All language subtitles for The.Devils.Hour.S02E01.480p.WEB.RMT

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

این قسمت به موضوعات حساس از جمله خودکشی و مضامین آن می‌پردازد

بنا به صلاحدید خود، نسبت به تماشای این برنامه تصمیم بگیرید

آنچه گذشت

دژاوو

می‌گن مثل اتصالیِ مغز می‌مونه

یا خدا

درکت از لحظه در مرکز حافظه جریان پیدا می‌کنه

باعث می‌شه حس کنی که قبلا اینا رو تجربه کردی

.من لوسی چیمبرز هستم برای خدمات کودک و خانواده کار می‌کنم

می‌شه بیام تو؟

اگر در رو باز نکنی، می‌شکونمش

نذار وارد این خونه بشه

همه‌ش به‌هم مرتبطه

رویاهات، خاطراتت

[ لوسی چیمبرز کجاست؟ ]

تمام اتفاقاتی که می‌افته و نمی‌افته

من نباید اینجا باشم

من هم همین‌طور

چرا خاصی، گیدین؟

آهنگش رو یادمه

و می‌تونم سوزن رو تکون بدم

اون‌قدر مُردم که حسابش از دستم در رفته

،وقتی می‌میرم و زنده می‌شم تنها چیزی که دارم خاطراتمن

پس خودم رو با جزئیات احاطه می‌کنم

شرارت‌های جهان رو مثلِ متن یک آهنگ، از بر شدم

هرکاری که می‌کنم، هرجا که می‌رم

،همیشه ته‌ش یکی پیدام می‌کنه همیشه هم به دست یک کارآگاه دستگیر می‌شم

.من مامانیت نیستم من مامور قانونم

مگه کَری؟

آروم می‌گیری یا نه؟

چطور همچین کردی؟ - خودم هم نمی‌دونم -

.گفتی زندگیم متفاوت بود نسبت به چی؟

می‌تونم کمکت کنم به یاد بیاری

،به‌خاطر تو زنده موندم حبس و تنهایی کشیدم

منتظر موندم تا برگردی

بدترین اتفاقی که برات افتاده بود رو بهم گفتی

سی سال پیش، جلوی رخ دادنش رو گرفتم

،آخرین‌باری که همدیگه رو دیدیم ازم خواستی این کار رو بکنم

نمی‌دونستی که زندگیت قراره چقدر فرق بکنه

تو اون آدمی که بودی نیستی

لوسی

به یاد بیار، لوسی، به یاد بیار

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

«ساعت شیطانی»

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

[ لوسی ]

