Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه اختصاصی فیلم و سریال ژاپنی @Jdrama_Team
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
Sora:مترجم @Jdrama_Team
!اهههه
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
ـ ایگوچی، داری چیکار می کنی؟ !ـ ایگوچی
!بس کن دیگه
چرا من باید این کار رو بکنم؟
!اوههههه!! دست از سرم بردارین
اسم من ایگوچی تاتسویا ست
من رهبر نسل پنجم یاغی های شهر کومائه در توکیو هستم
«به من میگن «سگ دیوونه کومایی
من هر روز خرابکاری میکردم
...اینطوری بودم
اما من با پلیس درگیر شدم و در 17 سالگی به بازداشتگاه نوجوانان بردنم
حتی اونجا هم آدم نشدم و مدام دردسر درست میکردم
بعد برای تأمل به سلول انفرادی فرستاده شدم
مجازات برای غیر قابل تحمل بودنم تا کردن 1000 تا کاغد اوریگامی بود
جهنم...جهنم
جهنم… جهنم… جهنم
!واه
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
شش ماه بعد
دیگه برنگرد
لازم نیست بهم بگی من دیگه به این جهنم برنمیگردم
!تو خیلی بینمک و بیمزه ای
چی؟
اوه؟
هی، نگاه کن! تازه آزاد نشده؟
هی، بده کسی رو که تازه از زندان بیرون اومده رو تحریک کنیم
احمق! نمیتونه درست جلوی بازداشتگاه دعوا کنه
اینم درسته
اگه دقت کنی چهره عبوس و رقت انگیزی میبینی
هی! به چی نگاه میکنی؟
آدم ندیدی؟
سابقه دار
!شما دو نفر! بس کنین
هی، هی
برای محافظت از خودت به یه پیرمرد تکیه نکن
میخوای بجنگی؟
چی میگی؟ هیچ راهی وجود نداره که جلوی بازداشتگاه نوجوونا دعوا کنین
من میکنم
میکنی؟
...داری چیکار میکنی
!ای حرومزاده
!هی
!ولم کن
ایگوچی چیکار میکنی!؟
!درست رفتار کن، ایگوچی
بکشین بیرون از من! اههه
میخوای برگردی داخل!؟
!!!اهههه
سه ماه دیگه
دیگه برنگرد
لازم نیست بهم بگی، من دیگه به این جهنم برنمیگردم
ببین کی داره این حرفو میزنه
هی! جرات نکن حتی بهم نگاه کنی
!متاسفیم
ـ بیا بریم ـ آره
مطمئنم زود برمیگردی
هه؟
واقعاً به ایگوچی تاتسویا اجازه میدی توی این رستوران کار کنه؟
آره، ما با کمبود کارکنان مواجه ایم پس اون کمک بزرگیه
اما لطفا مراقب باشین
اون انقدر احمق که همون روزی که از زندان بیرون اومد
دوباره به بازداشتگاه برگشت
اگه مجرمی مثل ایگوچی تاتسویا اوضاع رو بدتر کنه
آخر، کارش به سازمان های مجرمین میکشه
ایشیدو
در مورد تاتسویا از خواهرزنم هم شنیدیم
فکر میکنم شاید بتونیم به تاتسویا در اصلاح و تربیتش
کمک کنیم، پس تصمیم گرفتیم اونو استخدام کنیم
درسته
تاتسویا واقعا بچه خوبی با قلبی مهربونه
"والدین مجرمین همه میگن "اونا واقعا بچه های خوبین
...بهش نگین جنایتکار
ایشیدو،این که بهش بگی جنایتکار یکم زیادیه اینطور فکر نمیکنی؟
اینطوریه که والدین و بزرگسالای نازنینی مثل شما به
افراد خلافکار اجازه میدن ازتون سوءاستفاده کنن
متاسفیم
چرا خالهام باید عذرخواهی کنه؟
نگاه کنین خلق و خوش اینطوریه
شماها انگلای جامعه هستین
...ـ تو !ـ تاتسویا
اگه میخوای منو بزنی، بزن
تا برگردونمت بازداشتگاه
اما این بار برای یه مدت طولانی نمیتونی بیای بیرون، خوبه؟
ایشیدو
...این پسر
یه احمقه، اما اون یه انگل نیست
تا حالا هر وقت عصبانی میشدم بدون فکر به همه چیز مشت میزدم
ولی اگه میخواستم یه دعوای دیگه ای رو شروع کنم اینکارو میکردم ...این بار
این بار بیرون میمونم
ممنون از اینکه کسی مثل منو استخدام کردین
لطفا از این به بعد مراقب من باشید
گوش کن
حالا چیبا یه احمق دیگه داره و این برای من یه مشکله
جرات نکن دردسر درست کنی
بله قربان
!!!وااااااااااااا
!میکشمت
با افرادت در کومائه ملاقات نکن
با اونا تماس هم نگیر
من تورو تا حد مرگ کتک میزنم
به کومائه نزدیک نشو
حتی به مسیرهای کومائه نگاه نکن
با صدای بلند "کومائه" رو نگو
!حتما میکشمت
موتور سوار نشو
!یه روزی میکشمت
دعوا نکن
سر به زیر راه برو
با نوک پا راه برو
!سه بار میکشمت
از لبه جاده حرکت کن
بله قربان
...پس
هرازگاهی میام اینجا
مشتاق دیدارتونم
!بگیرش
تو یه احمقی؟
چی؟
با چراغای خیابون چیکار داری؟
در حال حاضر حالم خیلی بد
اگه قیافه زشت تو رو ببینم ممکنه عصبانی شم
!برو قبل از اینکه برگردم، زن
نخیر، اینجا جایی که من پاره وقت کار میکنم، پس تو برو
...ای زنیکه خراب
!چقدر کیوتی
چی؟ داری لاس میزنی؟
بس کن من از مجرما متنفرم چون همه اونا احمقن
!تو کیوتی ولی آزاردهنده ای
!من هنوزم عصبانی نمیشم، بچ
نه، تو به وضوح عصبانی به نظر میرسی
!کافی! فقط برو، زنیکه لعنتی
چی میگی وقتی که پاتو روی عن سگ گذاشتی، ای مرتیکه لعنتی؟
!هوووی... خیلی آزاردهنده ای
!تو کیوتی ولی آزاردهنده ای
...چندش آور
!لعنتی
!گوه سگتو ببر خونت
هی، اون کاوازاکی اف ایکس نیست؟
!خیلی شیکه
!هی
چیه!؟
چرا بدون اجازه دست به موتور کسی میزنی؟
اوه... ببخشید
!فکر نمیکنم "ببخشید" کافی باشه احمق
ـ الان چی گفتی؟ ـ هه؟
تو میخوای دعوا کنی؟
...این پسر
یه احمق، اما یه انگل نیست
نه... من این کار رو نمیکنم
هه؟ چه خبره؟
نشون دادی تخمشو نداری
!فقط برو خونه و جقتو بزن
هه؟
چی؟
حالا میخوای شروع کنی؟
بیا دنبالم
برو که رفتیم
باورم نمیشه داری با من دعوا میکنی
تو اهل چیبا نیستی؟
یه نخ سیگار بهم بده
چی؟ از بالا بهم نگاه میکنی؟
اگه برنده شی هر چقدر که بخوای بهت میدم
این حرفتو فراموش نکن
!باشه! بزن بریم
!باشه
بیا کُشتی بگیریم
عقلتو از دست دادی
چرا ما خلافکارا باید همچین جایی کشتی بگیریم که مردم ما رو نمیبینن!؟
!خفه شو! من شرایط خودمو دارم
!من به شرایط تو اهمیت نمیدم
!!لعنتی
!!ولم کن
تو یه حرومزاده سریع و زیرکی، نه؟
...چه قدرت باورنکردنی
بیا کشتی بگیریم
اگه میترسی نباید با !من در میفتادی جوجه
به من میگی جوجه!؟
!بیا کشتی بگیریم
...ای حرومزاده
!بیا کشتی بگیریم
تو چه آدم رو مخی هستی
!باشه، انجامش میدیم
ای کوچولو، چه کشتی چه هر چیز دیگه ای
تو در مقابل من هیچی نیستی
!خفه شو
!!!لعنتی
!ای حرومزاده
!بگیرش! بگیرش
!!!آره
!!!لعنتتتتت
این دعوا نیست
این مبارزه کُشتیه
به پلیس گزارش نده
!صبر کن
گفتم اگه برنده شی بهت سیگار میدم، درسته؟
!بگیرش
تو خیلی آدم صادقی هستی
خداحافظ
!صبر کن
...من
آبه کانامه هستم
!خداحافظ
"نگو "خداحافظ اسمتو بهم بگو
هه؟
...من
ایگوچی تاتسویا، از کومائه ام
خداحافظ
!گفتم صبر کن
!همینطوری با سرعت نرو
حالا دیگه چته!چقدر رو مخی
...تو هم همینطور
...به کسی نگو که منو زدی
...پوفیوز
!خفه شو لعنتی
من معاون رئیس یه باندی به نام "کیلیهیتو"ام
اگه بشنون که من باختم
توازن قوا توی این منطقه به هم میخوره
نه بابا...تو هم عضوی از یه باندی؟
من هم رهبر یه باند به نام"یاغی های کومائه توکیو" بودم
اوه... جای تعجب نیست که اینقدر عصبانی هستی
آه، ممنون
خب؟
چرا در چیبایی؟
...آه
من دستگیر شدم و همین دیروز از زندان اومدم بیرون
توی دوران آزمایشیم نمیتونم به زادگاهم برگردم
پس حالا در رستوران یاکینیکوی نزدیک به نام "سانری" کار میکنم
جدی... سانریی!؟
!غذاشون خیلی خوبه
!آره
...پس
گروهی که تو عضوشی روحیه جنگندگی دارن؟
!البته که داریم
کیلیهیتو یه باند 100 نفره ست
ـ 100نفر؟ ـ آره
و؟
کیلیهیتو قویه؟
آره
اولی، کاپیتان ستون پرواز ویژه
کاپیتان ستون پرواز ویژه
