All language subtitles for Snowy.Night.Timeless.Love.EP02

af Afrikaans
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak Download
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Fereshteh

[دانه های برف در هفت شب شکوفا و پژمرده شدند] [درست مثل یک دیدار کوتاه و فراق ابدی]

[شامگاه برفی]

=قسمت دوم=

[دره داروسازان، کلبه طب]

خیلی وقته که بیهوشه

تو نقطه ی شی شوانش طب سوزنی انجام بدین تا هوشیاریش رو به دست بیاره

چشم

خدایان

لطفا سلامتی رو به مو آر برگردونین

رئیس

شیائو چنگ، لان لان

همه نوبتی حواستون بهش باشه

خوب ازش مراقبت کنین

چشم

واسه چی هنوز اینجان؟

احتمالا این بیماری صعب العلاجه

آره

رئیس شوئه

رئیس شوئه

مو آر بیدار شد؟

بیدار شده

بیماریش چیه؟

اون نارس متولد شده

مادرزادی مشکل داره

بدنش ضعیف و شکننده ست، نمی تونه خودشو سرپا نگهداره

انرژی حیاتش ته کشیده

و باعث شده انرژی یین درون

و انرژی بیرونی یانگش کاهش پیدا کنه

میشه گفت شرایطش بحرانیه

جونش به مو بنده

همینکه تا اینجا کشیده

خودش جای تعجب داره

خب

رئیس شوئه، می تونین درمانش کنین؟

البته

ولی تا سه روز آینده

هیچکدوم تون

نباید پا تو کلبه طب بذارین

سه روز؟

سه روز تمام نمی تونیم

مو آر رو ببینیم؟

ولی از موقعی که دنیا اومده

یه لحظه هم ازم جدا نشده

تازه الانم که به هوش اومده

من مادرشم

یکم درکم کنین

می خوای ببینیش؟

شدنیه

ممنون رئیس شوئه

پس می تونی برداریش و

همین الان از دره ببریش

اینطوری هر روز می تونی ببینیش

...من

رئیس شوئه، حالا که

همچین درخواستی کردی

یعنی که مطمئنی

مو آر

بعد از سه روز خوب میشه؟

واسه من زرنگ بازی در میاری؟

وقتی میگم سه روز یعنی سه روز

اگه بهم اعتماد دارین

سه روز صبر کنین

اگرم ندارین

راه بازه

خواهر

حالا که اومدیم دره داروسازان

بیا این سه روزم دندون رو جیگر بذاریم

رئیس

می خواین اون دو نفرو

ببرم روستای لونگ من پایین کوه بمونن؟

ببرشون اتاق مهمون

طبق قوانین دره داروسازان

خانواده بیمار

باید پایین کوه اقامت کنن

فقط بیماره که

می تونه تو دره بمونه

رئیس، برای چی واسشون استثناء قائل شدین؟

نکنه به خاطر اینه که می خواین

شاگرد هفتم خوشتیپ و جذاب رو

...ببینین

شاگرد هفتم سازه مون رو نابود کرد

ولی به جای اینکه به زور بیاد

برگشت بیرون دروازه موند

حتم دارم رئیس

به این کار شرافتمندانه ش احترام میذاره

برای همین این کارو کرد

که اینطور

برین ترتیب کارها رو بدین

چشم - چشم -

اونجان

باشه

یه لحظه وایستا

تمومه؟

بریم

تقریبا

بریم

کارمون که تموم شد برمی گردیم

یه کمکی میدی

باشه

بانو

شیائو هوان

یه روز شده

برو یکم استراحت کن

...بانو، ولی من

هرچی میگم بگو چشم

باشه

شوئه هوای

می دونی چیه؟

[شوئه هوای] امروز یکی رو دیدم

داشت خودشو به هر دری میزد

تا یه بچه رو نجات بده

مثل تو که

واسه نجات من

همه چیزتو به خطر انداختی

برادر ششم

امروز روز سوگند برادری مونه

من شو چونگ هوآ

من، هو جان بای

آسمان رو شاهد میگیریم و از امروز به بعد

قسم می خوریم تا برادر یکدیگر باشیم

[شو چونگ هو، ششمین شاگرد فرقه شمشیر] تا شریک سختی های هم باشیم

و با همه چیز با هم رو به رو شیم [هو جان بای هفتمین شاگرد فرقه شمشیر]

برادر ششم

برادر هفتم

به سلامتی

[چیو شوی یین، همسر شو چونگ هوآ]

