Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org **به مناسبت تــولــد ســلــمـــان خـــــان**
*گـــرداب احــســاســات*
بابا، چاییتون رو نخوردین؟
الان یه ماهـه که اینطوری هستین
نه چیزی میخورید نه چیزی میگین و ساعت ها فقط میشینید و فکر میکنید
چی شده؟ چیزی نیست دخترم-
فقط چند روزه حالم خوب نیست
بابا اینها همهش به خاطر اون نامه است؟ کدوم؟-
کدوم نامه؟ بابا خیلی خوب میدونی دارم درباره کدوم نامه حرف میزنم-
...مدت زیادیـه که
منتظر اون روزم که بتونم همه چیز رو بهت بگم و تو بتونی همه چیز رو بفهمی و درک کنی
و الان وقتش رسیده
وقت این که جواب اون ...هزاران سوالی رو بدم
که توی دلت جمع شده... ولی به زبون نیاوردی
امروز جواب اون سوالها رو میدم قربان-
تلگرافتون
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
عجله کن دخترم باید همین الان از اینجا بریم کجا؟-
وقت سوال کردن نیست زودباش و گرنه دیرمون میشه
!وای خدای من
یه ساعت مونده تا پرواز هواپیما
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم:مبین-ویرایش:سمیرا
چقدر دیگه مونده برسیم؟
پونزده، بیست دقیقه دیگه مونده
توی نامه نوشته بود که خیلی حالش بده
الان حالش چطوره؟
پیش دکتر بردین؟ یا کسی هست که مراقبش باشه؟
اینجا همه روستا مواظبش هستن و ازش مراقبت میکنن
وقتی اومد اینجا فقط توی روستا جا نگرفت
بلکه توی دل همه افراد روستا جا گرفت
با شنیدن خبر مریضی اون مردم زیادی به دیدنش میان
و جلوی درخونهش آروم میایستن و برای سلامتیـش دعا میکنن
دکتر چی گفته قربان دکتر که جوابش کرده-
دو روزه که بیهوشـه و ما ..هم خیلی ازش سوال کردیم
که میخوای به کسی خبر بدیم؟... کسی رو توی این دنیا داری؟
اونم گفت من همه رو دارم
حتی تو رو هم دارم بعدش دوباره بیهوش شد
ما هم فکر کردیم که شاید توی وسایلش آدرسی یا چیزی گیرمون بیاد
وقتی گشتیم چند تا از عکس های شما که توی روزنامه چاپ شده بود پیدا کردیم
و خیلی خوب از خبر های شما که تو روزنامه بود، مراقبت کرده بود
و ما هم فکر کردیم شاید نسبتی باهاشون دارید
به همین خاطر خبرتون کردیم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
گوپال
گوپال چشمات رو باز کن
منم کریشنا، گوپال
گوپال
گوپال، کریشنا
"ای دوست من، قسم به دوستیمون"
"ای دوست من، قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو جدا کنه"
"باز هم ما به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"توی ترس یا توی غم و خوشحالی هم باشه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
"روی لبای توی زیبایی منه"
"توی چشم های من نوری از توئه"
"همه چیز ها نه مال منن نه مال تو"
"هرچیزی باشه مال همهمونـه"
"مردم با دیدن ما حسودی شون میشه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو جدا کنه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
"چه ثروتمندی باشه چه فقیری"
"از روی خوش شانسیـه که ما به هم رسیدیم"
"توی چشم های همه ما یک سوالایم"
"ما مثال جدید دوستی هستیم"
"ما همدیگه رو میخندونیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو جدا کنه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
بابا زمونه عوض شده
زمان شما با الان فرق داره
دخترم، میدونم که بعضی چیزا با گذر زمان تغییر میکنه
ولی این رو هم میدونم که بعضی چیزها هم با گذر زمان اصلا تغییر نمیکنه
این چطور ممکنه؟
دخترم
...گذر زمان، زیرکی روباه
...سرعت کلاغ...
و حس ترس و اضطراب انسان ها رو تونسته تغییر بده؟
نه
اینطوری خیلی چیزها تغییر نمیکنن
بابا میخواین بگین که من دیگه با گوپال و کریشنا نگردم
و دوستیمون رو به هم بزنم
نه من این رو نمیخوام
گوپال و کریشنا جای خودشون خیلی پسرهای خوبی هستن
ولی اونها هم مثل تو دیگه بچه نیستن و بزرگ شدن
و جوونی رویاهای عحیبی به آدم نشون میده
دل یه جوونِ عاشق همونی رو میبینه که میخواد ببینه
گوپال و کریشنا خیلی دوست دارن و خیلی میخوانت
و من از این میترسم که از رفتارهای تو برداشت بد کنن
و رویای تو رو نبینن
بابا شما یه دوستی ساده و صادقانه رو به یه مشکل بزرگ و پیچیده تبدیل کردین
اینقدر حاشیه نرید لطفاً
بگین که باید چیکار کنم؟ دخترم-
این حرف رو مادرت میتونست واضح بهت بگه
من فقط همین رو میگم
که تو زندگی برای رسیدن به هدف
...به یک چیز احتیاج داریم که تصمیمش رو
باید در کنار چیز های دیگه بگیریم....
!نه بینشون
پسرم بیا غذات رو بخور داره سرد میشه
شماها بخورین من گرسنه نیستم
ای بابا، آخه چطوری میشه؟
قبلاً که همهـش میگفتی مامان زود غذا رو حاضر کن خیلی گشنمـه
الان میگی که اصلاً گرسنه نیستم
کی این گرسنگی رو ازت گرفته
فقط بهم بگو کیه و من قطعا میارمش و کاری میکنم تا آخر عمر مال تو بشه
ولی این که خیلی بدجنسیـه
من اسم هر دختری رو بگم و شما به زور میاریدش
کاری میکنین باهام ازدواج کنه
بدون این که نظر اون بیچاره رو بپرسین ببین پسرم-
اگه کسی بعد از دیدن و شناختن تو باز هم ردت کرد بدون که داره واقعا از ته دلش نیست
...چون توی این دور و زمونه دخترا
پسری مثل تو رو توی زندگی که هیچ توی خواب هم به زور میبینن
بیا گوپال، بعد از چند روزه که میای، این مدت کجا بودی؟
چی بگم والا، اینقدر سرم شلوغه که فرصت نمیشه
شغل پیدا کردی نه قربان، کی واسه کار کردن وقت داره-
پس تجارتی چیزی رو شروع کردی؟ الان بهتون میگم که برای تجارت هم وقت ندارم-
از صبح تا شب دنبال کارهام دیگه نمیرسم سراغ تجارت برم
یعنی قراردادی چیزی بستی؟؟ نه قربان-
نه درباره اون کارها حرف نمیزنم درباره اونا حرف میزنم که خودم به سر خودم آوردم
یکی میگه این کار رو بکن، یکی دیگه ...میگه اون کار رو بکن. همین دیروز
...باندا سینگ رو دیدم و بهم گفت
پسرم گوپال بیا اینجا منم گفتم بله داداش-
گفت باهام بیا گفتم کجا داداش-
گفت بیا بریم، بریم یه نگاهی بنداز ببین گاوهمون چرا شیر نمیده
منم با خودم فکر کردم که این چه گاویـه که شیر نمیده
فوراً باهاش رفتم
وقتی رسیدم فهمیدم که داداش مشروب زیاد زده بود
گاوهشون نر بود، حالا شما بگین گاو نر چطوری شیر میده؟
ولی خیلی آدم محترم و خوبیـه
...فوراً یه صد روپیه ای بهم داد و گفت
بگیر برای خودت منم گفتم برای چی داداش من که مشکل شیر رو حل نکردم-
گفت پسرم این رو بهت دادم تا این قضیه رو پیش کسی نگی
دیروز این اتفاق افتاد و امروز فوراً به همه گفتم
...قربان یه چیز دیگه
این قضیه رو به کسی نگین
رادا
!!این چه کاریـه
بدون سرفه ای صدای چیزی میای؟ مگه کسی اینطوری میره تو اتاق دخترا؟
واقعاً؟؟ بیا اینم سرفه
این اهم و اهوم
در هم زدم
و اومدم داخل
حالا بگو؟؟ نمیدونم کی میخوای بزرگ شی-
وقتی که یه بچه خوشگل بیاد تو خونهم منم بزرگ میشم
یعنی بعد از ازدواجـم
مگه کسی دیوونه باشه که با تو ازدواج کنه چرا؟؟-
من چی کم دارم که پسرای دیگه دارن
جوونام، پر انرژیام و خیلی هم بامزهام دیگه دخترا مگه چی میخوان؟
بقیه رو ول کن تو درباره من چی فکر میکنی
فکر میکنم که باید تشریف ببری بیرون، چون میخوام حاضر بشم
گوش بده یه چیزی رو ... میخواستم بهت بگم
گوش کن
یادت نره فردا به کریشنا بگی میری دنبالش
دوستم کاملاً خارجیـه
بدون دعوت هیچجا نمیره
ولی من بدون دعوت هم همه جا میرم، الانم میخوام برم
سلام سلام-
ای بابا
عکس کیه که قایمش کردی؟ عکس یه دختره-
عکس یه دوستـه
دختر ویژهایه؟ دوست خاصیـه؟ آره-
یه دختر و یه دوست خیلی خاصـه
میتونم ببینمش شاید خوشت نیاد-
واسه همین آره شاید-
بشین نه میرم-
