Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت هشتم =
[دخترک با استعداد رشد میکنه]
[قسمت هشتم]
...استاد ون تو
تقلب کردی؟
منو متهم کردی هیچی
چرا در مورد اون صحبت میکنی؟
خب توجهمو جلب کردی
من، چنگ من یی، این مبارزه رو قبول میکنیم
نه
تو دامش نیفت
درسته
کلاغ پیر خیلی تلاش میکنه مچمو بگیره اجازه نمیده
اینکه باهاش روبه بشم یا نه نتیجه یکسانه
پس اعتماد به نفس داری؟
نه
...خب
نگران نباش
...اگه
درگیرت نمیکنم
نگران نباش
اینکه درگیرم کنی نمی ترسم
اجازه بدین سوال اول رو ازتون بپرسم
چه طوره از اشیا اینجا برای الهام تو شعر گفتن استفاده کنیم؟
بانو چنگ لطفا
اگه هنوزم نمیتونی انجامش بدی من یه قدم جلوتر هستم
...تا اون موقع عنوان بزرگترین زن با استعداد دنیا
غاز
غاز
غاز؟
چرا میخندی؟
خنده داره؟
میگم شعر خوبیه
این شعره؟
حتی لیاقت اینو داره بهش گفت شعر؟
تقریبا موارد ضروری مهارت تو نمایشنامه سفر در زمان رو فراموش کردم
کپی کردن اشعار
اشعار تانگ، متن اهنگ ها، و یوان
من همه چیز رو با هم مخلوط می کنم
برای مبهوت کردن شماها کافیه
نابودت می کنم
بانو چنگ قراره بی سوادیت معلوم بشه؟
غاز،با گردن خمیده برای اسمون میخونه
پرهای سفید در بالای اب های سبز شناور هستن
پاهای قرمز موج های شفاف رو ایجاد می کنن
عالیه
خیلی خوبه
عالیه
بیت ها با دقت متعادل و با هم متقابل هستن حرکت و سکون ایجاد شگفتی های بی پایان
این کار فوق العاده بداهه به نظر نمیاد
بیشتر شبیه چیزیه که از قبل بوده
از قبل حفظش کرده؟
سرقت ادبی بوده؟
بله
کافیه
اذیت نکن
به نوبت سوال بدین
عجله دارم
می خوام همزمان با ده نفر مبارزه کنم
وقتی زندگی به خوبی پیش میره ادم ها باید شادی کنن
هرگز یه فنجان خالی رو به ماه نشون نده
ماه روشن بر دریا می درخشه
از دور، ما ها این لحظه رو به اشتراک میذاریم
نگران نداشتن دوست نباش
کیه که این دنیارو نشناسه؟
می خوام دریاچه غربی رو با یه زیبارو مقایسه کنم
با ارایش سبک یا سنگین به همون اندازه زیباست
عشق تو دنیا چیه؟
باعث میشه مردم زندگیشون رو به همدیگه عهد کنن
یهویی انگار یه شب نسیم بهاری اومد هزاران درخت گلابی به طور همزمان شکوفا شدن
اب از ارتفاع سه هزار لی پایین میاد مثل کهکشان راه شیری از اسمون میفته
ماه جلوی تختم می درخشه
من اون رو با یخ زدگی روی زمین اشتباه گرفتم
میتونین ببینین اب رودخانه زرد از اونجا میاد اسمون و بدون بازگشت به دریا میره
بهشت به دلیلی بهم استعداد داده
ثروتت رو خرج کن فصل ها میگذره
بلند میشم و می رقصم با سایم بازی می کنم
در بالای زمین چیزی هست؟
نمیدونم در قصرهای بهشت این شب چه سالیه
برای شراب بخوان و جشن بگیر، چون زندگی لحظه ای زودگذره
