Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
لوتر دستبردار نیست تا وقتی زندگیم رو نابود کنه
حتی به اینجا نقل مکان کرده که ازش مطمئن بشه
این دخترمه، الیزابت
به یکی تو وزارت دفاع رشوه دادیم
ظاهراً الیزابت تماس گرفته
امیدوار بوده پیدا نشه - الیزابت الان کجاست؟ -
تنها کسی که میدونه سَم لینـه
اون قلب نداره - بدنش میتونه خودش رو ترمیم کنه -
نمیتونه اندام جدید بسازه
...مامانبزرگ گفت شاید بتونیم
بابا رو برگردونیم اگه بتونیم قلبش رو گیر بیاریم
من آماده نبودم
و حالا هیچوقت نمیتونیم برش گردونیم
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
...واقعاً میشه توضیح داد
یه نفر چقدر برات ارزش داشته؟
اصلاً امکانپذیره؟
...تمام عشقی که حس میکردی
...تمام خاطراتتون
،هرچقدر تلاش کنم
فکر نکنم کلمات برای بیانش کافی باشه
« سوپرمن و لوئیز » « فصل چهارم، قسمت سوم »
دنیایی بدون سوپرمن؟ هیچوقت فکر نمیکردم اون روز رو ببینم
میدونم ارزشش برات فراتر از یک سرمایه بود، سم
متأسفم - ممنونم -
ولی باید دربارهی نحوهی پیشروی صحبت کنیم
...با وجود اون هیولا که هنوز هست
،و لوتر که کنترلش میکنه وقت زیادی نداریم
نقشهی پشتیبان داری؟
...جان هنری آیرونز و دخترش ناتالی
فکر کنم اینجا مفیدتر باشن تا متروپلیس
دسترسی کامل، بیشترین سطح امنیتی
باشه. دیگه چی؟
سرُمی که برونو مَنهایم ،واسه نجات زنش درست کرد
اون یکی سوپرمن رو زنده کرد
یکمش رو گیر آوردی، درسته؟
به اندازهی یک شیشه، بله
نیازش دارم
این قضیه به هیولای لوتر مربوطه؟
،با کمال احترام فکر نکنم امتیاز دونستنش رو کسب کرده باشی
چند بار دیگه باید دربارهاش بحث کنیم، سم؟
مسئلهی نقض اعتماد بود
...یک نمونه از خون سوپرمن نیاز داشتیم
واسه نجات جونش
و به من نگفتی - توی بیمارستان بودی -
!بازم باید میدونستم !من مسئولش بودم
میدونی، یه زمانی بود ...که بیشتر از سوپرمن
به وزارت دفاع اعتماد داشتی
کمک کن اون اعتماد رو دوباره جلب کنم
میگم سرُم رو به دفترت بفرستن
...ولی تحت هیچ شرایطی ازش استفاده نمیکنی
مگر اینکه بگی به چه علتیه
شفافه؟
کاملاً
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
ببخشید معطل شدی، عزیزم
،از وقتی اون فضایی پیداش شده
اوضاع اینجا از نمایش گاوبازی 10 دلاری هم شلوغتر شده
...خب، راستش قربان
،واسه همین اومدیم
که از سوپرمن صحبت کنیم
،فکر کردم تو به عنوان دوستپسر اینجایی
نه جوجه خبرنگار
...خب، راستش
...من و کلارک میخوایم
درباره سوپرمن یه چیزی رو بهت بگیم
واقعاً احساس میکنیم وظیفهمونه که بگیم
فهمیدین اهل کجاست؟
هیچوقت باور نمیکنی
اسمالویل
اسمالویل؟
مگه اونجا بزرگ نشدی؟
بله قربان
بله
میشناختیش؟
میشه گفت
من اینجا یه چیزی رو نگرفتم
...قربان
من خودشم
سوپرمن، اون... من منم
اون... ما یه نفریم
...توهین نباشه پسرم، ولی
بیخیال
باشه
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
تادا
باورم نمیشه
،باشه، باورت نمیشه