در واقع فردا همهمون میریم پیکنیک، اومدم دعوتت کنم
میای؟ آره، حتما میام-
و دوست خاصت رو هم بیار، باشه؟
من فقط به عکسش نزدیک شدم
دعا کن که به خودش هم نزدیک بشم برات آرزوی موفقیت میکنم-
خداحافظ
خداحافظ
"من عاشق اینم"
"از عشقش دیوونه شدم"
"من عاشقشم و از عشقش دیوونه شدم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"من عاشق اینم"
"از عشقش دیوونه شدم"
"من عاشقشم و از عشقش دیوونه شدم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"توی دلم چهره زیبای اینه"
"قسمتی از زندگیمه"
"عشقش رو با ضربان قلبم حس میکنم"
"واسه اینکه دلم دیوونهست"
"بدون این زندگی کردن سخته"
"اگه بخواد جونم رو هم براش میدم"
"جونم رو هم میدم"
"من عاشق اینم"
"از عشقش دیوونه شدم"
"من عاشقشم و از عشقش دیوونه شدم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
من وقتی ماه رو میبینم" "هوش و حواس از سرم میپره
تو قطعاً به عشقم میگی که" "هیچکس زیباتر از تو نیست
"با دیدنش نمیتونستم ازش چشم بردارم"
"با دیدنش زندگیم بهتر شد"
"هرجا رو که نگاه کنم اون رو میبینم"
"من عاشق اینم"
"از عشقش دیوونه شدم"
"من عاشقشم و از عشقش دیوونه شدم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"ای دوستم بیا به زندگیم"
"بیا، بیا من عاشقتم"
"این رو اقرار میکنم"
"بیا بیا بیا" آقا-
داداش چیه؟-
نه، نه، نه نه چی؟-
اینطوری نایست چرا مگه این خیابون توئه یا این پاهای توئه-
دارم میگم اینطوری نایست مگه تو کی هستی؟؟-
پلیسی، نگهبانی، سرایداری؟؟؟ چی هستی؟؟
اینطوری وایسی تو دردسر میوفتی چه دردسری؟؟-
پاهای خودمـه و میل خودمـه هرجور که بخوام وایمیستم
مشکل بزرگی برات پیش میاد چه مشکلی بگو؟؟؟-
بگم؟ آره بگو-
باشه میگم
بگم دیگه؟ بگو-
الان بگم؟؟ بگو دیگه-
سگ محله میاد
و اینطوری روت میشاشه و شلوارت خراب میشه
برو گمشو داداش فرار کن-
!!ای وای سگ به این بزرگی اینکه تیکه تیکهـم میکنه
گوپال
گوپال
گوپال چی شده؟
کسی هست؟ وای خدای من
چیکار کنم؟؟ گوپال لطفاً چشمات رو باز کن
گوپال چت شد؟؟
بدنـم بی حس شده بود
دست هام افتاده بود
دست هام از کار افتاده بودن
بدنم فلج شده بود
دست و پام تو یه ثانیه بی حس شد
مرگم اتفاق افتاد همه چیز ساکت بود
بهم توی تو اون دنیا خوش آمد گفتن
"ولی تو صدام زدی و من هم اومدم"
"جونم رو هم آوردم"
من اصلاً از این شوخی ها خوشم نمیاد،دیگه از این شوخی ها با من نکن
خیلی ترسیده بودم
فکر میکردم که یهویی چه اتفاقی برات افتاد اگه اتفاقی هم برام افتاد-
اصلا نترس
فقط با عشق این رو بگو نه گوپال من رو تنها نذار
و من هرکجا که باشم میام پیشت گوپال-
الان دیگه بچه نیستی، بزرگ شدی
وقتشـه که این مسخره بازی ها رو بذاری کنار
و با جدیت به زندگیت فکر کنی
امروز نباشه قطعاً فردا
باید به غیر از خودت مسئولیت یه نفر دیگه رو توی زندگیت قبول کنی، فهمیدی؟
فهمیدم
کاملاً فهمیدم که منظورت چیه و چی میخوای بگی
خوبه
من امروز خیلی جدی درباره زندگی خودم و خودت فکر میکنم
پسرم این رادا چطور دختریـه؟
جوری داری میپرسین که آدم فکر میکنه اصلاً نمیشناسیش
من فقط همین رو میدونم که اون خوشگلـه تحصیل کردهست و از خانواده بزرگیـه
از کجا بدونم که اخلاقش چطوریـه
اخلاقش خیلی خوبه
خیلی ازش خوشت میاد و خیلی خوشحالت میکنه
منظورم اینه که عروس هر خونهای بشه همهشون رو شاد میکنه
وقتی رادا اینقدر دختر خوبیه چرا عروس خونه ما نشه؟؟
ولی چرا امروز اینا رو میپرسید؟ ...چون این خونه-
بیشتر از عکسش به خودش احتیاج داره...
مامان
در واقع میخواستم این رو قبلا ..بهتون بگم ولی به این خاطر نگفتم
چون نمیدونم نظر اون درباره من چیه
و برام سخته که ازش بپرسم
یا شاید از این که ردم کنه میترسم
ببین پسرم، یه چیز رو به یاد داشته باش
دختر جوون یه مسئولیت خیلی بزرگ روی شونههای پدر و مادرشـه
و خیلی زود میخوان دخترشون به یه خونه خیلی خوب بره
شاید پدر اون هم عجله داشته باشه
رادا خانم چی گفتی؟؟-
رادا خانم
عقلت رو از دست دادی، رادا خانم چیه؟ میدونی اینطوریـه که-
تا حالا با من به دقت نگاه کردی هر روز نگاهت میکنم-
نه اینطوری نه با دقت
بیا، با دقت هم نگاه کردم حالا بگو چیه؟
فرقی توی من ندیدی؟ نه-
ای بابا چی داری میگی رادا خانم
چه بدنی داشتم تک تک عضله هام زده بودن بیرون
وقتی میرفتم بیرون مردم چشمم میزدن
و شما میدونی که من میتونم از تیزی شمشیر رد بشم ولی نمیتونی از چشم بد دور بشی-
به خاطر همینه الان بدنم خالی خالی شده
بپرس چطوری؟ بپرسم؟ باشه میپرسم-
چطوری؟
بخاطر نگرانی و غصه و این چیزا
نگرانی و غم و غصه چی؟؟
...رادا خانم میدونی که اگه توی خونه
یه دختر جوون که وقت ازدواجش رسیده باشه، همه نگرانان
خونه کی و کدوم دختر که نگرانشی؟؟
شما و پدرتون من رو از خودتون نمیدونین؟؟
مگه اون خونه، خونه منم نیست؟؟
ما از خودمون میدونیمت و خونه ما خونه توام هست
خب دارم درباره خونه شما حرف میزنم
و شما اون دختری هستی که نگران ازدواجشام
شما چی فکر میکنی که من نگران نیستم؟ خیلی هم نگرانام
و شما هم فکری برای ازدواجت بکن و گرنه وضعمون بدتر میشه
اگه کاری نکنی من میمیرم، فهمیدی؟؟
منم به فکر ازدواجمم ولی باید یه پسر خوب گیرمون بیاد
من رو ببخشید خانم ولی من فکر میکنم شما نزدیکتون رو نمیتونین خوب ببینین
شما باید یه عینک نزدیک بین بخرید
فاصله بین من و شما چقدره؟؟
یه متر
پس یه عینک نزدیک بین یه متری بخر
دیگه تمام مشکلاتت حل میشه
چون توی فاصله یه متری تون یه پسر خوشتیپ و بامزه میبینین
متوجه هستین که چی میگم؟ کاملاً متوجهام-
شما لازم نیست نگران من باشین
از سر راهم برو کنار و خداحافظ
عزیزم داری کجا میری
مگه میشه کسی اینقدر مغرور باشه؟" "ای خانوم عزیز و شاد و بامزه
"یه همچین عاشقی هیچ جای دیگه پیدا نمیشه"
هرجا بری زندگیم همونجاست" "یادم همیشه آزارت میده
هرجا بری زندگیم همونجاست" "یادم همیشه آزارت میده
توی تنهایی هم آرامش ندارم" "و یاد من همیشه آزارت میده
"همه باد و آب و کائنات من رو همراهی میکنن"
توی بازار و شهر و خیابون" "ها درباره ما حرف میزنن
"همه باد و آب و کائنات من رو همراهی میکنن"
توی بازار و شهر و خیابون" "ها درباره ما حرف میزنن
"از صبح تا شب درباره عشق حرف میزنیم"
"و اسم ما رو لب های همهست"
"چطوری به دلم بفهمونم"
"یادم همیشه خیلی اذیتت میکنه"
هرجا بری زندگیم همونجاست" "یادم همیشه آزارت میده
اینطوری با عجله نرو و" "یه کم انصاف داشته باش
"دل بیتابم میگه که عاشقم شو"
اینطوری با عجله نرو و" "یه کم انصاف داشته باش
"دل بیتابم میگه که عاشقم شو"
"همهجا بهم ریخته و آرزو های من هم بینشونه"
"عصبانیت رو ول کن و بگو دوستم داری"
"یه روز میای که من رو مال خودت کنی"
"یادم همیشه خیلی اذیتت میکنه"
هرجا بری زندگیم همونجاست" "یادم همیشه آزارت میده
رادای عزیزم
من همیشه فکر میکردم شکستن رابطه و پیوند زدن یه رابطه سخته
ولی الان فهمیدم عوض کردن رابطه خیلی سخت تره
من میخوام این رابطه دوستی بچگیمون رو به عشق تبدیل کنم
کریشنا بیا بشین باید یه چیز خیلی مهم بهت بگم
منم باید یه چیزی بهت بگم ولی اول تو بگو چی شده؟
ببین من عاشق رادام و میخوام باهاش ازدواج کنم
و به جزء تو کی رو دارم که بره با جناب رای حرف بزنه
خودم هم بلد نیستم حرف بزنم و تحصیل کرده هم نیستم پس باید تو رو ببرم
بیا دیگه، چرا اینقدر ناراحتی؟
به خاطر این نگرانم که الان یادم اومد یه نامه رو جای اشتباهی گذاشتم
باید همین الان برم اونجا