تو سال های گذشته تا به الان

همیشه من و تو با هم زیر ماه می نوشیدیم

حالا

فقط خودمم

تک و تنها این شراب تلخ رو می نوشم

سنجاق سر زنگ نقره ای که بهم دادی رو

تموم مدت به سرم زدم

ولی دیگه یکم قدیمی شده

شوئه هوای

لطفا بیدار شو

اگه زودی بیدار نشی

من پیر میشم

برادر ششم

امیدوارم روحت تو آسمونا

مراقب مو آر باشه

رئیس شوئه

کی راهت داد؟

مگه شوانگ هونگ بهت نگفته که

اینجا منطقه ممنوعه ی دره داروسازانه؟

نسیم ملایم دریاچه و

ماه بالای کوه ها

منظره ی خیلی قشنگی درست کرده

برای همین تصمیم گرفتم اینجا بنوشم

حیف نیست همچین جای قشنگی

ممنوع بشه؟

ببخشید مزاحم شدم

خواهر

تقریبا سحر شده

بهتره برگردی یکم استراحت کنی

من اینجا می مونم نگهبانی میدم

تو گذشته اشتباه کردم و

تو و مو آر رو ناامید کردم

این آب بی ریشه قراره

مو آر رو نجات بده؟

متاسفم

نمی خواستم بترسونمت

جیکت در نیومد

سکته ام دادی

اینجا یه جای دورافتاده ست

احتمالا حیوونای وحشی این دور و بر باشن

واسه همین خواستم یادآوری کنم

که بهتره دیگه تنهایی

از دره بیرون نری

ارباب جوان هو، الحق که

ملاحظه ی بانوها رو میکنی

حیف که فقط خودتی که تحت تاثیر حرفاتی

لازم نکرده نگران من باشی

کمک می خواین؟

نه

این آب بی ریشه

هیچ دخلی به اون بچه نداره

...پس مو آر

اگه می خوای درمورد وضعیتش بدونی

باید دو روز دیگه هم صبر کنی

حتی اگه به مو آر هم ربطی نداشته باشه

بازم کمک می کنه

رفتنت

بهترین کمکیه که می تونی بکنی

سنگ های سفید یه جایگاه محکم ساختن

و الانم دارن یه قلمرو بزرگ بهش وصل می کنن

می تونم از این فرصت استفاده کنم و سنگ های زنده رو بکشم

و قدرت کشتارش رو خنثی کنم

اینجا آفتاب زیاده

ولی یه زمانی یه تیکه سنگ گنده راهو بسته بود

به مخیله ام خطور نمی کرد که رئیس اینقدر خلاق باشه

و اون تیکه سنگ رو

بکنه یه صفحه شطرنج بزرگ

واقعا تحسین برانگیزه

همینطوره

وقتی رئیس بیکار میشه

می تونه بیاد اینجا و

آفتاب بگیره و شطرنج بازی کنه

خیلی آرامش بخشه

سنگ های سیاه چشم حقیقی دارن

یکی اینجا بوده

رئیس چندین ساله که داره بااین آدم

یه جای دور شطرنج بازی می کنه

ولی هیچوقت همدیگه رو ندیدن

هرکی یادشه

یه سنگ بذاره

خیلی وقته دارن بازی می کنن

ولی هنوز بازی شونو تموم نکردن

تازه هیچوقتم

همدیگه رو ندیدن

حتی نمی دونن طرفشون جوونه یا پیره

زنه یا مرده

یا اینکه چه شکلیه

واقعا آدمو کنجکاو می کنه

شاید اون یارو

خیلی زشته که

جزئت نداره خودشو نشون بده

کی گفته؟

از کجا معلوم شاید طرف خیلی خوشتیپ و جذاب و

دلبر باشه؟

غیرممکنه

چرا غیرممکنه؟

با وجودی که خوب خودشو مخفی کرده

من یه راهی بلدم که گیرش بندازم

ببینم تو تله میفته یا چی

رئیس

مدت زیادیه که دارین باهاش شطرنج بازی می کنین

نمی خواین بدونین کیه؟

یا چه شکلیه؟

من فقط محض سرگرمی باهاش بازی می کنم

هروقت حسش بیاد میایم بازی

و با رضایت کامل میریم

با جریان پیش رفتنه دیگه

دقیقا

دره داروسازان خودشو از دنیای رزمی کنار کشیده

دونستن هویت اون یارو

برامون دردسر بیخود درست می کنه

رئیس

تو کلبه طب یه اتفاقی افتاده

سه روز تموم شده

