All language subtitles for Game.Of.Thrones.S05E09.720p.WEB-DL (SubSub)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati Download
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بازي تاج و تخت : فصل پنجم، قسمت نهم « رقص اژدها ها »

:. عماد و مهرزاد با افتخار تقديم مي کنند .: ::. www.9Movie.in .::

!مراقب باشيد - !آتيش! آتيش -

يه گروه 20 نفره، شايد هم کمتر

قبل از اينکه کسي متوجه اونا بشه، اومدن و رفتن

انبارهاي غذامون رو با ،خاک يکسان کردن

تمام سلاح‌هاي محاصره‌مون نابود شده

...حدود بيست و چهارتا از چادرها - اسب‌ها چي؟ -

،هنوز چندتايي موندن ولي نزديک صدتاشون مُردن

20 نفر اومدن توي اردوگاه ما، بعد حتي يه نگهبان هم متوجه اونا نشده؟

شمالي‌ها سرزمينشون رو خيلي بهتر از ماها مي‌شناسن

تمام نگهبان‌هاي ديشب رو دستگير کنين

يا اينکه خوابشون بُرده بوده يا اينکه با دشمن همدست بودن

حقيقت رو پيدا کنين و بعدش هم دارشون بزنين

سرورم

،ما نمي‌تونيم به سمت وينترفل حرکت کنيم ،مگه اينکه برف‌ها آب بشه

و غذا هم به اندازه‌ي کافي براي اينکه به قلعه‌ي سياه برسوندمون نداريم

ما به قلعه‌ي سياه برنمي‌گرديم

،من رو ببخشيد سرورم

من هيچوقت ادعا نکردم که توي ،مسائل نظامي واردم

ولي اگه نتونيم به جلو لشگرکشي کنيم ...و يا نخوايم که به عقب برگرديم

اسب‌هاي مُرده رو بگو قصابي کنن واسه غذا

!بايستيد

!بايستيد

!رسيديم

دروازه‌ها رو باز کنين

يه شکست بود

نه نبود

.من رفته بودم نجاتشون بدم شکست خوردم

تو اونا رو نااميد نکردي

يا اونو

يا اون يکي رو

تک تک اونا فقط بخاطر تو الان زنده هستن، نه کسِ ديگه

فکر نمي‌کنم اين حقيقت تأثيري روي اونا داشته باشه

،تو قلب مهربوني داري جان اسنو

قلبت هممون رو به کُشتن مي‌ده

از سر راهم بريد کنار

فرستاده بودين دنبال من، سرورم؟

چندتا اسب سالم و چند نفر که بتونن ازت محافظت کنن رو پيدا کن

مي‌خوام تو رو بفرستم به قلعه‌ي سياه

به لرد فرمانده بگو که پادشاهش بهش دستور مي‌ده

که براش غذا، مهمات و اسب‌هاي تازه بفرسته

،در ازاش ،وقتي که تخت پادشاهي رو گرفتم

حتماً به نگهبانان شب، هرچي نيرو بخواد، مي‌فرستم

اگه بخواد، مي‌تونه از تمام 19 قلعه‌ي روي ديوار هم محافظت کنه

،سرورم شما من رو بعنوان دست خودتون منسوب کردين

بله

،دست پادشاه، نبايد پادشاهش رو ترک کنه

مخصوصاً در زمان جنگ

،تو من رو ترک نمي‌کني داري از دستورم اطاعت مي‌کني

يه پسر مي‌تونه اين طومار رو به اونها تحويل بده

و اگه جان اسنو اون پسر رو ،با اين طومار قبول نکنه

اون پسر چي مي‌خواد بگه؟

من تو رو بخاطر مهارتت توي مسائل نظامي دست پادشاه نکردم

.برگرد به قلعه‌ي سياه دست خالي برنگرد

سرورم، شايد ملکه سليس

و شاهزاده شيرين بتونن همراه من بيان

خونواده‌ي من پيشم مي‌مونه

لااقل بذارين شيرين رو با خودم ببرم

يه محاصره، جاي دختر بچه‌ها نيست

خونواده‌ي من پيشم مي‌مونه

اين يکي ديگه چيه؟

"رقص با اژدهايان: يک داستان واقعي"

