All language subtitles for Game.of.Thrones.S06E01.fa-TvWorld

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » [ TvWorld.info ] تــرجــمــه از: آرمــینا و امـــيــن armina90 & Amin03

از توی محوطه میاد

لرد فرمانده ـه

کمک‌ـم کنین ببریم‌ـش داخل

.تورن اینکار رو کرد

به چندتا از برادرهات می‌تونی اعتماد کنی؟

اعتماد؟

مردها این داخل اتاق

گرگ بهت عادت داره؟

هر کمکی که می‌تونیم رو باید جمع کنیم

سر داوس

من توی شعله‌ها دیدمش

.توی وینترفل می‌جنگید

...من نمی‌تونم از طرف شعله‌ها حرف بزنم

ولی اون مرده

اون لرد فرمانده ـمون بود

هیچ وقت نباید برای این پست انتخاب می‌شد

همه‌ـتون می‌دونین چرا اینجایید

جان اسنو مرده

کی کشتش؟

.من

و بون مارش و اتل یارویک

و بقیه فرمانده‌های قلعه

قاتل‌ها - خیانتکارها -

حق باتوی‌ـه

ما خیانت کردیم، همه ما

جان اسنو لرد فرمانده‌ـمون بود

من علاقه‌ای بهش نداشتم

این چیزی نبود که بر کسی پوشیده باشه

ولی من هیچ وقت از فرمانش سرپیچی نکردم

وفاداری زیربنایی که

نگهبانان شب بر اون بنا شده

و نگهبانی مهم‌ترین چیز برای من‌ـه

من زندگی‌ـم رو دادم

ما همه‌ـمون زندگی‌ـمون رو دادیم برای نگهبانی شب

جان اسنو نگهبانان شب رو داشت نابود می‌کرد

اون اجازه داد که وحشی‌ها از دروازه‌ـمون عبور کنن

کاری که هیچ لرد فرمانده‌ای قبلا انجام نداده بود

زمینی رو بهشون داد که اونا غارت‌ـش کردن

.به آدم‌هاش تجاوز کردن و به‌قتل رسوندن‌ـشون

لرد فرمانده اسنو کاری رو کرد که فکر می‌کرد درسته

من هیچ شکی در این ندارم

.و کاری که اون فکر می‌کرد درسته، پایان ما می‌بود

.ما رو به سمت تصمیم هولناکی سوق داد

و ما اون تصمیم رو گرفتیم

اون می‌بینه که ما نیومدیم

ترون تا حالا رسمی‌ـش کرده

قلعه سیاه مال اون‌ــه

برای من مهم نیست کی پشت اون میز بالا نشسته

جان دوست من بود

و اون عوضی‌ها سلاخ‌ـش کردن

حالا ما لطف‌ـشون رو جبران می‌کنیم

تعدادمون کافی نیست

یه گرگ وحشی داریم - کافی نیست -

من لرد فرمانده، اسنو، رو مدت زیادی نبود که می‌شناختم

ولی باور دارم که اون نمی‌خواست دوست‌هاش برای .هیچی بمیرند

،اگه می‌خواستی که فردا رو ببینی اتاق اشتباهی رو انتخاب کردی

ما همگی امروز خواهیم مرد

من می‌گم تمام سعی‌ـمون رو بکنیم تا ترون رو هم با خودمون ببریم

.لازمه که بجنگیم ولی لازم نیست که بمیریم

.نه اگه کمک داشته باشیم کی بهمون کمک می‌کنه؟ -

تو تنها کسی نیست که زندگی‌ـت رو مدیون جان اسنو هستی

