Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[اسباببازیفروشی ریگبی]
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
هفده تا کشته
یازده تاشون بچهن
شیطان واقعی اون بیرونه
توی سایهها پنهان شده
دور از دیدرسه
چهرهش رو ندیدم ولی به چشم دیدم چه کارهایی ازش برمیاد، تو هم خواهی دید
سال بعد، هفده تا کشته
اینها رو توی پرینتر پیدا کردم
مرسی
خونه نرفتی؟
دلیلی نداره برم، راوی هنوز توی لیدز درگیر اون قضیه تمرینه
خوابیدی؟
فکر نکنم
همه قربانیها رو بررسی کردیم
هیچکدوم با مشخصات همخونی نداشتن فرد بمبگذار فرار کرد
هنوز داریم فیلم دوربینهای مداربسته رو بررسی میکنیم
سرنخی پیدا کردید؟ - نه -
فقط یه انعکاس روی شیشه
گوشه تصویر رو ببین هودی زرد تنشه
ولی
هیچوقت واضح نیستن
وقتی نقشه همچین بمبگذاریای رو میچینـن میدونـن دوربینها کجان
ولی نمیتونی از دید همهشون دور بمونی
پیداش میکنیم
نه، فکر نکنم پیداش کنیم
آفرین، همینه بشین اونجا زانوی غم بغل بگیر
شپرد یه روانی بود
کسی که این کار رو کرده هم همینطور
اون میدونست قراره یه اتفاق بدی بیفته
درست مثل من که میدونم قراره یه فاجعهای رخ بده
چون همیشه یه فاجعهای رخ میده
و این فاجعههای وحشتناک
تمومی ندارن یکی بعد از اون یکی میان
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
ولی آمار رو اشتباه داد
اون بهم گفت هفده تا کشته
ولی شونزده تا بود
چی؟
...کلی واتسون
نه ماه، باردار بود
...ببین
...نه. باید - خیلیخب -
خیلیخب، نیک - تصادفیه -
راستی چند بار تماشاش کردی؟
دارم آهنگ گوش میدم
آره باشه
...منم که خر
هستی، یک چرخهست با رویدادهای تکراری
و در هر تکرار، من و تو توی این اتاقیم
تو ازم سوال میپرسی من بهت حقیقت رو میگم
و اگه باورت نمیشه، من هر بار بهت درباره اتفاقی که قرار بیفته هشدار میدم
«ساعت شیطانی»
تقریبا یه سال میگذره ولی اون هنوز خواب آتشسوزی رو میبینه
فکر کردم کابوسها تموم میشن ولی دارن بدتر میشن
کاش میشد یهجوری کاری کنم که فراموشـش کنه
من سر خوابها محتاطم
اونها پر سروصدا و گمراهکننده هستن
ولی خب یه سری چیزهای مشترک دارن
آیزاک آخرین بار، پدرش رو کی دیده؟
از اون شب به بعد، ندیده
...لوسی، فکر کنم - نه -
دیگه قرار نیست مایک رو ببینه
...میشه با بازدیدهای نظارتشده - اون، بچهش رو ترک کرد -
اون در رو بست و ولش کرد اونجا تا بسوزه
اگه میتونستم ثابتش کنم الان توی زندان بود ولی نمیتونم
و تو هنوز حرفم رو باور نمیکنی - بحث یه کابوس تکراریه -
از یه خاطره - از یه خاطره بسیار تلخ -
که مبهم شده با تصورات ترکیب شده
اگه تصوراتش نبود، چی؟
بیا فرض بگیریم
اگه واقعا اون اتفاقات غیرممکن رو تجربه کرده بود، چی؟
چهطوری درمانش میکردی؟ کمکش میکردی با واقعیت کنار بیاد؟
منظورت رو نمیفهمـم
بیخیالش
فقط نمیخوام دیگه ترس تو وجودش باشه