چرا هیچ اثری از پیشرفت نیست؟

خواهر

خیلی جوش نزن

سه روز تموم شده

مو آر حتما بیدار میشه

رئیس شوئه

سه روز تموم شده

حالا میشه

مو آر رو ببینم؟

مگه نگفتین بعد سه روز

می تونم ببینمش؟

لطفا بیرون منتظر بمونین

طب سوزنیم که تموم بشه

بیدار میشه

واسه چی هنوز بیدار نشده؟

مو آر

مادرت اومده

مو آر

مو آر

...مو آر

!کار توئه

!تو بچمو کشتی

بهم قول دادی

بعد سه روز مو آر خوب میشه

واسه چی دیگه نفس نمی کشه؟

!همش تقصیر توئه

چیکار می کنی؟

!نیا جلو

تو کشتیش

!نیا جلو

!نیا جلو

!ساکت

!به مو آر دست نزن

!شمشیرتو بذار زمین

!تکون نخور

!دستت به رئیس مون نمی خوره

برو عقب

مو آر

!گفتم برو عقب

سه روز پیش

مو آر بیدار شده بود

تو بودی که گفتی

پامونو تو کلبه طب نذاریم

ما هم هرچی گفتی گفتیم چشم

ولی حالا دیگه مو آر نفس نمی کشه

چه بلایی به سرش آوردی؟

حتما یه مشکلی پیش اومده

مشکل اینه که

هر روز صبح آب بی ریشه جمع کردی

ولی پا توی کلبه طب نذاشتی

اگه این کوتاهی نیست پس چیه؟

یه ساعت

ظرف یه ساعت می تونم

علت بیماریشو بفهمم

ممکنه هنوز بشه نجاتش داد

ولی اگه این فرصت رو از دست بدیم

دیگه هیچ امیدی بهش نیست

...تو

مو آر به این حال و روز افتاده

دست از سرش بردار

دیگه نمی ذارم دستت بهش بخوره

نترس مو آر

برای چی؟

مشکل کجای کار بود؟

بهش آب دادین؟

رئیس خودتون گفتین

شش ساعت قبل از طب سوزنی

حق نداریم بهش

آب و غذا بدیم حتی یه قطره

ما هم طبیعتا همین کارو کردیم

چیکارش کردی؟

!بگو ببینم

باهاش کاری کردی؟

به خدا هیچ کاریش نکردم

!بگو ببینم

چه غلطی کردی؟

هیچ کاریش نکردم

من هیچ کاری نکردم

...هیچ کاری نکردم

با این اوصاف

حتی رگ زنی با طب سوزنی هم

دیگه فایده ای نداره

مسیر های انرژی خاص اون بچه

همه خشک شدن

روش های درمان عادی

بهش جواب نمیدن

من غذا و نوشیدنی رو منع کردم

تا کاری کنم

در ضعیف ترین حالت خودش قرار بگیره

و وارد حالت تنفس لاکپشتی بشه

تا بعدش بتونم با استفاده از طب سوزنی سموم جمع شده تو بدنش رو بکشم بیرون

و از کام مرگ نجاتش بدم

اگه الان

یه قطره آب بخوره

حالش بهتر میشه

ولی نمی تونه کامل وارد حالت تنفس لاکپشتی بشه

اونوقت نه تنها درمان بی اثر میشه

بلکه ممکنه باعث مرگش بشه

می ترسیدم یه وقت

حس نگرانیت روی قضاوتت اثر بذاره

برای همین سه روز

از دیدنش منعت کردم

انتظار نداشتم

تو آخرین لحظه شکست بخورم

...غار یخ

برین تو غار یخ

غار یخ با

برف هزارساله ی جاوید ساخته شده

تو همچین جای سردی

ممکنه بتونه دوباره وارد حالت تنفس لاکپشتی بشه

اگه اونجا طب سوزنی رو انجام بدم

ممکنه بشه نجاتش داد

!رئیس، نباید این کارو بکنین

!این کارو نکنین

زودباش

!اون بچه رو بده من

مو آر رو به این حال و روز انداختین

خواهش می کنم دیگه شکنجه ش نکنین

دیگه یه لحظه هم

نمی ذارم ازم دور شه

مو آر پسر خوبی باش

مو آر، نترس

مادرت اینجاست

اگه امروز نجاتش ندم

در بدترین حالت هزینه درمان رو خسارت میدم

و به آرامش میرسم

پات رو از این در بذاری بیرون

دیگه راه برگشت نداری

خواهر

لطفا مو آر رو بده من

[دره داروسازان غار یخ]

