جبران تمام تولدهایی باشه که ازدست داده
اون شب
مادرم همش کیک درست کرد
از اون به بعد
دیگه نمیتونم چیزی حس کنم
درمان نشدی؟
نیازی نیست
مزه غذا مهم نیست
چیزی که مهمه اینه شکمتو پر کنه
عالیجناب
ژانگ یین و شومو میخوان تو جشنواره شانگ سی همو ببینن
شب جشنواره شانگ سی
میتونی بری بیرون
خبری از ژانگ یین شده؟
ژانگ یین قراره شب جشنواره شانگ سی خودشو نشون بده
اون موقع
ماهم دستگیرش میکنیم
جشنواره شانگ سی
یه فرصت خوب برای ماست
چندتا چهره ناشناس رو
برای تعقیب شومو بذار
می لین و من کمکت میکنیم که توجه از روی بقیه برداشته بشه
اگه ژانگ یین جرات کنه خودشو نشون بده
درجا دستگیرش میکنیم
بله
در ضمن
چند نفر بذار که حواسشون به صیغه یان باشه
اون نقطه ضعف یوئه چینه
اگه نقشه عوض بشه
میتونیم از اون برای کنترل کردن خودش و خدمتکارش استفاده کنیم
باشه
راستی
از یه طبیب بخواه که
درمانی برای از برگردوندن حس چشایی پیدا کنه
حس چشاییتون رو ازدست دادین؟
وقتی درمان رو پیدا کردی
براش بفرست
خب
برای کی؟ (م:بمیرم برات انقدر خنگی)
خب
به کی بفرستم؟
برای کی؟
[قصر سلطنتی]
بانوی من
شما چهارساعته که دارین تمرین کردن منو نگاه میکنین
چطوره که یکم استراحت کنین؟
اعلیحضرت من رو مامور کردن تا اموزشت بدم
اگه تمام قوانین قصرو
به یاد نسپاری
من نمیتونم استراحت کنم
همشون یادمه
بانوی من
شنیدم که جشنواره شانگ سی یه جشنواره بهاره تو ین بزرگه
خاندان سلطنتی و ادمای عادی سرشون با دعا کردن شلوغ میشه
بانوی من
شما باید به کارهای مهم خودتون رسیدگی کنین
نذارین کارهای من مانع دعا کردنتون بشه
میخوای از قصریواشکی بری بیرون؟
نه
همسران سلطنتی
فقط با اجازه من میتونن از قصر خارج بشن
اینو به یاد بسپار
بله بله
بانوی من میشه از قصر برم بیرون؟
نه
جشنواره شانگ سی هم یه جشنواره بهاره
و هم یه روز برای زوج های عاشقه
به عنوان یه صیغه سلطنتی
میخوای بری چی کار کنی؟
به تمرینت ادامه بده
بانوی من
بانوی من
بانوی من
باید برم دستشویی
برو
لطفا برگردین شاهدخت
اگه طول بکشه همسر سلطنتی تنبیهتون میکنه
بذار یکم دیگه استراحت کنم
چا گو
پام واقعا درد میکنه
یکم دیگه بمالش
صیغه ین هستن
چا گو
وقتی برگشتیم
بگو که من یه چیز بد خوردم و
بیرون روی گرفته بودم
قبلا ازاین بهانه استفاده کردین
چرا تو ین بزرگ انقدر قانون هست؟
حتی از حشرات شی ین هم اعصاب خورد کن ترن
همسر سلطنتی چطور میتونه کل روز
جز تماشای من کاری نکنه؟
شنیدم که همسر سلطنتی
نگران ازدواج برادرزاده اش ژنرال یینه
درسته
اولین ژنرال زن در ین بزرگ
فراموش کردم .نمیتونم شکستش بدم
شاهدخت
میخواین چی کار کنین؟
چی کار میتونم بکنم؟
فقط میخوام همسر سلطنتی
دست از سرم برداره
میشه از ارباب یوئه چین
بخواین که وساطت کنه؟
نه
نمیتونم برادرمو به دردسر بندازم
چطوره با اعلیحضرت صحبت کنین؟
به نظر من اعلیحضرت خیلی باهاتون مهربونه
نه
فکر میکنم که
اصلا نمیشه اعلیحضرت رو درک کرد
شاید وقتی عصبانی بشه از یه خرس سیاهم بدتر بشه