ولی این پنکیکهای بدون تخممرغ ممکنه به اندازه پنکیکهای تو خوشمزه باشن
بابا، باید دست از تماشای اون برداری
باید به کلارک کمک میکردیم
خودش گفت کمک نکنیم - مهم نیست -
اون بود کمکمون میکرد
واسه جان و جوردن خیلی ناراحتم
باباشون تازه فوت کرده
هیچکس نباید والدش رو اونجوری از دست بده
چیه؟
سم تماس گرفت
خب؟
میخواد تماموقت تو وزارت دفاع باشیم
صبرکن، پس دیگه متروپلیس نیستیم؟
همینطور استیلوُرکس
که یعنی دانشکده وزارت دفاع کنسله
...به این معنی نیست که دائمیه، فقط
تو آیندهی نزدیک نمیشه
،میدونم هیچکدوم این رو نمیخواستیم
ولی واقعیت جدیدی که باهاش مواجهیم اینه
دنیا محافظش رو کم داره
کِی باید به بابابزرگ خبر بدیم؟
تا پایان روز
!مامان
تو مقالهی مربوط به مرگ بابا رو منتشر کردی؟
دربارهی مرگ سوپرمن
دنیا باید بدونه
...مردم باید بفهمن که سوپرمن
دیگه نیست که نجاتشون بده
آره خب، اگه یکی حرف گوش کرده بود زنده بود
!جاناتن
میدونی که درسته
!جاناتن
عزیزم، منظوری نداشت
چرا، داشت
رفیق، فقط میخواستم نجاتش بدم
خیلی متأسفم - میدونم، باشه؟ -
ببین، باید من رو ببخشی
جوردن، تو رو سرزنش نمیکنم
فقط برو، لطفاً - باید من رو ببخشی -
...لطفاً - ...فقط -
...لطفاً، میشه فقط واسه یه بارم که شده
تو زندگی مسخرهات خفه بشی؟
از چرت و پرتهات خیلی خسته شدم
،از وقتی قدرت پیدا کردی
تمام کاری که کردی !این بوده که غُر بزنی چقدر برات سخته
،و مدام میگی میخوای کار درست رو بکنی
ولی هیچوقت نمیکنی
تو نمیخواستی بابا رو نجات بدی
،میخواستی قهرمان باشی !حالا هم بابا مُرده
بابای من مُرده و دیگه هیچوقت !نمیتونم ببینمش
!اه
چه کوفتیه؟
رفیق
تو قدرت داری
آره
باورم نمیشه به همین زودی داره پرواز میکنه
آره خب، مادرزاد اینکاره است - مسابقه نیست -
برادرت مدت زیادی منتظر بوده ،که قدرتهاش رو پیدا کنه
حتی اگه خودش نگفته
!وای
،متروپلیس، نیو کارتِج
سن فرانسیسکو
.باشه، میتونی پرواز کنی کار دیگهای میتونی بکنی؟
آره، یعنی عملاً هر کاری که بابا میتونست
ممکن نیست
خب، بیناییِ حرارتی دارم و نفسِ یخی
تازه، هزار برابر قویترم
...حتی شنیدم که آقای کاشینگ
داره واسه کریسی یه ماشین جدید میخره
انگار مینیوَن بود
امیدوارم به خاطر خودش نخره
خب، خدا رو شکر که جان قدرتهاش رو پیدا کرد، درسته؟
دیگه خیال همهمون راحته - جوردن -
مشکلت چیه؟
فقط دارم عقیدهی همه رو میگم
مامان، من... متأسفم
تقصیر تو نیست. فقط زمانش مناسب نیست
نیست واقعاً؟
،آخه، با نبودنِ بابا
شاید به یک علتی اینجوری شده
اگه منظورت اینه ...که این یه جوری دستِ سرنوشته
سعی ندارم بترسونمت
فقط... میخوام کمک کنم
واقعاً، همینه
باید با پدربزرگت صحبت کنم
واقعاً انتظار اینها رو نداشتم
مردم عادی این کار رو میکنن، درسته؟
میرن تو دل طبیعت
میرن... پیکنیک
نه، قشنگه
ممنون
...میدونی
لازم نیست پیشنهاد لین رو قبول کنیم
میدونم
مجبوری از مدرسه ترک تحصیل کنی
من احتمالاً باید مغازه رو ببندم
آره
مطمئنم بتونه یکی دیگه رو پیدا کنه