در رو چهار میخ کن

نذار کسی داخل بشه

من به محض اینکه بتونم برمی‌گردم

اولین باری که دیدم‌ـش 11 سالش بود

دختر سگبان بود

بوی سگ می‌داد

،من خیلی بزرگ‌تر نبودم، ولی از اون موقع هم همه ازم می‌ترسیدن

تو مطمئنا می‌ترسیدی

میراندا ولی نمی‌ترسید

من چیکار می‌تونستم باهاش بکنم که اون تازی‌ها نمی‌تونستن باهاش بکنن؟

اون نترس بود

هیچکاری نبود که نکنه

تاوان‌ـش رو با دردی هزار برار بیشتر می‌دن

ای کاش که می‌بودی و می‌دیدی

بگم که براش گور بکنن، سرورم؟

یا ترجیح می‌دین که براش تله هیزم درست کنن؟

دفن بشه، سوزونده بشه؟

گوشت خوبی‌ـه

بندازش جلوی تازی‌ها

فرماندهی سواره‌نظام‌ـت عالی بود

به‌خاطر تو، شاه دروغین استنیس براتیون مرده

می‌دونی به ضرب کی کشته شد؟

نه - !چه بد -

می‌خواستم به اون ادم جایزه بدم

با این حال، فتح بزرگی بود

احساس یه فاتح رو داری؟

من علیه پادشاهی قیام کردم

تا ازدواجت با سانسا استارک رو تدارک ببینم

فکر می‌کنی سوزوندن واگن‌ها توی شب

و درو کردن سربازهای کم‌تعداد و خسته براتیون

مثل روبرو شدن با ارتش اماده و تدارک دیده لینتسرهاـست؟

نه

زمان تسویه حساب می‌رسه

باید کاری کنیم که شمال باهاشون روبرو بشه

کل شمال

اونا بدون سانسا استارک از ما پشتیبانی نمی‌کنن

ما دیگه سانسا استارک رو نداریم

تو بازی‌هات رو باهاش کردی

تو بازی‌هات رو با وارث تخت آهنین هم کردی و الان جفت‌ـشون رفتن

من یه گروه از افراد با بهترین تازی‌هام رو دنبالش فرستادم

خیلی دور نمی‌شن

خوشحالم که اینو می‌شنوم

بدون سانسا، نمی‌تونی وارث به‌دنیا بیاری

...و بدون وارث، خب

بذار امیدوار باشیم که استادان درست می‌گن

و بانو والدا پسر بیاره

نمی‌تونم وایسیم

باید از اینجا رد شیم

.نمی‌تونم - تنها راهی که می‌تونیم تازی‌ها رو گمراه کنیم -

.ولی این خیلی سرده. من نمی‌تونم نمی‌تونم تحمل کنم. می‌میرم

من دیدم که تازی‌ها چه بلایی سر یه ادم میارن

این راه بهتر‌ـه

این‌ور. بجنب

سانسا

سانسا

بهشون بگو اروم بگیرن

.اینجا وایسا من گمراه‌ـشون می‌کنم

نه، من بدون تو دووم نمی‌آرم

دووم میاری

برو شمال، فقط شمال

جان لرد فرمانده‌ ِ قلعه سیاه‌ـه

اون بهت کمک می‌کنه

کسی رو می‌بینی

.اینجان بگیرن‌ـشون -

بانون بولتن؟

مرده - دروغگو -

.وقتی از دیوار پرید پاش رو شکست

گذاشتم توی برف بمیره

یه چیزی پیدا کردن بدو

هی

وایسا. اروم بگیرین

اروم بگیرین

نمی‌تونم منتظرم بمونم تا ببینم رمزی این بار چه قسمتی از تو رو می‌بره