من دارم حرف به این مهمی میزنم تو درباره نامهـت حرف میزنی
نگران نباش کار تو رو هم انجام میدم
یادت نره، مسئله زندگی من و راداست
یادت نره موفق باشی
وای چه سوپرایزی، بیا تو خیلی ممنون-
واسه یه کار خیلی مهم اومدم بیرون و خیلی تشنهـم شد، واسه همین اومدم اینجا
یه لیوان آب بهم میدی راحت بشین الان برات میارم-
باشه دیگه من میرم اینقدر زود،یه کم دیگه بمون-
یه روز دیگه میام امروز یکی منتظرمـه
مواظب اونی هم باشین که هروز انتظارتون رو میکشه
و هروقت تشنهتون شد بیاین
با دیدن شما من هم تشنگیـم رفع میشه
انگار یادش رفته نامهـش رو بذاره
کریشنا چرا اینقدر دیر اومدی؟ دیر نیومدم-
ده دقیقهای اومدم از اون کسی که منتظرت بوده بپرس-
که اون ده دقیقه چطوری گذشته
بگو با جناب رای حرف زدی؟؟؟ همه چیز خوبه؟
جناب رای خونه نبود پس با رادا حرف میزدی-
رادا رو هم پیدا نکردم منظورم اینه اونم خونه نبود
امروز نباشه فردا من که از بچگی منتظرم
یه روز دیگه هم روش
ولی دوست عزیزم فردا حتماً برو باهاشون حرف بزن
بریم
جناب رای، گوپال خیلی پسر خوبیه
میدونم گوپال خیلی پسر خوبیه
اینقدر خوبه که میشه از خوبیش مثال زد
ولی اون شغلش چیه؟؟ هیچی
کریشنا من از اون آدم ها نیستم که بپرسم پدرش کی بوده؟
مادرش کی بود؟ از کدوم خانوادهاس؟؟
متعلق به کدوم خونهست؟؟
ولی به عنوان یه پدر اینقدر حق دارم که بپرسم
که خودش چکارهست و کیه؟؟
پسرم
برای ازدواج و تشکیل خانواده قبل از همه یه خونه احتیاجـه
و اون خونه با عشق نه بلکه با پول میاد
اگه اون دخترم رو دوست داره من هم بیشتر از اون دختر خودم رو دوست دارم
برو بهش بگو که من مشکلی ندارم
اگه میخواد از دخترم خواستگاری کنه پس بهش بگو
پایین تر از من نباشه و بلکه بالاتر از من وایسته و ازش خواستگاری کنه
اون چیزایی رو که گفته همهش درسته
من که میگم این از اصالت و نجابت ایشونه که فقط پرسیده من شغلم چیه؟
اون نپرسیده که من کی هستم
مال کدوم خانوادهام؟ پدرم کی بود و من پسر کیام؟؟
و بعد چه جوابی دارم که بفرستی
ولی جداً از همه اینها ایشون خیلی به من لطف و محبت کردن
اگه من یه ذره قدر این محبت ها رو بدونم و جبرانش کنم بعدش لیاقت دخترش رو دارم
من قول میدم و قسم میخورم
که جناب رای و رادا رو تا وقتی که از نظر اونها لیاقتشون رو داشته باشم، نبینم
که بتونم با اون ها برابر باشم و از رادا خواستگاری کنم
فردا صبح میرم و تا وقتی که برای خودم کسی نشم
برنمیگردم
دوست عزیزم من دیگه میرم
مواظب خودت و رادا باش
دعا کن که خیلی زود موفق بشم و برگردم پیشتون
و اگه موفق نشدم، مجازات من اینه که از شما دور باشم
و با عشقتون زندگی کنم
تو قطعاً موفق میشی و برمیگردی
دعا من باهاتـه و خدا همراهتـه
"تو از من جدا میشی"
"ولی دوستیمون جدا نمیشه"
"دوستیمون بیشتر میشه"
"و تو رو نزدیک قلبم میاره"
"چی شد که قراره جدا بشیم"
"ولی بازهم به دوستیمون وفاداریم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو از هم جدا کنه"
"بازهم ما به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستی با تو پایبندم"
کجا رفت؟؟
...این رو نگفت...ولی گفت که
میرم یه جای دیگه و شانسم رو امتحان میکنم
و تا آدم بزرگی نشم برنمیگردم
!وای خدای من
این چه کاری بود کرد ...کاش قبل از رفتنش
میومد به دیدنم و بهم میگفت بعد میرفت
الان چطوری حرف دلم رو بهش بگم
کاش قبل از رفتن میتونستم بهش بگم
چیزی رو که این همه سالـه میخوام بهش بگم
نمیدونم که باز هم فرصت میشه که بهش بگم یا نه
رادا این وقت؟؟ چی شده؟؟ خیلی ناراحت به نظر میرسی
آره خیلی ناراحتام
نمیدونم باید چیکار کنم
وقتی نمیدونی باید چیکار کنی، پس نباید هیچ کاری بکنی، خیلی سادهست
شوخی نکن گیتا من امروز خیلی جدیام
نمیدونم امروز چرا احساس میکنم که قراره یه طوفان بزرگ به زندگیم بیاد
به هرحال این روزها اخبار هواشناسی همیشه غلط از آب درمیاد
نگران نباش هیچ طوفانی نمیاد
هوا خیلی خوب میشه گیتا لطفا گوش که به حرفی که میخوام بزنم-
باشه بگو
امروز گوپال به جای خیلی دوری رفت
برای یه چیزی شدن توی زندگی و پول درآوردن و آدم بزرگی شدن
این که خیلی خوبه میدونم که خیلی خوبه-
ولی رفته این کارها رو برای من بکنه
الان تو بگو من چیکار کنم
برو به کریشنا بگو که دوستش داری
و گوپال رو فقط دوست خودت میدونی
نه، نمیتونم به کریشنا بگم که دوستش دارم چرا نمیتونی؟؟؟-
چرا خجالت میکشی؟؟
مگه نمیگن پسرها و دخترها برابرن ولی دخترها حق ندارن احساساتشون رو بیان کنن؟
برو به کریشنا بگو که عاشقشی من نمیتونم بهش بگم-
ولی چرا نمیتونی بگی؟
چون کریشنا اومده بود پیش بابام تا من رو برای گوپال خواستگاری کنه
کریشنا اومده بود از تو برای گوپال خواستگاری کنه؟؟؟
آره
!!وای خدای من
رادای عزیزم، من نتونستم قبل رفتن ببینمت. من رو ببخش
و به خاطر این نمیتونستم نامه هم بنویسم چون اینقدر دنبال کار بودم وقتم میگذشت
الان همراه کار هم یه انسان و یه دوست خوب هم پیدا کردم
که من رو برادر کوچیک خودش میدونه
توی یه اتفاق عجیب با این غریبه آشنا شدم
من اینجا توی یه بار کار میکردم
یه شب دیر وقت این غریبه اومد و ازم مشروب خواست و منم گفتم
ببخشید آقا بار بسته شده
بسته شده پس بازش کن
ببخشید قربان من اجازه همچین کاری رو ندارم متاسفم
من هم بهت دستور میدم و هم کلید قفل رو
ده هزار تاست
قربان نمیدونم که شما توی زندگی با چه نوع آدم هایی روبهرو شدین
یا چه تجربیاتی دارین ولی توی دنیا آدم هایی هم هستن
که با پول که هیچی با هیچ چیز دیگه نمیتونین بخرینشون
این که چیزی نیست اگه ده میلیون یا ده میلیارد روپیه هم جلو میذاشتین
من باز هم میگفتم که ببخشید قربان، بار بسته شده
مواظب پولتون باشید یه وقت هایی توی زندگی خیلی بهش احتیاج پیدا میکنین
و پول درآوردن شرافتمندانه خیلی سخته
من خیلی خوب این رو احساس میکنم
ببخشید قربان، بار بسته شده
این نامه رو برای کریشنا هم نوشتم
اون روز اون غریبه رفت و فرداش دوباره برگشت
و توی شرکتش یه کار خیلی خوب بهم داد
بعد از مدتی همدیگه رو درک کردیم
و خیلی به هم نزدیک شدیم
داداش موهان توی این دنیا خیلی تنها بود
قربان
قربان من خیلی از کارم راضیام دیگه چه احتیاجی به این شراکت هست
شما چه کارهایی برای من که نکردین
گوپال من هم مثل تو اصلاً علاقهای به پول نداشتم
روز و شب فقط به خاطر این کار میکردم
که بیکار بودن نتونه احساس تنهایی بهم بده
وقتی بیکار مینشستم احساس تنهایی خیلی بهم دست میداد
و وقتی کار میکردم فکر میکردم اینها برای کیه؟؟
دوستی و بودن با تو اون دو تا احساس رو ازم گرفته
نه توی بیکاری احساس تنهایی میکنم
و نه وقت کار کردن این احساس رو دارم که همه این کارها برای کیه؟؟
چند روز دیگه برای کاری میرم حیدرآباد
وقتی برگشتم باز هم نامه میفرستم، مواظب خودت و رادا باش
از طرف دوست همیشگیـت، گوپال
بیا رادا
داشتم درباره تو فکر میکردم خوبه حداقل فکر کردن درباره من رو شروع کردی-
خیلی ممنون نه اینطوری نیست رادا-
نامه گوپال به دستم رسید برای همین یادت افتادم
نامه برای من هم فرستاد، اومدم درباره همین باهات صحبت کنم
این چه شوخی و مسخره بازیه؟ شماها خودتون برای زندگی و علاقه من تصمیم گرفتین
مگه من حق تصمیم گرفتن درباره زندگی و علایقم رو ندارم؟
منظورت رو نمیفهمم ... منظورم اینه که-
که من هیچوقت عاشق گوپال نبودم
من فقط یه دوست خوب میدونمش ..ولی گوپال فکر میکنه که-
تو عاشقشی، واقعیت رو بگم... من هم فکر میکردم اینطوریـه
پدرم درست میگفت که دل ...عاشق اون چیزی رو میبینه که
میخواد ببینه...