نه، نمیتونه
حقیقته و دوتامون میدونیم
کسی دیگه نیست
فقط ماییم
فقط میخواستم یه زندگی عادی داشته باشی
...آره، کاملاً مطمئنم که وقتی سوپرمنِ شرور
دنیامون رو نابود کرد، دیگه کار از کار گذشت
بابا، من مدرسه رفتم
.میدونی، دوست پیدا کردم عاشق شدم
متئو بچه خوبیه
و بخشی از این دنیاست، که عاشقشم
آخرین بار، نتونستیم بجنگیم که دنیامون رو نجات بدیم
این بار میتونیم
چیزی که سوپرمن رو کشت
شاید ما رو هم بکشه
آره، شاید
ولی اگه ما نتونیم جلوش رو بگیریم، کی میتونه؟
هر روز، بیشتر من رو یاد مادرت میاندازی
دلم براش تنگ شده
منم همینطور
مقاله رو دیدم
گمونم همه فهمیدن ...حالا داریم توی دنیای بدون سوپرمن
زندگی میکنیم
خدا به داد همهمون برسه
کار درست این بود
اینجوری دیدنت عذابم میده
اصلاً حالت خوبه؟
نه، ولی میخوام به خاطر پسرها خودم رو سرِپا نگه دارم
،کار سختیه، که پدرت رو از دست بدی
خصوصاً تو اون سن
...گوش کن
میخوام درباره جاناتن یه چیزی بهت بگم
اون قدرتهایی داره
باورم نمیشه
کدوم یکیها رو؟
همه رو
همه رو؟
...خب، انگار سرنوشت
داره خود کثیفش رو نشون میده
بابا - ،اون بچه یه رهبر مادرزاده -
حتی آموزش میدیده که آتشنشان بشه
،اون 16 سالشه تازه هم پدرش رو از دست داده
آماده نجات دنیا نیست
نظر جان چیه؟
فقط میخواد کمک کنه
،ببین، اگه جان رو بیاری وزارت دفاع
،میتونیم بهش ابزار بدیم، آموزشش بدیم
براش یه تیم بسازیم
،به نظر شخصیم
بهترین اقدامه
به نظرم کاملاً تواناییش رو داره
ولی وقتی داشتم جوردن رو تعلیم میدادم بهت نگفتم
دیگه اون کار رو نمیکنم
تو مادرشی
،هر تصمیمی که بگیری
قول میدم بهش احترام بذارم
ژنرال، یه لحظه وقت دارین؟
میشه در رو ببندی؟
آره
امیدوار بودم یه سر بیای
اوه
بالأخره حاضری دربارهی کار کردن واسه وزارت دفاع صحبت کنی؟
راستش، هنوز دارم مرورش میکنم
پس چرا اومدی؟
...خب قربان، من
مایلم رسماً لوئیز رو ازتون خواستگاری کنم
لعنتی، پسرم
!فکر افتضاحیه
...خب قربان، من
من عاشق دخترتم
میخوام تا آخر عمرم باهاش باشم
!پس باید درستش کنی
چون تأهل مناسب تو نیست
ژنرال
من و تو آخرین خط دفاعی این دنیا هستیم
نمیتونیم تو برنامهی دوست و خانواده ثبتنام کنیم
با کمال احترام قربان، اشتباه میکنید
من به لوئیز نیاز دارم
از یادت میره
عشق همیشه از یاد میره
آره، ولی من عاشقشم
منم همینطور
بیشتر از چیزی که درکش کنی
و حاضرم هرکاری واسه محافظت از لوئیز بکنم
منم همینطور
،اگه اینطور بود !میذاشتی میرفتی
لوئیز لایق این مدل زندگی نیست
قبلاً با مادرش جهنم رو تجربه کرده
من هیچوقت ترکش نمیکنم
عمداً نه
،ولی نمیدونی اون بیرون چه خبره
شرّی که داره میاد سراغت
ممکنه هنوز با تهدید خاصی ،مواجه نشده باشی، ولی باور کن
خواهی شد
،و وقتی روزش برسه
بدترین حالت ممکن رخ میده
...اونه که قراره دردش رو
تا آخر عمرش حس کنه
من اومدم اینجا ازتون رضایت بگیرم
...ولی میخوام واضح بگم
قصد دارم با دخترتون ازدواج کنم