ترجیح میدم برگردم
مجازاتمو تحمل کنم تااین که باهاش رو در رو بشم
[قصر سلطنتی]
عرض ادب بانوی من
خوبه که یادت مونده
من هنوزم تو قصرم
به محض برگشت دستوراتمو دریافت کردم
برای همین کاری ازدستم برنمیاومد
از اعلیحضرت به عنوان یه بهانه استفاده نکن
الان که به پایتخت برگشتی
ازدواج
اجتناب ناپذیره
عمه شما خوب میدونین
که تمام زندگی من تو ارتشه
دوباره بهم نگو که میخوای با ین بزرگ ازدواج ازدواج کنی
باعث تاسفه که یه دختری
وقتی برادرم تو رو وارد ارتش کرد
باهاش مخالفت کردم
خوشبختانه در طول این سال ها
دستاوردهای زیادی برای ارتش داشتی
و حق اینو داری
که خودت انتخاب کنی
هدف اعلیحضرت اینه که
با یکی از شاهزاده ها ازدواج کنی
این که نشان ارتش پینگ نان
به نسل بعدی منتقل میشه یا نه تصمیم اعلیحضرته
زنان خاندان یین
در نهایت با خاندان سلطنتی ازدواج میکنن
کاملا واضحه که
ولیعهد بهت علاقه داره
ولی تو هنوزم به شاهزاده جینگ فکر میکنی
شاهزاده جینگ ادم بی بنده باریه
چطور ممکنه که لیاقت ژنرال زن خاندان یین رو داشته باشه
عمه
روی هم رفته
ولیعهد
بهترین انتخابه
...چطوره که تو جشنواره شانگ سی
عمه
موضوعاتی که اعلیحضرت به من سپردن هنوز به طور کامل بهشون رسیدگی نشده
الان زمان جشن گرفتن نیست
بانوی من ولیعهد درخواست ملاقات دارن
بذار بیاد
عرض ادب
بانوی من
ین لی
ژنرال یین
عرض ادب عالیجناب
عالیجناب به موقع اومدین
الان لو می و من
داشتیم درباره ی شما صحبت میکردیم
اون تازه به پایتخت برگشته
و شما هدایای زیادی براش فرستادین
و از همه اش خوشش اومده
اگه ژنرال یین راضی باشن
من هم
کادوهای ایشون رو دوست دارم
حالا که بحثش شد
شما از وقتی بچه بودین باهم دوست بودین
چرا الان انقدر از هم فاصله گرفتین؟
یادمه که
لو می وقتی بچه بود
عاشق هیجان و سروصدای زیادی بود
شب جشنواره شانگ سی
همیشه شما رو برای دیدن اتش اژدها میبرد
عمه
شاهزاده جینگ بودن
که عالیجناب روبرای دیدن اتیش بازی بردن
با این که جشنواره شانگ سی برای جشن گرفتنه بهاره
اما رقص اژدهای اتشین
رسمیه که از اجدادما برای گرامی داشت خدایان باقی مونده
امسال 35 امین سالگرد سلطنت پدره
اژدهای اتیش از همیشه فوق العاده تر خواهد بود
ژنرال
شما زمان زیادی نیست که به پایتخت برنگشتین
چرا با من نمیان
که برای سلامتی صدهزار سرباز ین بزرگ دعا کنیم؟
مطمئن باشین ارباب جوان
هر اتفاقی هم که بیافته
من بعد جشنواره شانگ سی
از اون شخص خبر میگیرم
بیاین ببینین
عالیه
عالیه
عالیه
امروز وظیفه ات اینه که
همراهم این روز رو جشن بگیری
نگران
چیز دیگه ای نباش
برای دارو ممنونم
الان مزه چیزی رو میفهمی؟
مهم نیست
شما بهم گفتین که انتقام ادمو در معرض خطر قرار میده
چرا یه دختری که لب مرگه
باید به مزه ها اهمیت بده؟
الان که مرگت نزدیکه
باید از هرروز زندگیت نهایت استفاده رو ببری
و ازش استفاده کنی
طعم زندگی
لزوما با زبون ادم حس نمیشه
تا حالا این بازی رو کردی؟
دنبالم بیا
بهت یاد میدم
