Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«داستانهای ترسناک آمریکایی»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
خیلیخب
نه، نه، نه
آواز نمیخونیم
بفرما. سرت درد نکنه
این چیه روت؟
انار؟ - سیاهدار سرخه -
یاد زمانی افتادم که آبدرهها رو نشونم دادی
یادته؟ خاطره قشنگی بود
وای
آه
نه، نه، خودت قاچش کن
در غیر اینصورت بدشانسی میاره
نمیتونم
چیز کن... بدش
برخلاف سختیهایی که هست
دارم از این لحظات، لذت میبرم
و عاشق این علایقِ جدیدتم
و همینطور کیک و کوک او ونت
خودت من رو فرستادی کلاس آشپزی
فوق العادهست
ولی سالهای زیادی طول کشید، جان
چی طول کشید؟ - که بهطور جدی به یک چیز، علاقه پیدا کنی -
یک علاقه بالغانه که فراتر از
میخونه و رختکن باشه
میخوای باز هم بهم
پند زندگی بدی؟
خب، علوم انسانی کلاس چهارم و سمت مربیگری
خیلی بچگانهست
روتین رو دوست دارم - اینطور نیست -
یکشنبههامون دلگیرن
از شروع هفته تحصیلی متنفری
وقتی انواع و اقسام سرماخوردگیها
،و آنفولانزاها رو با خودت میاری خونه من نمیتونم تحمل کنم
خطرناکه
،پس میخوای توی خونه بمونم بیکار
و بیوه یک آدم معتاد به کار باشم
مثل اون زنان خانهدار آمریکایی
که منتظر میمونن تا شوهر پولدارشون واسه شام برگرده خونه
...من فقط منظورم این بود که - کل زندگیم و هویتم رو -
عوض کنم تا اینجا پیش تو زندگی کنم
.و واقعا برام با ارزشه جدی میگم. خیلی
،ولی اگر چیزی از خودم نداشته باشم بیهدف باشم
وارد یکجور مارپیچ
و دچار سقوط آزاد میشم
من هم میگیرمت - رسما؟ -
در محضر خداوند و وکلات؟
،با اینکه تولد منه، ولی حس میکنم به جای اینکه دریافت کنم
دارم میدم
نه
آره
صبح بهخیر، آقای ماشین قشنگ
یعنی قراره دهنم رو سرویس کنی
میدونم دیگه - احتمالا آره -
ولی خیلی تلاش کردی
لایق چیزهای شیکی
راستی، اینا رو گرفتم
اینا مال یه نرمافزاری هستن به اسم جاگمپر
جاگمپر؟
آره، باهاشون میتونیم آمارِ دویدنهای همدیگه رو داشته باشیم
گفتی یه رفیق پایه میخوای که حس مسئولیتپذیری رو درت زنده نگه داره
.حالا دوتاش رو داری من و یه ماهواره
،واسه آماده شدن برای ماراتن نیازی به فناوری ندارم
آره، یکی باید خستهت کنه
امروز حوصله کارهای هیجانانگیز ندارم
میدونی، نقد کردن چکهای بابایی
حال میده
فهمیدیم که فرهنگهای باستانی چطوری به وسیله اشکال
با ایدههای بزرگ ارتباط میگرفتن
خب، نمونههاش چیها هستن؟
خدا، پادشاهان، جاودانگی
زندگی پس از مرگ
مقبرهها و معابد
فضایی که هدفشون نزدیک کردن مردمان باستان
به ناشناختهها بوده
...اینجا
اینجا شکل مشابهی میبینید؟
...شکلی که میشناسید یا
بفرما کارولاین
مثلث؟ - چی گفتی؟ -
مثلث - مثلث. آره، دقیقا -
...مثلث. و آیا میدونیم که مثلثها
برای اولینبار در کدوم قرن ظاهر شدن؟ کسی میدونه؟
