Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت هفتم=
[منو بکش،عاشقم باش]
[قسمت هفتم]
[حیاط نی شانگ]
سوزن رو محکم و ثابت نگه دارین
همهاش به قدرت مچ بستگی داره
اگه میخواین سوزن گلدوزی رو خوب نگه دارین
اولین باید بتونین یه سنگ سنگین رو نگه دارین
اونایی که به دنبال آیندهشون هستن
تنبلی نکنین
قدرت از بازو میاد
نه مچ دست
چیشده؟
..این
بنظر تازه نمیاد
بله
چندروز پیش اتفاقی خودمو سوزوندم
خیلی خب
برو استراحت کن
یادگیری مهارتها زمان میبره
نذار این زخم
روی تخصیصت اثر بذاره
چشم
ببرینش استراحت کنه
چشم
اون از ترس مجازات به خاطر آسیب زدن به گلدوزی
ملکه فقید، خودش رو کشت
یادت باشه
باید کار خوب انجام بشه
هیچ سر نخی نباید باقی بمونه
برو داخل
عالیجناب؟
اصلا حرف نزن
گستاخ
عالیجناب
عالیجناب
این گلدوزی
اخرین شاهکاری بود که
از ملکه ده جیا باقی مونده
یه خط کوچیک روش بیوفته
بی احترامی بزرگی به ملکه فقید میشه
...من
قطعا مجرم رو
به شدت مجازات میکنم
دایه شانگ
چجوری میخوای مجازاتش کنی؟
این زن علیه عالیجناب
کینه به دل گرفته
برای همینم هست که به اثر ملکه ی فقید اسیب زده
لایق مجازاتی
کمتر از اعدام نیست
واقعا؟
اما من با چشمای خودم دیدم که
یه گربه ی وحشی روی این گلدوزی خط انداخت
این زیبارو هم میخواست جلوشو بگیره
که تصادفا بهش اسیب زد
خوشبختانه من اینجا بودم
این زیبارو
دیگه لازم نیست جرم رو به گردن بگیره
عالیجناب شما دانا هستین
من هیچوقت جرات نمیکنم بی احترامی کنم
گربه؟
یه گربه ی ولگرد؟
درسته
یه گربه ی ولگرد
اونا هم اینجا بودن
میتونن شهادت بدن
اگه یه گربه نبوده
پس یعنی میگین من اشتباه میکنم؟
یا ممکنه که
شماها از قصد به گلدوزی اسیب زدین؟
گربه بوده- گربه بوده-
عالیجناب شما درست میگین- عالیجناب شما درست میگین-
این دوتا خدمتکار وظیفه داشتن تا از این اثر محافظت کنن
اما سهل انگاری کردن
سی ضربه شلاق بهشون بزنین
ممنون عالیجناب
حالا که فقط یه تصادف بوده
اون تو عمارت من میمونه
شخصا
نظارت میکنم تا
گلدوزی رو تعمیر کنه
تعمیر که شد
بخشیده میشه
عالیجناب
این ضروریه که
اثر رو تعمیر کنیم
هرچند
خیلی باارزشه و
نمیشه دوباره جا به جاش کرد
بهتره که
همینجا تو دیوان مراسمات حکومتی بمونه
و تعمیرش کنه
من مسئول
نظارت روی اموزشات هستم
اشتباهی که کرده
مسئولیت منم هست
اگه امپراتور یا ولیعهد خواستن کسی پاسخگو باشه
من کاملا مسئولیتشو قبول میکنم
حالا که مایلی مسئولیتشو قبول کنی
پس هم این زیبارو و هم اون اثر رو
به تو میسپارم
اگه چیزی اشتباه پیش بره
مستقیما
میام سراغ تو
نیازی به نگرانی نیست عالیجناب
این وظیفه ی منه
خیلی خب
همه میتونین برین
ممنون عالیجناب
ممنون که نجاتم دادین
تمام تلاشمو برای درست کردنش میکنم
