All language subtitles for Snowy.Night.Timeless.Love.EP03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

[دانه های برف در هفت شب شکوفا و پژمرده شدند] [درست مثل یک دیدار کوتاه و فراق ابدی]

[شامگاه برفی]

[قسمت سوم]

رئیس شوئه

بانو چیوشوی کجاست؟

مو آر با گریه از خواب بیدار شد

الان داره آرومش میکنه

باید بیاد دیگه

رئیس شوئه

خواستین بیایم اینجا

مربوط به بیماری مو آر هستش؟

وقتی بانو چیو شوی اومدن

بهتون میگم

رئیس شوئه

قبل از رسیدن یین آر

لطفا همه حرفات رو بزن

اون اخیرا خسته شده

نمیتونه ضربه روحی دیگه ای رو تحمل کنه

بیماری مو آر

قابل درمان نیست

غیر ممکنه

وضعیت مو آر

توی دو روز گذشته خیلی بهتر شده

باید قابل درمان باشه

چیزی که الان به عنوان بهبودی میبینین

فقط به این دلیله که

چند تا از نقاط حیاتیش رو مهر و موم کردم

تا بیماریش موقتا سرکوب بشه

اما این روش

فقط موقتا میتونه

زندگیش رو حفظ کنه

در آینده، در زمانی نامعلوم

بیماری شعله ور میشه و میمیره

و از این به بعد هر روز

در درد و رنج زندگی خواهد کرد

چطور ممکنه؟

چرا این اتفاق افتاده؟

هیچ دلیلی وجود نداره

بیماری مو آر

از اول غیر قابل درمان بود

درست نیست

وقتی وارد دره شدیم

خودت گفتی

بعد از سه روز

وضعیت مو آر بهتر میشه

خودت گفتی

وقتی پیشنهاد کمک دادم

فقط تلاشم رو می کردم

اگه فقط داشتی تلاشت رو می کردی

چطور اینقدر اعتماد به نفس داشتی که

فقط سه روز طول می کشه؟

حتی اگه فقط یه بارقه امید وجود داشته باشه

یه طبیب همیشه تمام تلاشش رو می کنه

اگه این رو نگفته بودم

مو آر تا الان

زنده نمیموند

رئیس شوئه

دیروز توی کلبه طب

از ملازم پرسیدی

به مو آر آب داده یا نه

حالت خواهر اونموقع عجیب بود

به خاطر اینه که

مو آر شانس زنده موندن نداره؟

صرف نظر از هر گونه تغییر در این بین

بیماری مو آر

درمان نمیشه

نباید بهتون

امید کاذب میدادم

متاسفم

حالا که مو آر اینجا درمان نمیشه

در این دنیای وسیع

باید طبیب های معجزه آسای دیگه ای هم وجود داشته باشن

به بتونن درمانش کنن

میرم وسایلمون رو جمع میکنم

مو آر رو میبرم پیش یه طبیب مشهور دیگه

اگه میتونی اینطوری فکر کنی

پس خوبه

رئیس شوئه

لطفا به خواهر در مورد

وضعیت مو آر چیزی نگو

براش روزنه ای از امید باقی بذار

گاهی اوقات

احساس گناه و سرزنش خود

بیشتر از شمشیر صدمه میزنه

این یه واقعیته که من نمیتونم درمانش کنم

کمبود از مهارت های طبابت منه

قبول دارم

به شوانگ هونگ میگم

صد هزار تیل تون رو برگردونه

بیا همین جا راهمون رو جدا کنیم

ممنون که مراقب مو آر بودی

یه توصیه آخر برات دارم

بدونین چه زمانی باید تسلیم شی

دیگه تلاشت رو هدر نده

من قسم خوردم

از هر دوی اونا به خوبی مراقبت کنم

تا زمانی که مو آر هنوز زنده ست

تا زمانی که پرتوی امیدی هست

من هرگز تسلیم نمیشم

هر کاری که در توانم باشه انجام میدم

تا مو آر درمان بشه

