Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Fereshteh
[دانه های برف در هفت شب شکوفا و پژمرده شدند] [درست مثل یک دیدار کوتاه و فراق ابدی]
[شامگاه برفی]
=قسمت چهارم=
[تالار زمستان، دره داروسازان]
رئیس شوئه
امروز اومدم
ازت تشکر کنم
نجات جون بقیه وظیفه ی طبیب هاست
درضمن قبلا هزینه شو پرداخت کردی
نمی خواد دوباره تشکر کنی
اندازه یه بیمار دستمزد گرفتی
ولی علاوه بر مو آر
جون خواهرم
و من رو هم نجات دادی
قبلا
درموردت اشتباه می کردم
فکر می کردم یه آدم پولکی و سنگدل و
بی احساسی
ولی وقتی دیدم جونت رو برای
نجات مو آر تو غار یخ به خطر انداختی
فهمیدم که اشتباه کردم
همه ی این چیزها باعث شد بفهمم
درسته که ظاهرت سرده
ولی قلبا
آدم گرم و مهربونی هستی
اگه تو نبودی
تا الان هفت تا کفن پوسونده بودم
درضمن
بهم گفتی
یه نسخه باستانی برای درمان مو آر پیدا کردی
حتم دارم پیدا کردنش
خیلی سخت بوده
خلاصه که
خیلی ممنونم
به نظر من که واسه تشکر نیومدی
اومدی نسخه رو بگیری
واقعا اومدم تشکر کنم
...ولی خب درسته
نسخه رو هم می خوام
بهم گفتی
وقتی کامل خوب بشم
نسخه رو بهم میدی
میشه حالا بهم بدیش؟
تا فردا صبر کن
ممنون رئیس شوئه
این پنج مورد
همه داروهای باستانی نادر هستن
اینقدر ارزشمندن که
همه ی کسایی که تو دنیای رزمی هستن می خوانشون
با یکیش
یه تهذیب گر
می تونه قدرت درونیش رو افزایش بده
و یه بیمار
می تونه به طرز معجزه آسایی درمان بشه
ولی معلوم نیست که این نسخه
واقعا جواب بده
اگه بتونه جون مردم رو نجات بده
پس حتما جواب میده
درضمن
تو جون یه نفرو نجات ندادی
جون سه نفرو نجات دادی
شاگرد هفتم
بانو چیو شوی
رئیس شوئه
این نسخه
تو کتاب های باستانی اومده
شایدم صرفا
تراوشات ذهنی باستانی ها باشه
هیچکس تا حالا امتحانش نکرده
نمی دونم واقعا جواب میده یا نه
رئیس شوئه
فقط نسخه رو بهم بده
برای نجات مو آر
همه ی تلاشمو می کنم
این نسخه پنج قرص طلاییه
مواد اولیه ش سماروغ هفت برگ
از دریاچه مقدس فرقه ماه
گل ققنوس لاجوردی از قصر ابر سفید
زبان اژدها
از صخره های کوه جون در دونگ تینگ
کوکنار برفی از کوهستان چینگ لینگ برفی
و مروارید خون اژدهای ده هزارساله ست
اینایی که گفتی
همه داروهای باستانی خیلی نادر و پرخاصیتن
حتما می تونن خوبش کنن
تند نرین
این پنج دارو
سرتاسر دنیا پخش شدن
و سخت به دست میان
درضمن این پنج دارو
همه گنجینه هایی هستن که
در اختیار فرقه های دنیای رزمیه
به دست آوردنشون سخت و خطرناکه
حتی اگه شده تا اون سر دنیا هم برم
و همه ی خطرها رو به جون بخرم
میرم و به دستشون میارم
خوب فکراتو بکن
اگه به زور بگیریشون
واسه خودت
دشمن تراشی می کنی
اونوقت همه تو رو
هدف می گیرین
جونت تو خطر میفته
اگه بتونم مو آر رو نجات بدم
جنگیدن با دنیای هنرهای رزمی
