Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::
بیا تا دور دیگ خود، به رقص آییم
بیا تا رودههای زهرآگین را در آن بریزیم
...بیا ای غوک
ای غوکی که یک ماه از سحر تا شام
زیر سنگ آسودی
بیا در دیگ افسون ساز ما اول تو جوشان شو
تو ای رنج و پریشانی، دو چندان شو
دو چندان شو
بسوز ای آتش غیبی، بجوش ای دیگ افسونی
خروشان شو، خروشان شو
...بیا ای پشت مادر باتلاقی
در میان دیگ
جوشان شو
...من
ترس چیه؟
ترس مثل شخصیه که همیشه وجود داره
هی، هی
زیر نظرت داره...
برات امر و نهی میکنه
این بخشی از نمایش نیست
و وقتی ترس، دستور بده
اکثرمون کورکورانه، اطاعت میکنیم
"سه ماه قبل"
ولی اگه بگیم "نه" چی؟
اگه بگیم "امروز نه، ترس" چی؟
من درهرصورت، به ساز خودم میرقصم
درست مثل این خط چشم
میدونم توش افتضاحم
عملا دارم از ترس میلرزم
ولی میدونید چیه، دخترها؟
من درهرصورت، کار خودم رو میکنم
♪ وقتی بیعرضه باشی، زندگی کسل کنندهست ♪
♪ ...پس در عوض ♪
♪ بمیر ♪
هی شلبی، هنوز با پینک بر بازی میکنی؟
.اوق، وای خدا نه بابا
خب، میخوام یه سری چیزها رو ببخشم
اینجا مثل توی عکسهاش بزرگ نیست
پس پینک بر جان، مقصد بعدیت چمنه
بابا
صرفا چون باهاش بازی نمیکنم
دلیل نمیشه بندازیش دور که
نه
نظرت چیه؟
هان؟
هیچجا خونهی خودم آدم نمیشه؟
اون مال مامانه؟
"معلم برتر سال"
...اون، آه
واقعا بهش افتخار میکرد
هی
میدونم نمیخواستی از خونه بریم
...و بیایم اینجا شلبی، ولی
میدونم، میدونم
بهخاطر عدم تاثیر پذیری و این چرت و پرتها اومدیم
...چرت و پرت. فقط
میدونی، گوش کن
یادته دکتر بو درباره سرطان چی گفت؟
گفت که صرفا روی یه نفر ...تاثیر نمیذاره
و روی کل خانواده تاثیر میذاره
روی کل جامعه
...ولی اینجا
اتفاقی که برای مادرت اتفاد ...و مریض شدنش
لازم نیست هویتت رو تعریف نکنه...
میتونی هرکسی که میخوای باشی
خب، دوتا پیتزا فروشی همین نزدیکیها دیدم
نظرت چیه پیش جفتشون، سفارش بدیم
و ببینیم کدومشون بهتره، هان؟
گرسنهم نیست و نمیخوام هم نداریم
♪ اعتماد به نفس و عزت نفسم ♪
♪ اعتماد به نفس و عزت نفسم ♪
تک تک بخونید. ریور
♪ اعتماد به نفس و عزت نفسم ♪
خیلی خوبه
♪ اعتماد به نفس و عزت نفسم ♪
شبیه مامانبزرگهاست
عینکهاش رو ناموسا
♪ اعتماد به نفس و عزت نفسم ♪
بخون شلبی
♪ ...اعتماد به نفسم ♪
♪ حسابی ریده ♪
آه، نه
یالا، فورا بیا توی سالن
بعد از کلاس میای توی دفترم
روانی
خانم بروبیکر؟
بیا دفترم
...خب
...متاسفم که
اوه، طوری نیست
بعضی وقتها من هم دلم میخواد چیز میز پرت کنم
من هم از خود بی خود شدم
صرفا خواستم حالت رو بپرسم
میدونستی من مادرت رو میشناختم؟
قبلا باهمدیگه به کنفرانسِ
معلمهای موسیقی توی اوماها میرفتیم
شارون بروبیکر، زن بهشدت خاصی بود
،و میدونم اگر دخترش باشی
تو هم بایستی حسابی خاص باشی
نیستم
میدونی، از دست دادن عزیز سخته
