Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این قسمت به موضوعات حساس از جمله خودکشی و مضامین آن میپردازد
،بنا به صلاحدید خود نسبت به تماشای این برنامه تصمیم بگیرید
«ساعت شیطانی»
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
هیچ موردی توی سیستم شناسایی خودکار شماره پلاک پیدا نشد
اما دوربینهای کنترل ترافیک دوبار توی جادهی نیوپارک ثبتش کردن
10:38 به سمت غرب و خیابان اصلی میرفته
و 11:07 داشته از سمت مقابل برمیگشته
که با زمان انفجار فروشگاه اسباببازی فروشی مطابقت داره
منطقیه که از یه ماشین دزدی برای این کار استفاده کرده باشه
میدونیم کِی دزدیده شده؟ - نه -
مالک ماشین یکیه به اسم جک گراهام 22سالهست و وضع مالی خوبی داره
عصبانی شده و از روی یه دیوار پریده پایین
وقتی تحت عمل جراحی بوده یکی ماشینش رو دزدیده
توی بازه زمانی 8 روز گذشته
.محله رو خوب بگردید و بررسی کنید نمیتونه تصادفی باشه
،دزد رو که پیدا کنیم بمبگذارمون رو هم پیدا کردیم
به عنوان ماشین فرار، زیادی تو چشمه، نه؟
.خودت که مشخصات پروندهش رو خوندی بدون فکر و بیپروا عمل میکنه
.حس میکنه شکستناپذیره و میتونه هرکاری دلش خواست انجام بده
.جستجو برای الیاف به جایی نمیرسه همه چی خاکستر شده
.ولی یه ردپا پیدا کردیم سایز 45، ورزشی، با پنجهی پهن
!عالی شد. چقدر که جستجومون محدود شد
میتونیم اطلاعات بیشتری کسب کنیم
.سوبارو آبی، هودی زرد. خیلی تو چشمه ممکنه حافظه کسی رو تحریک کنه و بشناستش
یا یه فرد منزوی باشه که یه جای پرت زندگی میکنه و با کسی ارتباط نداره
ناشناخته و غیرقابل تشخیص
آره ولی ارزش امتحان کردن رو داره
آره. مرسی بوید
خداحافظ
بهنظرت چیزی پیدا میکنه؟
نه
نه تو این زندگی
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
[ جایزه ده هزار پوندی ] [ برای یابندهی قاتل سریالی گیدین شپرد ]
گندش بزنن
کیر توش
لعنتی
کیر توش
چیزی نیست
داری کابوس میبینی
هردومون
...فقط
برو داخل
بیا بریم تو، باشه؟
آفرین. خدایا
بشین اینجا. تکون نخور
برات پتو میارم
اون... اون کیه؟
...اون
کیه؟
وهمه
یه پژواک
واقعا اونجا نیست
ما چی؟
...اینها
خاطراتم هستن
از جایی که بهشون تعلق داشتن برداشته شدن
و از نظم طبیعی خودشون خارج
...گاهی اوقات
که کنترلم رو از دست میدم
و آشوب در مقابلم مقاومت میکنه
در ظاهر ناپدید میشن
جعبه، خالی بهنظر میرسه
در صورتی که نیست
تو هم همینطور
اما همیشه جایی دفنش میکنم که هیچکس نتونه پیداش کنه
حکمه بیمهم رو داره
لنگرم
تو اون بیرون چی دفن کردی سیلویا؟
چی رو داشتی از زیر خاک بیرون میکشیدی؟
سلام
سلام مامان
هنوز خبری نیست
به زودی میاد
.مالکش تو بیمارستانه. جفت مچ پاهاش شکسته اما عارضه خاصی نداره
تو همون مسیره
خوبه
مامان؟
خوبی؟ چیزی گفتی؟
دیشب تو باغ پیداش کردم
داشت پرسه میزد
حوالی 3 و نیم نصفه شب
چی کار میکرد؟
زمین رو میکَند
