All language subtitles for A.Talented.girl.grows.up.EP17

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت هفدهم =

[دخترک با استعداد رشد میکنه]

[قسمت هفدهم]

چنگ من یی تو حل پرونده خوبه

چه طوره کارش رو حل کردن این پرونده ها جبران کنه؟

مقامات عزیز وضعیت فوری و غیرمنتظره ست

استثنایی قائل میشم و اجازه میدم که چنگ من یی به پرونده ها رسیدگی کنه

بهش اختیاراتی داده میشه تا سریع تر پرونده های جیانگ نان رو حل کنه

اعلیحضرت، ون چن یی همین الان به جرمش اعتراف کرده

چه طور بهش رسیدگی میکنین؟

ون چن یی امپراتور رو فریب داده تا شان دا فنگ نگه داره که قابل درکه

اونم تو پیروزی در مسابقه نقش داشته

هوین طور که همه میدونن برای استعدادها ارزش قائلم

حکم اعدامش رو میبخشم ولی باید مجازات بشه

از امروز ون چن یی از تمام وظایف خود برکنار میشه

بزرگترین مکتب جهان باید مهر و موم بشه

وقتی ارباب بزرگ نینگ به پرونده رسیدگی کرد در مورد مجازات تصمیم میگیرم

بیا

جناب ون چرا همه چیز براش روشن نکردی؟

عمدا طلاقش داذی چون میدپنستی که ارباب بزرگ نینگ حتما نقشه ای داره

پس می خواستی بین خودت و او مرز مشخصی بکشی

اصلا به خاطر خاندان ون ولش نکردی

فکر می کنی نمیدونه؟

البته که متوجه شدم

مگه نمیخواسته ازم محافظت کنه؟

من یی واقعا برنمیگردی؟

البته که نه

ارباب بزرگ نینگ مدام منو هدف قرار میده چون میدونه من نقطه ضعف ون چن یی هستم

باید برم و پرونده جیانگ نان رو حل کنم فقط اینجوری میتونم تو ازمون سلطنتی شرکت کنم

تبدیل به مامور سلطنتی بشم

باید قوی تر بشم تا ارباب بزرگ نینگ نتونه ازم استفاده کنم

تا زمانی که پرونده خیانت حل نشه خاندان ون هنوز هم خاری تو چشم های اونان

ارباب بزرگ نینگ هرگز عقب نمیشینه که کاری انجام نده

برای همین باید میرفتم تا خاندان ون سقوط نکنه

برای همین نباید میموند

وگرنه درگیر خاندان ون میشد

خب نمیترسی من یی عصبانی بشه؟

قطعا میشه

خیلی عصبانی هستم

هرگز فکر نمیکردم ازش عصبانی بشی

خیلی عصبانیم

به جای اینکه باهم باهاش روبه رو بشیم ترجیح داد گولم بزنه

چه زن و شوهریه؟

چند بار بهم گفت بازم گوش ندادم

نباید همدیگه رو رها کنیم و باید باهم با مشکلات روبه رو بشیم

واقعا نا امیدش کردم

میتونست مستقیم بگه

چرا بدترین راه ممکن رو انتخاب کرد؟

ولی قبل از اینکه همه چیز حل بشه چطور جرات کنم خطر کنم؟

خب میخوای چیکار کنی؟

وقتی طوفان میگذره و من یی دیگه تو خطر نیست مقطعا تلاش میکنم که پسش بگیرم

فایده ای نداره

هرگز نمیبخشمش

[شهر فنگ]

محقق ون و قهرمان جوان سوی گام به گام و انجام تحقیقات حقیقت رو کشف کردن

تو این راه سختی های بی شماری رو متحمل شدن و از حملات پنهان و اشکار متعدد فرار کردن

سرنخ ها رو قدم به قدم دنبال کردن و در نهایت مغز متفکر دو شیائو زو رو پایین کشیدن

عروسک‌گردان پشت صحنه، مهرش رو قربانی کرد تا از خودش محافظت کنه منافع بزرگترش با شکست بزرگی روبرو شدن