...میتونه آدمهای بالغ هم رو
به زانو دربیاره
بعضیها هیچوقت باهاش کنار نمیان
ولی الان تو اینجایی
...و به همین دلیل، میدونم
که تو شجاعی
چجور سرطانی داشت؟
سرطان لوزالمعده
وحشتناکه
یهویی و سریع شد
...نه که اگه کند میمُـ
میدونی
من هم یکی از عزیزانم رو از دست دادم
من و زنم، به مدت زیادی
بارها و بارها تلاش کردیم
ولی همه میگفتن غیرممکنه
نازا بود
...و بعدش
خدا برامون معجزه فرستاد
بهمون مادلین کوچولو رو داد
به مدت نُه ماه، مال خودمون بود
ولی مُرده بهدنیا اومد
!یه کاری بکن نذار بچهم بمیره
موقع زایمان، بند ناف
دور گردنش پیچیده بود
...پس
من و تو جفتمون شجاعیم
هی
ما بهت نمیخندیدیم
توی کلاس رو میگم
باشه
...صرفا برامون سوال بود
از اون بیماریها داری که
باعث میشه خیلی زود
یائسه بشی؟
نه - پس چرا موهات سفیده؟ -
سفید نیست، بلوند تیرهست
تیره. بیخیال
خب، شاید بهتر باشه
رنگی چیزیش بکنی
قیافهت مثل لزبینها شده
توهین نباشه البته
عاشق عینکهای مامانبزرگونهتم
دارید یک قسمت دیگه
از «بیستلی بیت» رو میبینید
...برنامهای که توش گریم کردنم رو
کمکم داره مثل خونههای درست حسابی میشه
...خب
...داشتم به
عملکرد خوب پارسالت، توی
«نمایش «دزدان دریایی پنزانس فکر میکردم
میخوای امسال هم اجراش کنی؟
هوم؟
میدونی، یه جعبه پیدا کردم که وسایلِ دفتریِ مامانت توشه
یه لپتاپ و یه سری عکسها توشه
فکر نمیکنی که
پادشاه دزدان دریایی بتونه قانعت کنه؟
وای خدا، بس کن بابا
یا خدا، شلبی
...ببخشید
جریان چیه؟
هان؟ - خدایا، ندیدم -
چرا عینکت رو نزدی؟
...توی
توی مدرسه چیزی شده؟
!بابا خفه شو تو درک نمیکنی
سلام غولها
منم، آنا رکسیا [ به معنی کماشتهایی ]
میخوام یه داستان دربارهی مواجه شدن با ترسهاتون، براتون تعریف کنم
میدونید، برای مدت زایدی
کماشتهایی، کلمهای بود که حتی نمیتونستم بهش فکر کنم
عارضهای بود که ته دلم میدونستم دارمش
و وحشتناک بود
ولی زندگی، خیلی کوتاهتر از این حرفهاست
که بخوای بذاری یه کلمه همچین تاثیری روت بذاره
واسه همین اسمم رو بهش عوض کردم
و به همین خاطر، کلی آدم
که مثل خودم، همچین شرایطی داشتن
حمایتم کردن و بهم عشق ورزیدن
به همین دلیل، اینجوری لباس میشم
تا توی روی ترس بخندم
...خب
نظرتون چیه؟
بچهی مُرده برگشت
ماشین از روش رد شد
خیلیخب، حالا هرچی
♪ وقتی بیعرضه باشی، زندگی کسل کنندهست ♪
♪ ...پس در عوض ♪
تا تا
لایک، سابسکرایب و فالو و از این کارها بکنید
"ظاهر جدیدی که میشه براش مُرد"
"بهترین دوست تا ابد: سلام"
"بهترین دوست تا ابد: آهاااای"
"بهترین دوست تا ابد: آهــــــــــاااای"
"شلز بلز: سلام"
"بهترین دوست تا ابد: آنا رکسیا رو دوست داری؟"
"شلز بلز: آره، خیلی بامزهست"
"بهترین دوست تا ابد: دقیقا! حرف نداره"
"شلزبلز: هاها"
بهترین دوست تا ابد: خیلیخب، تو آنا رو دوست داری، من هم دوستش دارم