سالها پیش یه چیزی اونجا دفن کرده
چی؟
یه خاطره
یه خاطرهی بهدردبخور
تو کیسهست
.لولهش رو با اره بریدم اینطوری راحتتر میشه پنهانش کرد
گفتی مشکلی برامون ایجاد نمیکنه
.نمیکنه خب. کافیه در رو قفل کنی و حواست باشه جایی نره
دست بردار گیدین
اگه قراره اینجا بمونه باید یه کاری برام بکنی
باشه
برای دستگیریم جایزه تعیین کردن
چهار روز برای پیدا کردن بمبگذار وقت داریم
اگه چهرهم رو جایی ببینن که نباید کارمون تمومه
و این یعنی تا مطمئن نشدیم نمیتونم از اینجا برم بیرون
میخوای من کارآگاهبازی دربیارم؟
.از همونجایی که رهاش کرده بودی ادامه بده دزد رو پیدا کن
به بمبگذار میرسی
لوسی؟
داری ازم درخواست میکنی که جاسوسی یه قاتل رو بکنم
...من
شاید فراتر از جاسوسی صرف باشه
باید از خودت محافظت کنی
انتخاب کن ای غریبهی ماجراجو
زنگ را بزن و با خطر مواجه شو
یا بگذار از کنجکاوی به حال جنون بیفتی
که اگر این کار را میکردی چه میشد؟
خیلیخب. دیگه باید برم شام بپزم
فقط دو صفحه دیگه
یکی. ولی نوبت توئه که بخونی
این چیه؟
مردیث برام طرح زده
گفت اشکالی نداره چون پاک میشه
تو هم میتونی یکی بکشی
بهم یاد داد
حالا باید منتظر بمونیم
چقدر؟
سی ثانیه
همهش همینقدر؟
چند تا از اینها بهت داده؟
هفت تا. که هر وقت پاک شد دوباره بزنم
خوشحالی
بهخاطر اینه که مردیث دوست دخترته؟
دوست دخترم نیست - نه، میدونم -
اون... دوستته
شاید مثلا بهترین دوستت، نه؟
تو بهترین دوستمی
عجیب اما واقعی
پدیدههای غیر قابل توضیح
حوادث ماوراء الطبیعی
داستانهایی واقعی که هیچگاه تیتر اخبار نشدند
چون برای عموم بسیار آزاردهنده بودند
امشب برای حل معماهای لاینحل با ما همراه شوید
این دیگه چیه؟ - نگاه کن حالا -
سعی کن با ذهن باز نگاهش کنی
تناسخ
قرنهاست که این سوال ذهن بشر رو به خودش مشغول کرده، آیا زندگی پس از مرگی وجود دارد؟
شاید علم بتونه پاسخ این سوال ما رو بده
یا دین، شاید هم باید در خانهای
در خیابانی آرام در شهر بازاری هکریج به دنبال جواب بگردیم
اولین وایزمن زندگی خودش رو به عنوان یک نوزاد شاد شروع کرد
کودکی باهوش و کنجکاو
اما چیزی از زبون بازکردنش نمیگذشت
که والدینش متوجه شدن مشکلی وجود داره
اولین درباره چیزهایی که به یاد میآورد صحبت میکرد
اتفاقاتی که هنوز رخ نداده بودن
.پیش خودمون گفتیم، چیزی نیست بچهها این طورین دیگه. خیالاتشه
چی میکشی اولین؟
این دیگه چیه؟ - مرگ -
سه سالش که بود ازمون پرسید میتونه با خونهی صورتی بازی کنه یا نه؟
ازش پرسیدیم کدوم خونهی صورت رو میگی؟ همچین چیزی اینجا نداریم
چند وقت بعد، همسایهمون داشت خونهتکونی میکرد
و یه خونهی عروسکی صورتی رنگ براش آورد
.گل از گلش شکفت و گفت ایناهاش همون خونهـهست
این اتفاق دوسال بعدش رخ داد
و ما به یه شهر جدید نقل مکان کرده بودیم
اولین از همان دوران بچگی صحبت از رفتن میکرد
میگفت الان جایی نیست که باید باشه
