Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
« پینــچر : برنامه دوستیابی »
اسمش آماندا بود درسته.
آماندا اسکات.
آماندا؟ عزیزم؟
من باید... من باید...
صبح شده.
سلام...
من باید آماده شـم برم.
آره.
واقعاً ببخشید. واسهت اوبر گرفتم.
کـار و بـار...
دست و بال آدم رو حسابی میبنده عزیزم.
کـار و بـار...
دست و بال آدم رو حسابی میبنده عزیزم.
یه روز دیگه میریم کروسانت میخوریم.
دکتر کریستال، من واقعاً دارم تلاش میکنم
با زنها رابطه سالمتری داشته باشم.
ولی همچنان مملو از خشمی.
یعنی میگی از زنها متنفرم؟
اونها من رو بزرگ کردن.
توی فرهنگ من مادرسالاری از همهچیز مهمتره. من عاشقِ زنهام.
راستش تو عاشقِ تسلطی هستی که بهشون داری، توبی.
حسابی گیج شدی.
طالبِ عشق واقعی هستی،
اما به خوشیهای زودگذر...
در کنار این زنهایی آنلاین باهاشون آشنا میشی و کلاً یه شب باهاشونی معتاد شدی.
خواهش میکنم سرزنشم نکن.
من اصلاً از تضعیفسازی
امروزی مردان استقبال نمیکنم.
تضعیفسازی؟ منظورت توسط زنهاست؟
همچین بلایی داره سر آمریکا میاد.
مردها حتی نسبت به کوچیکترین خواستههاشونم عذاب وجدان دارن.
آهان.
توی این شیش ماهی که داری میای پیش من،
بهنظر من، زنها برای تو یکسری...
ابزار بیولوژیکی هستن با اندامهای جنسی...
که برای ارتباط باهاشون هزینه میکنی.
تا شکارشون کنی.
شاید باید برم پیشِ یه دکتر مَرد.
کسی که تجربه این جنگ رو داشته باشه.
یعنی تـو رابطه مرد و زن رو به جنگ تشبیه میکنی؟
برای زنها که کاملاً مثل جنگه.
جوری که مردها رو سَمی خطاب میکنن،
مقالههای بلند بالا، اخراجهای بی دلیل
این همه مرد که آبروشون داره میره.
بهنظر میرسه ارتباطِ...
عقلی و احساسیات قطع شده.
باید تلاش کنیم تا از تو
انسان باثـباتتری بسازیم.
آم...
فکرکنم امروز باید یکم زودتر خداحافظی کنیم.
باید برم شرکت، جلسه داریم.
به حرفهام فکرکن توبی.
عقل و احساساتت...
با هم همکاری نمیکنن.
هفته بعد میبینمت.
عاشقِ تکنولوژی با روحیهای حساس
پایه خوشگذرونی و بازی و اینجور چیزها،
با یکی که...
به زندگی سخت نمیگیره و میخواد...
خوش بگذرونه، بدونِ اینکه...
اتفاق جدیای بینمون رُخ بده.
شعار زندگی من...
«بیاین دوباره آمریکا رو بهجایی برای خوشگذرونی تبدیل کنیم»ـه.
یکی که اهل سفر باشه،
اهلِ کنسرت و فستیوال،
تِست کردن شرابهای مختلف،
و سکسِ خشن!
شوخی کردم.
خیلیخب.
بیاید پیش بابایی ببینم.
راستشو بخوای...
اگه من باشم حتی نزدیکت هم نمیشم،
اما شاید یه جندهی کص کپکی
با دل و جون ازت خوشش بیاد. چی بگم والا.
رَدم کردی.
فکر میکردم ازم خوشت میاد.
از نظر من این برنامه رو نصب کن.
- پینچر... - پینچر آخه؟
توبی، دوست نداری
یه رابطه واقعی و معقول با یه آدم واقعی داشته باشی؟
رابطه واقعی و معقول؟
اینا ویژگیِ قراردادهای حقوقیه، نه پـارتنرم.
زنها عاشقِ مردهای با اعتماد به نفسان...
نه یه مشت شاعر سستعنصرِ فرانوینِ
به شدت نچسب و سوسیالیست
با مشکل کمبود تستسترون و میل جنسی زیر صفر.