بهترین دوست تا ابد: پس دیگه دوستیم. هر پنج دقیقه یهبار بهم زنگ بزن. هاهاها، شوخی کردم
شلزبلز: هاهاها - بهترین دوست تا ابد: تماس تصویری بگیریم؟ -
.نمیدونم، خیلی گریه کردم قیافهم عجیب شده، الان شاید وقت خوبی نباشه
.نگران نباش، من خودم هم عجیبم قول بده قضاوتم نکنی، باشه؟
...آم
سلام، دوست جدیدم
سلام
چی کار میکنی؟
هیچی
هیچی؟
هیچی که نمیشه، احمق
اوه
بهگمونم نشستم روی تختم
داشتم با پدرم شام میخوردم ...ولی خیلی
روی مخم رفت - خیلی بده -
پدرم به معنای واقعیِ کلمه رومخترین آدمِ دنیاست
نه، بابای من رومخترینه
انگار که توی رومخ بودن، ردهبندیِ
اول و دوم دارن
احتمالا باهم رقابت کنن
مثلا میشینن حرکات همدیگه رو بهصورت صحنه آهسته، چک میکنن
و آنالیز میکنن که چطور بیشتر روی مخ باشن
واقعا بامزهای
وای خدا، نه
این هم شانسی گفتم
.نام کاربریت رو دوست دارم «بهترین دوست تا ابد»
اوه
اسم اصلیت چیه؟
اسم اصلیم مسخرهست
هی، یه ایدهای دارم
میخوای روی همدیگه اسم مستعار بذاریم؟
مثلا چی؟
مثلا من شلیبلی صدات میکنم
و تو من رو «بهترین دوست» صدا کن
راز خودمون میشه
باشه
بهترین دوست
شلیبلی
اون کوچولو کیه؟
...اوه، آم
هیچی، عروسک مسخرهایه که بچگیهام داشتم
اصلا نمیدونم چرا اینجاست
...خب
خیلی بامزهست
اسمش چیه؟
...آم
پینک بر [ خرس صورتی ]
قبلا صورتی بود
حالا خاکستری شده
راستش حس میکنم موشه
خب، ازش خوشم اومد
حالا هرچی که هست
چه پوستر باحالی
عاشق پیپینم
وایسا، پیپین رو میشناسی؟
معلومه
وای خدا، عاشق اون موسیقی متنم
دقیقا، من هم همینطور
تابستون پارسال، توی اردو اجراش کردیم
بیخیال، خیلی هیجانزدم کردی
من نقش کاترین رو داشتم
ولی راستش نقش شخصیتهای اصلی رو بهتر بازی میکنم
فیــلــمکــیــو رو توی گــوگـل سـرچ کن
نشونم بده، نشونم بده
وایسا، الان نمیشه
میترسم - ...خیلیخب، یک -
نه، الان نه - ...دو -
کاری نکن به سه برسم
شبیه ناقصالخلقهها شدم
...شلبی
خیلی خوشگل شدی
چرا بهم نگفتی که اینقدر خوب گریم میکنی؟
باید با همین آرایش بری مدرسه
چی؟
.وای خدا، نه اصلاً
عمراً
چرا؟
چون همه میگن که ...مثل دیوونهها شدم
خیلی ترس برم میداره
بیخیال، یه کاری بکن
حتی شده فقط با آرایش چشم برو
:به قول آنا رکسیا
وقتی حس میکنی از یه چیزی میترسی"
"باید انجامش بدی
اگه با ترسهات مواجه بشی
اتفاقات خفنی میافتن
♪ سرزمینی آنسوی دریاچه هست ♪
♪ که بهش میگیم بهشت ابدی ♪
♪ و فقط با ایمان میتونیم به ساحلش برسیم ♪
♪ یکییکی از دریچهها رد میشیم ♪
♪ تا اونجا با جاودانها زندگی کنیم ♪
♪ وقتی که برای من و تو، زنگهای طلایی رو بزنن ♪
♪ من و تو ♪
اوه، تستها
.یادتون نره واسه اجرای نمایش
روی نمایشنامهی مکبث کار میکنیم
با اونایی هم که به نفرین، عقیده دارن
روی نمایشنامه اسکاتلندی کار میکنیم
خانم بروبیکر؟
بانوی من، اسکاتلندیِ خوبی ازتون در میاد
