Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این زیرنویس با استفاده از زیرنویس دانمارکی وبصورت شنیداری ترجمه شده است. مترجم:محمد حاجی میرزا محمد
آدولف هیتلر در1924 کتاب "ماین کامف" یا نبرد من را نوشت
کتابی سرشار از کینه وعداوت، آخرین عبارت این کتاب متعصبانه حیرت آور این است:
ملتی که آلودگی نژادی را تحمل نمیکند ،بر دنیا حکم خواهد راند
این زیرنویس با استفاده از زیرنویس دانمارکی وبصورت شنیداری ترجمه شده است. مترجم:محمد حاجی میرزا محمد
آدولف هیتلر در20 آوریل 1889 متولدشد
او در 30 آوریل 1945 دست به خودکشی زد
چگونه این اتریشی آلمان را تصاحب کرد؟
چگونه او کینه وخشونت را گسترش داد؟
وچگونه هیتلر ونازیها جهان را به آخرالزمان کشاندند؟
از سری آخرالزمان
بخش اول تهدید
چگونه پدیده هیتلر ممکن است حتی رخ دهد؟
هیتلر در "نبرد من"نوشت
جنگ اول جهانی فراموش ناشدنیترین و والاترین لحظه در زندگی دنیوی من است
هیتلر چهار سال سرجوخه پیک بود
که برای شانزده هنگ مختلف پیاده نظام ،پیام جابجا میکرد
او بین خندقها همراه فرامین سربازان میدوید
این وظیفه خطرناکی است
او برنده مدال صلیب آهنین شد
او همیشه مدال صلیب اهنینش،را زیرنماد حزب نازی به خود می آویخت
طی جنگ جهانی اول او احترامش را به حیات بشری
مثل بسیاری از دیگر سربازان در این جنگ وحشتناک ازدست داد
هیتلر بتدریج یک ملی گرای متعصب میشد
در سنگرها یک ایده مغشوش سراغش آمد
که او روزی از برادران بدبختش دفاع میکرد
به عبارتی دیگر وارد وادی سیاست شو
هیتلر میدانست چگونه از رفقای کهنه سربازش بهره برداری کند
همانطوریکه او آنرا 15 سال بعد در یک سخنرانی برای کارگران در کارخانه زیمنس انجام میدهد
هموطنان عزیز وکارگران آلمان
من از طبقه شما میایم
من یکی از شما بودم و طرف شما
در چهار سال جنگ بودم
از آنجا به لطف پشت کار من
با تحصیل وتحمل گرسنگی بسیار پیشرفت کردم
اما در اصل من هنوز همان هستم
تعدادی از وقایع متوالی،موقعیت سیاسی او را پیشرفت داد
شب 13 اکتبر 1918
او موقتا براثر حمله شیمیایی ،کور شد
او به یک بیمارستان نظامی وبعد به آلمان تخلیه شد
در همان زمان آلمانیها مجبور به عقب نشینی شدند وبسیاری اسیر شدند
نفرت از فرانسه ،همه جا وجود داشت
که با اعمال متجاوزانه فاتحان تقویت میشد
اینجا سرباز آلمانی درآخرین موقعیت، پیپش توسط یک سرباز فرانسوی به سرقت میرود
زندانیان،سربازان امپراتور آلمان ،ویلهلم دوم،سعی میکنند شانشان را
زمانیکه درحال راهپیمایی در امتداد روستاهای فرانسوی هستندکه آنها درطی چهار سال نابود کردند،حفظ کنند
ما بقی ارتش شروع به عقب نشینی منظم همراه سلاحهایشان میکنند
آنها تلخی شکست را
درست زمانیکه تبلیغات، عناصر خائن را شماتت میکند ،حس خواهندکرد
همچنین کسانیکه با دشمن مذاکره کردند
در این مرحله چیزی در زندگی هیتلر رخداد
که او آنرا بعنوان یک نقطه عطف میبیند
او بتدریج بهبود میابد وبیناییش برمیگردد
در بیمارستان نظامی پاسوال شمال برلین
در آنجا افراد مبتلا به سندرم استرس پس از حادثه را درمان میکنند
هیتلر تعریف میکند که زمانیکه که شنید قیصر
سلطنت مطلقه را به نفع جمهوری واگذار کرده
و متارکه جنگ در 11 نوامبر 1918 که شکست آلمان را مسجل میکرد پذیرفته ،صدایی از درونش شنید
او گفت :صدا از من خواست تا مردم آلمان را آزاد کنم
و مجد وعظمت آلمان را باز گردانم
هیتلر از غلو در این واقعه هرگز دست برنداشت
او بیمارستان را به یک معبد جنگ جهانی
وقف شده برای ماموریت معجزه آسایش تغییرشکل داد
برروی مجسمه نیم تنه اش این جمله از نبرد من حک شده است
"و بنابراین تصمیم گرفتم وارد سیاست شوم"
به این توهم، اشتغال فکری هیتلر
که در چشمانش عقاب آلمان توسط یهودیان چاقو خرده بود،اضافه شد
در نبرد من او مینویسد
اگر ما در جنگ فقط یک بار گاز سمی علیه 12 تا 15 هزار
این یهودیان فاسد استفاده میکردیم
دادن میلیونها کشته بیهوده نبود
قبلا از 1916،رهبر ارتش امپراتوری
-فیلد مارشال هیندنبورگ و آجودانش ژنرال لودندروف
در یک ژست فوق ناسیونالیستی بی احتیاطانه
فرمان تهیه گزارشی از سربازان یهودی مظنون به رفتار خائنانه صادرکردند
یهودستیزی پس از قرنها برگشته بود و هیچ مرزی نمیشناخت
اسیر سرنوشتشان در سراسر تاریخ
یهودی بودن ،چه فقیر یا از طبقه متوسط باشند
بصورت دوره ای در زمانهای بحران سپر بلا بودند
در اوایل قرن بیستم در روسیه
آنها قربانی برنامه های قتل عام بودند .