محقق ون شروران رو شکست داد حقیقت رو کرد جریان رو تغییر داد

بذار ببینم

من یی نظرت دربارش چیه؟

تا زمانی که همه چیز به ارومی حل شده باشه خوبه

وگرنه خاندان ون سقوط میکردن منم متاسف میشدم

نه

منظورم این جمله ست

این یکی

برات میخونم

محقق ون دل شکسته بود

اولش می خواست اونو متقاعد کنه که بمونه ولی وقتی به گیر افتادن همسر محبوبش تو گرداب خاندان ون فکر کرد

مواجهه با خطرات بی پایانمیشد گفت باید بری

اینجوری این جفت عاشق راه خودشونو از هم جدا کردن مطمئن نیستن که چه زمانی دوباره متحد میشن

مگه فقط شک منو نمیگه؟

همه بارها رو خودش به دوش کشید فکر می کنم برای من انجامش داده

ترجیح میداد منو فریب بده و اذیت کنه فقط برای اینکه از خطر دور بدونم

ولی خیلی تاثیر گذار به نظر نمیاد؟

ولی چیزی که میخوام نیست

چیزی که میخوام تلاش متقابله نه فداکاری یک طرفه

درکش سخته درسته؟

بذار اینطوری بگم تصمیم گیری تحت عنوان اینکه برات خوبه

قبولش میکنی یا نه؟

...خب من

فکر کنم متوجه شدم

من یی اگه بیاد دنبالت چی؟

قبول میکنی؟

اگه ای وجود نداره

الان میخوام روی کارم تمرکز کنم و بدرخشم

خوبه عالیه

پس یعنی الان فرصتی دارم؟

فرصتی برای چی؟

از فکر کردن به تفریح ​​دست بردار

بالاخره بررسی پرونده جیانگ جو و لیان جو تموم شده

باید به راهزن های فوجو برسیم

درسته

البته

ون چن یی خودت بودی که من یی به طرفم هل دادی

پس منو به خاطر استفاده از فرصت سرزنش نکن

این بار رهاش نمیکنم

پدر، مادر، پدر زن

حالا که وزیر دو سقوط کرده و تبعید شده و پرونده ارباب بزرگ نینگ به پایان رسیده شکست بزرگی خورده

...دیگه هیچ نگرانی ندارم پس میخوام برم که

خیلی خب دیگه نگو

همه چیز اماده ست راهی شو

برادر

...این

پدرو مادر قبلا حدس زده بودن بعد از حل پرونده میری فوجو تا من یی رو برگردونی

ازم خواستن وسایلتو اماده کنم

برنده شدن من یی خواسته خاندانمونه

من یی برای خاندان ون فداکاری زیادی کرده

یه خانواده هستیم نیازی به دست دست کرن نیست

یی ار اگه من یی برنگردونی فکر برگشتن به خونه نباش

داماد خوبم بذار گذشته تو گذشته بمونه

فقط یه خواسته دارم من یی رو سالم برگردون

ارباب جوان، بانو حتما منتظرتونن

ارباب جوان همه چیز به رفتار شما بستگی داره

پدر

مادر

پدر زن

من، ون چن یی، سوگند یاد می کنم که تلاشمو میکنم از من یی محافظت میکنم حتما برشمیگردونم

خیلی خب برو

بدینش من ارباب جوان

نه جیائو بای

این بار نیار دارم که نا شناس برم

نباید ازارابه خاندان استفاده کنم

هرگز تنهایی سفر نکردی

اگه کسی نباشه ازت محافظت کنه چی؟

درسته

اگه با هیاهوی زیاد برم می ترسم ارباب بزرگ نینگ متوجه بشه

جیائو بای، به تو نیاز دارم که تو عمارت بمونی کاری کنی که فکر کنن هنوز تو پایتختم

و از خاندان ون محافظت کنی

باشه

مواظب باشین ارباب جوان

[عمارت ون]

