All language subtitles for The.Substance.2024.1080p.Theater.WEB-DL-NaNi [Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« الیزابث اسپارکل »

‫- الیزابث. الیزابث اینجا رو نگاه کن ‫- الیزابث

‫- دوستت داریم ‫- الیزابث. دوستت داریم

‫- دوستت داریم الیزابث ‫- اینجا رو نگاه کن

‫الیزابث عاشقتیم

‫- این کیه؟ ‫- توی اون فیلمه بود که...

‫- باید بهش بگیم دیر می‌رسیم ‫- آره وگرنه...

‫گندش بزنن

‫آفرین

‫قدرتو حس کنین خانوما

‫« زندگیتون رو درخشان کنین » ‫« با الیزابث »

‫حالا زانوها رو بدین بالا

‫آفرین

‫بجنبین

‫رو به جلو

‫بچرخین

‫بچرخین

‫آره همینه، آفرین

‫مربعی

‫به بدنتون توی لباس شنا فکر کنین

‫می‌خواین روی ساحل شبیه ‫یه عروس دریایی گنده باشین؟

‫میریم جلو

‫ضربدری

‫هل!

‫لگد! بجنبین!

‫آفرین!

‫طاقت بیارین، خانوما!

‫از پسش برمیاین!

‫از پسش برمیاین!

‫هورا!

‫تمرین خیلی خوبی بود خانوما

‫خیلی‌خب، امیدوارم هفته‌ی آینده ‫در "زندگیتون رو درخشان کنین" همراهم باشین

‫قراره روی ماهیچه‌های عرضی شکم کار کنیم

‫سخت‌ترین بخش برای شکل دادنه

‫ولی تا اون‌موقع، مراقب خودتون باشین

‫کارتون عالی بود، خانوما!

‫آفرین!

‫- تولدت مبارک ‫- عه، ممنون

‫تولدت مبارک

‫عه، ممنون

‫تولدت مبارک

‫ممنون

‫« سرویس بهداشتی خراب است »

‫حتی اگر تمام دخترای جوون ‫ این شهر کوفتی هم باشه

‫برام مهم نیست

‫توی چند هفته‌ی آینده

‫ببین، بذار برات ساده توضیح بدم

‫باید جوون باشه

‫باید جذاب باشه

‫باید همین الان پیداش کنیم

‫این که پیرزن سلیطه چطوری تونسته

‫این همه مدت دووم بیاره

‫اینشو واقعاً نمی‌فهمم

‫اوه، به جهنم که اسکار گرفته

‫کی گرفته؟ دهه‌ی 30؟

‫برای کینگ کونگ؟

‫نه، به جهنم که

‫چه قولی بهش دادیم

‫اینجا شبکه‌ی تلوزیونیه

‫نه یه موسسه‌ی خیریه‌ی کوفتی

‫یه نفر جدید برام پیدا کنین

‫فوراً

‫میگما، می‌دونستی

‫باوروری زن‌ها

‫حدوداً از سن 25 سالگی کاهش پیدا می‌کنه؟

‫جنیفر چند سالشه؟

‫بهتره بری تو کارش

‫« الـیـزابـث »

‫مثل وقتیه که می‌بینی

‫یکی توی تلویزیون می‌گوزه

‫مردم عاشق این چیزان

‫خب، دنیا همینه دیگه

‫می‌گیری چی میگم؟

‫مردم همینن

‫و من باید چیزی که مردم می‌خوان رو بهشون بدم

‫این چیزیه که سهام‌دارها رو راضی نگه می‌داره

‫و مردم همیشه دنبال یه چیز جدیدن

‫از راه رسیدن یه چیز جدید اجتناب ناپذیره

‫و توی 50 سالگی، خب، متوقف میشه

‫چی متوقف میشه؟

‫چی؟

‫چی متوقف میشه؟

‫خب، می‌دونی...

‫همون...

‫همون...

‫عه، جورج!

‫اوه، اوه!

‫شرمنده، باید برم

‫هاروی!

‫جورج، تعداد بیننده‌ها باورنکردنیه!

‫خدایی نابغه‌ای!

‫اوه، عجب وضعی. واقعاً نابغه‌ای

‫خب، امروز روز شانستونه، خانم اسپارکل

‫چون از سر تا پاتون ‫عکس اشعه‌ی ایکس گرفتیم

‫و حتی یه دندون آسیاب پوسیده هم ندارین

‫پس، می‌تونین تشریف ببرین

‫وضع واکسن‌هاتون خوبه

‫فعلاً دارویی نمی‌خورین

‫راستی، فقط خواستم بگم

‫زنم طرفدار دوآتیشه‌ی شماست

‫گروه خونی...