و قرار بوده 5اُم سپتامبر 1977 همهشون طی یه سانحه رانندگی کشته شن
این همون روزیه که شپرد تو فیلمها ذکر کرده بود
دقیقا همون روزه
این رو از کجا آوردی؟
من... داشتم تو گوگل میگشتم و سعی میکردم
یه ارتباطی بین این اسم و بازگشت، تناسخ یا حلقههای زمانی پیدا کنم
شاید بتونیم خانوادهش رو پیدا کنیم
و به جواب یه سری از سوالاتمون برسیم
تنها چیزی که میخوام بدونم اینه که
لوسی چیمبرز اون اسم رو از کجا میدونست؟
شاید اون هم همین مسیر تحقیقاتی تو رو پیش گرفته
ببین، میدونم میخوای بهش اعتماد کنی
میخوام. ولی دلیل نمیشه داشته باشم
خب پس بیارش برای بازجویی
تا وقتی مدرک مستدل نداشته باشیم نمیشه - ....اما -
اگه الان متهمش کنم، میره تو لاک دفاعی
بهتره فعلا دوستانه باهاش برخورد کنیم
تا چه حد دوستانه؟
.متاسفم راوی، ولی این کار خطرناکه لوسی از متهمین پروندهست
نه. مظنونه
صحیح
پس برای همین یه سره ور دلشی؟
صرفا چون بهش مظنونیم؟
اگه کسی بفهمه چی؟
فقط در صورتی میفهمن که تو بهشون بگی
درضمن خطرناک هم نیست
محکم نزدیک پهلوت نگهش دار
نمیخوای که مچت آسیب ببینه
بده
وقتی خشابش پر باشه به اشارهای شلیک میکنه
پس سمت چیزی که نمیخوای بکشیش نشونهش نرو
نمیخوام هیچکس بمیره
.روال کار اینطوری نیست یا اون میمیره، یا قربانیهاش
.دوباره امتحان کن بچسبونش به پهلوت
حاملهم
مطمئنی؟
خیلی بعیده
با این حال بچه به دل میکشم
میدونی پدرش کیه؟ - راوی -
خودش هم میدونه؟
نه هنوز
نباید بیفتم زندان
من افتادم
25 سال حبس کشیدم
تمام اون مدت منتظر تو بودم
منتظر این فرصت و این فرجام
،خودت این رو ازم خواستی من هم دراختیارت گذاشتم
من نبودم. اون من نبودم
اون مادر نداشت. پسری هم نداشت
بعضی شبها پیش خودم فکر میکنم نکنه دارم دیوونه میشم ولی بعد میگم نه، نه
دیوونهها که خودشون نمیدونن دیوونهن
پس دست از فکر و خیال برمیدارم و به خودم میگم دارم کار درستی میکنم
و دیوونه نیستم. که خب دیوونهها هم همین رو به خودشون میقبولونن
...پس
دوباره به این فکر میفتم که نکنه جدا دیوانهم؟
و این چرخهی باطل اینقدر ادامه پیدا میکنه تا اینکه نهایتا خوابم ببره
و خواب تمام کسایی که قراره بمیرن رو ببینم
نمیدونم دقیقا قراره چه اتفاقی بیفته
اما این رو میدونم که از این قضیه فرار نمیکنی
از کجا مطمئنی؟
چون ذاتت اینطوری نیست
[ اسباببازی فروشی ریگبی ]
فـ.ـیــلـ ـمــکـ.ـیــو رو تو گوگل سرچ کن
تو گرگی
شعر خیلی خوبی نوشتی آیزاک
دست خطت عالیه، املات هم همینطور
کسی هم کمکت کرد؟
ایدهش از کجا به ذهنت رسید؟
به فکرم رسید
خودت تنهایی؟
توی تلویزیون چیزی راجع بهش ندیدی؟
یا مثلا نشنیدی بزرگترها درموردش صحبت کنن؟
مامان میدونه
«ساعت شیطانی»
ساعت شیطانی چیه آیزاک؟
نصفه شبه
وقتی که خوابهای بد میبینیم
و میترسیم
زیاد کابوس میبینی؟
و... همه چیز تو شب ترسناکتر بهنظر میرسه، درسته؟