بانو چن وی

جناب ون کجاست؟

برادرم به فوجو رفته

خیلی دیر کردم

داشتم به این فکر می کردم که باهاش برم و من یی رو بیارم

چرا میخوای من یی رو پیدا کنی؟

مانی و فنگ چی وو برای حل یه پرونده بزرگ سفر زیادی رفتن

چند روزیه ندیدمش دلم برایشون تنگ شده

از سه قهرمان دا فنگ الان فقط من موندم

برم نگاهی بندازم؟

نه نمیتونی بری

چرا؟

درسته دنبال کردن عشق محدودیتی نداره ولی باید یکم احساس خجالت کتی

چه طور وقیحانه رفتار میکنی؟

میخوای نفر سوم یه رابطه باشی یه رابطه خوب رو خراب کنی؟

...من

نه

تا زمانی که یکمی احساس شرمندگی داری هنوز امیدی هست

برادرم بالاخره تونسته بره پیش همسرش

رقیب عشقیش فنگ چی وو در حال حاضر به اندازه کافی سخته

دخالت نکن

من؟

من یی دختر عالی اینه

میتونم احساستو درک کنم

...احساس من

من یی؟

خودم چرا نمیدونم؟

دیگه معلوم شده باز انکار میکنی؟

بانو چن وی تمام این مدت فکر کردی من یی رو دوست دارم؟

انگار نقش بازی نمیکنی

اشتباه متوجه شدم؟

خدایا

اصلا از احساس من نسبت به خودش اطلاعی نداره

تمام تلاش هام بی نتیجه بوده

خدایا

چی گفتم؟

پس واقعا کیو دوست داره؟

بریم نگاه نکن

پدر

چیکار میکنی؟

جناب لطفا رحم کن

یادگاری مادرمه

التماس میکنم

فقط بذار چند کلمه دیگه با پدرم حرف بزنم

التماس میکنم

پدر

پدر

چیزی نیست

چیزی نیست

دخترم

پدر

میدونی چرا این کارهارو انجام دادم مسئولیت هارو قبول کردم؟

میخوام درامان باشی

می فهمی؟

پدر

پدر

همش تقصیر من بود

همش تقصیر من بود

علاقه نا امیدانم به جناب ون باعث این مشکلات شد

پدر متاسفم

دختر احمقم چی میگی

چه اشتباهی کردی؟

فقط می خواستی خودتو خوشحال کنی درسته؟

فقط میخوام خوش حال باشی

متاسفم پدر

خیلی خب

بریم

وقت رفتنه

گریه نکن

پدر

گریه نکن

متاسفم پدر

چیزی نیست

ولش کن

پدر نرو

پدر

پدر

بریم کنار

برین کنار

پدر

پدر

لطفا از ارباب بزرگ نینگ بخواه که پدرمو نجات بده

الان یهویی اینجا ظاهر شدی

مگه رابطه ارباب بزرگ نینگ و وزیر دو رو اثبات نمیکنه؟

...ولی

ارباب بزرگ رو به خاطر بی عاطفه بودن سرزنش نکن

باید سرنوشت خودتو مقصر بدونی که نتونستی از چنگ من یی ببری

چیکار میکنین؟

قبلا مقام بالایی داشتی و ماهارو تحقیر میکردی

حالا که سقوط کردی میتونی طعم زیر پا له شدن رو بچشی

بهشت منصفه

اگه ازمون کمک میخوای در ازاش چی میدی؟

برو کنار

مهم نیست الان چقدر بدبختم من دو یا چین نمیذارم تحقیرم گنین

گم شین

گم شین

گم شین

گم شین

یه شبه از عرش به فرش رسیدم خاندادم از هم پاشیدن

حالا که افتادم تو جهنم توروهم میکشم داخلش

اینا سیب زمینی هایی هستن که خودم پرورش دادم

خوشمزه ست شکمو پر میکنه

خیلی خب ممنون

همسرم گفته شیب زمینی شیرین برای سلامتی خیلی خوبه

همسرت؟

چرا همراهت نیست؟

...همسرم

تو راهم تا برش گردونم خونه

حتما ناراحتش کردی و برگشته خونه مادرش درسته؟

برادر بذار بهت بگم

وجود بعضی اختلافات بین زن و شوهر عادیه

دفعه پیش همسرم ازم خواست که به کوه برم تا براش قرقاول بیارم ولی اتفاقی با گراز برخورد کردم

گفتم گراز خوبه

کلی تلاش کردم و صدمه دیدم تا گرفتمش

ولی وقتی برگشتم سرزنش شدم

چیزی که می خواست فقط یه قرقاول بود ولی براش یه گراز وحشی بردم فکر می کرم یه چیزن

پس موقع ازدواج، مهمترین چیز مسئله اینه که با همدیگه صمیمی باشین

چیزی که میخواد بهش بدی

فهمیدم

ممنون بردار

[لیان جو]