‫عه، تولدتونه

‫تولدتون مبا...

‫اوه. موقعیت اورژانسیه. شرمنده

‫باید... روز خوبی...

‫خداحافظ

‫یه لحظه

‫یه معاینه‌ی دیگه مونده

‫فکر کردم گفت می‌تونم برم

‫مشکلی هست؟

‫نه، بی‌نقصه

‫مورد مناسبی هستین

‫منظورم اینه که... می‌تونین تشریف ببرین

‫براتون آرزوی بهترین‌ها رو دارم

‫« مـــاده »

‫« این زندگی منو عوض کرد »

‫لیزی؟

‫لیزی اسپارکل؟

‫خدایا، باورم نمیشه

‫منم فرد!

‫فرد، هم‌کلاسی سال دهمت!

‫آها، فرد، آره

‫اصلاً تغییر نکردی

‫هنوزم قشنگ‌ترین دختر

‫توی کل دنیایی

‫می‌دونی، حرفه‌ت رو دنبال کردم

‫به چه موفقیتی رسیدی

‫عجب، عجب، عجب

‫عجب

‫میگما، نظرت چیه ‫بعداً بریم یه نوشیدنی

‫با هم بخوریم

‫حالا که، می‌دونی... ‫دوباره "به همدیگه برخوردیم"؟

‫خب...

‫آها، آره، خیلی احمقم

‫خیلی سرت شلوغه

‫ولی می‌دونی چیه؟

‫نظرت چیه کارتت رو بهم بدی؟

‫خب، خدا رو چه دیدی

‫خب، باشه، چی...

‫آها این خوبه

‫اوه

‫به میزان کلسترولم نگاه نکن

‫افتضاحه

‫ای خدا

‫چی شد؟

‫بفرما

‫حالا تو گیرش آوردی

‫« بابت این همه سالی که با ما بودی ممنونیم » ‫« معرکه بودی! »

‫تابحال شده رویای

‫ نسخه‌ی بهتری از خودت رو داشته باشی؟

‫جوون‌تر

‫زیباتر

‫بی‌نقص‌تر

‫یک تزریق ساده ‫قفل دی‌ان‌ای شما رو باز می‌کنه

‫و باعث شروع تقسیم سلولی ‫جدیدی میشه که در نهایت

‫ نسخه‌ی دیگه‌ای از شما رو آزاد می‌کنه

‫این کار "ماده‌"ـست

‫شما ماتریس‌ هستین

‫همه‌چیز از شما نشأت می‌گیره

‫و همه‌چیز خود شمایید

‫این چیزی نیست

‫بجز نسخه‌ی بهتری از شما

‫فقط کافیه زندگیتون رو به اشتراک بذارین

‫یک هفته برای یکی

‫و یک هفته برای دیگری

‫توازنی بی‌نقص با هفت روز برای هرکدوم

‫فقط نباید یک نکته رو فراموش کنید

‫شما یکی هستید

‫نمی‌تونید از خودتون فرار کنید

‫بله؟

‫سلام

‫می‌خوام سفارش بدم

‫آدرس

‫دره‌ی بورلی پلاک 1057

‫اینو بنویس

‫جاده‌ی 35 شمالی، کوچه‌ی بایرون

‫جاده‌ی 35 شمالی...

‫« فراخوان انتخاب مجری! » ‫« کی قراره الیزابث اسپارکل بعدی بشه؟ »

‫« فقط زن‌های 18 تا 30 سال »

‫« فعال‌کننده »

‫« یک‌بار مصرف » ‫« بعد از مصرف دور انداخته شود »

‫« تثبیت‌کننده »

‫« خودِ دیگر »

‫« جابه‌جا کننده »

‫« خوراک ماتریس » ‫« خوراک خودِ دیگر »

‫« فقط یک‌بار فعال کنید »

‫« هر روز تثبیت کنید »

‫« هر 7 روز بدون استثنا جابه‌جا کنید »

‫« یادتون نره یکی هستید »

‫شما ماتریس‌ هستید

‫همه‌چیز از شما نشأت می‌گیره

‫و همه‌چیز خود شمایید

‫این چیزی نیست ‫« فعال‌کننده »

‫بجز نسخه‌ی بهتری از شما

‫سلام

‫« هر روز تثبیت کنید »

‫« فراخوان انتخاب مجری! »

‫ممنون

‫تا هفته‌ی آینده بهتون اطلاع میدیم

‫خیلی ممنون

‫مشتاقانه منتظرم نقش به من برسه

‫رقاص معرکه‌ای بود

‫همم، حیف که

‫جای اون دماغش

‫سینه‌هاش وسط صورتش نیستن

‫نفر بعدی!