نوشته‌ي استاد اعظم مانکِن

خب بنظر داستان خوبي مياد

سر "بايرن سوان" مي‌خواسته اژدها، وِيگار رو بکشه

اون يک هفته انقدر سپرش رو جلا داد، که عين آيينه شده بود

و خودش پشت سپرش قايم شد ،و به جلو حرکت کرد

اميدوار بود که اون اژدها فقط تصوير خودش رو توي سپر ببينه

ولي اژدها يه مرد احمق رو ديد که يه سپر آيينه‌اي دستش گرفته

و اونو سوخاري کرد

بنابراين کارِ کشتنِ اژدهاي

سر بايرن سوان تمام شد

برات يه چيزي درست کردم، شاهزاده

ازش خوشت مياد؟

اون خيلي خوشگله

مرسي - خواهش مي‌کنم -

مي‌شه يه آهوي ماده هم براش درست کني؟ که تنها نباشه؟

البته که درست مي‌کنم

ولي براي چي بهم هديه دادي؟

بخاطر اين لياقت هديه گرفتن رو داري

،پسرم هميشه پدرم منو در مياورد سعي مي‌کرد يادم بده چطوري بخونم

خدايا، چقدر من کله‌شق و نادون بودم

که تا الان بدون خوندن و نوشتن، به اينجا برسم

بنظرم ميومد که بايد مي‌مُردم

اي‌ کاش به حرفاش گوش مي‌کردم

اين کمترين کاريه که مي‌تونم براي تشکر کردن ازت بکنم

بخاطر اينکه يادم دادي يه مرد بالغ بشم

من چند روزي نيستم، شاهزاده

وقتي برگشتم دوست دارم تمام اين داستان "رقص با اژدهايان" رو گوش کنم

خودت مي‌خونيش

شاهزاده دوران

.ما رو ببخش بدون تو شروع کرديم

خواهش مي‌کنم، بشين

شاهزاده ميرسلا

دايي

چه لباس قشنگي

ازش خوشتون نمياد؟ - سردت مي‌شه -

نه اصلاً. آب و هواي دورنيشي باهام سازگاره

شاهزاده تريستان

فک‌ات چطوره؟

يه نيش پشه بيشتر نبوده

توي دورن چيکار مي‌کني؟

،اومدم مراقب سلامتي خواهرزاده‌ام شاهزاده ميرسلا باشم

و ترجيح دادي بجاي اينکه ،مستقيماً با من صحبت کني

مخفيانه وارد کشور من بشي

و به زور مهمون ما رو بدزدي؟

ما يه پيغام تهديد‌آميز دريافت کرديم

گردنبند شاهزاده، که به آرواره‌ي يه مار افعي آويزون شده بود

اون گردنبند از توي اتاق من دزديده شده بود

اوه، اين عاليه

آخرين وعده‌ي غذايي قبل از گردن زدن من؟

اوه، من نمي‌تونم گردن تو رو بزنم

خيلي‌ها توي دورن دلشون جنگ مي‌خواد

ولي من جنگ رو با چشمام ديدم

من ديدم که جسدها توي ميدون نبرد روي هم انباشته شدن

ديدم که خيلي از يتيم‌ها توي شهرها از گرسنگي مُردن

من نمي‌خوام مردمم رو به اين جهنم بکشونم

نه، تو مي‌خواي با لنيسترها هم سفره بشي

و اين دقيقاً کاريه که داريم مي‌کنيم

،بياييد به سلامتي تامن ،اولين پادشاه از نام او

پادشاه‌ آندال‌ها ،و اولين افراد

و فرمانرواي هفت اقليم، بنوشيم

پادشاه تامن اصرار داره

که خواهرش به پايتخت برگرده؟

متأسفانه بله

من نمي‌تونم از دستورِ پادشاهم سرپيچي کنم

اون همراه شما به مقر فرمانروايي برمي‌گرده

و پسر من، شاهزاده تريستان هم هر دوي شما رو همراهي مي‌کنه