و از دست دادن جونمم برام مهم نیست (م: خنگی دیگه چیکارت کنیم)
مرگ آسون ترین کار دنیاست
همه ی مشکلات رو حل می کنه
ولی هر دارویی که به دست بیاری
امیدت بیشتر میشه
می ترسم یه وقت
چهار تاش رو به دست بیاری
ولی آخری رو نتونی
اونوقت همه ی زحماتت به باد میره
و به خاک سیاه میشینی
دردش از مرگ هم بدتره
حالا که یه راهی واسه نجات مو آر پیدا کردم
نگران آینده نیستم
حالا که تصمیمتو گرفتی
می تونی امروز عازم شی
ممنون رئیس شوئه
شوانگ هونگ
پنج دارو رو که پیدا کردی
بذارشون تو این جعبه
تا خواص شون از بین نره
تا وقتی هم که مشغول جمع آوری هستی
بانو چیو شوی می تونه مو آر رو بیاره
تا هر از گاهی معاینه ش کنم
همه ی تلاشمو می کنم تا شرایطش رو ثابت نگهدارم
ممنون رئیس شوئه
رئیس کار داره
لطفا خودتون تشریف ببرید
خیلی ممنون
رئیس
شاگرد هفتم هنوز
نشان وارون سرنوشت دستشه
هنوزم از دره نرفته
میرم ازش بگیرمش
وایستا
می تونیم تا وقتی داروها رو
به دست میاره صبر کنیم
خب چند وقت طول می کشه؟
سه سال؟ پنج سال؟
راست میگه
چند وقت طول می کشه؟
شیائو هوان
بیرون سرده
با مو آر سوار کالسکه شو
می خوام با ارشدم یکم حرف بزنم
باشه بانو
مراقب باش
ارشد
به دست آوردن اون داروها خیلی سخته
باید حسابی مراقب باشی
اول میرم فرقه ماه
تا سماروغ هفت برگ رو به دست بیارم
فکر نمی کنم خیلی خطرناک باشه
خواهر
وقتی برگشتی
حسابی مراقب مو آر باش
به بقیه برادرهام سپردم
مراقب تو و پسرت باشن
ارشد
من برنمی گردم فرقه شمشیر
برگردم فقط خاطرات دردناک یادم میاد
پس می خوای بری کجا؟
چونگ هوا یه خونه تو گواژو داره
آب و هوای اونجا خوبه
فکرامو کردم
مو آر رو می برم اونجا تا حالش بهتر شه
ارشد
درسته که به چونگ هوا قول دادی
ولی تا آخر عمرت که
نمی تونی مراقب ما باشی
آخرش باید ازدواج کنی و تشکیل خانواده بدی
بچه دار هم میشی
من و مو آر هم
...باید بریم سر خونه زندگی خودمون
خواهر
من به خاطر قولم
مراقب تو و پسرت نیستم
می خوام جبران
محبت های استادم رو بکنم
من و تو
با هم تو فرقه قله بلند آسمانی بزرگ شدیم
مگه بین ما
رابطه ی
خواهر و برادری رزمی نیست؟
تا وقتی مو آر خوب نشده
من نمی تونم به خودم اجازه بدم
که به چیز دیگه ای فکر کنم
واقعا؟
بهت قول میدم
درسته
تو همیشه
سر حرفت می مونی
اگه تو نبودی
...مو آر حتما تا الان مرده بود
نگران نباش
هر چه زودتر اون داروها رو جمع می کنم
تا مو آر رو درمان کنیم
ارشد
از وقتی چونگ هوا مرد
...من
ازت متنفر و
بیزار بودم
خیلی باهات سرد رفتار کردم
...من
امیدوارم ازم ناراحت نباشی
طبیعیه که ازم متنفر باشی
تازه تو قلب من
تو همیشه مثل خواهرمی
واسه چی ازت ناراحت باشم؟
ارشد
مراقب خودت باش
تو هم مراقب باش
[روستای لونگ من]
برگشتی [روستای لونگ من]
[روستای لونگ من]