‫ظاهراً این‌دفعه همه‌چیز

‫سر جای درستشه

‫لطفاً اسم، سن و اندازه‌هاتون رو بگین

‫من "سـو" هستم

‫من "سـو" هستم

‫کجاست؟

‫کجاست؟

‫« ســـو »

‫چه فرشته‌ کوچولوی خوشگلی

‫استخدامی

‫برنامه‌ای می‌خوایم که درست مثل تو باشه

‫خوشگل و شاد

‫مردم می‌خوان شاد باشن

‫پخش از دو هفته‌ی دیگه شروع میشه

‫پس بیا شروع کنیم

‫اجازه میدم بقیه‌ی چیزها رو

‫با دستیارم هماهنگ کنی

‫ایزابلا؟

‫ایزا... ایزا... ایزا

‫کی وقت داره همچین اسمی رو بگه؟

‫سیندی صدات می‌کنیم

‫کوتاه‌تره، بهتره

‫خب، می‌ذارم

‫بقیه‌ی چیزها رو با سیندی هماهنگ کنی

‫راستی، قبل از اینکه برید

‫باید یه مشکل

‫زمان‌بندی کوچولو رو بهتون بگم

‫باید یک هفته در میون برم خارج شهر

‫که مراقب مادرم باشم

‫که خیلی مریضه

‫برای این برنامه تو رو می‌خوام

‫و یه فکری به حال

‫هر مادر، برادر و سگ لامصب مریضی

‫که باید ازش مراقبت کنی می‌کنیم

‫همم؟

‫همم

‫دختر خوشگل با یه قلب پاک

‫مردم عاشقش میشن

‫حرف نداره

‫« برنامه‌ی جدید » ‫« به‌زودی »

‫می‌پرین جلو، آرنج‌هاتون رو می‌زنین به هم

‫سرو میدین پایین، بدنو منقبض می‌کنین

‫و پنج، شش، هفت، هشت، آرنج‌ها

‫« هر 7 روز جابه‌جا کنید »

‫« خوراک ماتریس »

‫« خوراک خودِ دیگر »

‫عه، ایناهاش

‫کجا بودی تو؟

‫همه‌مون می‌خواستیم بخاطر رفتنت

‫یه لیوان مشروب باهات بخوریم

‫بگذریم، همه‌مون پول رو هم گذاشتیم

‫و یه چیز ناقابل برات گرفتیم

‫که مشغول نگهت داره

‫فرانسویه

‫زنم خیلی چیزا ازش یاد گرفته

‫اوه، عاشق زنمم

‫آخ، باید برم

‫ولی همیشه از دیدنت خیلی خوشحال میشم

‫« ســو »

‫« بسته‌ی تدارکات جدید شما ‫در صندوق امانات شما گذاشته شد »

‫قیمتش با کنترل 49.98 دلاره

‫قیمتش باورنکردنیه

‫فقط 49.98 دلاره

‫کیفیتش رو ببینین

‫بادوام و خوشگله

‫خدا لعنتت کنه خانم، بس کن دیگه

‫سه شبه نخوابیدم

‫درو باز کن. خدا لعنتت کنه

‫باز می‌کنی یا...؟

‫شرمنده

‫فکر کردم خانم اسپارکل...

‫از اینجا اسباب‌کشی کرده

‫من مستاجر جدیدم

‫سـو

‫اولیور

‫اولیور

‫اولیور

‫بابت چیزی شکایت داشتی؟

‫اولیور؟

‫چی؟

‫نه

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

‫بنظر من که ‫وقتی توی ساختمون

‫یه خبرایی هست ‫خیلی معرکه‌ست، می‌دونی چی میگم؟

‫راستش خودمم

‫توی کارهای فنی مهارت دارم اگر نیاز داشتی...

‫نیاز داشتی بابت هرچیزی کمکت کنم

‫یه کیف ابزار دارم

‫و یه چکش گنده دارم

‫خودت می‌دونی منظورم چیه

‫بگذریم، من اینجا زندگی می‌کنم

‫پس می‌دونی کجا پیدام کنی

‫هرموقع خواستی

‫چه روز چه شب

‫فعلاً

‫سلام به همگی

‫من سـو هستم و وقتشه بترکونیم

‫آماده‌این؟

‫بزن بریم

‫از همه‌تون خیلی ممنونم

‫هفته‌ی بعد می‌بینمتون

‫و تا اون‌موقع

‫مراقب خودتون باشین

‫خانم خانما کجاست؟

‫ایناهاش!