بسیاری از آنهایی که ازآزار واذیت فرار کردند،در آلمان سکونت گزیدند
سوال بزرگ این است:
آیا هیتلر خودش اصل ونسب یهودی داشت؟
یکی از اسراربه بهترین نحو حفاظت شده رژیم نازی
که او نمیتواند خلافش را اثبات کند
او نمیداند پدر بزرگش کیست
هویت پدر پدرش نامعلوم است
مادر پدر هیتلر بعدا با یوهان هیتلر آسیابان ازدواج کرد
آن مرد پسر زن را به فرزندی پذیرفت ونامش را بر او گذاشت
تحت قوانین نازیها او فاقد
باصطلاح معیار حفاظت خونی بود که برای آلمانیها
برای اجتناب از تعقیب وآزارواذیت اشتراک اجدادشان با خون یهودی ،بکارمیرفت
هیتلر نمیتوانست اثبات کند که برطبق معیار نازیها او یهودی نیست
در 20 آوریل 1889 آدولف هیتلر در یک خانواده کاتولیک
در امپراتوری اتریش مجارستان در Braunau-am-Inn.
شهر کوچکی در مرز امپراتوری آلمان متولد شد
پدرش مامور گمرک وبیوه بود
او با دختر عموی بسیار جوانترش ازدواج کرد
-که ازدواج با همخون بحساب میامد
در اوایل بچگی هیتلر خانواده اغلب بدلیل
ماموریتهای جدید پدرش ،درامتداد مرز جابجا میشد
او دانش آموز ممتازی دوران ابتدایی بود ودر هشت سالگی عضو گروه کر کلیسا بود
او آواز میخواند واز خودگذشتگی کشیش
در وظیفه کاریشان تمجید میکرد
او به یک صلیب عجیب در سر در صومعه توجه میکرد
آن صلیب شکسته بود که باید نماد نازیها میشد
هیتلر همیشه صلیب صومعه را
بعنوان تذکری درسرنوشتش بیاد میاورد
در هند برای قرنها صلیب شکسته
- نماد رسمی جنبش ابدی بشریت بوده است
در تفسیر منحرفانه نازی آن نماد نژاد آریا بود
یک نسل افسانه ای خالص مردم بلندقامت،چشم ابی ،بور
که هیتلر کلاه خود را بدان می افزاید
-و رمز وراز یک نژاد برتر
از نظر ما جوان آلمانی باید-
لاغرو پاهای بلندی داشته باشد
مانند یک خرگوش چابک ،بمانند یک شلاق محکم ومانند فولادسخت باشد
ما مصمم هستیم که نسل جدیدی خلق کنیم
هیتلر بعنوان یک پسرمتناسب این ایده آل نبود
او توسط مادرش لوس بار آمده بود
او برای دیدن این چشم اندازهای زیبای اتریش دفعات مهم باز میگردد
مثل این یکی ،چندهفته مانده به تهاجم به لهستان
که شروع جنگ دوم جهانی بود
تصاویر منزل دوران کودکیش که توسط معشوقه اش اوا براون فیلمبرداری وویرایش شده است
همانطوریکه عنوان میگوید:پیشوا از سرزمین مادری دوران کودکیش بازدید میکند
در 12 ژوئن 1939
او بر روی مزار والدینش همانطور که مرسوم است گل میگذارد
او علاقه ای به پدرش نداشت،یک مستبد الکلی
اما مادرش که براثر سرطان در 47 سالگی مرد
تنها کسی بود که هیتلر دوستش داشت
برای همه تولدهای پیشوا، او حضور داشت
در آخرین لحظاتش در پناهگاه زیرزمینی ،او پرتره ای از مادرش با خود داشت
هیتلر با پدرش مخالف بود که میخواست او کارمند دولت شود
هیتلر در مدرسه بد بود ومغرورانه فکر میکرد فراتر از سیستم آموزشی است
بعنوان یک جوان 19 ساله بعداز مرگ مادرش، به وین مهاجرت کرد
سیاست مهم نیست،او در آرزوی دانشکده هنرهای زیباست
بیمن ارث نسبتا کمش،میتوانست یک زندگی هنری خاص خود را داشته باشد
در ان زمان،وین یکی از مراکز روشنفکری اروپا بود
هیتلر سبک زندگی کلاس بالایی را
یافت که برخلاف پرچمهای سرخ سوسیالیستها ظاهر میشد
بعد از حرکت از خانه،او همه جوامع مختلف را میدیدکه در پایتخت اتریش مجارستان زندگی میکردند
چکها،لهستانیها،ایتالیاییها،کرواتها ویهودیان
او بعدا میگفت:
این تجسمی بود از بی حرمتی به نژادها
او بدنبال پذیرش دانشکده هنرهای زیبا بدون آمادگی بود
-علیرغم جاهطلبیهایش،او نتوانست پذیرفته شود
بعدا زمانه دشواری شد آن درست پیش از جنگ جهانی اول بود