اگه قراره که دوستيِ بين تخت آهنين ،و دورن ادامه پيدا کنه

ازدواج اونها بايد سرجاش بمونه

قبول مي‌کنم

.يه چيز ديگه برادر من براي قرار گرفتن

در شوراي کوچک، قبل از مرگش منسوب شده بود

پدر شما اهميت اين رو کاملاً درک مي‌کرد

که دورن رو بايد همراه با خودش نگه داره

حالا که اوبرين مُرده، تريستان جاي اون رو توي شوراي کوچک پُر مي‌کنه

بهتون قول مي‌دم

قولِ يه شاه‌کُش

.تعجبي نداره که نمي‌توني رو پات وايسي جرأت و جربزه نداري

،تو مادر چهارتا برادرزاده‌هاي من هستي

دخترايي که خيلي دوسِشون دارم

بخاطر اونها، اميدوارم که زندگي طولاني و شادي داشته باشي

،يه بار ديگه اينطوري با من حرف بزني ديگه اون زندگي رو نخواهي داشت

مي‌تونم بپرسم چه بلايي سر جنگجوي من، بران مياد؟

،بهم بگو، سر جيمي ،توي مقر فرمانروايي

،کسي که به يه شاهزاده ضربه مي‌زنه چه مجازاتي براش در نظر مي‌گيرن؟

اون که همين الان گفت فقط يه نيش پشه بوده

تقصير من بوده

بران فقط يه سرباز بوده که از دستورات من اطاعت مي‌کرده

،اگه کسي بايد مجازت بشه اون منم

شاهزاده تريستان، اگه قراره يه روزي فرمانروايي کنه، بايد قضاوت کردن رو ياد بگيره

ميذارم خودش تصميم بگيره

من ارزش بخشش رو از پدرم ياد گرفتم

من سرباز شما رو آزاد مي‌کنم - مرد خيلي خوبي هستي -

به يک شرط

چرا داريم بازي مي‌کنيم؟ من بهتر از تو‌ام

من هميشه بهتر از تو‌ام

تا حالا شده يکي نزده باشم؟

.فکر نمي‌کنم يادم نمياد

.حتماً تحقير شدن رو دوست داري يا درد رو

،کدوم رو بيشتر دوست داري تحقير شدن يا درد؟

اين يکي خيلي درد داشت، مگه نه؟

مي‌خواي گريه کني؟

تسليم شو، خواهر کوچولو

بالاخره يکي رو نمي‌زني - اوه، هيچوقت اين اتفاق نمي‌افته -

.چرا مي‌افته تو خيلي فکر مي‌کني

.حالا هم مضطرب شدي اگه درست بگه چي؟

شانس آوردي - حالا نوبت منه -

تو خيلي کُندي

هميشه کُند بودي

قراره آخر اين پياده‌روي اتفاق خوبي بي‌افته؟

خودت بزودي مي‌فهمي

يه بار ديگه بگو ببينم، خوشتيپ

من کي‌ام؟

زيباترين زنِ دنيا

و اين يه حقيقته

جنده

،شاهزاده دوران

سر بران از بلک‌واتر

نمي‌دونستم شواليه‌هايي هم هستن که اهل بلک‌واتر باشن

فقط يه دونه هست

فکر کنم قبلاً با شاهزاده تريستان آشنا شدي

شاهزاده

بخاطر اون روز عذر مي‌خوام

شاهزاده تريستان، مرد بسيار بخشنده‌ايه

اون با آزاديِ تو موافقت کرده

خوشحالم اينو مي‌شنوم

اين پاي بنظر خوشمزه مياد

فقط يه شرط گذاشت

شايد الان بتوني بجاش يه ذره سوپ بخوري

!صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بدم

...صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بـ

حلزون‌ِ خودت چنده خوشگله؟

!صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، ميگو بدم

بيا اينجا

چندتا صدف بهم بده، دخترجون