من دلم نمیخواد این رو بگم ولی حتماً میگم تا که سوءتفاهم ها رفع بشه
من فقط تو رو دوست دارم
عاشقت بودم و برای همیشه هم عاشقت میمونم
و این که تو من رو دوست داری همین الان با آره یا نه بهم جوب بده
رادا من تو رو دوست دارم، دوست داشتم و همیشه هم دوست خواهم داشت
پس چرا این همه وقت بهم نگفتی
این همه مدت چرا ساکت بودی
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
الان هیچکس نمیدونه که" "من تو رو مال خودم کردم
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"میترسم که از ضربان قلبم همه دنیا بفهمن"
شاید کسی صورتش رو مخفی کنه ولی" "هیچوقت نمیتونه عشقش رو مخفی کنه
"میترسم که از ضربان قلبم همه دنیا بفهمن"
شاید کسی صورتش رو مخفی کنه ولی" "هیچوقت نمیتونه عشقش رو مخفی کنه
"من عشقم رو مدت زیادیه توی دلم مخفی کردم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"تو رو توی پلک زدنهام و ضربان قلبم مخفی میکنم"
"توی خواب و توی خاطره ها هم تو رو جا میدم"
"تو رو توی پلک زدنهام و ضربان قلبم مخفی میکنم"
"توی خواب و توی خاطره ها هم تو رو جا میدم"
برمیگردم به همونجا که از" "وقتی دیدمت ازت محافظت کردم
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
الان هیچکس نمیدونه که" "من تو رو مال خودم کردم
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
"من تو رو با سکوت توی دلم جا دادم"
آفرین دوست عزیرم، آفرین
اگه دوستی مثل تو توی این دنیا باشه دیگه چه احتیاجی به دشمنـه
من توی این دنیا فقط یه آرزو داشتم که آخرت عشق و دوستی رو ببینم
و تو الان آخرت خیانت و فریبکاری و دروغ رو بهم نشون دادی
قبل از این که بهم تهمت بزنی به حرفم گوش بده
اسمم رو به روی اون زبون کثیفت نیار و گرنه میکُشمت
خواهشمندیم که مسافران محترم مقصد حیدرآباد برای سوار شدن اقدام کنن
قربان، آقا صداتون میزنه یه کار خیلی مهم دارن
ولی الان وقت پروازم رسیده
خیلی نگران به نظر میرسی؟ چی شده؟ همه چیز خوبه؟؟
چی شده؟؟ یه چیزی بگو
اون هواپیمایی که گوپال باهاش سفر کرده سقوط کرد
...ولی ممکنه که اون کاش همینطوری بود-
ولی توی لیست کشته شده ها اسم گوپال هم هست
!!!نه
من یه روز به گوپال گفتم که پسرم
تو همیشه درباره مادرت سوال میکنی
ولی تا حالا از پدرت نپرسیدی
اون پدری که اینقدر تو و مادرت رو ناراحت کرده
...اون با خنده گفت، عمو
دل من از محبت های مادرم اینقدر از عشق پر شده
که جایی برای متنفر بودن از کسی داخلش نمونده
اون خیلی به مادرش رفته
ولی اون هم رفت
پسرم، ما همه به محبت و عشق اون بدهکاریم
که هیچوقت نمیتونیم جبرانش کنیم
من هر وقت بهش میگفتم که گوپال درس بخون و آدم بزرگی شو
اونم میگفت اگه کریشنا آدم بزرگی شده فکر کن که من هم آدم بزرگی شدم
من و کریشنا از هم جدا نیستیم
پسرم الان دیگه نه برای خودت برای اون باید آدم خیلی بزرگی بشی
من میرم جناب کورانا و بهتون قول میدم
که هم رویاهاش رو به حقیقت تبدیل میکنم
رادا
من میدونم با رفتن گوپال زندگی همهمون خالی و بی هدف شده
ولی به این فکر کن که گوپال چطوری زندگی کرد
همه درد و غم ها رو توی دلش جمع میکرد ولی چی به این دنیا داد
فقط شادی و خوشحالی داد
تو خیلی خوب میدونی که گوپال میخواست چی رو ببینه
میخواست توی زندگی من فقط موفقیت ببینه و تو زندگی تو فقط خوشحالی و شادی
رادا ما هم باید غم هامون رو توی دلمون جمع کنیم و این آرزوی گوپال رو برآورده کنیم
آره
بریم
چی بهم میدی اگه بهت بگم که چی خواستی و برای کی خواستی
اگه بگی من واقعاً قبولت میکنم
اول این که تو هیچ چیزی واسه خودت نخواستی، درسته؟ درسته-
و هر چیزی هم خواستی برای کریشنا خواستی، درسته؟ کاملاً درسته-
من برای کار و موفقیت کریشنا دعا کردم
ولی تو از کجا فهمیدی؟ خیلی سادهست-
وقتی آدم چیزی برای خودش میخواد توی چهره و وجودش یه نگرانی و ناراحتی دیده میشه
ولی وقتی برای دیگران میخواد توی چهره و وجودش آرامش دیده میشه
من اون آرامش رو تو چهرهـت دیدم و فهمیدم چی درخواست کردی
بریم
ببین کریشنا داره میاد باهاش حرف نزن باشه؟؟
سلام سلام-
امروز بعد از مدت ها اومدم یه خبر خوب بهت بدم
اگه خبر خوب اینه که توی امتحانی چیزی قبول شدی
این نتیجه عقل و هوش ذکاوتت نیست
همهـش به خاطر دعاهای اینه
آقای کریشنا اگه شما یه کم عقل و مغز داشتی
قبلاً میفهمیدی که دوستم چقدر میخوادت
و چی دربارهـت فکر میکنه آقای کریشنا
بعضی از حرف ها هست که نباید گفت آدم خودش باید متوجه بشه
همینطوری که الان من فهمیدم که شما میخواین من تنهاتون بذارم
ولی جرات ندارین بگین نه اینطوری نیست-
اینطوریـه و شماها هم خیلی خوب میدونین
واسه همین من میرم، خداحافظ
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم:مبین-ویرایش:سمیرا
"عشق ما خیلی عمیقـه"
اگر از تو جدا بشم میمیرم" "و دیگه نمیتونم زندگی کنم
"عشق ما خیلی عمیقـه"
میمیرم و دیگه نمیتونم زندگی کنم" "میمیرم و دیگه نمیتونم زندگی کنم
"اگه ازت جدا بشم"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
توی سینهـم قلبه، توی قلبم ضربانه" "و تو در ضربان قلبم وجود داری
توی سینهؤـم قلبه، توی قلبم ضربانه" "و تو در ضربان قلبم وجود داری
بعد از این همه روز انتظار" "بالاخره تو رو به دست آوردم
"الان دیگه دلم کاملاً دراختیار توئه"
"الان کاملاً در اختیار توئه"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
ای دوستم ببین که سرنوشت" "چه رونقی به زندگیم آورده
ای دوستم ببین که سرنوشت" "چه رونقی به زندگیم آورده
"بالاخره وقت دیدارم با اون زیبا رو رسید"
"دوری ها رو از بین ببر و بیا بغلم کن"
"بیا و بغم کن"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
"شب و روز چشم های من تو رو میبینه"
"شب و روز چشم های من تو رو میبینه"
"بدون تو دلم چیکار کنه، تو آرامش منی"
من قسم خوردم که عشقم" "نسبت به تو هیچوقت کم نشه
"قسم خوردم"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
"عشق ما خیلی عمیقـه"
میمیرم و دیگه نمیتونم زندگی کنم" "میمیرم و دیگه نمیتونم زندگی کنم
"اگه ازت جدا بشم"
"عشق ما "
"عشق ما خیلی عمیقـه"
از بهشت اومدم تا سورپرایزتون کنم
گوپال تویی؟ گوپال نه-
مرحوم گوپال، خدا به روحم آرامش بده
انشالله آرامشم غریق رحمت باشه ببخشید روحم غریق آرامش باشه
یه جوری وایسادین انگار واقعا روح دیدین
دست بزنین یا بغلم کنین
من همون دوستتم که برای بغل کردنت با مرگ دست و پنجه نرم کردم
بیا دیگه
برای دیدن تون کلی انتظار میکشیدم
آقا
آقا گفتم بهتون که بذارین من در رو باز کنم اون وقت خوش میگذره
دو تاشون از ترس خشکشون زده بود، جوری ...بودن که اگه مینداختیشون توی باغچه
تموم عمرشون ثابت وایمیستادن...
ای بابا، بخندین داد بزنین و بگین که
با اومدن من چقدر خوشحال شدین؟
ولی گوپال چرا اینقدر دیر اومدی؟
ببین قربان با اومدنم اصلاً خوشحال نشدن
ولی اعتراضهاشون درباره این که چرا دیر اومدم شروع شد
دیوونه مگه من بهت نگفته بودم که
لیاقت رادا رو نداشته باشم برنمیگردم
و پیدا کردن لیاقت رادا یه کم تلاش زیادی میخواست
دفعه بعد بهتون میگم
بگو این اتفاق ها چطور افتاد؟ باشه میگم قربان-
که این اتفاق ها چطور افتاد
اون روز که میخواستم برم حیدرآباد
قربان، آقا صداتون میزنه یه کار خیلی مهم دارن
ولی الان هواپیمام پرواز میکنه
سلام قربان سلام-
گوپال من برای یه کار مهم باید برم ولی بلیط گیرم نیومد گفتم با بلیط تو برم
باشه قربان، هرجور مایلید
یه بغل بده داداش
یه ضرب المثل یادم اومد
وقتی کسی رو میبینی جوری باش که انگار اولین باره میبینیش
و اگه رفت جوری باش که انگار آخرین باره که میبینش
مواظب خودت باش
آقا، همه اتفاق ها اینطوری افتاد
موهان یه آدم خیلی عجیب و غریب بود
اون نه تنها همه چیزش رو بهم داد ...بلکه بلیط مرگم رو هم
با خودش برد...