تراپیات چطور پیش میره؟
چون از نظر منکه حالت خیلی بدتر شده!
کریستال روانشناس خیلی خوبیه، نمیدونم چهخبره بینتون.
فکرکنم ازم متنفره، ولی مشکلی نیست.
واقعاً پیشنهاد خوبی بود،
البته مطمئن نیستم فکر خوبیه که
دارم میرم پیش کسی که مشاور تو هم هست.
اوه اوه.
دفترِ مدیر! باید برم.
توبی!
مرشـد عزیز من، شـاگرد من
ستارهِ درخشان من، پسر سرکش و ولخرج من!
باز هم دسته گل به آب داده
الان هم اینجایی و قراره یه گفتگوی خودمونی داشته باشیم.
تو ایدههای هوشمندانهای در رابطه با
فروش محصولات و پیشرفت کاریمون ارائه میکنی
اما بهنظر میرسه جز عیاشیهای خودت
هیچچیز دیگهای برات اهمیت نداره.
اتفاقاً سود خالص و نیروهای بازارکارـمون برای من خیلی مهمه.
نه به اندازه دختربازی!
نمودار عملکرد کاریات...
بهتره حرفشو نزنیم.
تاخیر ورود، تاخیر برای جلسهها،
تازه توی جلسهها هم هیچ تمرکزی نداری و دائم حواست پرته،
همهش سرت تو گوشیته، تو یه دنیای دیگهای.
خب راستش من وظایف مختلفی
توی شرکت دارم و مدیریت کردنِ...
خب پس نظرت چیه چـندتا از وظایفت
رو عزل کنم تا به بقیه کارهات برسی؟
و بفرستمت ایسلند کارهای اونجا رو در دست بگیری.
تا آخر عمرـت با یخ و برف همخواب بشی؟
یکم هم توی ریکیاویـیک عشق و حال کنی...
- من از بقیه بیشتر مشتری... - اگه کارـت واقعاً مهم بود
چه کارهایی از دستت برمیاومد؟
اگه فکر و ذهنت تماماً کار بود.
- نه فقط انگیزه پوچ شکار کردن زنها. - من مامان خودم کارمند بوده.
کار همیشه براش اولویت بود.
خوشگذرونی هیچ معنیای براش نداشت.
با جون و دل کار میکرد.
آره، واسه من کار میکرد،
و یادت نره بهخاطر قولهایی که دادی
و وفاداری بی حد و اندازه مادرت به شرکت
بهت بورسیه تحصیلی و فرصتِ پیشرفت دادیم.
منم به قولم عمل کردم.
تازه یکسری شکایت هم...
شکایت که نه، بهتره بگیم اظهار نظر نسبت بهت هست.
- چی؟ - یهچیزهای مربوط به زنستیزی.
به گوشم رسوندن اصلاً از زنها دل خوشی نداری.
بعضی وقتها شوخی میکنم،
و بعضی شوخیهـام یکم کنایهآمیزه.
قصد و منظور خاصی ندارم.
از وقتی طلاق گرفتی،
بعضی از همکارهای زنـت رو آزردهخاطر کردی.
و این یه مشکل عادی نیست،
تازه شنیدم میری پیش روانشناس،
منکه پیشرفتی نمیبینم.
خیلی روت حساب باز کرده بودم.
من یه وارث واسه این شرکت میخوام.
منظورم اینه که...
کی جایگزین مدیرعامل میشه، و این یعنی...
کی بعد از من روی این صندلی میشینه.
یکی که عادت زنای مزمن نداشته باشه،
و یه مرد واقعی باشه.
یکی رو میخوام که بهطور جدی
بالا سر پروژه هوش مصنوعی سال بعدمون باشه.
من میتونم.
خودمم دلم میخواد دست تو باشه...
فکرکنم این آخرین گفتوگوی دو نفره ما بود.
دیدار بعدیمون بسیار رسمیتر، با حضور هیئت مدیره شرکت
جدیتر و بیشتر شبیه...
آخرین حضورت توی اینجاست.
یعنی اصلاً دعوات نکرد؟
یه سری حرفها زد، ولی بیشتر شبیه نصیحتهای مادرانه بود.