بعضی وقتها تو روز هم اتفاق میفتن
منظورت چیه؟
اجازه ندارم دربارهش صحبت کنم
ولی همیشه میتونی با من حرف بزنی
یه رازه؟
اگه به مردم بگی رازه که دیگه راز نیست
مامانم این رو میگه
مامانی رازهای زیادی داره؟
آیزاک
اگه رازهای مامانی ناراحتت میکنن یا باعث میشن بترسی
بهتره پیش خودت نگهشون نداری
متوجه شدی؟
اگه کاری داشتی من همیشه هستم
میتونم برم بیرون بازی کنم؟
البته
ببخشید. مرسی که اومدی و باهام صحبت کردی
خواهش میکنم
،بهنظرم اینجا واسه عکس گرفتن خوبه تو چی میگی؟
آره. بیا بریم یه سری پرندهی قشنگ پیدا کنیم
حالم خوب نیست
خب... میریم یه پارک دیگه، باشه؟
مامان؟
اومدم
باید از اینجا بریم
یه جای گرمسیر و گرونقیمت
راوی؟
داری تو خواب حرف میزنی
ببخشید
خواب میدیدم
درمورد چی؟
یادم نمیاد
ساعت چنده؟
دیروقته
بخواب
[ حرف زدن در خواب ] [ یه جای گرمسیر و گرونقیمت ]
تف
سریع کارت رو بگو. همه خوابیدن
همه نه. شروع شده
سوبارو آبیمون رو نیم ساعت پیش دزدیدن
چهرهش رو دیدی؟
یه چیزهایی فهمیدم
کلید داشت
احتمالا از جیب مالک بلندش کرده
ممکنه همدیگه رو بشناسن
.مالکش هنوز تو بیمارستانه نمیدونه ماشینش رو دزدیدن
شاید بهتر باشه تو بهش بگی
چرا.... چرا باید با من حرف بزنه؟
چون تو سربازرس لوسی چیمبرز از اداره پلیس هارت ولی هستی
که داری روی یه پرونده تحقیق میکنی
خودم رو جای یه پلیس جا بزنم؟
...اگه مچم رو بگیرنم
شیش ماه برام میبرن، نه؟
یه حسی بهم میگه خیلی خوب از عهدهش برمیای
یالا. من رو بزن من
بزن
گندش بزنن
وایسا خب
الو؟
بله، خودمم
نه. ویکتوریا دو سال پیش فوت کرده
ممنون
بله. بله... نه، یادمه
خب... نه راستش
.ویکتوریا مشتاق بود انجامش بده حقیقتش من خیلی مایل نبودم
پلیس؟
منظورتون چیه؟
می... میدونن کجاست؟
بله. البته که باهاشون صحبت میکنم
هروقت خواستن درخدمتم
چی.... دیگه چی بهتون گفتن؟
اما سرنخی پیدا کردن، درسته؟
نه، متوجهم
.باشه. پس منتظر تماسشون میمونم ممنون
آره
مرسی
خداحافظ
عذر میخوام - یه لحظه صبر کن عزیز -
چه کمکی از دستم ساختهست؟
سربازرس لوسی چیمبرز هستم و میخواستم با یکی از بیمارانتون به اسم جک گراهام صحبت کنم
جک گراهام. اجازه بدید
.باید برین بخش هالینگبروک انتهای راهرو، اولین در از سمت راست
باشه. ممنون
وای اگه بدونی، غذاشون گهه، گه در حد نوانخانهست
.ولی مسکنها عالین انگار که یه دکمهی جادویی داشته باشم
فشارش بدیم، آره
آقای گراهام؟
بله
...من لوسی سربازرس لوسی چیمبرز هستم
میتونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرم؟
آره. تف. بله
شرمنده. بعدا باهات تماس میگیرم
مسئله درباره داگیه؟ چون اون ارتباطی به من نداره
چی بهتون ارتباطی نداشته؟
تو سطل آشغال یکی رید
بهش گفتم این کار رو نکنه، ولی گوش نداد
نه... بهخاطر اون نیومدم
آقای گراهام، شما مالک یک سوبارو ایمپرزا آبی رنگ
به شماره پلاک کیآیجی 1250 هستید؟
بله