او در یک پانسیون زندگی میکرد وبا نقاشی کارت پستال امرار معاش میکرد
او از درآمد ناچیزش برای دیدن اپراهای واگنر استفاده میکرد
دوستی میگفت آن هیتلر را ازخود بیخود میکرد
هیتلر هر روز رویای
قهرمانان افسانه ای آلمان را میدید
یکی از محبوبترین اپراهایش راینزی
بود که یک جنگجوی جوان،ماموریت نجات مردمش را بعهده میگیرد
بسیج ملی.هیتلر در 2 اوت 1914 ،25ساله است
و اعلام جنگ جهانی ،زندگی هنری شکست خورده اش را تغییر میدهد
درابتدابرای اجتناب از خدمت نظامی ،او از اتریش گریخت
حالا او در آلمان ،در مونیخ است و همراه امواج شور ملی گرایی
بعنوان پیشروی سراسر اروپا درقتل عام بزرگ شد
هیتلر درمیان جمعیتی دیده میشود که اعلام جنگ راتشویق میکنند
این تصویر بعنوان فرصتی مجددا در مبارزات انتخاباتی 1932 بازمیگردد
نازیها آنرا گسترش دادند
مخالفین ادعا کردند که ان بک مونتاژ تصویری است
اما یک چیز قطعی است:هیتلر آنجا بود
او درجنگ مبارزه کرد و جنگ اورا تغییر داد
بعد ازچهار سال او به مونیخ بازگشت
به آلمانی در میانه یک انقلاب
هیتلر 30 ساله بود.یک دوره بحرانی در مقابل او گشوده شد
بالاتر ازهمه ،او میخواهددر ارتش بماند
که نظم وثبات را برای رژیم جدید رئیس جمهور سوسیال دموکرات فردریش ایبرت ،تضمین میکند
جمهوری جوان باید با جنبش انقلابی مارکسیست،باشگاه اسپارتاکوس مقابله میکرد-
- که خواستار کسب قدرت بود همانطور که بلشویکها دوسال قبل درروسیه بقدرت رسیده بودند
ارتش آنها را با استفاده از داوطلبان ناسیونالیست در هم کوبید
-که زمینه را برای حزب نازی آینده آماده میکرد
هیتلر با شور بسیار در ارتش خدمت میکرد
هدف اصلیش حفظ غذا وسقفی بالای سر بود
و برای آن هرکاری میکرد
او بازرس و خبرچین شدو رفقایش را به جاسوسی متهم میکرد
افسران ارشد که وظیفه شان کنترل مردم با مبارزه علیه ایدئولوژی کمونیستی بود
به تمایلات ضد انقلاببیش اشاره دارند
آنها به هیتلر وظیفه ای دادند
باز آموزی سیاسی،بازگرداندن سربازان وزندانیان جنگی آلمان
افسرفرمانده هیتلر اشاره میکندکه
یک سخنران بالفطره.تعصبش وعوام گرایی او مستمعین را شیفته میکند
-و آنها را وادار میکند همانطور که او می اندیشد فکر کنند
هیتلر:درآن لحظه من فهمیدم چگونه صحبت کنم
او بعدا میاموخت چگونه ازحرکات تئاتری استفاده کند وبر مستمعین چیره شود
-همانطور که در این فیلم از 1933با صدای اصلی نشانداده شده
او از ابتدا میدانست چگونه افراد را به هیجان بیاورد
- و به گوشها آنچه میخواهند بشنوند بدهد
در 1919 او قرارداد ورسای را بعنوان شرم ملی تقبیح میکند
بعد از ماههای متمادی بحث چندجانبه بین خودشان
فاتحان،بالاتر ازهمه فرانسه،انگلستان و ایالات متحده
شروط صلح خشنی را به آلمان ارائه دادند
چنانکه آلمان بتنهایی مسئول آن قتل عام عظیم است
معاهده ورسای در28 ژوئن 1919 بتصویب رسید
از آلمان میخواست غرامات جنگی سنگین بپردازد
که به اقتصاد آلمان بسختی آسیب میزد
و مساله اصلی بیعدالتی علیه المان واقع میشد
آلمان همچنین 13 درصد قلمرو وده درصد جمعیتش را ازدست میداد
آلزاس لورن مجدد بدست فرانسه می افتاد
و راین کاملا غیر نظامی میشد
یک فیلم آنزمان آلمانی، تکه تکه شدن قلمرو ملی را تقبیه میکند
بدترین چیز جدایی پروس شرقی از آلمان
برای دوباره سازی لهستان بود که در قرن هجدهم تقسیم شده بود
و دسترسی کشور رابه دریا محدود کرد
دالان لهستان سرانجام باعث جنگ دوم جهانی شد
برای بسیاری آلمانیها ،الزام متفقین برای خلع سلاح گروههای ضدانقلاب شبه نظامی
هنوز تحقیر دیگری بود
آنها میدیدند که چگونه زیر دریاییها...
... نبردناوها...
... ونیروی هوایی نابود میشود.