قرار هست تست بدید؟
نمیدونم
شاید
هی شلبی، چون بهت گفتم شبیه لزبینها هستی
آرایش کردی؟
عنو، چون یبوست گرفتی
داری شکلات رژیمی میخوری؟
وای خدا، خیلی خفن بود
بهش گفتم "چون یبوست گرفتی
"داری شکلات رژیمی میخوری؟
درست مثل فیلمها بود
بعد بهش گفتم عنو
شل، بهت گفته بودم
بهخاطر آرایشه
کاری که ازش میترسیدی رو انجام دادی
و حالا خفن شدی
نه بابا، در این حد هم نه
من هم امروز یه کارِ تقریبا دیوانهوار کردم
یادته گفتم بابام خیلی رومخه؟
صرفا باید یهکم سر به سرش بذارم
چی کار کردی؟
کیف پولش رو برداشتم
ندزیدمشها، قایمش کردم
بعدش کلی دنبالش گشت
خیلی خندهدار بود
وای خدا، خیلی بامزهای
تو هم باید همین کار رو بکنی
بیخیال، باباهامون خیلی کریهن
باید بهشون یه درسی بدیم
...نمیدونم
بابام سرکاره، احتمالا کیف پولش پیششه
خب، یه کار دیگه بکن
...وایسا
شلبل، ترسیدی؟
وای خدا، ترسیدی
قانونمون چی بود؟
با ترسهات مواجه شو
خیلیخب
هی شل، لیوان مامانت رو ندیدی؟
همونی که روش نوشته "معلم برتر سال؟"
توی ماشین جاش گذاشتی؟
فکر نکنم
باید برم
تو ردیفی؟ - اوهوم -
از تعطیلیت لذت ببر
روز کلمب مبارک
روز افراد بومیه
هان؟
...آره، همون
همون مبارک - اوهوم -
میشه دنبال لیوانه بگردی؟ - باشه -
بابات معلمی چیزیه؟ [ بهترین معلم دنیا ]
نه، مدیر داخلیِ ادارهی پسته
صرفا چون بزرگه، باهاش حال میکنه
وای خدا، یه چالش برات دارم
بشکنش
میکشتم
...این
خیلی براش عزیزه
وای خدا، یعنی یه لیوان مسخره
از تو برای بابات مهمتره
.این خیلی مسخرهست، شل متاسفم
بشکنش
حس خوبی میده
بهم اعتماد کن
بشکنش
چی بهت گفته بودم؟
اگه دختر من بودی
بیشتر از هرچیزی توی دنیا بهت اهمیت میدادم
اینکه بهم اعتماد داری خیلی برام ارزشمنده، شل
من هم بهت اعتماد دارم
.دارم احساساتی میشم چندشآوره
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
البته
چرا...؟
چرا ظاهرم خندهداره؟
نه، همچین منظوری نداشتم
...منظورم اینه که
طوری نیست
راستش تاحالا داستانش رو برای کسی، تعریف نکردخم
ولی چون بهت اعتماد دارم بهت میگم، شلی بلی
راستش من فرزندخوندهم
...هیچوقت مادر اصلیم رو ندیدم، ولی
ظاهرا، به مواد و اینا
اعتیاد داشته
و موقعی که من توی شکمش بودم
مواد مصرف میکرده
واسه همین، رشد جسمانی
و اینام رو به هم ریخت
...مجبورم توی خونه تحصیل بکنم و
اکثر مواقع توی تختمم
واقعا متاسفم، بهترین دوست
نه، گریه نکن
هی، چیزی نیست
هر روز صبحونهم رو برام میارن توی تخت
بد نیست، هان؟ - نه -
صرفا بعضی وقتها آرزو میکنم که ایکاش میتونستم کارهای عادی بکنم
مثل تو - بس کن -
هرکاری میخوای بکنی به من بگو تا برات انجام بدم
من میشم آواتارت
چطور همچین رفیق خوبی گیرم اومده؟
نه
من چطور همچین رفیق خوبی گیرم اومده؟
...خب
حالا که تاریکترین و محرمانهترین رازم رو ...بهت گفتم
باید یه کار کوچیکی برام بکنی...