کاش میتونستم یه بشکن بزنم و درستش کنم
لوسی، میخواستم درباره جلسات خصوصی باهات صحبت کنم
...نه همیشه ولی خب
بعضی اوقات احساس میکنم داره تحتتاثیر حرفهای تو قرار میگیره
لوسی
بله
باشه. دربارهش فکر میکنم
ممنون
نظرت چیه؟
نمیبینمش
بیا
فشارش بده
بهتر شدی؟
بیا
یه سری چیز برای اتاقت گرفتم
پنج
پونزده
چیزی نیست
صدای جا افتادن دیوارهای خونهست
خونههای نوساز همینطوری هستن مثل خود ما، کمکم جا میافتن
آیزاک
قول میدم اینجا روح نداره
چی شده؟
مردیث گفت چیزی به اسم روح وجود نداره
ولی وجود داره
وقتی داشت این حرف رو میزد یه روح پشتسرش ایستاده بود
کی؟ وقتی رفتی بازی کنی؟
عزیزم
اینجا فرق داره
کسی تاحالا توی این خونه زندگی نکرده
برای خود خودمونه
برای این زندگیمون
برای این حلقه زمانی
من نباید اینجا باشم
باید باید، نداریم
ما اینجاییم چون تصمیم خودمون بوده
همونطوری که من تصمیم گرفتم تو رو به دنیا بیارم
و تصمیم گرفتم این بازی رو ببرم
رفیق
کجا میری؟
از اینجا برو - چی؟ -
چی گفتی، بچهباز؟
چرا مثل بچهبازها لباس پوشیدی؟
هی
پولهات رو بهمون بده وگرنه لوت میدیم که بچهبازی
نمیخوام بهتون صدمه بزنم
...پس بر
گوشیش رو بردارید سریع
میشنوی؟
دیلن
ببخشید
غش نکنی
نه
یا خدا
فقط چیزهایی که لازمه بدونم رو بهم بگو
قربانی سه تا ضربه دیده
اینجا، اینجا و اینجای جمجمه شکسته
این ضربه باعث پارگی یه رگ شده
علت مرگ، خونریزی درون جمجمه بوده به صورت آنی نبوده
برای همین هنوز سرپا بود؟
خونریزی کرده - خونریزی داخلی -
حونریزی جایی بین جمجمه و مغز بوده
ای بابا
چیز دیگهای هست؟ - چیز خاصی نیست -
مرگ بر اثر ضربه به سر، خیلی هم واضحه میتونید بندازیدش زندان
خیلیخب - نذارید فرار کنه -
چه خندهدار چند تا جوک جدید بگو، گیبسون
سربازرس دیلن
راوی منم، سم
سم بوید
بوید؟
سلام. ببخشید تازه گوشی رو گرفتم
شمارهت رو نداشتم - آره -
...شرمنده یهویی زنگ زدم ولی
اشکال نداره کمک میخوای؟
ازت میخوام یه لطف بزرگ در حقم بکنی
و میدونم جوابت منفیه ولی من به اسرار کردن، ادامه میدم
قطعا
گیدین شپرد دیشب توی پارک هکریج دیده شده
هتبی یه بازرس برای تحقیق میخواد
اونجا که کلی بازرس هست
نه، بهترین بازرسی که میشناسم رفته به شفیلد
اون کارشناس این پروندهست
پروندهای که نزدیک بود من بهخاطرش اخراج بشم. فکر میکنی چرا اومدم اینجا؟
از قبل با بازرس ارشدت هماهنگ کردیم
اونی که میخوای من نیستم، سم
چرا؟
مگه نمیخوای دستگیرش کنی؟
راستش رو بخوای
فکر نکنم
راوی
اون، اون بیرونه
نزدیکه
تا جایی که میدونیم داره یه نقشه میچینه
آره، این که معلومه
پس میشه کمکم کنی؟
ببین، فقط کار خودته کسی به خوبی تو، اون رو نمیشناسه
اینطوریها هم نیست
به مردم توصیه شده با مظنون درگیر نشن
بلکه در صورت هر گونه تماس به پلیس خبر بدن
از یازده ماه پیش که از دست پلیس فرار کرد