تعمیر کردنش فقط یه بهانه ست
نیاز نیست خودتو اذیت کنی
در ارامش همینجا بمون
و اگه لازم شد
خودم میام میبرمت
ادامه بده
چشم
فکر میکردم فقط می لینه
اما معلوم شد که 10 تا زیبارو هستن
همشون مچ دستشون رو سوزوندن
میشه گفتی یکیشون اتفاقی بوده
اما اینکه هر ده تاشون بمیرن
دیگه لاپوشونی کردنش سخت میشه
نتونستم اینکارو بکنم
لطفا منو ببخشین عالیجناب
دایه
خسته نباشی
بیا
بگیرش
امور دیوان مراسمات حکومتی پیچیده ست
برای همین ازت ممنونم که اینکارو برام میکنی
برو استراحت کن
ممنونم عالیجناب
ممنونم عالیجناب
دایه مراقب باش
حالا که کار رو تموم نکرده
واسش یه قبر درست و حسابی پیدا کن
خودم حلش میکنم
بنظر میاد زنی که از عمارت فنگ هوا فرار کرده می لینه
اما نگهبانای سلطنتی دربار
به پدرم وفادارن
نمیتونیم بی پروا عمل کنیم
تا اخر عمر که نمیتونه تو قصر مخفی بشه درسته؟
ما نمیتونیم
منتظر بمونیم
یعنی میگین می لین رو ترور کنیم؟
جینگ هه
یه بار از زندان
استفاده کرد تا بهمون تهمت بزنه
ما هم از روش خودش برعلیهش استفاده میکنیم
یه تیر اماده دارم و
هدفی نیست
بیا بیشترین استفاده رو از این فرصت بکنیم
گان نینگ از وزارت دفاع خیلی وقته به جایگاه ژانگ یین حسادت میکنه
بهش بگو یه عریضه بنویسه
چشم
چطور میتونه اهمیتی نده؟
ارباب جوان
ارباب جوان
اداره امور داخلی سلطنتی عمدا مشکل درست میکنه
اصلا نمیخوان راهنمای گلدوزی ملکه ده جیا رو به ما قرض بدن
من و تو از شی ین هستیم
همین که بهم اجازه دادن از روی راهنما
رونویسی کنم
خودش کلیه
اما انقدر زیاده که
امشب نمیتونین بخوابین
براتون غذا اماده کردم
نیازی نیست
تازه سرماخوردگیت
بهتر شده
زودتر برو بخواب
تا وقتی شما نخوابین
منم نمیخوابم
خیلی خب
[راهنمای ملکه ده جیا در هنر گلدوزی با دوختهای درهمتنیده]
[راهنمای ملکه ده جیا در هنر گلدوزی با دوختهای درهمتنیده]
ارباب جوان
اینو از اداره امور داخلی سلطنتی گرفتم
راهنمای ملکه ده جیا در هنر گلدوزی با دوختهای درهمتنیده
امیدوارم که
کمکتون کنه
ممنونم ارباب جوان
من اومدم
این سرکه ی سفیده؟
تو آب سرکه ی سفید هست
گلدوزی رو باهاش خیس کنین
اینجوری رشتههای پشتی نرمتر میشن تا موقع لمس، سفت نباشن
غذا هم اوردم که اگه یوقت گرسنه شدین
بتونین بخورین
خیلی با ملاحظه این
بریم سرکارمون
[هنر گلدوزی با دوختهای درهمتنیده]
نمیتونین بخوابین سرورم؟
چرا اومدی؟
بانو می لین میخوان ببیننتون
چیشده؟
چیزی نگفتن
فقط اینکه گفتن
باید برین دیوان مراسمات حکومتی
چیشده؟
عالیجناب
ملکه ده جیا حتما دلیلی داشتن که
این صحنه رو گلدوزی کردن
قبلا که گفتم
سرت به کار خودت باشه
یه الگوی مخفی داره
یه نخ نامرئی تو طرج بافته شده
اگه به دقت نگاه نکنین، متوجهش نمیشین
این نخ پنهان به یه