مامانی؟

لوسی

خودت که روال کار رو بلدی

اگر باهام حرف نزنی که نمی‌تونم کمکت کنم

،می‌دونی، اوایل که اومدی تا یه ماه هیچی نگفتی

...واسه همین در سکوت

گل کاغذی درست می‌کردیم

ولی به‌نظرم این کارها دیگه به سنت نمی‌خوره

این سری چرا فرار کردی؟

کجا رفتی؟

کلبه مامان

چرا رفتی اونجا؟

قبلا نامه‌ها رو توی کاسه‌ی میوه نگه می‌داشتیم؛

...قبض، کارت تبریک تولد

نامه خودکشی

نمی‌خواستم بخونمش، پس یه جا قایمش کردم که کسی نتونه پیداش کنه

دوست داری توش چی نوشته باشه؟

من رو دوست نداشت

.برام اهمیتی قائل نبود دیگه نمی‌خواست مادرم باشه

چرا می‌خوای همچین چیزی رو توش نوشته باشه؟

چون اونجوری می‌تونم ازش متنفر بشم

و دیگه لازم نیست بهش فکر کنم

خیلی‌خب

،خب، به‌نظرم برای انجام این کار به آرامش نیاز داریم

...باید

کیر توش

کیر توش

کیر توش

.چیزی نیست من پیشتم

.من پیشتم چیزیت نیست

چیزیت نیست

چند سالته؟ - هجده -

می‌شه لطفا کارت شناساییت رو نشونم بدی؟ - نه، توی ماشین جاش گذاشتم -

تاریخ تولدت رو بگو

‫5 دسامبر 19...79

.خیلی کند بود، یه‌بار دیگه چند سالته؟

هجده

پس چرا ممه نداری؟ - خفه شو بابا -

ببین، عمراً اگه بهت مشروب بدن

عه، اون‌وقت تو بهتر از من می‌تونی عمل کنی؟

ببین و یاد بگیر

خب، آماده‌ای اسمت رو بهم بگی؟

خیلی‌خب، اول من می‌گم

من افسر هولنس هستم

می‌تونی نیک صدام کنی

از آشنایی باهات خوش‌وقتم، نیک

.خیلی هم عالی اهلِ کجای ولزی؟

کار خیلی احمقانه‌ای کردی

می‌ری مشروب بی‌کیفیت می‌دزدی؟

حداقل وقتی نمی‌خوای پولش رو بدی

یه لطفی به خودت بکن و یه چیز باکیفیت بردار

ببین، لازم نیست بریم اداره

اسمت رو بگو تا برسونمت خونه

،دو کلام با والدینت صحبت کنم تا تموم شه بره

والدینم مُردن - باشه، تو راست می‌گی -

مدرسه می‌ری؟

نه زیاد

آره، من هم خیلی مدرسه رو می‌پیچوندم

یالا دیگه، بگو خونه‌ت کجاست؟

خیلی‌خب، می‌ریم اداره پس - خیابان پرسی -

خیابان پرسی؟

خیلی هم عالی

...آره، خب

...پدر و مادر ناتنیم، پولدار و مغرورن، پس

آره

خیابون پرسی پر از اینجور آدم‌هاست

اگر بفهمن، عصبانی می‌شن؟

احتمالا پرتم می‌کنن بیرون

،می‌فرستنم یه جای دیگه ...سه ماه دیگه هم هجده سالم می‌شه، پس

خیلی‌خب، اون موقع چی می‌شه؟

،می‌دونی، اگر سوء سابقه داشته باشی کسی بهت کار درست و حسابی نمی‌ده

الان کارِ تو درست و حسابیه؟

خب، پلیس بودن بهتر از دزد بودنه

مزایای خودش رو داره

بلا یونیفرمت رو دوست داره، آره؟

اسم زنم رو از کجا فهمیدی؟

اون عکسه که پشت سرش شمعه خودشه

به‌گمونم اسمش هم روی جعبه زدن

[ شمع‌فروشیِ بلا ]