هر اتفاقی افتاده به خواست خدا بوده یه روز بالاخره همه باید برن
ولی چی از این بهتر که کسی همه چیزش رو به یه نفر دیگه بسپاره و بره
بیا بریم غذا بخوریم
امروز من رو ببخشین من امروز با دکتر غذا میخورم
من فردا حتماً میام و یه حرف مهم هم دارم که باید بهتون بگم
خدانگهدار
عمو دکتر
وای گوپال پسرم
من زندهام و کاملاً واقعیام باید تموم زندگیم خوب نگاهت کنم-
راحت باش گوپال
چرا نگرانی؟ مشکل چیه؟؟
آقا، مشکل خیلی بزرگیـه
نمیدونم اون چیزی رو که میخوام بهتون بگم رو چطوری بگم
شما میدونید که من زیاد تحصیل کرده نیستم
واسه همین نمیدونم باید این رو چطوری بگم؟
میترسم که اگه یه کلمه اشتباه بگم تموم حرفم رو اشتباه متوجه بشین
ولی چی میخوای بگی؟؟ بگو
بگم؟؟ آره بگو-
شجاعت به خرج بدم و بگم؟ آره بگو-
نه آقا اینقدرا هم آسون نیست چی آسون نیست؟-
اون چیزی رو که میخوام بهتون بگم چی رو میخوای بگی؟؟؟-
ولی نمیتونم بگمش نمیتونی پس ولش کن-
نه آقا این کار رو نکنین مسئله زندگیم وسطـه
پس بگو آقا من میخوام بدونم-
شما وقتی برای خواستگاری رفتین پیش پدرزنتون چی گفتین و چطوری گفتین؟؟
اینقدر لفتش دادی این رو بپرسی خیلی از اون وقت گذشته یادم نیست
به یاد بیارین لطفا من رفتم روبهروش نشستم و-
چطوری نشستین؟راحت نشستین یا اینطوری مثل من؟ خیلی راحت نشستم-
خیلی کار سختیه آقا بعدش چی گفتین
گفتم که من عاشق دخترتونم و میخوام باهاش ازدواج کنم
واسه همین اومدم از شما اجازه بگیرم همه اینا رو با یه نفس گفتین-
چه شجاعتی دارین بعد اون گفت که پسرم تو خیلی پسر خوبی هستی-
من از بچگی میشناسمت، اگه کاملا هم دوست داره پس من چه اعتراضی میتونم بکنم
اینا رو همینطوری مستقیم گفتین یا آبی چیزی خوردین
نه یه کم آب خوردم چون گلوم خشک شده بود
آقا منم یه کم آب بخورم
قربان من عاشق رادام و میخوام باهاش ازدواج کنم واسه همین اومدم ازتون اجازه بگیرم
تو خیلی پسر خوبی هستی و من از بچگی میشناسمت، اگه رادا هم تو رو میخواد
پس من هم خیلی از این ازدواج خوشحال میشم خیلی ممنون آقا-
ببین
برای چی من رو همچین جای خالی آوردی؟
این جای خالی خیلی زود با شادیهامون پر میشه
رادا من بهترین خونه این شهر رو برات خریدم
برای من؟؟ آره برای تو و برای من درواقع برای ما-
ما که از هم جدا نیستیم این پذیراییمون میشه-
این ناهارخوریمون میشه اتاق خواب هم
این اتاق خوابمونه
اونجایی که همه رویاهامون به حقیقت میپیونده من چطوری تا عروسیمون صبر کنم
رادا
رادا؟؟ این وقت چطوری اومدی اینجا؟
چی شده؟؟ کریشنا-
دیگه داره دیر میشه
ولی باز هم یه کم وقت هست چی شده؟؟-
امروز گوپال من رو برد و خونهـش رو نشونم داد
اون خونه رو برای من خریده
اون دوستم داره و عاشقمـه
ولی همه این ها برخلاف میل و نظر منه
اون من رو همسر خودش دونسته
خب بعدش؟؟
تو چیکار کردی؟
چی گفتی؟؟ چی باید میگفتم-
چی کار باید میکردم
اون کسی که امید و آرزو داره خلاص شدن از دستشون ناممکنه
فقط میتونه بمیره
کریشنا یه کاری بکن
وگرنه من دیوونه میشم میمیرم، لطفاً یه کاری بکن
دیگه نمیتونم تحمل کنم
رادا
تو برو خونه من فردا میبینمش و باهاش حرف میزنم
چی بهش میگی؟؟
همه چیز رو بهش میگم
ای خدا
چرا این کار رو با من کردی من رو قاتل دوستم کردی
اون دوستی که برای دوستش که هیچی برای دشمنش هم میتونه جون بده
پسرم، گوپال فقط دوستت نیست
برادر ناتنیـته
پسرم
به غیر از من فقط تو این راز رو میدونی پس پیش خودت نگهشدار
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
دونسته یا ندونسته از خانواده تو به گوپال فقط غم و غصه رسیده
باید این غصه ها رو با شادی و خوشحالی براش جبران کنی
دعای من پشت سر هردوتونـه امیدوارم خدا دوستیتون رو سالم نگه داره
"زندگی شب های سیاه رو بهم داده"
"یه طرف دوستمه و یه طرف دیگه عشقم"
"اون اگر ازم ناراحت بشه"
"زندگی برام یه مجازات میشه"
"اگه از دل و روح هم بریم بیرون"
"بازهم به دوستیمون پایبندیم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو از هم جدا کنه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستیم با تو پایبندم"
باشه
من رو صدا زدین؟؟ بیا بشین دخترم-
امروز میخوام یه خبر خوب بهت بدم
این خبر رو پدر و مادرهای خوشبخت یا میشنون یا به دخترشون میدن
این وقت توی زندگی من بعد از سال ها اومده
و فکر کن که آخرین مسئولیت زندگیم هم تموم شد
چند سال پیش کریشنا اومد از من تو رو برای گوپال خواستگاری کرد
من گفتم من هیچ اعتراضی نداره ولی اگه اون دخترم رو میخواد
نباید سطحش از من پایین تر باشه بلکه باید بالاتر از ما باشه تا خواستگاری کنه
اون اون روز شهر رو ول کرد و رفت ولی بعد از این همه مدت واقعاً یه کسی شد
من خیلی از ارادهش خوشم اومد
و امروز وقتی اومده بود خواستگاریت
نمیدونی حدس بزنی که چقدر خوشحال بودم
بابا من نمیتونم ازدواج کنم چرا؟؟ چرانمیتونی؟؟
چی شده؟ گوپال چه مشکلی داره؟ گوپال مشکلی نداره-
اون یه انسان و یه دوست خیلی خوبه
ولی من دوستش ندارم
کریشنا با گوپال حرف زدی؟؟ بهش گفتی که ما عاشق همدیگهایم و میخوایم با هم ازدواج کنیم
نه
نتونستم بهش بگم و هیچوقت هم نمیتونم بگم
رادا تو من رو فراموش کن من رو ببخش
من نمیتونم باهات ازدواج کنم
اگه حرفم رو قبول میکنی با گوپال ازدواج کن
اون خیلی میخوادت و خیلی خوشبختت میکنه
کریشنا
تو اینقدر به تصمیم گرفتن علاقه داری؟؟
که قبل از این که قاضی بشین درباره زندگی مردم تصمیم میگیرین
ولی نگران نباش
من خودم برای زندگیم تصمیم میگیرم
خب، خداحافظ
برات آرزوی موفقیت میکنم
بابا
شما هر تصمیمی بگیرین من قبول دارم
خدا من تصمیم پدرم رو تصمیم تو میدونم
من تصمیم گرفتم که با گوپال ازدواج کنم و شریک زندگیش بشم
مواظب این رابطه باش
بهم قدرتی بده که بتونم گذشته رو فراموش کنم و حافظهم رو از بین ببرم
همه چیز رو ول کنم و همه چیز رو فدای گوپال کنم
خدا کاری کن که توی زندگیم همیشه گوپال باشه
بهم قدرت بده تا بتونم هر خوشحالی اون رو شریک باشم
مامان من دیگه میرم الان شنیدم که داری میری؟؟-
آره، نامهـم اومده
باید خیلی زود به کارم ملحق بشم
کریشنا من بیشتر از تو از کاری که به دست آوردی خوشحال شدم
ولی فکر نکردی اگه به عروسیم نیای چقدر ناراحت میشم
من مجبورم گوپال رفتنم خیلی ضروریـه
رفتنت ضروریـه که چی؟؟ ولی این رو گوش کن
من بدون تو این عروسی رو برگزار نمیکنم پسرم پس بمون-
چه فرقی میکنه اگه دو سه روز بمونی باشه-
باشه میمونم این شد یه چیزی-
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
"وقتشـه که با گریه کردن لبخند بزنیم"
"وقتشـه که لبخند بزنیم"
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
خوشیها مبارکت باشه و امیدوارم" "همه غصههات برای من بیاد
خوشیها مبارکت باشه و امیدوارم" "همه غصههات برای من بیاد
"این دعای قلب توئه که همیشه عشق بورزی"
میخوام که وفاداری رو بهت" "به عنوان یه هدیه تقدیم کنم
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
دوستم تو خیلی خوششانسی" "چون به معشوقهت رسیدی
دوستم تو خیلی خوششانسی" "چون به معشوقهت رسیدی
"خدا آرزوی دلت رو شنید و به عشقت رسیدی"
توی مهمونی و جشن دوستهای" "خودم غریبه به نظر میام
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
چقدر عشق و محبت در تو هست" "این رو به تموم دنیا میگم
چقدر عشق و محبت در تو هست" "این رو به تموم دنیا میگم
"این آرزوی دلمـه که جوونم رو برای دوستم بدم"
دوستی و پیوند دوستی بین" "ما هیچوقت شکسته نمیشه
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
"چه زمونهای شده؟ چه زمونهای شده"
رادا
رادا دخترم خاله بفرمایید بشینید-
نه دخترم خیلی عجله دارم یه روز دیگه میام
کریشنا قبل از رفتنش یه نامه برات گذاشته
دخترم دیگه میرم خاله باز هم بیاین-