ارتش آلمان به 100هزار نفر کاهش پیدا کرد
علیرغم تمایل هیتلر،اواز منطقه باواریا مرخص شد
جاییکه جناحهای دسته راستی افراطی بسرعت گسترش میافتند
اینجا ازو در طی تظاهرات دی ای پی اولین بار فیلم گرفته شده است
حزب کارگران آلمان
از قبل در1919، ارتش به او دستور داده بود تا به این گروه نفوذ وجاسوسی کند
درغیاب گزینه های بهتر، او عضو باقی ماند و -
و به یک آشوبگر تمام عیار ا رتقا پیدا کرد
از لحاظ سیاسی باواریا دسته راستی افراطی بود
قدرت در برلین دردست چپ میانه جمهوری وایمار است
نام آن بخاطر شهری بود که قانون اساسی جدید اخیرا بتصویب رسیده بود
هیتلر تبدیل به یک باواریایی پرشور شد
همراه گرگان علیه جنایتکاران نوامبر زوزه میکشید:
آنهایی که آتش بس و معاهده ورسای شرم آوررا امضا کردند
اینها عقایدارتش وکهنه سربازان جنگ هم بود
- که درآبجوفروشیهای بزرگ مونیخ جمع میشدند.
یکی ازاین آبجو فروشیها،بورگربراوکلر،جاییکه هیتلر در13 اوت 1920
اولین سخنرانی سیاسی خودرا را با عنوان چرا ما ضد یهودیم آغاز کرد
برای هیتلر پاسخ در تنفر عمیقش ازیهودیان بعد از شکست آلمان قرار دارد
- که ان بهترین استراتژی برای جذب ناسیونالیستهای جنگ طلب است
هیتلراز افراطیها از گروه راست افراطی کوچک حمایت میکند
او را رهبرشان میکنند وبرایش اتوموبیل میخرندبعنوان دلیلی برای اهمیتش
هیتار نام حزب را تغییر داد وناسیونالیسم وسوسیالیسم را همراه کرد
او میخواست حمایت بیشترکسب کند و وجهه ضد سرمایه داریش را به نمایش بگذارد.
حزب کارگران آلمان تبدیل به حزب نازی شد
حزب کارگران ناسیونال سوسیالیست آلمان .
مختصرش نازی میشد
در مرکز فرماندهی کوچکش در میخانه ای درمونیخ او نمادحزبش را رسم میکند
او در نبرد من بعدا مینوشت
بعد از تلاشهای بسیار من یک پرچم سرخ برای نشاندادن وجه سوسیالیسممان انتخاب کردم
- یک دایره سفید نشاندهنده ناسیونالیسم است-
- و یک صلیب شکسته ،سمبل آریاییها،نماد ضد یهودیگری ابدی است
برای حفاظت از جلساتشان او واحد حمله اس آ (سربازان توفان)را تشکیل میدهد
گروه شبه نظامی کوچک که یونیفرمهای نظامیشان، از انبارهای لباس رسمی اتریش مجارستان سابق میاید
اعضای حزب افراطیش از 2هزار به 20 هزار نفر میرسد
ده برابر رشد دریکسال را نشان میدهد
آنها به کمک گروه نژادپرست،جامعه تول، موفق میشوند
به نام پادشاهی افسانه ای اسکاندیناوی
اعضا،سرمایه مجله ای را با منابع مالی مشکوک تامین کردند
این نشریه تبدیل به روزنامه رسمی حزب با عنوان جدید شد:
فولكيشر بيوباكتر ،ناظر افرادنژادپرست
مدیر تحریریه ان ،آلفردروزنبرگ عضو جامعه تول بود
و بعنوان ایدئولوگ ضد یهودشان عمل میکرد
گیج اگر دیوانه گفته نشوداو
تبدیل به الهامبخش مهم کشتار یهودیان میشود
عضو سابق دیگر جامعه ثول، رودلف هس دردوران دانشجوییش بود
او منشی هیتلر و یکی از متعصبترین شرکای جرمش شد
فرد دیگربادرجه بالای نظامی، قهرمان جنگ جهانی اول هرمان گورینگ بود
او یکی از مشهورترین خلبانان جنگنده آلمان است
مانند بسیاری دیگر او برای تطبیق با زندگی غیرنظامی مشکل دارد
از نظر هیتلر او یکی از افرادی که افکار ضد انقلابیش را بیان میکند را میابد
او فرد شماره 2 نازیها میشود وابداعگر اردوگاههای کار اجباری
در1922طی یک راهپیمایی سیاسی
هیتلر گورینگ را کنار ژنرال لودندورف میگذارد که هنوز کلاه خود همراه خنجر حمل میکند
-برای اینکه به کهنه سربازان نشان دهد چنان رهبر بزرگی از نازیها حمایت میکند
لودندورف یکی از افراد مسوول طولانی شدن جنگ
متقاعد میشود که سیاستمداران پیروزیش را عقیم گذاشتند
این نظر دربین بسیاری از ژنرالهای آلمان رایج بود
ایده الهای ناسیونالیستی لودندورف به هیتلر دورنماهای جدیدی ارائه داد
همه چیز بنظر ممکن میرسید
در ایتالیا ،حزب راست افراطی فاشیست بنیتو موسولینی، قدرت را تصاحب کرد
آیا هیتلر ،موسولینی آلمان خواهد بود؟
سال 1923تعیین کننده خواهد بود
در 11 ژانویه 1923
آلمانیهای شگفتزده،از روی بیچارگی سربازان فرانسوی وبلژیکی را شاهدند که
کنترل منطقه روهر،ناحیه معدنی و تولیدفولاد آلمان را بدست میگیرند
این بدین خاطر است که آلمان از پرداخت غرامات جنگ سرپیچی کرده است
غراماتی که معاهده ورسای به آنها تحمیل کرد
فرانسه وبلژیک خواستارپرداخت مستقیم با زغال سنگ شدند
دولت آلمان به مردم دستور مقاومت غیرفعالانه را داد.