پس چرا اصلاً زحمت دادی که بگی؟
چون مایلم بخشی از خانوادهمون باشید
خب، کاری که لازمه رو بکن، پسرم
میدونی نظر من چیه
و حالا داره رودهها رو میخوره
به خودت زحمت نمیدی ،به دیدن هیئت مدیره در متروپلیس بری
ولی میای به اون غذا بدی؟
فرقش اینه که از اون خوشم میاد
جذبهاش رو میبینم
با ژنرال لین به کجا رسیدیم؟
،عاملمون در موقعیته
و مشوّقِ طعمه بهشون داده شده
عزیزان؟
معمولاً بزرگترین تأثیر رو میگیرن
یه فرصت براش داریم
،اگه این جواب نده هیچی لین رو به حرف نمیاره
میخوای ادامه بدم؟
انجامش بده
«دیجــــی موویـــــز»
چیکار میکنی؟ - این دیوانگیه -
،ظاهرِ چیزها، صداشون
بوشون... خیلی شدیده
مراقب باش. اون یکی میتونه نتیجهی عکس بهت بده
پدرت از پنیر لیمبرگر متنفر بود
بگیر بشین، عزیزم
بابابزرگ چی گفت؟
هیچوقت شکی نبود
همیشه نقطهضعفش بودی
احتمالاً به خاطر فوتبال
بیشتر از اونه
باشه، پس نظرت چیه؟
...به نظرم من و پدرت
در مورد شما پسرها و قدرتها اشتباهات زیادی داشتیم
...باید سالها پیش بهتون میگفتیم
،که پدرتون واقعاً کیه
،از میراثتون بهتون میگفتیم
و آمادهتون میکردیم ...واسه اینکه چه انتظاری داشته باشید
اگه قدرتهاتون نمایان بشن
خیلی چیزها هست که اگه میتونستم یه جور دیگه انجامشون میدادم
مگه هر پدر یا مادری یه جای کار این حرف رو نمیزنه؟
احتمالاً، ولی باعث نمیشه نگرانیم کمتر بشه
...درخواستم یه لباس ابرقهرمانی
و اینکه فوراً مثل بابا بشم نیست
باید خیلی چیزها رو یاد بگیرم
و میخوام یادشون بگیرم
،ولی با وجود کارهایی که الان میتونم بکنم
اگه بتونم مانع این بشم ...که یک خانواده عزیزش رو از دست نده
،همونطور که ما بابا رو از دست دادیم
پس مجبورم
باشه - واقعاً؟ -
به پدربزرگت میگم که داریم میایم
برو وسایلت رو جمع کن - باشه -
پسر، خیلی متأسفم بابت حرفی که قبل زدم
منظوری نداشتم
چرا، داشتی
جوردن
هی مرد، توی وزارت دفاع خوش بگذره
...فکر کردم یکی از قوانین اَبَرشنوایی داشتن
این بود که باهاش از همدیگه استراقسمع نکنیم
گفتنش از انجام دادنش آسونتره
مطمئنی نمیخوای بیای؟
نه مرد. موفق باشی
باشه
میدونم توازنِ اینجا ،به طرز قابلتوجهی تغییر کرده
ولی همون شرایطی رو بهتون میدیم ...که سوپرمن داشت
...بهترین پشتیبانی ارتباطی
...در حین عملیات - سم -
دسترسی کامل ...به پژوهشگاههای سطح جهانیمون
بابابزرگ
بروزرسانیهای تکنولوژی برای لباستون وقتی در دسترس باشن
سم، بس کن
لازم نیست برامون تبلیغ کنی
روالش رو میدونیم
پایهایم
باشه، فقط میخوام مطمئن بشم ...که واضح بدونید
دارید وارد چی میشید
،اگه سوال یا نگرانیای دارید
الان حلشون میکنیم
...من و سوپرمن
همیشه رابطه کاری مناسبی نداشتیم
،نمیخوام ما اونجوری باشیم
خصوصاً با تو، بچهجون
...هی، فقط باید بدونیم
هوامون رو داری
هواتون رو دارم
سم
...جان هنری و ناتالی آیرونز
،یا اسم مستعارتون در اینجا ...استیل و استارلایت
...مایلم با ژنرال هاردکَسِل
و جوخهی کِی آشنا بشید. این تیم جدیدتونه