چطور؟
ماشینتون دیشب به سرقت رفته
چی؟
یکی از همسایههاتون با دوربین داشبورد ماشینش همه چیز رو ضبط کرده
چطوری؟ پنجرهش رو شکوندن؟
.نه ظاهرا... کلیدش رو داشتن شما سوئیچ اصلی یا زاپاس رو گم نکردین؟
کیر توش
گفتم تو بار گمش کردم ها
پس یکی جیبتون رو زده
احتمالا بهتون نزدیک شده
شاید بتونین تشخیصش بدین
کیر توش
وای نه
میشناسینش؟ - استیو دانه -
این ندزده کی بدزده؟
البته که کار خودش بوده - استیو دان کیه؟ -
،پاتوقش بار میسونه میگن قبلا عضو یه گنگ بوده
،بدهی زیادی بالا آورده واسه همین همیشه داره چیز میز میدزده
.دیوونهایه که دومی نداره صاحبخونهش جرات نداره بیرونش کنه
ایدئولوژیش چیه؟
چی چیش؟ - دیدش به جهان -
چه میدونم. دوست نیستیم
پس مطمئنین که این صد در صد خودشه؟
خیلیخب
ما... قضیه رو پیگیری میکنیم و اگه خبری شد بهتون اطلاع میدیم
باشه. ممنون
ممنون بابت وقتی که گذاشتید
...هی
.موقعی که میرین دنبالش مراقب باشین واقعا روانیه
همهشون رو قاب گرفتم
ویکتوریا نمیخواست تو خونه باشن ولی باید یه جایی همین اطراف باشن
تو این آَشفته بازار
دارم سعی میکنم این دوچرخهـه رو دوباره سرهم کنم. برای نوهم
چند درصدش حقیقت داشت؟
داستانی که توی تلویزیون تعریف کردید رو میگم
همهش. هر چی شنیدین
،مردم میگفتن از خودمون درآوردیم. صرفا جهت جلب توجهه برای اینکه تو تلویزیون نشونمون بدن
اما من اصلا نمیخواستم توش شرکت کنم
نه
ترجیح میدم دربارهش صحبت نکنم
ببخشید
...نه. مشکلی
آخرین باری که اولین رو دیدن کِی بود؟
21اُم نوامبر 1986
یهو همینطوری گذاشت و رفت؟
اوهوم. آره
...اون... خداحافظی کرد و
صبحش یه کار پارهوقت داشت
فکر کردیم اوضاع داره بهتر میشه
اما قبل از اینکه بره سرکارش
«برگشت بهمون گفت: «نباید اینجا باشم
ویکتوریا ازش پرسید که منظورش چیه
گفت باید از سروصداها دور شه
از پژواکها. گفت که باید بره
سعی نکردین مانعش بشین؟
.فکر میکردیم الکی میگه یعنی قبلا هم زیاد از این حرفها زده بود
اما همیشه برمیگشت خونه
اما این بار دیگه برنگشت
دیگه چیها گفت؟ نگفت کجا میره؟
یه جای آروم
و دور
جایی که مختص خودش باشه
.سعی کردیم پیداش کنیم ولی نمیدونستیم از کجا باید شروع کنیم
شرمنده. ببخشید
متاسفم
نه. مسئلهای نیست
ببخشید که دوباره این خاطرات تلخ رو براتون زنده کردیم
نمُرده بودن
هر روز درموردش صحبت میکردیم
برای این رفت که درکش نمیکردیم اما تنها خواستهمون همین بود
...مراقب باشید. من
شرمنده. قرار بوده جمعش کنم
این رو خودش کشیده؟
آره
به... بخشی از دورهی تاریکشه
موردپسند همه نیست ولی چه کار کنم
نمیتونم بندازمشون دور چون هرچی نباشه بالاخره بخشی از وجودش بودن
اما این یکی بهتره
.این رو خودش کشیده. خلیج پورلوک یه زمانی اونجا کلبه اجاره میکردیم
خیلی زیباست
آره
این رو خیلی دوست داشت
میگفت کمکش میکنه با دنیا ارتباط برقرار و درکش کنه
اون یکی چطور؟