معدنچیان وکارگران راه آهن اعتصاب کردند.
فرانسه، اعتصابگران را جایگزین کرد
هیچ زغال سنگی برای آلمان باقی نماند
اوضاع بسیار وخیم شد
در 10 مارس 1924
افسر فرانسوی، ستوان پیر کالپین ،ازگردان پیاده نظام هفدهم ترورشد
تابوتش از میان خیابانها روانه خانه شد
و افسران فرانسوی همه آلمانیهایی که کلاهشان را برنداشتند مورد ضرب وجرح قرار داد
تصاویر محونشدنی که نازیها به بهترین نحو از آن بهره برداری کردند
مثلا 13 کارگر کارخانه زغال سنگ که توسط فرانسویها در 31 مارس کشته شدند
و اعدام خرابکار آلبرت شلاگتر
روزنامه نازی او را شهید نامید
علاوه براین آنها سربازان آفریقایی ارتش فرانسه را به تجاوز به دختران آلمانی متهم کردند
زمانیکه او بقدرت میرسد هیتلر،فرزندانشان را عقیم میکند
و در 1940 انتقام میگیرد
هیتلر دولت را محکوم میکند که اجازه میدهد فرانسویان با آنها مثل مستعمره شان رفتار کنند
آلمانیها سردشان است
آلمانیها قحطی زده هستند
آنها تلاش میکنند تا از فرانسویان زغال سنگ بدزدند
جمهوری وایمار باید زغال سنگ واردکند
و به معدنچیان اعتصابگرحقوق پرداخت کند
این مخارج عظیم دولت را مجبور بچاپ مقادیرزیادی اسکناس بانکی جدیدمیکند
ارزش مارک سریع سقوط میکند.روزی بهای یک کیلوگرم سیب زمینی به یک میلیارد مارک رسید
روز بعد، بهای یک نان 460میلیارد مارک بود
در این ورطه عظیم تورم مالی و بیکاری
راست افراطی باواریا با رهبرشان لودندورف به جنبش در امدند
به لطف لودندورف،هیتلر همه کهنه سربازان ناراحت از شکست را متحد کرد
او میخواست با تظاهرات کودتایی در مونیخ
و بعددربرلین براه بیندازد
هیتلر میگوید مردم ما در معرض چنان شرایط اقتصادی بدی هستند
که اگر ما اکنون وارد عمل نشویم ،به کمونیستها ملحق خواهند شد
بلطف همدستان درارتش جدید، نازیها موفق به تهیه سلاح شدند
بعد از برخی تردیدها،ارتش وپلیس به حکومت قانونی وفادار میماندند
بنظر میرسید هیتلر همه چیز را درمونیخ ازدست داده است
اما او این تصور را رها نمیکند که او و لودندورف میتوانند مردمرابا خودهمراه کنند
او به سربازانش دستور میدهد از راهبندانهای پلیس بگذرند
دو گروه که هیتلر با کت سفید دروسط است،رو در روی هم می ایستند
در حقیقت این یکی از تصاویر مونتاژشده نازیهاست
که افسانه رشادت هیتلر را بسازند
در حقیقت او پشت یکی از محافظین پنهان شدکه حین تبادل آتش کشته شد ،
پلیس آتش گشود تا نقطه پایانی بر کودتای هیتلردر1923 بگذارد
دهسال بعد، پس از کسب قدرت
هیتلر مراسم یادبودی را ابداع کرد که شبیه تشریفات مذهبی مشرکانه اسکاندیناویایی درهر 9 نوامبر است
در گرامیداشت 14 نازی که در طی تلاش کودتا کشته شدند
اسامیشان هر سال باصدای بلندخوانده میشد
در پاسخ هزاران نازی در هنگام آوردن نام هیتلربشدت فریادمیزدندجاوید باد
هیتلر مقبره بزرگی ،ساخته شده در مونیخ دارد
و آلمانها از میان آن با بازوهای برافراشته رژه میروند
هیتلر به افتخارشان آنها را شهدای نوامبر خطاب میکند
آنها باید در آرامگاه در زمانیکه ازان میگذرند سلام نظامی بدهند
حتی دوچرخه سواران
هیتلر با اینوجود از افسانه دیگری درمورد کودتا استفاده میکند وتشریفاتی را پایه میریزد
پرچم خونین
در کنگره سالانه حزب در نورمبرگ
او پرچم مقدس خونین کودتا را بدست میگیرد
و با حرکات غلو آمیز وقدرتمند
- او پرچمهای جدید نازی با آن ،لمس می میکند
- برای تقدیس کردنشان
این مراسم جعلی نازی