یه سوار! کی‌ـه؟

یه زن لعنتی‌ـه

نه! لطفا

بانو سانسا، من یک بار دیگه درخواست خدمت‌گذاری‌ـتون رو دارم

من پشتیبان تو خواهم بود و مشاورت

.و اگر لازم شود، زندگی‌ـم را برای تو فدا خواهم کرد

.به خدایان قدیم و جدید قسم می‌خورم

...و من سوگند می‌خورم

،تو همیشه جایگاهی در قلبم

...و

. ....در کنار نان و شرابِ سفره‌ام

در کنار نان و شراب سفره‌ام خواهی داشت

و من سوگند می‌خورم که خدمتی از تو نطلبم

.که برایت شرمساری به‌همراه داشته باشد

.به خدایان قدیم و جدید قسم می‌خورم

برخیز

،اولیاحضرت معذرت می‌خوام که مزاحم می‌شم

کشتی‌ای از دورن پهلو گرفته

میرسلا

اولین باری که یه جسد رو دیدی یادته؟

مادر

تنها چیزی که می‌تونستم درباره‌اش فکر کنم

وقتی اون مرد، این بود که الان چه اتفاقی داره براش می‌افته

،هر روز، هر شب

حالا مامان چه شکلی‌ـه؟

باد کردن جسدش شروع شده؟

پوستش کبود شده؟

لب‌هاش از دندون‌هاش جدا شده؟

.به این فکر می‌کنم که به میرسلا توی سرداب نگاه کنم

به صورت کوچولوی قشنگش فکر می‌کنم که شروع کرده به نابود شدن

.هیش، هیش درباره اون فکر نکن

مجبورم

مجبورم. این درست نیست که تنهایی زجر بکشه

.اون زجر نمی‌کشه اون از بین‌ـمون رفته

دیگه کسی نمی‌تونه بهش آسیب‌بزنه

اون خوب بود

از زمان تولدش، دوست‌داشتنی بود

نمی‌دونم از کجا اومد

اصلا شبیه من نبود

،خباثتی توش نبود، حسادتی توش نبود فقط خوبی بود

می‌دونم

،فکر کردم اگه بتونم چیزی به اون خوبی به‌دنیا بیارم

. ...اون قدر منزه

.شاید من یه هیولا نیستم .گوش کن... به من گوش کن -

.دختر من بود و من از عهده مراقبت ازش برنیومدم

نه، می‌دونستم که این اتفاق می‌افته

جادوگر سال‌ها پیش بهم گفت

اون بهم قول سه‌تا بچه رو داد و بهم قول داد که اونا می‌میرن

«.و طلا کفن‌ـشان خواهد بود»

هرچیزی که گفت درست دراومد

تو نمی‌تونستی جلوش رو بگیری

.اون پیش‌گویی بود تقدیرـه

تو به این باور نداری - البته که دارم -

.تو وقتی که پدر مرد، بهم گفتی

.گفتی باید باهم بمونیم

گفتی مردم سعی می‌کنن نابودمون کنن، چیزی که برای .ماست رو ازمون بگیرن

اونم یه پیش‌گویی بود

.من بهت گوش ندادم و هرچیزی که گفتی درست دراومد

تف کن به پیش‌گویی تف کن به تقدیر

تف کن به هرکسی که ما نیست

،ما تنها ادم‌هایی هستیم که اهمیت دارن

توی کل دنیا

،و هرچیزی که ازمون گرفتن

.ما پس خواهیم گرفت‌ـشون، و بیشتر

ما هرچیزی که هست رو خواهیم گرفت

.هفت جهنم مملو از ارواح افراد قدیس‌گونه است»