‫عالی بود، عالی بود

‫حالا شد یه چیزی

‫آره

‫تا دیروقت بیرون نمی‌مونم ‫پس یکم منتظرم بمون

‫زیادی سریع نخور

‫حالت خوبه؟

‫آره، الان برمی‌گردم

‫« هر 7 روز بدون استثنا جابه‌جا کنید »

‫حالت خوبه؟

‫« استثنا »

‫چیکار کردی؟

‫حتی از قبلم

‫خوشگل‌تر شدی

‫اوه

‫آخ

‫« مست‌تر از اونی بودم که با موتور برم خونه ‫حواست بهش باشه! - تروی »

‫بله؟

‫بله، سلام

‫الیزابث اسپارکل هستم

‫شماره‌ی 503ـم

‫بله

‫بله، سلام

‫یه استفاده‌ی نادرست

‫از "ماده" پیش اومده

‫اشتباهی چند ساعت بیشتر استفاده شد

‫که منجر به...

‫یه تغییر شده

‫برای همین می‌خوام بدونم

‫روش رفع کردنش چیه

‫چیزی که در یک طرف استفاده شده

‫در طرف دیگه از دست رفته

‫راه برگشتی وجود نداره

‫نه، نمی‌دونم با خودش چه فکری می‌کرده

‫و مشخصه مست بوده

‫یادت باشه، اون و تویی وجود نداره

‫شما یکی هستید

‫توازن رو حفظ کن

‫تا مشکل دیگه‌ای پیش نیاد

‫سـو!

‫سـو؟

‫الان توی تلوزیون دیدمت

‫پشمام بابا

‫باعث میشه دلم بخواد ‫توی کلاست شرکت کنم

‫تدریس خصوصی که نداری، داری؟

‫میگما، نظرت چیه امشب

‫بیای خونه‌م یه مشروبی بخوریم؟

‫بیخیال، خجالت نکش

‫دارم می‌بینم

‫پشت در وایسادی، خوشگله

‫باشه، عجله‌ای نیست

‫ولی قرارشو گذاشتیم

‫« بسته‌ی تدارکات جدید شما ‫در صندوق امانات شما گذاشته شد »

‫سـو

‫چی میل دارین براتون بیارم؟

‫موکا لاته

‫طولانیه، مگه نه؟

‫جانم؟

‫هفت روز

‫تا اینجا تعقیبم کردی؟

‫فقط کنجکاو بودم ببینم

‫اوضاعت چطور پیش میره

‫هردفعه یکم بیشتر

‫احساس تنهایی می‌کنی، مگه نه؟

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫حالم خوبه

‫همه‌چی خوبه

‫هردفعه یادآوریش سخت‌تر میشه

‫که توام هنوز حق داری وجود داشته باشی

‫که این بخش از وجودت

‫هنوزم واسه خودش ارزش داره

‫که تو هنوزم اهمیت داری

‫هنوز شروع نکرده؟

‫که ذره‌ذره شیره‌ی وجودتو بکشه؟

‫لعنتی!

‫مراقب باش!

‫چیه؟

‫هی!

‫برو کنار!

‫تو هنوزم خوشگل‌ترین

‫دختر کل دنیایی

‫الو؟

‫سلام، فرد

‫منم لیزی

‫الو؟

‫شرمنده، آخه شوکه شدم

‫اوه

‫عجب

‫عجب، عجب

‫فکر کردم دیگه

‫خبری ازت نمی‌شنوم بعد از...

‫اوه خدا، نه، نه، این چه حرفیه

‫فقط... فقط...

‫این اواخر خیلی سرم شلوغ بوده

‫خب ببین، تو فکر بودم که

‫شاید بتونیم

‫همدیگه رو ببینیم ‫و یه لیوان نوشیدنی بخوریم

‫گوشی دستته؟

‫شرمنده، دوباره شوکه شدم

‫می‌تونم برای ساعت 8 ‫توی لوییجی میز بگیرم

‫ساعت هشت توی لوییجی؟

‫خوبه

‫امشب می‌بینمت

‫خداحافظ

‫باشه، خداحافظ

‫« فرد: جایی معطل شدی؟ »

‫« می‌دونم ستاره‌ی بزرگی مثل تو ‫دلش می‌خواد باشکوه وارد بشه »

‫« حالت خوبه؟ »

‫سلام به همگی

‫سلام

‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم دوستان

‫لطفاً از صحنه بیاید بیرون

‫برید سر موقعیت‌هاتون، ممنونم

‫دوربین‌ها بگیرن

‫و سه، دو، یک

‫باسنو بدین پایین، بدین پایین، بدین پایین

‫باسنو بچرخونین

‫باسنو بچرخونین

‫منقبض کنین، منقبض کنین، منقبض کنین

‫منقبض کنین، منقبض کنین، منقبض کنین

‫سرتونو ببرین بین پاهاتون

‫کات

‫شرمنده، فکر کردم... فکر کردم...