-در سبک نازیها وارد میشود تا تاریخ را بازنویسی کند
هیتلر کودتایش را بطور ضعیفی آماده کرد
آن بدون مقدمه وبدون فکر قبلی بود واو خود را شتابزده وتکانشی نشان داد
که عواقب احتمالی را نادیده میگیرد
همه تشریفات چند مرحله ای نواقص را نادیده گرفتند
که توانست ماجراجویی نازیها را متوقف کند
کودتا شکست خورد وهیتلر بازداشت شد
حزب سوسیالیست ملی ممنوع اعلام شد
نویسنده بزرگ اتریشی استفان زویگ نوشت
بنابراین 1923 بود که صلیب شکسته و سربازان طوفان ناپدید شدند-
- و نام هیتلر به فراموشی رفت
سه ماه بعد از بازداشت،محاکمه طراحان کودتا درمونیخ آغاز شد
هیتلر متهم به خیانت وقتل چهار افسر پلیس شد
این جرائم مجازات مرگ داشت
لودندورف بازداشت نشد
همراه وکلایش با یک ماشین گران قیمت به دادگاه آمد
او فورا بخاطر گذشته پیروزمندانه پرافتخارش تبرئه شد
بخاطر اینکه دوستان بانفوذی داشت ،بدون محاکمه تبرئه شد
هیتلر که تهدید کرده بود خودکشی میکند
-او فهمید که دادگاه آنطور که فکر میکرد خصمانه نیست
او از قابلیتهای سخنوریش
همراه لفاظیهای معمولش علیه رژیم ویهودیان بکار گرفت
،دادگاه بطور غیرمنتظره ای تبدیل به تریبونی برای او شد،قضات بیشتر وبیشتر همدردی نشان میدادند
و مردم برای ورود ازدحام پیدا کردند
نتیجه محکومیت خفیفتر از چیزی بود که هیتلر از آن میترسید
او به 5 سال زندان در یک سلول نسبتا راحت
با نمایی از حومه شهر محکوم شد
سلولش اتاق هتل را به خاطر میاورد
که درپذیرفتن گروههای هوادار نازی درهرزمان آزادبود
حتی یک هوادار برایش تاج شاهی آورد که مورد خطاب قرار میگرفت
تجسم میل وآرزوهای یک ملت
هیتلر آزاد بود هرروزنامه ای که میخواست بداشته باشد
او همچنین شروع بخواندن آثار مارکس نمود
رودلف هس که به 15 ماه حبس برای نقشش در کودتامحکوم شده بود
در سلول مجاور نشسته بود وتشکیل گروه کوچکی داد
آنها در مورد جنجالهای بین احزاب راست بحث میکردند که همدیگر را پاره میکردند
بازگشت هیتلر لازم شده بود.
همدستانش نقشه ای برای بیرون آوردن زودترازموقع او ریختند
هیتلر فهمید که بزودی آزاد میشود
و او نظراتش را درموردزندگی و اصول سیاسیش توضیح میداد.
او کتابش را به هس دیکته میکرد ،او بااستفاده از یک ماشین تحریر تهیه شده توسط یک بانکدار، آنرا مینوشت
و در روی کاغذهایی که وینفرد واگنر آورده بود.
او دختر خوانده آهنگساز محبوب هیتلر است
وینفرد مانند واگنر نژادپرست بود
و او از دوست خوبش آدولف تمجید میکرد
روزنامه نگاران نازی دستنوشته کینه توزانه او را ویرایش کردند
هیتلر قرار بود اسم کتاب را این بگذارد : :
چهارسال ونیم نبرد علیه دروغ،حماقت وترس
بهرحال عنوان بسیار طولانی درنظرگرفته میشود وبه ماین کامف تغییر میکند
"نبرد من"
حتی بعد از ویرایش کتاب غیرقابل فهم است
اما آن جهان بینی هیتلر را توصیف میکند
و نازیها آنرا انجیل جدید خود کردند
مانند کتب مقدس نسخه برداری کردند ومانند نسخ خطی قرون وسطی شیرازه بندی کردند
هیتلر در مورد نبرد نژادبرتر مینویسد
نژاد بلند قامت، موطلایی آلمانی آریایی نژاد
لزوم فتح فضای حیاتی
ریشه کنی کمونیسم و خردکردن فرانسه ویهودیان
چرا که ازنظر هیتلر،آنها به گونه بشر تعلق ندارند
بسیاری خوانندگان معتقد بودند که کتاب دیوانگی محض است
آن یک اشتباه مرگبار بود.برعکس،لازم بود تابدقت خوانده شود وجدی گرفته شود
-برای بستر سازی قتل 50 میلیون انسان
هیتلر در 20 دسامبر 1924 بدلیل رفتار خوب آزاد شد
