Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سام علیکم
خیلیخب
روز خوبی... باشه
به نظر شاد و شنگول نمیاومد
آه
نمیذارم هیچکس شبم رو خراب کنه
تفتوش
هی. خانم
حالتون خوبه؟ خانم؟
اوم...
صبر کنید، اوم...
بذارید برم...
بذارید به یکی زنگ بزنم تا بیاد کمکتون، باشه؟
سلام، اوم، مالکوم هستم از دروازه جنوبی
اوم، یه خانمی اینجاست،
و یه چیزیش شده انگار
صبر کن
یه لحظه وایسا
آهای؟
خانم؟
چه خبره؟
خب، همونطور که حدس میزدیم
یه تومور نسبتاً بزرگ
روی ستون فقرات سینهای پسرتون هست که مرکزش
من همه اینا رو قبلاً میدونم
یه تومور داخل نخاعی دور این ناحیهست
مهرههای هفتم و هشتم. درسته؟
بله، اوم... و مهره نهم
داریم وقت تلف میکنیم. میخوام همین الان با دکترها صحبت کنم
اوم...
ببینید، من میخوام کمک کنم، باشه؟
ولی اولین مسئله اینه که شما بیمه ندارید
- برام مهم نیست. - درمانی مثل این
میتونه بیش از 200 هزار دلار هزینه داشته باشه
مگه نشنیدی چی گفتم؟
ما توی یه اتاق متل زندگی میکنیم تا پسرم
بتونه به بهترین بیمارستان سرطان
- تو کشور بیاد. - من متوجهم
فقط، این از کنترل من خارجه
من فقط یه ماهه اینجام،
ولی میتونم سعی کنم براتون یه پذیرش بگیرم
و تا اون موقع مدیرانی هستن
که میتونن گزینههای دیگهای بهتون بدن. بیمارستان شهرستان هم هست
و (بیمارستان )سنت کریستوفر هم تو بریجتاونـه
- گاهی جراحهای ما... - نمیتونید ما رو رد کنید
شما یه بیمارستانید. از نظر قانونی موظفید کمک کنید
این فقط برای موقعیتهای اورژانسی صدق میکنه
خانم هنلی. سلام، من دکتر اریک نوستروم هستم
من انکولوژیست ارشد هستم
- اوه، بهم بگید آنا. - ممنونم، آنا
خب آنا، من پرونده پسرت رو بررسی کردم،
و به نظر میاد که اون تو یه دسته خیلی خاص قرار میگیره
که واجد شرایطش میکنه برای یه کمک هزینه
از برنامه اسپرینگهیل
اونا قراره تمام هزینه درمانش رو پرداخت کنن
چطوره؟
وای... وای خدای من
ممنونم. متشکرم
خب، یه سری، اوم، شرایط هست،
ولی نگران اونش نباش
کلر، میشه لطفاً ما رو تنها بذاری؟
- بله، حتماً. - ممنون
- اوه. - بفرمایید داخل. ممنون کلر
خدمات بیمار به پذیرش،
خدمات بیمار به پذیرش
حس میکنم این شغل داره منو به یه هیولای بیاحساس تبدیل میکنه
یعنی، من پرستار شدم تا به مردم کمک کنم،
نه اینکه به محض دیدن جیب خالیشون ردشون کنم
میدونم، میدونم
خیلی خوشحالم که دیگه تو بخش پذیرش کار نمیکنم
چون یه بخشی از وجودم رو تو اون قسمت از دست دادم
راستی، چرا هیچکس چیزی بهم
درباره این برنامه اسپرینگهیل، نگفته؟
یعنی، نزدیک بود اون مادر رو رد کنم
بدون اینکه حتی بدونم همچین گزینهای هست
این که چیز مخفیای نیست
این برنامه سالهاست که وجود داره
دکتر نوستروم وقتی پدرش از سرطان مرد شروعش کرد
خب، حداقل بعضیها دارن کمکی رو که نیاز دارن میگیرن
اوم...
سلام
کمک لازم دارید؟
ما هر دو پرستاریم،
و میتونیم براتون کمک بیاریم، باشه؟
لیلی؟
لیلی
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«داستانهای ترسناک آمریکایی»
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
تنفسش به نظر عادی میاد
بیا بخوابونیمش
صدامو میشنوی؟
میتونی حرف بزنی؟
فکر کنم متوجه حرفت میشه
اوم، میتونی اینو بخونی، یا...