کسی راجع من حرفی بهش زده؟
خب...
وای این رو ببین.
اسمش «ناتسا»ـه.
ناتسا؟ مثل اسم آبنبات چوبیهای قدیمی میمونه.
بخدا اسم خودش نیست.
برام مهم نیست اسمش چیه.
خودمم بعضی وقتها اسمم رو عوض میکنم، نگاهش کن. بی نقصه!
زاویه صورتش رو ببین، فَکش... لبهاش...
مثل این اکانتهای فیکِ گولزننده
روسیهای میمونه.
عروسکه لامصب!
توبی؟
دقیقاً شبیه عکساتی! خیلی خوبه...
آره، من توبیام. دقیقاً مثل عکسهـام.
سلام. من «ناتسا» ام.
بازم مارتینی میخوری؟
نه.
میخوام هوشیار بمونم
تا همیشه این شب زیبا رو یادم بمونه.
باشه پس.
زیاد مشروب نمیخوری نه؟ خیلی خوبه.
با چشم خودم دیدم چه بلایی سر کبد میاره،
سر قلب و مغز.
خب، مواد و اینها چی؟
داری ازم امتحان میگیری؟
میخوای ببینی مرد زندگی هستم یا نه؟
نه، خب اینکه به بدن و سلامتت
اهمیت زیادی میدی کاملاً مشخصه.
فکرکنم ورزش میکنی نه؟
چه ورزشی؟ وزنه میزنی؟ یوگا میری؟
به وقتش اینا رو رفتم.
الان بیشتر شنا میرم و گاهی اوقات دنبلِ روسی.
بههرحال تاثیرات خیلی خوبی روی بدنت داشته.
راستش من عاشقِ مردهای سالم و تندرستـم،
گمون کنم.
مطمئنی این سوالها رو نمیپرسی
تا ببینی من با معیارهات جور در میام یا نه؟
میدونی، منظورم اینه که
بدنِ افراد از همهچی مهمتره.
آخ.
چی؟
ناتسا؟
آی.
چی شده؟
تـرجمه از «آیـــدا و وحید فرحناکی» :::. Ayda.NDR & Night_walker77 .:::
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« داستانهای ترسناک آمریکایی » [ فصل سوم / قسمت چهارم ]
آهای؟
ظاهراً یکی بهطور غیرقانونی...
شما رو جراحی کرده.
کلیه سمت چپتون رو برداشتن آقای آرکانیو.
متوجه حرفهایی که میزنین نمیشم...
یعنی الان کجاست؟
گذاشتینش تو محفظه یخی چیزی؟
خب راستش توی بدن شما که نیست...
عمل برداشت کلیه اصلاً عمل ساده و کوتاهی نیست.
جدیداً به وسیله رباتها انجام میشه،
البته اگه اندام بیمار سرطانی باشه،
که بعید میدونم کلیه شما سرطانی بوده باشه.
یهچیز دیگه هم هست...
آقای آرکانیو
علاوه بر اینکه...
کلیهتون رو برداشتن،
یهچیزی جـاش قرار دادن.
نکنه دارم خواب میبینم! چی گذاشتن جاش؟
راستش اونقدرها ساده نیست،
چون با دقت بسیار بالا و جراحی...
به تعدادی از شریانهاتون متصل شده،
یعنی درست به روی عصبِ واگ بدن
که نقطه به شدت حساسیه.
خب اگه یهچیزی گذاشتن داخل بدنم شما میتونید درش بیارید دیگه.
دوباره ازتون عکسبرداری میکنم،
نظر چندتا از همکاران هم میپرسم،
یکیشون اهل توکیوـه و اون یکی مسکو.
هرکسی اینکار رو کرده، کارش رو خوب بلده.
خیلی راحت ممکن بوده بر اثر خونریزی فوت کنید،
کارشون واقعاً تحسینبرانگیزه.
اینچیزی که گذاشتن داخلم...
کارش چیه؟
نمیدونیم.
قبلاً یهچیزایی شنیدم.
باندهایی که
اعضای بدن مردم رو میدزدن.
آره منم یهچیزایی میدونم.
فقط یه مشکلی هست.
چی؟
وجود خارجی ندارن.