،خیلی‌خب، بسه دیگه سر به سرم نذار

اسمت چیه؟

لوسی

لوسیِ چی؟

لوسی چیمبرز

خب، آدمِ جزئی‌نگری هستی

از من کارآگاهِ بهتری می‌شی، لوسی چیمبرز

دزدگیر نداریم

به مایک گفتم بهتره بخریم

می‌دونی، یه سری جواهرات طبقه بالا دارم

و خب خیلی گرونه

ولی گفتی هیچی کم نشده؟

یه تیکه‌ش هم برنداشتن

اصلا بعید می‌دونیم که رفته باشه طبقه بالا

،شاید یه چیزی ترسوندتش مثل همسایه یا پستچی

...آره، ولی

مایک، آی‌پدش رو روی میز قهوه‌خوری جا گذاشته بود

،اگر قرار بود چیزی رو برداره آی‌پدش رو برمی‌داشت دیگه، نه؟

آره، درسته

ولی چرا مایکرو ویو برو داشته؟

امکانش هست برگرده؟

.نه، نگران نباش دستگیرش می‌کنیم

آره. خیلی‌خب، ممنون رفیق

همین تازه با همسایه بغلی، ایان صحبت کردم

می‌گه یه ون قدیمی ته خیابون، پارک شده بود

،می‌گه یه نیسان قرمز بوده ولی دیگه اثری ازش نیست

.نیسان قرمز مدلش چی بوده؟

نمی‌دونم، رفیق

حالت خوبه، جاشی؟ حالت خوبه، رفیق؟

یه خرده شوکه شده

نگران برگشتن دزده‌ست

.ولی برنمی‌گرده، رفیق مگه نه؟

اون هم وقتی بابایی هست، هان؟

،راستش دزدی که سرقت ناموفق داشته باشه معمولا یه‌بار دیگه برمی‌گرده

پس پیشنهاد می‌کنم دزدگیر بخرین و درها رو دو قفله کنید

.خیلی‌خب، رفیق چیزی نیست

وای. به‌گمونم بچه نداری، آره؟

.خیلی‌خب، رفیق. چیزی نیست در امانی

.درست می‌شه بابایی پیشته. ازت محافظت می‌کنم

می‌مردی جلوی بچه نگی؟

وای خدا، نمی‌دونم چرا هروقت بچه که می‌بینی، احساساتی می‌شی

احساساتی نمی‌شم - می‌شی -

تو می‌شی از اونایی که سه‌تا بچه، قسط خونه

سگ، چمن‌زن تراکتوری و سیتروئن برلینگو دارن

اگر خوش‌شانس باشم یه زن هم خواهم داشت

یه زن زشت و کوته‌ فکر که حس بویایی نداره

اوه! یه خرده از سرم زیادیه

...گوش کن

،اگر تا 45 سالگی، جفت‌مون مجرد بودیم باهات ازدواج می‌کنم

ولی باید توی تخت‌های جدا بخوابیم و ریش‌هات هم باید بزنی

.ریش یه چیزِ سکسیه این یه ریشِ سکسیه

.نه، سکسی نیست خرده چیپس بینشه

خبری از اون پرونده عجیب نداری؟

فکرکنم دالورثی بود

یکی دزدکی رفته بود داخل خونه و به جز یه شیر اسباب‌بازی

چیزی برنداشته بود

و عجیب‌ترین بخش ماجرا اینجاست که اون اسباب‌بازی رو پس گرفتن

چشم‌های شیره قابل جدا شدن بود و خطر خفه کردن داشت

این دیگه چی بود؟

زمان عجیبی برای آتیش‌بازیه

خیلی رمانتیکه، راوی

این مقدمات رو واسه من چیدی؟ - آره -

به‌خاطر تو، فشفشه دادم دستِ یه مشت بچه روستایی

چیه؟

هیچی

«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::