امشب با هم نوشیدنی بخوریم؟ [روستای لونگ من]
امشب با هم نوشیدنی بخوریم؟
مشکلی نیست
بریم
مراقب باش خودتو نسوزونی
باشه
رئیس
رئیس
حواست به حرارت باشه
عجله نکن
باشه - باشه -
رئیس
رئیس
دخترها دست بجنبونین
روستایی ها به زودی می رسن
رئیس
برو بین روستایی ها پودر دارویی توزیع کن
باشه
بانو لی
دوستان
امروز رئیس مون
برای همه
پودر دارویی آماده کرده
بعد از مشاوره
برین اونجا نفری یه کیسه بگیرین
رفتین خونه با آب بخورینش
ممنون رئیس - ممنون رئیس -
بیاین بگیرین
باشه
رئیس خیلی مهربونه
جناب لی
این نسخه رو بگیر و
ببر اون پشت داروتو بگیر
باشه
ممنون رئیس
جناب
معنی اینا چیه؟
رئیس مون
می دونه که پسر بزرگ تون
امسال برای آزمون سلطنتی میره پایتخت
و شما نگران هزینه سفرش هستین
برای همین اینو براتون آماده کرده
نمی تونم قبولش کنم
واقعا نمی تونم
رئیس
این چند سال گذشته
مجانی درمان مون کردین
حتی یه یتیم خونه هم برامون ساختین
تا بچه های
بی سرپناه مون
یه سقف بالای سرشون داشته باشن
...ما هیچوقت نمی تونیم جبران
همیشه پسرت رو
می بینم که داره
به ضعیف ها تو کار کشاورزی کمک می کنه
حتم دارم از مقامات خوب میشه
اگه اون نبود
منم فکر آماده کردن این به سرم نمیزد
درضمن
این پول رو مجانی نمیدم
یه جور وام در نظر بگیرش
هروقت موفق شد
می تونی بهم پس بدی
رئیس
ممنون، ممنون
ممنون، رئیس
اوه راستی
داشت یادم می رفت
من و همسرم
این سیب زمینی شیرین ها رو
خودمون پرورش دادیم
خیلی ارزشمند نیستن
لطفا قبول شون کنین
آره
هدیه ی خیلی ارزون قیمتیه
لطف کردین. قبولشون می کنم
شوانگ هونگ و بقیه عاشق سیب زمینی شیرینن
ولی لطفا دیگه همچین کاری نکنین
تو دره داروسازان
ما هرچی بخوایم داریم
باشه - درسته -
برین داروتونو بگیرین
بریم
باشه
بانو
نگران نباشین
بانو لی سرما خورده
طبق این نسخه یه جوشونده درست کنین
و سه بار در روز بدین بخوره
خوبم استراحت کنه
خیلی هم فکر و خیال نکنه
اینم داروهاش
براتون بسته بندی کردم
باشه
ممنون - بریم -
که پولکی و هوس بازه
جالبه
چله ی زمستونه
صد دفعه گفتم بادبادک هوا نکن، گوش نمیدی که
[مهمان خانه پینگ آن]
بذار ببینم [مهمان خانه پینگ آن]
!آی [مهمان خانه پینگ آن]
[مهمان خانه پینگ آن]
چی شده؟ [مهمان خانه پینگ آن]
حالش خوب بود که [مهمان خانه پینگ آن]
[مهمان خانه پینگ آن]
داشته بادبادک هوا می کرده پاش پیچ خورده [مهمان خانه پینگ آن]
داشته بادبادک هوا می کرده پاش پیچ خورده
وسط زمستون کی بادبادک هوا می کنه آخه؟
بادبادک مال توئه؟
ممنون
بذارین یه نگاه بهش بندازم
دردم میاد
یواش تر
تحمل کن
پات پیچ خورده
ممکنه یکم دردت بیاد
تحمل کن
حالت چطوره چو آر؟
حالا پات رو تکون بده
خیلی بهتر شد
ممنون جناب
ممنون
خیله خب
از کمکت ممنونم قهرمان جوان
کاری نکردم که
