All language subtitles for just.the.two.of.us.2023.WEBRip.x264.AAC5.1.Filmlost.in

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت فیلم لاست تقدیم میکند .::Filmlost.in::.

اينستاگرام و کانال تلگرام فیلم لاست telegram.me/Filmlost instagram.com/Filmlost.in

‫مترجم:آیدا تهرانی

فیلم لاست را به دوستان خود معرفی کنید ..::Filmlost.in::..

‫این رو قبلا تجربه کردین؟

‫هیچوقت.

‫خواهرم همیشه میخواست بزنه بیرون، ‫ولی من نمی‌خواستم.

‫زمان زیبایی بود.

‫- میخوام به یکی معرفیت کنم. ‫- نه نه. نه نه نه.

‫- برات عالیه. ‫- کی میگه من دنبال کسی می‌گردم؟

‫- فقط حسش میکنه. ‫- بسه.

‫- خواهر عزیزم... ‫- بس کن. من از تو بزرگ‌ترم.

‫- تا ده دقیقه. ‫- هنوز یه چیزی هست.

‫- دارم میرم. ‫- الان داری میری؟

‫تو ایتالیا،

‫و امروز به بلینی میرم.

‫میرم وسایلمو جمع کنم.

‫بیخیال، بلانش، مایوت رو بردار و ‫باهام بیا. آب عالیه.

‫- میبرمت خونه. ‫- قول میدی؟

‫قول میدم.

‫- زود باش بیا. ‫- فکر کنم خیلی زشت بنظر میام.

‫- تو طبیعی خوشگل‌تری. ‫- حتی توجیهی براش ندارم.

‫بهتر. ‫زود باش بیا.

‫سلام، ‫توام شنا می‌کنی؟

‫چیکارا می‌کنی؟

‫عصر بخیر، بلانش.

‫عصر بخیر.

‫من رو نشناختی؟

‫نه.

‫من گرگوئرم.

‫- گرگوئر لامورکس. ‫- گرگوئر لامورس؟

‫- ولی خیلی... ‫- ضعیف‌تر شدم؟

‫آره.

‫آره درسته.

‫و اینجا چیکار میکنی، ‫لامورکس؟

‫و تو؟

‫نمی‌دونم.

‫بخاطره روزا اومدم. ‫یادت میاد؟

‫میخواست من رو به یکی معرفی کنه. ‫مردی که برای من ایده‌آل باشه.

‫- و تو دیدیش؟ ‫- هنوز نه.

‫پس شانس بهم رو کرده؟

‫خیلی بامز‌ه‌ای، لامورکس.

‫میخوای گفتن فامیلیم ‫رو ادامه بدی؟

‫متاسفم، این چیزیه که از یه معلم میگیری. ‫به علاوه اینکه، اسمت سخته.

‫فاکس خیلی بد بنظر نمیاد.

‫- تو یه معلمی؟ ‫- آره‌.

‫معلم زبان فرانسوی.

‫دوسش داری؟

‫آره، همیشه میخواستم ‫معلم بشم.

‫- و تو؟ ‫- تو بانک کار می‌کنم.

‫خیلی خسته کننده قبلا ‫میخواستم یه خلبان بشم.

‫- پس چرا خلبان نشدی؟ ‫- کی میدونه؟

‫- داری چی مینوشی؟ ‫- آب.

‫ولی اون یه نوشیدنیه.

‫- تو یه آدم معتاد به نوشیدنی‌ای؟ ‫- نه اصلا.

‫اگه بودم، ‫صادقانه بهت می‌گفتم.

‫معشوق نمیخواد هیچ ‫رازی وجود داشته باشه.

‫هیچ...

‫ایراد مخفی‌ای داری؟

‫- تو یه مرد بی‌نقصی. ‫- دقیقا.

‫من یه مرد ایده‌آل برای توئم.

‫ولی خواهرت این رو نمیدونه.

‫میخوای بریم خوش بگذرونیم؟

‫بیا.

‫از پله‌ها بریم بالا.

‫خیلی سریع نه.

‫- مراقب باش وگرنه میندازیش‌. ‫- ببخشید.

‫- از کجا پیداش کردی؟ ‫- کنار ظرف‌ها، تو آشپزخونه.

‫- یا چای رو ترجیح میدی؟ ‫- نه، قهوه خیلی خوبه‌.

‫- همیشه صبح میخورمش. ‫- همین فکرو کردم.

‫- بدون هیچ شکر یا شیری‌. ‫- آره. از کجا میدونی؟

‫چون برای اف‌بی‌آی کار می‌کنم.

‫- نه، اینم باور ندارم‌. ‫- البته‌.

‫ممنون.

‫خب من دارم میرم.

‫داری کجا میری؟

‫به زودی میبینمت.

‫آره، به زودی میبینمت.

‫- گرگوئر لامورکس چطوره؟ ‫- چطوره؟

‫نمی‌دونم‌. ‫میخوای دوباره ببینیش؟

‫آره، ولی در عین حال،

‫نمی‌دونم، ‫شاید یکم زمان احتیاج دارم.

‫دیگه ادامه نده.

‫- ولی بهش گفتم به زودی میبینمش. ‫- و اگه بهش گفته باشی چی.

‫- اگه بهم زنگ بزنه چی. ‫- جواب نده، همین.

‫باید قطع کنم. ‫دوست دارم.

‫《هنوز میدیدمش و فکر ‫می‌کردم باهاش صحبت می‌کنم.

‫حتی اشک‌هایی که میریخت ‫رو دوست داشتم.》

‫مسخرم نکن. ‫این چیزیه که از درس‌های فرانسویم یادمه.

‫ولی من بهت نمی‌خندم‌.

‫- این نقل قول از کجاست؟ ‫- از بریتانیکوس.

‫و به طور دقیق‌تر اینه که: اشک‌هایی که ‫برام میریخت رو دوست داشتم.》

‫تو خیلی زیبایی‌.

‫همیشه میخواستمت.

‫منم همینطور.

‫خیلی بامزست.

‫هروقتی یکی رو می‌بینیم، ‫همیشه به عنوان همسرش من رو معرفی میکنه.

‫- داری چی میگی. ‫- خب، این رو وقتی...

‫به چشم‌هام نگاه میکنی بگو: ‫این همسر منه.

‫خیلی دوسش دارم.

‫این رو میفهمم.

‫- من دوسش ندارم. ‫- اون دوست داره.

‫اگه اون دوسش داشته باشه، خودشم دوسش داره، ‫ولی واقعا دوسش داره؟

‫اون اذیتم میکنه. حالا یه نامزد جدید دارم ‫و فکر میکنه خیلی خوب نیست.

‫مسئله این نیست، عزیزم. فقط میگه که عاقلانه ‫تره تا یکم بیشتر صبر کنه.

‫تو این سن نمی‌خوام خیلی ‫زیاد فکر کنم‌.

‫درکت می‌کنم.

‫من دوسش دارم.

‫- از عشق متنفرم. زندگی رو از بین میبره. ‫- فقط زیباترش میکنه.

‫- ولی با بابا خوشحال بودی؟ ‫- آره.

‫- دلم براش تنگ شده. ‫- هنوز بهش فکر میکنی؟

‫- آره البته. ‫- بعضی اوقات؟

‫همیشه.

‫- دوست دارم. ‫- منم‌ دوست دارم.

‫هردوتاتون رو دوست دارم.

‫خیلی خوشگل لباس پوشیدی.

‫- فکر میکنی دوسش دارم؟ ‫- اگه میخوای به زانوهات آسیب بزنی‌ خوبه.

‫پس میپوشمش. ‫تو پاریس

‫رمانتیکه؟

‫- میری پاستا هم بیاری؟ ‫- آره.

‫- از همه رنگ‌هاش؟ ‫- آره.

