All language subtitles for American.Horror.Stories.S03E03.720p.WEB.x265-MiNX-[Farsi]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫[نیویورک]

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫[در گذشته‌ای نه‌چندان دور]

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫[شیلا کلاین]

‫[شیلا کلاین]

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫سلام.

‫من ویویان لی فینچم. ‫از دونپورتِ آیووا اومدم.

‫من هم هدر بیلینگرم.

‫از بیلینگز مونتانا اومدم.

‫من عکس فوری می‌گیرم. ‫اشکال نداره ازت بگیرم؟

‫- نه بابا. ‫- مرسی.

‫هدیه فارغ‌التحصیلی مامانم بود.

‫بهم گفت آدم نباید چهره ‫دوست‌هاش رو یادش بره.

‫هوم.

‫چقدر دختر خانم اومده.

‫آره، چون پنج‌شنبه است.

‫شیلا پنج‌شنبه‌ها برای ‫تمام شاخه‌ها فراخوان می‌ده.

‫برای سرمقاله که بهش ‫«چهره اصلی» هم می‌گن.

‫یا برای پیشگاه که ما ‫بهش «راهروی مد» می‌گیم.

‫با تناسب اندام.

‫اسپارتی‌ها.

‫خانم‌ها از همه‌جا میان ‫تا خودی نشون بدن.

‫خب، من که تازه دیروز اومدم.

‫به خودم قول دادم فردای روزی ‫که به نیویورک اومدم،

‫مستقیم به دفتر شیلا کلاین برم،

‫و خودم رو معرفی کنم.

‫عه، خوش به حالت.

‫من سه ماه داشتم تلاش می‌کردم.

‫تو هم عین من خوره‌ی ‫مجله‌های وُگی؟

‫- آرزوم اینه صفحه اصلی مجله‌اش باشم. ‫- من هم همینطور.

‫اصلا باهات یه قراری می‌ذارم،

‫خانم هدر بیلینگز ‫که از بیلینگز مونتانا اومدی.

‫اگه من زودتر به نوک این قله رسیدم،

‫برات طناب می‌ندازم که تو هم بالا بیای.

‫اگه تو هم زودتر از من رسیدی، ‫بهم یه دستی برسون.

‫- موافقی؟ ‫- قول انگشتی می‌دی؟

‫معلومه.

‫دخترهای اینجا زیاد اهل ‫پیمان خواهری نیستن.

‫برای همینه که دخترهایی مثل ما،

‫باید هوای هم رو داشته باشن.

‫باشه.

‫پیشانی.

‫سوراخ بینی.

‫ارتودنسی؟

‫نکنه اینجا رو با کلوپ ‫میکی ماوس اشتباه گرفتین؟

‫هوم...

‫به نظر این دختره خوبه.

‫بگین بیاد.

‫آخ.

‫چقدر همه خوشگل و...

‫لاغراندام به نظر میان.

‫توی دونپورت اصلا کسی این شکلی نیست.

‫جدیدا معیار سایز ایکس‌اس کوچیک‌تر شده.

‫ویویان فینچ.

‫با تو بود.

‫وای.

‫خیلی‌خب.

‫برو.

‫خب.

‫موفق باشی.

‫ویویان لی فینچ.

‫بگو ببینم چرا اینجا اومدی؟

‫چون آرزوی بزرگی توی دلم دارم.

‫من از بدو تولد کژپشتی ‫عصبی‌عضلانی داشتم.

‫- جوری که ستون فقـ... ‫- نه، نه. نگو.

‫قرار نیست برامون تک‌گویی تئاتر کنی.

‫پرسیدم حیطه فعالیتت چیه؟

‫عه...

‫کارت سرمقاله است؟ ‫پیشگاه یا تناسب اندامه؟

‫حیطه فعالیتت چیه؟

‫آها، اِم...

‫فکر کنم سوالتون رو اشتباه برداشت کردم.

‫اِم...

‫من می‌خوام هر کاری بکنم.

‫هر کاری که می‌شه.

‫فقط می‌خوام روی جلد مجله وُگ برم.

‫قربونت برم.

‫صرفا چون توی گرازآبادِ ایندیانا،

‫خوشگل‌ترین دختر اونجا محسوب می‌شدی،

‫دلیل نمی‌شه شایسته...

‫صفحه اول مجله وُگ باشی.

‫راستش اهل آیووام.