ارزو دارم بر باد سوار شوم و برم با این حال ترس از برج های مرمر و خانه های یشم
هزار بار در میان جمعیت دنبالش گشتم
و درست وقتی برگشتم، اونجا بود جایی که چراغ های فانوس کم نور بودن
هزار بار در میان جمعیت دنبالش گشتم
و درست وقتی برگشتم،اونجا بود جایی که چراغ های فانوس کم نورن
شعر خوبیه
همچین عشق زیبایی مثل عسل شیرینه
عالیه
ولم کن
سوی جون
تو عمدا اینکارو کردی
مگه نخواستی ولت کنم؟
بگو
خیلی غیر عاشقانه ست
چه طور میتونه ولش کنه؟
به بانو چنگ برای برنده شدن تو مراسم شعر تبریک میگم
طبق سنتمون بهت نیاز داریم شعری رو تقدیم کنی و از استاد ون بخوای مهرش کنه
نگهش میدارمو ازش قدردانی میکنم
هی پیرمرد
هنوز تموم نکردی؟
منظورت چیه؟
باشه اینجا همسرم
بانو چنگ، نمیتونی بنویسی؟
چرا به کمک استاد ون نیاز داری؟
همیشه وقتی تو خونه هم هستم شوهرم برام مینویسه
درست میگم شوهرم؟
خیلی شیطونی
مگه شوهر منو دوست نداری؟
پس بهت نشون میدم که چقدر عاشق هستیم تا بیشتر عصبانی بشی
اینجا همسرم
این شعر مخصوص جناب دو سروده شده
ازش لذت ببر
دیگه میریم
ممنون بانو چنگ
ممنون استاد ون
تو مسائل فرهنگى نادونم جوهر منو جویا شو و من فقط یه موجود بزرگ واحمقم
احمقم
یه موجود بی دانش
یه موجود بزرگ و بی دانش
شعر خوبیه
پدر
باشه ممنون
کلاغ پیر از عصبانیت دیوونه میشه
کارت واقعا
منو تحت تاثیر قرار داد
واقعا تاثیر گذار بود
البته خوبم نه؟
ولی نمیفهمم
یه نابغه هستی
چرا نمیتونی بخونی
...به خاطر اینکه
خب
اعتراف می کنم که من اون شعر رو نگفتم
...فقط
چیشده؟
به اطراف نگاه نکن
بالاخره پیداتون کردم
...تو
داریم تعقیب میشیم
...اون
بریم
بریم
...این
حرکت کن
برو بالا، عجله کن
این طرف- برو-
بگیرینش
بگیرینش
از این طرف
این طرف - این طرف عجله کن-
کافیه
فرار کن چرا دیگه نمیری؟
بهم اعتماد داری؟
وایستین
فرار کن
برو دنبالشون
ببخشید
برو داخل
کجاوه رو بلند کنین
اونجا
بریم
بریم
حرکت کن
حرکت کن
برو کنار
برو کنار
برو کنار
اروم باش
بریم
لطفا رحم کنین
خریدار رو ندیدیم
فقط گفتیم تو این معبد قدیمی معامله می کنیم
پرداخت هم موقع تحویله
واقعا؟
راست میگم
من یی
انگار داره راست میگه
طبق تحلیلت جناب دو امروز برای گرفتن مهر این همه دردسر ایجاد کرده؟
یه تله پشت همه
خیلی خوب میشه اگه بتونه هویتت روفاش کنه
اگه اینطور بود تمام خاندان ون ما اعدام میشدن و ما باید مهر رو تحویل بدیم
وگرنه اخرین حرکت هم انجام میدادو مهر رو میگرفت
کلاغ پیر خیلی حیله گره
من یی چرا اینجوری لباس میپوشیم
جناب دو فقط یه مهره ست
حدس بزن بعد از دریافت مهر چیکار میکنه
مطمئنا از مغز متفکر اعتبار میخواد
که اینطور
منظورت اینکه باید لباس مبدل بپوشیم دنبال جناب دو باشیم تا مغز متفکر رو پیدا کنیم