تا زمانی که پرتو امیدی هست

من هرگز تسلیم نمیشم

مردم همیشه میگن راهی برای اجبار کردن چیزها وجود داره

چون غیر از ایمان

کار دیگه ای از دستشون بر نمیاد

برگشتین بانو

مادرت برگشته

بانو قضیه چیه؟

چهره تون خیلی ضعیف به نظر میرسه

شیائو هوآن

برو برام یه لباس ضخیم پیدا کن

بانو

لباس های ضخیم همه اینجان

برو دوباره نگاه کن

چشم

مو آر

ناامیدت کردم

ناامیدت کردم

نتونستم

سالم

به دنیا بیارمت

همش تقصیر منه

در زندگی بعدی

...در زندگی بعدی

خواهر

شاگرد هفتم

بانو شیائو هوآن

چرا خواهر نیومده؟

بانو همین الان اینجا بودن

ازم خواستن برم از ارابه

چندتا لباس ضخیم بیارم

اما

لباس های ضخیم همه داخل اتاق هستن

این انگشتر یشم

توسط همسر ارباب به خواهر داده شده

هیچوقت از خودش جداش نمیکرد

بانو شیائو چنگ

خواهرم رو ندیدین؟

دیدم بانو چیو شوی

به سمت کوه پشتی میرن

وقت داروهای مو آر هستش

چرا همه رفتن؟

رئیس

بانو چیو شوی

مو آر رو توی اتاق رها کرده

و ناپدید شده

شاگرد هفتم رفت کوه پشتی دنبالش

خواهر

نزدیک تر نشو

خواهر

اینجا چیکار میکنی؟

ارشد

نگاه کن

از اینجا که نگاه میکنی

شبیه کوه پشت فرقه قله بلند آسمانی نیست؟

وقتی توی فرقه قله بلند آسمانی بودیم

همیشه منو به کوه پشتی می بردی

از مهارت های سبک بالی مون برای پرواز به سمت درخت صنوبر استفاده میکردیم

تا روی قله کوه، برف رو تماشا کنیم

نمیدونم اون درخت هنوز اونجاست یا نه

هست

باید باشه

بیا برگردیم فرقه قله بلند آسمانی

مو آر هنوز به فرقه قله بلند آسمانی نرفته

دیگه نمیتونیم برگردیم

از زمانی که با خانواده شو ازدواج کردم

دیگه راه برگشتی برام نمونده

ارشد

حرفایی که توی

مراسم خاکسپاری چونگ هوآ گفتم رو

فراموش کن

ارشد

واقعا آرزو می کنم

کاش هیچوقت باهات آشنا نمی شدم

تو کل زندگیمو خراب کردی

شاید

حالا هر دومون باید همه چیو رها کنیم

خواهر

لبه این صخره خطرناکه

اول برگرد

میتونیم با صحبت کردن همه چیو حل کنیم

مو آر هنوز منتظرته

نزدیک تر نیا

دیگه گولم نزن

شنیدم رئیس شوئه

بهت گفت

مو آر هیچ شانسی نداره

هر لحظه ای که زندگی می کنه

رنج بیشتری براش به همراه داره

چطور ممکنه؟

یه طبیب معجزه آسا پیدا کردم

میگه میتونه مو آر رو درمان کنه

بیا مو آر رو ببریم دیدنش

باشه؟

غیر ممکنه

رئیس شوئه بهترین طبیب جهانه

چطور ممکنه یکی

بهتر از اون وجود داشته باشه؟

غیر ممکنه

تا زمانی که انسان زنده ست

امید هم هست

اگه الان سقوط کنی

دیگه راه برگشتی نداری

آره

راه برگشتی نیست

اگه اون روز برای شیر دادن

به مو آر غفلت نمیکردم

...اون الان

...همش تقصیر منه

من محکومش کردم

ارشد

خواهش میکنم

لطفا اجازه نده مو آر

باقی مونده زندگیش رو درد بکشه

خواهر

ارشد

دیگه نمیتونیم به عقب برگردیم

ولم کن

هو جان بای

...ارشد

ارشد

بانو چیو شوی - ارشد -

لان لان

زود باش بانو چیو شوی رو برگردون دره