با تو دارم حرف مي‌زنم

...اينا، آم

!دختر - !ببندينش -

!کري؟ دختر

!دختر

سرورم

سرورم

لرد تايرل

،از طرف بانک آيرن

افتخار اين رو دارم بعنوان اولين نفر

ورود شما رو به شهر آزاد براووس خوشامد بگم

اميدوارم سفرتون بي دردسر بوده باشه

يه مقدار اين چند روز آخر، با قايق مشکل داشتيم

ولي اتفاق خيلي بدي نيفتاد

خوشحالم مي‌بينم هنوز هم آدماي کارکشته، از بندرگاه محافظت مي‌کنن

توي ريچ برداشت محصول چطوره؟

آم، شراب‌سازها مي‌گن که امسال ممکنه

بهترين سال براي انگورهاي قرمز تو کل کشور باشه

اگه بتونيم به يه توافق ،رضايت‌بخش برسيم

قول مي‌دم که يه بُشکه از بهترين شراب‌هاي آربور رو بهتون بدم ببريد

متأسفانه من خيلي دوست ندارم توي اين کارها مشارکت کنم

اوه

بعضي‌ها رباخواري رو، غير شرافتمندانه مي‌دونن

که البته کاملاً مزخرفه

خوشحالم که رو در رو در اين مورد حرف مي‌زنيم

مي‌دونستين که يه زماني، ميگور سوم

سعي کرد اين روي توي هفت‌اقليم ممنوع و غيرقانوني کنه؟

مي‌خواست تمام کسايي که اينکار رو مي‌کنن رو دستگير کنه

و هر دو دستشون رو قطع کنه

واسه دستکش‌سازها خيلي بد مي‌شد

اگه يه نفر قرار باشه از قرض ،دادن پول هيچ سودي نبره

اونوقت ديگه چيزي به دست نياورده ،و بجاش همه‌چي رو از دست داده

پس چرا اينکار رو بکنه؟

،بعلاوه از طرف ديگه وعده‌ي يه پاداش خوب

يه مرد رو به قمار کردن هلاقمند مي‌کنه

ما اينجا توي بانک آيرن، قمار نمي‌کنيم، لرد تايرل

شما بهترين قماربازهاي دنيا هستين

تمام شرط‌هايي که بستين اين بناي به اين بزرگي رو ساخته

بايد جشن بگيريم

متأسفانه من خيلي کار دارم که بايد انجام بدم

.اوه، چرت و پرت نگو. کار رو بذار کنار تو آواز مي‌خوني؟

استعدادش رو ندارم - اوه، استعداد نمي‌خواد که -

يه مهارته. هرکسي مي‌تونه ياد بگيره

،پس بيا کنار کانال بلند يه من يک بوسه بده

و توي سالتي تاون دو تا بوسه بهم بده

زيرا که فردا ديگه هيچکدوم زنده نيستيم

،گداي بي‌کلاه ...پادشاه تاج بر سر

فکر کردم اون عوضي گنده‌بک هيچوقت دست از آواز خوندن نمي‌کشه

خيلي هم بد نبود

همه‌ي تايرل‌ها برن به درک

خائن‌هاي عوضي

اونا مي‌خواستن اون پسره‌ي همجنس‌باز، رنلي رو پادشاه کنن

همينجاس، آقايون

شيک‌ترين کوچولوهاي خوشگل رو توي براووس داره

تو مي‌خواي بخري؟ - اوه، آره من مي‌خوام بخرم -

و هيچوقت هم چيزي رو با کسي قسمت نکردم

برو ماهي‌هات رو يه جاي ديگه بفروش

"اوه، بذار بياد تو، "بروسکو من گرسنمه

بيا اينجا، عزيزم

مي‌گن صدف مجراهاي آدمو باز مي‌کنه

ما شش تا برمي‌داريم

سه سکه‌ي مسي

اين يه سکه‌ي نقره بخاطر اينکه اين خانم از تو خوشش اومده

خيلي پيره

"بريا"

خيلي پيره

.اوني که مي‌خواين رو براتون دارم "آنارا"