‫- و پاستای صورتی برای رز. ‫- آره آره.

‫خیلی خوش شانسی.

‫- - اون خیلی بامزست. ‫- یه قیچی دیگه نمیخوای؟

‫- قیچی جدید گیرت اومده؟ ‫- دوسش نداری؟

‫سورپرایزم کرد‌. انگار یکی دیگه شدی. ‫خیلی دوسش ندارم.

‫اونقدرم بد نیست. ‫دوباره رشد میکنه.

‫- میخوای تغییری توش بدی؟ ‫- نه، نه‌، به هیچ وجه.

‫البته. ‫چه احمقی‌ام من.

‫- ولی بهت میاد. ‫- بس کن.

‫همه‌چی بهت میاد.

‫باورم نداری؟

‫- البته. ‫- واقعا؟

‫آره.

‫میخوام‌ همیشه اینجوری بمونم.

‫خیلی کنجکاو بود.

‫ازم میپرسید چی دوست دارم، ‫چی میخونم

‫چرا تو مدرسه درس میدم؟ ‫چرا ادبیات؟

‫چرا مولیر، ‫چرا ورلین، چرا موست؟

‫میخواست همه‌چی رو دربارم بدونه.

‫- خیلی خیالیه که دوقلویین. ‫- نمی‌دونم باید چی بگم.

‫به‌‌هرحال، تو خوشگل‌تری.

‫- حتما قبلا نامزد داشتی. ‫- نه واقعا خیلی نبودن.

‫- خیلی بدجنسی. ‫- نه، این حقیقته‌.

‫نیمه‌‌ی چیزی همیشه بهتر ‫از هیچی نداشتنه.

‫نه واقعا.

‫و اون کیه؟

‫- مهم نیست. ‫- نه، میخوام همه‌چی رو بدونم.

‫- اسمش لوییس گاتیئره. ‫- نه.

‫البته.

‫اون مرد؟ با اون ساعت. ‫دوباره عکس رو بهم نشون بده‌.

‫ولی نه...

‫بزار فقط...

‫باید یه چیزی بهش بگم.

‫ممنون، لوییس گاتیئر. ‫ممنون که ولش کردی.

‫- آروم باش. ‫- میترسی کسی صدامونو بشنوه؟

‫آره، دارم بلند حرف میزنم ‫چون خوشحالم.

‫شاید حتی داد بزنم.

‫اون غیرقابل توقف بود.

‫خیلی زیاد بامحبت.

‫دوست دارم.

‫هرچیزی درباره‌ی تورو دوست دارم.

‫و من.

‫خیلی دیوونش بودم.

‫آروم باش، ‫فقط یکی هست.

‫دوقلوها معمولا تو ‫یه نسلی بدنیا میان.

‫قطعا حسش رو میگیره.

‫دقیقا چند هفتست؟

‫شش هفته.

‫اگه نخوام نگهش دارم چی؟

‫شش هفته برای تصمیم ‫گیری وقت داری.

‫مطمئن نیستی که ‫میخوای نگهش داری یا نه.

‫آره، پارتنرم رو خیلی ‫خوب نمی‌شناسم.

‫دربارش باهاش صحبت کن.

‫صحبت کردن خیلی مهمه. ‫صحبت کردن دربارش ترست رو از بین میبره.

‫البته، شما درست میگی.

‫دیگه نمی‌تونم صبر کنم.

‫و تو؟

‫منم همینطور.

‫- ولی نه. میترسم بدشانسی بیاره. ‫- نه.

‫- قسم میخورم، من خرافاتیم. ‫- بهشون میگم.

‫- چرا؟ ‫- اون خواهر دوقلومه.

‫- ولی هیچ ارتباطی باهاش نداریم. ‫- من دارم.

‫پس دیگه از هم جدا میشیم.

‫سه ماه خیلی زیاده. ‫نمی‌تونم این رازو نگه دارم.

‫- گرگ؟ ‫- نه نه نه.

‫- بیخیال. ‫- نه،‌ گفتم نه.

‫- نمی‌تونیم اینجوری ادامه بدیم. ‫- البته.

‫- قسم میخوری؟ ‫- آره‌.

‫- واقعا؟ ‫- واقعا.

‫ممنون.

‫گرگ بهم‌ گفت که به ‫متز‌ منتقل شده.

‫چطور میخواد اینهمه کتاب ‫رو ببره؟

‫همه‌ی کارت‌هارو باید ببری؟

‫این کتاب‌ها مقدسن. ‫این جعبه خوبه.

‫- مامان، میتونم اینو با خودم‌ ببرم؟ ‫- نه، این یکی نه.

‫میز آرایشت رو با خودت نمی‌بری؟ ‫همیشه میگفتی دوسش داری.

‫البته، ‫دوست دارم که با خودم ببرمش.

‫- دوسش نداری؟ ‫- آره، ولی تو ون جا نمیشه.

‫- درست میگی. ‫- خیلی بده.

‫نگفتم که نمی‌بریم. میریم ببینیم ‫که تو ون جا میشه یا نه.

‫اینجوری بهتره.

‫- از تصمیمت پشیمون نمیشی؟ ‫- بس کن.

‫- هیچ راهی نداریم، تو منتقل شدی. ‫- آره درسته.

‫- چیه؟ چی شده؟ ‫- هیچی.

‫- فقط داشتی بهش نگاه‌ می‌کردی. ‫- نه، هیچی نیست.

‫- متاسفم، میدونم دلت براش تنگ میشه. ‫- تو بلانش رو ازمون دور میکنی.

‫- و از کنار دریا. ‫- دریا رو با جنگل عوض کردم.

‫- و با عشق. ‫- آره، با عشق.

‫و سرما هم هست. ‫اونجا سرده، نیست؟

‫- بلانش از سرما خوشش نمیاد. ‫- همیشه به جای من حرف نزن.

‫- بلانش، بیا. بهت چندتا ظرف میدم‌. ‫- خوبه.

‫توام میتونی انتخاب کنی.

‫تا خوشحالش کنی.

‫میدونی روش تاثیر داری. اون فقط ‫اگه توام خوشحال باشی میتونه خوشحال باشه.

‫خودخواه نباش، بیخیالش شو.

‫افق رو ببین

‫که چقدر برجستست

‫واضح میبینیش

‫اینجوری تصورش میکنی

‫این زندگی جدید ماست

‫آره، میدونم

‫من خوشحالم حتی اگه ‫برام سخت باشه

‫ولم کن

‫و همه‌ی خاطرات رو ‫پشت سر رها کن

‫سردرگمیت رو درک می‌کنم

‫ولی چی مارو منتظر نگه میداره

‫حالا خیلی مهم‌تره

‫آره، میدونم

‫دوسش دارم

‫همینطور منتظر بچمون ‫هم هستم

‫آره

‫زندگی جدید ما

‫از امروز شروع میشه

‫یه زندگی جدید

‫بلیت یه طرفه

‫همدیگه رو دوست میداریم

‫تا وقتی مرگ مارو ‫از هم جدا کنه

‫تا همیشه اینجوری ‫زندگی می‌کنیم

‫با عاشق همدیگه بودن

‫خب همه‌چی زیبا بود.

‫پس هیچ شکی بهش نداشتی؟

‫- کجا میخوای کار کنی؟ ‫تو دبیرستان پوین‌کر تو نانسی.

‫- خوشحالی میتونی دوباره بری سرکار؟ ‫- اصلا نمی‌دونی که چقدر‌.

‫حتی اگه فقط تا ‫آخر سال باشه.

‫- و بعدش؟ ‫- خب، بعدش...

‫به یه جای دیگه منتقلم می‌کنن

‫یه برای یه کار تمام وقت درخواست ‫میدم‌. خیلی خیلی گزینشی‌ان.

‫- خیلی دوره‌. فقط یه ماشین داریم. ‫- می‌تونم اتوبوس سوار شم.