در عذاب، فریاد خواهند کشید و شرم‌شان عظیم خواهد بود

،آن‌ها درنگی، زبانه‌های آتش را حس نمی‌کنند

،و خواهند دید که گر برای تک گناهی پنهان نگاه داشته، نبود

«.همانا از نجات‌یافتگان می‌بودند

می‌خوام برادرم رو ببینم

اعتراف کن - لطفا -

چطوره؟ حداقل اینو بهم بگو

اعتراف کن

.من ملکه‌ام و ملاقات با برادرم رو طلب میکنم

.گناهکاران طلب نمی‌کنن

اعتراف می‌کنن

سپتا اونلا

مهمان دیگرمون نیازت داره

بیا

اسپتا اونلا گاهی اوقات بیش‌ازحد متعصبانه برخورد می‌کنه

من باهاش صحبت میکنم

برادر من، می‌تونی بهم بگی چطوره؟

.سر لاروس نیست که منو اینجا اورده

شوهر شما خیلی دل تنگ شماست

عشق بین مرد و همسرش مقدس‌ـه

.منعکس‌کننده عشقی‌ـه که خدایان برای ما دارند

.ولی گناه ما رو از تقدس دور می‌کنه

و فقط اعتراف می‌تونه گناه رو پالایش کنه

من چیزی برای اعتراف ندارم

پس باور داری منزه‌ای؟

بی‌نقصی؟

تماما عاری از گناه؟

هیچ‌کدوم از نیستم

.تو در مسیر قدم گذاشتی

.اما کلی راه در پیش داری

.من همیشه به ابرین حسادت می کردم

.اون زندگی کرد

.واقعا زندگی کرد

.به دور دنیا رو سفر کرد

.با مردان تمام کشورها جنگید

.با زیباترین زنان دنیا خوابید

.همینطور مردان - .همینطور مردان -

.اون همه چیو امتحان کرد

درحالی که من اینجا تو دورن نشسته بودم

و نهایت تلاشمو می کردم تا .مردم رو زنده و سیر نگه دارم

.اما زندگی همینه

.هرکدوم نقش خودمونو داریم

.ابرین ماجراجو به دنیا اومده بود

.و منم برای حکومت داری به دنیا اومدم

.خدایان احمق نیستند

.تو ماجراجوی داغونی میشدی

،و ابرین، اوووف

.حاکم وحشتناکی میشد

.مادرت زن فوق العاده ایه، میدونی

پرنس دوران

پرنسس میرسلا

آخرین باری که این قصرو ترک کردی کی بود؟

.تو مردم خودتو نمی شناسی

.اونا ازت متنفرن

(به الیا مارتل (خواهر دورن و همسر ریگار تارگرین .تجاوز کردن و کشتنش، و تو هیچ کاری نکردی

.ابرین مارتل سلاخی شد و تو هیچ کاری نکردی

.تو یه دورنی نیستی

.تو پرنس اون ها نیستی

...پسرم، تریستان

.پسرتم مثه خودت ضعیفه

.و مردان ضعیف هرگز دوباره بر دورن حکومت نمی کنن

.بهت گفتم گرسنه م نیست

.ما نیومدیم که بهت غذا بدیم

.اومدیم بکشیمت

میخوای اون انجامش بده یا من؟

.ما خانواده ایم .نمی خوام بهتون آسیب بزنم

اون یا من؟

.تو

.خوبه

.پسر تیزی (زیرک) هستی

تو یه هرزه طماعی، می دونستی؟

... ما هرگز نمی تونیم مشکل این شهر رو

.از بالای یه هرم 800 فوتی حل کنیم

.(مشکلی برامون پیش نمیاد (نترس

.ما مثه بازرگانای عادی لباس پوشیدیم

.تو مثه ثروتمندا راه میری

تو یه عالمه وقت گذاشتی که ببینی آدمای پولدار چطور راه میرن؟

.تو روی سنگفرش جوری راه میری، انگار ملک شخصیته

.وقتی یه پسربچه بودم، از آدمایی مثه تو دزدی می کردم

.چه خوبه که دیگه یه پسربچه نیستی

.چون دیگه آلتی نداری

،برای بچه تون

.برای خوردن

.اون فکر می کنه میخوای بچه شو بخوری

.زبون والریایی اون افتضاحه

.اون فقط می خواد بهت پول بده

.تا بتونی برای بچه ت غذا بخری

.میسا به والریایی یعنی مادر - .خودم می دونم میسا یعنی چی - (.دیوار نوشته: اربابان رو بکشید. میسا ارباب است)

کی اینو نوشته؟ - .سخت میشه فهمید -

.ملکه مون دیگه مثه سابق در میرین محبوب نیست

پسران هارپی؟

.به احتمال زیاد

.دنریس تارگرین باارزش ترین دارایی شون رو ازشون گرفت

.اینکه بهشون بگی انسان، دارایی کافی برای از نو شروع کردن نیست

.خودتم می تونی ببینی چرا خوشحال نیستن

،البته

.ممکنه کار برده های آزاد شده هم باشه

"چرا که شب تاریک و پر از وحشت است" (بخشی ازدعای باورمندان به رلور و خدای آتش)

،خدای نور مادر اژدهایان را برای شما فرستاد

.و دوستداران تاریکی او را دنبال کردند

بسیاری از بردگان سابق احساس می کنن .دنریس اون ها رو به حال خودشون رها کرده

اون سوار بر یک اژدها پرواز کرد و رفت و .دیگه هم برنگشت

چطور جوابی میدین؟

،آیا در حالی که منتظر مادر اژدهایان هستید دستانتان رو مشت می کنید؟

یا خود شعله های او را به دست می گیرید؟

،حالا که دیگر ملکه نریس نیست تا برای شما بجنگد آیا برای رستگاری خود می جنگید؟

.دردسر داریم

.ترس میرین رو فلج کرده

،هرکسی که باشی، هر کجا که بری

.یه نفر تو این شهر هست که میخواد بکشتت

.نمی تونیم با دشمنانی که نمی شناسیم، بجنگیم

پسران هارپی حمله شون در چاله ی مبارزه رو

.خیلی خوب برنامه ریزی کرده بودن

.که به این معنیه که از یه نفر دستور می گیرن

به دنبال اون یه نفر گشتی؟

.پرنده های کوچولوم دیگه بال در آوردن واریس به جاسوس هاش میگه پرنده کوچک؛) (منظورش اینه که شبکه جاسوسیش رو در میرین هم گسترانده