تا استراحت کنه

چشم

پایین صخره بی غم

پر از پوشش گیاهیه

شاید هنوز روزنه ای از امید وجود داشته باشه

شوانگ هونگ

به همه بگو برن پایین

و همه جا رو بگردن

باید برش گردونیم

چشم

بریم

♫ شاخه ای حرکت می کنه، با باد می رقصه♫

♫نور ماه هزاران مایل میتابه تا صحرا رو پر کنه♫

♫به تمام دنیا سفر کردم تا در یک شعر ثبتش کنم♫

شاگرد هفتم

شاگرد هفتم شاگرد هفتم

شاگرد هفتم

شاگرد هفتم.شاگرد هفتم.شاگرد هفتم

شاگرد هفتم.شاگرد هفتم.شاگرد هفتم

شاگرد هفتم

برادر هفتم.برادر هفتم

♫ یک خمره شراب تازه و یک اجاق گرم دارم♫

اینجا نیست

دقیقا کجاست؟

اینجا هم نیست

شاگرد هفتم

فنگ لیو

برو دنبال شوئه یائو

اونوقت شاگرد هفتم رو پیدا میکنیم

باشه

♫دودلی های من باعث پشیمانی زیادی شده♫

ارشد رو پیدا کردین؟

جناب هو رو پیدا کردیم

♫وقتت رو با من خواهی گذروند؟♫

اما زخمی شده

♫چند بار آستینم باهاش برخورد کرد ،می خواستم دستم رو نگه دارم♫

با مهارت های رزمی شاگرد هفتم

با اینکه از صخره افتاد

نباید بیهوش می شد

♫ توصیف احساسات سخته اما آرزو دارن قلب و روح من رو سوراخ کنن♫

باید به این دلیل باشه که

بیشتر انرژی درونیش رو به شما منتقل کرد

فرصتی برای بهبودی نداشت

♫به کوه ها و رودخانه ها خیره میشم و به دنبال مکانی برای بازگشت هستم♫

واسه همین انقدر زخمی شده

تلاشم رو برای درمانش میکنم

♫با این حال خانه واقعی من در عمیق ترین بخش نگاه تو نهفته ست♫

به عنوان جبران در نظرش بگیر

♫یک خمره شراب تازه و یک اجاق گرم دارم♫

♫وقتی آسمان نزدیک به برفه میتونم یک نوشیدنی بخورم♫

♫اگه برگردم، حاضرم تمام روزها و شب هام رو تسلیم کنم♫

♫ حاضری با من سفر کنی؟♫

ریشه رهمانیا

آتل

♫ یک خمره شراب تازه و یک اجاق گرم دارم♫

♫وقتی آسمان نزدیک به برفه می تونم یک نوشیدنی بخورم♫

پارچه

♫دودلی های من باعث پشیمانی زیادی شده♫

♫وقتت رو با من خواهی گذروند؟♫

تاندون ها و استخوان هاش آسیب دیدن

رحمانیای روی این پارچه

باید روزی ده بار عوض بشه

بعد از آتل های بامبو، نباید جابجاش کرد

به تدریج بهبود پیدا میکنه

چشم رئیس

رئیس شوئه

وضعیت ارشد چطوره؟

هنوز زنده ست

[کاخ یوآن یی]

در کاخ یوان یی

رهبر جیائو، چانگ وو جوئه

دهه‌هاست که در مناطق غربی کون لون داره

مخفیانه مهارت های الهی اش رو تقویت می کنه

اون فوق العاده وحشیه

و پنج حکیمش

حتی بدنام ترن

الان دارن همه چی رو بهم میریزن

میخوان برگردن

و بر دنیای هنرهای رزمی تسلط پیدا کنن

[اتاق گل کاخ یوآن یی]

[کاخ یوان یی، پنج حکیم، میائو شوی]

[کاخ یوان یی، پنج حکیم، میائو هو]

[کاخ یوان یی، پنج حکیم، مینگ لی]

زنده باد رهبر جیائو

[کاخ یوان یی، رهبر جیائو، چانگ وو جوئه]

وقتش رسیده

برین

اطاعت

اطاعت

[چشم ها]

[لیه شینگ]

خیلی خونسردی

مراقب باش که خوابت نبره

یا ممکنه برات کمین کنن

واقعا خوابی؟

همگی

نوبت شماست

[میدان لیو شو کاخ یوان یی]