و موقع فرار صدمه جدی به دو افسر پلیس وارد کرده
این اولین باریه که رویت شده ...اون تحت تعق
لعنتی
بهت گفتم نیا اینجا
گوشیت رو جواب نمیدادی
...اگه یکی تعقیبت کرده باشه
اونی که عکسش توی روزنامههاست، من نیستم
تو به مردم صدمه زدی
چارهای برام نذاشتن
اونها یه سری بچه بودن - همچین بچه هم نبودن -
تعدادشون زیاد بود مجبور شدم
الان دنبالتن
از نه سالگیم دنبالمن
توی هزار زندگی قبلم تا الان چیزی تغییر نکرده
همهچی تغییر میکنه از آینده خبر نداری
یه ایده دارم
یه موجود چندشآوری اون بیرونه
اگه از بغلم توی خیابون رد بشه من نمیفهمـم
میتونه هر کاری با هر کسی که میخواد بکنه
ولی نمیکنه
از کارهاش خبر داریم
از زمان انجام کارهاش خبر داریم
فقط باید چهره هیولا آشکار بشه
اونجا سیگار نکش پردهها بو میگیرن
بهخاطر حرفی که قراره بزنم ازم متنفر میشی
پس حرفت رو نزن
باید یه مدتی دست نگهداری
پارسال قضیه شپرد و اسلید بود
الان هم که بمبگذاری
میترسم داغونت کنه
...میترسم
چیه؟
حتی وقتی اینجایی
انگار حواست اینجا نیست
و دلم برات تنگ شده
...میدونم خودخواهیه ولی
میدونی چیه؟
بیخیال من - نه، عیب نداره -
حق با توئه
جدی؟
همهمون یه بار عمر میکنیم
دل من هم برات تنگ شده
باید از اینجا بریم
یه جای گرمسیر و گرونقیمت
من نمیخوام برم
من میخوام بچه بیارم
من قرصهای تخمیت رو نمیخورم
اون همیشه اینجاست
اون گوشه تخت میشینه
اونطوری نگاهم نکن
اونطوری نگاهم نکن
نگاهم نکن
دکتر الیس امروز صبح پیشـش بود
نتونستیم برگردونیمش روی تختش
مامان؟
دیروز خوب بود
نمیدونم چی شده
مامان، بیا
بیا بشین بیا، آفرین
آفرین
بشین
خوبه
مامان؟
من رو نگاه کن
دکتر الیس الان کجاست؟
پیش یه بیمار دیگهست
البته
چی کار کردید؟ چی بهش میدید؟
دز داروهاش همونه
شاید دزش رفته بالا
باید گزینههای موجود رو بررسی کنیم
تابلو کجاست؟
دکتر الیس میخواست ببینه اون زل زده به اون تابلو
یا همینجوری به روبهرو زل زده
میشه لطفا برگردونیدش؟
مامان
باهام حرف بزنم
هی، چی شده؟
چی شده؟
مامان - بهش زمان بده -
کم بهش زمان دادم؟ هر روز حالش بدتر و بدتر میشه
بهخاطر اینجاست
اینجا، بهترین جا برای اونه - که اینطور؟ -
اون باید تحتنظر حرفهای باشه
...اگه میخوای با دکتر الیس حرف بزنی
دکتر الیس نمیدونه اون چشه هیچکدوم نمیدونید
بهم هم گوش نمیدید هیچکس گوش نمیده
...ببخشید. من
میشه تنهامون بذاری؟ خواهش میکنم
کجایی؟
کجا رفتی؟
نمیذارم دوباره ولم کنی میفهمی؟
باید برگردی
باید برگردی
سربازرس دیلن
بازرس بوید
ممنون که اومدی
موقت اینجام
عیب نداره، حالا که قراره آقابالاسر داشته باشم
چه بهتر که یکی باشه که بتونم بهش زور بگم
باید ازشون میخواستی بهت ترفیع بدن
این رو برو به زنم بگو
و بچه سه سالم تازه، بازرسها یکشنبهها هم کار میکنـن
هنوز توی گروه سرود، سرود میخونی؟