نه، خیلی با خون پوشیده شده، من...
نمیتونم چیزی رو تشخیص بدم
چه اتفاقی برات اُفتاده؟
میدونی چیه؟ شاید یکی از اون، اوم،
مواد مخدر مصنوعی خیابونیه؟
از اون جدیدا
میدونی، مثلاً شاید...
...یه عارضه جانبیشه
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
چی؟
لطفاً منو با اون تنها نذار؟
آره. باشه
ما فقط میخوایم یه کم خون بگیریم
تا بفهمیم چطور میتونیم کمکت کنیم
برات شمارش معکوس میکنم
سه، دو، یک
چیه؟
میترسیدم قرمز نباشه
لعنت به این چراغا
فقط من اینجوری فکر میکنم یا داره بدتر میشه؟
حس میکنم کل این جا داره از هم میپاشه
باشه
تو اینا رو ببر آزمایشگاه
من میخوام برچسبش رو چک کنم،
ببینم میتونم چیزی ازش دربیارم
باشه
ایکس...
چی؟
بخش...
ایکس...
داری سعی میکنی چیزی بگی؟
چی گفتی؟
- یا خدا. - ببخشید
- جاستین. - فقط میخوام ملحفه رو چک کنم
آره، اشکالی نداره
تفتوش
من اینو میبرم آزمایشگاه
زود برمیگردم
هی
اوم، لیلی الان چند تا نمونه از اتاق 451 آورد
میتونی اینم بهشون اضافه کنی؟
اوهوم
من چیزی ندارم. مطمئنی اومده بود؟
بهش فضا بدید
وای خدای من. وای خدای من
یکی بره کمک بیاره
اوه... باشه
همه چیز رو بررسی کردید...
با سگ، و هیچی پیدا نکردید؟
اوه، اون خیلی آدم خوبی بود
میدونی چیه؟ الان برمیگردم
سلام. - سلام
کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟
- گمونم فقط... دارم سعی میکنم هضمش کنم. - البته
میدونی چی خوب جواب میده
یه فنجون چیز گرم و دلچسب
اوم، ببخشـ... جوون، اسمت چیه؟
- اوم، مالکوم. - مالکوم
میشه برای پرستار کلر یه فنجون... بیاری؟
اوم، چای سیاه واقعاً خوب میشه، ممنون
باشه. حتماً
ممنون
ما کل بیمارستان رو گشتیم
تیمهای جنایی، سگها. دو بار
پیداش نکردیم، ولی حتماً پیداش میکنیم
من قبلاً به پلیس گفتم،
ولی اون یه چیزی رو مدام تکرار میکرد
به نظر میاومد میگه «واردکس»
واردکس. شبیه اسم یه حشرهکشه
چیز دیگهای نگفت؟ هیچی که به این قضیه ربط داشته باشه؟
- نه، فقط همین بود. - هوم
همش فکر میکنم میتونست سر من بیاد
کلر، به نظرم خیلی بهتره
به این جور چیزا فکر نکنی
تادا!
خب، این نسخهایه که برات مینویسم
برو خونه، یه دوش بگیر، برو تو رختخواب
مالکوم، میشه کلر رو برسونی خونه؟
فکر نمیکنم الان
برات خوب باشه که رانندگی کنی
آره، خوشحال میشم
- دیدی؟ - آره
باشه، فردا میبینمت. با احتیاط برونید
اوه، راستی، میشه تو پارکینگ ببینمت؟
- فقط باید وسایلم رو بردارم. - حتماً. من، اوم،
ماشینم رو میارم جلو و اونجا میبینمت
باشه
هی، ببین، اوم...