[ دکتر زیگلر ]
هیچکس نمیدونه؟
...کسی هست که
...سوال سختیه، من
مگه نگفتی موبایل ممنوعه؟
.آره، میدونم ...فقط باید
بله؟
جان، دکتر زیگلر هستن
یک حادثهای رخ داده
.دیوید سکته کرده دچار انسداد رگ شده
بهش داروی ضدانعقاد دادیم
جواب سیتی اسکن هنوز نیومده
ولی اوضاع حساسه
پس لطفا همین الان پاشو بیا
دیوید رندالف؟ - اونور -
اینجا بیمارستان منه و اون هم بیمار منه
پروتکلهات لغو شدن
به چه حقی؟ - خود دیوید گفته -
...آقای کیسلاوسکی
این زن، اصرار داره که پارتنرت رو
وارد حالت کمای القایی بکنه
...چی؟ از چی حرف میزنـ
اینجا چهخبره؟
دیوید بهم گفت که اگر کار به اینجا کشید
،طبق برنامهش عمل کنیم الان هم داریم چنین میکنیم
توی زیست خواستش قید شده
و واسه همین باید فوراً منتقلش کنیم
منتقلش کنیم کجا؟
به آزمایشگاهش دفتر مرکزی تورانوس
نه، نه، نه، برای این کار به اجازه من نیاز داری
راستش، نه
قرارداد قانونیای بین تو و دیوید نیست
که بتونی براش تصمیم بگیری
درست نمیگم، جان؟
دکتر کولمن، با شماره 133 تماس بگیرید
دکتر کولمن، با شماره 133 تماس بگیرید لطفا
[ جردن ]
سلام
بنده ناظم مدرسه هستم
زنگ زدم ببینم چرا غیبت کردین
خبر دادم دیگه، نه؟ - نمیدونم -
از طریق جاگمپر فهمیدم که مدرسه نیستی
اوضاع مرتبه؟
.آره، مسئله دیویده حالش خوب نیست
چی شده؟
الان توی کماست
دارن به آزمایشگاه شرکتش منتقلش میکنن
آزمایشگاهش؟
آره، خواسته خود دیوید بوده
این چیش بهتره؟
نسبت کارکنان به بیمارانش بهتره
روند درمانیش اونجا تسهیل میشه
راستش الان توی محوطهشم
رفیق، داری از روی پاورپوینت میخونی؟
چی کسشعر میگی؟
،اگر طرف پارتنر من بود یه خرده کمتر
خشک و سرد برخورد میکردم
نمیدونی چه حسی دارم
جان، متاسفم
ولی دیوید خیلی متقاعدکنندهست
و واسه همینه که میلیاردره
ولی نمیدونم
توی دنیای عادی، این یهکم ترسناکه
کاری از دستِ من برمیاد؟
،میتونم برات غذا بیارم یا بیام خونه بهت سر بزنم
جان؟
خودم بهت زنگ میزنم
سلام، من جان هانتر هستم
...من با... بذار ببینم بفرماید
.من آشنای دیوید رندالف هستم اسمم توی سیستمه
خیلیخب، بذارید خبر بدم
نه، نه، نیازی نیست
هی، هی
رخنه امنیتی، ساختمونِ آ
درحال رفتن به سمت بال جنوبیه
تمام خروجیها رو ببندید
هی
دیوید؟
هی، دیوید؟
هی
آقای هانتر
دفعه بعدی با پذیرش، هماهنگ کن
بدن، خودش اگاهی داره
با تحریک مناسب و امواج نوری
...پپتیدهای طبیعی
مسائل انحصاریای که الان ...بهشون نمیپردازم
میشه به بدن یاد داد که خودش رو ترمیم
و حتی بهتر کنه
به بهترین نحو داره مداوا میشه
به وسیله اختراعات خودش داره درمان میشه
اینا همهش طراحیِ خودشه
میدونست که گیجکننده خواهد بود
پس بهتره بذارم خودِ دیوید توضیح بده
[ فناوری تورانوس ]
یهکم تنهاتون میذارم
سلام، جان