خوش اومدین. باعث افتخاره
ایشون جونل جونز هستن
خوشبختم - فیلیپ دارنل -
سلام. تری کافی
بعداً باهات هماهنگ میشم
اوضاع خوبه؟
داره میشه
بعد از ظهر بخیر، سوپربوی
تعجب کردم اینجا تو آتیش نسوخته
مطمئنی میخوای دوباره اون حرکت رو بزنی؟
چی میخوای؟
باید یه چیزی رو بشنوی
فکر کنم یه چیزهایی رو درباره مامانت شفافسازی کنه
نمیخوام
فکر میکنی بچهی موردعلاقهای داره؟
چی؟
تو یا برادرت؟
حدسم اینه که مایله بگه دوتاتون رو یهجور دوست داره
...ببین، هر کاری میخوای بکنی
بهت گفتم، مادرت دروغگوئه
خودت بشنو
پسرهات در خطرن
اگه میخوای جوردن زنده بمونه، دکمه 1 رو بزن
اگه میخوای جاناتن زنده بمونه، دکمه 2 رو بزن
ده ثانیه واسه انتخاب وقت داری
...نُه، هشت - !بس کنید! بسه -
این... دیگه چیه؟
،اون روزی که توی کشتیسازی بودی
با مامانت این تماس گرفته شد
جان اصلاً توی دردسر نبود
گوش کن
دو، یک
شما جاناتن رو انتخاب کردید
اون پسر خوبیه و پسر موردعلاقه شماست
ممنون که واسه یه بارم که شده صادق بودین
روز خوبی داشته باشید
این واقعی نیست
خودت ازش بپرس
میفهمی حقیقت رو میگه یا نه
مهم نیست
،شاید نباشه
...ولی باید برات سوال بشه
دیگه بابت چی بهت دروغ میگه؟
اون همیشه جاناتن رو انتخاب میکنه
حداقل حالا میدونی
میشه صحبت کنیم؟
...ژنرال لین درباره سرُمِ برونو مَنهایم
چیزی بهتون گفته؟
چیزی که روی مامان متئو استفاده کرد؟
و روی اون یکی سوپرمن
لطفاً بگو که وزارت دفاع نمیخواد ازش استفاده کنه
ما نمیخوایم
ولی فکر میکنم شاید ژنرال لین بخواد
واسه چی؟
...میخواد هیولای خودش رو بسازه
که با هیولای لوتر بجنگه
،نگرانم اگه الان کسی جلوی لین رو نگیره
دوتا از اون موجودات روی دستمون بمونه
ژنرال لین، تقریباً آمادهایم که مراسم رو شروع کنیم
تبریک میگم، ژنرال
از نظر تو اینجوریه، پدر
تمام تلاشت رو کردی که رضایت ژنرال رو بگیری، کلارک
کار بیشتری ازت برنمیاد
فقط در حق لوئیز منصفانه نیست
خب، شاید نباشه
،ولی خودت گفتی ...اون و پدرش
رابطه سختی دارن
یه جورایی امیدوار بودم که این قضیه در اون مورد کمک کنه
همیشه میخوای قهرمان باشی، ها؟
نه، نه
...فقط حس کاملاً درستی نداره
که بدون موافقت اون ازدواج کنیم
همین
باشه، پس بذار این رو ازت بپرسم
عاشق لوئیز هستی؟
معلومه
میخوای باهاش تشکیل خانواده بدی؟
بیشتر از هرچیزی
...کلارک، تو قراره شوهر عالی
و پدر معرکهای بشی
،و اگه ژنرال نمیتونه این رو ببینه مشکل خودشه
ممنون مامان
من واسه این اومدم، عزیزم
حالا، برو اون بیرون و با اون زن شگفتانگیز ازدواج کن
ژنرال لین باید توی دفترشون باشن
مامان
میدونم کجاست. ممنون
سلام
رفیق، چیشده؟
واقعاً جان رو انتخاب کردی؟
لوتر برام یه صدا پخش کرد
واقعیت داره؟
جوردن، چیزی نیست که فکر میکنی
هر دوتا پسرت تو خطرن
،فقط میتونی یکی رو انتخاب کنی و موردعلاقهات رو انتخاب کردی
حقیقت نداره - بهم دروغ نگو -
اون رو انتخاب کردی. صدات رو شنیدم
مامان، چی داره میگه؟
عزیزم، وقت نبود