زیاد طولش نده
نمیدونم، کل این ماجرا به نظرم عجیبه
آره
لطفاً بهم آسیب نزن
میخوام کمکت کنم
[نام بیمار: تیلور - آلیس]
آلیس تیلور
قبل از حمله از مچش بریدمش
چرا فقط ندادیش به پلیس؟
یعنی، به نظر مشکوک میاد
تا الان یادم رفته بود که دارمش
علاوه بر این، پلیس به هر حال باید برمیگشت اینجا
تا پرونده رو بررسی کنه
ما داریم یه قدم جلوتر میریم
کلر، من نمیفهمم چرا داری این کار رو میکنی
چون یه چیز خیلی عجیبی اینجا در جریانه
منظورت غیر از یه زن دیوونهست
که داره دور و بر میچرخه و آدم میکشه؟
باشه
تو شغل قبلیم تو بیمارستان مرسی،
من، من با یه گروه از جراحهای ستون فقرات کار میکردم
اونا... میدونی که جراحها چطورین
نابغه، از خود راضی،
و یکی فهمید که اونا دارن از بیمهی پزشکی سالمندان
برای جراحیهای فیوژن ستون فقرات غیرضروری، پول میگیرن
بیمارهاشون رو تو درد و عذاب رها میکردن
آره، یادمه. یه رسوایی بزرگ بود
سالها میدونستم دارن یه کار اشتباهی انجام میدن،
حسش میکردم، ولی فقط نادیدهش گرفتم
فکر میکردم شاید یکی دیگه افشاشون کنه
و خیلیها به خاطر من رنج کشیدن
الان دارم همون حس رو دوباره میگیرم
کلر، فکر نمیکنی شاید یه کم
به خاطر اتفاقی که امشب اُفتاده پارانوئید شدی؟
من تو بیمارستان مرسی پارانوئید نبودم
پروندهش اینجاست
ولی هیچی توش نیست
نه سابقه درمان، نه آزمایشی
[وضعیت: فوت شده]
و... صبر کن، این نمیتونه درست باشه
داریم دنبال یه نفر میگردیم؟
فرمهای پذیرش بیمار
- نسخههای کاغذی تو اتاق بایگانی. - کلر، باشه
چرا فقط این دستبند رو ندیم به پلیس؟
من میبرمت خونه، حتی شب رو هم میمونم
- هی، و میتونیم یه چیز خیلی عجیب... - نه. من خودمو میشناسم،
و من نمیتونم بخوابم
یه چیزی اینجا در جریانه،
و من باید بفهمم چیه
یادته ازم خواستی تنهات نذارم؟
حالا من دارم ازت میخوام
باشه
کدوم گوریه؟
کیرتوش
دارم چه غلطی اینجا میکنم؟
یا خدا
باشه، دنبال 1135 میگردیم
این پروندهها به کدوم سمت میرن؟
میتونم الان بگم که چقدر واقعاً
از این جا خوشم نمیاد؟
خب، هر چه زودتر پرونده رو پیدا کنیم،
زودتر میتونیم از اینجا بریم بیرون
این خودشه
یا خدا، قیافهش
کاملاً فرق کرده
چه بلایی سرش اومده؟
نوشته برای کارسینوم سلول سنگفرشی بستری شده
سرطان پوست
و پرستار مسئولش جاستین ادواردز بوده
جاستین؟
به خاطر همینه که کشتش؟ اون این بلا رو سرش آورده؟
چهبدونم
«علت مرگ: بیمار روی تخت عمل منقضی شد»
چی، از یه عمل سرطان پوست؟
این اصلاً معنی نمیده
آهای؟
کسی اونجاست؟ آهای؟
کی اونجاست؟
داری چیکار میکنی؟
اوه، من، اوم... فقط داشتم نگاه میکردم
این یه فرم انتقال بیماره
اون رو به جایی به اسم بخش ایکس منتقل کردن؟
«بخش ایکس» این همون چیزیه که سعی داشت بهم بگه
چرا امضای تو اینجاست
به عنوان پرستار پذیرشکننده برای بخش ایکس؟
لیلی؟
واقعاً، نمیتونم، نمیتونم، نمیتونم دربارهش حرف بزنم
تو تمام این مدت میدونستی؟
نه، نه، نه، نه، اینجا نه
اینجا نه، لطفاً، لطفاً. من نمیتونم
باید یه کم هوا بخورم. من... نمیتونم نفس بکشم. لطفاً
- چه خبره؟ - دندون رو جیگر بذار
ممنون
چته؟
گوش کن، به خدا نمیدونستم
من از هیچکدوم از اینا خبر نداشتم، باشه؟
- من تا امشب نمیدونستم. - درباره چی؟
اتفاقاتی که تو بخش ایکس میاُفته
اولش من واقعاً فکر میکردم،
فقط فکر میکردم داریم به مردم کمک میکنیم،
پس فقط باهاش همراهی کردم
ولی بالاخره...
فهمیدم که هر بیماری که میره تو
هیچوقت بیرون نمیاد
ولی دیگه خیلی دیر شده بود
میدونستم اگه چیزی بگم،
منم میندازن اون تو،
پس فقط، دهنم رو بستم
و روم رو اون ور کردم
دقیقاً مثل کاری که خودت تو مرسی کردی
خیلی تلاش کردم همه چیز رو مخفی کنم، ولی...