کاری که همیشه میخواستم امتحانش بکنم
راحت باش
[ Tracey Ullman از They Don't Know ]
شلبی، شلبی
♪ خیلی وقته پیشم بودی ♪
♪ شاید بتونم ولت کنم، ولی نمیدونم چطور ♪
♪ و چرا باید هر شب تنها باشم ♪
♪ درحالی که میتونم پیش تو باشم؟ ♪
♪ درسته، تو همهچیز رو قابل هضم میکنی ♪
♪ و به کسایی که میگن تو ♪
♪ برام ضرر داری، و باید ولت کنم ♪
♪ گوش نمیدم ♪
♪ چون اونا چیزی از ما نمیدونن ♪
♪ و اونا هیچوقت ♪
♪ عشق رو تجربه نکردن ♪
پشمریزون بود
پشمریزونترین کار عمرم
آره
♪ میگن دیوونهایم، ولی برام مهم نیست ♪
تنهام بذار دیگه
♪ هرچقدر هم حرف بزنن، فایده نداره ♪
♪ ...پس گوش نمیدم ♪
نمیدونم، بهنظرت تست بدم؟
نه بابا، اصلا
تو مهارتت بالاتر از این حرفهاست
تو یه هنرمند واقعی هستی
این نقطه مشترکمونه
♪ اونا چیزی از ما نمیدونن ♪
♪ و هیچوقت عشق رو تجربه نکردن ♪
♪ و چرا باید مهم باشه؟ ♪
خیلی دوست داشتم توی این نمایش باشی، شلبی
شاید دفعه بعد قسمت شد
آره، شاید یه نقش مادربزرگ بود که بتونه بازی کنه
اصلا به لباس هم نیازی پیدا نمیکنی
...آم
دکتر لازم داریم
این بخشی از اجرا نیست
♪ لازم نیست توی گذشته زندگی کنیم ♪
فرار کن شل، فرار کن
شلبل، تو حرف نداری
میخوام ببینم چه اتفاقی داره میافته
نمیتونم برگردم
میفهمن کار من بوده
قانونمون چی بود؟
با ترسهات مواجه شو
...خب
چه حسی داری؟
احساس سرزندگی
واقعا همینطوره
عجب مشنگیه
خیلی عجیب و غریبه
شلبی، خیلی خوشحالم که با تو آشنا شدم
کاری میکنی حس کنم مثل بقیهی دخترهام
تو هم بهم حس شجاعت میدی
قبل از آشنایی با تو، هیچ کار ترسناکی نکرده بودم
بهترین دوستان تا ابد
تا ابد
هرکاری برات میکنم
دوستت دارم، شلبی
من هم دوستت دارم
چیزی به هالووین نمونده
همیشه دلم میخواست لباس مبدل بشم
ولی هیچوقت نتونستم
بهترین دوست، برات لباس مبدل میپوشم
وای خدا، واقعا؟
وای خدا، خیلیخب
بهترین ایده ممکن رو دارم
اوه اوه، اینجا رو
.لباس فرشتهی مرگ رو پوشیدی خیلی باحال شده، شلبی
:نوشتهی روی لباس وقتی بابات بیعرضه باشه، زندگی کسلکننده میشه
فرشتهی مرگ نیست، احمق
...هی دوستان
.امروز روزِ شخصیتون باشه بهتره ...روی هرچیزی که
حس میکنید لازمه کار کنید، باشه؟
بابت این کار میبخشمت، شلبی
یه روزی بالاخره میبخشمت
پیش خودت چه فکری کردی؟
این ایدهی کی بوده؟
یه شوخی بود - شوخی؟ -
نمیفهمم کجای این شوخی خندهداره؟
ولم کن - بیخیال -
اصلا دیگه نمیشناسمت
ولم کن - خیلیخب، بسه -
،دیگه نه میذارم بری بیرون نه میذارم جیم بزنی
بس کن، چی کار میکنی؟ - هیچی -
نمیدونم
ولی تا وقتی بفهمم، میتونی همون پایین بمونی
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
کون لقت، کون لقت
ایکاش میمردی
ازت بدم میاد
موبایلم رو بهم بده
شلبی، باید از اونجا خارج بشی
آره، ولی چطور؟
...خب
اگه بلایی سرت بیاد باید بیارتت بیرون دیگه؟
مثلا چه بلایی؟
چه میدونم، مثلا استخوانِ جاییت بکشنه
اونجوری مجبور میشه ببرتت بیمارستان
چی؟
...ازم میخوای
این دیوانهواره
نه
میترسی؟
از استخوان شکوندن؟ آره
شل، قانونمون چی بود؟
ولی قول دادی که هرکاری برام میکنی
دروغ گفته بودی؟
...نه، البته که هرکاری میکنم
اگه پای آزادیم وسط بود
تمام استخوانهای بدنم رو میشکوندم