امیدوارم دوتاتون دوباره همدیگه رو ببینین

بگیرش

این چیه؟

بهش کیسه گرمایی میگن

نگهش دار

خود به خود گرم میشه؟

عالیه

اگه با خودت داشته باشیش دیگه سرما نمیخوری و مریض نمیشی

...این تعهدنامه منقضی شده پس یعنی ماها

منقضی شده؟ در مورد چی حرف میزنی؟

هنوز نقاشی باستانی رو برام پیدا نکردی

دارم بهت میگم این عهد هنوز پایداره

درسته

نقاشی باستانی هنوز پیدا نشده پس ما هنوز ازدواج کردیم

[لیان جو]

اشتباه متوجه شدم

واقعا متاسفم

اشکالی نداره

افتخار منه‌ که اشتباه متوجه شدی

یه لطفی دارم که بخوام

بگو

خیلی نگرانم که برادرم به سفر رفته

میشه لطفا مدتی همراهیش کنی؟

البته

کار تو کار منم هست

برادر تو برادر منم هست

...پس

تو راه مراقب باش

تا زمانی که تو این ماموریت کار خوبی انجام بدم یه روز الهه من مطمئنا احساسات منو درک میکنه

...سوی

...سوی

سوی جون

کی منو صدا میزنه؟

توهم زدم؟

ون چن وی تو مشکل افتاده

کی جرات کرده به الهه من دست بزنه

چه اتفاقی برای بانو چن وی افتاده؟

جناب ون

...تو

چطور شد که اینجوری شدی؟

سوی جون داستانش طولانیه

می فهمم

هممون از دردهای عشق رنج بردیم

جناب ون بالاخره من یی رو میبینیم

متوجه شدم برای حل پرونده با فنگ چی وو اینجا میمونه

خوشحالم که اینجایی، سوی جون

پس بریم اماده بشیم

با این حال باید مراقب باشیم نذاریم متوجه بشن

چرا باید پنهان بشیم؟

تا اینجا اومدی دنبال همسرت

نباید غافلگیرش کنی؟

هنوزم عصبانیه

اگه یهویی ظاهر بشم ممکنه بفرستتم برم

چه غافلگیری ای؟

اگه این اتفاق بیفته مهیچ راهی برای نزدیک شدن بهش ندارم

منطقیه

اینو برام نگه دار

این دفتر چن وی نیست؟

وظیفه ای که بانو چن وی بهم محول کرده باید همه چیز ثبت کنم

سوی جون

الان وقتشه چشم های عقابیت رو نشون بدی

بسپارش به من

فنگ چیو وو داره برای من یی پارچه میخره

مگه پرونده حل نمیکنن؟

به چی نیاز دارن؟

نه

چه اتفاقی افتاده؟

فنگ وی وو پارچه رو برای من یی امتحان میکنه

اونم لبخند میزنه و شاده

لعنتی

تکنیک پوله

روش دیگه ای نداره؟

صبر کن

به نظر میاد فقط دنبال سرنخ هستن

من یی برش گردوند

میدونستم که من یی تحت تاثیر پول قرار نمیگیره

رفتن

بریم

‌...نه اونا

فقط بگو تحملش میکنم

من یی با محبت دست فنگ چی وو رو گرفته و فنگ چی وو بهش خیره شده با لبخندی احمقانه، انگار قبلا موفق شده بود قلبش رو نرم کنه

به تحقیق ادامه بده

صبر کن

معلوم شد که فنگ وی وو در حین ریختن چای دستش سوخت و من یی فقط بهش کمک میکنه تا دارو بزنه

حقیر

به خودش صدمه زد تا از موقعیت استفاده کنه

چی میفروشی؟

دیگه چیه؟

فنگ چی وو به سمت من یی خم شده

...خیلی

چشماشو بسته

نیازی به گفتن بیشتر نیست، درسته؟

چشمام واقعا خیلی چیزها رو دیدن

جناب ون متاسفم

غیر ممکنه

من یی به سادگی احساساتش رو نسبت به من فراموش نمیکنه

باورم نمیشه

جناب ون اروم باش

بذار دوباره ببینم

سوء تفاهم شده

معلوم شد که فقط سعی می کنه صورتشو پاک کنه

اگه چشمات بدرد نمیخورن فقط اهداشون کن

[مسافرخانه یوئه لای]