صدام بده ولی با احساس میخونم
بالا، یه میز رو برات خالی کردم
برم نشونم رو بگیرم یهراست راه بیفتیم
نمیخوای به بقیه یه سلامی بکنی؟
اونها تو رو مقصر نمیدونـن، راوی
بهخاطر قضیه شپرد؟
یا بهخاطر نیک؟
نیومدم تجدید دیدار، سم
باشه، همینجوری گفتم
مرسی
اگه اوضاع تغییری نکرده میخوام سریعتر مشکل رو حل کنم
باشه. تصمیم با خودته
از کجا میخوای شروع کنی؟
این دوربینها مال مدرسه
پس مواظبشون باشید
جیسون ویلیامز
داری گوش میدی؟
نه
باید اینها رو با خودتون به خونه ببرید
پس یعنی باید مسئولیت سالم نگهداشتنشون رو به عهده بگیرید
مارتین، با تو هم هستم
جانی، خواهشا اون کار رو نکن
قرار نیست از خودمون یا بقیه عکس بگیریم
حواسها اینجا
تو هم هستم، آیزاک چیمبرز
ممنون
ازتون میخوام از طبیعت عکس بگیرید
یعنی حیوونها، درختها، رودخونهها، ساحلها
ولی هدف ما فقط فکر کردن به طبیعت نیست
بلکه به تاثیریه که آدمها روی طبیعت دارن
بهنظرم کار همهتون عالی بود
...چه تاثیری - ایدههای خیلی نابی اینجا میبینم -
...یا منفی - سایمون، حواست اینجا باشه -
دیگه تکرار نمیکنم - ...آیا ما مسئولیتپذیریم یا خیر -
درباره دستخط بعضیهاتون هم باید یه صحبتی با هم بکنیم
آلودگی... جیسون، بذارش زمین
آیزاک، چی داشتم میگفتم؟
چی داشتم میگفتم؟
الان فکر کردی بامزهای؟
چی شده؟
خوبی؟
چیزی نیست خراب نشده
خواهشا، ساکت
نمیخوایم کسی رو بترسونیم این اقدامات، محض احتیاطه
اما نمیتونیم تصادفات رو نادیده بگیریم
شپرد خیلی نزدیک اینجا بوده
ممکنه در حال چیدن یه نقشه باشه
بعضی از بچهها از اون پارک رد میشن تا به مدرسه بیان
باید بدون ایجاد وحشت، به پدر و مادرها اطلاع بدیم
حتما
ببخشید، خانم
ببخشید
ببخشید. اسمتون رو یادم رفت
سربازرس دیلن هستم اسمـم راویه
همهچی مرتبه؟
ببخشید بازرس بوید هستم
راجرز هستم
النا راجرز. معلم آیزاک
...خوبه
اگه به چیز مشکوکی بر خوردین باهامون تماس بگیرین
به شماره شخصی زنگ بزنید بیخیال اداره
ممنون
سگ مهربان گفت: این برای توئه
توماس گفت: ممنون حالا دیگه غمگین نیستم
تا وقتی این رو دارم به یادتم
و دیگه تنها نیستم
دیگه تنها نیستم
اینجا چی کار میکنی، لوسی؟
یه سری وسیله آوردم
اینها چی هستن؟
کروسان شکلاتی
نگو که تاحالا کروسان شکلاتی نخوردی
نخوردم
خوشمزهن برای صبحونه میخورن
کی صبحونه شکلات میخوره؟ - آدم فقط یه بار عمر میکنه؟ -
نه، یه بار عمر نمیکنی - اصلا مهم نیست. برای تو نگرفتم -
پس برای کیه؟
لوسی؟
مامان توی ماشینه
نه. نباید این کار رو بکنی
اون، این خونه رو میشناسه
ما اینجا خاطره ساختیم اینجا تنها جاییه که میتونه پیداشون کنه
تو خون به مغزت نمیرسه
نه، نمیرسه چون اگه الان یه کاری نکنم تا ابد از دستش میدم
ابدی وجود نداره
اون برمیگرده
تو هم همینطور، من هم همینطور بقیه هم همینـن
مثل یه چرخ دائم میچرخه