‫- و استلا چی؟ ‫- می‌تونیم تو مهدکودک ثبت نامش کنیم.

‫- میدونی چقدر برات خسته کننده میشه؟ ‫- خب، به اندازه‌ی کافی استراحت کردم.

‫- عصر بخیر، گرگوئر. ‫- عصر بخیر.

‫نمی‌دونستم امشب اینجا ‫شام میخورین.

‫- عصر بخیر. ‫- عصر بخیر.

‫ایشون همسرته پس ‫من جرومی ورسونم.

‫- رییس بانک ‫- درسته.

‫- ایشون همسرمه، بلانش. ‫- بلانش، اسم خیلی زیباییه.

‫خانم‌های زیبایی با این اسم نیستن. ‫شما تکی.

‫بله.

‫با زندگی‌ کردن تو این منطقه خوشحالین؟ ‫میدونید من خیلی سوال میپرسم.

‫من تو نورمندی دنیا اومدم. ‫اهل اینجا نیستم.

‫بخاطره همین اینجا درخواست دادی، درسته؟

‫نه، اشتباه میکنی. ‫ما یه جای جدید میخواستیم.

‫از دریا خسته شده بودیم، ‫دریای نورمندی...

‫قبول دارم.

‫- تنهاتون میذارم‌. ‫- خیلی ممنون.

‫- از دیدنتون خوشحال شدم. ‫- منم همینطور.

‫ممنون.

‫- فقط یه اشتباه بود‌. ‫- ببخشید، ولی وقتی گفتی سورپرایزم کرد.

‫گرگ، من نمیفهمم.

‫الان نه.

‫بعد از اینکه خوردیم.

‫چی میخوای، بلانش؟ ‫میخوای برگردی؟ مسئله اینه؟

‫که برگردی پیش مادرت؟

‫میخوام بدونم چرا دروغ گفتی. ‫سوالم عجیب نیست.

‫اگه بهت می‌گفتم: بیا از اینجا بریم. ‫اونموقع جوابمو چی میدادی؟

‫آره، عالیه؟ ‫نه، خودتم خوب اینو میدونی.

‫نمیفهمم. ‫باهم این خونه رو انتخاب کردیم.

‫فکر کردم دوسش داری.

‫فکر کردم...

‫خودمون رو از نو میسازیم.

‫تو یه جای جدید ‫بدون هیچ تاریخی، بدون هیچ گذشته‌ای.

‫وقتی دیدمت، ناراحت بودی. ‫فاصله می‌گرفتی.

‫- میخواستم رشد کنی؟ ‫- دور از خونه، تو این زیرزمین؟

‫دور از خونه؟

‫صبر کن.

‫من برات چی معنی‌ای دارم؟

‫متاسفم بهت دروغ گفتم.

‫ترسیده بودم.

‫می‌ترسیدم حقیقت رو بهت بگم.

‫کدوم حقیقت؟

‫چون دوست دارم. ‫چون دیوونتم.

‫از، از دست دادنت میترسیدم.

‫تا حالا این رو حس کردی؟

‫تو همیشه حقیقت رو میگی؟ ‫تا حالا نشده دروغ بگی یا چیزی رو مخفی کنی؟

‫- نمی‌دونم‌. ‫- بیخیال، بلانش...

‫بعضی اوقات تو باهام موافق نیستی و ‫اصلا باهام حرفی نمی‌زنی.

‫شاید برای اینه که بهت آسیب نزنم.

‫- آره، شاید. ‫- خوبه.

‫میبینی. فقط احمقانه بود. ‫بیا که بتونیم باهم حرف بزنیم.

‫آره.

‫بخاطره کاری که کردم ‫واقعا متاسفم.

‫حالا دیگه هیچوقت ‫باورم نمی‌کنی.

‫بس کن. ‫من اینو نگفتم.

‫حالا که باهم روراستیم، ‫باید بهت بگم.

‫خب؟

‫خیلی از کارت خوشم‌ نمیومد.

‫ولی احمقانه بود. ‫خجالت میکشم.

‫فقط میخوام که خوشحال باشی.

‫باورم داری؟

‫دیگه‌ نمیشناسمت.

‫خوبه.

‫- گرگ، میخوای چیکار کنی؟ ‫- به ورسون زنگ می‌زنم. برمی‌گردیم.

‫بس کن. گرگ.

‫نه، میخوام استعفا بدم. ‫هیچی. بزار...

‫- نه. ‫- بلانش، بس کن.

‫بزار بهش زنگ بزنم. ‫تو خوشحال نیستی، پس برمی‌گردیم.

‫چیزی که برای من مهمه ‫خوشحال بودنه.

‫- چرا برنگردیم؟ ‫- واقعا؟ حالا که کار پیدا کردم؟

‫میخوای به این زندگی ‫عادت کنی؟

‫با من؟

‫میخوای به کار کردن من عادت کنی؟ ‫نظرت چیه؟

‫نه.

‫تورو فقط برای خودم میخوام.

‫البته که خوشحالم. ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

‫واقعا؟

‫واقعا.

‫آروم‌تر، خوابیده.

‫خوبه.

‫بنظرم آهنگ قشنگیه.

‫اون شب، دومین بچمون ‫رو باردار شدم.

‫دوست دارم.

‫طنین صدای من، تکرار من، و ‫پرنسس من باش.

‫- کی اینو نوشته؟ ‫- ماریوکس.

‫به چی فکر می‌کنی؟

‫به خودمون.

‫خیلی سخت بارون اومده، نه؟ ‫حالا بهتر شده.

‫خوشحالم خشک شده.

‫- من رو باز می‌کنم. ‫- خوبه.

‫- داری چیکار میکنی؟ ‫- دارم برای خواهرم نامه مینویسم.

‫- میخوای از شوهرت شکایت کنی؟ ‫- چرا باید از تو شکایت کنم؟

‫چون من خسته‌ کننده‌ام.

‫- بعضی اوقات این رو میگفت؟ ‫- همیشه‌.

‫رز عزیز، کلی حرف برای گفتن بهت دارم. ‫مغزم داره از هم میپاشه.

‫بالای سرم داشت چیزی که ‫نوشته‌ بودم رو میخوند.

‫نمی‌دونم چرا اجازه دادم ‫اینکارو بکنه.

‫- پاستای بیشتری میخوای؟ ‫- الو؟

‫- چرا گوشی رو روم قطع کردی؟ ‫- کلاس داشتم.

‫ولی میتونستی بعدش بهم ‫زنگ بزنی، درسته؟

‫میخواستم، ولی نشستم ‫و غذامو خوردم.

‫- مزاحمت شدم؟ ‫- نه اصلا.

‫البته که. ‫میتونی بهم بگی، درسته؟

‫- تنها نیستی؟ ‫- دارم با دلفین ناهار میخورم.

‫می‌دونستم تنها نیستی. ‫چند لحظه برو جای دیگه، نمیخوام چیزی بشنوه.

‫۱۶ ساعت شام آماده میکنی تا وقتی که...

‫خب، الان تنهام.

‫- کی میخوای خونه؟ ‫- ساعت پنج. چطور؟

‫هیچی. ‫دلم برات تنگ شده.

‫قهوه، سیگار، بدون هیچ غذایی.

‫- همسرت خیلی بهت زنگ‌ میزنه. ‫- آره، اینجوریه دیگه.

‫- نمی‌تونه‌ بدون تو زندگی کنه. ‫- خودشه‌، تو خوش شانسی.

‫- خداحافظ، دخترا. ‫- به زودی میبینمتون.

‫من و شوهرم کل هفته رو تو سکوت بودیم. ‫اصلا نمیخواد با من حرف بزنه.

‫بعضی اوقات فکر می‌کنم براش مثل ‫یه مبل قدیمی می‌مونم. درست نیست.