‫از دونپورت اومدم.

‫راه برو.

‫گفتم راه برو!

‫آها، خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب.

‫♪ همه رو میخ‌کوب خودت کردی. ♪

‫♪ توی بار سرت دعوا می‌شه، ♪ ‫♪ همه با دیدنت خیس می‌کنن. ♪

‫♪ همه احساس ناچیز بودن می‌کنن. ♪

‫♪ برات روی زمین می‌خزن و پخش و پلا می‌شن. ♪

‫♪ مخ‌هاشون از احساس خطر ♪ ‫♪ عین سیگار پال‌مال دود می‌کنه، ♪

‫♪ خوشگله، بهشون احساس حقارت می‌دی. ♪

‫♪ ولی عاشق حضورتن. ♪

‫♪ پسرها می‌خوان جاش باشن، ♪ ‫♪ دخترها می‌خوان جاش باشن، ♪

‫♪ پسرها می‌خوان جاش باشن، ♪ ‫♪ دخترها می‌خوان... ♪

‫♪ ...جاش باشن، ♪ ‫♪ پسر ها می‌خوان جاش باشن. ♪

‫♪ من هم می‌خوام جاش باشم. ♪

‫♪ بله که می‌خوام. ♪

‫خوب بود؟

‫راستش...

‫مدل بودن چندان مستلزم...

‫استعداد خاصی نیست. ‫واقعیتش رو بخوای.

‫ولی سوپرمدل بودن...

‫بیشتر از هر کاری تو دنیا استعداد می‌خواد.

‫این استعداد هم جوری نیست ‫که اکتسابی باشه.

‫آدم‌ها باید واجدش باشن.

‫ببین عزیزم، به جز لیندا اوانجلیستا،

‫تا حالا ندیده بودم به جز تو...

‫انقدر شبیهش باشه.

‫واقعا می‌گین؟

‫وای، خانم کلاین...

‫باورتون نمی‌شه چقدر خوشحالم کردین.

‫کاش می‌شد باهات قرارداد ببندم. ‫جدی می‌گم.

‫ولی برات از صمیم قلبم ‫آرزوی موفقیت می‌کنم.

‫این یکی رو بگین بیاد.

‫عه...

‫ببخشید ولی متوجه نشدم.

‫نکنه سایز ایکس‌اس هستی؟

‫عه، راستش اسم.

‫وای، قربونت برم.

‫آخه سایز اس؟

‫تو که خیلی چاقی.

‫ویویان...

‫وایستا.

‫حالت خوبه؟

‫واقعا احمقم.

‫خدایا، آبروم رفت.

‫بذار خودم حدس بزنم...

‫لابد بهت گفت اضافه‌وزن داری.

‫نه، مستقیما گفت چاقم.

‫آخه کی با این لحن ‫چنین حرفی می‌زنه؟

‫- معذرت می‌خوام. ‫- نشونش می‌دم.

‫اصلا من رو نشناخته.

‫رژیم می‌گیرم، ورزش می‌کنم.

‫هر کاری لازم باشه می‌کنم، ‫وایستا و ببین.

‫جواب نمی‌ده.

‫پس به نظر تو هم باید کنار بکشم، ها؟

‫مگه خودت نگفتی باید ‫هوای همدیگه رو داشته باشیم؟

‫ویویان.

‫من که بهت نمی‌گم کنار بکشی.

‫صرفا می‌گم جواب نمی‌ده.

‫رژیم‌گرفتن و...

‫ورزش‌کردن رو می‌گم.

‫باورت می‌شه من هم عین خودت...

‫قبلا سایز اس بودم؟

‫امکان نداره. تو که خیلی لاغراندامی.

‫می‌دونم.

‫این رو بگیر.

‫مطب این آقا...

‫دکتر لائو برو.

‫تنها راهش همینه.

‫[دکتر تادئوس لائو]

‫[تاکسی]

‫[کوچه هلمونت]

‫[مطب دکتر تادئوس لائو]

‫شما اگه از تمام اطرافیانم بپرسین،

‫بهتون می‌گن آدم اهل تقلبی نیستم،

‫ولی...

‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

‫کلی رژیم گرفتم و ورزش کردم، حتی...

‫دو کلیو هم کم کردم.

‫ولی باقی چربی‌هام...

‫اصلا آب نمی‌شن.

‫خب...