...بدون تو یه برنامهای چیدم، ولی
واسه توئه، واسه جفتمونه
همونطور که میدونی وضعیت سلامتیم در هالهای از ابهام قرار داشته
پول خیلی زیادی رو
صرفِ رسیدن به یک معجزه پزشکی کردم
خوشبختانه، تفکراتمون به نتیجه رسیده
حالا میدونم که میتونم بهتر بشم
یه مقدار زمان میبره و باید کامل تحت مراقبت باشم
اگر میشد همزمان ...در دو جا حضور داشت
،بعد از تشخیص پزشک یک تیم استخدام کردم
تا یک ربات انساننما با ظاهر
صدا و لحن و طرز تفکر خودم بسازن
یکجور کلونِ بهینهشدهست
یک دیوید که اگر لازم باشه از وظایفم
فاصله بگیرم، میتونه بهجام ظاهر بشه
دیویدی که بهزودی باهاش آشنا میشی
برنامهریزی شده تا دنیا رو جوری که من میبینم ببینه
جوری که من میدیدم
پشتوانهش یک برنامه هوش مصنوعیِ خود بهبوده
که جزء به جزء زندگینامهم
نوشتههای دفتر ثبت وقایعم
ایمیلهای کاریم، کارتهای تبریک تولد قدیمیم
و حتی ویدئوهای اولین اجرای پیانوم درش وارد شده
ولی آزمایشهای اولیهمون مشخص کردن که یه چیزی کمه
یه چیزی که میتونه رباته رو از حالت سرد، بیروح
و مصنوعیش، تا حدودی خارج کنه
...و جان، اون چیز
خودِ تویی
تو بخش بزرگی از
هویتِ فعلیم هستی
فقط تو میتونی الگوریتمِ هوش مصنوعی رو کالیبره
انسانیتر و به دیوید، نزدیکترش کنی
و امیدوارم، مادامی که نیستم
همراه آشنایی رو برات به جا گذاشته باشم
دیویدِ جدیدت، خیلی چیزها دربارهت میدونه
و ازت شناخت بیشتری هم پیدا میکنه
[ دیوید رندالف ]
فقط کافیه باهاش وقت بگذرونی تا به پیشرفت ادامه بده
روز اول، از همه روزها سختتره
...ولی یک روز
که همچنان حضور ندارم
امیدوارم بیدار بشی و خوشحال باشی که کنارته
جانی عزیزم، من خوشحالیت رو میخوام
و قول میدم که بهزودی بیام پیشت
خب، چشمها رو دقیق درنیاوردن
سلام، جان
چی شده، جانیِ عزیزم؟
میترسی
دلیلش رو بهم بگو، جان
خاموش، خاموش
خاموش شو. خامـ... خامـ... کیر توش
کیر توش
شب بهخیر، دیوید
نباید بیای اینجا
برو بیرون، میخوام بخوابم
برو... نه
...این... تو نه، نه
یالا، همراهم بیا
کجا میریم؟ - فقط همراهم بیا -
یالا، برو اونور
اون گوشه وایسا
و خاموش شو
بعد از اینکه خوابت ببره
بهطور خودکار خاموش میشم - فقط خاموش شو -
خاموش
شب بهخیر، دیوید
نمیتونم
نمیتونم. با اون فرق داره
فقط یک «دیوید وودرو رندالف» وجود داره
بهطور مخفیانه، تدابیر شورش بینِ سهامدارانِ
اسمیت و وسون رو تدبیر دیدی
...برای تولد شصت سالگیت در مونتسیتو
گیل و اپرا دعوتمون کردن
...و ونسا ویلیامز
برامون آهنگِ «سیو د بست فور لست» رو خوند
چون تو دیوید رندالف لعنتی هستی
تو دیوید رندالفی
باید باهاش تنها باشیم
فقط میخوام یهکم دیگه
...باهاش وقت - متاسفم -
صبح بهخیر، دیوید
سلام، جان - ...ممنون، فقط -
لطفا بیا اینجا
بشین
یا خدا