حالا او دررویای جانشینی بنیانگذاربزرگ ملت آلمان
مثل بیسمارک است
او ادعا کرد
زندان بمن اعتمادبتفس،خوشبینی
و آگاهی ازینکه هیچ چیز مجدد نمیتواند مرا بلرزاند، داد
اما با اینوجود،سفر او در عرصه سیاست تازه شروع شده بود
نبرد من یک شکست بود و 20 هزار نسخه آن قروخته شد
هیتلر اغلب اوقات را در دهکده برچسگادن در کوهستان باواریا سپری میکند
- در آنجا کلبه کوچکی اجاره میکند
او انجا پیشخدمت زیبای 16 ساله ،ماریا رایتر را ملاقات میکند
و آنها ارتباط عشقی کوتاهی دارند
او میخواهد با هیتلر ازدواج کند ولی وی نمیپذیرد
هیتلر پیشنهاد میکند که او معشوقه پتهانش شود
از دیگرزنان هم همین رامیخواهد که هیچ چیز نباید از ماموریتش جلوگیری کند
دختر او را ترک میکند
او جلد دوم نبرد من را مینویسد
او درمورد پیشروی آلمان در روسیه برای کسب فضای حیاتی سخن میگوید
کتاب بطور متوسط میفروشد تا زمان کسب قدرت در 1933
زمانیکه هیتلر بقدرت میرسد خواندن نبرد من تقریبا الزامی میشود
رژیم آنرا به تازه ازدواج کنندگان به عنوان هدیه ازدواج میدهد
اگر کتاب روی قفسه کتب اختصاصیتان نباشد،شما میتوانید درخواست کرایه اش رابکنید
مدیریت کارخانه فولادکروپ آنرا به کارگران وظیفه شناس جایزه میدهد
با استفاده از همه روشها بیش از 80 میلیون نسخه نبرد من فروخته میشود
آن به زبانهای متعدد ترجمه میشود
حق التالیفها بسیار مبلغ بزرگی هستند وهیتلر را مردبسیار ثروتمندی میکنند
در 27 فوریه 1925 هیتلر به سیاست باز میگردد
در آبجوفروشی مشهورمونیخ که قبلا دست به کودتا زده بود
برای تایید مجدد رهبری بر حزب نازی
روز بعد اتفاقی رخ میدهد که هدفش را پیش میبرد
سمبل دموکراسی آلمان جدید،اولین رئیس جمهور جمهوری وایمار-
فردریک ابرت بسوسیال دموکرات،در57سالگی براثر درمان بدآپاندیس میمیرد
غم واندوه سراسر آلمان را فرامیگیرد
ازآنجاییکه دولت او تورم را کاهش داده بود واقتصاد بخوبی بهبودیافت
آلمان باید یک رئیس جمهور جدید انتخاب کند وصلیب شکسته درطی مبارزات سیاسی باز گشت
اخیرا ممنوعیت حزب نازی برداشته شده بود
چرا که دیگر خطرناک در نظرگرفته نمیشد
در حقیقت لودندورف،کاندیدای احزاب موتلفه جناح راست افراطی
یک درصد آرا را کسب کرد
شکست لودندورف ،آنچه بودکه هیتلر در خفامیخواست
چرا که آن رقیب اصلیش را حذف کرد که کاملا از او حمایت نکرده بود
او غریزه سیاسیش را زمانیکه گفت
ما به او ضربه نهایی را زدیم،نشان میداد
مردی که المانها انتخاب کردند،دیگرفرمانده بزرگ جنگ،فیلد مارشال فون هیندنبورگ بود
در 1870 بعنوان افسری جوان
او در زمان اعلام امپراتوری دوم آلمان،در تالارآئینه های کاخ ورسای حاضربود
او ارتش را تحکیم ومحافظه کاران را متحد کرد
زمانیکه جناح چپ و بقیه اروپا آنرا نا آرام کرده بود
هیتلر در انتظار این فرصت بود
حزب نازی درگسترش سرطانش در سراسر المان موفق بود
اعضای آن به 170هزا رعضو رسیده است
هیتلر سربازان توفانش را به یک ارتش اختصاصی تبدیل میکند
انها جوان وجوانتر هستند ولی اشتباه نمیکنند
این سازمان شبه نظامی متشکل از ددمنشان متعصب وقاتلین است
یونیفرمهای جدیدشان به انها نام مستعاری میدهد:پیراهن قهوه ایها
انها از پیراهن سیاهان موسولینی تقلید میکنند که چند سال قبل پیروزمندانه دررم رژه رفته بودند
نماد دیگر عاریتی از موسولینی،درود رومی بود
یک بازوی کشیده ودر پی ان فریادی از ته حلق
در مورد موسولینی، زنده باد دوچه (رهبر ) بود.