آره. اون هم یکی از بهترین نقاشیهاشه
ویکتوریا ازش متنفر بود
چرا؟ - گمونم چون نگرانش میکرد -
میگفت از روی تصویر ذهنیش کشیدتش اما ما هیچوقت اونجا نرفتیم
واقعی نیست - اجازه دارم؟ -
راحت باشید
جزئیات زیادی داره
یه جای دور
قوهی تصور قویای داشت
عذر میخوام. اشکالی که نداره؟
نه اصلا. اگه کمکی میکنه ادامه بدید
ممکنه
خانهای قدیمی در دشت براش پیدا کردیم
این رو گفت
جایی که هرگز نتونن پیداش کنن
فکر کنم پیداش کردیم
میبینی؟ نشکسته
امروز نه
چرا فکر میکردی شکسته؟ اینطور بهنظر میرسید؟
این وقتهایی که مامان پیشمون نیست صدامون رو ضبط میکنه
که اگه نیاز بود چیزی رو بهش نشون بدم
نیازی نیست نگرانش باشی
بیا راجع به چیزهایی که تغییر میکنن حرف بزنیم
گفتی این وسیلهـه شکسته بوده
دیگه چی؟
گلها؟ آره
هر هفته عوض میشن. گل جدید میگیرم
بعضی وقتها واقعی نیستن
دیگه چیها میبینی؟
بچههای دیگه رو
باهات حرف هم میزنن؟
تو یه حلقهی دیگهن
یعنی چی؟
یه رازه
اینجا رازی نداریم آیزاک
الان میبینیشون؟
چرا؟
سردم نیست
بهنظرت به این خاطره که داریم صحبت میکنیم؟
فکر میکنی اگه ساکت بشیم میتونی صداشون رو بشنوی؟
میخوای امتحان کنیم؟
خیلیخب. عالیه
خب. چشمهات رو ببند
بازشون نکن
میرم موسیقی بذارم
حالا میتونی به موسیقی گوش بدی
یا به اون صداها
...و اگه اون صداها رو شنیدی میتونی بهم
آیزاک؟
سلام
لوسی
حالش چطوره؟ - ...خب -
سلام عزیز دلم. چطور پیش رفت؟
خوبه. خیلیخب. دیگه باید بریم
مامانی باز دیر کرد. چطور بود؟
خوب. آره گمونم... پیشرفت قابل توجهی داشتیم
خوبه. اشکالی نداره تلفنی راجع بهش صحبت کنیم؟
قول دادم ساعت 5 ببرمش جایی
نه چه مشکلی - بیا عزیزم -
بیا دیگه. این چیه؟
شرمنده. اون مال منه. مرسی آیزاک
مرسی روبی
خیلیخب. هفته دیگه میبینمت
تا بعد
لباسخوابت رو یادت نره
به دبی گفتم تا 5:30 اونجاییم
حاضری؟
چیزهایی که احتیاج داشتی رو برداشتی؟
خوبی؟
روبی میدونه
چی رو میدونه؟
دربارهی من - چی رو؟ -
میدونه چه مشکلی دارم
.تو هیچ مشکلی نداری عزیزم شنیدی؟
بینقصی
یه معجزهی قشنگ
دوست ندارم معجزه باشم
دوست داری خونه مردیث اینها بمونی، درسته؟
اینجا رو دوست دارم - میدونم -
اما فقط همین یه امشبه، قول میدم
یه کاری دارم که باید انجام بدم
بعدش تا ابد در خدمت شمام
آره. دارم میرم
این صدا رو میشنوی؟
صدای در ورودی بود
.نمیخواد الکی وحشت کنی میام دیگه
گفتم خودم رو میرسونم
لعنتی
رفتی تو؟ - آره -
دان تازه رفت
چی تنش بود؟
هر چی بود، زرد نبود
میرم اتاقها رو بررسی کنم
.دنبال آت و آشغالهای برقی بگرد تخته مدار، سیم، کیت لحیمکاری
ببین مواد شیمیایی به چشمت میخوره
کود نیترات آمونیوم، مواد منفجره خمیری
پشت کابینتها رو نگاه کن
دنبال کاشیهای شل بگرد، اتاق زیر شیروونی
لوسی؟
لوسی؟
خودم بلدم چطور خونه رو بگردم
یه لپتاپ پیدا کردم
و کلی جعبه
بو میدن؟
همه جا رو بو گرفته
مراقب باش