‫فقط حواسم پرت شد

‫مشکلی نیست

‫از اول می‌گیریم

‫برگردین سر جاهای اولتون لطفاً

‫شرمنده، حالا اتاق کنترل یه مشکل داره

‫کارگردان میگه

‫روی مانیتور یه چیز عجیب دیده

‫تصویر دوربین 2 رو پخش کنین

‫دوربین شماره‌ی دو

‫بزن جلو

‫میشه روپوشم رو بهم بدی؟

‫شرمنده، توی رختکن شماست

‫خب پس برو بیارش

‫بیا فریم به فریم جلو بریم

‫پنج دقیقه میرم استراحت

‫بله؟

‫این توازن جواب نمیده

‫به‌زحمت وقت می‌کنم از زندگیم لذت ببرم

‫درحالیکه اون هفت روز رو با غذا لنبوندن

‫جلوی تلوزیون هدر میده

‫یادت باشه، اون و تویی وجود نداره

‫شما یکی...

‫سلام همگـ...

‫قضیه چیه؟

‫بقیه کجان؟

‫فیلم‌برداری لغو شده

‫چی؟ چرا؟

‫سـو

‫هاروی گفته فوراً بری دفترش

‫باشه

‫میرم لباسمو...

‫نه، گفت همین الان

‫میرم سر اصل مطلب

‫نمی‌تونیم توی برنامه‌ی صبحگاهی نگهت داریم

‫آخه چرا؟

‫تازه شروع کردم

‫تعداد بیننده‌ها سر به فلک گذاشته

‫از 42 شروع کردیم

‫حالا رسیدیم به...

‫216

‫مــــحـــشـــره

‫مردم عاشقتن

‫می‌پرستنت

‫می‌خوان بیشتر و بیشتر و بیشتر ببیننت

‫برای همین تصمیم گرفتیم که می‌خوایم تو

‫مجری برنامه‌ی شب سال نو باشی

‫منظورت...

‫بزرگ‌ترین برنامه‌ی شبکه‌مون

‫با پنجاه میلیون بیننده‌ی زنده

‫بالاتر از این نداریم

‫خیلی کار داره

‫برای راست و ریست کردنش ‫ چند ماه بیشتر وقت نداریم

‫ خب، پایه‌ای؟

‫اگر فرصت در خونه‌ت رو بزنه ‫و درو باز نکنی

‫فرصت دیگه‌ای پیدا نمی‌کنی

‫مطمئناً تو یکی اینو درک می‌کنی

‫فقط یه روز دیگه

‫بعدش کل هفته مرخصیم

‫و می‌تونیم جامون رو عوض کنیم

‫قراره عکسم روی جلد مجله‌ی "وگ" چاپ بشه

‫فقط یک روز دیگه، باشه؟

‫- بله؟ ‫- توازن رو رعایت نکرد

‫مدام داره زمان بیشتری ازم می‌دزده

‫بدون اینکه

‫ هیچ اهمیتی به عواقبش بده

‫زنیکه‌ی سلیطه خیلی خودخواهه

‫می‌خوای تمومش کنی؟

‫تمومش کنم؟

‫ماتریس تویی

‫اگر راضی نیستی

‫می‌تونی تجربه رو متوقف کنی

‫و دوباره فقط خودت تنها باشی

‫می‌خوای تمومش کنی؟

‫دوباره مثل سابق میشم؟

‫چیزی که منتقل شده برنمی‌گرده

‫ولی می‌تونی این تجربه رو متوقف کنی

‫در این لحظه، می‌خوای تمومش کنی؟

‫که دوباره فقط خودت تنها باشی؟

‫نه

‫نه، نه، نه

‫نمی‌تونم تمومش کنم

‫آخه اون...

‫« یادتون باشه، شما یکی هستید »

‫من...

