All language subtitles for The.Substance.2024.1080p.Theater.WEB-DL-NaNi (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian Download
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton Download
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

▷ Instagram.com/Aliakbar.1999

« الیزابت اسپارکل »

!الیزابت! این طرف، الیزابت - !دوستت داریم -

!الیزابت، اینجا - !دوستت داریم، الیزابت -

خواهش می‌کنم. این طرف - الیزابت، دوستت داریم -

!اسپارکل

عاشقشم

بریم یه چیزی بخوریم؟ - آره. چوب‌شوری چیزی می‌زنیم -

این یکی رو یادتـه؟ - توی اون فیلمـه بود. چیزه...ولش کن -

باید بهش بگیم دیر می‌رسیم - آره، بهش پیام میدم -

آره، سهمت میشه ۲۰ دلار

!از سر راه برو کنار! یالا

!تُف توش

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » ::. Ali99 & Cardinal .::

!شما می‌تونید !خانم‌ها، قدرتتون رو حس کنید

« زندگی‌تون رو درخشان کنید » « با الیزابت »

.حالا رژه. زانوها رو بلند کنید !شما می‌تونید

!یالا. حرکت کنید

!لگد! لگد

!آره، شما می‌تونید

!کمر رو تکون بدید

به فکر بیکینی‌هاتون باشید

نمی‌خواید که توی ساحل شبیه یه عروس دریایی گنده باشید؟

!یالا

!پا به بغل

!جلو

!لگد! یالا، شما می‌تونید

!خانم‌ها، طاقت بیارید !شما می‌تونید

!شما می‌تونید

!خانم‌ها، عجب ورزشی بود

خیلی‌خب، امیدوارم هفته‌ی بعد هم توی «زندگی‌تون رو درخشان کنید» ببینم‌تون

می‌خوایم روی ماهیچه‌های پهلو کار کنیم

شکل دادن به این عضله‌ها از هر جای دیگه‌ای سخت‌تره

...ولی تا اونموقع

مراقب خودتون باشید

!کارتون عالی بود، خانم‌ها !عالی بودید

!تولدت مبارک - وای، مرسی -

!تولدت مبارک - وای، مرسی -

تولدت مبارک - !مرسی -

« دستشویی خراب است »

کیرم هم نیست اگه مجبور شیم کل دخترهای جوون شهر رو ببینیم

ظرف چند هفته‌ی آینده

ببین، به زبون ساده میگم

می‌خوایم جوون باشه

می‌خوایم جذاب باشه

می‌خوایم الساعه پیدا بشه

نمی‌دونم این عجوزه چطوری این همه وقت اینجا موندگار بوده

واقعاً جوابی براش ندارم

اوه، جایزه‌ی اسکار کیلویی چنده؟

کِی بُرده حالا؟ دهه‌ی سی؟

واسه چی؟ کینگ کونگ؟

نه، کیرم هم نیست چه قولی بهش دادیم

،اینجا شبکه‌ی تلویزیونیـه

خیریه که نیست

!یه آدم جدید برام پیدا کن

!الان

هی، می‌دونستی باروری زن‌ها از سن ۲۵ سالگی شروع به کاهش می‌کنه؟

حالا جنیفر چند سالشـه؟

بهتره بزنی تو کارش

عین وقتیـه که می‌بینی یکی تو پخش زنده می‌گوزه « الیزابت »

ملت عاشق این چیزان

آخه، کارمون همینطوریـه دیگه

پس می‌گیری چی میگم؟

ملت همینن

من هم باید ملت رو به خواسته‌شون برسونم

سهام‌دارها فقط اینطوری راضی میشن

ملت هم همیشه یه چیز تازه می‌خوان

از تازه‌سازی فراری نیست

...توی پنجاه سالگی هم...خب

تموم میشه

چی تموم میشه؟

چی؟

چی تموم میشه؟

...آم...می‌دونی، چیز

...همون

...چیزه

!اوه، جورج

!به‌به

ببخشید. باید برم

!هاروی

!جورج، آمار بیننده‌هات حرف نداره

!واقعاً نابغه‌ای

.اوه، چه شیر تو شیری !الحق که نابغه‌ای

واسه همین باید مشروب بزنی

بامزه بود

« !با توث‌برایت، شما می‌تونید »