‫بخند، ولی... ‫شوهرت الان کارمند بانکه؟

‫عجیبه، ‫یه کارمند بانک با یه معلم، درسته؟

‫میدونی حد وسط نیست، درسته؟ ‫ولی چطور همدیگه رو دیدین؟

‫- تو یه جشن. نه تو بانک. ‫- امشب میتونم ببرمت خونه؟

‫- اونجوری دیگه لازم نیست سوار اتوبوس بشی. ‫- نه، امشب زود میرم، ولی ممنون.

‫دوباره؟

‫پس شوهرت رو یه ‫وقت دیگه می‌بینم.

‫خداحافظ عزیزم من یه مادرم. ‫برای کریسمس روت حساب می‌کنم.

‫نمی‌دونی میخوایم چی بریم بخوریم؟ یه غاز. ‫قطعا خیلی ازش خوشت میاد.

‫و بچه‌‌ها. ‫نمی‌تونم برات دیدنت صبر کنم.

‫آره منم. ‫هیچوقت جواب نمیدی.

‫مثل یه نخست وزیر میمونی. خب، ‫جلسه‌ی بانک فردارو فراموش نکنی.

‫نمره‌ی ۶.۵ گرفتی. ‫خیلی بد نیست، ولی پرده‌ی دو رو بخون.

‫دوست داری کسای دیگه ‫رو هم ببینی؟

‫ما باهم حس خوبی داریم، نداریم؟

‫- سلام، عزیزم. برای کریسمس میای؟ ‫- هنوز نمی‌دونم...

‫آره، بلانش. ترجیح‌ میدادم با ‫خودت حرف بزنم. ولی بالاخره...

‫برای کریسمس اینجا میمونیم. ‫اینجوری راحت‌تره.

‫- امروز، بلانش، نمی‌تونی امروز بی‌اطلاع بری. ‫- چطور؟

‫دانش آموز‌های سال اولی ‫میخوان سورپرایزت کنن.

‫چقدر بامزه.

‫هیچوقت معلم فرانسویه انقدر دوست ‫داشتنی نداشتن. حسودیم شد.

‫- تو معلم تاریخی. ‫- آره، که چی؟ تو مورد علاقشونی.

‫- ولی باید برم بچه‌هارو بردارم. ‫- گرگ یه بار میتونه بره دنبالشون، درسته؟

‫کاترین؟

‫- باید بگم‌ شوهرم بهم‌ اجازه نمیده؟ ‫- اونجوری اغراق نکن. من منعت نمی‌کنم.

‫نمی‌تونم از کار فرار کنم، میتونم؟

‫- دارم‌ کار میکنم، درسته؟ ‫- میدونم.

‫بلانش.

‫بیا اینجا.

‫خب پس.

‫چیزی که میخواستی رو گرفتی.

‫- پس بچه‌هارو میبری؟ ‫- آره البته.

‫خیلی خوشگلی.

‫میخوای انجامش بدی؟

‫چطور؟

‫ولی نه.

‫فردا صبح نه.

‫دیگه اصلا اهمیتی نداره. ‫دیگه‌ لازم نیست انجامش بدی.

‫تو این لباس شب مثل یه راهب ‫میمونی. چقدر ناامید کننده.

‫- خودت رو مجبور نکن. مجبور نیستی. ‫- ولی میخوام.

‫اینجوری نه.

‫《از همه‌ی مردها متنفرم. ‫بعضی‌هاشون بدجنسن و اشتباه میکنن.

‫و بقیه درحال جنگ به ‫نفع شرورها هستن.》

‫متاسفم. ببخشید.

‫《بدون تحقیر بی‌خطری که نیکوکاران باید ‫به صالحان بدن.》

‫خیلی خوبه. ‫ممنون، ویولت.

‫پیئر.

‫《پشت ماسکش ‫ما یه خائن میبینیم.

‫همه شکل اصلیش رو میشناسن.

‫چشمانش برآمده شده و ‫صحبت آرومش...

‫فقط خارجی‌هارو تحت ‫تاثیر قرار میده.

‫این مرد غافلگیر شده، توسط کسی که باید ‫بهش خندید، اون از مراتب بالا رفته.

‫شکوهی که بدست میاره شایستگی ‫و فضیلت رو به خجالت میندازه.》

‫- جمعه به جشنم میای، درسته؟ ‫- آره.

‫واقعا نمیخوای من رانندگی‌ کنم؟

‫- خسته بنظر میای‌‌. ‫- خسته‌ام.

‫از یه شب با کلی احمق خسته شدم.

‫- داری اغراق میکنی. ‫- پس شبمون رو مثل هم نگذروندیم.

‫مثل یه الماس درخشیدی.

‫- چیزی نمیگی؟ ‫- هیچی ندارم بگم.

‫صحبت با من خیلی ‫جالب نیست؟

‫- به اندازه‌ی کافی عاقل نیستم؟ اینه؟ ‫- گرگ، لطفا بس کن.

‫- آروم‌تر رانندگی کن. ‫- قطعا میتونم یه ماشینو برونم.

‫از چی میترسی؟

‫اینکه تصادف کنم؟

‫- بهم‌ اعتماد نداری؟ ‫- البته.

‫بهت اعتماد دارم. ‫ولی داری چیکار میکنی؟ چراغ‌های جلورو روشن کن.

‫- جاده مستقیمه. ‫- چراغ‌های جلورو روشن کن.

‫می‌دونم چطور تا خونه رانندگی کنم. آروم باش. ‫ببین چقدر خوشگله.

‫- می‌تونیم ستاره‌هارو ببینیم. ‫- گرگ.

‫ببخشید، دیوونه شدم.

‫زود باشید. تمرکز کنید، این یکی سخته. ‫عکسی از کل منطقه‌ست.

‫- با درخت و جاده و بقیه چیزها؟ ‫- با درخت‌ها، جاده‌ها و بقیش.

‫اول دنبال تیکه‌های گوشه بگرد. ‫تیکه‌های بزرگم خوبن.

‫- یه تیکه‌‌ی گوشه پیدا کردم. ‫- این تیکه‌ی گوشه نیست.

‫البته.

‫روز بعد برای اما ‫روز غم انگیزی بود.

‫انگار همه چیز تو فضایی ‫تاریک پوشیده شده بود.

‫که گیج کننده بر فراز چیزها شناور بود.

‫ناراحتی تو روحش با

‫گریه‌های آروم رشد می‌کرد،

‫مثل یه باد زمستونی تو ‫یه قلعه‌ی رها شده.》

‫بلانش. ‫بلانش؟

‫ببین کی اومده.

‫بلانش. ‫بیا اینجا.

‫بیا اینجا.

‫بچه‌ها، رز اومده.

‫برف تموم نمیشه.

‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- خودمم متعجبم.

‫- اون تونیه. ‫- سلام.

‫- چند ماهی هست همدیگه رو میشناسیم. ‫- بهم هیچی نگفته بودی‌.

‫وقتی بهت زنگ میزنم، ‫خیلی سرت شلوغه.

‫دیشب دربارت باهاش حرف زدم و فکر ‫کردم وقتشه بهت معرفیش کنم.

‫- کل شب رو رانندگی‌‌ کردین؟ ‫- آره.

‫- اون منو دزدید. هیچ راهی نداشتم. ‫- این غافلگیرم نمیکنه، اون خطرناکه.

‫بچه‌ها، بیاین.

‫بچه‌ها چطورین ‫بیاین اینجا، شما دوتا.

‫- ببین، کادو آوردم. ‫- ممنون.

‫ممنون.

‫- داخلش چیه؟ برای کیه؟ ‫- برای دخترها.

‫خب، یکم قهوه درست می‌کنم.

‫فکر کنم خوشحالن.

‫صبر کن. ‫این ماشین آتیش نشانیه.