‫نتیجه آزمایش خونت که حرف نداره.

‫بهت پیشنهاد می‌کنم یک دوره...

‫داروی ماندیفای مصرف کنی.

‫در واقع داروی دیابته، ‫ولی برای خیلی از...

‫بیمارانم از هالیوود و صنعت مدلینگ،

‫یا بخشی از مجریان خبری فاکس،

‫به صورت بدون نسخه تجویز می‌کنم،

‫تا بتونن وزنشون رو کم کنن.

‫این که گفتین قرصه؟

‫آخه من تا حالا قرصی ‫به جز آسپیرین مصرف نکردم.

‫قرص نیست، آمپوله.

‫هفته‌ای یه بار باید بزنی.

‫چربی‌هات رو آب می‌کنه.

‫آمپول؟

‫آخ، اِم...

‫راستش مطمئن نیستم.

‫ببین، ماندیفای داروی ترسناکی نیست.

‫اثرات جانبیش ناچیزه.

‫سوزن ریز داره و وزارت ‫غذا و دارو هم تأییدش کرده.

‫اصلا خودم هم ماندیفای مصرف می‌کنم.

‫این دارو قراره دنیا رو متحول کنه.

‫بیا.

‫بهت یاد می‌دم چطور استفاده کنی.

‫[ماندیفای]

‫یعنی سوزن رو وارد کنم ‫و دکمه‌اش رو فشار بدم؟

‫اوهوم. سوزن رو بزن و فشار بده.

‫به سلامتی بزنیم؟

‫به سلامتی...

‫به سلامتی وُگ.

‫[چند ماه بعد]

‫سلام.

‫اسمتون مری الیس بود؟

‫دستیار شیلا بودین دیگه؟

‫نیم‌رخ بگیر.

‫حالا چرخ بزن.

‫نظرتون چیه؟

‫من که می‌گم ظاهرت محشره.

‫لطفا برو دست‌هات رو بشور!

‫خانم ویویان لی،

‫اهل ناکجاآبادِ ایندیانا، ‫جوابم بهت سه کلمه است...

‫آیووا بودم.

‫«معلومه استخدامت می‌کنم».

‫وای خدا، واقعا؟

‫جدیِ جدی؟

‫جدیِ جدی.

‫با مارجری توی پذیرش صحبت کن. ‫خودش کارهات رو می‌کنه.

‫ناامیدتون نمی‌کنم.

‫- ماندیفای؟ ‫- چی گفتین؟

‫پرسیدم ماندیفای مصرف می‌کنی؟

‫آها.

‫عه...

‫آره.

‫چند وقته؟

‫عه، تقریبا چهار ماه می‌شه.

‫فقط روزهایی که مصرف می‌کنم ‫کمی حالت تهوع می‌گیرم،

‫ولی باقی روزها حالم عالیه.

‫پس مصرفت رو ادامه بده.

‫قراره جذاب‌ترین...

‫دختر جذاب مجله بشی.

‫اینجا رو ببین ویو.

‫همینه.

‫وای، پشم‌هام داره می‌ریزه. ‫آخه تو چقدر خوشگلی.

‫- این دختر فرشته است. ‫- خوبه، قبول داری؟

‫یا خدا، عین مازراتی می‌مونه.

‫صدام ووم ووم کردنش میاد.

‫وای!

‫حواست باشه. ‫پلکش که در گاراژ نیست.

‫وای، بیا هدر. بیا اینجا.

‫هوم. چه خوش‌رنگه.

‫شیلا، ایشون هم‌خونه...

‫و دوستمه. اسمش هدر بیلینگزه.

‫از آشناییتون خوش‌وقتم خانم کلاین.

‫هدر مدل محشریه.

‫حتما به نمونه‌کارش نگاهی بندازین.

‫خیلی گرم شد. ‫لطفا اینجا رو خلوت کنین.

‫مدل‌هام دارن آب می‌شن.

‫بدوین بدوین.

‫برین دیگه.

‫آخ، خوشگل شدی.

‫هوم.

‫غزال و کفتار نمی‌تونن با هم زندگی کنن.

‫هدر رو می‌گین؟

‫کفتار که نیست.

‫خبر داری اون دختر برای نجات خودش،

‫حاضره درسته قورتت بده؟

‫پنجه‌های تیزی داره‌ها.