بفرما - نه، نه، به حساب خودمونه -

.این خانم، جونِ من رو نجات داد اگر به‌خاطر ایشون نبود، الان آواره بودم

بله، رفیق؟

صاحب‌خونه‌ش رو به جرم حمل مواد دستگیر کردم

سخته بخوای از توی زندان اجاره‌ت رو بگیری

چطور اینا رو می‌خوری؟

.خب، نباید اینجوی بخوری مگه آب گازداره؟

گم شو

مشروبِ پیکِ بعدی رو من انتخاب می‌کنم

اوه

بفرما، داری بهش عادت می‌کنی

.نه، اصلا هم این‌طور نیست فردا دهنم سرویسه

هوم

نگاه نکن

چیه؟ - نگاه نکن -

اون زنه که پای باره و لباسش برق می‌زنه - خب چه‌شه؟ -

بدجوری داره زاغ سیاهت رو چوب می‌زنه

نه بابا

براش یه نوشیدنی بخر

تو رو تنها بذارم؟

می‌رم پیش هولنس

بلا می‌کشتش

ذوبش می‌کنه و باهاش شمع درست می‌کنه

شمع با رایحه آبجو

دستگیریش رو باید خودت انجام بدی - دستگیری بلا هولنس رو؟ -

باید یه نیروی ضربت ببریم

آخ

چه‌ته؟

هنوز داره نگاه‌ت می‌کنه

برو دیگه

باشه

کسکشِ حرومزاده

هی! کی این رو گذاشته اینجا؟

اوه! ایناهاش

می‌دونی، دوست پسرت داخله و داره با یه دختر خنگِ خوشگل، صحبت می‌کنه

،دوست پسرم نیست همکارمه، نیک

واسه همین اینجا زانوی غم بغل کردی؟

،زانوی غم بغل نکردم دارم فکر می‌کنم

هرطور میلته

من می‌رم بالا بیارم و بعدش تاکسی می‌گیرم

اوه، سلامم رو به بلا برسون

حتما

ولی بعید می‌دونم سرِ کیف باشه

ولی خب، کسی چه می‌دونه؟

شب به‌خیر، کارآگاه چیمبرز

شب به‌خیر، پسرک عاشق‌پیشه

با کی بودی؟

اسمش چیه؟

النا

معلمه

چه خوب

چی ذهنت رو درگیر کرده، چیمبرز؟

شیر اسباب‌بازی و مایکرو ویو

،همیشه لا به لای هرج و مرج‌ها یه الگویی هست

چیه؟ - یه شب رو استراحت کن -

غرق این افکار نشو

کارمون همینه، راوی

آماندا میلتون و مارگو جکسون، آخرین‌بار دیروز، نزدیک‌های ساعت 5 عصر

در منطقه تمفورد، موقع برگشتن از مدرسه دیده شدن

ماهیت ناپدیدی‌شون فعلا مشخص نیست

اما واکنش ما، سریع و قاطع بوده

داریم با پلیس هکریج، همکاری می‌کنیم

تا مطمئن بشیم که جستجوی لازم انجام می‌شه

و از شهروندانی که اطلاعات مرتبطی دارن تقاضا می‌کنیم

تا بیان و در تحقیقات‌مون کمک‌مون کنن

بیاید این دخترها رو پیدا کنیم و برشون گردونیم خونه

اوه، بی‌خیال

اه! خدایا

اینجا نوشابه ندارن

...اوه

چی دستگیرت شد؟

درباره پرونده جونا تیلور با هولنس، صحبت نکردی؟

.سعی‌م رو کردم چیز زیادی درباره‌ش نمی‌گه

فیلم‌های دوربین‌های مداربسته‌ی انتهای جاده تیلور، در دسترسن

،چندین خونه توی اون مسیرن ولی فقط یک ماشین گم شده

یه نیسان وَنت قرمز

.آره، یادمه نتونستن پیداش کنن

نه، نتونستن

...ولی این

این فیلمِ سه روز قبل از گم شدنِ آماندا و مارگوئه

دوربین یه خونه‌ست که سه خیابون اونورتره

همیشه از اون مسیر برمی‌گردن خونه

بگو ببینم راوی

این یه نیسان وَنت قرمز هست یا نیست؟

ممکنه تصادفی باشه

.این ماشین، مال 20 سال پیشه اصلا هم تصادفی نیست

سیگار داری؟

سیگار کشیدن اینجا ممنوعه - پنجره رو باز می‌کنم -

بازرس دیلن هستم

یه‌بار دیگه بگو، لطفا

چی شده؟

خیلی‌خب، بهشون بگو تا ده دقیقه دیگه می‌رسیم

پیداشون کردن؟

یه مسئله دیگه‌ست

نیا داخل - از پسش برمیام -

یه بچه‌ست، راوی

نباید اون داخل، دلسوزیت رو نشون بدی

همین‌جا بمون و ببین چی دستگیرِ پلیس‌ها شده

خانم‌ها و آقایون، لطفا برید عقب

شوهره سوء سابقه داشته

جرمش ضرب و شتم بوده و عفو مشروط خورده

همسایه می‌گه داشته در رو محکم می‌کوبیده و زنه در رو براش باز کرده

الان کجاست؟ - نمی‌دونیم -

حکم بازداشتش رو صادر کردیم

عجب همسایه‌های باوجدانی