‫فقط باید توازن رعایت بشه

‫پس رعایتش کن

‫بس کن، بس کن، بس کن

‫بس کن، بس کن

‫« این زندگی منو عوض کرد »

‫برنده شدی

‫خب تبریک میگم، 25 هزار دلار برنده شدی

‫و حالا یک فرصت نهایی داری

‫که در بخش سوال بزرگ‌مون

‫به یک سوال پاسخ بدی

‫و 250 هزار دلار ببری

‫یه چیز ناقابلی گرفتیم ‫که مشغول نگهت داره

‫« غذاهای فرانسوی »

‫لعنتی

‫بله، خانم‌ها و آقایون، اینجاست

‫اَبَرستاره‌ی حال حاضر، سـو

‫آماده‌این؟

‫بیاین بهش خوش‌آمد بگیم، سـو

‫مثل یه گردباد یهویی بی‌خبر

‫توی تلوزیون‌هامون پدیدار شدی

‫فکر نکنم هیچکس

‫واقعاً برای همچین گردبادی آماده بود

‫همه‌ش از برنامه‌ی صبحگاهی شروع شد

‫و شایعه‌ شدی که قراره

‫توی فیلم بعدی تام گرنت بازی کنی

‫ببخشید، یه لحظه

‫دارن بهم میگن که قراره مجری

‫برنامه‌ی شب سال نو باشی

‫می‌تونی تاییدش کنی؟

‫آره، درسته

‫آره، درسته

‫خدایا، چه خبر مهمی

‫یکم در مورد خودت برامون بگو

‫اهل کجایی؟

‫چطوری کشف شدی؟

‫من می‌خوام... ما می‌خوایم ‫همه‌چی رو بدونیم

‫خب، راستش

‫چیز چندانی برای گفتن نیست

‫من فقط یه دخترم

‫که اهل یه شهر خیلی کوچیک توی ایندیاناست

‫مطمئنم تابحال اسمشو نشنیدی

‫راستش، حتی شهر هم نیست

‫فکر نکنم حتی بشه

‫اسمشو گذاشت روستا

‫شاید بشه گفت... یه مزرعه‌ست؟

‫ولی تا جایی که یادمه

‫همیشه آرزو داشتم

‫بیام توی تلوزیون

‫این رویای منه

‫وقتی بچه بودم

‫عادت داشتم برای خانواده‌م اجرا کنم

‫همم، خانواده‌ت

‫چه قشنگ

‫خب، همه می‌دونن که

‫جایگزین الیزابث اسپارکل شدی

‫و هیچ شکی نیست که جاش رو پر کردی

‫هیجانو بردی بالا

‫و دنیا رو ترکوندی

‫طرفدار برنامه‌ش بودی؟

‫...خب... خب نمی‌تونم

‫نمی‌تونم بگم

‫که واقعاً بیننده‌ی برنامه‌ش بودم

‫همونطور که می‌دونین

‫از یه نسل نیستیم

‫و اگر بی‌رودروایسی بگیم

‫برنامه‌ش یه‌خرده قدیمی بود

‫برنامه‌ی "تناسب اندام دوران ژوراسیک" بود

‫- تناسب اندام دوران ژوراسیک ‫- نیاز به تغییر داشت

‫بهت نشون میدم لعنتی

‫می‌خوای تناسب اندام دوران ژوراسیک ببینی؟

‫می‌خوایش؟

‫بیا، یه تناسب اندام دوران ژوراسیکی ‫نشونت بدم اون سرش ناپیدا

‫ولی مادرم طرفدار دوآتیشه‌ش بود

‫برای همین، هر روز صبح ‫توی هر شرایطی

‫توی خونه‌مون برنامه‌ی اسپارکل پخش می‌شد

‫پس یجورایی میشه گفت ‫باهاش بزرگ شدم

‫چه خوشم میومد چه نمیومد

‫گمونم برای همین میشه گفت

‫یجور ارتباط خاصی با هم داریم

‫یجور ارتباط خاصی داریم؟

‫اگر بخاطر من نبود اصلاً وجود نداشتی

‫خانم‌ها و آقایون

‫وقت سوال نهایی‌مونه

‫سوالی که از تک‌تک

‫مهمان‌هامون می‌پرسیم

‫باشه

‫میشه یکی از رمز و رازهای

‫کوچولوی زیباییت رو بهمون بگی؟

‫یکی از ترفندهای کوچولویی

‫که بهت کمک می‌کنه

‫اینقدر فوق العاده‌ بنظر بیای

‫آخه خودتو ببین

‫نمی‌دونم

‫بگو!

‫بگو!

‫بذار فکر کنم

‫بگو!

‫بهشون بگو

‫رمز و راز کوچولوی زیباییت کیه!