تاگوچی ماسارو
غول برتر باند، عضو سابق باشگاه جودو و
وقتی که به قدرت میرسه خیلی خشن و بیرحم میشه
(کنگو ریکیشی (نگهبان بودا
کاپیتان گارد، مگورو
تیزبین با سرعت فوق العاده
کاپیتان گارد
مگورو شویا
(کیوکن بانچو (رهبر مبارزه دیوانه وار با مشت
و کاپیتان نیروهای ویژه کیگو، زمانی که در مدرسه
راهنمایی بود در مسابقات ملی *کندو شرکت کرد ورزش ژاپنی که از شمشیر چوبی استفاده میکنن*
کاپیتان نیروهای ویژه
ناگاشیما کیگو
(ساتسوجین کنشی (شمشیرزن قاتل
اگه چوبی توی دستش باشه حتی من نمیتونم اونو بزنم
... جوونترها
موتو شوگو و ساوامورا ریو هم دارن بهتر میشن
موتو شوگو
ساوامورا ریو
(فوجین (خدای باد) (رایجین (خدای رعد و برق
خب، و من به عنوان معاون نیازی به گفتن چیز زیادی ندارم
من قوی ترینم
معاون رئیس
آبه کانامه
!خب،بعدی
(کانجین کانامه (مهمترین
و سردسته ما، تانزاوا آتسوشی
اون توی یه لول دیگه ست
(بوسو شوگوشین (خدای نگهبان خشمگین
مهم نیست که چند بار دوباره متولد میشم فکر نمیکنم بتونم شکستش بدم
(سردسته(رئیس
تانزاوا آتسوشی
!لعنتی! دسته جالبی به نظر میرسه
!اوه... من میخوام بجنگم
نمیتونی مبارزه کنی، درسته؟
من نمیتونم
اما اگه نتونی بجنگی،دلت بیشتر جنگ میخواد، درسته!؟
چی؟
خب~
من نمیتونم شکست بخورم تا وقتی که بازی جالبی نباشه
بذار فقط بهت بگم
منم توی دعوا بازنده نمیشم
حتما حتما
اما توی کُشتی قطعا برنده میشم
تو حتی نمیتونی یه انگشتتو بهم بزنی
نیمه راه اونو به کشتی تغییر دادی، درسته؟
یکم مردونگیمو تقویت کنم اینجا
!بعدش منو ستایش میکنی
حرف زدن از مردونگیت لوس و مسخرست
اگه خوب بهش فکر کنی، اول کمر تو زمین خورد
چی؟
من فیلم دوربین مدار بسته اینجا رو بررسی میکنم
تو بدن بزرگی داری اما مغزفندقی
مونو یی *اصطلاح کُشتی ژاپنی برای تقاضای ویدئو چک
من مخالفم
!اهههه... باشه خوبه
پس، این بار مچ انداختن حل و فصلش کنیم
!بیا جلو ببینم
بازنده برای برنده رامن(نودل) میخره، چطور؟
!با برنج نیمه سرخ شده و گیوزا
!جالبه
تاتسویا، یکی اینجاست که میگه دوستته
دوست؟
باشه
!خیلی خوشمزست
!اوه
!تاتسویا
...تو...آبه کانام
عجبا، تو واقعا اینجا کار میکنی؟
برای چی اینجا اومدی؟
مخفیگاه ما همین نزدیکیه
این به این معنی نیست که باید بیای اینجا
ـ هه؟ ـ سفارشت داره میاد
تو دوست تاتسویایی، نه؟
اینجا، دنده های کوتاه مجانیتون
هان!؟ اشکال نداره؟
!البته
تاتسویا هیچ دوستی اینجا نداره
پس لطفا باهاش مهربون باشین
!اونش با من
تاتسویا از چند جهت یکم دست و پا چلفتیه
پس من ازش حمایت میکنم
خاله، لازم نیست بهش مجانی چیزی بدی
تاتسویا؟
"باید به این خانوم خوشگل اینطوری بگی"خاله
اونو باید پوسترشو بچسبونن روی مجله های رستوران، درسته؟
!خدایا، بس کن
من برات بهترین دنده های کوتاه رو رایگان میارم، لطفا صبر کن
ـ خیلی ممنون ...ـ خاله گفتم بسه
هی گارسون برام کیمچی و نامول بیار
...تو
چرا من باید خرمالیتو کنم؟
عجله کن
!تو منو ترسوندی
تاتسویا با احترام با مشتریا صحبت کن
نه ، اون مشتری نیست
تاتسویا
به محض اینکه گوشت رو روی کباب پز میذارن مشتری ما میشن
اون اینجا چیکار میکرد؟
!هی!همون جا عین بز واینسا، کار کن
!خفه شو، احمق
...این یکی هم رایگانه
MTKG.
MTKG...
وای!! منتایکو(اشپل زغال ماهی آلاسکا) با تخم مرغ روی برنج؟
[تخم مرغ خام مخلوط با برنج سفید و قلیه پولاک]
اینو با سس سویا و کمی سس یاکینیکو امتحان کن
اصلا چیزی بهتر از اینم هست؟
اوه~
!خیلی خوبه
!این خیلی شگفت انگیزه !انگار دارم پرواز میکنم
!آبجی، این بهترین غذا نیست؟
بس کن ~ تو حتی منو خواهر صدا کردی ~
من برات بهترین زبون گوساله نمکی و استیک اسکرت رو میارم
اونا هم مجانین
!خیلی ازتون ممنونم
...خاله، دیگه داری زیادی غذای مجانی میدی
ـ لعنتی، چه مرد دیوونه ای ـ واقعا
سه عابر پیاده جان باختند
در این حادثه راننده مرد 30 ساله
...مظنون به مرگ با رانندگی خطرناک بود
چه حادثه ناخوشایندی
...به گفته بازرسان
چندین مواد مخدر غیرقانونی در خودرو کشف شد
...که متعلق به اون هاست
چی؟ اونا رو میشناسی؟
آره ، اونا باکوراکان
اونا باندین که کارهای شبه گانگستری انجام میدن
...باکوراکان، هه
اگه اقتصاد جهان سقوط کنه، مردم راحت تر
فریب میخورن و به مواد مخدر متکی میشن
و حالا، اقتصاد واقعاً در وضعیت بدی قرار داره
پس این فرصتی برای ماست برای کسب درآمد بیشتر
همه دوست دارن یه ماشین خوب سوار شن، درسته؟
!آره
ـ میخوای با دخترای خوشگل بخوابی درسته؟ ـ آره
کسایی که پول ندارن بازنده ان
!اگه انگیزه داشته باشی من تو رو ثروتمند میکنم
!!!آره
خیلی خب، نتیجه رو اعلام میکنم
اول، بخش فروش
...رتبه اول میرسه به
!یومیکاوا هیساشی
!!!آره
بفرما، 1 میلیون ین پول نقده
!خیلی ممنون
از این به بعد به کار خوبت در باکوراکان ادامه بده
!چشم
!هی
اینجا هیجان انگیز به نظر میرسه ،ها؟
این چیه؟ مگه هاریکاوا از نیبرهود نیستی؟
چرا یه خارجی وارد شده؟
بیرون نوشته شده «رزرو شده»، درسته؟
واقعاً توی یه کلاب برای مواد مخدر و فروش متقلبانه مهمونی دارین؟
سه برادر گوئه وارا
به تو مربوط نیست
امروز برات چیکار میتونم بکنم؟
اونم از باکوراکان، درسته؟
...اینطور به نظر میرسه ولی
چطور توی این وضعیت رقت انگیز قرار گرفت؟
این مرد با دوچرخه اش با ماشین من تصادف کرد
در حال حاضر برای هزینه تعمیرات خودرو و هزینه های پزشکی
یک میلیون ین لازمه
با این حال به نظر میاد کاملاً خوبی
میزنم داغونت میکنم
معذرت میخوام
کنزو جوونترین و نادونه
بلد نیست چطور رفتار کنه
هرطور که دوست داری، بیا به 1 میلیون بسنده کنیم
بفرمایید،لطفا قبول کنید
ـ راستکی؟ !ـ چه خوش شانس
داداش چیکار میکنی؟
برادر بزرگ مرد کاملاً فهمیده ای، اینطور نیست؟
هر چند دوتا جوونتر یکم احمق به نظر میرسن
!هی! من میخوام تو رو بکشم،حرومزاده
کوجی
تو دیگه عصبی نشو
زخمات بیشتر میشنا
ببخشید
خب،هاریکو،بیا به گفتوگو مون ادامه بدیم
ببین برادر کوچولوی من خونریزی داره
الان باید ازت بخوام 2 میلیون برای دلداری بدی؟
چه کسشعری میگی برا خودت؟
حالت خوبه کنزو ~؟
...تو دیوونه ای
تو نبودی که این کار رو باهاش کردی؟
پس من یه پیشنهاد دارم
حالا، من و هاریکاوا تن به تن مبارزه میکنیم
اگه در مقابل من پیروز شی، یک میلیون دیگه بهت میدم
اما اگه من برنده شم،تو باید دو میلیون برای دلداری بهم بدی
پیشنهاد بدی نیست، نه؟
این کلاب توسط والدینت اداره میشه، درسته؟
اگه من قاطی کنم همه چیز خراب میشه
من نگران پول نیستم، پس مشکلی نیست
!باشه بیا جلو
!هاریکاوا
!!!آره
...خب پس میتونم اون 2 میلیون رو بگیرم؟
!با ما در نیوفتین
!ای حرومزاده
...بلند شو
فکر نکنین بتونین قسر در برین
!باشه
سعی میکنیم 1 میلیون باقیمونده رو به نحوی جمع آوری کنیم
نه
این بار، به طور ویژه 1 میلیون زودتر بهتون میدم
چی؟
اما فقط به شرطی که توی جنگ هامون به عنوان سرباز خدمت کنید
با کی در این جنگ میجنگید؟
کیلیهیتو
اگه بگم نه چی؟
!بس کن
!ازتون بابت غذا ممنونم
!حسابی سیر شدم
غذای اینجا واقعا خیلی خوشمزه ست
بیشترش رایگان بود، درسته؟
آره~
خاله و عموت واقعاً افراد خوبی هستن
...آره
خیلی خوبن
دفعه بعد تعدادی از اعضا رو هم میارم