من سعی کردم نجاتش بدم، بهش یه زندگی بدم ولی بدنش اون رو پس زد
کاری از دستـت بر نمیاد
از کجا میدونی؟ - من همهچی رو میدونم -
مغز من، هزار سالشه
تو به فکر دو تا زندگی هستی من به فکر هزارانتا
من سوختم، غرق شدم از خونریزی، مردم
زندگی کردم عشق ورزیدم
من نمیتونم کمکت کنم - من هم ازت کمک نخواستم -
خودم هر روز میام بهش غذا میدم، میشورمش
نه - اصلا حضورش رو حس نمیکنی -
نه، بهت که گفتم
تو باید از من دور بمونی فکر میکنی در امانی؟
نیستی
فکر میکنی من رو میشناسی؟ اشتباه میکنی
من قاتلم
تو کسایی رو میکشی که به بقیه صدمه میزنـن
من کسایی رو میکشم که سر راهم هستن
اون قرار نیست سر راهت قرار بگیره
ببخشید
سلام
بازرس دیلن هستم فکر کنم پارسال همدیگه رو دیدیم
جدی؟
واسه پرونده گیدیون شپرد
درسته
ایشون بازرس بوید هستن
اگه میشه میخواستیم با رئیس صحبت کنیم
حتما، اینجا منتظر باشید ببینم وقتش آزاده یا نه
نه، چندین ماهـه که دیگه اینجا کار نمیکنه
هنوز در ارتباطید؟ - هر ازگاهی -
بعد از پیش اومدن اون قضایا
استعفا داد - الان کجا کار میکنه؟ -
هیچجا
تا جایی که ما خبر داریم
پس از کجا پول در میاره؟
هم بعد از سوختن خونهش از بیمه پول گرفت
هم از شوهرش طلاق گرفت شوهرش هم یهکمی پول داشت
و الان مشغول قماره
چندین بار نزدیک صندوقهای شرطبندی دیدمش
سر مسابقه اسبدوانی شرط بسته؟
فینال ویمبلدون بود کلی پول برنده شد
شانس برنده شدن توی تنیس خیلی کمه پس حتما کلی پول شرط بسته
گمونم شانس به مرور زمان به همه رو میکنه
پیشبینی این فصل خیلی سخت شده، نه؟
پیشبینی همه بازیها سخت شده پس امکان داره
کوین غافلگیرت کنه - درسته -
شروع مسابقه براشون یهکم سخت بود ولی به بازی برگشتن
پنج هفته اخیر بازیهای خیلی نزدیکی رو شاهد بودیم
دو تا بازی آخر حسابی من رو غافلگیر کرد حریفهای سختی دارن
مربی جدیدشون واقعا کارساز بوده
راوی
سلام
..اینجا - من -
برگشتم به شهر گفتم یه تجدید دیدار داشته باشیم
شمارهت هم نداشتم
چهطوری ما رو پیدا کردی؟
خیر سرم کارآگاهم
...اگه بد موقع اومدم - ...نه، فقط -
خوشحالم که میبینمت
سلام، آیزاک. پارسال دوست امسال آشنا
عه. هنوز یادته
آیزاک، میخوای یونیفرم مدرسهت رو در بیاری؟
آفرین پسر خوب
جای عجیبی زندگی میکنی، چیمبرز
...آره، خب
پول اشتراک تلویزیون رو ندادم گفتم بیام اینجا که پیدام نکنـن
نگران نباش، من راز نگهدارم
بیا داخل
آبجو میخوای؟ یا در حال انجام وظیفهای؟
یهجورایی آره
یهجورایی آره؟
بهخاطر اون برگشتی، درسته؟ اخبار رو دیدم
فکر کردم دیگه تموم شده
...فکر کردم
فکر میکردم حرفهاش درباره تیغ ...و بازگشت به زندگی
...فکر کردم - فقط رگ دستش رو زده؟ -
ببخشید
تا چند وقت اینجایی؟
تا وقتی لازم باشه
با معلمهای آیزاک صحبت کردم
اونها هم قضیه رو جدی گرفتن
اون یک سال دست از سرمون برداشت
اون یه هیولای روانیه و گیر داده به تو