این مغازه کوچیک مال منه
چطوره بیای تو یه استراحتی بکنی؟
نیازی نیست
تو سفرم عجله دارم
خیلی نمی مونم
پس یه لحظه همینجا وایستا
بریم
یه کوزه شراب بیار
یکم پنکیک بهاری هم
بپیچ لای بقچه
وایستا
الان برمی گردم
یه لحظه وایستا
...قهرمان
!قهرمان جوان
...ای بابا
به چی زل زدی؟
رهبر جیائو عاشق پاکیزگیه و یه ذره خاک هم تحمل نمی کنه
همتون
زیر و روش رو
تمیز کنین
چشم
وایستا
!برو عقب
قبلا قوانین حالیت نمیشد
عیبی نداشت
ولی از امروز
چون وارد قصر شدی
باید از قوانین قصر پیروی کنی
از حالا به بعد وقتی رهبر جیائو رو دیدی
حواست باشه که زانو بزنی و تعظیم کنی
فهمیدی؟
پس به دوست خوبت
لیه شینگ فکر کن
یادته چطوری این کارو می کرد؟
بیا تو
[قصر یوان یی]
رهبر جیائو به سلامت باد
...رهبر جیائو
به سلامت باد
میائو شوی
می تونی بلند شی
انتظاراتم رو برآورده کردی
تو یه قاتل مادرزادی
چهار سال تو میدان شیو لو بودی
و راه خودت رو باز کردی
می خوام به رهبر جیائو خدمت کنم
بیا جلو
چشم
از امروز به بعد
تو بهترین قاتل
قصر یوان یی هستی
می خوام یه چیزی بهت بدم
این شمشیر اسمش لی شوئه
سال هاست گنجینه ی منه
تیغه ش نازک و سبکه
آهن رو مثل ماست می بره
از حالا به بعد
مال توئه
یادت باشه
این واسه
گل چیدن نیست
حالا می تونی بری
ممنون رهبر جیائو
چه دستوری دارین رهبر؟
می خوام کمکم کنی
یه چیزی رو پس بگیرم
سماروغ هفت برگ از فرقه ماه
سماروغ هفت برگ از فرقه ماه؟
چشم جادوییت
می تونه ذهن بقیه رو تحت اختیار خودش بگیره
ولی هنوز وقتش نشده
ازش استفاده نکن
متوجه شدم
برو
اگه بتونه کمکم کنه
اون گنج رو پس بگیرم
می تونم سریع تر
از این سطح تهذیب عبور کنم
و وارد یه قلمرو دیگه بشم
بابت به دست آوردن همچین زیردست توانایی بهتون تبریک میگم
اگه مهارت هاتون پیشرفت کنه
بازگشت به دشت های مرکزی
و تسلط به دنیای رزمی
براتون آب خوردن میشه
ولی چشم
ذات پلیدی داره
...می ترسم
منم دقیقا
یه آدم سنگدل لازم دارم
اون الان
تیز ترین شمشیر منه
واسه چی ولم کردی؟
پسرجون
نترس
[رهبر جیائو کاخ یوان یی، چانگ وو جوئه] نترس
[رهبر جیائو کاخ یوان یی، چانگ وو جوئه]
بیا پیش من [رهبر جیائو کاخ یوان یی، چانگ وو جوئه]
بیا پیش من
تو کی هستی؟
[چشم جوان]
واقعا کی هستی؟ [چشم جوان]
واقعا کی هستی؟
بیا
بیا اینجا
من کمکت می کنم
از حالا به بعد اسمت چشمه
تا وقتی سه تا سوزن طلایی داخل بدنش
حافظه ش رو مهر و موم کنن
گذشته ش یادش نمیاد
یادت نره که یکیش رو
بفرستی اونجا
حواست باشه
نشان وارون سرنوشت به دست اون فرد برسه
چشم
[دره داروسازان مقبره پشت کوهستان]
بعد از این همه سال
هنوز رئیس رو درک نمی کنی؟
اون هیچوقت
نمی ذاره خودمونو دخالت بدیم
[شوئه زی یه جوان] [شوئه زی یه جوان] [شوئه هوای جوان]
!یالا، برو
!مامان
!بگیریدشون