الگوی مخفی منتهی میشه
چیدمانش خیلی منظمه
تقریباً مثل یه معما
این نشانگر پرچم ارتش ویبیه
...پسر
...من
پسرم جینگ هه
ذات خوبی داره
به هیچ وجه نمیتونه یه شهر رو قتل عام کنه
اما همه جا شایعاتی پخش شده
این گلدوزی رو
برای اروم کردن خشم مردم دوختم
امیدوارم پسرم نجات پیدا کنه
جینگ هه،تنها ارزوم اینه که زنده بمونی
و هیچوقت امیدتو از دست ندی
یه روز ابرها کنار میرن و حقیقت نمایان میشه
با اینکه زندگی و مرگ از هم جدامون کردن اما
امیدوارم در امان باشی
اونوقت روح من به ارامش میرسه
پس علیاحضرت این گلدوزی رو
برای نجات شما اماده کرده بودن
مادر
اشتباه کردم
اگه بخاطر نجات من نبود
...به این گلدوزی اسیب نمیرسید
همش بخاطر نجات تو نبود
اونا میخواستن ازش به عنوان تله استفاده کنن
اگه اول دست به کار نمیشدم
کلش نابود میشد
خوندن اخرین حرفای مادر
برام کافیه
یه اسیب کوچیک
اهمیتی نداره
چرا داره
چیزی که از گذشتگان میمونه،مثل پلی بین زنده ها و مرده هاست
اگه به درستی تعمیر نشه
اونوقت علیاحضرت چطور میخوان
حرفایی که بهشون میزنین رو بشنون؟
ارواح
چیزی جز توهمات زنده ها نیستن
نباید باورشون کرد
منم بهشون باور نداشتم
اما بعد از مرگ پدر و مادرم
کم کم باورم شد
خیلی حرفا دارم که بهشون بزنم
کیکای دنگ گو دیگه شیرین نیستن
مادر همیشه بهترینا رو درست میکرد
سنجاق سرم دیگه قدیمی شده
دلم میخواد پدر یکی دیگه برام درست کنه
باور دارم که پدر و مادرم همیشه کنارمن
برای همینه که همیشه جون سالم به در میبرم
حرفی ندارین که به علیاحضرت بزنین؟
طرحش شبیه به اون هست
اما رنگش بنظر درست نیست
خیلی دنبالش گشتم
اما نتونستم اون رنگ رو پیدا کنم
...این نخ
الگوی روی لباسهای شما با همون نخ دقیق دوخته شده سرورم
یه دوخت رو جا ننداختی؟
اینجا
تو گلدوزی با دوختهای درهمتنیده
به راحتی میشه یه دوخت رو جا انداخت
♪چرا این فقط منم که باقی موندم؟♪
♪نمیتونم به چشمات خیره بشم♪
♪تنها چیزی که باقی مانده♪
♪سکوت بعد از محو شدن آتشبازیه♪
گلدوزی بلدین سرورم؟
بچه که بودم سرکش بودم
معمولا تنبیه میشدم که
یه جا وایسم و گلدوزی کردن مادرمو نگاه کنم
همینجوری که نگاه کردم
یاد گرفتم
♪وقتی که رویا به پایان میرسه♪
♪به ماه تو سکوت خیره میشم♪
♪فقط اون موقع ست که به وضوح میبینمش♪
♪هزار کلمه به یک اشک میافته♪
♪من نترس و شجاعم♪
♪رو لبه ی زندگی راه میرم♪
♪کنترل سرنوشتم رو به دست میگیرم♪
♪اما عشقی که میخوام رو نمیتونم به دست بیارم♪
♪اما رویایی که دنبال میکنم، بیفایده ست♪
♪با این حال، هنوز هم آرزو دارم که تو رو در کنارم نگه دارم♪
ارباب جوان
داره سرد میشه
بیاین برگردیم
تموم شد
دقیقا مثل قبلش شده
هرچی که دلتون میخواد بگین رو
الان دیگه علیاحضرت میشنون
مادر
من برگشتم