- لیلی، مواظب باش. - من واقعاً،
صادقانه فکر میکردم پروندهای اون پایین نباشه
من... خیلی سخت کار کردم تا همه چیز رو مخفی کنم
ولی شاید...
من لایق اینم
تو هیچوقت نمونههای خون آلیس رو نبردی آزمایشگاه
چیکارشون کردی، انداختیشون دور؟
تو نمیخوای این قضیه رو ول کنی، مگه نه؟
من فقط سعی دارم کار درست رو انجام بدم
منم همینطور
برو خونه، کلر
تا وقتی هنوز میتونی
نه
کلر!
همه جا دنبالت گشتم
- حالت خوبه؟ - یه پرونده بود. لیلی،
وقتی که، وقتی اُفتاد یه پرونده همراهش بود
کجاست؟
صبر کن، تو هم اون بالا باهاش بودی؟
دیدیش؟
یه مردی بود،
اوم، یه پرستار، کنار جسد دیدمش
به نظر میاومد یه چیزی برداشته
ممکنه یه پرونده بوده باشه
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
شما پریدنش رو دیدید؟
نه
ولی من...
صداش رو شنیدم وقتی داشت میافتاد
من هر روز از مردم میخوام
که درهای پشت بوم رو بسته نگه دارن،
ولی خب معلومه که باید سیگارشون رو بکشن
عجب شب مزخرفی
یه لطفی بهم بکن. میشه بری اونجا
پیش کارآگاه ساموئلز؟ هر چی میدونی بهش بگو
جلوی در میبینمت؟
اوم... ما...
باید حرف بزنیم
باشه، بیا بریم
بیا بریم دفتر من
بیا تو
خب...
بگو چه خبره
فکر میکردم تا الان رفته باشی خونه
من، من با لیلی بودم
و داشتیم درباره یه بیمار تحقیق میکردیم
اوم، آلیس تیلور،
ههمون زنی که جاستین رو کشت
و ما، اوم...
یه پرونده پیدا کردیم که میگفت
اون از بخش ایکس اومده؟
میدونم
- چی؟ - برنامه اسپرینگهیل
برنامه من... همون بخش ایکسه
اوم، ببخشید؟
قیافهت خیلی گیج شده
باشه
چرا تصمیم گرفتی
پرستار بشی؟
من
سوال سادهایه. فقط جواب بده
من پرستار شدم تا به مردم کمک کنم، مثل بقیه
نه نه، نه
یه دلیل شخصیتر هست
یه دلیل عمیقتر
چیه؟
شاهد مرگ مادرم بخاطر سرطان بودم
پس میخوای به مردم کمک کنی از دردی که تو کشیدی دوری کنن
این همون ناامیدیه
درمان سرطانه
ما از چیزی پیشگیری نمیکنیم
تو بیشتر موارد فقط داریم درد رو طولانیتر میکنیم
ولی برنامه اسپرینگهیل در آستانه
یه پیشرفت بزرگه
دیگه سرطانی نخواهیم داشت
دیگه دردی نخواهیم داشت
شما دارید آدمهای بیگناه رو شکنجه میکنید
یه زن الان از شرم خودکشی کرد
شما رنج رو تموم نمیکنید
فقط دارید بیشترش میکنید
کاملاً باهات موافقم
کاری که اینجا میکنیم وحشتناکه
ولی نتیجه نهایی،
خدای من،
ما هزاران نفر رو نجات میدیم
من، تو، ما میتونیم مسئول این باشیم
- تو مریضی. - اوه، بگیر بشین بابا
نه، میایستم
حرفمون تموم نشده
اوه، کار تو تمومه. مردم میفهمن اینجا چه خبره
تو نمیتونی با این قسر در بری!
خفه شو!
تو به هیچکس درباره هیچی نمیگی!
فقط یه سوزن کوچیکه، همین
بس کن! میشه تقلا نکنی؟
آی، درد داره!
آی، جنده!
پشیمون میشی! آه!