فقط یهسری مطالب ازشون روی
وبسایتهای تبادل نظر هست، اکثراً هم
روی دارک وب، اطلاعات دقیقی ازشون در دست نیست.
یعنی همهش یه مشت قصه و حرف الکیه.
قصهها و حرفهای الکی که کلیهام رو ندزدیدن.
اگه کار باندهای دزدی اعضای بدن نیست،
پس کار کیه؟
بهجای اینکه به چشم یه تئوری توطئه به ماجرا نگاه کنیم،
قراره پرونده رو به عنوان یه حادثه خاص و نادر جلو ببریم.
شما فقط این زنیکه لعنتی رو برام پیدا کنید...
این زنیکه لعنتی اکانتش رو پـاک کرده
و یکی هم فیلمهای دوربین مداربسته رو از بین برده.
توی خودِ ساختمون،
ولی خب اطلاعات دقیقی ازش بهمون دادین.
باهاشون میتونیم پرونده رو پیش ببریم.
البته فعلاً.
اگه چیز دیگهای یادت اومد، بهمون زنگ بزن.
مراقب خودت باش.
ساشا...
چرا اینقدر باهام مهربونی؟
با وجود ایرادات زیادی که شخصیتت داره،
اصلاً برام مهم نیست چندتا کلیه داری.
و راستش...
احساس میکنم یکم بیرحمی بود که
توی برنامه دوستیابی عکست و کشیدم سمت چپ و رَدت کردم.
ایناهاش.
خالکوبیش اینشکلی بود.
به چه دردی میخوره؟
جستجو به وسیله عکس.
یهچیزی پیدا کردم.
این نماد سیبیله، الهه باروری.
توی روم باستان.
بهش «مادر اعظم» هم میگن،
یا مادر خدایان.
راستش مادر کسخلمسخلها بیشتر بهش میاد.
هنوز نمیدونید چیه؟
تنها چیزی که میتونم با اطمینان بگم اینه که کاملاً عضوی از بدنتون شده،
و خارج کردنش قرار نیست کار سادهای باشه.
چرا اونوقت؟
- چون داره رشد میکنه. - خدای من.
لطفاً نگین سرطانی، چیزیه!
تومور نیست...
راستش شبیه یه غدهست اما...
اینکه کارـش چیه و چطوری گذاشتنش اونجا
به هیچ عنوان مشخص نیست.
میخوام بهتون پیشنهاد کنم برین برزیل،
اونجا با این مشکلات اندامی عجیب و غریب زیاد سر و کار دارن.
دکتر، ممکن نیست اون زن خودش تنهایی...
همه این کارها رو کرده باشه.
نه.
واسه انجام همچین کاری
به یه تیم از آدمهای کاربلد نیازه.
جابهجایی اعضا خودش به تنهایی
جراحِ متخصص و خبره میخواد.
به گوشم رسیده چه بلای وحشتناکی سرت اومده.
من آدم سرسخت و مقاومیام.
چیزیام نیست. ناسلامتی مَردمها.
اما بهنظر میرسه با وجود تمام هشدارهایی که بهت دادم
باز هم خودت رو به بـاد دادی.
امروز پلیس اومده بود اینجا درمورد تو
و اتفاق وحشتناکی که افتاده پرسوجـو میکرد.
- ممکنه حتی خبرـش رو چاپ کرده باشن. - یکی کلیهام رو دزدیده.
یکم وقت میخوام
تا دوباره سرپـا بشم.
حق ندارم یهذره هم استراحت کنم؟
واسه تـراما و اینچیزهاش میگم...
سه ماه این دور و ور نباش.
تا حالت خوب بشه و بهخودت بیای. برو یه سفر زیارتیای چیزی.
بعدش دوباره بیا
ببینیم چیکار میتونیم بکنیم و اوضاع از چه قراره.
نمیتونم اینجا رو ترک کنم.
- لی لطفاً من رو اخراج نکن. - یه صومعه توی کرت هست برو اونجا.
روزه سکوت بگیر.
سوپ قلم بخور و داستانهای کلاسیک بخون.
من نمیدونم، ولی یهمدت اینجا نیا.
کارت اعتباری شرکت رو هم تحویل بده بی زحمت.