‫- گمونم... ‫- خب بذار

‫بهشون نشون بدم

‫اینم رمز و راز کوچولوی زیباییت

‫گمونم سعی می‌کنم خودم باشم

‫که بی‌ریا باشم

‫و بابت تمام چیزهایی که دارم قدردان باشم

‫و اینکه همیشه یادم باشه خوش‌قلب باشم

‫اوه، عزیزدل مردم آمریکایی

‫فقط... اوه، سعی می‌کنم خودم باشم

‫بس کن!

‫بس کن

‫داری از من می‌گیریش

‫این راز کوچولوته

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫بس کن!

‫باید خودتو...

‫کنترل کنی!

‫دیگه نمی‌تونم برگردم توی این اتاق

‫پیرزن حال‌بهم‌زن خیکی

‫تهوع‌آوری!

‫« سه ماه بعد »

‫« برنامه‌ی شب سال نو » ‫« فردا ساعت 9 شب »

‫« موفق باشی! » ‫« مردم عاشقت میشن »

‫نمیای بخوابی؟

‫چرا، الان میام

‫« خوراک خودِ دیگر »

‫« خوراک خودِ دیگر »

‫« خوراک ماتریس »

‫« خوراک خودِ دیگر »

‫« خوراک ماتریس »

‫بله؟

‫سلام، سلام، یه موقعیت اورژانسی پیش اومده

‫دیگه ماده‌ی تثبیت کننده‌ای نمونده

‫الو؟

‫منم 503 لعنتی

‫بله

‫دارم میگم موقعیت اورژانسیه

‫دیگه ماده‌ی تثبیت کننده‌ای نمونده

‫این یعنی به پایان کار رسیدی

‫منظورت چیه پایان کار؟

‫همه‌شو خالی کردی

‫اگر بیشتر می‌خوای

‫باید بذاری مایع بازتولید بشه

‫بهم بگو چطوری انجامش بدم

‫باید فوراً شرایط خودمو تثبیت کنم

‫فقط کافیه جاتو عوض کنی

‫جانم؟

‫جابه‌جا کردن فرایند

‫ترشح مایع رو شروع می‌کنه

‫تا بتونی باز هم ‫از این تجربه لذت ببری

‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

‫نمی‌تونم جامو باهاش عوض کنم، نمی‌تونم

‫بخصوص الان

‫راه دیگه‌ای نیست

‫سـو؟

‫عزیزم؟

‫سـو؟

‫حالت خوبه؟

‫بابت فردا اضطراب داری؟

‫عزیزم؟

‫عزیزم؟

‫سـو؟

‫چیزی شده؟

‫بخاطر پریود شدنت بدخلق شدی؟

‫سـو، درو باز کن

‫اذیت نکن دیگه، سـو

‫اصلاً بامزه نیست، باید برم دستشویی

‫سـو، درو باز کن

‫سـو، درو باز کن دیگه، اذیت نکن

‫عزیزم

‫درو باز کن

‫سـو

‫سـو

‫درو باز کن دیگه، اذیت نکن

‫سو، درو باز کن

‫سو، درو باز کن

‫برو بیرون!

‫یعنی چی؟

‫گمشو بیرون!

‫تو دیگه کی هستی؟ ‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫دست از سرم بردار!

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫بله؟

‫منم 503

‫می‌خوام تمومش کنم

‫مطمئنی؟ وقتی تمومش کنی

‫دیگه راه برگشتی نیست

‫می‌خوام تمومش کنم! ‫می‌خوام تمومش کنم لعنتی!

‫می‌خوام تمومش کنم!

‫بسته‌ رو به دستتون می‌رسونیم

‫« بسته‌ی نهایی شما ‫در صندوق امانات شما گذاشته شد »

‫- سـو، می‌خواستم... ‫- برو گمشو!

‫« متاسفیم که از تجربه‌تون ‫با "ماده" لذت نبردید »

‫« خاتمه »

‫مطمئنی؟

‫وقتی تمومش کنی ‫دیگه راه برگشتی نیست

‫خودت تنها می‌مونی

‫خودت تک و تنها

‫خودت تک و تنها

‫تک و تنها

‫- خفه‌خون بگیر! ‫- تک و تنها

‫« موفق باشی! » ‫« مردم عاشقت میشن »

‫« مردم عاشقت میشن »

‫- الیزابث ‫- الیزابث

‫- الیزابث ‫- عاشقتیم

‫نمی‌تونم

‫نمی‌تونم... نمی‌تونم این‌کارو بکنم

‫بهت نیاز دارم

‫چون... از خودم متنفرم

‫باید... باید... باید آماده بشی

‫امشب... امشب شب مهم ماست

‫بلند شو. حسابی عاشقت میشن

‫بلند شو

‫بلند شو

‫تو تنها بخش دوست‌ داشتنی منی

‫باید برگردی

‫باید برگردی. برگرد

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

‫بلند شو

‫بلند شو

‫بلند شو

‫بلند شو دیگه

‫« خاتمه »

‫اوه، این‌کارو نکن!