‫البته منظورم اون ناخن‌مصنوعی‌های زشتش نیست.

‫بیا اینجا ویو.

‫ویویان!

‫آخ، اگه شکسته باشه حاضرم بمیرم.

‫چقدر احمقم.

‫بینیت چیزیش نشده.

‫ویویان، من نگران نوار قلبت شدم.

‫یادت نبود بهم بگی سوفل قلبی داری؟

‫آخه...

‫یکی از عارضه‌های کژپشتیه.

‫ولی فکر نمی‌کردم مهم باشه.

‫نمی‌ذارم روی زندگیم تأثیر بذاره.

‫دلیل نمی‌شه نداشته باشی. ‫پس مهمه.

‫با این اوصاف اصلا درست نیست،

‫که بذارم ماندیفای مصرف کنی.

‫ممکنه دچار سکته قلبی بشی.

‫چی؟ آخه لازم دارم.

‫ویویان، این دارو ممکنه آسیبات جدی...

‫به دریچه قلبت وارد کنه.

‫یکی از اثراتش بیهوش‌شدن بود.

‫فرض کن حین رانندگی بیهوش می‌شدی.

‫لاغراندام‌بودن رو به زنده‌بودن ترجیح می‌دی؟

‫سوالم هم پرسش بلاغی بود.

‫پس باید راه حل دیگه‌ای پیدا کنیم.

‫هر دارویی که به صورت اساسی،

‫ترکیب بدن و اندامت رو تغییر بده،

‫خطر زیادی برات داره.

‫در مورد سابقه پزشکیت که بهم دروغ گفتی.

‫از همین جهت هر گزینه دیگه‌ای باشه،

‫حاضر نیستم بهت پیشنهاد کنم.

‫پس گزینه دیگه‌ای داریم، درسته؟

‫ببین ویویان.

‫آدم توی چنین شرایطی ‫باید با خودش و دکترش صادق باشه.

‫سلامتی آدم اولویت داره.

‫نباید میل افراطیت به لاغر و خوشگل‌بودن،

‫روی سلامت جسمیش تأثیر بذاره.

‫راست می‌گین.

‫نمی‌دونم چرا دروغ گفتم.

‫ببینید، از بچگی...

‫مدل‌شدن برام راهی بود،

‫تا بتونم مسائلی رو به بقیه اثبات کنم.

‫که می‌شه به مشکلات غلبه کرد،

‫که اثبات کنم...

‫می‌شه از موانعی مثل ‫شرایط جسمی بدن عبور کرد.

‫منظورم کژپشتیمه.

‫ولی علت علاقه دخترها به این صنعت،

‫فلسفه دیگه‌ای هم پشتش داره.

‫مسئله فقط این نیست ‫که آدم‌ها بهترینِ خودشون باشن،

‫می‌خوان از بقیه دخترها بهتر باشن.

‫که حقیقت تلخ و...

‫رقت‌انگیزیه، ولی...

‫من هم درگیر این فلسفه شدم.

‫التماستون می‌کنم.

‫می‌خوام به دختر کوچولوهایی ‫که آرزوهای بزرگ دارن،

‫نشون بدم که راهی برای ‫رسیدن به آرزوهاشون دارن.

‫می‌خوام براشون نماد...

‫استقامت و خودباوری باشم، ولی...

‫برای رسیدن به این هدف ‫باید توی صنعت مدلینگ بمونم.

‫دکتر لائو، قول می‌دم اگه کمکم کنین،

‫دیگه بهتون دروغ نگم.

‫قول دادم.

‫وایستا تا برگردم.

‫این...

‫یکی از داروهای باستانیه.

‫از اونجا که کاملا طبیعیه، ‫خطرات مادیفای رو برات نداره.

‫ولی فکر نکن گزینه بهتریه،

‫چون مشکلات خودش هم داره.

‫قرصه؟

‫عه.

‫«تینیا آسیاتیکا».

‫کرم نواری آسیاییه.

‫از جنگل دوری به اینجا آوردنش.

‫روش چای اولونگ بخور.

‫با این کوچولو بیشتر از ماندیفای ‫وزن کم می‌کنی.

‫گفتین کرم نواریه؟

‫ولی...

‫ویویان، اگه قراره مصرفش کنی، ‫باید مو به مو...

‫طبق دستورالعملی که بهت می‌دم عمل کنی.

‫کاملا جدی گفتم.