پر از کفش ورزشیه
فکر کنم کپیان
گمونم یه چند صدتایی باشن
تف
چی شد؟ - این یه جرم جزئی محسوب میشه -
.حس میکنم یه جای کار میلنگه اگه خودش نباشه چی؟
نه
نه. خودشه
میتونی لپتاپش رو باز کنی؟
رمز عبور میخواد
مدلش چیه؟
...نمیتو
برندش رو نمیبینم
خیلیخب. فلشی که به جاکلیدیه رو استفاده کن
وایسا
میشه دوباره بگی چطوری؟
اف12 رو بزن
تو کدوم زندگیت هکر بودی؟
هیچکدوم. از یه پسر 14 ساله تو کافینت خریدمش
حدس بزن رمز عبورش چیه
خود «رمز عبور»؟
تو همون حدس اول گفتی. باریکلا
حالا نوبت توئه آیزاک. بگو
با چشم کوچولوم ...دارم چیزی رو میبینم که با
حرف «د» شروع میشه
یه چیزی که با د شروع میشه - د، د، د -
دبی
نه - نه؟ -
چقدر خود محوری دبز
چاه فاضلاب؟ [ کلمه اصلی با د شروع میشه ]
آیزاک؟
چاه فاضلابه؟
نه
وایسین
سلام
بله. خودم هستم
چه عالی
فردا مدارک رو میفرستم
ممنون. آره. همچنین
خداحافظ
آیزاک؟
غیب شد
اصلا با عقل جور درنمیاد
شاید حافظه مرورگرش رو پاک کرده باشه
...رمز عبورش، خود کلمه رمز عبور بود پس
هیچی درمورد بمب نیست
مواد منفجره
اسباببازی فروشی ریگبی چی؟
نه. اونم نیست
ولی داشته قیمت سوبارو کار کرده میگرفته
واسه یکی به اسم فرنچ فرستادتشون
چی؟
چی شده؟
میخواد ماشین رو بفروشه - کِی؟ -
،شنبهی آینده، یازده ظهر، در ازای پول نقد پارکینگ مورنز هیل
.نزدیک خیابون اصلیه پشت ریگبی
خریداره اهل نیوکاسله
...قبلا
باهم معاملاتی داشتن
تصادفیه
گفتی یکی ماشین رو آتیش زده
حکم بازداشت صادر میکنیم
احتمالا میدونستن دنبالشیم مکان اشتباه، تو زمان اشتباه
اون نیست گیدین
نه. باید باشه
نیست
ریدم
وای خدا
چی شده؟
برگشت
آیزاک؟ - آیزاک؟ -
آیزاک
آیزاک - مامان -
خدای من
مردیث عزیزم تو با بابا برو
بیا عزیزدلم
حالش خوبه؟ - نگران نباش -
چه اتفاقی افتاد آیزاک؟ -
چطور شد؟
گازم گرفت
چی؟
سگه
کجا رفت؟
اون ترسوندش
کی؟
کی سگه رو ترسوند؟
مامان
ببین، گوش کن
قرارمون این نبود
آخر هفته. گفتیم آخر هفته
با سود بهت برمیگردونم
میشه دو دقیقه اون گوشهای سگمصب رو باز کنی و گوش بدی؟
،شنبه. فردا نه، میشه پس فردا یعنی شنبه
.دارم یه ماشینه رو میفروشم. 15هزارتا همهش رو میدم بهش
چرا گوش نمیدی کسکش، مگه کری؟
هروقت پولم رو گرفتم بهش میدم
15هزارتا رو میدم و حسابمون صاف میشه
بهش بگو خیالات خام به سرش نزنه و آدم برام بفرسته ها
وگرنه تو نایلون زباله تحویلشون میگیره
باز شو
کار کن دیگه لعنتی
یالا
تف
گه توش [ دبی ]
تو کدوم خری هستی؟
چطوری اومدی تو؟
از رفقای بیانکایی؟
خیال کردی میتونی ازم چیزی کش بری؟
نه. چیزی ندزدیدم - اون چیه؟ -
خدایا
تو رو خدا بذار برم! لطفا
هیچجا نمیری
چی همراهته؟ - نه -
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
کیر توش
در رو باز کن
در کیری رو باز کن
میکُشمت
خودت رو مُرده فرض کن
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.