باهوشی
فردی که پشتش قرار داره باید یه ادم بزرگ باشه
به علاوه امروز یه رویداد بزرگ بود
فکر میکنم که پشت پرده هر حرکتی رو نگاه میکردن
فکر کنم امروز ولیعهد رو تو مراسم شعر دیدم
انگار قراره یه ماهی بزرگ بگیریم
کی هستی؟
مراقب باش
باهامون بیا تا علیه جناب دو شهادت بدی
اینا نگهبانان مرگن
نگهبان مرگ؟
باید به دیوان نگهبانی شهر گزارش کنیم تا رسیدگی بشه
لعنتی
کلاغ پیر چه طور فرار کرد؟
خوشبختانه، تله ون چن یی رو امروز دیدین و بهم اطلاع داد که از قبل برم
وگرنه دستگیری من برام کار مهمی نیست
ولی شما به دردسر میفتادین
اینجوری نمی تونم خودمو از سرزنش خلاص کنم
خواهش میکنم ارباب مطمئن باشین
راه دیگه ای پیدا میکنم تا مهر رو برگردونم
فکر کردم سرنخ گم شده و امروز همه چیز بیهوده بوده
انتظار نداشتم که انقدر دقیق باشی
حتی از پارچه لباس زیرش هم سرنخ گیر میاری
نمی ترسی؟
چه شوخی ای
نمیدونم ترس چیه
پارچه از قصر شرقیه
ممکنه شخصی که پشتش قرار داره ولیعهد باشه
اگه قراره جلوی ولیعهد قرار بگیریم قطعا خائن میشیم
نمی ترسی؟
گفتم ازت محافظت میکنم
سر حرفم هستم
بیا دشمن و بقیه رو به دام بندازیم
باشه
به هر حال امروز کار خوبی کردم
قراره دوباره با خوردن شراب جشن بگیریم؟
بزرگ
کوچیک
بزرگ
بازم باختی
این بار من انتخاب میکنم
راستش
میخوای دوباره ازم بپرسی اون شعر ها از کجا اومدن؟
همون طور که ضرب المثل قدیمی میگه شعر بیان کننده ارزو های یه فرده آهنگ ها احساسات فرد رو منتقل می کنن
شعرهایی که امروز گفتی خارج از این دنیا خیلی عامی بودن
چیزی از بزرگی و نگرانی برای کشور و مردم نداشت
به نظر نمیاد این کار توسط یه نفر انجام شده باشه
ون چن یی واقعا یه چیزی حالیته
خیلی وقت پیش میدونستی
درسته؟
من هرگز کسی نیستم که تحسینت کنه
مزخرفه
چیزی که من تحسین می کنم صراحت و عدالت و خردته
پس حقیقت رو لغو میکنم
از این به بعد فقط جرات بازی میکنیم
اگه ببازی یه تیکه از لباست رو در میاری
یا سه بار تو حیاط فریاد بزن من یه جونورم
جرات داری؟
می ترسی؟
استاد ون به شکست اعتراف کن
نه
به قولمون عمل میکنیم
چرا با اون چیزی که فکر می کردم فرق داره؟
نباید بگی که نامناسبه؟
می ترسی؟
هیچ وقت نترسیدم
خب درش بیار
به هر حال من نمیبازم
بیا
یه بازی برنده رو مشخص میکنه
بزرگ
کوچیک
بزرگ
کوچیک
بزرگ
کوچیک
بزرگ- کوچک-
بزرگ- کوچک-
کوچیک
بزرگ
بیا عزیزم
بیا
بیا
یه جونورم
چی گفتی؟
نمیتونم بشنوم بلند تر
فریاد میزنی؟
اگه نه لباستو در میارم
یه جونورم
متاسفم که دوباره درگیرت می کنم
بهش عادت کردم
واقعا پدر قراره بگه تمام شب زانو بزنیم؟
چطوره تظاهر به بیمار بودن بکنی؟
پدر و مادرم برای استراحت رفتن