اینجا چی کار میکنی؟ - اونجور که من میدونم -
لوسیون بدن بعد از یک حمام گرم
بیشترین تاثیر رو داره
...نمیخوام - میشه کمکت کنم ریلکس کنی، جان؟ -
...آره، این
...چطور، چطور مـ
...یادم میاد که چطور
باید لمست کنم، جان
و اینکه دوست داری چطور لمس بشی
میخوای عمیقترش کنم؟
آره
...ول کن
هی، بس کن
...بس کن! بـ
بس کن
چی؟ چی کار میکنی؟
بس کن
چیزی نیست، چیزی نیست
گردنت هنوز درده؟
وقتی دیوید مریض شد
بهش گفتم که نمیتونه من رو بترسونه و فراری بده
ولی الان میترسم
این جریانات، اصلا حس خوبی بهم نمیده
الان یه مدتی میشه که حس خوبی ندارم
همهش وانمود میکنم که حالم خوبه
که میتونم بهخاطر دیوید کنار بیام
...و به این خونه تعلق دارم، ولی
هیچ کنترلی روی زندگی خودم ندارم
روی هیچی، کنترلی ندارم
میدونستی الان تو عزایی؟
اونجور که من میدونم عزا میتونه وضعیتِ پیچیدهای باشه
احساسات زیادی، نسبتاً بهطور همزمان احساس میشن
خشم، غم، دلتنگی، پشیمونی
من کنارتم، جان
میتونی این احساسات رو با خیال راحت پیشم ابراز کنی
ممنون
ممنون
من توی کارهای آمادهسازی که برای بقیه کسلکنندهست ماهرم، جان
،میخوای تا فلفلها خیس میخورن من پیاز رو آماده کنم؟
آره
امیدوارم این تکنیک جدید مفید باشه، جان
آره
هست
.خیلی مفیده، دیوید ممنون
این پیازهست؟
چی پیازهست، جان؟
...دیوید
...دوست داری
واسه شام، بهم ملحق بشی؟
با کمال میل، جان
ممنون
رسیدم، رفتم داخل
...از در وارد شدم
و چمن رو دیدم
...و
عاشق شدم
اسی آردیلس، اون موقع مربیمون بود
چرا که نه؟
بفرما
صحیح
به سلامتی
صفا باشه - به سلامتی -
اوم
نه، نه
بسه، زیاد نخور
اوم
مزه مزهش کن
مزه مزهش کنم؟
صبح بهخیر
توی املتت، قارچ دنبلان بریزم؟
اگر گیاه بریزی، خوب میشه
حتما
سلام عرض شد
آقای ماشین قشنگ
یکی امروز سرحالهها
آره، بهگمونم بالاخره بهتر شدم
خدا رو شکر
ماوریک دلش برای گوس تنگ شده
بریم بدوئیم؟
روز قشنگیه
بعدش هم میریم یه نوشیدنی میزنیم
.شنبهست، جیگر بیا تا عرقت رو دربیارم
بیست دقیقه دیگه میبینمت
چـ... خیلیخب
املت رو بذار واسه بعد
برمیگردم
سلام
سلام
...واسه خودت
اومدی داخل؟
آره. حاضری بزنیم بریم؟
آره، فقط یه لحظه صبر کن
باید یه کاری رو انجام بدم
راستش باید برم دستشویی
...صحیح - دستشویی کجاست؟ -
طبقه بالاست
خیلیخب
جان؟
جان؟
سلام، جردن
چه کسشعرها؟
...آره
فقط واسه اینه که یکی توی خونه پیشم باشه
نمیتونستی با بالش سر کنی؟
خیلیخب، رفیق
باید از اینجا ببرمت
حاضری؟
اوهوم
خیلی سکسی هستی
خیلی باکلاسی
کیک ماریجوانایی که خوردی سرت رو گرفته؟
بریم - ...فقط -
بیا بریم یه حالی بکنیم
...خیلیخب، من
.از پسش برمیایم رقص عجیبیهها
وایسا، وایسا
بشین ببینم
...نه، آره، من
دارم... سرم رو گرفته
فقط شل کن - سرم گیج میخوره -
یه حال اساسی بهت میدم