کلر؟
خبری از پسرم نشده؟
کجاست؟
حالت خوبه؟
پسرت کجاست؟
- اون، اون تو اتاق عمله. - باشه
- دارن تومورش رو برمیدارن. - تو کدوم اتاق عمله؟
چی شده؟
همینجا بمون. الان برمیگردم
کلر، داری چیکار میکنی؟
تو اتاق عمل شش بهم نیاز دارن
نه، نمیتونی بری اونجا
خب، بستنی مورد علاقهت چیه؟
من بستنی دوست دارم. تو چی؟
آره، منم بستنی دوست دارم، ولی مامانم میتونه بیاد تو؟
خب، رفیق، الان ما اینجا استریل هستیم
ولی قول میدم، به محض اینکه تموم شد، میاد پیشت
باشه، بزن بریم، مرد بزرگ
میخوام برام آروم باشی، باشه؟
- باشه. - خوبه
قبل از اینکه بفهمی تموم شده
وایسید!
- ازش دور شید. - این چیه؟ اینجا چیکار میکنی؟
- دارم میبرمش بیرون. - چی؟
مجبورم نکن بهت آسیب بزنم
- این دیوونگیه. - هر دوتون
همین الان ازش دور شید
گفتم ازش دور شید!
کاری که میگه رو بکن. چی میخوای؟
بهت گفتم، دارم میبرمش بیرون
نمیتونیم بذاریم این کار رو بکنی
میدونم اینجا دارید چیکار میکنید
سعی کنید جلوم رو بگیرید، گلوتون رو میبرم
فقط یه بهونه بهم بدید
هی، اشکال نداره
مامانت منتظرته، باشه؟
- مامانم؟ - آره، بیا از اینجا بریم
دنبالمون نیاید
به حراست زنگ بزن!
حراست به اتاق عمل شش
وای خدا، کلر!
عقب وایسا!
حراست به اتاق عمل شش
- باید برین. - چیکار کردی؟
- پسرت رو دوست داری؟ - چی؟ معلومه که دارم
پس باید همین الان از اینجا بری
- برو و هیچوقت برنگرد. - درمانش چی میشه؟
درمانی وجود نداره. بهت دروغ گفتن
میخواستن بکشنش
برو، برو تا هنوز میتونی
اوناهاش!
برو!
بگیریدش!
برو چپ، برو چپ
اینجوری فرار کردی؟
از قفست اومدی بیرون و...
از کانالها بالا رفتی؟
باید این آدما رو از اینجا ببریم بیرون
کلیدا... کلیدا کجان؟
آهای؟
کسی صدامو میشنوه؟
وای خدا. مالکوم
- کلر! کلر. - مالکوم
چه خبره اینجا؟ ما کجاییم؟
نمیدونم. اینجا چیکار میکنـ...
منو از اینجا بیار بیرون
- چطوری باید... - کمکم کن از اینجا برم بیرون
- کلیدا کجان؟ - نمیدونم
میبرمت بیرون، باشه؟
فقط باید کلیدا رو پیدا کنم و بازش کنم
مواظب باش، کلر! مواظب باش! کلر!
نه! نه!
ولش کن!
نه! کلر! نه!
کلر!
کلر! نه!
[بیمار: کلر مایکلز] [وضعیت فوت شده]
کلر؟ صدامو میشنوی؟
کلر
فکر کنم داره بیدار میشه
آه. بالاخره بیدار شدی
مجبور شدم سه سیسی ورسد بهت تزریق کنم
تا به اندازه کافی آروم بشی
که بتونم بیارمت اینجا
- حس آرومی ندارم. - عه، نه؟
پرستار، سه سیسی دیگه برای هر کدومشون آماده کن
نه، خواهش میکنم
لطفاً، این کار رو نکن
ما رو نکش
من حتی تو رو نمیشناسم
معلومه که نمیکشمتون
چرا باید دو تا نمونه آزمایشی عالی رو هدر بدم؟
نمیتونی هیچی روی ما آزمایش کنی. ما سرطان نداریم
آه. میبینی؟ اونش قابل حله
پرستار. اول، باید خواب باشید
بیخیال مرد، نه. نه، نه، نه، نه
ببین، نکن، من فقط یه نگهبانم
من مهم نیستم. فقط یه نویسنده آماتورم
من از اینجا میرم، دیگه هیچوقت منو نمیبینی
تا نوا اسکوشیای لعنتی هم میرم
- تو نویسندهای؟ - آره
حرف الهامبخش آخری نداری؟
مجبور نیستی این کار رو بکنی
این یه کم کلیشهای نیست؟
قبلاً این رو شنیدم
ولش کن
چشمم رو از دست نمیدم
خیلی ممنون که پرسیدی
چند نفر اون پایینن؟
چند نفر رو بدریخت کردی و تو قفس انداختی؟
اونایی که اون پایین دیدی؟
اونا خوششانسن، درمان شدن
وقتی تبدیلشون میکنی به اون چیزا
اینو به خودت میگی؟
که تو آدم خوبهای؟
من آدم خوبه هستم
اونا با حکم مرگ پیش من اومدن
و به خاطر من سالها زنده موندن
- به عنوان هیولا. - اوه، نه، نه، نه، نه
اونا هیولا نیستن
اونا فرشتهن
دارن با دانش به من برکت میدن
اجازه میدن عوارض جانبی رو مطالعه کنم،
اندامهای خشک و خصومت عمومی
خصومت عارضه جانبی نیست
هدفش توئه، دارن مقاومت میکنن
وای خدا
حس میکنم داره روم تأثیر میذاره
مالکوم، اشکال نداره، همه چی درست میشه، فقط به من نگاه کن
خیلی میترسم
فقط به من نگاه کن
فقط میخوام برم خونه
- پرستار. - نه
نه، نه، بس کن
- بس کن! - یه فرشته دیگه داره میاد
ولش کن!