کسی موقع رفتن ندیدتش؟

شین

اسمت شینه، درسته؟

شین، ازت می‌خوام چاقو رو بذاری زمین

فیشر اینجاست

دستشوییِ طبقه بالا

تکرار کن

کیر توش

نه

تکون نخور - مقاومت نکن

کیر توش

بهش دستبند بزن

سوار شو

سرت رو بپا

بذار ببینم

نه، غش می‌کنی

قول می‌دم شجاع باشم

درد داره؟ - آه -

فقط مواقعی که می‌خندم

،خونه هنوز تخریب نشده جای شکرش باقیه

دیوار باربر که نیست - خواهیم دید -

نه، عالی شده عزیزم

ممنون

فردا کارهای زیر شیروونی رو می‌کنم - شوخی می‌کنی -

چرا؟

نمی‌تونی یه دقیقه یه گوشه بشینی؟

الان دارم چی کار می‌کنم پس؟

چی شده، عزیزم؟

واسه این کارها وقت نداریم

پسر یه نفره‌ها

،با خودم گفتم واسه تنوع هم که شده خوبه یه بچه رو پیدا کنیم

کسی گزارش مفقودیش رو نداده؟

نه هنوز

خیلی‌خب

هنور هم می‌گم باید روکش طلا رو انتخاب می‌کردی

بفرماید

طبقه بالاست

سلام عرض شد

.اسم من راویه اسم تو چیه؟

آیزاک

از آشنایی باهات خوش‌وقتم، آیزاک

این دوستم لوسیه

اومدیم برت گردونیم خونه، باشه؟

فکر می‌کنه خونه‌ش اینجاست

آیزاک

اسم مامانیت چیه؟ - لوسی -

فامیلیش رو بلدی؟

چیمبرز

و می‌دونی مامانی کجاست؟

.نه، عزیزم من مامانیت نیستم

.نه، من مامانت نیستم باید هم پیداش کنیم

چون مامانیت حسابی نگرانت می‌شه

تو مامانمی

نه، من مامانت نیستم

.شاید شبیه مامانتم موهاش مثل موهای منه؟

فرق داره

چه فرقی داره؟

اوه... عزیزم

هی، ناراحت نشو

طوری نیست

اگر دردناک باشه، گریه کردن ایرادی نداره

بعضی وقت‌ها گریه کردن حس بهتری به آدم می‌ده

چی کار کنیم؟

نمی‌دونم - خب، لابد بچه یکی هست دیگه -

از آسمون که نیومده

به خدمات کودک و خانواده زنگ می‌زنیم

یه سرپناه براش پیدا می‌کنیم

...نه

آیزاک، باید همین‌جا بمونی

نه، برش می‌گردونیم اداره

.آره، خوبه تا کِی؟

چون ما پرستار بچه نیستیم

ببخشید، گفتی اسمت چی بود؟

.نه، نذارم روی حالت انتظار ...حق

اوه

خدمات کودکان و خانواده فوق العاده‌ست - مثل همیشه مفید واقع شدن؟ -

راب شا. این اسم رو یادت باشه

مرتیکه عوضی

شرمنده

نمی‌دونم وقتی رسیدیم اونجا باید چی کار کنیم. ول کنِ من نیست

به‌نظرت چه اتفاقی براش افتاده؟ - نمی‌دونم -

عجیبه که کسی گزارشش نکرده

به‌نظرت کسی ترکش کرده؟

نه

کی همچین کاری می‌کنه آخه؟ - کسی که تحملش بریده باشه -

گذاشتتش پیش یه خانواده دیگه

امکانش هست

حالت خوبه؟

آره. دستم خواب رفته

عزیزم، بیا اون یکی دستم رو بگیر

روز عجیبیه

پیچ بعدی رو بپیچ سمت چپ

سربازرس چیمبرز، بفرماید؟

چی؟

چی شده؟

سر و ته کن

چیه؟ - سر و ته کن -

همین‌جا بمون

یکی رو پیدا می‌کنم که بچه رو ببره اداره

به‌نظرت خودشونن؟

درها رو قفل کن

چیزی نیست

.الان برمی‌گرده طوریت نمی‌شه

چطوره یه‌کم موسیقی گوش کنیم؟

دوست داری؟

زود برمی‌گرده

ظاهراً یکی می‌خواسته با وزنه سنگین بندازتشون ته دریا، ولی گره طناب باز شده

ته جاده، یه قایق‌فروشی هست

می‌گه این چند شب اخیر یه ون اینجا پارک بوده

چه‌جور ونی؟

قرمز بوده. مدلش رو بلد نیست

ممکنه مرتبط نباشن

همه‌چیز به‌هم مرتبطه

آیزاک

آیزاک؟

یه لحظه ازش چشم برداشتم‌ها

انگار آب شد رفت توی زمین - بچه‌ها آب نمی‌شن برن توی زمین -

.جایی واسه قایم شدن نداره همه‌جا رو گشتم

اون تو چی؟

قفله

خب که چی؟

کمکی ازم برمیاد؟

چیز دیگه‌ای نیست که بخوای بگی؟

اگه دوباره تعریف کنی می‌تونه مفید باشه

تا همه‌چیز رو واضح بفهمیم

نه

باشه

پرس و جوی پلیس با هارولد اسلید در ساعت 17:32 به پایان رسید

با عقلت جور درمیاد؟ - تازه رسیدم، برام تعریف کن -