تا به امروز در میدان شیو لو جنگیدین

این آخرین

نبرد شماست

همه اطرافیان رو بکشین

جز خودتون

فقط آخرین نفر

میتونه از میدان شیو لو بره

شروع کنین

فقط آخرین بازمانده

میتونه بشه بهترین

قاتل رهبر جیائو

و از کلی شکوه و ثروت بهره مند بشه

عوضی ها

بیاین هیجان انگیزترش کنیم

تا حد مرگ بزنینش

لگدش کنین

میائو کونگ

میتونی اون حیوون رو بکشی؟

[کاخ یوان یی، پنج حکیم، میائو کونگ]

هیچ کس تا به حال از اونجا

زنده بیرون نیومده بود

جالبه

دست از مبارزه بردارین

رهبر جیائو احضارتون کردن

زخم هاش خوب شدن

چرا بیدار نمیشه؟

درسته که جراحات خارجیش شدید بود

اما روی نصف النهار قلبش تأثیری نداشته

بعد این همه

درمان و مراقبت

باید تا الان خوب می شد

...ارشد

برادر ششم

خواهر

برادر ششم

خواهر

خواهر

...برادر ششم

...برادر ششم

رئیس شوئه

حالش چطوره؟

تو این مدت

روش های زیادی رو امتحان کردم

تا بیدارش کنم

ممکنه بخاطر این باشه که

به طریق دیگه مجروح شده؟

روح اش به شدت آسیب دیده

انگار بار سنگینی روی دوشش هست

درمان بیماری های جسمی آسونه اما درمان بیماری های قلبی سخته

میدونی

چی باعثش شده؟

...شاید

شاید به خاطر اتفاقیه که نیم سال پیش افتاد

نیم سال پیش؟

...نیم سال پیش

گفتن شاگرد ششم فرقه شمشیر،شو چونگ هوآ

در راه رفتن به کاخ یوان یی

روی صخره دریای شهاب سنگ کشته شد

هو جان بای اونو کشت؟

شو چونگ هوآ شوهر من بود

پدر مو آر

نیم سال پیش

چونگ هوآ خیلی از بزرگان

فرقه شمشیر رو زخمی کرد

به دشت مرکزی خیانت کرد و به کون لون غربی فرار کرد

رئیس نان گونگ به ارشد دستور داد

بره دنبال چونگ هوآ

قبل از رفتن به من قول داد

چونگ هوآ رو سالم برگردونه

اما در آخر

فقط خبر مرگ چونگ هوآ رو آورد

شو چونگ هوآ بزرگان رو مجروح کرده

هو جان بای،یک خائن رو کشته

قابل درکه

ولی بازم

چونگ هوآ و اون برادران قسم خورده بودن

اون ارشد منه و من خواهرشم

ما با هم بزرگ شدیم

صرف نظر از اینکه باید احساسات کی رو در نظر میگرفت

نباید اینقدر بی رحمانه می کشتش

علاوه بر این، رئیس فقط

دستور دستگیری چونگ هوآ رو صادر کرده بود

مجازات چونگ هوآ

باید توسط فرقه تصمیم گیری می شد

اون مستقیما

زندگی چونگ هوآ رو گرفت

مو آر بدون پدر

به دنیا اومد