...پسرت
الان وضعیتش خوبه
سرورم
گلدوزی تعمیر شد
دیگه میتونم برم؟
هنوز نه
مجرم معتقده که
تو شاهد قضیه ی عمارت ون هوایی
هرکاری میکنن تا دوباره
تورو هدف قرار بدن
زمان تعمیر کامل گلدوزی
به من بستگی داره
اینجا جات از همه جا
امن تره
من نمیترسم
حتی اگه میخوای بمیری
باید مرگ معنا داری داشته باشی
باید اینجا بمونی
و توجه اونارو به خودت جلب کنی
تا من بتونم دنبال ژانگ یین بگردم
وقتی پیداش کنم
توام ازادی که بری
من به خوبی نقش زیباروی شی ین رو بازی میکنم
زمانش که برسه
دیگه لازم نیست اینکارو کنی
منظورم اینه که
اگه خطری تهدیدت کرد
میتونی با مهارتت خودتو نجات بدی
پدرم میدونه که اهل چینگ ژو هستی
عجیب نیست که یه یتیم از چینگ ژو برای انتقام هنرهای رزمی
یاد گرفته
سرورم
یه چیزی پیدا کردم
زنی به اسم می نیانگ هست که
که بهطور مکرر قرصهای سفیدکننده رواز بازار سیاه میخره
یه نشان گل صدتومنی روی گردنش هست
من ترتیبی دادم که تو سه روز آینده با رابطمون ملاقات کنه
اگرچه فعلا می لین کار ولیعهدو به تاخیر انداخته
اما همیشه اینطور نمیمونه
ولیعهد همینجوری دست رو دست نمیذاره
حواست بهشون باشه
چشم
[کاخ ین مینگ]
طبق عریضه ی گان نینگ
یه جاسوس بین زیبارویان صلح آفرین هست
ولیعهد،نظر تو چیه؟
جریانات شی ین پیچیده هستن
من مشکوکم که این یه تحریکه که توسط مینگجو از جناح تندرو رهبری میشه
اونا قصد دارن بین شما و پادشاه شی ین اختلاف بندازن
تا زمانی که دربار شی ین به صلح متعهد بمونه
ما میتونیم به پادشاه کمک کنیم تا قبایل شورشی رو از بین ببره
برای هیمن، تحقیق درباره ی مغزمتفکر هم
به خاطر پادشاه شی ین هست
همینطور ارباب یوئه چین هنوز توی ژائو جینگه
این تحقیقات
باید مخفیانه انجام بشن
فکر میکنی کی
مناسب این کاره؟
ژنرال یین تو خیلی از نبردهای علیه شی ین جنگیده
با این وضعیت اشناست
معتقدم که
شخص درستی برای اینکاره
عالیجناب
ژنرال یین هنوز تو اردوگاه های حومه غربیه؟
بله
میریم به اردوگاه حومه غربی
متوجه نمیشم اما
چرا افراد خودمونو برای تحقیق نمیفرستین؟
اگه ژنرال یین طرف شاهزاده جینگ رو بگیره چی؟
تو اونو نمیشناسی
وقتی مسئله سر ین بزرگ باشه
به هیچکس رحم نمیکنه
اما هنوزم
به یه سری روابط بچگیش چسبیده که بیخیالش نمیشه
دیگه وقتشه که
یه هولی بهش بدم
یک
[اردوگاه های حومه غربی]
دو
سه
چهار
پنج
شش
هفت
هششت
یک
دو
سه
چهار
پنج
شش
هفت
هشت
یک
دو
سه
چهار
پنج
شش
هفت
عرض ادب عالیجناب ولیعهد
عرض ادب عالیجناب ولیعهد
مراقب باشین عالیجناب
سریعتر از عالیجناب محافظت کنین
عالیجناب
دستتونو بدین به من
عالیجناب لطفا منو ببخشین
مسئول اصطبل باید مجازات بشه
این اسب هدیه ی شی ین بوده
هنوز به طور کامل رام نشده و با این حال، جرأت کردن که بذارن شما سوارش بشین