.خیلی زود، بر میگردن و آواز مردانی در نقاب طلایی رو می خونن (بزودی از پسران هارپی خبر میارن)

.خب، به این زودیا نمی تونیم بریم وستروس

بز؟

.قوچ

فک می کنی دوستمون (اژدهای دنریس) کشتش؟

کس دیگه ای رو نمی شناسم که بتونه .استخون قوچ رو ذوب کنه

.پس در مسیر درستی قرار داریم

.شاید از ملکه بودن خسته شده

.فکر نمی کنم خیلی دوسش داشت

،اون به اندازه کافی باهوش هست .که دوسش داشته باشه

شاید به یه جای دیگه پرواز کرده

.یه جایی خیلی دور، دور از مدانی مثل ما

.من در سراسر دنیا بودم

.هیچ راهی برای فرار از دست مردهایی مثل ما نیست

هیچ راه فراری برای زنی مثه اونم نیست؟

.دوباره بر می گرده چرا؟

.خودت می دونی چرا

.ناامید کننده نیست

خواستن کسی که تو رو نمی خواد؟

.البته که هست

.تو آدم رمانتیکی هستی .من تحسینش می کنم

،بعضی وقتا بهت نگاه می کنم و فکر می کنم

«.منم وقتی پیر بشم، همین شکلی میشم»

.اگه به پیری برسی

.اگه به پیری برسم

.فکر میکنم می رسم

،می خوام ببینم وقتی اون (دنریس) دنیا رو فتح کرد

.دنیا چه شکلی میشه

.منم همینطور

اوووو، یه ارتش؟

.اون ارتش نیست

.یه ایله

دوتراکی؟

.اونا دنریس و گرفتن

.شاید روح دیده

.مادر دوستم یه روج دید و همه ی موهاش سفید شد

.مردم صورتی از خورشید می ترسن

.پوستشونو می سوزونه

.این یکی زیادی تو آفتاب وایساده و موش سفید شده

فکر می کنی موهای مهبل شم سفیده؟

تا حالا با دختری با موی سفید مهبل بودی؟

.فقط اون موقع که داشتم ننه بزرگتو می کردم

.من از کال مورو اجازه می گیرم که یه شب با تو رو باشم

چی فکر می کنی؟

.چشمای قشنگی داره، ولی احمقه

.برای اینکه از پشت بکنیش لازم نیست باهوش باشه

،من دوست دارم وقتی تموم کردم حرف بزنم .وگرنه با سگ ها چه فرقی داریم

.نه

.کال، این برای شماست

.دختر مو سفیدی که تو تپه ها پیدا کردیم

.هم خون من"، لباشو نگاه کن" (به دوستان نزدیک کال، خون سوار یا هم خون کال میگن)

.زنای چشم آبی جادوگرن

.همه میگن

.قبل از اینکه طلسمت کنه، سرشو ببر

حتی اگه کورم بودم و میشنیدم که زنام میگن

،«سرشو ببر»

.میدونستم که اون زن حتما خوشگله

.خوشبختانه کور نیستم

چی بهتر از دیدن تن برهنه

یه زن زیبا برای اولین باره؟

.کشتن یه کال دیگه (.به رییس هر قبیله ی دوتراکی کال میگن)

،کشتن یه کال دیگه

،فتح یه شهر و به برده درآوردن مردمش

"و بردن بت هاشون به "ویس دوتراک (تنها شهر دوتراکی ها که کشتار در اون ممنوعه)