ولی آزادیای برام وجود نداره
تنها آزادیم تویی
و اگه میخوای تسلیم بشی
...و اون پایین حبس بمونی
خب پس آدم بزدل و دوست بدی هستی
نه
بهترین دوست، این حرف رو نزن
...من
...متاسفم
هرکاری میکنم
فکر میکردم شجاعی، شل
.فکر میکردم دوستمی بهگمونم اشتباه میکردم
خداحافظ - نه، صبر کن -
وایسا، متاسفم
.انجامش میدم از پسش برمیام
صرفا ترسیدی
ولی میتونم کمکت کنم
میتونم بهت حس شجاعت بدم
فقط باید کارهایی که میگم رو
مو به مو انجام بدی
درست مثل دفعات قبل
گوش کن
چکش رو بردار
دستمه
ترسیدن عیبی نداره
اینکه ترسیدی خوبه اتفاقا
چون وقتی با ترسهات مواجه میشی
درهای زیادی برات باز میشن
درهای کل دنیا به روت باز میشن
میخوام با ترسهام مواجه بشم، باشه؟
از پسش برمیام
شلبی
با کی حرف میزنی؟
بابات داره میاد
همین الان بشکنش
باشه
دستت رو بذار توی گیره
چی شده شلبی؟ حالت خوبه؟
همینه، بچرخونش - شلبی -
محکمتر
شلبی
چکش رو بردار
نترس
بهخاطر من شجاع باش
.نمیخوام انجامش بدم میترسم
فوراً بشکونش
بشکونش شلبی، شجاع باش
!بهخاطر من شجاع باش چنین اتفاقاتی رو قبلا هم دیدم
فوراً بشکونش
یک زحم روحی روانیِ بد رو متحمل شدی
ولی اینکه اومدی اینجا تا درمانش کنی
خیلی شجاعانهست
الان میرسونمت
بابا؟
...صرفا
خواستم این رو بهت بدم
...و
واقعا متاسفم
شروع خوبیه
ممنون
چیزی لازم داری، عزیزم؟
آقای نوینز اینجاست؟
نه، این ترم رو مرخصی گرفته
اوه
اوه
باشه، ممنون
"آهـــــــــای! کجایی دوستِ من؟"
شلیبلی
بهترین دوست
میشه امضاش کنم؟
میشه روی گچت، امضا کنم؟
اوه
حتما
ایول
وایسا
بهنظرم قبلش باید دوست باشیم
چون قانون امضا کردن روی گچ همینه
من ریو از گروه کر هستم
اسم حرفهای و اسمی که مامانم باهاش صدام میکنه، ریوره
من شلبی هستم
شلبیِ خالی
ایول
...آه
یادمه یه ماژیک داشتم
ایول، آنا رکسیا رو میشناسی؟
اون مرد زنپوشِ عجیب و غریب رو میگی؟
حرف نداره - دقیقا -
خیلی عجیبه، ولی باحاله - دقیقا -
عاشق ژانر زنپوش و ترسناکم
واسه همین ترکیبش باهم عالیه
میدونی؟ پشمریزونه
ایول، آره
ایناهاش
ایول
"ریور"
باحال شد
امضا رو زدم
ممنون
دمت گرم
خیلیخب - آره -
خداحافظ
خداحافظ، دوستِ من
.ناشناس: میدونم چی کار کردی دیدمت. #پاد_گیت
.فردا ساعت 3:30 بیا سالن تئاتر بهترین دوست
وایسا
تو دیدی؟ - که چی کار کردی؟ -
شب افتتاحیهی مکبث؟
پادگیت؟
دیدم، همهش رو دیدم
لطفا به کسی نگو
اخراجم میکنن - آروم باش دختر -
باشه؟
بهنظرم خفن بود
چز و بقیه بچهها
از دوران ابتدایی، بدجوری اذیتم کردن
...مسخره کردن یه بچهی معلول
خیلی خزه، نه؟
درست نمیگم؟
...ولی خب آدمهای عوضی و مشهور مدرسه
بهشدت رفتار مشابه و قابل پیشبینیای دارن
نمیدونستم معلولی
بهش میگن اکتوپیا کوردیس
اسمش شبیه اسم طلسمهای هری پاتره
ولی قضیهش اینجوریه که موقع بهدنیا اومدن
قلبم خارج از بدنم بود
قبل از شیش سالگی، چهارتا عملِ قلب باز داشتم
ولی خب قلبم رو برگردوندن داخل بدنم
ولی خب سوراخ کونم رو
همون بیرون گذاشتن
ترسناکه، نه؟
زیادی اطلاعات دادم، نه؟
از کجا فهمیدی کار منه؟
نمیدونم، امسال حواسم بهت بود
یه موقع فکر نکنی سمجتمها، شلبی
میدونی، صرفا مواظبت بودم
محض احتیاط
پس نمیخوای ازم اخاذی کنی؟
...نمیخوای مجبورم کنی
کار خاصی بکنم؟...