‫- فکر نمی‌کنی خوشگله؟ ‫- البته.

‫- همینطور باهوشم هست. ‫- نمی‌دونم. کم باهاش صحبت کردم.

‫به هرچیزی دست میزنه طلا میشه. ‫تو همه چیز خوبه.

‫خیلی خوشگله. ‫کلاس داره.

‫من عاشق شدم. میترسم یه اشتباهی بکنم. ‫واقعا اذیتم میکنه.

‫بهم‌ نگاه کن.

‫- خوبی؟ ‫- البته.

‫نامزدم من رو برای سفر ‫به یه هتل عالی برد‌.

‫مینی قهوه‌باری که داشت از یخچال ‫من بزرگ‌تر بود... بیخیال.

‫- خیلی هوشیار نبودم. ‫- دقیقا.

‫همه‌ی نوشیدنی‌هارو سفارش دادم ‫تا ببینم خوبن یا نه.

‫- چقدر عالی‌. ‫- خوشمزه بود.

‫خب. ‫قبلا چاق‌تر بودیم.

‫- داری اغراق میکنی. ‫- تو این عکس کیه؟

‫- تو و مامانید. ‫- آره.

‫- این یکی سخت‌تره‌. ‫- تو اینی و مامان این یکیه.

‫آره خیلی خوبه. من تو سفر بودم. ‫اونجارو یادم نمیاد.

‫- تو مارسیئل؟ ‫- اونجا بودی؟

‫- آره، چندبار. ‫- اوه، اون یکی.

‫- جایی بود که من دیدمت. ‫- بزار منم ببینمش.

‫خیلی خوشگل بودی، مامان.

‫اصلا عوض نشدی، عزیزم.

‫اینجا در ندارن.

‫در و با قفل داریم.

‫روز بعد، همه چیز ‫تغییر کرد.

‫داری میری؟

‫باید تا ایستگاه ‫قطار ببرمت؟

‫ماشینم رو بهت میدم‌. ‫تو بیشتر از من بهش احتیاج داری.

‫با اتوبوس رفتن ‫خسته کنندست.

‫این ماشین دیوونش کرد.

‫اینجوری که باور داشت ‫من باهاش ترکش می‌کنم.

‫بلانش.

‫- دیوونه شدی؟ ‫- دیگه جوابمو نمیدی؟

‫این بازی‌هایی که میکنی، عجیبه.

‫زندگی رو برام ‫غیرممکن کرد.

‫همه‌چی باید برنامه ‫ریزی میشد.

‫اینکه رو تمام هزینه‌ها ‫کنترل داشته باشم.

‫- فردا کی کارت تموم میشه؟ ‫- ساعت سه.

‫اینجا نمیمونی؟

‫مثل چند روز پیش.

‫برای غذا و هزینه‌های شخصی ‫بودجه‌ی مشخصی داشتم.

‫تا آخرین مقدار پول ‫روش حساب می‌کردم.

‫- باهم حساب دارین؟ ‫- آره. می‌گفت خیلی خرج می‌کنم.

‫و اینطوری بهتر و کاربردی‌تر بود.

‫یه باک پر از بنزین برای هر ‫سه روز، با هر روز ۸۰ کیلومتر...

‫خیلی زیاده.

‫شاید باک نشت کرده. ‫مکانیک باید ماشینو چک کنه.

‫رو یه پوسته‌ی نازک بودم.

‫مدام به خودش شک می‌کرد.

‫کم‌تر و کم‌تر کار می‌کنیم. ‫نمی‌تونیم بهشون تکالیف کم بدیم...

‫دنبالت می‌کرد؟

‫نمی‌خواستم کسی بفهمه.

‫ترسیده بودم.

‫بله عزیزم.

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫چی شده؟

‫میخوای چی بگی؟

‫استلا.

‫آرتور؟

‫گرگ. ‫بچه‌ها.

‫کسی خونست؟

‫- مامان. ‫- من اینجام، عزیزم.

‫همه‌چی درست میشه. ‫بخواب.

‫گرگ؟

‫- چی اتفاقی افتاده؟ ‫- آروم باش.

‫لطفا. ‫خیلی خجالت زده‌ام.

‫چرا؟

‫تو آشپزخونه بودم.

‫رادیو روشن بود و...

‫داشتن با مردها و زن‌هایی ‌که قربانی ‫خشونت خانگی بودن حرف میزدن.

‫همه‌ی جزئیات رو درباره‌ی

‫ویژگی‌های شخصیتی و

‫اخلاقیاتشون می‌گفتن.

‫و؟

‫خودم رو شناختم و عصبی شدم.

‫بچه‌ها شوکه شده بودن.

‫یه روانپزشک بود که میگفت

‫رفتن تنها راه خروج ‫از قربانی بودنه.

‫فرار کردن.

‫بلانش‌، لطفا.

‫من رو ترک نکن.

‫نمی‌تونم این اجازه رو بدم.

‫نمی‌خوام تو و بچه‌هارو از دست بدم. ‫لطفا.

‫ازت طلب بخشش می‌کنم.

‫خودم رو درست می‌کنم، ‫چون حالا میفهمم.

‫خیلی دوست دارم.

‫بلانش، چرا چیزی نمیگی؟

‫بلانش، یه چیزی بگو.

‫نمی‌فهمم. ‫عذرخواهی می‌کنم و عوض میشم.

‫من مهربونم، نیستم؟ ‫چرا اینطوری واکنش نشون میدی؟

‫بلانش، یه چیزی بگو. ‫میخوای ترکم کنی؟

‫جوابمو بده. با سکوتت آزمایشم ‫نکن. چه اتفاقی افتاده؟

‫ولی چرا؟

‫چرا این اجازه رو دادی؟ ‫و چرا هیچوقت هیچی بهم‌ نگفتی؟

‫چون اگه چیزی می‌گفتم، به ‫اندازه‌ی الان عصبی میشدی.

‫چیزی که اذیتم میکنه ‫سکوت توئه.

‫فاصله گرفتنت.

‫کمبود قدردانیت.

‫اگه عاشقم بودی هیچوقت ‫اجازه این رو نمیدادی.

‫هیچوقت دیگه‌ نمی‌تونی دوسم داشته باشی ‫اگه اجازه بدی تبدیل به چنین هیولایی بشم.

‫توان صحبت نداشتم.

‫کاملا غافلگیر شده بودم.

‫ولی برای اولین بار، ‫موقعیتم رو از بیرون دیدم.

‫مثل مزرعه‌ای پر از خرابه.

‫میخواستم یه کاری برای خودم بکنم. ‫یه چیز مخفیانه که هیچکس دربارش ندونه.

‫تو یه سایتی ثبت نام کردم و ‫دنبال یکی میگشتم.

‫- بیا همدیگه رو ببینیم. ‫- خوبه.

‫- امای عزیز، کی؟ ‫- هرچی زودتر که بتونی.

‫میخواستم حس آزادی کنم.

‫برای بدنم، ‫برای ذهنم، برای همه‌چی.

‫- بدون فکر کردن. ‫- بس کن. تبرئه کردن خودت رو تموم کن.

‫اگه ازت پرسیدن، ‫بهشون بگو چه تجربه‌ای داشتی.

‫- اولین بار بود. ‫- بس کن. تبرئه کردن خودت رو تموم کن.

‫- ادامه بده‌. ‫- کسی که خیلی خوب مینوشت رو انتخاب کردم.

‫کسی که بنظر میرسید به ‫چطور نوشتن اهمیت میده.

..::Filmlost.in::..

‫و به من.

‫میتونم اینو بگم؟

‫آره.

‫امروز نه، روشن شو.

‫- روشن شو. ‫- امروز ناهار نمیخوری؟

‫خیلی گرسنم نیست، ‫عجله دارم.

‫الو؟

‫میخوام به ناهار دعوتت کنم.