رام کردن یه اسب وحشی

.و تحت فرمان درآوردنش

دیدن تن برهنه ی یه زن زیبا برای اولین بار یکی از .پنج لذت برتر تو زندگیه

.به من دست نزن

.من دنریس طوفان زاد از خاندان تارگرین هستم

،نخستین با نام او، ناسوخته

ملکه میرین، ملکه ی آندال ها و روینار ها و نخستین انسان ها

کالیسی" دریای بزرگ علف، شکننده ی زنجیرها و مادر اژدهایان" (همسر کال)

.هزار اسم، تو هیچکس نیستی

ملکه ی پوچی

.برده ی کال مورو

.امشب باهات می خوابم

،و اگه "نریان بزرگ" لطف داشته باشه (خدای دوتراک ها)

.تو بهم یه پسر میدی

فهمیدی؟

.من باهات نمی خوابم

.و من هرگز فرزندی برای تو یا هیچکس دیگه ای نمیارم (دنریس بعد از بچه اولش نازا شد)

نه تا زمانی که خورشید از شرق طلوع کنه .و در غرب غروب کنه

.بهت گفتم جادوگره

.سرش و ببر

.من ازش خوشم میاد. پر دل و جراته

.من همسر کال دروگو بودم، پسر کال باربو

.کال دروگو مرده - .می دونم -

.خودم بدنشو سوزوندم

.منو ببخشید، نمی دونستم

.خوابیدن با بیوه یه کال ممنوعه

.هیچکس به دست نمیزنه

.بهت قول میدم

،اگه منو به میرین برگردونی

،کالاسارت به نشانه ی تشکر من .هزار اسب دریافت می کنه

،وقتی یه کال میمیره

.فقط یه جا برای کلایسی ش میمونه

.ویس دوتراک. معبد دوش کالین

.تا روزهاش رو با بیوه ی کال های مرده دیگه سپری کنه

.همه میگن

.بلاخره هر چیزی یه قیمتی داره

می دونم، بهش گفتی؟

.ممنون

،بعد از اتفاقی که برای اون گارد پادشاه (مرین ترنت) افتاد دیگه کی میره اونجا؟

.شاید بیاد - .شاید -

.اما ریسک نمی کنم

.نمی تونم - .باشه -

.رک بگم. اون میگیرش

دختر کور، گوش میدی؟

صحبت هاشونو می شنوی؟

کسی با تو حرف زد؟

.نه

.چه غم انگیز

.بلند شو و مبارزه کن، دختر کور

.نمی تونم ببینم

.این مشکل توئه، نه من

.فردا می بینمت

.سر داووس، ما قصد جنگ نداریم

.ما هر دو شوالیه های تدهین شده ایم

شنیدین دوستان؟ .چیزی برای ترسیدن وجود نداره

.من عفو عمومی رو برای تمام برادر تضمین می کنم

.برای همه اونایی که تا پیش از غروب آفتاب سلاحشونو زمین بذارن

.و شما سر داووس .من بهتون اجازه می دم به جنوب سفر کنید

.آزادانه و با اسبی تازه نفس

.و چند تا گوسفند

.من چند تا گوسفند میخوام

چی؟ - .شکارچی خوبی نیستم -

من یه مقدار غذا می خوام .تا بدون گرسنگی بتونم برم جنوب

.ما بهت غذا میدیم

،اگه دوست داری .میتونی زن سرخ هم با خودت ببری

،یا می تونی اینجا پیش ما بذاریش .هرکدوم که تو بخوای

اما پیش از غروب آفتاب تسلیم بشین .وگرنه با خونریزی تمومش می کنیم

.ممنون، سر آلیستر

ما بین خودمون به بحث میذاریم .و بهتون جواب میدیم

.پسرا، من تمام عمرم از مردهایی مثه اون فرار کردم

،طبق تجربه م بهتون میگم ،اگه اون در رو باز کنید

.همه مون رو سلاخی می کنن

،اونا میخوان بیان تو .و این کار هم می کنن

.درسته، ولی ما این کار رو براشون راحت نمی کنیم - .اد تنها شانس ماست -

چه ناراحت کننده ست که تنها شانس ما ."اد "محنت انگیزه (لقب اد در میان برادران شب)

.ما زن سرخ هم داریم

آخه یه موقرمز جلوی 40 تا مرد مسلح چیکار میخواد بکنه؟

.شما ندیدین چیکار میتونه بکنه .من دیدم

© TvWorld.info

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.