چرا باید مجبورت بکنم کاری برخلاف میلت انجام بدی؟
روالِ دوستی که اینجوری نیست
"توی پیام بهم گفتی "بهترین دوست
آره، چون گچت رو امضا کرده بودم
...شوخی بود و
ببخشید اگه ترسوندمت
...مو
موردی نداره - باشه -
برنامهت چیه؟
...آم
...اون زنِ توی پمپ بنزین
...صد در صد شیشهایه، ولی
وقتی میگم معلولم، بهم سیگار مفتی میده
تنقلات بگیریم چطوره؟
آره
اون هم بهمون میده
خیلیخب
آره؟ - اوهوم -
بریم
شلبی: دیگه نمیتونم باهات حرف بزنم تو یه دوستِ واقعی نیستی
اگه من رو از سرت وا کنی پشیمون میشی، دوستِ من
اوضاع ردیفه؟
آره - خیلیخب -
ببخشید - نه بابا، چه حرفیه -
خیلی دربارهی ترس صحبت کردم
اینکه برای شجاع بودن، باید کاری که ازش میترسیم رو بکنیم
منظورم این نیست که چشمهاتون رو ببندید
و با سرعت ۱۶۰ کیلومتر رانندگی کنید
نه، نه
منظورم کارهای ترسناکیه که
ته دلمون میدونیم کارهای درستی هستن
♪ یه شعر نشونت میدم ♪
♪ گربهها روی طاقچه میشینن ♪
مثل اینکه از حق خودتون دفاع کنید
آسیبپذیر باشید
♪ چرا حس میکنم هرجا میرم ♪
♪ اضافیام؟ ♪ - عذرخواهی کردن -
♪ دریاچه باید جایی باشه ♪ ♪ که بتونه جریان پیدا کنه ♪
♪ جریان ♪
♪ عقابها باید جایی باشن ♪ ♪ که بتونن پرواز کنن ♪
♪ پرواز ♪
♪ باید جایی باشم که روحم آزاد باشه ♪
♪ ...باید جایگاهم رو توی آسمون ♪
♪ پیدا کنم ♪
♪ پیدا کنم ♪
♪ پیدا کنم ♪
چون میدونید
وقتی با اونجور ترسها مواجه بشید
اتفاقات خوب
و آدمهای خوب
سر راهتون سبز میشن
♪ وقتی بیعرضه باشی ♪
♪ زندگی کسلکنندهست ♪
♪ پس در عوض ♪
♪ بمیر ♪
"بهترین دوست تا ابد: سلام دوست، منتظرتم"
"حذف"
دوست دارم این جلسات پایان سال رو برگزار کنم
تا ببینیم کجای کاریم، چیها بهمون گذشته و داریم به کدوم سو میریم
...شلبی
یکی از دانشآموزهای خوبمه
خیلی دلم براش تنگ میشه
دختر باهوشیه
با استعداد و مهربونه
همهش نمره آ میگه
یه دونه بی داشتم
توی درس تربیت بدنی
بهنظر من که خودش افتخار بزرگیه
و در هرصورت دانشگاه اوبرلین قبول شدی
خب، فکر کنم هنوز نظرمون قطعی نشده
...شاید یه جایی بره
که به باباش نزدیکتر باشه؟
...سال اولت
هرجا که بری
کلاسها همونن - بابا -
میخوام برم اوبرلین
و صرفا مسئله کلاسها نیستن
ریور هم میره همون دانشگاه
...و اون
محبوبترین مرد زندگیمه
نمیخوام از دستش بدم
خیلی احساساتی هستی
درست مثل مامانت
بیا بغلم
همین احساساتی بودن خوبه
هوم
حدس بزن چی شده - چی شده؟ -