شوهرت رو هم از دست دادی

میتونم ببینم که

ازش دلخور هستی

بعد از اینکه برگشت

بی خیال و بی غم بود

درست مثل قبل

با دیدن اون حالتش

فکر کردم قضیه چونگ هوآ

براش مهم نیست

اگه واقعاً اهمیت نمی داد

سازه تگرگ برفی دره من

تبدیل به توده ای از سنگ های شکسته

و یخ خرد شده نمی شد

رئیس شوئه

خواهش میکنم هر طور شده

بیدارش کن

هر چی نباشه من خواهرشم و اون ارشدمه

ما با هم بزرگ شدیم

علاوه بر این،اون زندگیش رو به خطر انداخت

تا من و مو آر رو نجات بده

شاگرد هفتم

خودشو بی بند و بار نشون میده

حتی نزدیکانش

نمیتونن آشفتگی درونیش رو درک کنن

شو چونگ هوآ بزرگان فرقه اش رو مجروح کرد

کشته باشدش که چی؟

عواطف انسانی

به سادگی سیاه و سفید نیستن

اگه یه آدم معمولی و بی عاطفه بود

کشتن یکی به هیچ جاش نبود

...اما شاگرد هفتم

یه احمق لجبازه

قول داد که حواسش به

چیو شوی یین و فرزندش باشه

با اینکه

زن و بچه خودش نیستن

به خاطر یه قول

خودش رو به دام انداخت

رئیس

واسه همیشه

بیهوش نمیمونه مگه نه؟

گاهی اوقات

احساس گناه و سرزنش خودت

بیشتر از شمشیر صدمه می زنه

من قسم خوردم

از هردوی اونا محافظت کنم

تا زمانی که مو هنوز زنده ست

تا زمانی که پرتو امیدی هست

هرگز تسلیم نمیشم

تلاش ناامیدانه اون آدم

برای نجات مو آر

درست مثل اون زمانِ منه

متواضعانه از رئیس لیائو میخوام منو به عنوان شاگرد بپذیرن

از زمانی که جد من

دره داروسازها رو تأسیس کرد

افراد بی شماری برای تحصیل اومدن اینجا

اما تعداد کمی

موفق میشن

میدونی چرا؟

[شوئه زی یه جوان]

خوندن طب فقط در مورد نظریه های طب نیست

یک نوع تهذیب هم هست

تا حالا فکر کردی

به چه سطحی از تهذیب میخوای برسی؟

رئیس لیائو یک بار گفت

که رئیس تانگ پیر

یه بار کسی که سال ها

یخ زده بود رو بیدار کرده

اگه بخوام شوئه هوآی رو نجات بدم

این سطح تهذیب من خواهد بود

راه درمانگر سخت و طولانیه

[رئیس قبلی دره داروسازها، لیائو چینگ ران]

حتی اگه بتونی

به ماهرترین طبیب تبدیل بشی

شوئه هوآی رو

نمیتونی نجات بدی

تا زمانی که پرتو امیدی هست

هرگز تسلیم نمیشم

زی یه

چرا هنوز نخوابیدی؟

مادربزرگ

باید برم چند تا کتاب رو بررسی کنم

مگه تو

قبلا همه رو حفظ نکردی؟

[کتابخانه دره داروسازها]