نمیدونستم داره چی میشه
و فقط تو قدرت داشتی
لوتر میدونست من قدرت دارم
اون حتی توی دردسر نبود
!به من داشت حمله میشد
عزیزم، من خبر نداشتم
اصلاً اهمیتی میداشت؟
معلومه
من همیشه دوتاتون رو به یک اندازه دوست داشتم
گفت این رو میگی
لکس لوتر دروغگوئه
اونوقت تو نیستی؟
به خاطر جرمی که حتی مرتکبش نشده بود فرستادیش زندان
!دیگه هیچوقت این حرف رو بهم نزن
!هرگز
اون مرد پدرت رو کشت
،جوردن، باید درک کنی
لکس لوتر داره ازت استفاده میکنه که به من صدمه بزنه
باشه
چون من خیلی ضعیفم
جوردن
لوئیز، خودتی؟
جونز
ببخشید، ژنرال
میدونم دخترم اومده دیدنت، ژنرال
حالا قراره بهم بگی از کجا پیداش کنم
عمراً بگم
داره خانوادهام رو تهدید میکنه
لعنت بهت، جونز
به اون خانم جوان قول دادم
نباید تسلیم تهدیدها بشیم
،یا همین الان الیزابت رو تحویلم میدی
یا میتونم یه چیزی بفرستم که به تفنگ نیاز نداره
باید مردم رو از اینجا خارج کنیم
چیزی در این زمینه نگفته بودی
خیلی متأسفم، قربان
!سم، سم
بابابزرگ. خدای من، چیشده؟
چیکار کردی؟
برو به همه بگو گورشون رو از اینجا گم کنن
لوتر داره اون موجود رو میفرسته سراغم
برید خواهشاً
این رو به لوئیز بده
سم
باید جلوش رو بگیری
لباست رو بپوش، جان
بعدش باید بهم قول بدی که دقیقاً کاری که میگم رو بکنی
باید همین الان تخلیه کنید
کجاست؟
هنوز خبری نیست، خانم
...ژنرال، کریپتونایت شناسایی شده
که داره وارد جوّ میشه
بیست ثانیه فاصله داره و با سرعت نزدیک میشه
وقتشه راه بیوفتید
بابا؟ - الان میام -
پونزده ثانیه، ناتالی
آمادهای عزیزم؟
از پسش برمیایم، بابا
هشت ثانیه
خدای من
جدا میشیم
،از تمام منورهای خورشیدی زرد استفاده کن
همهشون رو همزمان
روی هدف قفل کن
دارمش - چهار ثانیه -
جلوی خودت رو نگیر - سه ثانیه -
دو ثانیه
یک ثانیه
!بابا
!وارد عمل بشید
!آتشبس
بابا؟
عزیزدلم، چیزی نیست. چیزی نیست
باید بهم اعتماد کنی
نمیتونم قانعت کنم که بیخیال بشی، نه؟
بابا، به معنی واقعی کلمه چیزی نمونده که عهدهامون رو ببندیم
فکر کنم وقتشه که بیخیال این ایده بشی، نه؟
نگرانیم فقط از روی علاقه میاد
...فقط نمیخوام اشتباهات من و مادرت رو
تکرار کنی
ما اصلاً شبیه تو و مامان نیستیم
...زن جوان کلهشق، با انگیزه، کاری
،با یک مرد جوان جنگی
وظیفهشناس و عشقِ کار ازدواج کنه؟
اساسِ فاجعه است
حرفم رو باور کن
خصوصاً با وجود بچه
با شناخت کامل از شرایط وارد این زندگی زناشویی میشیم
،فقط دارم میگم ،عاشق کلارک کنت شدی
ولی داری با سوپرمن ازدواج میکنی
و دوتاشون از همیشه بیشتر خوشحالم میکنن
لطفاً بابا، بهم اعتماد کن
به ما اعتماد کن
باشه عزیزدلم
بهت اعتماد دارم
هنوز نظرات خودم رو دارم
تا مدت طولانی خواهم داشت
ولی میبینم چقدر عاشقشی
میدونم چقدر عاشقته
پس باشه
آره، رضایت من رو داری
ممنون بابایی
خیلی خوشگل شدی
گمونم وقتشه
میدونم این چقدر برات ترسناکه
ولی خیلی واسه من باارزشه
من همیشه به خاطر تو شجاع خواهم بود، عزیزدلم
همیشه