خب، روز شانستونـه، خانم اسپارکل

چون از سر تا پاتون عکس‌برداری کردیم و

کوچکترین آسیبی بهتون وارد نشده

پس می‌تونید برید

آه، واکسن‌هاتون رو زدید

مسافرت هم نمیرید

راستی، باید بگم همسرم طرفدار پروپاقرصِ شماست

...آم، گروه خونی

عه، ببین. تولدتونـه

...تولدتون مبا

.اوه، باهام کار واجب دارن .عذر می‌خوام

...من باید...روز خوبی

خداحافظ

یه لحظه

فقط باید یه آزمایش دیگه انجام بدم

مگه دکتر نگفت می‌تونم برم؟

مشکلی هست؟

نه، همه چی عالیـه

شما گزینه‌ی خوبی هستید

یعنی...می‌تونید برید

براتون آرزوی بهترین‌ها رو دارم

« دارو »

« این زندگیم رو زیرورو کرد »

لیزی؟

لیزی اسپارکل؟

!خدای من، باورم نمیشه

!فرِد هستم

!فرِد، سالِ دهم، کلاس‌های اول صبح

!آها، فرِد. یادم اومد

یه ذره هم عوض نشدی

هنوزم خوشگل‌ترین دخترِ کل دنیایی

.می‌دونی، پیگیر کارهات بودم .چقدر موفق شدی

یعنی، وای، وای، وای

وای

هی، چطوره بریم با هم ...یه نوشیدنی بخوریم؟ الان که

دوباره...به هم رسیدیم

وای، معلومـه. چقدر خرم

سرت خیلی شلوغـه - ولی می‌دونی چیـه؟ -

چطوره کارتتو بدی بهم؟

آخه...خدا رو چه دیدی

...آم، حتماً. بذار ببینم

همین خوبـه

میزان کلسترولم رو نگاه نکن

واقعاً فاجعه‌ست

!وای، خدا

بفرما

!الان شما می‌تونی بهم زنگ بزنی

.بابت این همه سالی که باهامون بودی ممنونیم » « !فوق‌العاده بودی

« دارو »

تابحال رویای یه نسخه‌ی بهتر از خودت رو داشتی؟

جوون‌تر

زیباتر

بی‌نقص‌تر

یه تزریق ساده، قفل‌های دی‌ان‌ایت رو باز می‌کنه

این تزریق تقسیم سلولی جدیدی رو شروع می‌کنه که

نسخه‌ی دیگه‌ای از خودت رو به وجود میاره

این...داروی ماست

سرچشمه تویی

همه چی از تو نشأت می‌گیره

همه چی هم خودتی

این فقط نسخه‌ی بهتری از خودتـه

فقط باید با هم سهیم بشید

یه هفته یکی

هفته‌ی بعد هم اون یکی

تعادل بی‌نقصِ نفری هفت روز

فقط یه چیزی رو نباید فراموش کنی

شما یکی هستید

نمی‌تونی از خودت فرار کنی

« الیزابت اسپارکل »

بله؟

سلام

می‌خوام...سفارش بدم

آدرس

خیابون بورلی کنیون، پلاک ۱۰۵۷

یادداشت کن

بایرونِ شمالی، پلاکِ ۳۵

...پلاکِ ۳۵

« آزمون بازیگری » « کی قراره جای الیزابت اسپارکل رو بگیره؟ »

« ...به دنبال بازیگری جوان »

« فقط سنین ۱۸ تا ۳۰ سال »

« بایرونِ شمالی، پلاکِ ۳۵ »

« فعال‌ساز »

« یک‌بار مصرف » « پس از استفاده دور ریخته شود »

« تثبیت‌گر »

« برای دیگری »

« تعویض کالبد »

« غذای سرچشمه » « غذای دیگری »

« فقط یک بار فعال‌سازی را انجام می‌دهی »

« هر روز از تثبیت‌گر استفاده می‌کنی »

« هر هفت روز بلااستثناء کالبد را عوض می‌کنی »

« فراموش نکن شما یکی هستید »

سرچشمه تویی

همه چی از تو نشأت می‌گیره و همه چیز خودتی

این فقط نسخه‌ی بهتری از خودتـه « فعال‌ساز »

« غذای سرچشمه »

« غذای دیگری »