میتونی یکمی استراحت کنی
باشه
بیداری
تمام شب زانو زدی؟
جرات نادیده گرفتن اموزه های پدرمو ندارم
اصلا حرکت نکردی؟
خواب خوب می دیدی
نمیخواستم مزاحمت بشم
بلند شو
پاهات بی حس شده؟
خوبم
تو اول برو
من زود میام
بیا اینجا
روی پشتم میبرمت
تو منو ببری؟
میای بالا یا نه؟
اگه نکنی روی دستم میبرمت
خب
بگیرش
عرض ادب استاد
عرض ادب استاد
انتظار نداشتم محقق های دا فنگ هم فوتبال دوست داشته باشن
منظورت سوجوئه؟
اره سوجو؟
هرچند سوجو بین مردم محبوبه ولی محقق های دا فنگ خیلی مغرورن
اونا سوجو رو پایین تر از خودشون میدونن
پس اگه دوستش داشته باشن خصوصی بازی میکنن
خسته کننده ست
حتی ورزش هم رتبه بندی و قضاوت میشه
زمان اصلاح دایره ورزشی تو دا فنگ رسیده
قهرمان چنگ فکری داری؟
...تو زادگاهم
اهل پایتخت نیستی؟
به این جزئیات اهمیت نده
تو شهر من یه جشنی هست که همه میتونن ازش لذت ببرن
سبک خودتو تو زمین و سطح خودتو تو مسابقه نمایش بده
با اشتیاق اوج بگیر و به رویاها دامن بزن
هیجان بی حد و حصرش از پاها شروع میشه
اینجاست که هورمون ها و اشک ها با هم پرواز می کنن و ابجو و سیخ های کبابی کاملا مناسب همن بازی سوجو اینه
اول برو مکتب
منم زود میام
...میخوام
میدونم
یه رزمی کار چه جراتی داره که به بزرگترین مکتب جهان میاد؟
درسته
چیکار میکنین؟
نمیتونین اذیتش کنین
بانو ون، یه بانوی مشهور هستی
بهت توصیه میکنم با این رزمی کار معاشرت نکنی
...تو
چنگ من یی
من یی
من یی
چه خبره؟
سوی جون همین الان برای ثبت نام به مکتب اومده
ولی گفتن که اون فقط یه رزمی کاره شایسته توجه بالا نیست
با ثبت نامش مخالفت کردن و اذیتش کردن
چطور جرات میکنین؟
حتی یه شاگرد جدید رو اذیت میکنین؟
بانو چنگ اشتباه میکنی
اذیتش نکردیم
فقط میخوایم از شهرت صد ساله مکتب محافظت کنیم
اگه اجازه بدیم همچین ادمی وارد مکتب بشه شان مکتب کجا میره؟
چه طور میشه ظرافتش رو حفظ کرد؟
منطقیه
همچین ادمی همتای ماها نیست
از مکتب برو
...تو
از مکتب برو
از مکتب برو
بیا بجنگیم
بیا
من یی
حتی میخواد دعوا کنه؟
درسته
فراموشش کن
یه رزمی کار هستم
پدرم فقط یه افسر نظامیه
لیاقتش رو ندارم
به دردسر نمیندازمت
سوی جون
با عزت برگرد
رزمیکار بودن دلیلی برای خودبینیت نیست
بهشت به دلیلی به من استعداد داده
هر کسی ارزش خودشو داره
در مورد تو خیلی رقت انگیز به نظر میای وقتی برتری خودتو به رخ می کشی
از خاندان نجیبی هستی؟
بانوهای اشراف زاده این؟
میترسم حتی با من که دختر یه رزمی کارم قابل مقایسه نباشی
چی گفتی؟
بهشت به دلیلی به من استعداد داده
من یی
میفهمم
ماهیت اموزش پرورش مردمه
باید مردم محور باشه و با همه یکسان رفتار کنه
در صورت جذب رزمی کار به شهرت صد سالهش طمه میزنه