از اونجایی که خیلی سرزنده ای
فکر میکنم با رئیسمونم کنار میای
ما اغلب در سالن بولینگ نزدیکیم
دفعه بعد بیا پیشمون
باشه، بهش فکر میکنم
من به موتور سیکلتت حسادت میکنم
تو نداری؟
الان نمیتونم سوارش بشم
حتما برات سخته چون به تازگی از زندون اومدی بیرون
!خفه شو
به امید دیدار
...رفیق، ها
هی! توی سن پاین سیگار نکش
چی؟
...ایشیدو
...آقای ایشیدو
این یکی از رهبران کیلیهیتو، آبه کانامه نیست؟
چرا با پسری از یه باند رفت و آمد میکنی؟
اون به عنوان مشتری برای خوردن یاکینیکو اومده بود، همین
انگل انگل رو جذب میکنه، ها؟
اون انقدرام بد نیست که بشه بهش گفت انگل یا آشغال
آه... عصر بخیر ایشیدو
امروز براتون چیکار میتونم بکنم؟
سلام. همین نزدیکی بودم
فکر کردم بیام و وضعیت تاتسویا رو بررسی کنم
از تلاشتون سپاسگزارم
تاتسویا هر روز سخت کار میکنه
اینطوریه؟
اما ایگوچی، به سالن بولینگ نزدیک نشو
اونجا به محل تجمع گروهک ها تبدیل شده
میدونم
باشه، تاتسویا، رستوران رو
تمیز کن و برو کیمچی بخر
باشه
...خب، تاتسویا هنوز کار داره، پس
ایشیدو
چرا از عمد سالن بولینگ رو مطرح کردی؟
کسی که جنسش خلافکاره از شنیدن این موضوع
بیشتر وسوسه میشه که به اونجا نزدیک شه
این توی اطلاح و تربیتش اختلال ایجاد نمیکنه؟
!اوه،درسته
خیلی ازتون مچکرم
یه تجمع، ها؟ !به نظر باحال میاد
لعنتی اینجا چیکار میکنی تاتسویا؟
بولینگ؟
نه. ازم خواستن برای رستوران چیزی بخرم
!اوه فهمیدم
الآن وقت داری؟
هان؟
مگه از قبل بهت نگفتم؟ من ازت می خوام دوستامو ببینی
با من به سالن بولینگ بیا
...نه اما
بیا، فقط چند دقیقه
سوار موتور شو
ـ موتور !ـ بیا دیگه
!اگه فقط چند دقیقه باشه،شاید اشکالی نداره
...وا،واو
وقتی گروه های زیادی توی جایی مثل اینجا جمع میشن
معمولاً بلافاصله دعوا رو شروع نمیکنن؟
آه ~ در گذشته چیزی به اسم "جنگ دیوونه وار" اتفاق افتاد
جنگ دیوونه وار؟
در حومه نیشی-چیبا
:چهار باند قدیمی وجود داشت گورو، کیلیهیتو، آشورا، SID
جنگ بزرگی در گرفت که اون چهار باند درگیر شدن
در نتیجه به فاجعه تبدیل شد و افراد زیادی مردن
و یکی از میدون های جنگ همین سالن بولینگ بود
برای جلوگیری از آسیب بیشتر، چهار باند
پیمان عدم تجاوز امضا کردن
!ـ عصر بخیر ـ پیمان عدم تجاوز، ها؟
خب
با گذشت زمان، تنش ها محو شدن
گفتم تنهام بذار
من بهت گفتم اینجا محل تجمع افراد متخلفه،پس خطرناکه
تو هم اینجایی
من یک مَردم، پس اشکال نداره
چی؟
چرا برای پسرها خوبه اما برای دخترا نه؟
ریو اینو گفت چون نگران توئه
سرت به کار خودت باشه
ریو، شوگو
سلام
چه خبره؟
ریو با خواهر بزرگترش دعواش شده
هی، با همچین خواهر خوشگلی بحث نکن
ـ تو دیگه چه خری هستی؟ ـ چی؟
ببین من بهت گفتم برو خونه چون اینجور آدما بهت آسیب میزنن
!تو خیلی ازار دهنده ای
!یه لحظه صبر کن
ببخشید، من میخوام برای مدتی حواسم به خواهرم باشه
باشه
ـ پس، بعدا میبینمت ـ باشه
ببخشید منم برای مدتی میخوام حواسم به خواهرش باشه
چرا؟
پس، بعداً میبینمت
چه بلایی سرت اومده؟
منظورم اینه که اگه چنین زن خوبی رو دیدی، باید چکش کنی، درسته؟
!کافیه! دست از فضولی کردن بردار
!بذار برم
من توی زندان بودم و به زور از دخترا دور شدم
خیلی غم انگیز که باید با یه مرد سیبیلو پشمالو گنده به سالن بولینگ برم
منظورت از مرد گنده سیبیلو چیه؟
!اون تویی
!هی
جرات نداری با کانامه اینطوری حرف بزنی
ـ با من داری حرف میزنی؟ ـ آره تو
هی کیجی، بس کن
این یارو اینجا همراه منه
چرا این اوسکلو اینجا آوردی؟
جای تاسف داره برات
!!هی! ایمای
چی کار میکنی!؟
کسایی که دردسر درست میکنن جاشون توی کیلیهیتو نیست
من فقط میخوام زیر دست کانامه شم
من به کیلیهیتو اهمیتی نمیدم
از بالا به کیلیهیتو نگاه میکنی؟
!تو رو میبرم و دفنت میکنم پسره عوضی
سعیتو بکن
!عنترا
عنتر!؟
این تمام چیزی که میتونی بگی،دیوونه؟
!همه شما !بس کن
درسته! اگه میخوای دعوا کنین، برین یه جای دیگه
لعنتی تو کی هستی دودول پنیری!؟
دودول پنیری؟
چیکار میکنی؟
اینجا مشکل درست نکنین
هی، کیگو
ایمای ابله با یکی درگیر شده که حتی نمیشناسیمش
ایما، زورگویی به ضعفا کار جالبی نیست
قلدری برای ضعیف ها؟
!عصر بخیر
!هی...تو
چرا با اون چهره نحست به خواهر یکی نگاه میکنی؟
!ـ من اینکارو نکردم ـ کاملا این کارو کردی
!به خواهر کسی نگاه نکن
!نگاه نکردم خووو
در ضمن این یارو بوی کیمچی نمیده؟
یا بهتر بگیم کیمچی تو دستشه
!کیمچی و بگیر و به خواهر کسی نگاه نکن
!نگاه نکردم
!همگی بس کنید
تاتسویا برای کیمچی ها دلیل داره
هیچ دلیلی برای کیمچی وجود نداره
هی چرا با کیمچی اومدی بولینگ؟
منظورم این که معمولاً یه سری چیز میز میخری بعد کنارش کیمپی، درسته؟
چرا فقط کیمچی آوردی؟
به هر حال
این یارو بوی یاکینیکو نمیده؟
چرا در کل اینقدر بوی خوشمزه میدی!؟
!!!بس کنین
تاتسویا توی یه رستوران یاکینیکو به نام "سانری" کار میکنه، برای همین بوی خوبی میده
!وقتی داری کله خر بازی در میاری خوشمزه نباش
یاکینیکو و کیمچی، تو یه غذای خوشمزه آماده داری، نه؟
هی، چطور تبدیل به یه ست غذای یاکینیکو شدی؟
!شماها عن مرغین
!مرغ یا یاکینیکو، یکی رو انتخاب کن
از جلو چشمم دور شو
چی؟
من در حال حاضر تحت اصلاحم پس نمیتونم یه مشت حرومتون کنم
پس با زبون خوش بهتون میگم از من بکشین بیرون لعنتیا
از بالا به ما نگاه میکنی؟ !ای پسر عوضی
من کل رستوران یاکینیکو رو رو سرت خراب میکنم، حرومزاده
دوباره بگو تا دخلتو بیارم
اون رستوران یاکینیکو که یه پیرزن و پیرمرد خرفت ادارش میکنن درسته؟
!گفتم لهش میکنم
یه تار مو ازشون کم بشه
خودم میکشمت حرومزاده
!بیا امتحانش کنیم،کیمچی
به کی میگی کیمچی؟ پیر خرفت
پیر خرفت؟
کیمچی های مغازه ما تموم شد و از اونجایی که یکشنبه ها بار نمیاریم
با خودم فکر کردم که برم کمی کیمچی خونگی بخرم
اما کانامه دعوتم کرد، بخاطر همین اینجا ایستادم و کیمچی دستمه
!مجبورم نکن توضیح بدم
خودت توضیح دادی
بخاطر این که شماها گیر سه پیچ دادین و ولم نمیکنین
بخاطر اینه که وقتی به خواهر کسی نگاه میکردی، شق کردی و اونجات زد بالا
بهت گفتم که راست نکردم
چرا هی گیر میدی به شق کردن من!؟
!خیلی سمجی
!باشه، باشه، باشه
این مرد چیزی در مورد این منطقه نمیدونه
پس یکم بهش استراحت بدین،باشه؟
...مهم نیست چقدر به کانامه نزدیکی
من کسی رو که به کیلیهیتو بی احترامی کنه نمیبخشم
!صدات خیلی نازکه نمیشنوم
من علاقه ای به باندهای موتور سواری چیبا ندارم
شماها با این غرورتون نباید موتور سواری کنین
در عوض، سوار تراکتور شین و مزارع رو شخم بزنین
!برنجا رو درو کنین !برای برداشت خوب دعا کنین
برنجا رو بخورید، گوه هارو بردارین، اونارو به کود تبدیل کنین
بعد از اون کود برای شخم زدن مزارع استفاده کنین
بعد اون برنج ها رو توی سوپرمارکت بذارید و به عنوان سازندش عکس بگیرین
و بگین: این برنج رو من درست کردم
!!!احمق ها
!هی، تاتسویا! بس کن
ممنون، کانامه
قابلتو نداره داداش گلم
جوری رفتار میکنی انگار کسی هستی درحالی که هیچی نیستی و فقط الکی پارازیت میندازی
چی؟
برو قبل از اینکه به اینجا برگردی پشمای دودولتو بزن
پشمای دودول...!؟
!میخوام بگامت،مادر به خطا