ببخشید
رئیس
خوب نگاه کن
افرین
افرین
افرین
بگیرش
خیلی دقیق بود
واقعا ماهره
وظیفه امون اینه که حواسشون رو پرت کنیم
و زمان بخریم
افرین
رئیس
چندتا بهم بده
افرین
نمیتونه
فوق العاده بود
رئیس بازم بده
بانو
ما یه تجارت خیلی کوچیک رو اداره میکنیم
میتونین از این ابنبات های شکری بگیرین
منم میخوام
باشه
منم میخوام
همه اتون میتونین بگیرین
منم میخوام
بگیر
منم میخوام
باشه
ممنون بانو
بگیر
ممنون بانو
عالیجناب
...من که بچه
شیرینه؟
شیرینه
[عمارت فو فانگ]
[عمارت فو فانگ]
عمارت فوفانگ.به شاهزاده جینگ خبر بده
می نیانگ وارد عمارت فوفانگ شده
رژه اژدهای اتشین کیه؟
ساعت شو
راس ساعت شو
می نیانگ رو ساکت کنین
بله
[عمارت فوفانگ]
یه ماسک میخوای؟
یکی برای بچه ات بگیر
ماسک میخواین؟
همه نوع ماسکی هست
افرین
یه بار دیگه
یه بار دیگه
افرین
افرین
افرین
افرین
افرین
افرین
فوق العاده بود
یک بار دیگه
فوق العاده بود
عالیه
این خیلی واقعیه
افرین
افرین
افرین
افرین
بیا بریم عمارت فوفانگ
این اولین باریه که از بعد بزرگ شدنمون
تو ژائو جینگ باهم قدم میزنیم
مگه ما زمان بچگی اژدهای اتشین رو باهم نگاه نکردیم؟
سیزده سال طول کشید
تا بتونم امروز کنارت قدم بزنم
جینگ هه مگه این اژدهای اتشین چیه؟
بعد دیدنش برنده مبارزه میشی
لومی
نمیخوای مبارزه کنی؟
بریم رژه اژدهای اتشین الانه که شروع بشه
از این سمت
عمارت فوفانگ بهترین نقطه برای تماشاست
من یه اتاق خصوصی گرفتم
برادر بزرگ بیا دنبالمون
ارباب،شاهزاده جینگ و ولیعهدن
جلوی ماموریت رو بگیریم؟
صبرکن
برو ببین چه خبره
بله
برادر بزرگ
لو می
[عمارت فوفانگ] برای تماشای رژه اژدهای اتشین اومدین؟
ایشون بانو می لینن؟
برادر سوم واقعا خوش شانسی
برادر بزرگ
تو برج ژی شانگ ده سفارش ده زیبارو رو دادم
همشون زیبان
میخوای با من خوش بگذرونی؟
مورونگ جینگ هه
زیباروی من رو ترسوندی ژنرال یین
ا می
ژنرال یین
اولین ژنرال زن تو ین بزرگه
سعی نکن ناراحتش کنی
برادر سوم دست از مسخره بازی بردار
امروز لو می و
من
اومدیم تا برای سربازهای ین بزرگ دعا کنیم
عالیجناب
شاهزاده جینگ دارن با زیباروشون خوش گذرونی میکنن
بیاین مزاحم نشیم
این مرد بوی گوگرد میده
[عمارت چینگ یین]
[عمارت چینگ یین]
حتما تو اتاق بغلی دارن معامله میکنن
همه منتظر رژه اژدهای اتشین هستن
فقط اون پنجره رو به رو بسته ست
بانو می لین واقعا مراقبین
منم شک دارم که تو اتاق روبه رویی خبری باشه
الان یکی از واسطه های بازار سیاه رو دیدم
شنیدم که یه تبادل غیرقانونی اهن امشب تو عمارت چینگ یین برگذار میشه
ژانگ یین میخواد می نیانگ رو ساکت کنه
احتمالش هست که اتاق رو به رویی باشه
بیا بریم اونجا
تو همین جا بمون
و حواست به می نیانگ باشه
باشه
مراقب باش
بانو
بیا بادبادک بخر
بذار یه نگاه کنم
هرکدوم خواستی بردار
پدر
اژدهای اتشین کی میاد؟
به زودی
دنبالم بیا
ارباب یوئه چین اینجا چی کار میکنه؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.