سلام

« هر روز از تثبیت‌گر استفاده می‌کنی »

« کی قراره جای الیزابت اسپارکل رو بگیره؟ »

ممنون

تا هفته‌ی بعد بهتون خبر میدیم

خیلی ممنون

واسه این نقش جون میدم

چه رقاص خوبی بود

،حیف جای ممه‌هاش اون دماغ وسط صورتشـه

!نفر بعد

انگار این دفعه همه چی سر جاشـه

لطفاً اسم، سن و اندازه‌ات رو بگو

من سو هستم

من سو هستم

سو، سو، سو، سو، سو، سو

سو، سو، سو، سو

اون کجاست؟

!کجاست؟

« سو »

عجب فرشته کوچولوی قشنگی

استخدامی

یه برنامه درست عین خودت می‌خوایم

خوشگل و شاد

ملت می‌خوان شاد باشن

،دو هفته دیگه پخش داریم پس بیا شروع کنیم

بقیه‌ی هماهنگی‌ها رو با دستیارم بکن

...آه - ایزابلا -

...ایزا...ایزا...ایزا

اسمشو تریلی نمی‌کِشه

از این به بعد اسمت سیندیـه

کوتاه‌تر و بهتره

خب، می‌ذارم بقیه‌ی چیزا رو با سیندی هماهنگ کنی

...آها، راستی، تا نرفتید

فقط باید بگم که یه مشکل زمان‌بندی کوچیکی هست

من باید یه هفته در میون برم خارج از شهر

تا از مادرم که خیلی مریضـه مراقبت کنم

من تو رو واسه این برنامه می‌خوام و

مشکلت مراقبت از هر مادر، برادر، یا سگِ مریضِ لامصبی باشه، یه راه‌حلی براش پیدا می‌کنیم

خوشگل و خوش‌قلب

ملت عاشقش میشن

عالیـه

« برنامه‌ی جدید » « به زودی »

می‌پرید بالا. آرنج‌ها رو می‌زنید به هم

سر پایین

بعد جمع میشید

پنج، شیش، هفت، هشت. آرنج‌ها

« هر هفت روز »

« غذای سرچشمه »

« تعویض کالبد »

« غذای دیگری »

!وای، ایناهاشش

کجا بودی؟

همه می‌خواستیم به مناسبت خداحافظیت باهات یه نوشیدنی بخوریم

...بگذریم، همه پول گذاشتیم وسط و

یه چیزی واست گرفتیم که سرت رو باهاش گرم کنی

فرانسویـه

.همسرم تضمینش می‌کنه .وای، عاشق همسرمم

ای وای، باید برم

ولی همیشه از دیدنت خوشحال میشم

« سو، سو، سو، سو »

« بسته‌ی تزریقات جدید در کمد شما قرار گرفت »

!نود و هشت با کنترل...

!قیمتش واقعاً فوق‌العاده‌ست !‏۴۹ دلار و ۹۸ سنت

.کیفیتش رو ببینید .خیلی محکمـه. قشنگـه

!لعنت بهت، زنیکه !بیخیال. سه شبـه نخوابیدم

!باز کن

!...کِی می‌خوای این در رو باز

خب...ببخشید

مگه اینجا منزل خانم اسپارکل...؟

اسباب‌کشی کرده

من مستأجر جدیدم

سو

اُلیور

اُلیور

اُلیور

...بابت چیزی شاکی بودی

اُلیور؟

چی؟

نه

نه، نه، نه، نه

به نظرم وقتی توی ساختمون

.یه خبرهاییـه، خیلی باحالـه می‌گیری چی میگم؟

...راستش من

...آدم فنی‌ایم...اگه یه وقت

...هر نوع کمکی خواستی

...یه جعبه‌ابزار دارم و

چکشم هم گنده‌ست

می‌دونی که چی میگم

،بگذریم، من خونه‌ام همینجاست

پس هر وقت کارم داشتی، می‌دونی کجام

روز یا شب

فعلاً

همگی سلام

من سو هستم و وقتشـه بشید بمبِ انرژی

آماده‌اید؟

شروع کنیم

از همتون ممنونم

تا هفته‌ی بعد بدرود

...تا اونموقع

مراقب خودتون باشید

کجاست؟

!محشر بود. محشر بود !همینو می‌خواستم

« بمبِ انرژی »