تقصیر اونا نیست، من خودم اصرار داشتم که سوارش بشم
همینجوریش خودمو جلوی ژنرال یین خودمو خجالت زده کردم
جرات نمیکنم
ما باهم بزرگ شدیم
بین ما نیازی به
تشریفات نیست
این دارو برای زخمه
این خنجر
از جینگ هه گرفتیش؟
این خنجریه که خیلی وقت پیش ازم گرفته بود
انتظار نداشتم تهش برسه به دست تو
اما امروز،این شمشیر مال منه
پس فکر پس گرفتنشو نکنین
چیزی که مال تو باشه همیشه مال تو میمونه
این سرنوشته
عالیجناب
بیاین برگردیم
لو می
امروز فقط برای ملاقات نیومدم
یه مسئله ی کاری هست
یه نفر یه عریضه فرستاده
ادعا کرده که
یه جاسوس از شی ین تو ژائو جینگ هست
پدر نگرانه که شی ین بخواد کاری کنه
برای همین ازت میخواد
تا در خفا تحقیق کنی
جاسوسای شی ین
اونا حتماً از طریق کاروان نفوذ کردن
من مشکوکم که این موضوع به مینگ جو از جناح جنگطلب تو شیان مرتبط باشه
قراره بخاطر
پادشاه شی ین تحقیق کنیم؟
میدونستم بهترین شخص رو انتخاب کردم
تو توی شی ین خیلی جنگیدی
بهتر از همه از راهبرداشون خبر داری
با وجود تو
خیال پدر هم راحت میشه
طبق دستورتون عمل میکنم
چیزی که بیشتر از همه نگرانم میکنه
جینگ هه ست
این مسئله به شاهزاده جینگ مربوطه؟
درمورد تروری که توسط یکی از زیبارویان صلح افرین اتفاق افتاد شنیدی
من از قاتل بازجویی کردم
اون یه زیباروی عادی نیست
میترسم که
کسی بخواد اشوب به پا کنه
و امیدواره که از جینگهه
برای ایجاد تنش بین دو ملت استفاده کنه
شاید شاهزاده جینگ گاهی بیپروا عمل کنه اما
وقتی پای مسائل کشور وسط باشه
متوجه خطراتش هست
[شوان لی جوان]
برادر بزرگ
بنظر میاد این خنجر یه جفتم داره
اون یکی کجاست؟
جفتی در کار نیست
این از آهن سرد هزار ساله ساخته شده، که برای یه نفر کافیه
اگه دوسش داری میدمش به تو
به هرحال به خنجر علاقه ای ندارم
این خنجر رو
قطعا لو می ازش خوشش میاد
بهتره نذاری ازت بگیرتش
اول باید شکستم بده
لو می
سرنوشتمون اینه که یه زوج باشیم
[عمارت چانگ شی]
چرا ژنرال یین به دیوان مراسمات حکومتی اومده؟
تو کی هستی؟
همونجا وایسین
ژنرال درحال بازجویی هستن
قبلا درمورد این مسئله تحقیق شده
اعلیحضرت خودشون حکمی صادر کردن که دیگه درموردش صحبت نشه
ژنرال یین میخوان از مقامشون سوءاستفاده کنن؟
خیالتون راحت باشه
ژنرال میدونن
دارن چیکار میکنن
...تو
کجاست؟
گذرنامههای وزارت دفاع
این گذرنامهها عبور امن از طریق سرزمین ین بزرگ رو تضمین میکنن
می نیانگ،قراره به جای
جابه جا کردن کالا
ادم جابه جا کنی؟
وگرنه چرا دوتا گذرنامه لازم داری؟
تو بازار سیاه
ما فقط معامله میکنیم،سوال نمیپرسیم
چیه؟
فقط کنجکاوم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت هفتم=
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.