پس لیاقت اسم بزرگترین مکتب جهان رو نداره
درسته
برادر
استاد ون
عرض ادب استاد ون
بزرگترین مکتب جهان مظهر پرورش فضیلت و پرورش مردمه
باید اموزش بدون تبعیض ارائه بده
توصیه می کنم که سوی جون ثبت نام کنه تا محقق های و رزمی کار بتونن اموزش های برابر دریافت کنن امیدوارم بتونیم تعصب رو کنار بذاریم
و با همه یکسان رفتار کنیم
اینا همه غذاهای مورد علاقته
پس در حال اجرای یه برنامه ازمایشی اموزشی هستی
عالیه
استاد ون
سوی جون مخفیانه سوجو بازی میکنه که مبتذله
این مایه شرمساری مکتبه
اگه این کار ادامه پیدا کنه تاثیر بدی داره
می ترسم روی هم مکتبی هام تاثیر بذاره
درسته
حرف ازش شد چیزی برای اعلام کردن دارم
تصمیم گرفتم پیشنهاد کنم که مکتب اولین مسابقات سوجو رو برگزار کنه
همتون باید شرکت کنین هیچ کسی نمیتونه رد کنه
عالیه
...سوجو
عالیه
فقط بازی بهت توصیه کردم بالافاصله عمومیش کردی
تواناییت تو اجرا قابل توجهه
اول چیزی که قبلا گفتی توسعه همه جانبه
منطقیه
عرض ادب استاد ون
پس قصد دارم از این فرصت استفاده کنم تا ادغام دوره های امادگی جسمانی مکتب شروع بشه
تا ادب و هنرهای رزمی باهم همگام بشن
دوم اینکه یادته نقشه جذب چی بود؟
...یعنی تو
یه رویداد جدید مثل یه بازی سوجو قطعا همه افراد مشهور برای پیوستن به سرگرمی جذب میکنه
...مثلا
قصر شرقی؟
اونی که منو خوب میشناسه قهرمان چنگه
می تونیم از این فرصت استفاده کنیم تا نمایشی راه بندازیم
توجه کنین
ولیعهد فکر می کنه مسابقات سوجو خیلی بدیعه
علاقه مندن و دوست دارن میهمان افتخاری برای ضربه شروع باشن
توجه کنین مسابقه سوجو در راهه
به دو تیم برای رقابت با همدیگه نیاز داریم
نظرت چیه دو یا چین؟
جرات داری دوباره با من رقابت کنی؟
سوجو دوست ندارم
انگار ازم میترسی
فراموشش کن
به هر حال هرگز منو شکست ندادی
یکمی از این کار احساس خستگی میکنم
چنگ من یی زیاد مغرور نباش
چالش رو قبول میکنم
ازت نمیترسم
خوبه
خوبه
اگه شکست خوردی افرادتو ببر و صمیمانه از سوی جون عذرخواهی کن
دیگه اذیتش نکن
باشه
قبوله
اگه ببازی از سوی جون بخواه که از مکتب بره
نه
چه طور میتونی روی اینده کسی شرط ببندی؟
باشه
نمیتونم به هم تیمی هام خیانت کنم
باهات شرط میبندم
اگه ببازم از مکتب میرم
نه
این بهتره
من یی
از اونجایی که همتون بازیکنان جدید هستین این مسابقات قوانین جدیدی رو اتخاذ کرده
میتونین روی زمین سوجو بازی کنین
برای کاهش سختی تو هر تیم پنج نفر حضور دارن
به علاوه دو جایگزین
هر تیم هفت عضو داره
چنگ من یی و دو یا چین رهبران تیم هستن
اعضای تیمتون رو خودتون میتونین انتخاب کنین
من یی
سوی جون
لی جون
من و من یی
باشه، فنگ چی وو
...من
استاد ون