رادای عزیز من دارم برای همیشه از اینجا میرم
و این دعای منه که شما دو تا همیشه خوشحال باشین
قبل از رفتن میخواستم یه چیزی بهت بگم که تا الان خودم هم نمیدونستم
اون روز که رفتم به گوپال همه چیز رو بگم جناب دکتر یه چیزی بهم گفت
اگه بهم نمیگفت من هم مثل پدر و پدربزرگم همه خوشیها رو از گوپال میگرفتم
اون روز بهم گفت که گوپال فقط دوستم نیست
بلکه برادرمم هست
گوپال پسر عموم سوریندرنات سینها است
رادا، مواظب گوپال باش
همه آرزوی ها گوپال رو به حقیقت تبدیل کن
و من رو یه آرزوی دروغین در نظر بگیر و از یادم ببر،از طرف کریشنا
عمو دکتر چند روزه حال رادا خوب نیست
چی شده پسرم؟
نه میخنده نه حرفی میزنه نمیدونم باید چیکار کنم
اگه میفهمیدی که چیکار کنی دیگه چرا از دکتر میپرسیدی
باشه، نگران نباش فردا بفرستش پیش من
وضعیتش رو بررسی میکنم
باید خوشحال باشی که دو ماهه حاملهای
نه این چه احتیاجی به شوکه شدن داشت؟-
اگه بخوای میتونی پانزده روز دیگه واسه سونوگرافی بیای
رادا تو هر مسئله کوچیکی رو برای خودت یه مشکل بزرگ میکنی
بگو که مشکل چیه؟ این که خیلی خبر خوشحال کنندهایه
ببین هر مشکلی توی زندگی داری
اونا همه بلند پروازی های منه، تو چی میدونی که من چقدر میخوام یه روز همسر یکی بشم
و اینطوری یه روز مادر بشم
توی خواب نه بلکه روزها چشمام رو باز میکنم این رویا رو میبینم
و تو امروز این خبر خوش رو که میخوای مادر بشی رو شنیدی و خیلی ناراحت شدی
من هم رویای مادر شدن رو میدیدیم
ولی با اون آدمی که میخواستم شوهرم باشه
ولی سرنوشت من رو به مسخره گرفته
که وقتی گریه میکنم اشکم درنمیاد ولی وقتی خوشحالم اشکم درمیاد
تو میدونی فقط یه ماه از عروسیم گذشته
ولی دکتر بهم گفت که من دو ماهه باردارم
وای خدای من
یعنی این بچه مال گوپال نیست بلکه آره-
قبل از عروسی من خیلی به کریشنا نزدیک شده بودم
و بعد از عروسی اون رفت و همونقدر هم دور شدیم
ولی اینا چطور ممکنه
نمیدونم خب الان چیکار میکنی؟-
همه چیز رو به گوپال میگم دیوونه، هیچوقت این اشتباه رو نکن-
اون نمیتونه این غصه رو تحمل کنه
با دروغ گفتن به یه آدم پاک و صادق من به آرامش میرسم؟
دروغ، دروغ میاره ولی صداقت اینطوری نیست
من میخوام دست در دست و چشم در چشم با خوشحالی با گوپال زندگی کنم
نه این که از شرمندگی چشمام رو ازش بدزدم
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"ریتم دلخوشی و آهنگ من تو خواهی بود"
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"ریتم دلخوشی و آهنگ من تو خواهی بود"
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"ریتم، دلخوشی و آهنگ من تو خواهی بود"
"زندگیمون رو رویایی میکنه"
"شادی رو به زندگیمون برمیگردونه"
"زندگیمون رو رویایی میکنه"
"شادی رو به زندگیمون برمیگردونه"
"انگشتمون رو میگیره و راه میره"
" و همهـش میگه بابا"
"خوابی رو که دیدم به حقیقت پیوست"
"بچهم میگه، تارارم تارام پا"
"بچهم میگه،تارارم تارام پا"
"ریتم، دلخوشی و آهنگ من اون خواهی بود"
"یه کم به من میره"
"و یه کم هم شبیه توئه"
"یه کم به من میره"
"و یه کم هم شبیه توئه"
"اون ماه زیبا وارث ما خواهد بود"
"اون پادشاه سرنوشت خواهد بود"
"این تموم دعای دل منه"
"بچهـم میگه، تارارم تارام پا"
"ریتم، دلخوشی و آهنگ من اون خواهی بود"
بپرس که چرا اینقدر خوشحالم؟
من قراراه پدر بشم و رادا قراره مادر بشه
گوپال رادا آروم بیا، مواظب باش-
بیا بشین پیشم
و گوش کن که چه اسمهایی برای بچهـم انتخاب کردم. بعداً بهت زنگ میزنم
اگه پسر شد پهلوونش میکنم
با شنیدن اسمش حریفش میوفته
میدونی اسمش چی باشه چی؟-
پهلوون گارابجا نه-
نمیخوای؟پس دومی رو گوش کن
پهلوون درتیدکیل
اینم نه
اشکال نداره اسم های زیاد دیگهای هست مثل ماچر سینگ
برکت سینگ، پیپل سینگ یوکلیپ سینگ
بگو از کدوم خوشت اومد؟ گوپال-
داره دیر میشه وقت رو هدر نده باشه گوش کن، اگه دختر باشه-
فقط یه اسم خواهد داشت یعنی اسم مادرم
شانتی، خوبه مگه نه؟؟
بریم دیگه وقت رو هدر نده
امروز این خونه کامل شده، یه زن و یه بچه که هردوش مال منه
میدونی من چی فکر میکردم که اگه یه بچه به خونهم بیاد
عشقم به بچهـم از زنم بیشتر میشه ولی اینطوری نشد
ولی عشق من به رادا بیشتر هم شد چون اون یه همچین هدیه خوشگلی بهم داده
ببینش، واقعیت رو بگو خیلی شبیه منه مگه نه؟؟
به تو رفته یا نه رو نمیدونم
ولی همه رفتارهاش مثل توئه ببین چیکار کرده
شما فکر کن بختت باز شده خانم گیتا
مثل این که وقتش رسیده دست شما هم بدیم تو دست یه نفر دیگه
دستم رو بدین یا نه نمیدونم ولی دستم خیس شده
قربان، من رو به یه جای دیگه منتقل کنین
ولی من رو به شهرم نفرستین
من که فکر کردم دوست داری بری اون جا
به خاطر همین که اونجا شهرتـه و خونهت اونجاست
قربان هر کوچه و هر محله و هر نقطه اون شهر من رو پس میزنه
قربان، من میخوام همه اون ها رو فراموش کنم
کریشنا متاسفم ولی مجبورم
چون دادگاه اونجا خالیه و من دستور انتقالت رو به اداره دادم
باید چند ماه دیگه بری اونجا
بهت قول میدم که هرچه ..زودتر بشه یکی دیگه رو
میفرستم اونجا و تو رو به یه جای دیگه منتقل میکنم
هرجور شما بگین قربان باشه-
برات آرزوی موفقیت میکنم
عمو رفت دهلی برات عروسک" "آورد، عروسک افتاد و پای عمو شکست
گوپال، رادا خونهست؟ آره داخله-
و شما بیرونین نه-
دلم داخلـه ولی جسمم بیرونـه
خیلی توی شاعری پیشرفت کردین
ببین که در آینده چی میشه، شاعرهای بزرگ بعد از مرگ شناخته شدند
ولی من تموم زندگیم وقت دارم،مگه نه شانتی؟ مبارک باشه-
دوستت کریشنا برگشته و قاضی شهر شده حالا باید بری دیدنش
کریشنا اومده اینجا کار کنه
نه این غیرممکنه
چرا غیر ممکنه؟ کریشنا بیاد اینجا و نیاد دیدن من؟؟-
غیرممکنه غیرممکن نیست، خودتون برید ببینید
گوپال، تو کی اومدی؟
من که همین الان اومدم تو بگو که کی اومدی؟
من چند روزیـه اومدم کافیه-
از این مسئله خیلی ناراحت شدم، مگه اینطوری به دوستی خیلی قدیمی پایبندی
با رفتنت به طور کامل از من دور شدی؟ نه گوپال-
خدا میدونه که همچین مسئلهای نیست، اومدم اینجا کار خیلی زیاد بود
وقت نشد
میخواستم فردا بیام فردا چرا باید هین امروز بیای-
وگرنه هیچوقت نمیبخشمت و گوش بده به رادا نگو که چند روزه اینجایی
وگرنه خیلی ناراحت میشه من دیگه میرم. شب میبینمت
رادا
ببین کی اومده
سلام رادا، چطوری؟؟ من خوبم-
تو چطوری؟؟ خوبم-
ای بابا این دیگه چیه؟؟
چی فکر کرده بودم و چی شد
فکر میکردم وقتی کریشنا رو بیارم پیشت سورپرایز میشی و از خوشحالی دیوونه میشی
و من رو بغل میکنی و میگی
وای گوپال چقدر تو خوبی چه سورپرایز عالی
و میگی دیگه اینطوری سورپرایزم نکن چون سکته میکنم ولی همه چیز برعکس شد
ببین یا بین ما کاملا ًشکرآب شده یا فکر من برعکس شده
به هرچیزی فکر میکنم برعکسش اتفاق میوفته ولش کن بشین ،خیلی حرف ها هست که باید بهت بزنم
نرو، این صدای دخترمـه الان میخوابونمش و میام
خب بگو من دیگه میرم-
کجا میری غذا بخور بعد برو نه گوپال-
امشب نه یه وقت دیگه
امروز خیلی خستهام
امروز نشد پس فردا بیا نه فردا شب هم نه
فردا شب یه کار مهم دارم من دیگه میرم
کریشنا
...اگه ما ناخواسته خطایی کردیم
که ناراحتت کردیم... نه گوپال-
همچین چیزی نیست
کریشنا این رو بدون که
به غیر از دوستی تو من چیزی ندارم
این رو ازم نگیر
تیواری بله-
این مالی خدمتکارمون کجاست خیلی وقته ندیدمش
قربان پلیس دستگیرش کرده
پلیس دستگیرش کرده؟؟ چرا؟؟
زنش رو به قتل رسونده
پلیس شاید اشتباه کرده اون که آدم خیلی خوب و خونسردیـه
نه قربان، اون خودش رو تحویل داده و خودش به جرمش اعتراف کرده
واقعاً؟؟
ولی چرا این کار رو کرده؟ آقا-
از بیست سال پیش که ازدواج کرده بود
...زنش یه بچه کوچیک آورده بود و گفته بود که
این بچه مال خواهرشـه که مُرده...