.نمی‌خواسته بهشون آسیب بزنه ...فقط می‌خواسته

نگه‌شون داره

ببخشید، سم بوید هستم

افسر کارآگاه بوید، تازه از اداره پلیس لندن به اینجا منتقل شده

یعنی چی می‌خواسته نگه‌شون داره؟

خب، می‌گه جنبه جنسی نداشته

جنبه جنسی نداشته؟

کلید اون در، توی گاوصندوقش بود

توی لپ‌تاپش هم پورن کودک بود

پس باهاشون چی کار می‌کرده، نیک؟

به گفته خودش، هیچی

پس چطور مُردن؟

طرفدار پروپاقرصِ چایکوفسکیه

زنش با بلیط هواپیمای پراگ و بلیط اجرای دریاچه قو، سورپرایزش کرده

ساک‌هاش رو از قبل براش بسته بود و دیگه وقت نکرده بود دوباره به بچه‌ها سر بزنه

بدون آب و غذا، ول‌شون کرده بود

...پس، وقتی برگشتن

،منتظر جواب پزشکی قانونی هستیم ...ولی نظریه‌مون اینه که بر اثرِ

تشنگی مُردن

ای وای

باید خودش رو می‌کشت

چرا خودش رو تحویل داد؟

تهدید شده بود

یکی موقع سر به نیست کردن اجساد دیده بودش

توی تاریکی خفتش کرد و چاقو گذاشت بیخ گلوش

طرف یک مرد سفیدپوسته

قد بلند و لاغره، لهجه اسکاتلندی و موی جوگندمی داره

سُم شکاف‌دار و شاخ‌های بزرگ هم داره

اسلید می‌گه، شیطان بوده که اومده ببرتش جهنم

یارو بهش گفته که می‌تونه آینده رو ببینه

دقیق می‌دونسته که اون دخترها کجا و کِی پیدا می‌شن

پس شیطان مجبورش کرده بدزدتشون - نه، نه -

شیطان مجبورش کرده اعتراف کنه - ...ببخشید -

یک نیسان ونت قرمز رو با آدمربایی‌ها مرتبط دونسته بودی

...خب

ولی جزئیات مو به مو داد

دال بر سلامت عقلیش نیست

یارو روانیه

...نه، نه، می‌دونم، ولی

نمی‌تونه اتفاقی باشه خب

حدس بزن ماشینِ شیطان چیه؟

آه

اسمش ایدن استنره

.چند جا چاقو خورده وقتی رسیدیم، مُرده بود

...می‌دونی، عضو گنگ‌ها می‌شن و

دیر یا زود سر به نیست

حالت خوبه، رفیق؟

آره، خوبم

می‌خوای بری یه هوایی بخوری؟ - نه -

کار گنگستر نبوده

از کجا می‌دونی؟

شاهدها، گفتن که ضارب یک مرد لاغرِ پنجاه الی شصت ساله بوده

موهاش سفید و لهجه اسکاتلندی داشته

تاحالا اینورها ندیده بودنش

.از بچه‌ها اظهاریه بگیرید مظنون رو هم چهره‌نگاری کنید

حکم بازداشتش رو صادر و فیلم دوربین‌های مداربسته‌ی

ساختمان‌های رو به رو و دوربین‌های ترافیک در شعاع 16 کیلومتری رو چک کنید

دیگه همچین فرصتی نصیب‌مون نمی‌شه

اسلید می‌گه، شیطان بوده که اومده ببرتش جهنم

فیلم‌های دوربین‌های مداربسته‌ی انتهای جاده تیلور، در دسترسن

،چندین خونه توی اون مسیرن ولی فقط یک ماشین گم شده

یه نیسان وَنت قرمز

.آره، یادمه نتونستن پیداش کنن

همه‌چیز به‌هم مرتبطه - نمی‌تونه اتفاقی باشه خب -

این یه نیسان وَنت قرمز هست یا نیست؟

سُم شکاف‌دار و شاخ‌های بزرگ هم داره

طرف یک مرد سفیدپوسته

قد بلند و لاغره، لهجه اسکاتلندی و موی جوگندمی داره

حدس بزن ماشینِ شیطان چیه؟

ارتباطی بین چندین پرونده پیدا کردیم

که ربایش جونا تیلور در 12 سال پیش هم مرتبطه

اون هم دیده شدن یک نیسان وَنت قرمزه که تا الان پیدا نشده

گزارش رویتش رو با داده‌های سیستمِ شناسایی خودکار شماره پلاک، ارجاع متقابل دادیم

به‌نظر میاد همیشه در یک نقطه پر حادثه، ناپدید می‌شه؛

ثورنام گرین

،بیش‌ترش زمین زراعیه مسیرش یک خطیه

،پهپادهای تجسس نتونستن ردش رو بزنن ولی این رو پیدا کردیم

قبلا اقامتگاه تفریحی بوده

صاحبش، چند وقت پیش مُرد

.کسی صاحبش نشد اساساً باید خالی باشه

،ولی طبق تصاویر حرارتی خالی نیست

نظریه فعلی‌مون اینه که مظنون اینجا قایم شده

...طرف به‌شدت زیرکه

و به احتمال زیاد، مسلح هم هست