!هبیا جلو،کانام
میخوای خاطرات مزخرفو دوباره تکرار کنی؟
اگه میخوای عذرخواهی کنی الان وقتشه، عقب افتاده لعنتی
هاااا!؟
یووو
هه!؟
!خسته نباشین
آتسوشی؟
تو کی هستی لعنتی
من تانزاوا آتسوشی هستم
رئیس کیلیهیتو
!پیس
تو رئیسی؟
عین به درد نخورا رفتار میکنی،فسقلی
!خیلی بدی
تو از کلاس بچه کوچولوهای کیلیهیتو هستی؟
که اینطور
میخوای با ما دعوا کنی؟
من از بزرگ بودن و قدرتمند بودنم براتون سخنرانی میکنم
!تاتسویا
!تو نمیفهمی، احمق
گفتم فعلا عقب نشینی کن
تو میدونی که نمیتونی با همه ما در بیفتی
حدس میزنم اینطوره
اما مطمئن میشم از یکی از شما یه گوش یا یه چشم میگیرم
دانتِس مووی قاسم سمنگانی
!خوبه
...میگیری تو خواب
!مجازات مرگ
!بیا جلو
!هی!شما دوتا
!باشه کافیه
خسته نباشین
!بس کنین، شما یاکوزا نیستین ...چقدر افتضاح
اوه! تویی
عصر بخیر، چیهیرو
ام-امروز، تو شیفت شبی ها؟
تانزاوا، من بارها بهت گفتم که اینجا دعوا نکنین، درسته؟
!نه کار من نبود
من سعی میکردم جلوی دعوای این افراد خلافکار رو بگیرم
درسته؟
هه؟
قرار نیست تن به تن بجنگیم؟
!شرایطو درک کن مرد
تانزاوا
درد داره... چیهی... چیهیرو
من رئیس باند موتور سواریم، پس
نمیخوام جلوی همه منو نیشگون بگیری
هی، زن
توی دعوای مردا دخالت نکن
تو خیلی باحالی، ها؟
اگه من نمیومدم، تا کجا میخواستی پیش بری؟
هه؟ تا جایی که بمیرم
جدی برای مردن آماده بودی؟
نمیدونم
اما نمیتونم زندگی کنم در حالی که منو تحقیر میکنن
...آخ
چه غلطی داری میکنی!؟
بخاطر همین که من از شما گانگسترها خیلی متنفرم
وقتی اتفاقی میفته، همیشه به اینکه تحقیر بشین یا اعتبارتونو از دست بدین فکر میکنین
شماها فقط گنده گوزی میکنین و هرطور که بخواین میجنگین
برای اینکه حس خوبی نسبت به خودتون داشته باشین، درسته؟
اما برای اطرافیانتون غیر قابل تحمله
شماها انقدرام که فکر میکنین خوب یا باحال نیستین
!شماها فقط یه مشت انگلین
...عوضی... هر چی میخوای بگو
چی شده؟
اگه اینقدر میخوای داد و بیداد کنی چرا دعوایی چیزی شروع نمیکنی؟
!فورا به پلیس زنگ میزنم
این دختر کیه؟
بسيار خب! پس، ما همین جا تمومش میکنیم
بله؟~
!یه دقیقه صبر کن
!این پسره میخواد با کیلیهیتو دعوا کنه
چی؟
همین الان گفتم کارمون تموم شد
شما مشکلی دارید؟
...نه
!مرخصین
هی... این بدترین اتفاقه
ببخشید، تاتسویا
هی تو
دارم بهت میگم با کانامه این قدر گستاخانه صحبت نکن
اول خودت این بحثو شروع کردی
تو چه خری هستی لعنتی؟
این ایمای کیجی ئه
من عادت داشتم اونو کتک بزنم، اما اون به طرز عجیبی به من وابسته شد
نه تنها این
وقتی راهنمایی بودم،توسط حدود ده نفر از یه باند مورد ضرب و شتم قرار گرفتم
اما کانامه به من کمک کرد
با قدرت باورنکردنیش
به همین دلیل تصمیم گرفتم اونو دنبال کنم
این فقط یه تصادف بود، اینطور نیست؟
نه، اینطور نبود
هه کانامه اینکارو کرد؟
عجبا
باید بگی"آقای کانامه"فهمیدی؟
!هی کیجی
اگه میخوای با من باشی باید با تاتسویا هم کنار بیای
خب، باشه اگه شما اینطور میخواید
به هر حال دختری که به من سیلی زد چشه؟
...اوه
اونن میناگاوا چیهیرو ئه
اون اینجا در بولینگ ایوی به صورت پاره وقت کار میکنه
هه؟
هیچ راهی وجود نداره که اعضای باند با یه کارمند نیمه وقت احوالپرسی کنن،درسته؟
قبلاً در مورد جنگ دیوونه وار بهت گفته بودم، درسته؟
درسته
...اون روز
سردسته نسل پنجم کیلیهیتو در اینجا مُرد
میناگاوا جوسکه اون خواهر کوچکترشه
پس که این طور
چیهیرو 6 ماه بعد از جنگ کار پاره وقتش رو در اینجا شروع کرد
اون وارد عمل میشه تا جلوی کسایی رو بگیره که به نظر میرسه دنبال جنگن، درست مثل چند دقیقه پیش
اگرچه اینجا دردناک ترین مکان برای اونه
علاوه بر این، اگه باندهای دیگه ای چیهیرو رو اذیت کنن
کیلیهیتو ساکت نمیمونه
اگه این اتفاق بیفته، پیمان عدم تعرض شکسته میشه
و تعادل در اینجا از بین میره
یعنی هیچ کس نمیتونه حرکتی انجام بده، ها؟
با دونستن این موضوع، اون به صورت پاره وقت اینجا کار میکنه، جایی که باندهای بیشتری جمع میشن
اون فوق العادست
مکانی که توسط یه دختر مجرد محافظت میشه
سلام~ سلام~
ـ خسته نباشین ـ رئیس
لطفا بشین
!ممنون
ممنون که زودتر از اون عقب نشینی کردی
هان؟
خب... من واقعاً در مواجهه با این تعداد آدم میمردم
تو هم عقب نشینی کردی،پس
ممنون
خخخ ~ این چیه؟
آخراش، صدات انقدر کم بود که نتونستم همشو بشنوم
ـ بفرما ـ خفه شو
من تانزاوا آتسوشی هستم منو آچان صدا کن
اها... من ایگوچی تاتسویا هستم
پس، توهم تاچانی
!خیلی زود پسر خاله میشی
تاچان، خونتون کجاست؟
آه... من توی رستوران یاکینیکو همین حوالی زندگی و کار میکنم
اینطوره؟ پس، میتونم امروز بیام پیشت بخوابم؟
ـ چرا؟ ـ مگه ما دوست نیستیم؟
معمولاً اجازه نمیدن کسی که تازه باهاش آشنا شدی، شب خونت بمونه
اوه~؟
خونه تو چطور؟
من امروز یه کار پاره وقت دارم
اوه~؟
پس، کیگو، بزار یه شب بمونم پیشت
برای امروز رد میکنم
چتونه شماها... اوه
من رئیسم اما خیلی تنهام~
این پسر چشه؟
فکر میکردم میخواستی بجنگی باهاشون، اما همش چاخان بود؟
زنیکه! چطور جرات کردی اینطور به من سیلی بزنی؟
هنوز از این بابت کینه داری؟
جای تاسف داره
...بچ
سعی کن با کفش هایی که باهاشون روی عن پا گذاشتی زیاد راه نری
!پاک کردنش سخته
!ـچندش آور !ـخفه شو
6...
7... 8...
9...
10!
تو این گرمای سگی چیکار میکنین؟
با نگاه کردن میتونی متوجه شی، درسته؟
چون جنگیدن نیاز به تلاش روزمره داره
خب من تا حالا نشنیده بودم که خلافکارا تلاش کنن
کانامه، دیروز گروه باکوراکان به تعدادی از زیر دستای ما حمله کردن
لطفا با آگاهی بیشتر به عنوان معاون اقدام کن
تو گفتی باکوراکان باند شبه گانگستریه، درسته؟
آره
شیموهارا کازوماسا، کوجی، کنزو
این باند توسط به اصطلاح "سه برادر گوئه وارا" اداره میشه
کوچکترین برادر، کنزو
با سرعت آچار فرانسه زنجیر شده شو میچرخونه اون کاملاً خطرناکه
برادر وسطی، کوجی، بزرگ و قدرتمند
اما سریع و شرور هم هست
بزرگ ترین برادر، کازوماسا
باند رو چیزی بیش از یه ایست بازرسی نمیدونه
هان؟ تفاوت اونا با کیلیهیتو چیه؟
اون افراد ثروتمند ازش به عنوان پایگاهی برای کلاهبرداری های انتقال پول
خرید و فروش مواد مخدر، تله های جنسی و ضبط ویدئوهای جنسی استفاده میکنن
خب، اونا تلاش میکنن کنترل دنیای تبهکارا و اراذل رو به دست بیارن
علاوه بر این، شایعات حاکی از این که در گذشته
کازوماسا یه اراذل و اوباش سطح پاین رو که وابسته باکوراکان برای مواد مخدر بود به ضرب گلوله کشت، هست
این شوخی نیست
آره به همین دلیل که ما میخوایم
باکوراکان رو نابود میکنیم
هی
شوگو، درسته؟
پس تو برای یک روز کامل محافظ کانامه هستی؟
خب، با این بدن
من نیازی به محافظ ندارم
هیچ کاری نمیتونی در برابر تفنگ انجام بدی
!باشه! بعدی شکم هی بیارش اینجا
لطفا به جای انجام تمرینات ساده عضلانی
تکنیک کشنده خودت توی مبارزه رو یادم بده لطفا
هی، این مانگا نیست
چیزی به اسم تکنیک کشنده توی مبارزه خلافکارا وجود نداره
وجود داره
وجود داره؟
جدی؟
تکنیک کشنده تو چیه؟
مال من
(یه آپرکاته(مشت از زیر به چونه حرف
!اوه~ درسته آپرکات کانامه واقعا قویه
خیلی خب، دستکش ها رو آماده کن