‫« مردم عاشقت میشن »

‫« امشب ساعت 9 »

‫یک ساعت و نیم ‫برای گریم و موهات وقت داری

‫بعد باید ببریمت اتاق پرو

‫و لباس تنت کنیم

‫بعدش روی صحنه برای آخرین بار

‫نور و صدا رو امتحان می‌کنیم

باید قبل از شروع شدن برنامه تمام اینا رو انجام بدیم

‫فهمیدی؟

‫حله؟

‫خیلی‌خب، بیا بریم، بجنب

‫عالیه

‫محشره

‫بی‌نقصه

‫اینم از این

‫خوبه

‫رقص نور رو آماده ‌کنین

‫الان برمی‌گردم، شرمنده

‫گفتن بیای روی صحنه ‫که بتونن نور رو تنظیم کنن

‫تابحال شده رویای

‫نسخه‌ی بهتری از خودت رو داشته باشی؟

‫جوون‌تر

‫بی‌نقص‌تر

‫سـو؟

‫باشه، الان میام

‫باشه، پس روی صحنه منتظرتم

‫سـو؟

‫می‌خوام با سهام‌دارهامون آشنات کنم

‫بی‌صبرانه منتظر دیدنت بودن

‫همه‌چی... مرتبه؟

‫پس لبخند بزن

‫این چیزیه که امشب می‌خوایم

‫دخترای خوشگل باید همیشه لبخند بزنن

‫پَر، پَر، پَر

‫سلام، برای امشب آماده‌ای؟

‫« یک‌بار مصرف » ‫« بعد از مصرف دور انداخته شود »

‫فقط یه نسخه‌ی بهتر از خودمو می‌خوام

‫تو رو خدا، یه نسخه‌ی

‫بهتر از خودمو بهم بده، تو رو خدا

‫تو رو خدا

‫بجنب دیگه

‫ظاهراً این‌دفعه همه‌چیز

‫سر جای درستشه

‫لطفاً اسم، سن و اندازه‌هاتون رو بگین

‫« هیولای الیزاسـو »

‫دخترای خوشگل باید همیشه لبخند بزنن

‫چه عجب، داشتیم نگران می‌شدیم

‫زود باش، 5 دقیقه‌ی دیگه باید روی صحنه باشی

‫ایناهاش، چه خوشگله

‫عاشقتیم

‫جات همین‌جاست

‫و تا همیشه جات همینجا می‌مونه

‫بدون تو از پسش برنمیایم

‫بدون تو عمراً نمی‌تونیم دووم بیاریم

‫هیچکس جاتو نمی‌گیره

‫خانوما، زود باشین برین

‫منتظر چی هستین؟

‫خیلی‌خب، همگی برید

‫برید، برید، برید

‫مأیوس نمیشین

‫این دختر زیباترین اثر منه

‫جوری بهش شکل دادم ‫که موفقیت رو شاخشه

‫پنج، چهار، سه، دو، یک

‫« پخش زنده »

‫خیلی خوشحالم که امشب ‫در کنار شما هستم

‫خیلی دلم برای همه‌تون تنگ شده...

‫هیولا!

‫به هیولا شلیک کنین!

‫یه موجود عجیب‌الخلقه‌ست!

‫- نه! ‫- به هیولا شلیک کنین!

‫نترسین

‫هیولا!

‫هنوزم خودمم

‫منم

‫من الیزابثم. من "سـو"ـم

‫عجیب‌الخلقه!

‫- عجیب‌الخلقه! ‫- هیولا!

‫هیولا!

‫منم

‫منم

‫من همون آدمم

‫حیف که

‫جای اون دماغش

‫سینه‌هاش وسط صورتش نیستن

‫همم

‫نفر بعدی!

‫دخترای خوشگل باید همیشه لبخند بزنن

‫بعد از 50 سال...

‫متوقف میشه

‫خیلی خوشگلی

‫عاشقتیم

‫هیچکس جاتو نمی‌گیره

‫« الیزابث اسپارکل »

‫« مــاده »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.