رئیس

غار یخ خیلی سرده

...بیماری سرماتون

حرف نباشه

همه بیرون

رئیس - رئیس -

!بیرون

شاگرد هفتم

خواهر

بیا اول بریم بیرون

سرمای این غار استخون سوزه

میترسه نتونیم تحملش کنیم

ولی اون بیماری سرما داره

شیائو چنگ

برو گرمکن دستی رو بیار

یه کت خز هم بیار

باشه

شوانگ هونگ

یکی به اسم شوان یوان سان گوانگ

داره دم ورودی دره دردسر درست می کنه

لان لان رفته پایین کوه تا دارو ببره

و گیر اونا افتاده

چی؟

شوان یوان سان گوانگ حتما خیلی ناراحته که

چند روز پیش به رئیس مون باخته

همین حالا که رئیس مون

...داره یه نفرو درمان می کنه پیداش شده

تو اینجا منتظر بمون

من میرم یه سروگوشی آب بدم

بریم

!تکون نخور

! درو باز کن رئیس شوئه

!افرادت تو دست منن

واقعا اینقدر سنگدلی که می خوای گوشتو بزنی به کری؟

!درسته، درسته

!درو باز کن

!زود درو باز کن

!اگه باز نکنی درو می شکنیم

مگه مهارت قمارت

از من بهتر نیست؟

جناب سلطان قمار

امروز

قراره سر

!جون این دختر کوچولو قمار کنیم

!درسته

شوان هونگ

!زودتر رئیس رو بیار

رئیس داره طب سوزنی انجام میده

الان نمی تونه دست نگهداره

ولی اونا واقعا

!لان لان رو می کشن

!اگه درو باز نکنی، می کشمش

!دختر کوچولو، جیغ بزن

!به رئیس جونت بگو بیاد بیرون نجاتت بده

!درو باز کن

درو باز کن

درو باز کن

!زود درو باز کن

دختره رو ول کن

این خوشگل پسر از کجا پیداش شد؟

با این مهارت های بیخودت

واسه بقیه شاخ و شونه هم می کشی؟

اگه عقل تو کلته زود گورتو گم کن

دره ی داروسازان

کی یه مرد دیگه

گرفت؟

اون از کجا اومد؟

حتما همون

مفت خور خونه ی شوئه زی یه ست

بیخود نبود شوئه زی یه

این همه پول ازم تیغ زد

!پس بگو می خواسته خرجی این یارو رو بده

چطوره به رئیس شوئه بگیم

یکم پول هم واسه ما خرج کنه؟

چند تا دختر خوشگل بیار

باهامون بنوشن

!اینطوری بهترم میشه

مگه نه برادرا؟

!درسته

رئیس مون

!خیلی خوشتیپم هست

!البته

انگاری

نمیشه این قضیه رو مثل آدم حل کرد

خیلی رو داری

فکر کردی می تونی دست تنها حریف ما بشی؟

برو

یه درس درست حسابی بهش بده

!حمله

!حمله

!جلوتر نیا

!جلوتر بیای می کشمش

!تکون نخور

!شمشیرتو بنداز

نمیندازی؟

خوبی؟

!سکته ام دادی

از حالا به بعد

نشنوم که تو دره داروسازان

دردسر درست کردی

وگرنه

من، هو ژان بای

نمی ذارم قسر در بری

...هو... هو

هو جان بای؟

آره

تو هفتمین شاگرد فرقه شمشیری؟

!زودتر، زودتر

!بریم، بریم

!نباید ناراحتش کنیم

!بریم، بریم

خوبی؟

چیز مهمی نیست

یکم شوکه شده

شیائو جینگ

ببرش استراحت کنه

باشه

مو آر

یالا گریه کن

مو آر

مو آر

ممنون رئیس

ممنون رئیس

مو آر

یه دنیا ممنون رئیس

یه دنیا ممنون رئیس

از فردا

از جوشونده چینگ جین شوان فی استفاده می کنیم

سه روز متوالی بهش بدین بخوره

و زیر نظر بگیرینش

بعدش تصمیم می گیرم تجویزم رو عوض کنم یا نه

بله

بله

خیلی ممنون رئیس شوئه

محبت تون

همیشه یادم می مونه هو

حالا یادگرفتی چطوری قدردانی کنی

اون موقعی

حسابی به رئیس مشکوک بودی

رئیس بیماری سرما داره

و مدت زیادی تو غار یخ مونده

چطور تونسته تحمل کنه؟