!باشه
!خیلی خب
در حالی که آرنج راستتو میکشی، بدنتو فرو ببر و ضربه بزن
مثل اینکه دستت رو دورت حلقه میکنی
واو
!مشت
آه ~ میدونستم قدرت تو فوق العادست، کانامه
درسته! هر کس این ضربه رو بخوره نمیتونه بایسته
اوووو ~
هیچ امتیازی نداره اگه نزنیش
هه؟
به طور کلی، حرکتت خیلی بزرگه
چی گفتی؟
خیلی خب،این تکنیک کشنده منه که با پای چپم هماهنگ
با مشت حریف قدم بر میدارم و بعد تا جایی که میتونم بهشون ضربه میزنم
پس فقط یه شمارشه، اینطور نیست؟
ای حرومزاده
دستکشتو بپوش و سعی کن منو بزنی
اوه؟ مطمئنی؟ برام مهم نیست که بزنمت
حرف زدن بسه، تا میتونی به من ضربه بزن
قبوله
!آخخخخ
هی
اگه نزنیش فایده ای نداره"، درسته؟"
!نه... من این یارو رو میکشم
بیا! بیا منو بگیر
!پیس
تاحالا چند نفر از ما مورد حمله قرار گرفتیم؟
به نظر میرسه تا الان 14 نفر مورد حمله قرار گرفتن
چی، به همین راحتی کتک خوردن؟ !خیلی رقت انگیز
خب؟ طرف مقابل چند نفر داره؟
به نظر میرسه اخیراً گروه نیبرهود رو به سمت خودش کشیده
کلا 70 تا
الان چند نفر داریم؟
افزایش و کاهش جزئی وجود داره پس میتونم بگم حدود 90 نفر
با کم کردن کسایی که مورد حمله قرار گرفتن، فاصله زیادی با تعداد افراد اونا نداریم
تاکتیک های کثیف، لعنتی
باشه! بیاین بریم اونجا و همه اونا رو در یه حرکت نابود کنیم
انقدر ها هم ساده نیست
لعنتی
!نوبت تو نیست
!هی، زنیکه
میشه دیگه منو اینطور صدا نکنی؟
من اسم دارم، چیهیرو
اوه... من تاتسویام
پس تاتسویایی
عن چسبیده به کفشاتو شستی؟
...بس کن، تو
هنوزم داری گل براش میاری؟
پس شنیدی؟ داستان برادر بزرگترمو
آره
امروز تولدشه
که اینطور
وقتی که هنوز زنده بود هرگز روز تولدش بهش گل ندادم
خیلی عجیب ، اینطور نیست؟
فقط بعد از مرگش بهش دادم
که ای کاش در مورد خیلی چیزا بیشتر صحبت میکردیم
با این حال، من هرگز نمیتونم اونو دوباره ببینم
به همین دلیل که دیگه نمیخوام کسی بمیره
افرادی هستن که حتی اگه خلافکارایی مثل شما بمیرن هم غمگین میشن
رها شدن خیلی دردناک تر از مرگه
لعنتی
هی، داری چیکار میکنی؟
من فوق العاده محکمم
پس من نمیمیرم
داری تلاش میکنی بهم روحیه بدی؟
نه اینطوری
داری خونریزی میکنی
ـ جدی؟ ـ چیکار میکنی؟
حالت خوبه؟
هی تو. خوبی؟ دستمالتو خونی میکنم
"نگو "تو" بگو "چیهیرو
ممنون
خواهش میکنم
...این
ـ ببجنبین دیگه بیاین بریم ـ باشه
!آچان
ستون پرواز وارد اونجا میشه و باکوراکان رو نابود میکنه
!تاگوچی
همه دارن جدی فکر میکنن پس باید خفه شی
منم جدی به اونا فکر میکنم
حالا، چرا مستقیماً باهاشون صحبت نمیکنیم؟
چی؟
به نظر میرسه رقیبا دارن میان
شما عوضیا چرا همینطور عین بز سرتونو انداختین اومدین داخل؟
همه چیز داره هیجان انگیز میشه
با خودم گفتم حالا که دارم از اینجا رد میشم بیام و یه سلامی عرض کنم
فکر میکنی کیلیهیتو بعد از یه سلام ساده اجازه میده که بری؟
!چون من همه شما رو میکشم
!بس کنین
هی! صبر کن
چی شده؟ تازه داشتیم به قسمت سرگرم کننده میرسیدیم
اگه میخوای بجنگی همین الان از اینجا برو
یه کارگر پاره وقت چه زری میزنه؟
درد میکنه
!هویییییی
لعنتی با یه دختر چیکار داری؟
!تاتسویا، بس کن
تو دیگه چه خری هستی؟
تو هم عضو کیلیهیتونی؟
نه. من ایگوچی تاتسویام
پس چرا یه خارجی اینجاست؟
میخوای برای دختره بجنگی؟
شرط میبندم که قوانین مزخرفی مثل پیمان عدم تجاوز اینجا هست، درسته؟
مزخرف نیست. این یه قانون مهمه
کسی که چند سال پیش مرد
یه اتفاق بود و همین الانشم فراموش شده
!ای حرومزاده
تاتسویا
حرکت نکنین
چی شده؟ نمیخوای بجنگی؟
من اینجا دعوا نمیکنم
و به کسی اجازه نمیدم اینکارو کنه
در حالی که هنوز خونریزی داری جوگیرانه عمل نکن
دلیلش این نیست که تو منو زدی
خودم سرمو به دیوار زدم
پس فقط اونجا بمون و بمیر
چرا اسباب بازیتو بدون اجازه به اطراف میچرخونی؟
ولش کن
عجله نکنین، کیلیهیتو باکوراکان رو نابود میکنه
میشه اینجا زیاد دیوونه بازی در نیاری؟
!مکان برای ما مهم نیست
رئیس ما بهتون گفت که تکون نخورین
پس تکون نخورین
!بیخیال بابا
هوی هوی شماها
کوجی، کنزو، آروم باشین
امروز فقط اومدیم سلام کنیم
خب بعدش؟
کازوماسا تلاش میکنه از شر ما خلاص شه و یکی از اعضای بیگ فور بشه؟
من علاقه ای به چیزهایی ندارم که حتی یک ین هم به من نمیرسه
برای تجارته، درسته؟
اینجا فقط میخوای مواد مخدر معامله کنی
چون شما مزاحمها حواستون به ما هست
کاسبی با این همه احمق که جمع شدن، اونقدر که باید رونق نداره
این خوب نیست ما باید اقتصاد رو تحریک کنیم
نمیذارم همچین کار خودخواهانه ای رو انجام بدی
فقط یک بار
سعی کن کوکائینو از طریق بینیت بکشی داخل
مطمئنم از خوشحالی کف میکنی
شما حرومزاده ها
خرید و فروش مواد مخدر، معتاد سازی
اگه اون افراد بمیرن چیکار میکنین؟
هی، تو از یه شرکت خودروسازی شکایت میکنی که، "اگه کسی در تصادف بمیره چی"؟
هم من و هم دلالای ماشین جنس میفروشیم چون خریدار داریم
اگه کسی بمیره خودش مسئوله، درسته؟
ای احمق لعنتی
آره این درسته
از اونجایی که شما بچه ها با کیلیهیتو در افتادید
اگه بمیرین، مسئولیتش با خودتونه، درسته؟
برای شما هم همینطور
هی شل مغزا
بزارید بهتون یه هشدار بدم
هر وقت که غذا میخورید، میخوابید یا حتی
میرینید، مراقب خودتون باشید
باکوراکان چهارچشمی شما رو ریز نظر داره
قیافتو به خاطر میسپارم
اگه دوباره ببینمت، ما با هم دشمنیم
صورتت نحست رو از من دور کن
خیلی زشتی
ـ هی! بیاین بریم ـ چشم
Sora:مترجم @Jdrama_Team
تو توی این کار استعداد داری
جدی؟
گردوندن یه رستوران یاکینیکو هم جالبه، درسته؟
آره
راستی
چرا سرآشپز یاکینیکو شدید؟
هوم؟
اولش
برای این بود که بتونم یاکینیکو رو مجانی بخورم
دلیلش همینه؟
اوایل، همیشه از این نوع دلایل هست
بعد از اون
متوجه شدم که طعم همون گوشت بسته به نحوه برشش متفاوته
و مشتریایی رو دیدم که از غذا لذت میبرن
برای همین تصمیم گرفتم با یاکینیکو از همسرم محافظت کنم
متوجهم
آره
...آخ
ـ انگشتتو بده ـ هان؟
آخ
چی کار میکنی؟
جلوی خونریزی رو میگیرم
این باعث توقف خونریزی میشه؟
گوش کن تاتسویا
سرآشپزها وقتی انگشتشونو میبرن تازه میشن سرآشپز
...چی؟ درسته
خونریزی بخاطر دعوا، کاریه که فقط بچه ها انجام میدن
اگه یه مرد واقعی هستی، برای محافظت
از اون چیزی که برات مهمه تلاش کن
هنوز نمیدونم چی برام مهمه
تو احمقی
اما انگل نیستی
چه ربطی داره
تاچان، دوستت اینجاست
چی؟ دوباره کانامه؟
انگار یکی دیگه ست
!ممم
!آه
!مم! تاچان
چرا اینجایی؟
گفتی اینجا کار میکنی
نمیخوام آشناها منو در حال کار ببینن
ما دوستیم نه آشنا، درسته؟
در هر صورت همینه که گفتم
بفرمایید~ این استیک اسکرت مجانی
!وای! خیلی ازتون ممنونم
خاله به هر آشنایی که میاد لازم نیست مجانی غذا بدی
!خاله؟ شوخی میکنی
چطور ممکنه همچین خاله ای به این زیبایی وجود داشته باشه؟
ای وای! بهم میگه کیوت
الان برات برنج با زرده تخم مرغ و قلیه میارم
ـ قلیه با برنج و تخم مرغ؟ ـ خیلییی ممنون
آخه
تو و کانامه فقط در ظاهر خوبین
!ببخشید، صورت حساب لطفا
فقط ظاهری نیست
فقط ظاهریه
اینطور نیست
همینطوره
نخیر
ـ هست ـ نیست
!هی... هی
صورت حساب رو خواستم
فقط اینجا وایسا و ببند دهنتو