واحد فرماندهی تسلیحات تاکتیکی جزئیات رو در اختیارِ افسران مسلح می‌ذاره

ولی ما شب‌هنگام وارد عمل می‌شیم

.اون هم بی سروصدا جاده رو می‌بندیم

غافلگیرش می‌کنیم

زمان تقریبی رسیدن به هدف، 30 ثانیه

به عقیده ما، مظنون همچنان در محله

به محض رسیدن، طبق نقشه پیش برید

امنه

درخواست مراقبت پزشکی دارم

!همه‌جا امنه مظنون اینجا نیست

تمامی واحدها وارد عمل بشید

پشتیبانی هوایی بفرستید - دریافت شد -

سیرا، اسکار، 43،مرکز

اثری از مظنون هست؟

سیرا، اسکار، 43،مرکز

...بازرس دیلن هستم، درخواستِ

لطفا همون‌جا بایست

گفتم همون‌جا بایست

خودتی، دیلن؟

واقعا باز هم می‌خوایم همچین کاری بکنیم؟

می‌خوام بهت بگم راهت رو بکشی و بری ولی می‌دونم چنین کاری نمی‌کنی

!همون‌جا بایست دست‌هات رو بذار روی سرت

.نمی‌تونی من رو شکست بدی به تمام حرکاتت آگاهم

فقط بذار رد بشم

نمی‌شه

خیلی‌خب

بیا سریع تمومش کنیم بره

نزدیک‌تر نیا

گفتم جلو نیا

یه نگاه دقیق‌تر بهش بنداز

آره، قطعا خودشه

شماره پلاک رو هم بردار

پیاده رفته

رد پاها به همه جهت اشاره دارن

این بنزینه

خانم؟

خب این با گازوئیل کار می‌کنه

ژنراتور هم همین‌طور

این یعنی یه ماشین دیگه داره

فقط یه رد لاستیک هست

پس پیاده فرار کرده

بعدش سوار اون یکی ماشینش شده که نزدیک جاده اصلی، پارک کرده

نقشه این محدوده رو برام جور کن

برید، برید - برید، برید -

بجنبید - گفتم بجنبید -

پلیس مسلح - پلیس مسلح -

سربازرس چیمبرز، جواب بده

به‌گوشم

یکی از افرادمون مجروح شده

صدام رو می‌شنوه؟

معلوم نیست

استراحت کن، باشه؟

دیگه تموم شد

گیرش انداختیم

بی‌شرف رو گیرش انداختیم

بهم غذا ندادن

خوبه

من «بازرس لوسی چیمبرز» هستم از شهربانی هارت ولی

امروز 11 نوامبره و ساعت 21:42 دقیقه‌ست

می‌شه اسمت رو برای صورت‌جلسه بهمون بگی؟

گیدین شپرد

آقای شپرد، شما به اتهام قتلِ

ایدن استنر و کانر لارسون دستگیر شدید

همین؟

چند نفر رو تا الان کشتی، آقای شپرد؟

بیش‌تر از دوتا

می‌دونی این بار چندمیه که چنین مکالمه‌ای می‌کنیم، سربازرس چیمبرز؟

یعنی چی؟ - زندگی یک چرخه تکراریه -

و طی هر تکرار

من و تو، توی این اتاق می‌شینیم

تو ازم سوالاتت رو می‌پرسی و من هم حقیقت رو بهت بگم

و بهت هشدار می‌دم که اگر حرفم رو باور نکنی، چه اتفاقی می‌افته

چه اتفاقی می‌افته، آقای شپرد؟

نوشته‌هام رو خوندی

سعی کردم

باید دستخطت رو بهتر کنی

همه‌ش همین رو بهم می‌گی، کارآگاه

چه اتفاقی می‌افته، آقای شپرد؟

هفده مُرده

یازده‌تا بچه

،دیگه نمی‌تونم جلوش رو بگیرم ولی تو می‌تونی

چی کار کردی؟ - کارِ من نبوده -

من اون آدمی نیستم که تو فکر می‌کنی

،وقتی به من نگاه می‌کنی شیطان رو می‌بینی

...شیطان اصلی اون بیرونه

در سایه‌ها کمین کرده

قسمت تار لبه تصویر

چهره‌ش رو نمی‌شناسم، ولی هم من دیدم چه کارهایی ازش برمیاد، هم تو

...سال بعد، 17 مُرده، 11 بچه

...آقای شپرد، باید

به معاینه روانی ارجاع‌تون بدم - به معاینه روانی ارجاع‌تون بدم -

می‌افتم زندان، خودکشی می‌کنم

روز از نو، روزی از نو

ولی همیشه و هر سری کارمون به اینجا می‌کشه

من حریفِ تو نمی‌شم، لوسی

پس ازت می‌خوام بهم ملحق بشی

به تو ملحق بشم؟

...این یه‌بار رو می‌رم

زنده می‌مونم

حبسم رو می‌کشم و منتظر می‌مونم

،هروقت آماده صحبت بودی جام رو بلدی

...تا اون موقع

گفتنی‌ها رو گفتم

می‌دونی، سکوت در دفاع ازت تاثیری نداره

نظری ندارم

سربازرس چیمبرز هستم

خانم، افسر کارآگاه بوید هستم - به‌گوشم، بوید -

دارم سوابق بخش تحقیقات جنایی رو بررسی می‌کنم