گرون‌ترين دخترمون

،ولي ارزشش رو داره بهتون قول مي‌دم

خيلي پيره

چيزي که مي‌خوايم دارين يا نه؟

البته. البته

اينا تازه‌ن؟

،بيا اينجا دوستام گرسنه هستن

هيچي واسه شق‌کردگي کير بهتر از صدف نيست

.بيا. مرسي - منم يکي مي‌خوام -

سرکه نمي‌خواي؟

کي گذاشته اين دحتر بيا تو؟ !گمشو! گمشو

خوبه

وقتي کارمون تموم شد خبرت مي‌کنم

فردا هم يکي ديگه برام تازه داري؟

البته

مي‌دم شلاقت بزنن دخترجون

.برو، زودباش برو بيرون، بيرون، برو

والار مورگوليس

والار مورگوليس

خب؟

مرد لاغر امروز گرسنه نبود

شايد دليل اينکه لاغره همينه

فردا

فردا

اين دختر کار داره

شورش تو ديگه تموم شده

مي‌توني همين الان به من ...قسم هم‌پيماني بخوري

يا مي‌توني بميري

من به شانس دوباره اعتقاد دارم

ولي به شانس سوم اعتقاد ندارم

عين يه بچه‌ي هفت ساله مي‌نويسي

استاد اعظم شما قبول کرد که اين رو براي من دوباره بنويسه

سعي نکرد ازت پول بگيره؟

شايد عوض شده

ملکه حتماً خيلي هيجان‌زده مي‌شه وقتي بدونه داري دخترش رو برمي‌گردوني خونه

همينطوره

خيلي دوسش داري، مگه نه؟

،البته اون خواهرزاده‌مه

درباره‌ي اون حرف نمي‌زدم

فکر مي‌کني من قبول ندارم؟

چرا؟

بخاطر اينکه مردم اينجور چيزها رو توي جايي که ازش اومدي، قبول نمي‌کنن؟

جايي که ازش اومدي اوبرين و من رو قبول نداشتن

اينجا هيچکس حتي پلک هم نزد

،صد سال پيش

هيچکس حتي بهت نگاه هم نمي‌کرد

اگه اسم تارگرين روت بود

هميشه تغيير مي‌کنه، کسايي که بايد دوسشون داشته باشيم و کسايي که نبايد

تنها چيزي که ثابت باقي مي‌مونه

اينه که، کسي رو مي‌خوايم که دلمون مي‌خواد

مي‌دونم دخترت توي اين اتفاق وحشتناک که براي

،عشق من افتاد دخالت نداشته

شايد تو هم حتي بيگناه باشي

پدر

سردت نيست؟

نه. چي داري مي‌خوني؟

"رقص اژدهايان" - در مورد چي هست؟ -

داستانِ جنگ بين رنرا تارگرين

و برادر ناتني‌اش ايگون، براي فرمانروايي بر هفت اقليمه

هردوشون فکر مي‌کردن متعلق به تخت آهنين هستن

وقتي مردم شروع مي‌کردن به ،هواداري از يکي از اونها

جنگ‌شون فرمانروايي رو به دو قسمت تقسيم مي‌کرد

،برادرها با برادرها مي‌جنگيدن اژدهايان با اژدهايان

،وقتي که تموم مي‌شد هزاران نفر مُرده بودن

و اين براي تارگرين‌ها هم فاجعه‌ي بزرگي بود

اونا هيچوقت خودشون رو پيدا نکردن

"رقص اژدهايان"