چی؟
این چه رفتاریه؟
بفرما
یه سابقه دار؟
تو که نمیخوای این کار خوبو از دست بدی پس مغرور نشو
متاسفم
هی، بس کن داری اونو میترسونی
!چه عوضی
خلافکارا انگلاین که نه میتونن درس بخونن و نه
ورزش کنن که با هم جمع میشن و سعی میکنن قوی عمل کنن
به هر حال، حتی در جامعه اونا در پاین ترین سطح هستن، چون اونا بیسوادن
اگه سابقه کیفری داشته باشن براشون کاملا تموم شده ست
بیا، فقط اونجا واینسا
نمیدونم چقدر بد بودی
اما در حال حاضر توی رستوران یاکینیکو کارگر پاره وقتی
پس کارتو انجام بده
!اوه، متاسفم، متاسفم صورت حساب، درسته؟
تاچان، تو میتونی اون پشت استراحت کنی
ببخشید خاله
از این بابت متاسفم
این چیه؟ احمقا نمیتونن محاسباتو انجام بدن؟
!لعنتی
...عمو
منم دارم استراحت میکنم
طعم سیگار عالیه~
نمیخوای چندتا کلمه خردمندانه بگی؟
آه ~ ما زیاد خوردیم
و بعد
دردم گرفت
ببین کجا داری راه میری
تو کسی هستی که با من برخورد کردی
چی؟
اوه، متاسفم
ـ بیا بریم ـ هان؟
بیا بریم
هی
میشه دست از این همه رئیس بازی در آوردن برداری؟
چون اذیتم میکنه
چی همراهته؟
اونم خلافکار نیست؟
هی، خلافکارای زیادی این اطرافن، آزاردهنده ست
شما بچه ها مزاحمید
بیا
هان؟ پسری که اینجا بود چیشد؟
اون رفت
اوه
...اوه
ای حرومزاده
!احمق
اون دوستت بود؟
چه بچه خوبی
خوبه، هان؟
خسته نباشید
چرا منتظر موندی؟
خسته نباشی
اصلا چرا اینطوری نشستی؟
چون راحته
دردت نمیگیره؟
درد میکنه
پس درد داره
درد میکنه
هی تو اینکارو کردی؟
آره من انجامش دادم~
اگه میخوای این کار رو کنی یه جای دور از مغازه انجام بده
ببخشید ~
ببخشید"و زهرمار"
هی میخوای بریم دریا؟
چرا؟ برای چی؟
جوونی رو تجربه کنی؟
نه
چی ؟ نمیخوای موتور سواری کنی؟
حس خوبی داره
یه موتور سیکلت عالیه
اگه خودم رانندگی کنم بهتره
پس
تاچان، میخوای به کیلیهیتو بپیوندی؟
چی؟
تو انقدر قوی با باکوراکان صحبت کردی
سخته که به عنوان یه خارجی بمونی، میدونی؟
درسته
حس خوبی داشت که مثل شما بچهها خشن باشم
من هرگز کسایی رو که به دوستام آسیب برسونن رو نمیبخشم
تصمیمت چیه؟
بذار در موردش فکر کنم
باشه
فهمیدم
پس، من اول میرم
چرا!؟
ایستگاه قطار از اونوره، مراقب باش
!سواری بهم بده
ـ نه ـ چرا؟
چونن عضو کیلیهیتو نیستی
!اذیتم نکن
کارت خوب بود امروز
ـ آچان ...ـ اوه
تو منو آچان صدا زدی؟
!خفه شو
میبینمت
واقعا؟
!آچان
هی این علامت چیه
تو چی فکر میکنی؟
نمیدونم
!به هر حال، عضلاتت شگفت انگیزن لمسش کن
تمرین میکنی؟
ـ میتونی لمسش کنی ـ چیی؟
!خیلی محکمه
پس، شاید بتونیم به زودی از اون بازوهای ضخیم و محکم استفاده کنیم
همه شما خیلی بدجنسین، من چی کار کنم؟
خب، اشکال نداره
این چیه؟ این چیه؟
هه، اون کیه؟
نیمه شب
میخوام کل نیبرهود با تمام قدرت به مخفیگاه اونا حمله کنه
اگه بهمون پول بدی این کارو میکنیم
اما این بچهها هیچ کاری نمیکنن؟
هر کدوم مکان های جداگونه ای رو هدف قرار میدیم
کیلیهیتو امروز کارش تمومه
خوبه، بیاین یه نوشیدنی بخوریم تا انرژیمون برگرده
ـ بیا بنوشیم ـ آره
هی، چرا هنوز ماسکت رو میزنی؟
نمیتونی باهاش بنوشی
درسته
کنزو، چهره واقعیتو به اونا نشون بده
باشه
چرا روی همه جای صورتت زخمه؟
جای زخم های کنزو توسط کوجیه،درسته؟
منظورت چیه؟
!بگیرش
!بگیرش! بگیرش
حدس میزنم من نسبت به اون کمیسختگیر بودم
!بس کن
با اینکه ما برادریم
کنزو بچه معشوقه بابامونه
پس بهش سخت میگرفتیم
هی داری میری؟
...اگه به دنیا نمیومدی
!آه ببخشید
!متاسفم! متاسفم! متاسفم
من یه آشغال انگلم
!بلندتر
!من آشغالم
این تو رو راضی کرد؟
ما کنزو رو به خاطر آیندهاش تعلیم دادیم
هان؟ رفتی دست به آب؟
نیازی نیست بخاطر پسری مثل اون ناراحت شی
اون یه پسر کسل کنندهست
و در مورد زخم های کوجی چطور؟
این به این دلیل که کوجی اشتباه کرده، پس بریدمش
هان...؟
آهان
اون کله گنده های باکورکانی
در این شرایط جنگ همه جانبه تنها راهه
اگه کورکورانه عمل کنیم، فقط افراد بیشتری رو از دست میدیم
ما فقط باید اونا رو از ریشه نابود کنیم
این تمام چیزی که تو همیشه بهش فکر میکنی
آچان باید چکار کنیم؟
...هوم... بیا ببین
برای شروع، بزارین توری گریلتونو عوض کنیم
تو اصلا احساس اضطرار بودن شرایطو نداری
ـ نمیتونی اینو بگی ـ خفه شو
و در گاله رو ببند
ـ زهرمار ـ بوی گند میدی
باشه
!بستمش
اصلا چرا اینجا جمع شدید؟
چون نزدیکه، خوشمزه ست و یه خانم جوون زیبا داره
چی؟
خدایا دوباره منو "خانم جوون" صدا میکنن
بفرمایید، برنج تخم مرغ و قلیه مجانیتون
ایناهاش! برنج و تخم مرغ با قلیه
خاله، لازم نیست به هر کسی که من میشناسم، مجانی غذا بدی
!مثل همیشه ممنونم
ـ مم! کانام ـ بله؟
خوشحالم که با تاچان کنار میای، اما
در مورد چیزهای خطرناکی مثل دعوا صحبت نکن، باشه؟
تاچان در حال حاضر با پشتکار کار میکنه
...خاله
...اوه
!متاسفم
من تاتسویا رو درگیر این مسائل نمیکنم
ـ باشه، دیگه در موردش صحبت نکن ـ چشم
!پس لطفا زیاد بخورین
باشه
!آره بیا بخوریم بیا بخوریم
تاگوچی، یکم زبون گاو نمکی بده
خوش آمدین
ـ سلام ـ چرا...؟
میز برای یه نفر
میز برای یکی
... نداریم
چرا تو هم اینجایی چیهیرو؟
چون نزدیک سالن بولینگه
این به این معنی نیست که تو باید بیای
ترسوندیم
نمیتونی ساکت پشتم بایستی؟
تاتسویا، با مشتریامون درست صحبت کن
...نه، اون
اگه بخوان روی گریل ما گوشت بریزن مشتری مائن
چه ربطی داره
پس، یه آبجو بهم بدین تا شروع کنم
الکل میخوری!؟
!عجله کن کارگر
کونتو تکون بده، کارگر
...شماها
!!!خوشمزست
چی شده؟ تو به سختی به نوشیدنیت دست زدی
فکر کنم باید برم
صبر کن چی میگی؟
درسته سرگرمی تازه شروع شده
ـ من منتظر این بودم ـ اون چیه؟
تو قبلا این کارو کردی،اینطور نیست؟
ـ نه نکردم ـ من همه چیزو بهت یاد میدم
اوه، ساوامورا
هان؟ تلفنی با یه دختر حرف میزنی؟
آه... خواهرمه
اوه، ساوامورا
دفعه بعد منو به خواهرت معرفی کن
ـ ریو غداتو بخور ـ باشه
ـ تو خوب نیستی ـ چرا!؟
ـ ولش کن ـ اون لعنتی خیلی نازه
ـ ممنون بابت غذا ـ مواظب باشین
خداحافظ
خوشمزه بود
ـ شوگو ـ بله؟
اول موتورمو پمپ بنزین ببر
اوه، دریافت شد تو چطور؟
بعد از صحبت با تاتسویا میرم
اوه... باشه
در مورد چی میخواستی صحبت کنیم، کانامه؟
آه
همون؟ در مورد باکوراکان، درسته؟
اگه بخوای میتونم کمکت کنم
برعکس
دیگه درگیر باکوراکان نشو
اما من توسط اون مرد کنزو کتک خوردم
من باید اونو شکست بدم
تاتسویا
اگه بجنگی، به زندان برمیگردی، درسته؟
هه؟ مهم اینه که اونا متوجه نمیشن
راحت و ساده
مشکل این نیست
اینقدر احمق نباش
من میگم اگه دوستام مشکلی داشته باشن این کارو میکنم
چه غلطی داری میکنی!؟
سعی کن منو بزنی
ـ ای عوضی ـ چی شده؟
سعی نکن با کُشتی از این وضعیت در بری
!ای احمق
!تو فقط حوصلت سر رفته
تو فقط میخوای از دعوامون به عنوان بهونه استفاده کنی
برای همین وحشی میشی
اونی که باید بیشتر بهش اهمیت بدی کیه!؟
نه منم و نه خودت
عمو و خاله هستن، درسته؟
هی، دارین چیکار میکنی؟
آه... چیهیرو
من فقط با تاتسویا کشتی میگرفتم درسته؟
برو
آه به نظر میرسه تو رو توی وضعیت بدی قرار دادم
پس برای امروز میرم
کاملاً مغروره و برام سخنرانی میکنه
ازت متنفرم
نمیخوام دیگه ببینمت