♫ آدم باید در زندگی بر چند تا غلبه کنه؟♫

هنوز دنبال یه راه واسه

درمان اون بچه ای؟

♫عشق سخت ترین مانع است♫

یا میخوای زندگی

شاگرد هفتم رو نجات بدی؟

اون بچه یه بیماری لاعلاج داره

♫ما مثل بادبانی تنها هستیم در دنیای پهناور♫

و شاگرد هفتم هنوز بیدار نشده

واسه همین

تو دوراهی هستی

♫همیشه در حال رانشم، به دنبال ساحلم♫

اینطوری مردد بودن

سَبک تو نیست

تا زمانی که پرتو امیدی هست

نباید به راحتی تسلیم شیم

حتی اگه الان امیدی نباشه

♫چرا از سردی سرنوشت بترسیم؟♫

یه لحظه بعد

ممکنه وجود داشته باشه

♫اگه شب خلوت باشه چراغت میشم♫

خودتو جاشون میذاری و مراقبشون هستی

اما در این دنیا

بیماری های صعب العلاج زیادی وجود داره

♫و بقیه زندگیمون رو روشن میکنم♫

مهم نیست چقدر در طبابت مهارت داری

نمیتونی سرنوشت رو معکوس کنی

♫چه سرنوشت باشد چه مصیبت، درگیر تقدیر میشم♫

چسبیدن به امید واهی

به خوبی پذیرش واقعیت نیست

فقط اینطوریه که

میتونی ادامه بدی

♫به سلامتی مینوشیم چند تا شب برف اومده؟♫

♫گذشته با تاریک شدن شب محو میشه♫

♫یک عمر با یک نفر و یک قلب همه برای یک گرمای زودگذر هستن♫

♫ ذره ذره، روز به روز، سال به سال، تکه های خاطره♫

♫ گردهمایی ها، جدایی ها، شادی ها و غم ها جنبه های بی شمار زندگی♫

♫ به برف و باد زودگذر نگاه میکنم پشیمان نیستم♫

رئیس

رئیس

خبر بد

شاگرد هفتم

شاگرد هفتم

رئیس

بیماریش باعث برگشت انرژی حیاتی شده

انرژی یانگ اندام های داخلیش از کار افتاده

و عروق قلبش آسیب دیدن

دیگه نمیتونیم غفلت کنیم

بهت اعتماد کردم

اما نتیجه چی شد؟

چونگ هوآ و مو آر

نتونستی هیچکدوم رو نجات بدی

چرا؟

خواهر

برادر هفتم

وقتی برادر قسم خورده شدیم گفتیم

ثروت و بدی، زندگی و مرگ رو با هم تقسیم می کنیم

چرا من مردم

در حالی که تو هنوز زنده ای؟

چرا نمیتونی کسی رو نجات بدی؟

چرا؟

تو به من قول دادی

گفتی از زن و بچه ام مراقبت می کنی

تو به من قول دادی

نمیتونی کسی رو نجات بدی

منتظر چی هستی؟

نمیتونی کسی رو نجات بدی

تو به من قول دادی

نمیتونی کسی رو نجات بدی

...نمیتونی کسی رو نجات بدی

تو به من قول دادی

نمیتونی کسی رو نجات بدی

تو به من قول دادی

ارشد

خواهر

هو جان بای

یه نسخه قدیمی پیدا کردم

که میتونه مو آر رو نجات بده

فقط اگه بیدار شی میتونی نجاتش بدی

سریع بیدار شو

بیدار شو

هو جان بای؟

تویی

الان گفتی

یه راهی برای

درمان مو آر پیدا کردی

حقیقت داره؟

توی یه کتاب باستانی

یه نسخه قدیمی پیدا کردم

دقیقاً با علائم مو آر مطابقت داره

عالیه

چند وقته اینجا دراز کشیدم؟

بیش از سه ماهه

خواهر کجاست؟

بیرونه

صداش میزنم بیاد تو

...اون

حالش چطوره؟

بیدار شده

ممنون رئیس شوئه

ارشد

ارشد

بالاخره...بالاخره بیدار شدی

خواهر

ارشد

تقصیر منه که بی پروا بودم

نباید از صخره می پریدم

نزدیک بود بکشمت

دیگه همه چی گذشته

درسته

انسان تا وقتی زنده ست

باید امید داشته باشه

مو آر بالاخره فرصتی برای نجات یافتن داره

به لطف رهبر جیائو

موفق شدیم زنده بمونیم

رهبر جیائو

آوردیمشون

منتظر چی هستین؟

سریع بیاین به رهبر جیائو احترام بذارین

زنده باد رهبر جیائو

چرا در برابر رهبر جیائو زانو نمیزنین؟

خوبه

اینکه زنده موندین

و از میدان لیو شو گریختین

کار کمی نیست

با این حال، فقط نخبه ترین مبارزان

برای موندن در کنار من مناسب هستن

شما دو تا

با اون آدم های بی فایده فرق دارین

یکی از شما چابکی یک خرگوش فراری رو داره

دیگری حرکاتی به خشنی عقاب داره

طاقت ندارم

یکی تون بمیره

این چطوره؟

امشب به شما دو نفر اجازه انتخاب میدم

اونی که تا صبح زنده میمونه

تبدیل میشه به

قاتل برتر کاخ یوآن یی

ولی

اگه هردو تا صبح

زنده موندین

اجازه میدم هردوتون برگردین

از رحمت رهبر جیائو سپاسگزارم

میتونین برین

رهبر جیائو

واقعا بهشون اجازه میدین

کوهستان رو ترک کنن؟

واقعا فکر می کنی چنین مکان مقدسی

باید چنین چیزهای کثیفی داشته باشه؟

ببخشید رهبر جیائو

متاسفم

فوراً براتون تمیزشون می کنم

فقط دارم اذیتت میکنم

نگاه کن

ماه در شرف غروبه

سحر نزدیکه

اگه بتونیم تا سپیده دم دووم بیاریم

میتونیم از اینجا بریم

بعد از اینکه از کوه پایین رفتیم

راهمون رو جدا می کنیم

و دیگه هرگز همو نمی بینیم

فرض کن اتفاق های اینجا

همه کابوس بودن

و همه رو فراموش کن

...ولی

به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد

مردم ساده لوح

سزاوار مردن هستن

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.