!تعقیب شون کنین
این همه سال
درمورد حقیقت حادثه اون سال
تحقیق کردم
آرسنیک روی این تیغه
تنها سرنخمه
امیدوارم
با همین سرنخ
بتونم مسئول حادثه ی اون سال رو پیدا کنم
رئیس روستا
عموها و خاله ها
همه ی تلاشم رو برای تحقیق می کنم
امیدوارم یه روزی ماه از پشت ابر بیاد بیرون و
روح شماها به آرامش برسه
رئیس
رسیدیم دره داروسازان
[رئیس فرقه ماه، جینگ]
شما؟
مگه نمیگن دره داروسازان بدون هیچ سوالی
بیمارها رو درمان می کنه
و فقط دوتا چیز می خواد؟
حالا که اومدین دره داروسازان
پس باید قوانین رو بدونین
بیارش
نشان وارون سرنوشت و صدهزارتا مبلغ مشاوره
هردوش همینجاست
برای درمان تو دره داروسازان
فقط بیمار می تونه وارد دره بشه
حداکثر یه همراه می تونه باهاش بره
بقیه
باید بیرون منتظر بمونن
پایین کوه منتظرم باشین
رئیس
اینجا دره داروسازانه
جاییه که توش بیماری ها رو درمان می کنن
بهم صدمه نمی زنن
بله
از این طرف
رئیس
لطفا همینجا منتظر بمونین
این بانوی زیبا
باید رئیس شوئه باشه
لباس سیاه با نماد ماه
و تتوی رستگاری ابدی
احتمالا تو
رئیس فرقه ماه هستی
من بانوی زیبا خطابت کردم
واسه چی تو هم ازم تعریف نمی کنی؟
همه که
خوششون نمیاد بانوی زیبا خطاب بشن
درضمن بدون اجازه زیبا خطابم کردی
اصلا خوشم نیومد
پس اشتباه از من بود
فکر می کردم رئیس دره داروسازان
یه پیرمرد حریص و
هوس باز و
زشته
انتظار نداشتم
همچین بانوی زیبا و
خوش سر و زبونی باشه
هنوز حرف مون تموم نشده و
داری حمله می کنی
اینطوری به مهمونات
خوش آمد میگی؟
با استفاده از مهارت هات جاخالی دادی
حالا نقاط شن چیو و چی هایت
داره می سوزه و تیر می کشه
الانم نقاط چوچی و تیان جینگت
طوریه که انگار یه مار سرد نیشش زده
درست گفتم یا نه؟
از دید من
داری علائم مسمومیت از خودت نشون میدی
مسمومیت؟
من از بچگی
همه جور سمی امتحان کردم
گیریم طرف
بتونه منو
مسموم کنه
اونقدر تجربه دارم که
بفهمم مسموم شدم یا نه
هیچ طبیبی نمی تونه خودش رو درمان کنه
درسته که استاد استفاده از سمی
ولی اغلب سموم از زیر چشمت در میرن
بدترین بخش این سم
اینه که
تو اندام های
حیاتیت خونه کرده
خودشم نشون نمیده
برخلاف باقی سم ها
که قوی و خشن هستن
به راحتی شناسایی نمیشه
گردنت رو ببین
...این
با طب سوزنی
سم رو آوردم نزدیک پوست
علامت کمرنگ
مانجوشاکای رستگاری روی گردنت
نشونه ی مسمومیته
از رئیس دره داروسازان همین انتظارم داشتم
با یه نگاه علت رو شناسایی کردی
پس اون همه زحمتی که
واسه به دست آوردن نشان وارون سرنوشت کشیدم
و راه درازی که از کوهستان لینگ جیو تا اینجا طی کردم
بیهوده نبود
پس لطفا بفرما داخل
تا با دقت نبضت رو بگیرم
باشه
نبض قوی، سریع و نرمه
علتش سم گوئه
با وجودی که سریعه، نرمم هست
که یعنی هنوز قابل درمانه
یعنی کار کیه؟