خب. این باید هر آن کبدت رو درگیر کنه
ای روانی
کل بیمارستان تو این کار دست دارن؟
نه، نه، نه، فقط چند نفر خاص. میتونستی یکیشون باشی
ولی تو قراره یه عمل اورژانسی آپاندیس رو تجربه کنی
و از واکنش نامطلوب
به بیهوشی بمیری
خب، حداقل این چیزیه که بقیه قراره فکرکنن
نه. بس کن
بس کن. نه. بس کن
نه، خواهش میکنم، بس کن!
اگه جای تو بودم آروم میگرفتم
آلیس، چیکار کردی؟
آلیس
آلیس، منم
مگه نمی...
آلیس
بس کن. داری دیوونه بازی درمیاری
آلیس. نه. نه
نه!
ممنون، آلیس
هیچی. از هیچکس چیزی نشنیدیم
و با همه حرف زدیم
داره بیدار میشه
سلام کلر، من کارآگاه ساموئلز هستم
مسئول این تحقیقاتم
حالت اونقدر خوب هست که بتونی حرف بزنی؟
چه اتفاقی اُفتاد؟
دکتر نوستروم کجاست؟
تو رو بیهوش روی تخت عمل بسته پیدا کردیم
متأسفم که باید بهت بگم دکتر نوستروم،
و پرستاری که کمکش میکرد، مردن
مالکوم چی؟ نگهبانه؟
داریم میفرستیمش اون طرف راهرو برای چند تا آزمایش بیشتر،
ببینیم چه کاری میشه کرد
- آلیس چی؟ - کی؟
بیمار
با یه چاقوی جراحی تو راهروها میچرخید که پیداش کردیم
از دستور ما برای انداختنش اطاعت نکرد،
پس تهدید رو از بین بردیم
نه، نه. اون داشت از من محافظت میکرد
دکتر نوستروم، داشت بیمارهای سرطانی رو تبدیل به هیولا میکرد
داری میگی بیمارهای بیشتری مثل اون یکی بودن؟
آره. اونا پایین تو بخش ایکس هستن
هذیون میگه. هیچ بخش ایکسی تو این بیمارستان نیست
نه، هست. بهتون نشون میدم
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
فکر کردم گفتی تهدید رو از بین بردید
بردیم. آوردیمش اینجا
چرا داری کمکشون میکنی؟
دخترم سرطان خون داره و من هر کاری براش میکنم
تو افسر پلیسی
تو باید از مردم محافظت کنی
از نظر من، دقیقاً همین کار رو دارم میکنم
نه. نه
یکی متوجه میشه که من نیستم!
شک دارم. ما سالهاست داریم این کار رو میکنیم
ولم کن
برای بقیه دنیا، تو در حکم مردهای
من دکتر نوستروم رو کشتم
من برنامه رو از بین بردم
این برنامه از هر فرد خاصی بزرگتره
و ما به آزمایش ادامه میدیم تا درمان کامل بشه
تو نفر بعدی هستی
- نه، نه. - باید خوشحال باشی
بالاخره داری یه تغییری ایجاد میکنی
همونطور که همیشه میخواستی
نه، نه
نمیتونی منو اینجا ول کنی. نه، خواهش میکنم
به بخش ایکس خوش اومدی
نه. نه!
نه! نه! نه!
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.