متوجهم
فهمیدم
تو باید باکوراکان رو هم فراموش کنی
لعنت به اون حرومزادها
تو واقعا جنگیدن رو دوست داری، ها؟
چی؟
اون یه بار به من مشت زد بعدش من فقط یه بار اونو هل دادم
این دعوا نبود
چه ربطی داره
هی به چی میخندی
ممنون
برای چی؟
جلوی دعوا رو توی سالن بولینگ گرفتی
هر چند روز قبل هم می خواستی اونجا دعوا کنی
خفه شو. من دیگه این کار رو نمیکنم
واقعا؟
در واقع من تازه از زندان آزاد شدم
دفعه بعد که گرفتار شم برام دردسر میشه
چه ضدحال
هان؟
به یه دختر بگی که تازه از زندان بیرون اومدی، ضدحاله
این یه چیز مربوط به گذشته ست
من مطمئنم که کانامه نمیخواست باهات دعوا کنه
هان؟
با اینکه اینطور به نظر میرسه ولی آدم خوبیه
این چیزی که منو عصبانی میکنه
ـ خیلی خب، رسیدیم ایستگاه ـ آره
ممنون که منو به اینجا رسوندی
به امید دیدار
به جای دعوا
به نظر من این محبتت خیلی باحال تره
چی...؟
!خفه شو! عجله کن و برو خونه
خداحافظ
Sora:مترجم @Jdrama_Team
بفرمایید
آخ
اون حرومزاده با تمام وجودش منو زمین زد
کانامه، خوبه که بذاری اینجوری تو رو تحقیر کنه؟
اگه اون باشه اشکال نداره
اما اون همیشه انقدر گستاخه با اینکه حتی عضو کیلیهیتو نیست
!درسته
!اون احمق، خنگ، و مغرور
اما اون خیلی تلاش میکنه تا رابطشو با دنیای ما قطع کنه
اونو به آیوی بول آوردم
و اونو از هدفش دور کردم
کانامه
ای مرد
تا مدتی دیگه نمیتونیم یاکینیکوی سانری بخوریم
هی نکش
چی؟
چیکار کنیم کیگو؟
درباره باکوراکان؟
اوم
دردسرن، من هم ممکنه خودم وارد شم و همونو یکجا نابود کنم
چی میگی
اگ رئیس قرار بجنگه، کاپیتان نیروهای ویژه
باید اولین نفری باشه که دخالت میکنه
خیلی پخته و با معرفتی
من وضعیت بیرون رو بررسی میکنم
ـ آها! خجالتی شدی؟ ـ خفه شو
خجالت کشیدی چون بهت گفتم کارکشته
نخیرم
من پولاتو برمیدارم، میدونی؟
آخه
ما فقط باید باکوراکان رو بدزدیم، اونا رو ببندیم و کتک بزنیم، درسته؟
آره
این تموم چیزی که تو همیشه بهش فکر میکنی
همه چیز با خشونت حل نمیشه
چی میگی؟
توی این دنیا وقتی از بالا به ما نگاه میکنن همه چی تموم میشه
پس درسته که هاریکاوا به باکوراکان کمک میکنه
چطور مخفیگاه ما رو پیدا کردی؟
تموم اطلاعاتتون لو رفته
مگورو
اگه نمیخوای دعوا کنی، عقب بمون
کی گفته من نمیخوام بجنگم؟
اونا تموم راه رو اینجا اومدن تا ما رو ببینن
پس به یک نفرم رحم نمیکنم
من تک تک اونا رو نابود میکنم
!!!اهههه
من آمادم
20تا25نفرن
شما دوتا انتخاب دارین
مقاومت کنین و بمیرین
یا مطیعانه نابود شین
آه
اونا دارن به تموم مخفیگاه های کیلیهیتو حمله میکنن
:مخفیگاهها تون
قراضه تانزاوا
بول ایوی
گفتی آیوی بول، مزخرف؟
ای احمق های لعنتی
و مغازه یاکینیکو که قبلاً اونجا میرفتید
چی گفتی؟
اونجا به ما ربطی نداره
برام مهم نیست
شنیدم که همه رهبرا اونجا بودن
شوگو
از نقطه ضعفشون استفاده میکنم و بعد میرم به سمت مغازه یاکینیکو
باشه
تاتسویا
ـ بیاین بریم ـ باشه
ـ هی ـ هن؟
آشغالا چه غلطی دارین میکنین؟
اوه، تو اینجایی
شنیدم که رهبرای کیلیهیتو اینجا جمع شدن
اونا دیگه اینجا نیستن، احمقا
وای چی؟ فقط تو اینجایی؟
از این مغازه دوری کنین
چی؟
ـ خسته نباشین ـ خسته نباشین
کیلیهیتو مثل همیشه بیخیاله
کازوماسا
برای چی اینجایی؟
پس این طوره
!تاچان
چی شده!؟
!وارد مغازه نشو
!برام مهم نیست
!بس کن! به پلیس زنگ میزنم
اگه به پلیس زنگ بزنی براش دردسر نمیشه؟
هی، تو تازه از زندون اومدی، درسته؟
از کجا فهمیدی؟
!ربطی به این نداره
!تو داری دادو بیداد میکنی، تاچان هیچ کاری نکرده
!خفه شو، پیرمرد
هوی
ای حرومزاده
چطور جرات کردی دستتو رو همسر من بلند کنی
خیلی مزاحمی لعنتی
عمرتو کوتاه میکنم
!بس کن! جرات داری بهشون دست بزن
!خفه شو
!تاچان
!بس کن
شماها
بگیرش
!احمق لعنتی
ای حرومزاده
!بگیرش
!لعنتی لعنتی
!بگیرش
شماها
ای حرومزاده لعنتی
!شوگو
هی
مطمئن شین که اونو درست نگه دارین
ای احمق
حتی دوستای خودتم میزنی
دوست، ها؟
اونا فقط پادو های ضعیف توی بازی برادر بزرگترن
تاتسویا
متاسفم
مگورو، پاشو
هیچ کدومتون تکون نخورین
!دستا بالا
عجله کنین
!صبر کن لعنتی
!عجله کن بدو
!فرار کن
...اونا
تقصیر منه
تقصیر منه
1 2 3 بیارین بالا
الان خوبه
الو؟
اون دوتا کجان؟
شوگو دوتا بخیه سر داره و دنده و بازوش شکسته
و کانامه؟
کانامه هم دوتا دندهاش
و یه پاش شکسته
و هشت تا بخیه سر بیهوش و توی شرایط بحرانی
شب سختیه
اون لعنتی های کونی باکوراکان
شوگو گفت که بیش از ده تا حریف بودن
هیچ راهی وجود نداره که کانامه در مقابل اونا شکست بخوره
گفتن کتف کانامه درد میکرد
هان
هی ایگوچی
بعد از رفتن ما با کانامه چیکار کردی؟
کجا میری؟
برای تسویه حساب
صبر کن
نرو
متاسفم، اما دیگه نمیتونی جلوی منو بگیری
من نمیخوام کس دیگه ای بمیره
کانامه در حال مرگه
اون برای من مثل خانواده ست
من نمیتونم راحت بنشینم و بذارم خانوادهام کتک بخورن
شماها رهبرای کیلیهیتو هستین، درسته؟
من باید ازتون بخوام که با ما به ایستگاه پلیس بیاین
من دوست دارم در مورد نبردهای بین کیلیهیتو و باکوراکان بیشتر بشنوم
ایگوچی تاتسویا تو هم همینطور
ایشیدو
شنیدم گزارشی از دعوا در مغازه یاکینیکو رسیده
توهم درگیر شدی، نه؟
این دعوا نبود
اون بچههای باکوراکان مغازه ما رو نابود کردن
اگه تفاله هایی مثل شما توی سلول بودن جامعه وضعیت بهتری داشت
چرا چرت و پرت میگی
ما 5 نفر رهبرای کیلیهیتو هستیم
اون یه خارجیه
هه؟
دروغ نگو
هی ایگوچی، قربانیا دوستاتن، درسته؟
بهشون نگو قربانی
اونا اسم دارن آبه کانامه و موتو شوگو
من نمیتونم اسم همه شما رو به یاد بیارم
شماها آشغالین
کافیه، با من بیا
آخ
چی کار میکنی!؟
چون به نظر میرسه این مرد دچار سوء تفاهم شده
آچان چی میگی؟
تو عضو کیلیهیتو یا هر چیز دیگه ای نیستی
تو یه خارجی
راست میگی؟
دارم میپرسم واقعا اینطوره؟
چیه ایگوچی؟
اینقدر بیخودی به من دست نزن
تو عضو کیلیهیتو نیستی
میکشمتا
اگه میخوای زندگی کنی از این موضوع دوری کن
این ربطی به تو نداره
بیا
بیا بریم
ـ هی ـ به من دست نزن
هی
!به من دست نزن !من خودم میتونم راه برم اختاپوس لعنتی
تاتسویا
برای من
دلیلی برای جنگیدن لازم نیست
فکر کردم معنی قوی بودن همینه
اگه همیشه نگران حریف باشیم نمیتونیم توی دعوا پیروز شیم
به همین دلیل
من بدون تردید مردمو کتک میزدم
بدون اینکه نگران بقیه بشم
من فقط وحشیانه میرفتم جلو
اما کانامه فرق داشت
تو
نمیتونی کسایی رو که به عزیزانت صدمه زدن ببخشی، درسته؟
بسیاری از اعضای دستگیر شده کیلیهیتو مجروح شدن
شما دارین از بین میرین
حریف باکوراکان بود، درسته؟
حتی یه نفر از اونا دستگیر نشدن
ما فقط کسایی رو از نیبرهود و باندهای دیگه گرفتیم
تانزاوا، خوبه که اونارو به این شکل نگه داری؟
هیچ راهی نداره که خوب باشه
نمیدونم اشکال نداره که تاتسویا رو تنها بذاریم
اون انقدر احمق نیست که تنهایی اونجا بره
ـ اوه ـ چی؟
شماها
تو دیگه چه خری هستی؟
کی این کار رو با کانامه کرد؟
من کردم
آخه
!ـ بس کنین ـ چی؟
!کیجی
عجله کن و با من بیا، باشه میریم
بس کنین
ما برای تو اینجا نیستیم
ـ ولم کنین ـ ما داریم میریم
!کیجی
ـ داریم میریم ـ کیجی! نه
ولم کن
کیجی
ـ بیا راه برو آخ...