چرا رقص؟

اسمش رو اين گذاشتن

هوم، خيلي با عقل جور در نمياد

ولي من فکر مي‌کنم خيلي شاعرانه‌ست

اگه قرار بود بين رنرا و و ايگون

...يکي رو انتخاب کني

کدوم رو انتخاب مي‌کردي؟

هيچکدومشون رو انتخاب نمي‌کردم

همين انتخاب کردن يه طرفه که همه‌چي رو داغون مي‌کنه

بعضي وقتا يه نفر بايد انتخاب کنه

بعضي وقتا دنيا مجبورش مي‌کنه

...اگه يه مرد خودش رو باور کنه

...و با خودش صادق باشه

اون انتخاب ديگه اصلاً انتخاب نيست

...بايد سرنوشت‌اش رو کامل کنه

و اون کسي بشه که بايد بشه

هرچقدر هم که ازش بدش بياد

ناراحت نباش، پدر

تو حتي نمي‌دوني من چي دارم مي‌گم

مهم نيست

مي‌خوام بهت کمک کنم

راهي هست که بتونم کمک کنم؟

آره، هست

خوبه. مي‌خوام کمک کنم

من شاهزاده شيرين، از خاندان باراتيون هستم

و دختر تو هستم

من رو ببخش

پدرم کجاست؟ مي‌خوام پدرم رو ببينم

همه‌ي اينا بزودي تموم مي‌شه، شاهزاده

نه

پدرم کجاست؟

.نه، نمي‌تونين اينکار رو بکنين پدر، کجايي؟

خواهش مي‌کنم بذارين پدرم رو ببينم

پدر، کجايي؟ نذار اين کار رو بکنه

!خواهش مي‌کنم ولم کنين

!بذارين پدرم رو ببينم !کجايي؟ خواهش مي‌کنم

اين چيزيه که خداوند مي‌خواد - نه -

خواهش مي‌کنم! ولم کنين! نه - اين کارِ خوبيه -

کار بزرگيه - !بسه. ولم کنين -

!خواهش مي‌کنم - خداوندا، صداي ما را بشنو -

!تو نمي‌توني اينکار رو بکني

براي تو، ما اين دختر را قرباني مي‌کنيم

!خواهش مي‌کنم

تا او را با آتش خود... پاک و منزه کني

و نور آن، روشنگر راه ما باشد

!خواهش مي‌کنم نه، خواهش مي‌کنم بذارين پدرم رو ببينم

،اگه هيچ کاري نکنيم همينجا از گرسنگي مي‌ميريم

هممون

...ولي اگه اين قرباني رو انجام بديم

اين نشان از ايمانِ ما را ،بپذير، خداوندا

و ما رو از تاريکي به روشنايي هدايت کن

ارباب نور، راه را به ما نشان بده - !مادر -

!مادر، خواهش مي‌کنم

!مادر، خواهش مي‌کنم !مادر

!مادر - ما نمي‌تونيم اينکار رو بکنيم -

هيچ راه ديگه‌اي نيست

اون خونِ پادشاه تو رگ‌هاشه - !خواهش مي‌کنم اين کار رو نکن -

ارباب نور، از ما محافظت کن

!خواهش مي‌کنم! پدر، خواهش مي‌کنم

زيرا که شب تاريک و پر از وحشت است

!پدر

!پدر، اينکار رو نکن !خواهش مي‌کنم

!مادر، نه! خواهش مي‌کنم !خواهش مي‌کنم، کمک

!اينکار رو نکن

!خواهش مي‌کنم، پدر !مادر، کمک

نه

!نه، خواهش مي‌کنم !اينکار رو نکن

،اينکار رو نکن !خواهش مي‌کنم، مادر

!خواهش مي‌کنم، مادر !مادر، کمک

!مادر، کمک !کمک

!خواهش مي‌کنم اينکار رو نکن، مادر

!خواهش مي‌کنم

!خواهش مي‌کنم، مادر !خواهش مي‌کنم

!خواهش مي‌کنم! نه

!خواهش مي‌کنم، نه

!نه

کجا بودي؟

مي‌خواستم مطمئن شم همه‌چي مرتبه

!شهروندان آزاد شهر ميرين

،به لطف نعمت عاليجنابان اين شهر

،و نيز بزرگواري علياحضرت، ملکه

خوش آمديد

!به بازي‌هاي بزرگ

ملکه‌ي من، اولين نبرد

:چه کسي پيروز خواهد شد

،اوني که قوي‌تره

يا اوني که سريع‌تره؟

من به افتخار شما، مي‌جنگم و مي‌ميرم

اي ملکه‌ي والا مقام

من به افتخار شما، مي‌جنگم و مي‌ميرم

اي ملکه‌ي والا مقام

اونا منتظر تو هستن

بايد دستات رو بهم بزني

اون يکي، اون کوچيک‌تره

بدون هيچ شکي بايد روي اون شر‌بندي کني