چه غلطی میکنی؟
نه. سمت من نمیای. همونطور که قول دادی.
باید حرف بزنیم.
گوش کن ببین چی میگم.
من دیگه جاکشی نمیکنم.
اون زندگی قبلی رو گذاشتم کنار.
رفتم سراغ پیکلبال و دین و مذهب و این چیزها.
- دخـتر مـختر نمیخوام. - خب پس...
چی میخوای؟
بیشتر دنبالِ جاییام که دختر مخترها رو ازشون جور میکنی.
توی دیپوب پیداشون کردی، مگه نه؟
- دارک وب. - آره، همین رو گفتی
- همون دارک وب. - شاید
- که چی؟ - حرفم اینه که
راست کار خودته، درسته؟
- دارک وب رو میگم. - اوستای کارم
- آره. - ازت میخوام یه بررسی دقیق انجام بدی
- یه چیزی واسهم پیدا کنی. - شرمنده
الان مشغول بالا آوردن نسخهٔ بتا هستم.
لامصب روزی ۲۰ ساعت اینجام.
اصلاً وقت ندارم که بیام توی
پروژهٔ کصیابی خارج از برنامهت هم فعالیت کنم
تو که دلت نمیخواد همهٔ آدمای اینجا
در مورد شغل دوم سابقت بفهمن؟
سرپرستت، مکس لیپستاک؟
مکس؟ یکی از بهترین مشتریامه.
اگه میخوای ازم باج بگیری، درنگ نکن
فقط بدون که اولین کاری که میکنم
تحویل دادن لیست مشتریامه.
باشه، از راه آسونتر پیش بریم.
- بهت پول میدم. - پولش رو لازم ندارم
- چهل هزار دلار. - پنجاه... دو
- پنجاه و دو هزار - باشه
یهکم زمانبره.
چی میخوای بدونی؟
وای، سگ توش.
توبی؟
سلام، توبی
فقط اومدم یه چیزی رو پس بگیرم.
زیباست
وای خدا
- الو؟ - یه سری اطلاعات برات دارم
تاریکترین و دورافتادهترین جاهای دارکوب رو گشتم...
چترومهایی که حتی افبیآی هم
از وجودشون خبر نداره. ولی اسم یه گروه همهش تو چشم بود.
و سر در نمیآوردم که چرا اسمش اینقدر آشنا بود.
اسمش چی بود؟
«مگنا ماتر»
به لاتین میشه مادرِ بزرگ.
وای خدا، دهنت سرویس.
و خالکوبی زنی که بهت حمله کرد
- گفتی که مال الهه... - الهه رومی، سیبل
برای مردها خطرناک بود.
این شعار گروهشونه.
[مگنا ماتر - رویکردی جدید برای زندگی بهتر]
در مورد گروه چی گیر آوردی؟
خیلی سرّیه.
فعالیتهاشون هم به شدت لذت محوره.
رویدادهای منظمی برگزار میکنن
یعنی خب نمیدونم چه اتفاقاتی اونجا میفته،
ولی خب یکیشون همین هفتهٔ بعد توی مرکز شهره.
خب، باید منو تو لیست مهمونا جا بدی. هزینهش برام مهم نیست.
خوبه، چون هزینهٔ ورودی سنگینی داره.
صد هزار دلار.
و دیگه نیازی به گفتن نیست
که باید یه هویت جعلی برات درست کنیم.
توبی، راستش یهکم نگرانم بابت اینکه
داری خودت رو وارد چه ماجرایی میکنی.
بگو ببینم
خیلیخب، کارت ورودت رو برنامه نویسی کردم.
همهٔ اطلاعاتی که واسه ورودت لازمه توش هست.
ولی یه چیزی بگم، در مورد این گروه یه تحقیقاتی کردم...
خیلی مراقب باش.
یعنی خب، خواستی همهشون رو بکش ولی با مراقبت اینکار رو بکن.
به مگنا ماتر خوش اومدین. کارتتون رو لطف کنید، جناب.
خوشحالیم دوباره برگشتید، آقای فیلپس. همهچی ردیفه.
بفرمایید، جناب لذت ببرید.
همیشه میبرم.
مورد بعدی، یه پانکراسِ بیبدیل
با شمایلی بینقص رو داریم.