حدود پنج دقیقه پیش به آتش‌نشانی زنگ زدن

یک خونه در خیابان سیکمور درایو با شماره پلاک 7، آتیش گرفته

چرا داری این رو بهم می‌گی؟ - ...آخه -

ماه پیش اونجا بودید، خانم

همون خونه‌ایه که توش آیزاک رو پیدا کردن

کارآگاه چیمبرز

همه رو خارج کردید؟

این‌طور به‌نظر میاد

دارن سوختگی‌های مادره رو مداوا می‌کنن

اوضاع مرتبه، خانم؟

،چیز خاصی نیست صرفا یه حسی بهم دست داد

دژاوو

آیزاک؟

آیزاک، داخلی؟

منم لوسی

لوسی چیمبرزم. می‌شه بیای بیرون، آیزاک؟ ما نباید اینجا باشیم

بابایی سردم کرد

دلیلی برای ترسیدن نیست

نتونستم جلوش رو بگیرم

جلوی چی رو؟

آتیش

عزیزم، لازم نیست جلوی آتیش رو بگیری

.همه حال‌شون خوبه آتش‌نشان‌ها دارن خاموشش می‌کنن

تا اینجا دنبالم اومد

منظورت چیه؟

آیزاک؟

ساعت چنده؟

دیروقته

عجیبه که راه‌ت دادن

از مزایای شغلمه

گفتم باید با همکارم صحبت کنم

و مسئله پلیسی و فوریه

اوه، خوش به حالم

آره، دروغ گفتم

فقط می‌خواستم پیش یکی باشم

حالت خوبه؟

نه

نه، فکرکنم دارم دیوونه می‌شم

من هم همین‌طور

می‌تونیم باهمدیگه دیوونه بشیم

ایده خوبیه

درد داری؟

اوضاعم خیلی هم بد نیست

خوبه

می‌دونم

اومدنم به اینجا دیوانگیه

این ممکنه آخرین فرصتم باشه

وقتی برام نمونده

نه، این‌طور نیست

من و تو تا دلت بخواد وقت داریم، کارآگاه

مثل من، به این زندگی برمی‌گردی

همون‌طور که همیشه برگشتیم

،با این تفاوت که دفعه بعد مطمئن می‌شیم متفاوت باشه

تا چه حد تغییر می‌کنه؟

مطمئن نیستم

یک پروانه با بال زدنش طوفانی عظیم به‌پا می‌کنه

،می‌تونم جونِ مادرت رو نجات بدم ولی بعدش، تسلیم آشوب می‌شیم

و آشوب، بیدارت می‌کنه

باعث می‌شه این مکالمه رو به یاد بیاری

...پس اگر این کار رو بکنیم

...اگر نذاری مادرم خودکشی کنه

همه‌چیز رو از دست می‌دم

.هم از دست می‌دی، هم به‌دست میاری مسیر متفاوتی خواهی داشت

راوی رو فراموش می‌کنم

از اولش هم قرار بود فراموشش کنی

،ولی اگر بیدار بشی می‌تونیم همه‌شون رو نجات بدیم

من نباید اینجا باشم - چرا، باید باشی -

لوسی

این پرونده رو مثل کف دستت بلدی

تمام جزئیات وحشتناکش با روحت، عجین شده

.نه‌تنها ریگبی، بلکه بقیه هم همین‌طور مدرسه‌ها، اتاق بازی

خلاصه‌ش کنید

باید جلوشون رو بگیریم، لوسی

کنارم بهت نیاز دارم

خیلی‌خب

باشه

حالت خوبه؟

چیزی نیست

یکی کمک کنه

چی شده؟ - آمبولانس خبر کن -

چیزی نیست

خوب می‌شی

راوی

همین‌جام

چیزی می‌خوای برات بیارم؟

دستم رو ول نکن

تنها چیزی که همیشه بهش نیاز داشتم، تو بودی

این رو می‌دونی، درسته؟

بی‌خیال، چیمبرز

به‌نظرم داری یه‌کم شلوغش می‌کنی

من رو خیلی خوش‌بخت کردی

دوباره همدیگه رو خواهیم دید

بهت قول می‌دم

پیدات می‌کنم

دوستت دارم، لوسی چیمبرز

راوی

من همین‌جام

صدای موسیقی می‌شنوم

پس اگر این کار رو بکنیم همه‌چیز رو از دست می‌دم

.هم از دست می‌دی، هم به‌دست میاری مسیر متفاوتی خواهی داشت

رویاهامون نمی‌تونن بهمون آسیب بزنن، لوسی

دیگه نمی‌تونن

هنوز خبری نشده؟

،اصلاً نه گریه می‌کنه، نه می‌خنده نه عصبانی می‌شه

...فقط

آیزاک

آیزاک

راه رو باز کنید

«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::

به خودت فشار نیار، حرف نزن - آیزاک -

حالش خوبه - کجاست؟ -

حالش خوبه. تحت مراقبته - اومد بیرون؟ -

اومد بیرون. همسایه‌ها پیداش کردن

راوی اینجاست؟

راوی؟ - ...راوی -

...راوی. راوی دیلن، شوهرم

لوسی

یادت میاد چی شد؟

یادم میاد

همه‌چیز رو یادم میاد

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.