نمیتونی انتخابش کنی
چرا نه؟
هرگز گفته نشده که استاد ون اجازه شرکت نداره
به علاوه استاد ون خودش گفت که همه باید شرکت کنن
پس چه طور حساب نمیشه؟
البته که میشه
به عنوان یه استاد باید مثال بزنم
حاضرم به تیم ملحق بشم
...یهویی متوجه شدم
تو
خودم خودمو مسخره کردم
نه من یی
یه نفر کم داریم
به یکی دیگه نیاز داریم
من هستم
من یی اگه از من ناراحت نیستی
پس تصمیم گرفته میشه
نظرتون چیه؟
اعتماد به نفس داری؟
مطمئنا شب و روز تمرین می کردیم
میتونیم در مدت کوتاهی گل بزنیم
باید تو این نبرد پیروز بشیم
بچه ها راستشو بگین
سطحتون چقدره؟
هیچی بلد نیستم
یکمی بلدم
بذار اول اروم بشم
سرم وزوز می کنه
خوشبختانه سریال های بی شماری رو تماشا کردم
اون قسمت در مورد سوجو رو تماشا کردم
سوجو یه ورزش تیمی و رقابتیه
این امر مستلزم اینه که همه نقش خودشونو با هماهنگی بازیکنان ایفا کنن کنترل توپ، شوت زنی و استراتژی های دفاعی
پنج بازیکن تو زمین حضور دارن
یکی دروازه بان میشه
دو نفر مهاجم و دو نفر پشتی میمونن
...خب
من یی، دروازه بان چیه؟
منظورت از جلو و عقب چیه؟
به بیان ساده، مهاجم ها وظیفه حمله رو بر عهده دارن
شکستن دفاع، و گرفتن شوپ، در حالی که مدافع ها روی گرفتن حریف و پوشوندن موقعیت ها تمرکز میکنن
باید تو زمین منعطف باشیم و شرایط رو تغییر بدیم هر زمان اگه حریف تهاجمی باشه
ترکیب دو به دو که من در موردش صحبت کردم باید به ترکیب یکبه سه برای دفاع و ضد حملات تغییر کنه
فهمیدین؟
نه
نمیتون بهشون یاد بدم
اصلا کار نمیکنه
اون تقلبی بالاخره از مکتب اخراج میشه
برای جشن گرفتن باید سه شبانه روز بنوشم
خیلی وقت پیش بهت گفتم
روی اینده شرط بندی نکن
حقته
استاد ون، هیچ مانعی بینمون وجودنداره
بریم
نه
نه
نه
نه
نه
من یی
من یی
ون چن یی چطور جرات کردی بهم خیانت کنی؟
چی؟
متاسفم
مغزم قاطی کرد
ولی باید بری
الان تو تیم های مختلف هستیم
نباید با هم حرف بزنیم
ولی من برای تو هستم
پس به تیم دو یا چین برو تا یه جاسوس باشی و اطلاعاتی بهم بده
...صبر کن
برادر
برادر
نگران نباش
برات من یی رو زیر نظر میگیرم
زیر نظر؟
یکی عضو سلطنتی و یکی از دوست های دوران بچگیش تو تیمه
توسط گرگ ها احاطه شده
همه اونا رقبای قویت هستن
ازدواج برادرم و زن برادرم تو خطره
میتونی پشتیبان باشی
سریع میدویی
من یی همه این کارها رو برای من انجام داده
اگه ببازیم باهات ترک تحصیل میکنم
یه مرد باید وفادار باشه
حاضرم کنارت بایستم
دوستای خوب هردوتون وفادارین
اگه باختیم با هم روبرو میشیم و اگه برنده شدیم با هم جشن میگیریم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت هشتم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.