‫- سه شنبه وقتت خالیه؟ ‫- ببخشید ولی نمی‌تونم.

‫برنامه‌ای داری؟

‫آره، میخوام با دلفین ناهار بخورم.

‫نمی‌تونی کنسلش کنی؟

‫ساعت یک میام، باشه؟

‫باید حرف بزنیم، بلانش.

‫بدون کمک تو نمی‌تونم ‫ازش خلاص بشم.

‫امشب باهم حرف میزنیم.

‫هرطور تو بخوای.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫میخوای داخل یکم قهوه بخوریم؟

‫- نه، ممنون. ‫- یه لیوان آب؟

‫نه، خیلی ضروری نیست.

‫- از اومدنت پشیمونی؟ ‫- نه اصلا. هنوز‌ نمی‌دونم.

‫زندگی کردن تو جنگل ‫خیلی دیوونگیه.

‫هوای بهتری هست.

‫- اینطور فکر نمی‌کنی؟ ‫- درسته.

‫بیا وارد بشیم.

‫بیا.

‫تیرکمون شلیک میکنی؟

‫بخوام روراست باشم، آره.

‫گاه و بیگاه، ‫فقط برای خوش گذرونی.

‫میخوای توام امتحانش کنی؟

‫آره. ‫چرا که نه؟

‫حواست باشه، تیرکمون ‫یه چیز جدیه.

‫میبینیم.

‫بریم.

‫صاف باایست.

‫- اینجوری؟ ‫- دست‌هات رو باز کن.

‫رو هدفت تمرکز کن.

‫- خوبه. ‫- هدف...

‫رهاش کن.

‫خیلی خوب پرتابش نکردم.

‫بد نیست. ‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتم کشیدی.

‫وقتی هدف گذاری میکنی، به زمان حال و ‫آینده‌ی نزدیک فکر کن...

‫و بزار که یکی بشن.

‫تیر و هدف...

‫- من یکی میشم. ‫- دوید؛ بهت چی گفتم؟

‫- دور بمون. ‫- هرطور تو بخوای.

‫تو عکس بهتر بنظر میای.

‫و توام همینطور.

‫مستقیم به هدف.

‫نمی‌دونم چطور انجامش دادم.

‫خارق‌العاده.

‫برای خودمم عجیبه.

‫استعداد داری.

‫ولی حقیقته.

‫- متاسفم. ‫- نه، بخاطره من بود. متاسفم.

‫ببخشید.

‫- - ولی انقدر جدی نیست. ‫- چرا، جدی هست.

‫ماجراجویی‌ای میخواستی که من ‫قادر به انجامش نیستم.

‫داری وقتت رو با من هدر میدی.

‫باید برم. بهتره. ‫نمی‌تونم خیلی دیر کنم.

‫کسی منتظرته؟

‫آره.

‫بچه‌هام و...

‫شوهرم.

‫باید برم وگرنه ‫همه چیز رو خراب می‌کنم.

‫متاسفم.

‫- داری کجا میشی. ‫- تو ماشین. این اطراف خوب نیست؟

‫نه اصلا. ‫بیا، من میبرمت.

‫ممنون.

‫نمیخوام برم.

‫اگه بخوای میتونی برگردی.

‫۲۰ یورو.

‫- ممنون. ‫- ممنون.

‫- گوش کن، مامان. دندونم لق شده. ‫- عزیزم. بیا لمسش کنیم.

‫اولین دندونته.

‫حالا دیگه یه دختر بزرگ‌ شدی.

‫- چی شد؟ ‫- چرا رفتی؟

‫میخواستم یه مدتی تنها باشم. ‫میفهمی؟

‫به هوای تازه و پیاده ‫روی احتیاج داشتم.

‫- ولی عجیبه. ‫- چرا؟

‫دیدم که بابا ناراحته.

‫- که عصبانیه. ‫- بابا بیشتر اوقات عصبانیه.

‫ولی همیشه اتفاق می‌‌افته.

‫ولی دعوا کردی؟

‫- داری طلاق میگیری؟ ‫- نگران نباش.

‫آروم باش و...

‫تا اون صفحه‌ای که تموم شد رو ‫یادت بمونه و بخواب.

‫- کجا بودی؟ ‫ - مدرسه.

‫- بعد یکم راه رفتم. ‫- من احمق نیستم. کجا بودی؟

‫مدرسه.

‫آزمون‌هارو صحیح کردم، ‫با همکارهام مشورت کردم.

‫و بعدش؟

‫بعد یکم راه رفتم. ‫همین.

‫هوای تازه نیاز داشتم.

‫همکارهات هیچی‌ نمی‌دونستن، ‫پس وقتی بهم زنگ زدن نگران شدم.

‫میفهمم. ‫متاسفم.

‫زمان از دستم در رفت.

‫دوباره ازت میپرسم.

‫کجا بودی؟

‫کار‌ کردم...

‫بعد تو جنگل

‫راه رفتم.

‫تو جنگل راه رفتی.

‫- آره. قسم میخورم‌. ‫- رو زندگی بچه‌هات؟

‫نه.

‫- نباید اینو ازم‌ بپرسی. ‫- پس داری دروغ میگی.

‫نه دروغ نمیگم ولی ‫بچه‌هارو قاطی نکن.

‫- خوب نیست. ‫- بدون چیزی گفتن ناپدید شدی.

‫- چرا گوشی رو قطع کردی؟ ‫- سیگنال نداشتم.

‫- سیگنال نداشتی؟ ‫- نه.

‫خب، باورت می‌کنم.

‫الان بیخیالش میشیم‌. ‫اشتباه از منه.

‫زود باش.

‫بیا.

‫بیا.

‫- موهات رو شستی؟ ‫- آره، امروز صبح.

‫ولی هنوز خیسه.

‫این بوی جنگل نیست. ‫کجا دوش گرفتی؟

‫گرگ، بس کن.

‫- بهم نگاه کن. ‫- لطفا، لطفا، لطفا.

‫تو من رو گول زدی، دروغگو‌. ‫و حالا ترسیده بهم‌ نگاه میکنی.

‫- به بچه‌ها میگم چه اتفاقی داره می‌افته. ‫- بس کن، لطفا.

‫- هیچوقت نمیبخشمت. ‫- آروم باش.

‫تو بهم خیانت کردی و باید باهاش کنار بیام؟ ‫من هیچوقت بهت خیانت نمی‌کنم.

‫من حتی به زن‌های دیگه‌ نگاه نمی‌کنم. ‫یا این چیزیه که درباره‌ی عشق فکر کردی؟

‫جوابمو بده یا میکشمت.

‫نمی‌تونی تهدیدم کنی.

‫تنهایی راه رفتم.

‫میخواستم فکر کنم.

‫- بیرون؟ ‫- آره، بیرون.

‫دور از اینجا، چون دارم‌ خفه ‫میشم و تو میترسونیم.

‫بگو. ‫قبول کن که بهم خیانت کردی.

‫اگه‌ مجبور باشم، کل شب رو ‫منتظر میمونم. بگو بهم.

‫کجا و با کی دوش گرفتی؟

‫دارم ازت میپرسم تا ‫حقیقت رو بهم بگی.

‫بلانش بهم گوش کن، ما الان ‫داریم یه بحران رو میگذرونیم.

‫ما هفت سال باهم بودیم‌. این نرماله. ‫واقعا درکت میکنم.

‫پس قبولش کن و ‫ازش رد میشیم.

‫کل بعد از ظهر با اون نامزد ‫عوضیت بودی.

‫این حقیته. ‫پشیمون میشی.

‫یکم وقت گرفت.

‫- دندون‌هات رو مسواک نزدی. ‫- توام‌ همینطور.

‫شنیدی؟ ‫چی گفتی؟

‫در طول روز، ‫اخلاق خوبی داشت.