‫فیــلــمکــیــو رو توی گــوگـل سـرچ کن

‫کرم نواری نیاز به تغذیه داره.

‫یعنی قراره گرسنه بشی. ‫گشنگی شدید احساس کنی.

‫ولی باید به میزان عادی غذا بخوری،

‫و بیشتر از اون میزان تغذیه نکنی.

‫متوجه شدی؟

‫در عرض یک هفته ‫چهار و نیم کیلو کم می‌کنی.

‫بهت قول می‌دم.

‫[سس سالاد]

‫♪ وقتی کنارتم مطمئنم... ♪

‫♪ که عشقت بهم واقعیه. ♪

‫♪ وقتی عشقت من رو پس می‌زنه، ♪

‫♪ می‌دونی کار درست چیه. ♪

‫♪ مدام رویاپردازی می‌کنم، ♪

‫♪ خواب و خیالم رو ازم گرفتی... ♪

‫ببینید چه شاهدختی بین ما دهاتی‌ها اومده.

‫♪ چون عشقت رو می‌خوام... ♪

‫خیال کردی از من خوشگل‌تری؟

‫♪ عشقت رو می‌خوام... ♪

‫♪ عشقت رو می‌خوام... ♪

‫♪ انقدر من رو توی آب‌نمک نذار. ♪

‫♪ آخ... ♪

‫♪ چقدر به حضورت نیاز دارم. ♪

‫♪ انقدر واسه رسیدن به عشقت، ♪ ‫♪ من رو توی آب‌نمک نذار. ♪

‫آهای.

‫احیانا...

‫حالت خوبه؟

‫خط فک محشری داری.

‫چه حیف که پیشونیت ‫اندازه سطح مریخ بزرگه!

‫ای وای.

‫معذرت می‌خوام.

‫معذرت می‌خوام‌ها.

‫ببخشید.

‫♪ بی‌خیالت نمی‌شم. ♪

‫♪ بی‌خیالت نمی‌شم. ♪

‫وقت ناهاره. سی دقیقه وقت داریم.

‫کل نور عکس‌هام رو گرفته‌ها.

‫خوب بخور خوک کوچولو.

‫شنیدم یواشکی...

‫رفته بود توی دستشویی و...

‫چهار تا دبل چیزبرگر خورد.

‫تازه از خونه هم آورده بود.

‫آخه بیچاره تقصیر خودش که نیست.

‫این دهاتی‌های اهل...

‫سیب‌زمینی‌آباد آیداهو شکمو هستن.

‫نجس‌های تبخال‌زده کثافت...

‫بار آخره می‌گم من از آیووا اومدم!

‫آهای! بسه.

‫وایستین ببینم، وایستین.

‫بس کنید ببینم.

‫آخ، بهم دست نزن زنیکه پلاسیده!

‫ببین ویو، بیا نفس عمیق بکشیم.

‫آروم باش.

‫لازم نیست نفس عمیق بکشم.

‫نکنه خبرها به گوشت نرسیده؟

‫با وُگ قرارداد بستم.

‫قراره روی صفحه اصلی باشم.

‫تو هم برو روی میخ فلزی ‫زنگ‌زده بشین و جوری بچرخ...

‫که توی کونت فرو بره!

‫ازشون بدم میاد.

‫هیچ اشکلی نداره.

‫می‌تونی عین سلیطه‌ها باهاشون رفتار کنی،

‫ولی نباید انقدر علنی نشون بدی.

‫می‌دونم. معذرت می‌خوام شیلا.

‫کاهش وزن واقعی نیست.

‫اینجا همه ماندیفای مصرف می‌کنن.

‫نه.

‫این فرق داره.

‫من شیادم. حس می‌کنم...

‫یه چیز دیگه توی وجودمه.

‫می‌دونم.

‫سندرم ایمپاستره.

‫تو برای رسیدن به این جایگاه ‫از روی باقی دخترها رد شدی،

‫الان هم با خودت می‌گی: ‫«چرا من؟ مگه من کی‌ام؟»

‫بذار علتش رو بهت بگم. ‫چون جنابعالی سوپرمدلی.

‫ولی اون‌ها نیستن.

‫هیچ‌وقت هم فشاری که روته رو درک نمی‌کنن،

‫ولی من می‌کنم.

‫من هم این دوران رو گذروندم.

‫همه‌چی درست می‌شه.