،تا دیروقت بیرون نمی‌مونم پس منتظرم باش

با عجله نخور

حالت خوبـه؟

آره، الان برمی‌گردم

« ...شما »

« تعویض کالبد انجام می‌دید »

« هر هفت روز »

« بلااستثناء »

حالت خوبـه؟

« استثناء »

چیکار کردی؟

انگار از قبل هم خوشگل‌تر شدی

نه

.از شدت مستی نتونستم موتور رو ببرم خونه » « حواست بهش باشه! :-) تروی

بله؟

بله، سلام

الیزابت اسپارکل هستم

شماره‌ی ۵۰۳

بله

بله، سلام

یه مورد کوچیک سوءمصرف دارو پیش اومده

اتفاقی تعویض کالبد چند ساعتی عقب افتاد و

باعث شده یه...تغییری اتفاق بیفته

پس الان دنبال فرایند معکوس کردنش می‌گردم

،هر طرف از چیزی استفاده کنه طرف مقابل اون رو از دست میده

راه برگشتی وجود نداره

نه، نمی‌دونم چی تو سرش می‌گذشته

و مشخصاً مست بوده

یادت باشه اون و تویی در کار نیست

شما یکی هستید

،اگه تعادل رو رعایت کنید مشکل دیگه‌ای براتون پیش نمیاد

!سو

سو؟

الان توی تلویزیون دیدمت

وای خدای من

دلم می‌خواد توی کلاست ثبت‌نام کنم

هی، احیاناً تدریس خصوصی نداری؟

هی، چطوره امشب بیای خونه‌ام با هم یه نوشیدنی بخوریم؟

یالا، خجالت نکش

دارم می‌بینم پشت در وایسادی، خوشگلـه

.باشه، عجله نکن .ولی بدون با هم قرار داریم

♪ بمب انرژی باش ♪

♪ باید بمب انرژی باشی ♪

♪ بمب انرژی باش ♪

♪ باید بمب انرژی باشی ♪

« بسته‌ی تزریقات جدید در کمد شما قرار گرفت »

چی میل دارید؟

یه موکا لاته

خیلی طولانیـه، مگه نه؟

ببخشید؟

هفت روز

تعقیبم کردی؟

فقط کنجکاو شدم بدونم اوضاع و احوالت چطوره

هر بار یکم بیشتر احساس تنهایی می‌کنی، مگه نه؟

نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنی

من حالم خوبـه

همه چی روبراهـه

...هر بار به یاد آوردن اینکه

هنوز حق زندگی داری سخت‌تر میشه

اینکه این بخش از وجودت هنوز ارزش خودش رو داره

اینکه هنوز اهمیت داری

شروع کرده، مگه نه؟

مثل خوره به جونت افتاده، درستـه؟

!لعنتی

!مواظب باش

!چیـه؟

!هوی

!برو کنار

« آت و آشغالای قدیمی الیزابت »

هنوزم خوشگل‌ترین دخترِ کل دنیایی

الو؟

‫سلام، فِرِد

‫منم، لیزی

‫الو؟

‫شرمنده، چیزه، من شوکه شدم

‫- اوه ‫- وای

‫پناه بر خدا

‫بعد از اون ماجرا ‫گفتم دیگه خبری ازت نمیشه…

‫نه، اصلاً، این چه حرفیـه؟!

‫فقط این اواخر ‫سرم حسابی شلوغ بوده

‫ببین، یه فکری؛

‫چطوره قرار بذاریم ‫یه مشروبی چیزی بزنیم؟

‫گوشی دستتـه؟

‫شرمنده، من بازم بدجور جا خوردم

‫می‌تونم ساعت ۸ ‫یه میز توی لوییجی رزرو کنم

‫ساعت ۸، لوییجی؟

‫حله

‫پس امشب می‌بینمت

‫- خداحافظ ‫- باشه، فعلاً

‫« فِرِد: « ‫من تو رستورانم. دیر میای؟

‫« می‌دونم ستاره‌ای مثل تو ‫ورود باشکوه رو دوست داره. »

‫« حالت خوبـه؟ »