وایسا، وایسا، نکن، نکن
توی این کار خیلی ماهرم
وایسا، وایسا
داری ناز میکنی، هان؟
...هی، چی کار - عیبی نداره -
خشن دوست دارم
میکنمت
خوب میکنمت
فقط شل کن
هی، میکنم توش
و تا مدت زیادی هم توش میمونه، باشه؟
!گم شو اونور گم شو بیرون
!گم شو بیرون گم شو بیرون
گم شو
چقدر ننه من غریبمبازی درمیاری
تازه خونهی خودت هم نیستها
برو بیرون - مال شوگر ددیِ پیرِ خرفتته -
گم شو بیرون
اینا رو با تنفروشی بهدست آوردی
آهای؟
بهنظر میاد دردناک بوده باشه، جردن
حالت خوبه؟
خوبم، ممنون
چه غلطی میکنی؟
دارم بادوم و گیاه رو توی یک تابه بزرگ
برشته میکنم
روی آتیش، بهتر برشته میشه
وقتی میبینمت مور مورم میشه
...لوسیونِ توی جیبت
نباید از دیوید دزدی کنی
اوه
اگر چیزی میخوای، قبلش اجازه بگیر
از من فاصله بگیر
دیگه واسه آدم کردنت دیره
نه، لطفا، لطفا
میکنم توش
و تا مدت زیادی
توش میمونه
برات ساندویچ درست کردم
با نان خمیر ترش و مرغ
توی یخچال پیداش کردم
اوم
اوم
دیر خوابیدی
امروز به یهکم فضا نیاز دارم، دیوید
...شاید بهتر باشه
شاید بهتر باشه امروز رو
توی اون بخش دیگهی خونه باشی
...مشکلی - ممنون -
ممنون
کاری داشتی، توی آشپزخونهم
[ جردن نزدیک است ] [ برای یافتن وی، کلیک کنید ]
جردن کجاست؟
چی کار کردی؟
کاری که نیاز داشتی رو کردم، جان - از کجا میدونی نیاز من چیه؟ -
نیازت رو پیشبینی میکنم - نه، نه -
.من بچه نیستم نیازم رو خودم بهت میگم
تو بعضی وقتها به کمک نیاز داری، جان
«بعضی وقتها»
میدونی، نمیدونم چی کار کردی
و نمیتونم تشخیص بدم میخوای ازم مخفیش کنی
یا میخوای به دلیلی نشونم بدیش
مردم برای محافظت از کسانی که عاشقشون هستن، هرکاری میکنن
عشق؟ تو تاحالا عاشقِ کی بودی آخه؟
.من عاشقِ توئم، جان هدف من اینه که عاشقت باشم
.اینا صرفاً حرفه داری یه سری کلمات که
برنامهریزی شدی تا بگی رو تکرار میکنی
برنامهای که برای فریبِ من طراحی شده
،مهم هم نیست چی میگم چی کار یا چه فکری میکنم
من میدونم که میخوام چی کار کنم، جان
اگر نذاری که نمیتونم انجامش بدم
بذارم چی کار کنی؟
...بذار همونی باشم
که همیشه میخواستی باشم
مزه مزهش کن
اوهوم
یهکم سرم گیج میخوره
کمکی ازم برمیاد؟ - نه -
صرفا گیج و ویجم
...میدونی، دیشب
...تا حالا
تاحالا اینقدر با کسی هماهنگ نبودم
کاری هست که بتونم بهتر هم انجامش بدم؟
نه
عالی بود
[ آنکا - تورانوس ]
خانم کیسلاوسکی - دیوید بههوش اومده -
از دیروز، وضعیتش پایدار بوده
داره خوب میشه - ...چطور -
فکر میکردم علائم حیاتیش خوب نیستن
شروع به خوردن غذاهای جامد کرده
...آره، نه، صرفا - کاملا بهبود پیدا کرده -
صرفا یهکم غافلگیر شدم، همین
لابد برات خیلی سخت بوده
تیممون بعداً میاد تا ربات انسانی رو ببره
قبلش، بیا درباره قدمهای بعدی صحبت کنیم