برای هیتلر،هایل هیتلر،زنده باد هیتلر شد
یونیفرمهای اس آ توسط تیمی ازطراحان منتخب المان طراحی شده بودند
درمیان تولیدکنندگان، طراح اشتوتگارتی،هوگو باس بود
که تبلیغاتش باعث پیشرفت او شده بود
هوگو باس عضو حزب نازی-
طراح یونیفرمهای ترسناک سیاه اس اس هم بود
شوتشتافل ،واحدحفاظتی جدید هیتلر
او یونیفرم جوانان هیتلری را هم طراحی کرد
هزینه همه بسیار بود
پول عمدتا از حق عضویت حزب
و هواداران ثروتمند مثل فریتس تایسن ،متنفذفولاد سازی میامد
که کارخانجات فولادش اماده تولیددتسلیحات جدید بودند
در میان انها هنری فورد مالک بزرگترین کارخانه اتوموبیل سازی جهان بود
فورد ضد یهود از نازیها
بادادن همه سود فروش ماشینهای فورد درالمان ،حمایت میکرد
علاوه براین فورد،هر سال در سالگردتولد هیتلر
شخصا50هزار دلار اهدا میکرد ،مبلغ عظیمی در انزمان
فورد اولین خارجی شد که مدال عقاب المان را از نازیها گرفت
این چنین نازیهاسرمایه کنگره های متعددحزب
و عملیات تبلیغاتی وسیع که برعامه مردم تاثیر میگذاشت و پیروان را به هیجان میاورد،تهیه میکردند
Deutschland Erwache بنر ناز ی اعلام میکرد:
بیدار شدن آلمان
در 1927 هیتلر نورمبرگ را انتخاب میکند
یک دژ مستحکم نازی و یک شهر مهم قرون وسطایی تاریخی
بهمراه میراث جادوی واگنری با اربابان جنگ دوران سیاه قرون وسطی مرتبط بود
هیتلر نورمبرگ را پایتخت ایدئولوژیکیش نامید
ان همچنین انقیاد حزب به رهبرش را بارزخواهدکرد
این کیش شخصیت توسط اثارعکاسش هاینریش هوفمان تقویت میشد
او همیشه از ابتدا در مرکز وقایع یک نازی از ابتداست
دائما نزدیک مرشدش است
هافمن تعدادی عکس حیرت آورگرفت تا جنبه شخصی رهبربزرگ را نشان دهد
برای جلب نظر رای دهندگان مونث،تا نازیها صدای آنها را مالک شوند
در استودیو عکاسی کوچک هافمن، هیتلر مثل همیشه ملهم از واگنر
و مجذوب حرکا ت خواننده اپرا
یکسری ژستها رایادگرفته بود که اقتدارش را نشان دهد
که او ازآنها در اولین جشنواره بزرگ نازی ،استفاده میکرد
هیتلر میگوید توده ها زن صفت واحمق هستند
تنها احساسات ونفرت میتواند انهارا کنترل کند
نفرت چیزی بود که براستی توسط اس آ در سراسر بخشهای المان منتشرمیشد
آنها با همسایگان یهود درشهرهای بزرگ شروع کردند
در این جوامع هنوزآرام
استفان زویگ شاهد این خشونت نژادی بود
او مینوسد:ان رویکرد فاشیستی بود
اما به شیوه آلمانی،آنها آنچه شنیده بودند را با دقت نظامی اجرا کردند
وقتی صدای سوت شنیده میشد،اس آ برق آسا از کامیونها پیاده میشدند
آنها با باتومها مردم را میزدند
با سوت بعدی بدرون ماشینها میپریدند وباهمان سرعتی که آمده بودند، دور میشدند
اما تهدید وترور نتایج ضعیفی داشت
در انتخابات قانونگذاری 1928آلمان،نازیها تنها 2/6درصد رای داشتند
کمتر ازیک میلیون رای دهنده کمونیستها سه برابر رای بدست آوردند،
حزب میانه رو 4میلیون رای بدست اورد،حزب دست راستی 5میلیون رای بدست آورد
سوسیال دموکراتها با10میلیون رای درصدر بودند
با این حال، در رایشتاگ (مجلس آلمان)دربرلین
این لیست شامل 2/6درصد اغلب از مراکز روستایی
به 12 عضو نماینده جدید نازی تبدیل شد
بوضوح تاثیر بزرگی گذاشت ازانجایی که تقریباهمه یونیفرم اس آ میپوشیدند
در میان انها هرمان گورینگ باز گشت
او پایین شکمش درطی تلاش کودتا مجروح شده بود
او چاق ومعتاد مورفین شده بود
حالا نهایتاجوزف گوبلز به عرصه سیاست وارد میشود
اوپایبند جمله قصاری است که نیچه در قرن اخیر ابداع کرد
تعصب تنها شکل حکومت است که بموجب ان ضعفا و مرددین ارتقا میابند
گوبلز دقیقا بلند،موبور وآریایی نیست
او کوتاه ولنگ وکمی عقده حقارت دارد
بدلیل کجی پایش ولی حیله گری زیادش این نقیصه را جبران میکند
او علیه جامعه میخروشد وحامی مارکسیسم است
تا زمان ملاقات حیاتیش با هیتلر
و انزمانیست که روشنایی را میبیند
باامتناع از چاپ نوشته هایش،یهودیان مانع از تبدیل او به نویسنده بزرگی میشوند،
وکمونیستها مسوول بینظمی در جامعه هستند
اومیگوید:ما مانند گرگ که وارد آغل گوسفند میشود ،وارد رایشتاگ شدیم
اما ممکن است در این لحظه مردم واعضای پارلمان
اهمیت جمله اش را فهمیده باشند
نظر عموم درمورد نازیسم در روزنامه فرانکفورتر زایتونگ بیان شده است
هیتلر هیچ ایده منطقی ومنسجمی ندارد ،او یک مجنون خطرناک است
او به این نقطه درنتیجه پیروی از ایدئولوژی زمان جنگ آمده است
او تفسیر بدوی از آن دارد، انگار در زمان تهاجم بربرها دردوره سقوط امپراتوری روم زندگی میکنیم
المان نگران نیست ان مطمئنا فاجعه بزرگی خوهدبود
- اگر هیتلر اینده ای درسیاست داشته باشد
مورخ یان کرشاو مینویسد:بدون رکود اقتصادی بزرگ،بدون فروپاشی1929
بدون فروپاشی طبقه متوسط،لیبرال و محافظه کار
هیتلر یک دیوانه در حاشیه سیاست باقی میماند
اما هیتلر هیچوقت از ماموریتش دست بر نداشت
ما نبردمان را
با تعصب وبیرحمی تا زمان مرگمان ادامه میدهیم
این زیرنویس با استفاده از زیرنویس دانمارکی وبصورت شنیداری ترجمه شده است. مترجم:محمد حاجی میرزا محمد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.