اون رو توی پارک پشت مدرسه آیزاک دیدن
نگران نیستی؟
باید باشم؟
تاحالا بهم صدمه نزده تهدیدم نکرده
آره ولی تا سر حد مرگ من رو کتک زد
...من
الان دیگه همیشه یه شوکر توی ماشین نگه میدارم
این کار قانونیه
راستش نه
سعی کردم بیام بیمارستان ببینمت
سعی کردی؟
رئیس گفت ایده خوبی نیست
داشتم برای نگهداشتن شغلم میجنگیدم
اوه
بعدش بهت زنگ زدم ولی شمارهت رو عوض کرده بودی
یه گوشی ساده گرفتم که معتادش نشم
چه هوشمندانه
نه، اصلا قضیه همینه
شام بمون خوراک درست کردم
یا همون خورشت فرقی ندارن که
خوراک و خورشت فرقشون چیه؟
یه آبگوشته دیگه
نمیخوام مزاحم بشم
نه، زیاد درست کردم
تازه، حالا که نگران مایی
باید یهکم اینجا بمونی تا ازمون محافظت کنی
فکر نکنم تو نیازی به محافظت من داشته باشی
چرا بهت نیاز دارم
تازه، همونطوری که گفتی یه هیولا داره آزادانه میگرده
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)
لازم نیست همهش رو بخوری احتمالا زیاد برات ریختم
نه، خیلی خوشمزهست
خیلی خوششانسی که داری غذای درستحسابی میخوری
[غذامون همیشه یا کاپیتان بردزآی[غذای حاضری
یا اگه خیلی بخوام به خودمون حال بدم میرم سراغ سرهنگ سندرز[فستفود]
از مردهایی که ریش دارن خوشم میاد
ولی آیزاک عاشق ماهی لقمهست درسته؟
ظاهرا از کلم فندقی خوشـش نمیاد
یه راهنمایی بهت میکنم
وقتی سرخشون میکنی خوشمزهتر میشن
وقتی آبپزشون میکنی سفت میشن
مجبور نیستی کلمهای سفت من رو بخوری
نخوردم. وقتی حواست نبود گذاشتمشون توی جیبم
باورم نمیشه
تشویقیت هم شستن همه ظرفهاست
اتفاقا خودم میخواستم بگم - جدی؟ -
آره. چون خیلی مؤدبم - آره -
خیلیخب
اوه، مرسی
آمادهای؟
خیلیخب، جات گرمه؟
چند صفحه نارنیا بخونیم؟
خستهم
خب، میکی آهنی رو میذارم اینجا
اون کابوسهات رو ازت دور میکنه
باشه
خوب بخوابی، عزیزم
خوشحال بهنظر میرسی
جدی؟
چهطور؟
اون تو رو میخندونه
و تو هم اون رو میخندونی
پس باید اون رو ببوسی
نمیشه از هر کی خوشت اومد بری طرف رو ببوسی که
بهجاش تو رو میبوسم بیا
شببهخیر
شببهخیر
چی کار میکنی؟
...ببخشید من نمیخواستم
آره، وسیله شخصیه - میدونم، نباید بازش میکردم -
ولی کردم
لوسی - چیه؟ -
دفترچه خوابهامه ...روانشناسم
روانشناس آیزاک گفته یکی داشته باشم
دفترچه خواب؟
آره
خیلیخب
خیلیخب
...لوسی، اگه چیزی
ببخشید
سلام - صبح بهخیر -
ساعت هشت و نیمه
ببخشید. خواب موندم
کجا بودی؟
...خب
رفتی دیدن لوسی چیمبرز؟
دیر وقت شد روی مبل خوابم برد
بذار یه دوش پنج دقیقهای بگیرم
راوی
من فیلمهای ضبط شده رو دیدم
گیدیون شپرد
تسخیرش کرده
میدونم نفهمیدی - چرا، فهمیدم -
آمار یه اسم رو برام در بیار
اولین وایزمن
ببین ارتباطی به پرونده داره یا نه
اولین وایزمن
اون، بهت این اسم رو داد؟
پنج دقیقهای میام
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.