جوابم رو میدونی، لوتر
بهم بگو الیزابت کجاست
قول دادم ازش محافظت کنم
کجاست؟
بهش قول دادم
!همین الان بهم بگو
قول دادم شجاع باشم
آخرین فرصتته، ژنرال
دست نگه دارید - بابایی، چیکار میکنی؟ -
چیزیت نمیشه، عزیزدلم
!انجامش بده
!نه
!نه، نه
.باید بدن سم رو ببرم خواستهی خودش این بود
.فقط برگردین مزرعه نات همهچیز رو توضیح میده
به کمکت نیاز دارم
جان هنری آیرونز
وقت زیادی نداریم
چیشده؟
،متأسفم عزیزم ...ولی پدربزرگت
اون موجود کشتش
واسه محافظت از ما مُرد
...راستش
بیشتر از اون بود
...قراره از قلب ژنرال لین
واسه زنده کردن سوپرمن استفاده کنیم
ولی قلبش کافی نیست
مال یک انسانه
...لیس به خودش
سرُمی تزریق کرده که حاوی خون سوپرمنه
...اون خون درست قبل از مرگش
توی قلبش جریان داشت
متأسفانه یکسان نیستن
نزدیکترین چیزیه که گیرمون میاد
کمکم کن، قبل از اینکه اثر سرُم از بین بره
متوجه نمیشم
چرا باید از قلب خودش استفاده میکرد؟
بابابزرگ دنبال یک اهداکننده میگشت
،ولی بعد از تیر خوردنش وقتی نموند
،هیچکس دیگه نقشه رو نمیدونست پس باید خودش رو فدا میکرد
،پس وقتی رفت بیرون میدونست قراره چی بشه
چطوری بدونیم اصلاً جواب میده؟
بابابزرگ میگه باید امیدوار باشیم
اینم از این
قلب جدید داره آماده انتقال میشه
چقدر طول میکشه؟
خود عمل طولانی نیست
،ولی اگه کَل بخواد برگرده روزهای زیادی طول میکشه
و حتی اون موقع هم نگرانیهایی دارم
یه چیز دیگه هست
این رو واسه شما درست کرده، دقیقاً قبل از مرگش
سلام عزیزدلم
...ببخشید که عجلهای شد، ولی
انگار وقتم داره تموم میشه
...و... درست قبل از اون اتفاق
...میخواستم بهت بگم
تو بهترین اتفاقی هستی که برام افتاده
من آدم لجوج و در عقاید خودم سختگیری بودم
،و تو و کلارک
اصرار داشتید که من رو بخشی از خانوادهتون کنید
و... اون بزرگترین شادیِ زندگیم بوده
...اون پسرها و نات، نمیتونم
...نمیتونم در قالب کلمات بگم
که چقدر دوستشون دارم
و تو رو
تو همیشه ستارهی شمالی من بودی
تو من رو به مرد بهتری تبدیل کردی
تو... من رو به یک بابا تبدیل کردی
خیلی خیلی افتخار میکنم که پدرتم
وقت زیادی نداریم، سم
داره میرسه
کلارک، یه بار بهم گفت ،همیشه هوات رو داره
و اون موقع نفهمیدم
الان میفهمم
اون قراره برگرده
،و وقتی قلبم رو تو بدنش بذارن
،منم خواهم بود
...واسه هر تپش قلب
هر کدوم از تپشهای قلب
بابا؟ - الان میام -
...گمونم
این فعلاً خدافظی ماست
،دوستت دارم عزیزدلم
بیشتر از چیزی که بتونی بدونی
دوستت دارم
...میشه واقعاً توضیح داد
یه آدم چقدر برات ارزش داشته؟
اصلاً امکانپذیره؟
...تمام عشقی که حس کردی
،تمام خاطراتی که داشتید
،هر چقدر تلاش کنم
فکر نکنم کلمات براش کافی باشن
...ولی میدونم هیچکس به جز تو توی دنیا نیست
که میخواستم بابام باشه
دوستت دارم، بابا
تو همیشه قهرمان من بودی
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
گِرِگ، سرت رو تکون بده
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.