وضعیت سلامتش دارای امتیاز ۹.۸ هستش.
بله، درست شنیدین.
این روزا کم پیش میاد چنین امتیازاتی رو پیدا کنید
با این همه هله هوله، مواد
و غذاهای حاوی مواد نگه دارندهای که مصرف میشه
ولی این یکی از یه دختر ۱۸ ساله به دست اومده.
نه سیگار میکشیده و نه لب به الکل زده
کسی که گیاهخوار بوده.
برای چنین عضو با کیفیتی
قیمت پیشنهادی مزایده رو با...
دویست هزار دلار شروع میکنیم.
۲۵۰ هزارتا نبود؟ ۲۵۰ هزار تا رو گفتن.
کی میخواد سیصد تاش کنه؟
سیصد. ۳۵۰ چی؟
۳۵۰. ممنون.
چهارصد نبود؟
برای چنین پانکراسِ بینظیر، جوان، گیاهخوار
و آمریکایی...
از ایالت ذرت پرورِ آیووا؟
چشمتون رو گرفته انگاری؟
خب، شگفتانگیزه، نه؟
چهارصد تا رو داریم.
شما که خودتون سالم بهنظر میاید. واسه چی میخواید؟
کی میخواد قیمت رو تا ۴۵۰ بالا ببره؟
انگاری تازهواردی
اولین بارمه
عضو رو واسه خودم نمیخوام.
اینا که کلا خرده فروشیه
خیلی کم پیش میاد افراد بیمار اینجا بیان.
بیشتر کسایی که به بازار سیاه علاقه دارن میان.
میشه این عضوها رو به قیمت دو برابر ببری روسیه و چین بفروشی.
اونجا عاشق اعضای بدن آمریکاییها هستن. دلیلش رو هم ازم نپرس.
۵۵۰تا نداشتیم؟
۵۵۰
شما چرا اینجایی؟ مشکل پزشکی دارین؟
نه، صرفا کنجکاوم.
میدونی، واسه بعضیها گوشت اعضای بدن انسان...
مزهٔ عالیای میده.
شنیدم یه کافه رستورانی تو پاریس هست
که غدهٔ تیموس انسان رو کباب میکنن
- مثل خوشگوشت. - ۷۵۰ هزار
۷۵۰ هزار دلار یک، دو...
به قیمت ۷۵۰ هزار دلار فروخته شد.
و حالا...
یک اثر هنری زیبا.
قلب انسان
این یک نمونهٔ شگفتانگیزه.
با امتیاز ۸.۵
برداشته شده از امپوریای کانزاس هستش.
درسته، یه قلب دوست داشتنی
از قلبِ آمریکا.
حسش میکنی؟
یه روگر ۳۸۰ئه که مستقیم
سمت همون نقطهای نشونه گرفته شده که کلیهم رو ازش در آوردی.
دل و رودهت رو میریزه بیرون و کف همین سالن جون میدی.
اینجا بهم شلیک نمیکنی.
خواب دیدی خیر باشه، حالا میبینی.
این کار رو میکنیم:
الان میریم بیرون و صحبت میکنیم.
و فقط اینجوری از اینجا زنده بیرون میری...
ناتسا
یالا
گوش کن، توبی. شرمندهام
واقعاً، شرمندهام... دیگه نمیدونم چی بگم
چرا من؟
دم دستیترین گزینه بودی
توی زمان و مکان اشتباه بودی؟
دیانایـت توی سایت Ancestry ثبت شده بود
و مشخصات ژنتیکی بینقصی داشتی.
مردایی مثل تو...
مردایی مثل من؟
چی از مردایی مثل من میدونی؟
خب، شماها
فکر میکنید آسیبناپذیرید
ولی در واقع راحتترین هدفید.
مغرور و حق به جانبید
و همیشه هم دارید با
مامان ترسناک تخیلیتون میجنگید
و همیشه میخواید لیاقتتون رو ثابت کنید.
خودت چی؟ هوم
چون از مردها متنفری اومدی تو این کار؟
هر آدمی یه سرگذشتی داره. چرا فکر میکنی
زندگی تو پاکتر از من باشه؟
چطور جرئت میکنی؟
تنهایی که درش نیاوردی؟
من؟
معلومه که نه. فکر کردی چهجور آدمیام؟
آخ... چی...