‫باور کن.

‫حالا بلند شو خودت رو تمیز کن.

‫[پارک نکنید]

‫ویو؟

‫سلام، حدس بزن چی شده.

‫اگه بگم باورت نمی‌شه،

‫مجله ماجنتا...

‫قراره مقاله‌ای چاپ کنه.

‫در مورد تصورات غلط از حیطه مدلینگه،

‫و اینکه چقدر صنعت سختی دارن.

‫بگذریم،

‫می‌دونی چی شده؟

‫قراره عکس من رو برای مقاله چاپ کنن.

‫عکس‌های فوری که گرفتم!

‫البته دستمزد نداره‌ها، ولی...

‫قراره همه‌جای دنیا چاپ بشه.

‫ویویان؟

‫خونه‌ای؟

‫ویو؟

‫ویویان؟

‫سلام...

‫می‌دونم خیلی سرت شلوغه‌ها،

‫چون با وُگ هم قرارداد بستی. ‫ولی به نظرت...

‫می‌شه خودت ظرف‌هات رو بشوری؟

‫یا آشغال‌ها رو دم در بذاری؟

‫خونه خیلی داره کثیف می‌شه.

‫مجله ماجنتا...

‫قراره مقاله‌ای چاپ کنه.

‫عکس‌های من رو هم استفاده می‌کنن.

‫مجله ماجنتا جای تف‌کرده‌ها...

‫و کساییه که تشنه شهرتن.

‫ویو، داری می‌ترسونیم‌ها.

‫هدر...

‫نمی‌دونم چرا چنین کاری کردم.

‫معذرت می‌خوام.

‫یکی دیگه برات می‌خرم.

‫باید برم ویویان.

‫نرو...

‫دیگه نمی‌تونم باهات کنار بیام.

‫هفته دیگه که خودت هم از اینجا رفتی،

‫میام وسایلم رو جمع کنم.

‫نرو. هدر، تو رو خدا وایستا.

‫بذار راستش رو بهت بگم. تو رو خدا.

‫دست خودم نیست. ‫دست خودم نیست...

‫دست خودم نیست.

‫یه چیز دیگه...

‫یه هیولا...

‫توی وجودمه.

‫خودم می‌دونم.

‫من بیشتر از تو توی این ‫صنعت بودم ویویان جان.

‫خیلی از مدل‌ها مثل تو...

‫چنین هیولایی توی وجودشون دارن.

‫حتی خودم.

‫صرفا بهتر بلدم قایمش کنم.

‫یعنی... تو هم کرم نواری داری؟

‫کرم نواری؟

‫حداقل مسخره‌ام نکن ویویان.

‫هیولای درونت حسادته.

‫نسبت به جایگاهت متزلزلی.

‫ببین الان به کجا رسیدی، ‫ولی من هیچی ندارم.

‫آخه از چه بابت باعث شدم ‫نسبت به جایگاهت احساس ناامنی کنی؟

‫توی قرار فردات با وُگ موفق باشی.

‫امیدوارم به هر آرزویی داشتی، برسی.

‫نه، نرو. وایستا.

‫برگرد. معذرت می‌خوام. ببخشید.

‫ببخشید.

‫ببخشید.

‫باورم نمی‌شه قراره چنین حرفی بزنم،

‫ولی این مدل زیادی لاغراندامه.

‫اصلا هیچی نداره.

‫هیچی نداره که لباس رو بهش گیر بدیم.

‫معذرت می‌خوام.

‫چی شده؟

‫نسبت به لباس...

‫دو کیلو لاغرتری قربونت برم.

‫دوخت این لباس سفارشی بوده. ‫حالا باید از اول درست بشه.

‫آخه چطوری؟

‫درک می‌کنم.

‫لاغراندام‌بودن توی این صنعت،

‫فشار زیادی روت می‌ذاره، ‫ولی من به چشم دیدم...

‫که اختلال خوردن با مدل‌ها چیکار می‌کنه.

‫مشکل چیه؟

‫پرخوری یا بی‌اشتهایی عصبی داری؟

‫نه، نه.

‫عملکرد متابولیک طبیعیم اینطوریه.

‫من که اولین بارم نیست ‫پام رو توی این حیطه می‌ذارم آبجی.

‫نمی‌خوام آبروت رو ببرم‌ها.