بچه رو بزرگ کرد و از بچه های خودش بیشتر دوستش داشت
ولی اون روزی که فهمید اون بچه، بچه خواهرش نیست
بلکه بچه زن خودشـه کاملاً دیوونه شد
از غصه زنش رو به قتل رسوند
اون زن هم زن خیلی عجیبی بوده
که به یه همچین آدم خوب و سادهای خیانت کرده
اون زن یه همسر فریبکار و خیانتکار نیست بلکه لکه ننگی بر اسم همه زن هاست
من کاملاً مالی رو درک میکنم ولی مالی یه همچین آدمی به نظر نمیومد-
اون تا امروز یه پشه هم نکُشته تیواری-
تحمل یه آدم نجیب و شریف مثل یه دریاست
و غصه هم مثل یه بارون میمونه
رادا
این وقت شب داری کجا میری؟
دارم از این خونه میرم چی میگی؟؟-
یه چیز رو گوش کن، من حتی خوشم نمیاد در این مورد شوخی کنی
من شوخی نمیکنم
من دیگه نمیتونم تحمل کنم من از خودم متنفر شدم
دیگه نمیخوام یه روز دیگه این زندگی دروغین رو ادامه بدم
بسه دیگه خیلی مزخرف گفتی
دیگه از غُر زدنهات خسته شدم و تحمل ندارم
درست و ساده بگو که چی شده؟ چی رو میخوای بگی؟
دیگه از این بیشتر نمیتونم این اداهات رو تحمل کنم
واسه همینه که دارم میرم
منم دیگه نمیتونم این اداهارو دربیارم
میخوای بشنوی پس گوش بده
ولی یه چیزی یادت باشه،با شنیدنش یه طوفان به زندگیمون میاد
و همه اینها تموم میشه اگه میخواد تمومشه پس بذار تموم شه-
کم کم جلوی چشمهای خودم همه چیز از بین رفت
این خیلی بهتره که تو یه روز همه چیز نابود بشه
دیگه نمیتونم تحمل کنم و انتظار بکشم
بگو که چیه؟؟
اون بچهای که از جونت بیشتر دوستش داری
اونی که بچهت و از خون خودت میدونیش
اون بچه تو نیست خفه شو-
تو چی فکر میکنی
که میتونی یه همچین خیانت و کار کثیفی با من بکنی و همینطوری کیفت رو برداری و بری
نه
نه، تو قطعاً مجازات میشی
من مجازاتت میکنم، اگه همه این ها تموم میشد. من خودم تمومش میکردم
خودم تمومش میکنم
خودم تمومش میکنم
خودم تمومش میکنم خودم تمومش میکنم
چیکار کردی؟
مگه کسی اینطوری خونهش رو ول میکنه
برای تشکیل خانواده و خونه یه عمر وقت میخواد
ولی برای نابود کردش فقط یه قدم میخواد که از خونه بیای بیرون
نباید اینطوری خونهت رو ول میکردی و میومدی
دعواهای کوچیک توی همه خونه ها هست
ولی دعواها و جر وبحث ها باید توی خونه انجام بشه و توی خونه هم تصمیم گرفته بشه
اون تصمیمی که بیرون از خونه گرفته میشه یا هیچوقت گرفته نمیشه یا دادگاه تصمیش رو میگیره
دخترم یادت باشه
تصمیم دل رو هیچ دادگاهی نمیتونه بگیره
اون رو فقط باید با دست در دست گذاشتن و بغل کردن گرفت
حرفم رو قبول کن و برای احترام و آبروی من و خودت و اون هم که شده برگرد خونه
بابا من نمیتونم اونجا زندگی کنم، من برنمیگردم
مگه اون چه مشکلی داره؟ اون هیچ ایرادی نداره-
اون خیلی شوهر و خیلی آدم خوبیه
پس مشکل چیه؟
کاش میتونستم همه چیز رو بهتون بگم و براتون توضیح بدم
گوپال این صبح زود اومدی اینجا
همینطوری اومده بودم پیاده روی گفتم بیام دیدنت
بشین من چایی میارم نه چایی رو ول کن-
امروز عجله دارم یه وقت دیگه میام
الان گفتی که واسه پیاده روی اومدی پس عجلهت برای چیه؟؟
نه مسئله اینه که
الان یه کاری یادم افتاد چی شده گوپال؟-
خیلی ناراحت و نگران به نظر میرسی
همه چیز خوبه؟ آره-
همه چیز خوبه
باشه دیگه من میرم
رادا الان منتظرمـه
دخترم
گوپال داره میاد اینجا
بابا بهش نگی که من اینجام
دخترم تا کی و چطوری میتونم این رو ازش مخفی کنم
بابا من برای برگشتن به زندگیم یه کم وقت میخوام
الان نمیتونم ببینمش پدر قَسمتون میدم
سلام آقا بیا گوپال-
چطور شده که اومدی؟؟
همه چیز خوبه ؟ آره همه چیز خوبه
همه چیز خوبه ولی به نظر مریضی، چی شده؟؟
چیزی نیست آقا، خیلی هم خوبم
آقا
رادا اینجا نیومده؟
نه
چرا؟ چرا چی شده؟ هیچی آقا، هیچی نشده-
من هنوز نرفتم خونه داشتم از اینجا رد میشدم
گفتم اگه رادا اومده اینجا با هم برگردیم خونه
من دیگه میرم
یه روز من و رادا و بچه همهمون میایم
یه روز کامل رو با شما میگذرونیم و خیلی میخندیم و خوش میگذرونیم
شما هم وقتتون میگذره
خداحافظ،یه روز دیگه میام
این وقت شب اینجا اومدی
همه چیز خوبه
همینطوری تنها بودم گفتم بیام پیشت
چرا، رادا کجاست؟؟
چند روزه حالش خوب نیست
واسه همین چند روزی فرستادمش درمانگاه
دل اون اونجا راضی نیست و دل منم اینجا راضی نیست
اون فکر میکنه که برگرده و من فکر میکنم که برم اونجا
نمیدونم باید چیکار کنم
مسئله اینه که
بعد از ازدواج اولین باره از هم جدا میشیم
عادت به تنهایی زندگی کردن نداریم
شانتی کجاست؟؟ آره شانتی پیش منه-
چطوری میتونم ولش کنم، من نمیتونم واسه یه دقیقه هم تنهاش بذارم
اگه اون هم میرفت دیگه چی واسه من میموند
بعد عروسی رادا اون رو به عهده من گذاشته
من دیگه میرم
اگه شانتی بیدار بشه تنها میمونه
گوپال
میدونم امروز خیلی چیزها میخواستی بهم بگی
ولی نتونستی بگی
منم خیلی چیز ها میخواستم بهت بگم
ولی نتونستم بگم
وقتش که رسید این یادت باشه
بیا دخترم
بیا
بیا پیش بابا
گریه نکن عمو رفته دهلی" "با خودش عروسک آورده
"عروسک افتاد و پای عمو هم شکست"
دختر عزیزم
جناب رای، رادا کجاست؟
رادا که اینجا نیست شما میگین که رادا اینجا نیست-
گوپال گفته که رفته درمانگاه اینجا چه خبره جناب رای؟
پنهان کردن واقعیت مشکلاتی ...توی خونه به وجود میاره
که بیرون از خونه هم میاد...
من همین الان رادا رو اینجا دیم
رادا اینجاست ولی نمیخواد کسی رو ببینه
و نمیخواد به خونهـش برگرده
نمیدونم که باید چیکار کنم
پسرم من به کمکت احتیاج دارم تو دوستشی
تو میتونی بفهمونیش
برو حالیش کن
وگرنه همه چیز نابود میشه
رادا
تو هر کاری رو که میکنی و به هر دلیلی که میکنی من خبر ندارم ولی باز هم این رو میگم
تو حق نداری زندگی گوپال و شانتی رو نابود کنی
اون انسانی که آبروی و احترامـش برات مهم نیست برای حفظ آبروی تو داره به همه دروغ میگه
مثل دیوونهها از یه جا به جای دیگه و از یه خونه به یه خونه دیگه دنبالت میگرده
اون چه گناهی داشت؟ واسه چی داره مجازات میشه
ببین رادا
اگه نمیتونی یه زن خوب باشی حداقل میتونستی یه مادر خوب باشی
که قبل از به دنیا اومدنت حقتـه
ولی تو این کار رو هم نکردی میشه من بپرسم
چرا اون بچه معصوم داره مجازات میشه من دارم خودم رو مجازات میکنم-
من خیلی بچهـم رو دوست دارم و خیلی میخوامش
گوپال هم جونش رو براش میده و براش میمیره
من میدونم
اون میتونه غم و غصه من رو تحمل کنه
...ولی
اگه شانتی از زندگیش بره
نمیتونه تحمل کنه
دور بودن از بچهم مجازات منه
این حرف ها چیه میزنی؟ مجازات چی؟ مجازات؟؟-
مجازات قایم کردن واقعیت ...از یه انسان خوب و درست
و خیانت کردن بهش... چه واقعیتی رو ازش قایم کردی؟-
چه خیانتی بهش کردی؟
اگه برای خوشحالی گوپال اینها رو مخفی کردی
که من و تو یه زمانی عاشق هم بودیم پس این کجاش بده
کجاش گناهـه و چیش خیانتـه؟؟
من این رو میتونستم بهش بگم ولی میتونم این رو هم بهش بگم
که مثل کورها عاشقمـه و دوستم داره و همهش میگه
چقدر این بچهـم خوشگله و چقدر خوشگل میخنده
و بهش میگه خیلی زیباست
به کسی میگه که بچه خودش نیست وای خدای من-
..یعنی شانتی آره-
شانتی دختر من و توئه
حالا بگو که چیکار کنم؟؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ما سه نفر دست همدیگه رو گرفته بودیم و داشتیم به سمت ساحل میرفتیم
ولی اینقدر رفتیم که به دریا رسیدیم، همهش به خاطر من بود
و خودم گناهکارم
و دیگه هیچ چیزی نمیتونه این طوفان رو متوقف کنه
من باید همه چیز رو بهش بگم
دختر عزیزم، گریه نکن
اینقدر اشک های بزرگی از چشمات پایین اومده، گریه نکن دیگه
من به مامان نامه فرستادم و گفتم
که شانتی خیلی دلش برات تنگ شده
برای همین باید زود برگردی