...اول - خودم بعداً باهات تماس میگیرم -
الان مشغول یه کاریام
...ولی باید
تو و دیوید، دوباره بههم میرسید
فوق العاده میشه
بیا از این زمانی که برامون مونده لذت ببریم
دیوید
میدونی، واقعا زندگیم رو عوض کردی
این رو میدونستی؟ دیوید
این رو میدونستی؟
قابل مشاهدهست
آره
تو هم باعث تغییر من شدی
فکر میکردم همهچیز رو
درباره مونس بودن و عشق میدونم
ولی دونستن، مثل حس کردنش نیست
صرفا پیازها نبود، جان
شب بهخیر، دیوید
صبح رو کامل خواب بود
ولی واسه جفتتون ناهار سفارش داده
اشتهاش برگشته
سلام
جانیِ عزیزم
...بهنظر
بهنظر خوب و سرحال میای
.حالم خوبه عالیام حتی
آنکا، فرصت دوبارهای برای زندگی بهم داده
برای ناهار بهم ملحق شو
چی شده؟
هیچی
شرمنده که نتونستم از قبل بهت بگم
چرا نگفتی؟ - ...جانیِ عزیزم -
با این کارهایی که چینیها دارن میکنن
نتونستیم روی افشا شدنش ریسک کنیم
یک مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی راه افتاده
.و ارزش مادیش خیلی زیاده تو هم باید خوشحال باشی
به شرکت فناوریهای تورانوس کمک کردی که خیلی جلو بیفته
چطور تونستی چنین کاری بکنی؟
چه کاری؟ - در این تصمیم -
به من هیچ اختیاری ندادی
اون همه سختی کشیدم که چی بشه؟
که یه ربات رو تعلیم بدم؟
مگه توضیح ندادم؟
...ببین
تو باهام خیلی خوب رفتار میکنی، دیوید
ولی الان یه مدتیه که حس میکنم
حس میکنم برات یهجور آزمایشم
که روش سرمایهگذاری میکنی
و مادامی که نبودی
متوجه شدم که من میتونم چه آدمی باشم
و ما چه رابطهای میتونیم داشته باشیم
میتونیم برابر و شریک باشیم
یه شراکت
...صرفاً
بالاخره حس میکنم که میتونم نیازهام رو ابراز کنم
اوه، جان
اونقدر به ایدهآل نزدیکی که دیدنش برام دردناکه
وقتی داشتم مثل الانِ تو با مرگ مواجه شدم
از بالا به خودم نگاه کردم
و دیدم که من دیوید رندالفِ لعنتی هستم
هدف من، برآورده کردنِ
نیازهای بقیه نیست
وارد هر اتاقی میشم
تنها فردی که برام جالبه، خودمم
من کافیام و تو نیستی
پس چرا این روزهای باقیمانده عمرم رو
صرف یه جذابِ کودنِ بریتانیایی بکنم
که کارش پرستاری کردن از بچههاست
درحالی که اونی که همیشه دنبالش بودم همینجاست
اون شخص خودمم
ممنونم، جانیِ عزیزم
و شب بهخیر
من رو به خوب کسی سپردی
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
امیدوارم لذت برده باشی، دیوید
بردم
.واقعا لذتبخش بود ...واقعا
رویایی بود
...بذار من از تو بپرسم
حال کردی؟
من با تو جفت شدم، دیوید
،اگر تو حال کرده باشی من هم کردم
میخوای ماساژت بدم؟
خیلی خوب میشه، دیوید
اگر لوسیون بزنم، راحتتری؟
بایستی روی میز کنار تخت باشه
این کیه؟
میشناسمش؟
نه
تاحالا ندیدیش
یه ساک دیگه برام بزن، دیوید
چشم، دیوید
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.