‫و شب سوال پیچم میکرد.

‫با کی و چند وقته بهم خیانت میکنی؟ ‫اسمش چیه؟

‫خیلی طول نمیکشه ‫تا عصبانی بشم.

‫- عصر بخیر. ‫- بابا، رسیدی خونه.

‫عزیزم بیا اینجا و ‫توام همینطور.

‫دست‌هاتون رو بشورید. ‫میخوایم غذا بخوریم.

‫برید دست‌هاتون رو بشورید.

‫چی میخوایم بخوریم؟

‫پای گوشت.

‫- ترجیح میدم پاستا بخورم. ‫- منم همینطور.

‫تو مدرسه‌ام پاستا خوردی.

‫- گشنمه. ‫- پاستا میخوام.

‫- چی میخوایم بخوریم؟ ‫- خیلی سخت‌گیر نباش.

‫چرا باید پای گوشت بخوریم؟

‫- کی میخواد پای بخوره؟ ‫- من که نمیخوام.

‫منم همینطور. ‫هیچکس نمیخواد.

‫واقعا مزش رو دوست ندارم.

‫به علاوه، همه‌ بلدنش.

‫ولی داری چیکار میکنی؟

‫تو غذاشون رو آماده کن، ‫و منم دوش میگیرم.

‫دوش بگیر، از نظر محیط زیستی بهتره. ‫- برای محیط زیست بهتره.

‫- و باید چیکار کنم؟ ‫- ایستر.

‫پاستا با کچاپ. ‫فقط به زیرزمین برو.

‫استراس‌بورگ‌. ‫این مدلش رو ادامه میدیم.

‫میخواستی به استراس‌بورگ بری ‫قبل از اینکه برای پیاده‌روی بری.

‫برای کتاب خوندن و قهوه خوردن ‫به تراس رفتی. منطقی بنظر میاد.

‫آره.

‫حالا دوباره خوابیدی. ‫مثل دیروزه، بلانش؟

‫به یه کافی رفتی، ‫نه به آرایشگاه.

‫میتونستم این رو تو حسابمون ببینم.

‫پس، به یه کافه رفتی، بعد به جنگل و ‫بعدش موهات بوی شامپو میداد.

‫- قبلا بهت گفتم، صبح شسته بودمش. ‫- چه شامپوی بی‌نظیری.

‫یه معجزه‌. ‫اعلام واتیکان.

‫برای خوندن به استراس‌بورگ نرفتی، ‫برای دیدن معشوقت رفتی.

‫خب کیه؟

‫تا وقتی اسمش رو بهم‌ نگی ‫نمیزارم بخوابی.

‫سرم درد میکنه.

‫- میگرن داری؟ ‫- آره بعضی اوقات.

‫- فقط پاراستامول دارم. ‫- خیلی خوبه. ممنون.

‫شاید تاثیر آرام ‫بخشی داشته باشه.

‫- تظاهر کردن رو بس کن. جواب منو بده. ‫- سرم درد میکنه.

‫وقتی بهم خیانت میکردی ‫که درد نمی‌کرد.

‫حالش خوبه؟

‫- بلانش حالش بهتره؟ ‫- آره.

‫شنیدم غش کرده. ‫مشکل چیه؟

‫خوابیده. ‫عصبی بود.

‫متاسفانه، تعطیلات دارن میان، ‫پس میتونه برگرده خونه.

‫میترسی بزنمت؟ ‫اینه؟

‫حس میکنم تو فکر ‫میکنی من وحشی‌ام.

‫ازم فرار میکنی و قایم میشی ‫چون میترسی بزنمت؟

‫خیلی حقیرانست.

‫من، پدر بچه‌هات.

‫شرم نمیکنی؟

‫دست‌هات بیار پایین، بلانش.

‫بهم نگاه کن. ‫تا حالا زدمت؟

‫یک دو...

‫آره، بهت دروغ گفتم.

‫اسمش چیه؟

‫خوبه. ‫ممنون.

‫نمی‌دونم.

‫ازش نپرسیدم.

‫راننده‌ی کامیون بود.

‫حالا بذار بخوابم.

‫به این آسونی از شر من خلاص نمیشی‌. ‫زود باش.

‫بشین.

‫نه، رو میز بشین. ‫از اونجا حرکت نکن.

‫بهم نشون بده کجا بودی. اینجا یا اینجا. ‫اینجا بهم خیانت کردی یا اینجا؟

‫تو ماشینت یا تو هتل؟ ‫میخوام همه‌ی جزئیات رو بدونم.

‫بلانش، اگه خیانت میکنی، ‫مطمئن شو که گیر نمی‌افتی.

‫بعد میخواستی بهم‌ زنگ بزنی که دیر ‫کردی، ولی زنگ نزدی.

‫به خانوادت اهمیتی ندادی. اون از شوهرت و ‫بچه‌هات مهم تر بود.

‫اون یه غریبه نبوده. ‫فکر نمی‌کنم یه راننده‌ی کامیون باشه.

‫حالا میخوام بدونم چند وقته و با ‫کی داری گولم میزنی؟

‫- چرا انقدر برات مهمه؟ ‫- داری شوخی میکنی؟

‫بهت خیانت کردم چون خوشحال نیستم. ‫چرا برات اهمیت داره؟

‫بلانش، اگه‌ میخوای این رو تموم کنی، ‫باید حقیقت رو بدونی.

‫شاید بعدش بتونیم فراموشش کنیم ‫و ازش بگذریم.

‫ولی الان، میخوام صادقانه به ‫همه‌ی سوالام جواب بدی.

‫اگه کوچیک‌ترین شکی داشته باشم، ‫تا وقتی که دیگه احساس حقارت نکنم

‫جستجو رو ادامه میدم.

‫دارم بهت گوش میدم.

‫بهش گفتی؟

‫آره.

‫کل حقیقت رو بهش گفتم.

‫و دوباره و دوباره.

‫همینطور، ‫میخواست مرده رو نشونش بدم ولی...

‫- چطور... ‫- آره.

‫عزیزم.

‫میخواست همونکارو باهاش بکنم.

‫ازم میخواست دقیقا کاری که ‫با اون کردم‌ رو باهاش بکنم.

‫با اجازت؟

‫نمی‌دونم.

‫متفاوت ازت میپرسمش. ‫خودتم میخواستیش؟

‫اینجوری بود که‌ انجامش دادی؟

‫نه.

‫باید بدونم.

‫تا بتونم فراموش کنم.

‫میدونی اون یعنی چی؟

‫پرتاب کن.

‫هروقت خواستی برگرد.

‫اگه‌ دوست داری.

‫آقا، آقا...

‫- همسرتون بیدار شد. ‫- می‌تونم ببینمش؟

‫- فقط یکم، چون خیلی خستست. ‫- خوبه.

‫- من باهاشون میمونم. ‫- خیلی ممنونم.

‫خواهش میکنم.

‫عزیزم.

‫میخوام بچه‌هارو ببینم.

‫وقتی رفتی خونه

‫وقتی بهتر شدی.

‫به اندازه‌ی کافی بهشون ‫آسیب زدی.

‫اگه پرهیز می‌کردی زندگیشون ‫چطور میشد؟

‫متاسفم.

‫چرا عذرخواهی کردی؟

‫احساس گناه کردی؟

‫دلیلش رو میدونی؟

‫ما اخلاقیات رو فراموش کردیم و ‫رو حقیقت تمرکز کردیم...

‫و با قانون.

‫ادامه بده.

‫حتی تو بیمارستان هروقتی ‫میتونست شکنجم میداد.

‫بهم بگو چه اتفاقی افتاد. ‫دارم بهت گوش میدم.

‫- میخواستم از سردرد خلاص بشم‌. ‫- با خالی کردن یه قوطی قرص؟

‫نمی‌دونم.