فنگ لیو

من خوبم

رئیس

رئیس - رئیس -

!زودباشین

!رئیس

حمله ی بیماری سرمای رئیس

این دفعه از همیشه خطرناک تره

تمام مسیرهای خونی بدنش رو مسدود کرده

با قدرتی که داره

فکر نکنم به این سادگی ها بتونه زنده بمونه

باید خون رئیس رو براش به گردش در بیاریم

زودباشین، رئیس رو ببرین باغ تابستونی

باشه

من این کارو می کنم

راهو نشون بده

باشه

شیائو چنگ

لطفا بانو چیو شوی رو برگردون اتاق مهمان

باشه

بانو چیو شوی بفرمایین

[چشمه آب گرم دره داروسازان]

مگه جناب هو مشغول

گردش خون رئیس نبود؟

چرا یه جوریه انگار دارن دعوا می کنن؟

!رئیس

رئیس شوئه

داشتم خونتو به گردش در میاوردم

می ترسیدم نیروی درونیت دچار اختلال بشه

و حالت بد بشه

متوجهی؟

می دونم

پس چرا منو زدی؟

تو خونمو به گردش در آوردی

ممنون

نیروی درونیت رو هم بهم انتقال دادی

بابتش ازت ممنونم

ولی زدمت

چون حقت بود

قضیه ش فرق می کنه

شنیده بودم رئیس شوئه یکمی بی ناموسه

ولی انتظار نداشتم خجالتی باشی

آدمای بی ناموس

تو خیال شون آدمای خوش قیافه رو تصور می کنن

خیس شدن تو دریاچه

با آدم زشتی مثل تو

فرقی با اینکه سگ گازم بگیره نداره

گند خورد به روزم

منو بگو که بهت لطف کردم خونتو به گردش در آوردم

به تشکرم تو دهنت نیست

!تازه کتکمم زدی

اصلا با کتک هم کنار میام

!دیگه با اینکه بهم گفتی زشت کنار نمیام

تو دیگه چطور آدمی هستی؟

من به این خوش بر و رویی

رئیس

به لطف اون چشمه آب گرم

تونستیم بیماری سرما رو

سرکوب کنیم

جای جای دره داروسازان پر چشمه آب گرمه

برای همین تو چند صد کیلومتری این منطقه سرد و برفی

گرم ترین جای ممکنه

مناسب زندگی و درمان

شماست

ولی

این دفعه به جز چشمه آب گرم

باید از شاگرد هفتم هم تشکر کنیم

رئیس

هنوز از دست شاگرد هفتم عصبانی هستین؟

شاگرد هفتم

کلی نیروی درونی اش رو

خرج گردش خون تون کرده

می دونم

...بحث اینه که

تا میگی ف اون میگه فرحزاد

نمی تونیم خیلی باهاش خوش رفتاری کنیم

پس برای همین

!زدینش

ولی رئیس

تلاش های طاقت فرساتون برای نجات مو

بیهوده نبود

شرایط مو آر

خیلی بهتر شده

متوجه شدی؟

مو آر در ظاهر سرحاله

ولی درواقع تنفس و روحش هنوز ضعیفه

وقتی تو غار یخ نبضشو گرفتم

متوجه یه نیروی یین بیش از اندازه نرم

تو بدنش شدم

این یین و نیروی نرم

اصلا با علائمش نمی خونه

برای همین باعث شد

کار به همچین جای خطرناکی بکشه

این یین قوی و نیروی نرم

یکی از ویژگی های خاص

هنرهای رزمی فرقه قله بلند آسمانیه

حتما چیو شوی یین

نه تنها بی اجازه بهش چیزی داده بخوره

بلکه بهش شیر سینه داده

پس

به خاطر شیر دادن چیو شوی یین

شرایط مو آر

بدتر شد

هجوم یین و نیروی نرم

باعث شد نتونه تو بدنش پخش بشه

و دچار انباشتگی شد

با وجودی که تونستم با استفاده از غار یخ از سم علیه سم استفاده کنم

ولی اون بچه

تو شرایط خیلی حادیه

واقعا هیچ راه حلی نیست؟

اگه بانو چیو شوی

و شاگرد هفتم بفهمن

خدا می دونه چقدر دلشکسته میشن

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Fereshteh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.