حالا ببین که مامان چقدر زود برمیگرده، این رو ببین
مامان نامه هم فرستاده
چی نوشته آقا؟ خانم کی برمیگرده؟
خانم نوشته که خیلی زود برمیگرده
مواظب باش وای این که عالی شد، بیا کریشنا
تو هر وقت میای سختی تنهاییم کم میشه
امروز روز خیلی خوبیه، نامه رادا اومد و تو هم اومدی. نامه رو بخونم
گوپال عزیز
مواظب خودت و شانتی باش
خیلی دلم برای تو و شانتی تنگ میشه
به غیر از شما اینجا دلم چیز دیگه ای رو نمیخواد
حالم خیلی از قبل بهتر شده
و خیلی زود میخوام برگردم
درباره تو نوشته
کریشنا چطوره؟؟ اصلاً کریشنا رو دیدی یا نه؟؟
میبینمش بابا
عشق زیاد من رو به شانتی برسون و مواظب خودت باش
از طرف رادای تو
اشک به چشمات اومد
چیزی نیست
یه کم گرد و خاک رفت تو چشم چیزی مینوشی؟؟-
نه هیچی
فقط یه لیوان آب باشه-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم:مبین-ویرایش:سمیرا
بگیر ممنون-
من دیگه میرم،بعداً میام
کجا با این عجله؟؟
دخترم
تو میدونی که من از اون آدم ها که مثل قدیمی ها فکر میکنن نیستم
که توی عروسی به دخترشون بگن که با لباس سفید میری خونه شوهرت و باید با کفن سفید برگردی
خونه شوهر زندان نیست که زن ها خودشون رو زندانی کنن و خودشون رو مجازات کنن
اگه چیزی توی خونه گوپال اذیتت میکرد من درک میکردم
اگه گوپال یه عادت بد یا رفتار بدی داشت باز هم درک میکردم
اگه توی زندگیش به غیر از تو کسی دیگه ای هم بود باز هم درک میکردم
ولی درک نمیکنم که چرا اینطوری بدون دلیل زندگیت رو خراب میکنی
دخترم اشتباه برداشت نکن اینجا خونه توئه
در طول زندگیم و بعد از مرگ هم مال توئه
میتونی با گوپال تموم زندگیت اینجا باشی
ولی بدون اون و بدون رضایت اون بدون تو اینجا هر ثانیه اش آزارم میده
دخترم
مجبورم نکن که یه روز بهت بگم که
از اینجا برو و در این خونه به روی تو بسته است
قربان، حالتون خوب نیست؟؟
احساس میکنم یه شوکی بهم وارد شده و تب هم دارم
امروز پرونده زیادی نیست فقط یکیه، پرونده یه دختر جوونه که از خانواده خوبیه
ولی دیشب میخواست خودش رو بکُشه، چند نفر دیدنش و تحویل پلیس دادنش
پلیس میخواد امروز به دادگاه شما بیارش باشه میام-
قربان اگه شما بخواین میشه بیارمش اینجا؟؟؟
اون به خاطر آبرو و احترام خانوادهش میخواد با شما تنهایی حرف بزنه
باشه، بیارش اینجا
قربان اون دختری که میخواست خودش رو بکُشه اینجاست
زندگی، هدیه زیبایی خداونده چرا میخوای تمومش کنی؟؟
گوپال، گوپال یه مشکلی پیش اومده
چی شده؟؟ پلیس رادا رو بازداشت کرده-
توی ریماندهو
پلیس توی ریماندو زندانیش کرده؟؟ ولی چرا؟؟
چیکار کرده؟ سعی کرده خودکشی کنه-
پلیس نجاتش داده و انداختتش زندان
ولی چرا این کار رو کرده
چیکار کردی؟؟
چه کمی توی عشق من بود؟
چه اشتباهی کردم که مجبور شدی این کار رو بکنی؟
هیچ کم و کسری توی عشق تو نیست و تو هیچ اشتباهی نکردی
من هیچ شکایت و گله ای از تو ندارم
من فقط از سرنوشت خودم گله دارم
اون روزایی که قدرت گفتن واقعیت بهم میرسه فقط توی دلمـه و نمیتونم به زبون بیارمش
تا کی میتونستم این رو ادامه بدم؟ تا کی واقعیت رو از تو مخفی میکردم؟
تا کی بهت دروغ میگفتم
واسه همین فکر کردم که
شاید، من یه مشکل برای همهام
چه چیزیـه که نمیتونستی بهم بگی؟
چه رازیـه که نمیتونستی برملاش کنی؟؟؟
من فقط از همین افسوس میخورم
رادا تا الان هم خیلی دیر شده ولی اگه فکر میکنی هنوز هم وقت هست
اگه من رو قابل میدونی حرف دلت رو بهم بگو، این آخرین خواهشم از توئه
من امروز میخوام همه چیز رو بهت بگم
از اولش تا الان هرچیزی رو که بهت نگفتم
امروز بهت میگم
گوش کن، من عاشق کریشنا بودم
حالا بگو که تا کی باید تو رو توی تاریکی میگذاشتم
و خودم هم تو تاریکی میموندم
واسه همین این کار رو کردم
اگه میشه من رو ببخش
نه، من هیچ گِله و شکایتی ندارم
فقط یه اعتراض میتونم بکنم که شما چرا اینقدر خودتون رو فدای من کردین؟
شما این همه کار کردین و همه چیز رو بهم دادین
ولی فکر کردی که من چه کاری میتونم برات بکنم؟ چی میتونم بهت بدم؟
رادا حتماً یادتـه، من قبلاً بهت گفتم
که عشق ضعف من نیست بلکه قدرتمـه
اگه یه وقت خواستی ازش استفاده کنی، اشکالی نداره
الان هم هیچی تغییر نکرده همه چیز درست میشه
همه چیز درست میشه
رادا، این گوپال برای گرفتن نه بلکه برای بخشیدن به این دنیا اومده
و باز هم به همه محبت میده گوپال-
من از خدا التماس میکنم و دعا میکنم
که توی زندگی من رو فقط برای تو به دنیا بیاره
تا بتونم این عشقت رو جبران کنم
من رو صدا زدین چه کاری میتوم براتون بکنم؟
میخوام امروز وصیت نامهم رو بنویسم و کاغذ بازی هاش رو انجام بدم
شما نگران نباشین انجام میشه
چه اسنادی رو میخواین فقط بهم بکین بشینید بهتون میگم-
گریه نکن دخترم
عمو رفت دهلی برات عروسک" "آورد، عروسک افتاد و پای عمو شکست
کیه؟
دوست عزیزم کریشنا من دارم از زندگیتون میرم
همونطوری که یهویی وارد زندگیتون شدم
نه میدونم کجام و نه میدونم کجا میرم
خاطر شما همیشه تو زندگیم باهام میمونه من عزیزم یعنی دخترت رو گذاشتم و میرم
این امانت منه مواظبش باش
با این نامه یه چند تا سند میذارم
یکیش وصیتنامه منه که هرچی رو داشتم به اسم شانتی کردم
و دیگه هیچی به غیر از دعا برای دادن به شما ندارم
پرونده دوم اسناد طلاقمـه من امضاش کردم
بده به رادا من دیگه از این حبس آزادش میکنم
اون الان میتونه تموم تصمیمات زندگیش رو خودش بگیره
من رو ببخش به غیر از این راه دیگهای نداشتم
و تا وقتی که خسته نشم همین راه رو ادامه میدم، از طرف دوستت گوپال
گوپال
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
عمو، بالا مواظب اون بچه باش الان برمیگردم
گوپال
گوپال
گوپال
گوپال
گوپال
نرو گوپال
گوپال
گوپال
نه گوپال
کریشنا
ببین کی اینجاست؟ شناختیش؟
این شانتی توئه
شانتی ماست
این چه کاری بود کردی گوپال، خودت رو از ما جدا کردی
چرا یه همچین مجازات بزرگی بهمون دادی
من حتی یه لحظه هم از تو جدا نشدم
فقط یه کم ازت دور شدم
و حالا هم که میبینمت اینطوری هستی
الان که دیدمت و دارم میرم
مواظب خودت باش
مواظب دخترت باش
و یه چیز رو یادت باشه هر وقت دلت برای گوپال تنگ شد
توی گریه هات یه لبخند بزن
این چیه؟؟ من برای دیدن لبخندت داشتم پر پر میزدم
تا وقتی که خنده روی لبات نبینم
نفسم تموم نمیشه داداش اینطوری نگو-
تو هیچت نمیشه همه چیزخوب میشه
اگه همه چیز درست میشه
پس چرا گریه میکنی؟ اینا اشک شوقه-
از خوشحالی دیدن توئه
فقط میخواستم همین رو ببینم
گوپال
گوپال
گوپال
و اینطوری اون همه چیزش رو از زندگی ما برد و رفت
و اگه تا الان من زنده موندم فقط برای امانت گوپال بوده
امانتی که اون شب بهم سپردش، اون امانت تویی شانتی
این واقعیتـه که تو دختر منی ولی تو همه چیز اون بودی
و اون همه چیزش رو به من سپرد
مامان کجاست؟ چه اتفاقی براش افتاد؟ ...بعد از رفتن گوپال-
رادا یعنی مادرت
همه چیزش رو ول کرد و رفت کنار دریای گنگنا
و هیچوقت دیگه خانوادهـش رو ندید
چند روز پیش نامه از طرف دوست های اون اومده بود
و نوشته بود که رادا با آرامش، برای دخترش شانتی دعا کرد
و از دنیا رفت
قربان، مراسم خاکسپاری آماده ست
بابا
بریم
"زندگی شب های سیاه رو بهم داده"
"یه طرف دوستمه و یه طرف دیگه عشقم"
"اون اگر ازم ناراحت بشه"
"زندگی برام یه مجازات میشه"
"اگه از دل و روح هم بریم بیرون"
"بازهم به دوستیمون پایبندیم"
"ای دوستم قسم به دوستیمون"
"اگه دنیا هم بخواد ما رو از هم جدا کنه"
"باز هم به دوستیمون پایبندیم"
"من به دوستیم با تو پایبندم"
First Edited - Farsi Version 12.27.2019 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.