یه تیم باهام اومدن...
و وقتی هم که بیهوش بودی
اومدن داخل و دست بهکار شدن.
و خیلی هم تر و تمیز از آب در اومد
که همیشه اینجوری نیست.
چی تو بدنم کار گذاشتید؟
راستش، اونا...
هیچوقت بهم نگفتن که چی هستن.
ولی چیزی که میدونم اینه که
بهخاطر چیزی که الان توی بدنته
ارزشت خیلی نسبت به گذشته
و آینده بیشتر شده.
پس کسی قراره بیاد سراغم؟
آره، همین روزاست که بیان
و از بدنت میکشنش بیرون.
و بعد دوباره به بیارزشیِ
قبل از این ماجرا تبدیل میشی.
میشه لطفاً ولم کنی، توبی؟
دیگه واقعاً داری اذیتم میکنی.
خوبه
ببین، توبی من فقط یه بازیگرم. خب؟
اینم یه کار پارهوقته.
تازه کارت عضویت انجمن بازیگرانم اومده.
توی دانشگاه کارنگی ملون درس خوندم.
میخوام قسطای وام دانشجوییام رو پس بدم
نمیدونم چه خبره اصلاً.
میشه لطفاً بذاری برم؟
بهم شلیک کردی
آخ
نمیخواستم بکشمش.
فقط اطلاعات میخواستم.
خب، باید بهم زنگ میزدی میتونستیم...
میتونستیم بندازیمش جایی، چه بدونم.
توبی، توبی، بهنظرم...
بهنظرم بهتره بریم پیش پلیس
و قانعشون کنیم که این ماجرا همونجوری بوده
که تو تعریف کردی.
حبس ابد میخورم
محاله حرفم رو باور کنن.
احتمالاً همین الانشم بهت مشکوک باشن.
بهنظرم واقعاً این بهترین راهه.
خودت رو تحویل بده، پیش دستی کن
و بعد بهترین وکیل مدافع رو پیدا میکنم
و برات وکیل میگیریم...
یه چیزی رو یادت رفته.
ناتسا گفت که من یه کالای با ارزشم
در مورد این چیزی که توم داره رشد میکنه صحبت میکرد.
دیر یا زود میخوان پسش بگیرن.
بهتره که...
بهتره که برم برزیل
جایی که استرداد مجرم ندارن
و بهترین جراحها رو دارن.
یه زندگی جدید. تو...
تو هم باهام بیا.
من کلی پول دارم
همهش هم رمز ارزه.
همینکه این انگل وامونده رو از بدنم جدا کردم
میتونیم توی ریو داخل یه پنتهاوس زندگی کنیم.
ما؟ هر دومون؟
شاید من... یه جورایی دوستت دارم.
شاید تو دقیقا همونی هستی که لازم دارم.
شاید...
تازه داره دو هزاریم میافته.
نکن...
توبی! توبی
ببین، ترتیبش رو میدم، به پلیس زنگ میزنم و...
واقعاً فکر کنم بهترین راه همینه
خب؟
میدونم دیوونگی بهنظر میاد، ولی...
همون چیزایی که دیدم رو بهتون گفتم.
میدونی دیشب اینجا چهخبر بوده؟
مراسم امضای کتاب.
یه رمان خونآشامی ردهٔ سنی نوجوونا
- بهش میگن «گرگ و میش» بعدی. - چی؟
- آره، سخته بهتر از اون باشی. - محاله
اسم تمام شرکت کنندهها رو داریم.
رسید و اجارهنامهشون رو داریم
حتی یکی از کتابها رو هم داریم. که به سازمان هدیه دادن.
نه، نه من همینجا وایساده بودم
و خبری از امضای کتاب خونآشامی گرگ و میش نبود.
اتفاقی که اینجا افتاد... نفرتانگیز بود.
ولی یه اتفاقی نزدیک اینجا رخ داده.
امروز صبح، جسد یه زن جوون
توی زبالهدونی پیدا شده.
به معدهش شلیک شده و از شدت خونریزی مرده.
پزشکی قانونی زمان مرگش رو دیشب اعلام کرده.