بهش گفتم
امکان نداره - آره -
شلبی، این عالیه
جدی میگی؟
گفت هیچ مشکلی نداره
میتونیم توی اوبرلین باهم زندگی کنیم
ولی بهشرطی که کمک هزینه خوبی بهم بدن
قطعاً میدن
چون حرف نداری
این کیه؟ دوست پسر مخفیت؟ - نه -
این چیه؟ - ...صرفا -
یه دختر بیعرضهست که قبلا باهاش رفیق بودم
عجیبالخلقهست
از تخت و ایناش نمیتونه خارج بشه
کل روز رو توی اینترنته
دلم براش میسوزه
ولی خیلی سمی و خطرناکه
جدی میگم
احتمالا یه مرد چاقِ اینسله که نقاب زده
و با کیر کوچولوش
جق و اینا میزنه
.آهــــای! همیشه دوستت خواهم داشت دوستِ من
تو تا ابد بهترین دوستمی
طرف رسماً روانیه
چه کسشعرها؟ [ فکر میکنی میدونی چه کارهایی ازم برمیاد، ولی نمیدونی ]
دقیقا [ فکر میکنی میدونی چه کارهایی ازم برمیاد، ولی نمیدونی ]
روی موبایلم، بلاکش کردم
ولی نمیدونم چرا پیامهاش میاد روی کامپیوترم
وای نه
باید دَک بشه
چی کار میکنی؟
یه لحظه صبر کن لطفا
بوپ، بیپ "بلاک کردن در تمام دستگاهها"
خب، تموم شد و رفت
وایسا، جدی میگی؟
واسه همیشه از زندگیم خارج شد؟
خب، همچنان میتونه موقعی که خوابی
از پشت پنجرهت، بهت زل بزنه
ولی آره، دیگه از طریق اینترنت نمیتونه بهت پیام بده
فکرش رو نمیکردم بتونم ...بیشتر از این عاشقت بشم
...ولی خب
ظاهرا اشتباه میکردم
جدی؟ بیا ببینم
امشب چی کارهای؟
یه ایدهی پشمریزون
و فوق العاده دارم
اینجا کجاست؟
داریم میرسیم
نمیخوام سورپرایز رو خراب کنم
باشه؟ - باشه -
خیلیخب
ببخشید
اینجا کجاست؟ - هیس -
یالا، پیاده شو
...اوه
ریو، از اینجا خوشم نمیاد
یه حس عجیبی بهم دست داد - بیخیال -
چیزی نیست
میخوام بهت نشونش بدم، باشه؟
.باشه، ولی بغلم کن من یه گربهی ترسوئم
من پیشتم، باشه؟
پیشتم
اینجا کجاست؟
کسی اینجا زندگی میکنه؟
نمیدونم
اون صدای چی بود؟
چی؟
ریور؟
اینجا چی کار میکنیم؟
چی کار کردی؟ چرا اومدیم اینجا؟ - آروم باش -
آروم باش شلبی، آروم باش
مشکلی نیست، هی
.معلومه که هست یه چیزهایی هست که هنوز بهت نگفتم
شلبی، آروم باش
شجاع باش، باشه؟ هی، شلبی
سلام دوستِ من
چرا؟
انجامش دادم
تمام کارهایی که تا الان ازم خواستی رو کردم
آوردمش پیشت
تموم شد
تو تنها دوستی هستی که بهش نیاز پیدا میکنم
و حالا میتونیم تا ابد باهم باشیم
دوستِ من
بهترین دوستم
« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::
"پایان"
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.