این ارابه رو میشناسم

خودشونن

ماهی بزرگی که گفتن اومده

احمق

...تو

...من

چطور میتونی اینو با صدای بلند بگی؟

عجله کن

عجله کن

بیا

خوش اومدین

خوش اومدین

خوش اومدین

مراقب باشین

بیا

اروم

برای غذا اومدین یا اقامت؟

اینجا بزرگ ترین مسافر خونه اینجاست و ای گرم هم داره و اتاق هاش عالی هستن

کافیه

عجله کن

با تشکر از تو شدیم یه ماهی بزرگ برای اینا

من یی توانایی زیادی ندارم فقط پول دارم

خیلی خوبه اگه بتونم کمکت کنم

درباره دزد بزرگ فوجو شنیدین

یه بار اینجا اومده

...خب

بیا بگیرش

درموردش شنیدیم یه بار اینجا بوده

پس اون اتاق رو میخوام

مشکلی نیست

... سرنخ دیگه ای هم هست

فقط چیزی که میدونی بگو

یه بار دختری رو دزدید تو روستامون واقعا معروفه

بریم بالا حرف بزنیم

بریم

بریم بالا

یرین

بدون دستور من هیچ کسی اجازه نداره مزاحم بشه

باشه- بله-

برین دیگه

ممنونم

از شبتون لذت ببرین

جناب ون

جلومو نگیر

همین الانشم وارد اتاق شدن

موضوع جدیه

خودت گفتی اگه بری ممکنه نتیجه عکس بده

صبر چاقوییه که میتونه به بقیه و همین طور خودت اسیب بزنه

این چاقو قبلا به اعماق قلبم خنجر زده

نباید بفهمن

باید بریم شواهد پیدا کنیم

حتی اگه مچشونم بگیریم باید مدرک داشته باشیم

مچشونو بگیریم؟

چیزی شنیدی؟

صدای خش خشه

چیز دیگه ای نیست

صدای خش خش؟

یعنی چی؟

...صدای خش خش

ممکنه اونا دارن لباسشونو در میارن؟

طبق چیزی که گفتن وقتی اینجا بوده بعدش اینجا بسته شده

ولی به طرز عجیبی، هیچ سرنخی وجود نداره

اشکالی نداره من یی

زمان زیادی برای بررسی داریم

چرا این مسافرخونه اینقدر کثیفه؟

خیلی احساس خارش دارم

فهمیدم

فنگ چی وو یه کمکی بکن

چیکار میکنی؟

اگه ادامه بدی جیغ میزنم

جیغ بزن

نیمه شبه حتی اگه فریاد بزن هیچ کسی برای نجاتت نمیاد

فقط تسلیم شو

کمک

من یی ازم خواستی که صحنه رو باز سازی کنیم

برای چی بود؟

میخواستم سر نخ پیدا کنم

ولی متوجه شدم شهادت این دوتا منطقی نیست

اره

این همه سرو صدا کردیم کسی که اطراف بوده حتما میشنیده و مداخله میکرده

دزده چه طور ازش در رفته؟

درسته

خب من یی نتیجت چیه؟

این ازارپ اذیته ممکنه الکی باشه

ممکنه که اون دوتا اطلاعات الکی دادن و خواستم ازت پول بگیرن

...من

دیگه پول به بقیه نده

غیر ممکنه

پول کمی بود چیزی نیست

هنوز طلارو ندادم

چرا الان صدا نمیاد؟

دقیقا چیکارمیکنن؟

جناب ون نگران نباش

باید راه حلی وجود داشته باشه

اره

راه حل

اره

اره

نه ذهنم خالیه

...من

کاملا گیج شدم

در واقع عشق باعث میشه انسان عقلشو از دست بده

حتی جناب ون هم ازش مصون نیست

...یه فکر خوب دارم ولی مطمئن نیستم که

بگو

میخواد نقشه احمقانه باشه یا یه نقشه عالی فقط میخوام بدونم دقیقا دارن چیکار میکنن

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت هفدهم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.