اون کوچيک‌تره برنده مي‌شه

من رو هيچي شرط نمي‌بندم

پادشاهان و ملکه‌ها هيچوقت روي بازي‌ها شر‌ط‌بندي نمي‌کنن

شايد بهتر باشه بري کسي رو پيدا کني که اينکار رو بکنه

وقتي من توي گودال‌ها مي‌جنگيدم مردم روي من شرط‌بندي مي‌کردن

اون روي من شرط مي‌بست - اشتباه معمولِ يه عضو تازه وارد -

من نيمي از زندگيم رو توي اين ميدون نبرد گذروندم

،و به تجربه‌ي من مردان بزرگ‌تر هميشه

و هميشه بر مردهاي کوچک‌تر برنده مي‌شدن

توي تجربيات تو، جنگ واقعي هم بوده؟

خودِ تو؟

تا حالا سعي کردي کسي رو بکشي که سعي کرده تو رو بکشه؟

هروقت من وارد گودال مي‌شدم و روبروي ،موجودي اين شکلي قرار مي‌گرفتم

،جمعيت من رو مي‌ديدن ،اون موقع خيلي لاغر و کوچيک جثه بودم

بعدش يه هيکل گنده رو با کلي عضله مي‌ديدن که آماده‌ي کُشتن منه

نمي‌تونستن خيلي زود شرط‌بندي کنن

ولي آدماي گنده و هيکل گنده هيچوقت اينجا يا اينجا

عضله... نداشتن

و مرداي گنده هميشه اونقدر کُند بودن

که نمي‌تونستن جلوي فرو رفتن خنجر من تو جاهايي که عضله نبود رو بگيرن

آره، هروقت که من يه موجود به اين هيکل رو مي‌ديدم که جلويم وايساده

،با اون هيکل هيولا مانندش مي‌دونستم که مي‌تونه خيالم راحت باشه

موافق نيستي؟

هميشه به اندازه‌ي کافي مرگ توي جهان هست که بخوام ازش لذت ببرم

مي‌تونم بدون اون از زمان فراغتم لذت ببرم

،منطقي‌ ـه ولي با اينحال ،يه سؤال ناخوشايند ديگه مي‌مونه

چه چيزهاي بزرگي توي دنيا هستن که بدون کُشتن يا ظلم به دست نيومده باشن؟

اينکه بخواي چيزي هست ،رو با چيزي که بايد باشه قاطي کني

،مخصوصاً وقتي که چيزي که هست به مزاج تو خوش بياد

من درباره‌ي خودم حرف نمي‌زنم

دارم درباره‌ي شرايط لازم براي بزرگي حرف مي‌زنم

بزرگي اينه؟

اين يه قسمت حياتي از ،شهر ميرين ـه

که قبل‌تر از من و تو بوده

و تا زماني که من و تو بميريم و تبديل به خاک بشيم، بازم ادامه خواهد داشت

اگه پدرم زنده بود ازت خوشش ميومد

دوباره مي‌پرسيم: کدوم يکي پيروز مي‌شه؟

يه روزي، شهر بزرگ تو هم تبديل به خاک مي‌شه

به دستور شما؟ - اگه لازم باشه -

يک جنگجوي اهل ميرين؟

و چند نفر مي‌ميرن تا اين اتفاق بي‌افته؟

اگه به اونجا برسه، اونا به يه دليلي مُردن

اون مردها فکر مي‌کنن دارن به يه دليل درست مي‌ميرن

به دليل يه نفر ديگه

پس يعني دلايل تو درست هستن و دلايل اونا غلط؟

اونا عقلشون نمي‌رسه ولي تو مي‌رسه؟

.خوب گفتي آدم خوش بياني هستي

معنيش اين نيست که تو اشتباه مي‌کني

به تجربه‌ي من، آدم‌هاي خوش بيان هم درست مثل

،خيلي وقتاي آدماي ابله درست مي‌گن

يا يک شواليه‌ اهل وستروس؟

،من به افتخار شما مي‌جنگم و مي‌ميرم

اي ملکه‌ي والا مقام

...سرورم - دهنت رو ببند -

مي‌تونين تمومش کنين - نمي‌تونه -

مي‌تونين

!از ملکه‌تون محافظت کنين

!بريد

!سرورم! سرورم

با من بيايد. من يه راه خروج مي‌شناسم

...من يه راه

نزديک من بمون

از اينطرف

از اون طرف مي‌ريم

دنبالم بياين

!از ملکه‌تون محافظت کنين

!دراگون

پرواز کن

:ترجمه و زيرنويس مـــــــهــــرزاد و عــــــــــمــاد lostmehrzad@yahoo.com emad_zi@yahoo.com

Resync By Power

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.