ـ برو داخل ـ اوه
چی کار میکنی؟
باهامون بیا
منو بزار پاین
ـ کیجی ـ چیهیرو رو پس بده
اگه میخوای اونو نجات بدی، به کارخونه قدیمیهایاما بیا
چیهیرو
!!چیهیرو
ما چیکار کنیم؟
ساوامورا، میخوام ازت چیزی بپرسم
قبل از حمله، تو داشتی با یکی بیرون مغازه یاکینیکو حرف میزدی
با کی داشتی حرف میزدی؟
خواهر بزرگترم
تو اون موقع رفتار عجیبی داشتی
چی میگی تو؟
ببخشید اگه اشتباه متوجه شدم
تو کسی بودی که اطلاعات ما رو به باکوراکان دادی؟
چی میگی؟
امکان نداره ساوامورا این کارو کرده باشه
درسته، ساوامورا؟
چرا هیچی نمیگی؟
متاسفم
!ای حرومزاده
جلوی کلانتریم
خواهرم رو مجبور به مصرف مواد کردن
ولم کن، لطفا ولم کن
!بس کن! بس کن
ازش فیلم گرفتن
آهای
"گفتن: "اگه میخوای اونو برگردونی، همه مخفیگاهت رو به ما بگو
پس ما رو فروختی؟
فکر نمیکردم تا این حد پیش برن
رفتن
دیگه هیچوقت جلو چشمم ظاهر نشو
الو؟
اوه، کیجی
بجنب خودتو تکون بده
درسته
چرا
چرا منو سرزنش نمیکنی؟
تقصیر منه که این اتفاق افتاده
پس چرا هیچی نمیگی؟
تاتسویا
من
تصمیم گرفتم برای همیشه از این رستوران و همسرم محافظت کنم
در زندگی، مواقعی پیش میاد که تو باید خودت تصمیم بگیری
تو احمقی
اما انگل نیستی
هی
من برم سیگار بخرم
لعنتی
تاچان
اون یه سخنور ضعیفه
صادقانه بگم
وقتی خواهرم از من خواست که از تو مراقبت کنم
داشتم بهش فکر میکردم
:اما اون فقط گفت
"اونو ببر داخل"
اون هم قبلاً خلافکار بود
برای همین فکر میکنم احساساتتو درک میکنه
ممنون
برای استخدام کسی مثل من
چیهیرو توسط باکوراکان گرفته شده
لعنتی! چرا انقدر ظالمن!؟
چیکار کنیم؟
باید با بچههای باقی مونده تماس بگیریم؟
نه
کافی
چی میگی؟
اونا همچین کاری کردن و تو میخوای ساکت بشینی؟
نه
من خودم باکوراکان رو نابود میکنم
!یه دقیقه صبر کن
ما نمیدونیم اونا چند نفرن
با این کار گور خودتو میکنی
تعدادشون کم شده، درسته؟
حتی اگه تنها برم کیلیهیتو بازنده نمیشه
پس منم میام
نه، نه... پهلوت چاقو خورده، درسته؟
عمیق نیست میتونم خوب حرکت کنم
ـ اما ـ بهت گفتم
اگه رئیس قرار بجنگه، کاپیتان نیروهای ویژه
باید اولین نفری باشه که دخالت میکنه
گفتم خیلی پخته و کارکشته ای
آخه
در این صورت،منم میام
مگورو
چطور یه رئیس میتونه بدون کاپیتان گارد بره؟
تو منو پوشش میدی، درسته؟
کاپیتان ستون پرواز رو فراموش نکن
خل شدی، نه؟
تو هم همینطوری
ـ خفه شو ـ"خفه شو"؟
آه
پس... بریم؟
ایشیدو ، این ایده بدی که اونارو رها کنیم، درسته؟
با این سرعت نمیتونیم باکوراکان رو دستگیر کنیم
اگه اونا رو آزاد کنیم، در نهایت با هم دعواشون میشه
بعد کیلیهیتو و باکوراکان رو با هم میگیریم
تو خیلی داری زیاده روی میکنی ایشیدو
دردسر میشه
من همه اونا رو دستگیر میکنم
مشکلی نیست، درسته؟
!تاتسویا
کیجی، چه اتفاقی برات افتاده؟
باکوراکان چیهیرو رو دزدیده
اونا از ما خواستن که به کارخونه قدیمی هایاما بیایم
هی مرد
چرا اومدی؟
هی، گفتیم این مبارزه کیلیهیتو ئه
شما بچهها میتونید به عنوان کیلیهیتو مبارزه کنین
من مبارزه خودمو میکنم
داری دیوونگی میکنی
خب اگه اصرار کنی نمیشه کاریش کرد
ما روی تو حساب میکنیم، تاچان
بزارش به عهده من
ما رو دست کم نگیر
!خفه شو، پیر خرفت
پیر خرفت!؟
کسایی که از لبه پرتگاه دوری میکنن در مسیر اشتباه زندگی قرار گرفتن
و به معنای واقعی کلمه به دنیای "OUT" قدم گذاشتن
انگار آزاد و رها شدن
اما در واقع مسئولیت بزرگی رو بر عهده خودشون گذاشتن
میتونی خودتو در آرزوهای بیپایان غرق کنی
اما از طرف دیگه یه جهنم بیپایانه
"OUT"با ورود به
افراد کمیمیتونن به عقب برگردن
فقط 6 نفر؟
این بیش از اندازه کافیه، درسته؟
!متاسفم
شما حرومزادها
تاتسویا
نجاتم بده
ما چیهیرو رو به تو میسپاریم، تاچان
خیالت تخت
نیمه راه نابود نشو
اون سلاح بزرگتو بیرون آوردی
!خیلی کوچیکه
به طولش ربطی نداره مهم روح و کارکردشه
پس...شروع کنیم؟
آره
!بگیرش
و اینو
ـ تو قوی ـ بهت که گفتم
!اوه وای
لعنتی! من بیشتر از تو میزنمشون
اون قوی اما احمقه
لعنتی... گور خودتو کندی
چی؟
ـ تو دیگه چه خری هستی؟ ـ لعنتی داری چیکار میکنی؟
ساوامورا
انتظار ندارم با این کار بخشیده شم
اما این تنها کاری که میتونم برات انجام بدم
ساوامورا، ما جلوی اینا رو میگیریم
مگورو
روح کیلیهیتو خودتو بهم نشون بده
باشه
تاتسویا، اگه واقعاً قوی هستی برو چیهیرو رو نجات بده
یکم محترمانه حرف بزن
ـ چی؟ ـ هی تو
!بگیرش
عجله کن برو
!خفه شو، پیر خرفت
ما هم سنیمممم
بیاین جلو
!!!آهـــــــــان
برو کنار
تو بودی؟
من این کارو میکنم،رفتن طبقه بالا
روی تو حساب میکنم، کیگو
!نه! من کسیم که اونو میکشم
چی؟
چیهیرو رو نجات بده، باشه؟
بقیه اش رو به تو میسپارم
چه پسر دیوونه ای
اونو بگیرین
آخه
!تاتسویا
!چیهیرو
هووی، تانزاوا آتسوشی
وضعیت آبه کانامه چطوره؟
تو کسی هستی که با کانامه این کار رو کردی؟
کازوماسا اینجا نیست
روی پشت بوم
آچان برو حسابتو تسویه کن
از دستش نده
هی
با اون زخمت،بدون شمشیر چوبیت شانسی نداری
ـ اشکالی نداره ـ هه؟
کاپیتان نیروهای ویژه هرگز شکست نمیخوره
هی، احمق
بقیه اشو به تو میسپارم
خیلی لاغری، پفیوز
هی! بگیرش
بخورش حرومزاده
تا ته بخور
ای لعنتی
وزن کم کن
لعنتی
وزن کم کن
آره
به ما از بالا نگاه نکن
ما رو تحقیر نکن
هان؟
اوه... ها؟
وای
تانزاوا
فقط تو باقی موندی
لعنت بهت
بیا دیگه
تاتسویا
خب پس
این آخری رئیسه
تانزاوا... لطفا از من بگذر
فکر نکن بعد از در افتادن با کیلیهیتو میتونی زندگی کنی
تاتسویا
در حالی که آرنج راستتو میکشی، بدنتو فرو ببر و
مثل اینکه دستت رو دورت حلقه میکنی
ضربه بزن
کانامه
تو کمکم کردی
کانامه؟
من خیلی گرسنمه
باشه
بریم یاکینیکو بخوریم
!بگیرش! بگیرش! بگیرش
!بگیرش
به نظر میرسه کارت اینجا تموم شده
حالت خوبه چیهیرو؟
ممنون، تاتسویا
باشه
صبر کن
تو آدم سرسختی هستی، نه؟
The Walking Dead مثل شخصیت فیلم
شوخی میکنی
بلوف میزنی
واقعیه لعنتی؟
توی دعوا تفنگتو بیرون نکش
زامبی تفنگدار خنده دار نیست
حملات غافلگیرانه، دزدیدن یه زن، و شلیک با اسلحه... تو چقدر ظالمی!؟
نمیتونی منصفانه و مردونه مبارزه کنی!؟
انقدر خودخواهانه رفتار نکن
شما بچهها همه آشغالین
مهم نیست چقدر خودنمایی می کنین باز هم کارهای وحشتناکی انجام دادید
و برای دیگران دردسر درست کردین، درسته؟
پس طوری رفتار نکن که انگار آدم خوبی هستی
!من و تو، ما همگی آشغالیم
به همین دلیل که من فقط سعی میکنم دنیایی بسازم که توش زندگی برای انگلا راحت تر باشه
ما رو با خودت جمع نبند
من ممکنه یه احمق باشم
اما انگل نیستم
کنزو
این یه بدبیاری بزرگه
لعنتی
کنزو
از اینجا برو
هان
از اینجا به بعد مشکل ماست
برو
تنهایی تصمیم نگیر
شماها دعوا با کیلیهیتو رو انتخاب کردین
هی
من هرگز کسایی رو که به دوستام آسیب برسونن نمیبخشم
اگه شلیک کنی، کارت تمومه
من از اولم کارم تموم بود
تانزاوا! لطفا
تو کسی نیستی که باید شیموهارا رو بکشی
من میکشمش
پلیس اومد
همین کافیه، درسته؟
لعنتی
ـ لطفا سوار شین ـ عجله کن، عجله کن، عجله کن
!سریع، سریع
!کیگو
ـ حالت خوبه؟ ـ آره
اگه از اون پلهها پایین بری یه در پشتی هست
از اونجا فرار کن
چقدر تو مهربونی
باکوراکان امروز کارش تمومه
عاقلانه ترین کاره که اجازه بدم کیلیهیتو به من بدهکار باشه
...پس
تو اطلاعات ما رو از ساوامورا گرفتی و ویدیوی خواهرشو داری، درسته؟
اونجاست
حالا مساوی شدیم
آچان
!عجله کن برو
ـ بزن بریم ـ آره
!هی
حریف مبارزهات کجا رفت؟
ولش کن
این فقط یه دعوای داخلی بود
دروغ نگو
تو با کیلیهیتو جنگیدی، نه؟
کیلیهیتو؟
اون باند موتور سواری؟
ایگوچی تاتسویا کجاست؟
اون کیه؟
دیوونه لعنتی
یه اسلحه طبقه بالاست بهتره سریع اونو برداری
چی گفتی؟
ایشیدو
من در این مورد به مافوقم گزارش میدم
هرکار دوست داری بکن
!هی
آه
اونا گفتن با خیال راحت موفق شدن
ممنونم
آره
و کانامه به هوش اومده
که اینطور
بیا برگردیم
باشه
این اوریگامی زشت چیه؟
Sora:مترجم @Jdrama_Team
آه میخوام آبجو بزنم
!هی تو
بریم یاکینیکو؟
ایده خوبیه
نه نیست
ایده خوبیه
نخیرررر
...فیلم ادامه دارد
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
تاچان، نمیای داخل؟
من دارم استراحت میکنم
فهمیدم
خب پس؟
بهم نگفتی که به کیلیهیتو میپیوندی یا نه
آه
فکر کنم نمیخوام عضوش بشم
من قراره یه مدت اینجا کار کنم
فهمیدم
برگردیم داخل؟
میرم دنبال یه چوب دیگه
منتظرت میمونم
باشه
هی؟
هان؟
چی شده؟
...رئیس نسل ششم کیلیهیتو
از زندان بیرون اومده
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.