چه دارویی می خوای استفاده کنی؟
دارو لازم نیست
با طب سوزنی درمانت می کنم
شب و روز سفر کردم تا به اینجا رسیدم
واقعا خسته ی راهم
میشه یه چند روزی استراحت کنم
بعد درمان شم؟
من برای استفاده از
طب سوزنی دلیل دارم
پس یه روز استراحت چی؟
اگه عجله ای واسه درمان نداری
همین الان تشریفت رو ببر
چطوریه که تو
از منی که رئیس فرقه ام
کم صبر تری؟
تو دره داروسازان
تو در وهله اول یه بیماری
بعدش رئیس فرقه ماهی
حالا فهمیدم
بیخود نیست که دست تنها تونستی
دره داروسازان رو
تو این سن کم مدیریت کنی
باشه پس هرچی تو بگی
هرچی زودتر خوب بشم بهتر
می تونم زودتر برگردم فرقه ام
تا جلوی مشکلاتی که
ممکنه در نبودم پیش بیاد بگیرم
آماده شین
چشم
تو هم اینجایی
یه نگاه بنداز
این براتون خوش یمنی میاره
واقعا؟
آره
سبزی دارم بدو بیا این ور بازار
سماروغ هفت برگ
تو مقبره باستانیه
چند تا نگهبان داره؟
نگهبان نداره
ظاهرت که آدم رکیه
از من به تو نصیحت
هنوز واسه برگشت دیر نشده
از هشدارت ممنونم
ولی باید برم
مقبره باستانی نوک کوهستان لینگ جیو واقع شده
با یه جنگل محاصره شده
تک تک درخت ها
با آب آرسنیک دار خاص فرقه ماه آبیاری میشن
برای همین به شدت سمی هستن
[کوهستان لینگ جیو فرقه ماه] برای همین به شدت سمی هستن
[کوهستان لینگ جیو فرقه ماه]
و بخار سمی تولید می کنن [کوهستان لینگ جیو فرقه ماه]
[کوهستان لینگ جیو فرقه ماه]
باید سریع بری داخل و بیای بیرون [کوهستان لینگ جیو فرقه ماه]
باید سریع بری داخل و بیای بیرون
معطل نکن
تله های مقبره باستانی هم
هیچی ازشون نمی دونم
خیلی ها اومدن
دنبال سماروغ هفت برگ
ولی هیچکدوم شون
زنده برنگشته
[جنگل سمی فرقه ماه]
چه بخار مسموم قوی ای
رئیس فرقه
رئیس فرقه؟
[مقبره باستانی فرقه ماه]
تو کی هستی؟
من رئیس فرقه ماه ام
آ جینگ
آرسنیک
متعلق به فرقه ماهه؟
بله
عرض ادب به بزرگان فرقه ماه
من هو جان بای از فرقه شمشیر
می خوام بچه یکی از دوستانم رو نجات بدم
برای همین به فرقه ارجمند شما اومدم
تا سماروغ هفت برگ تون رو قرض بگیرم
عذرمی خوام که مزاحم استراحت تون شدم
امیدوارم منو ببخشید
اگه در آینده
فرقه ماه به چیزی احتیاج داشت
از هیچ تلاشی برای کمک
فروگذار نمی کنم
چیزی از
روستای مو تو وولینگ می دونی؟
روستای مو
تو وولینگ رو یادت میاد؟
...روستای مو
یادمه
چی می دونی؟
زود بگو
شنیدم رئیس سابق
و راهب می خوان
به روستای مو حمله کنن
بالغ بر صد نفر از ساکنین روستای مو قلع و قمع شدن
پس واقعا کار فرقه ماه بود
...من
مطمئن نیستم
چرا مطمئن نیستی؟
خوب فکر کن
سال چهارم هوی جیا
شب سال نو
تو روستای مو منطقه وولینگ
فرقه ماه چیکار کرد؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Fereshteh
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.