‫آقا، نمی‌تونید وارد بشید. ‫دکتر باهاشونه.

‫اووردوز باعث آسیب به کبد و ‫خون‌ریزی داخلی شده.

‫تقریبا مرده بودی، خانم.

‫قصدت همین بود؟

‫اگه حرفی نزنی ‫نمی‌تونیم‌ کاری کنیم.

‫خیلی خوبه، ‫فردا میتونی بری خونه.

‫نه.

‫خیلی آسیب پذیر شدید. بهتره به یه ‫مرکز توانبخشی برید.

‫اون میفهمه.

‫- یه راه حلی پیدا می‌کنیم. ‫- ممنون.

‫اما موقتیه.

‫با توقیف کردنتون موافقید؟

‫تو بردی.

‫تو میخوابی و من، شوهرت خیانت گرت، ‫از بچه‌ها مراقبت میکنم.

‫بهم نگاه کن. میدونم صدامو میشنوی. ‫تظاهر کردن رو بس کن.

‫عصر بخیر، ‫یه نفر دیگه داره میاد.

‫- همسرم باید استراحت کنه، درسته؟ ‫- کمبود تخت داریم.

‫- تو کافه‌تریا چیزی نمی‌خورم. ‫- میتونی وسایلت رو اینجا بذاری.

‫آره آره میدونم.

‫فردا میبینمت.

‫اون مرده کی بود؟

‫شوهرم.

‫- گوشی داری؟ ‫- بله.

‫باید به دخترم‌ زنگ بزنم.

‫- الان؟ مطمئنی؟ ‫- بله، جرئت ندارم دوباره بهش زنگ بزنم.

‫نمیدونم. من...

‫میترسم من رو ‫فراموش کنه.

‫کیفم رو بهم بده

‫- یه لحظه فکر کردم برداشتش. ‫- کی؟

‫اون جنتلمن.

‫مدرسه خوب پیش میره؟

‫نه. نمی‌دونم.

‫نه من...

‫گوش کن بهم عزیزم گوش بده‌‌‌‌. ‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.

‫دوست دارم‌. ‫خیلی زیاد، عزیزم.

‫فردا بهت زنگ میزنم. ‫خوبه؟

‫دوست دارم.

‫ممنون خواهر.

‫خیلی ترسیده بودم که نفهمیدم ‫فهمیدم که در باز بود.

‫- چیزی میخواین، خانم؟ ‫- نه، لطفا بهم خودکار و کاغذ بدین؟

‫میخوام به یکی معرفیت کنم. ‫اون برای تو عالیه.

‫گرگوئر لامورکس. خیلی دوسشون دارم ‫و اشک‌هایی‌ که میریزی.

‫مطمئن نیستی که‌ میخوای ‫باهاش بمونی یا نه؟

‫واقعا؟

‫تورو فقط برای خودم میخوام.

‫دیگه بهش احتیاجی نداریم ‫بیا بقیه حرف بزنیم.

‫- الو؟ ‫- الو، رز؟

‫لازمت دارم.

‫خواهرم بدون تردید کاری که ‫خواستم رو انجام داد.

‫- - نمی‌دونم. ‫- درواقع...

‫- صبح بخیر. کسی هست؟ ‫- رز اومده.

‫کجایید؟

‫- اومدم بچه‌هارو ببرم. ‫- چطور؟ بلانش چیزی بهم‌ نگفته.

‫معمولیه، چه اشکالی داره، ولی من بهتر از ‫اونا میتونم انجامش بدم. تو باید کار کنی.

‫چیکارا میکنید؟ به علاوه اینکه، دریا از مدرسه‌ی ‫تعطیلاتی بهتره، درسته؟

‫آره آره.

‫تا چند روز دیگه‌ منم میام.

‫عزیزانم.

‫بیاید اینجا. ‫یه چیزی براتون دارم.

‫این رو بخون و خوب نگهش دار.

‫خوبه.

‫ممنون.

‫- چطوری؟ مزاحمت شدم؟ ‫- نه، داریم کارت بازی می‌کنیم.

‫میبینم‌. ‫سفر رفتی.

‫- بلانش، باید حرف بزنیم. ‫- داریم کارت بازی می‌کنیم.

‫- نمی‌دونستم مادرت یه پرستار بچه استخدام کرده. ‫- ببخشید، یادم رفت بهت بگم.

‫فکر کردم برات بهتر باشه.

‫- کی میای خونه؟ ‫- هنوز نمیدونم.

‫- ببخشید، کی میتونه بیاد خونه؟ ‫- متاسفم، از لحاظ تخصصی نمی‌تونم بگم.

‫الان، باید استراحت کنه و ‫کمتر ملاقات بشه.

‫چرا رفتی خونه؟

‫باید باهاش روبه‌رو میشدم.

‫میتونستم بیام و ‫خودم بیارمت.

‫کتت رو بگیرم؟

‫داری چیکار میکنی؟

‫میخوام برم تو نورمندی ‫بچه‌هارو ببینم.

‫دقیقا منظورت چیه؟

‫- ترک کردن من؟ ‫- آره، طلاق میخوام.

‫تو دیوونه‌ای. بهم خیانت ‫میکنی، سعی میکنی خودتو بکشی،

‫از کلینیک بیرون اومدی و حالا ‫میخوای شوهرت رو خونه تنها بذاری.

‫پیش بچه‌هایی که با اجازه‌ی ‫خودت رفتن.

‫تو جایی نمیری.

‫من دیگه‌ نمی‌ترسم.

‫ولم کن.

‫تنهام بذار.

‫بقیش رو خودت میدونی.

‫- سلام خانم. بیاین داخل. ‫- سلام.

‫رز بهم پیشنهاد کرد تا ‫بیام و باهات حرف بزنم.

‫خوب بهت گفته.

‫انتونی؟ ‫یه فایل برای بلانش رنارد آماده می‌کنیم،

‫برای تحقیقات مجرمانه.

‫ممنون.

‫ازت دفاع می‌کنم ولی باید ‫خیلی سریع اقدام کنیم.

‫قبل از اینکه اون شکایت کنه ‫باید تو اینکارو بکنی.

‫و سریع به پزشک متخصص مراجعه کن تا ‫این آسیب‌ها مشخص بشه.

‫بهت هشدار میدم این ‫راه طولانی‌ایه

‫و آسون نخواهد بود.

‫باید درباره‌ی چیزهایی که برای خودت و ‫بچه‌هات دردناکه صحبت کنی.

‫یه جنگه.

‫خوبه. ‫آره خوبه.

‫- همه‌چی خوبه؟ ‫- همه‌ کاری کردم.

‫قلعه‌های شنی درست کردیم و ‫تایم خوبی باهم داریم.

‫تسلیم نشو، بلانش.

‫حمایتت می‌کنیم.

‫- دوست دارم. ‫- منم دوست دارم.

‫حالت خوبه؟

‫- انجامش میدیم. ‫- آره.

‫بلانش، بهم‌ نگاه کن.

‫- لطفا بهم گوش بده. ‫- آقا.

‫من دوست داشتم.

‫بلانش، خیلی زیاد دوست داشتم.

‫میشنوی چی میگم؟

‫- می‌تونم باهاش حرف بزنم، درسته؟ ‫- نه.

‫- بهش بی‌توجهی کن. ‫- بلانش.

‫آقا.

‫همه‌چی درست میشه.

‫درست میشه.

‫به زودی به اینجا میاد.

‫دوست داری باهامون بیای؟

‫براساس رمان عشق و جنگل‌ها، ‫نوشته شده توسط اریک رین‌هارت

‫مترجم:آیدا تهرانی.

اينستاگرام و کانال تلگرام فیلم لاست telegram.me/Filmlost instagram.com/Filmlost.in

دانلود برترین آثار سینما با دوبله و زیرنویس فارسی در ..::Filmlost.in::..

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.