‫اتفاقا دلم می‌خواد توی این صنعت ‫موفق و سالم بمونی.

‫برو بمیر زنیکه لزبین چرک.

‫اوق، قیافه زشتت رو سمتم نگیر.

‫معذرت می‌خوام‌ها.

‫فرآیند آمادگیت قابل احترامه،

‫ولی بهتره قبل عکس‌برداری ‫انقدر کثافت نخوری.

‫ویویان؟

‫نباید این دارو رو بهت می‌دادم.

‫مسئولیتش خیلی زیاده. ‫تو هم...

‫زیادی جوانی. راستش...

‫معذرت می‌خوام ویویان.

‫تقصیر من بود.

‫وزنم مدام داره کمتر می‌شه.

‫دارم از کار بیکار می‌شم.

‫زیادی لاغر شدم.

‫ولی بخش بد ماجرا...

‫اینه که خلق و خوم رو عوض کرده.

‫کرم نواری به نسبت ما انسان‌ها، ‫به طور مؤثرتری...

‫غذا رو متابولیزه و ذخیره می‌کنه.

‫واسه همینه بدون اضافه‌وزن آوردن،

‫می‌تونی کلی غذا بخوری.

‫ولی کرم بزرگتر می‌شه.

‫هر چقدر هم بزرگتر بشه،

‫اشتهاش قوی و قوی‌تر می‌شه.

‫واسه همین نباید بذاری ‫زیاد تغذیه کنه.

‫ولی این سیری‌ناپذیری...

‫فقط برای غذا نیست.

‫واسه...

‫همه‌چیزه.

‫همه‌چی رو واسه خودم می‌خوام.

‫نمی‌خوام به کس دیگه چیزی برسه.

‫کرم نواری موجود قدرتمندیه،

‫ولی...

‫از اون طرف عملکرد ساده‌ای داره.

‫بذار توضیح بدم.

‫عملکردش در راستای مکانیسم دفاعیشه.

‫باید مصرف کنه.

‫هر چقدر این کرم بزرگتر بشه، ‫میل به مصرف غذاش...

‫تبدیل به میل خودت می‌شه.

‫مکانیسم دفاعی بدن خودت ‫و کرم نواری یکی می‌شه.

‫میل به بلعیدن پیدا می‌کنی.

‫بلعیدن هر چیزی که تهدید محسوب می‌شه.

‫باید از بدنم خارج بشه.

‫عملم کن.

‫زیادی بزرگ شده. ‫توی سیستم بدنت گیر کرده.

‫نمی‌شه با چیزی بکشمش؟

‫هر داروی قدرتمندی که بتونه ‫این کرم رو بکشه،

‫خودت رو هم به کشتن می‌ده.

‫مگه می‌شه راهی نداشته باشه؟

‫از بدنم خارجش کن!

‫خیلی‌خب.

‫بگیر.

‫این رو بخور.

‫کرم نواری نسبت به این مایع ‫انزجار ذاتی داره.

‫بدنت رو منقبض می‌کنه،

‫و کرم از نزدیکترین راه خروجی،

‫سعی می‌کنه از بدنت خارج بشه.

‫منظورم از راه مقعدیه.

‫وقتی سرش بیرون اومد،

‫نگهش دار.

‫محکم نگهش دار،

‫ولی آروم بیرون بکش.

‫انقدر بکش تا کامل از بدنت خارج بشه.

‫اگه طبق قراری که گذاشته بودیم،

‫به اندازه متوسط تغذیه کرده باشی،

‫الان تقریبا سی سانت شده.

‫نه، نه، نه. تو رو خدا.

‫نه، تو رو خدا.

‫تو رو خدا، نه. نه!

‫[منزل بیلینگز و ویویان فینچ]

‫ویویان، جوابم رو که نمی‌دی،

‫پس گمونم خونه نباشی.

‫صرفا خواستم بگم اومدم وسایلم رو بردارم.

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫ویویان لی فینچ،

‫این چه وضعیه درست کردی؟

‫ویو؟

‫خونه‌ای؟

‫حالت خوبه؟

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫خب، از لحاظ ظاهری که واجد شرایطی.

‫ولی من با دخترهایی کار می‌کنم ‫که مشتاق پیشرفت باشن.

‫تو هم اشتیاقش رو داری؟

‫اصلا خانم کلاین،

‫من اشتیاق سیری‌ناپذیری دارم.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.