با مشخصات زنی که گفتی
توی اتاق خوابت بهت حمله کرده تطابق داره.
حتی یه خالکوبی بزرگ پشتش داره.
تو که احیاناً چیزی در موردش نمیدونی؟
چیزی در موردش نمیدونم.
فقط میدونم داخل اینجا چی شده.
چندتا نوجوون بهخاطر یه رمان جوگیر شدن
قضیه این بوده.
عمدی نبود.
نمیخواستم که بکشمش.
ولی بهمون گفتی که این همون زنیه
که یکی از کلیههات رو دزدیده.
مطمئن نیستم. از مرگش ناراحت نیستم
ولی خب اینجوریم نیست که رفته باشم بکشمش.
فقط میخواستم چی داخل بدنم کار گذاشتن.
به جوابی هم رسیدی؟
چیزه... کجا داریم میریم؟
اداره پلیس که اون طرفیه.
وای خدا
شما هم با اونایید.
وای
شما دو تا عوضی هم قاتی ماجرایید.
فکر نکنم نیازی باشه نگران ما باشی آقای آرکانو.
وای خدا
خدا رو شکر
ساشا
میدونستم که میای نجاتم بدی.
لی
لی، چیه؟
خونبهایی، چیزی خواستن؟
پول شرکت رو پس میدم. البته که پس میدم.
همین الانشم کلی بهمون کمک کردی، پسر جون.
ولی نمیتونم بذارم شرکت بده یا خودت از جیب پرداخت کنی.
چیزه...
آهای؟ رفقا؟
ها؟ یالا دیگه، تموم شد
یالا.. چی..
چه.. چه خبره؟
به جدیدترین زیرشاخهٔ شرکت تریلیوم خوش اومدی.
«مگنا ماتر پروجکتز»
چند ماه پیش واسه لی آوردمش.
هنوز تو مرحلهٔ بتاست ولی خب تا الان که خوب بوده.
- چی؟ - توبی
ارتباطات حوزهٔ سود آوریه
آره، ولی پرسودترین محصول همیشه
افزایش عمر و لذت
تا بیشترین حد ممکن در آیندهست...
بهخصوص برای زنان.
چی...
چی داخل بدنم گذاشتین؟
بهش میگن «گلنس نفتالی»
عملاً یه عضو جدیده.
عضو جدید؟
معجزهٔ علم، که هماهنگ با
غدد فوق کلیوی کار میکنه.
این دیگه چه کوفتیه؟
وقتی درست و حسابی جاگیر بشه
کیفیت تجارب انسانی رو بالاتر میبره
هورمونهای جدیدی تولید میکنه
که عملکرد جسم و ذهن رو بازسازی میکنن
باعث میشه آدمها خوش قیافهتر، قویتر و سالمتر باشن
و احساسات رو شدیدتر میکنن
بهخصوص اونایی که به سکس مربوطه.
سه ماه پیش خودم عمل کردم
تو عمرم چنین حس خوبی نداشتم.
تجربهٔ سکسی که داشتم غیرقابل توصیفه.
هر باری که میدم حس میکنم...
بهترین سکس عمرمه.
تو هم قراره به یکی...
چنین لذتی رو ببخشی.
یه جوری میگی انگاری باید ازش خوشحال باشم.
توبی، در آینده اندامهای طراحی شده رو بورس هستن.
حدود ۳۰ سال دیگه مردم دیگه در حالی زندگی میکنن
که نصف اندامهاشون ساختهٔ دست بشره
که ماحصل افرادی مثل خودته.
بعد از اینکه درش بیارید، چی سر خود میاد؟
ساشا؟
ای جنـــ...
یک گلنس نفتالی...
که محبوبترین عضوِ
خط تولید تخصصی ماست.
برای سختپسندترین مشتریانی
که فقط بهترینها رو میخوان.
بهنظرم پول پارو میکنه.
عزیزم، بهنظرت منم توی مزایده شرکت کنم؟
این عضو باعث میشه هر روز...
بهترین روز شما باشه.
۲.۳ میلیون
یک...
دو...
فروخته شد
تـرجمه از «آیـــدا و وحید فرحناکی» :::. Ayda.NDR & Night_walker77 .:::
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.