‫- سلام عرض شد ‫- سلام

‫خب، شروع می‌کنیم. ‫عوامل لطفاً صحنه رو ترک کنن

‫موقعیت اول، ممنون

‫شروع فیلم‌برداری

‫حرکت تا ۳، ۲ و ۱ ثانیه‌ی دیگه

‫پاها رو خم کنید، خم کنید

‫باسن‌تون رو بچرخونید

‫بچرخونید

جمع شید، جمع، جمع

جمع، جمع

‫سرها بین پاها

‫کات

‫ببخشید، چیزه، یه‌آن فکر کردم…

‫حواسم پرت شد

‫مشکلی نیست. ادامه بدیم

‫برگردیم سر موقعیت اول

‫ببخشید، از اتاق فرمان پیام دادن

‫کارگردان گفت صحنه‌ی ناجوری رو

‫توی نمایشگر دیده

‫تصویر دوربین شماره‌ی دو رو پخش کنید

‫دوربین شماره‌ی دو

‫بزن جلو

‫میشه لباس بلندم رو بهم بدید؟

‫ببخشید، توی رختکَنـه

‫خب، برو بیارش

‫بهتره تک‌تک فریم‌ها رو بررسی کنیم

‫من ۵ دقیقه‌ی دیگه میام

‫- بله؟ ‫- این دیگه چه وضع تعادلـه؟!

‫من رنگ عشق‌وحال رو هم نمی‌بینم،

‫بعد ایشون ۷ روزِ آزگار ‫می‌شینه جلوی تلویزیون و

‫تا خرخره غذا کوفت می‌کنه

‫یادت باشه که تو و اونی در کار نیست

‫من عاشق…

‫چی شده؟ ‫پس بقیه کجان؟

‫برنامه‌مون کنسل شده

‫- چی؟ چرا؟ ‫- سو

‫هاروی می‌خواد همین‌الان ‫توی دفترش ببیندت

‫باشه

‫قبلش لباسمو عوض می‌کنم

‫نه، گفتش همین‌الان

‫یه‌راست میرم سر اصل مطلب

‫نمی‌تونی برنامه‌ی صبحگاهی رو ادامه بدی

‫آخه واسه چی؟ ‫من که تازه شروع کردم

‫آمارمون ترکونده

‫اولش ۴۲ بود

‫الان رسیدیم به…

‫۲۱۶

‫معرکه‌ست

‫ملت عاشقتن

‫دلشونو بُردی

‫می‌خوان بیشتر از این حرف‌ها تو رو ببینن

‫برای همین هم

‫تصمیم گرفتیم تو رو

‫مجری برنامه‌ی تحویل سال کنیم

‫یعنی…

‫خفن‌ترین برنامه‌ی شبکه

‫با ۵۰ میلیون بیننده‌ی زنده

‫این دیگه سقفِ آسمونـه

‫کارت سخته ها

‫چند ماه بیشتر وقت نداریم. ‫روت حساب کنم یا نه؟

‫بخت فقط یه بار در خونه‌ی آدم رو می‌زنه،

‫اگر درو باز نکنی، دیگه سراغت نمیاد

‫تو خودت ختم این حرف‌هایی

‫فقط یه روز دیگه

‫بعد یه هفته‌ی کامل کاری ندارم

‫می‌تونیم تعویض کالبد کنیم

‫قراره برای جلد مجله‌ی وُوگ عکس بگیریم

‫فقط یه روز دیگه، خب؟

‫- بله؟ ‫- اون تعادل رو رعایت نکرده

‫همش داره عُمرِ منو می‌دزده

‫عواقب این کارش هم ‫عینِ خیالش نیست

‫جنده‌خانم خیلی خودخواهـه

‫مایل به توقف فرایند هستید؟

‫توقف؟

‫سرچشمه شمایی

‫اگر راضی نیستید،

‫می‌تونید به فرآیند خاتمه بدید

‫و مجدداً فقط خودتون باشید

‫مایل به توقف فرایند هستید؟

‫دوباره میشم مثل روز اولم؟

‫انتقال مثل یه جاده‌ی یک‌طرفه عمل می‌کنه

‫اما می‌تونید جلوی فرایند رو بگیرید

‫آیا در حال حاضر مایل به توقف فرآیند هستید؟

‫می‌خواید دوباره فقط خودتون باشید؟

‫نه

‫نه، نه

‫نباید جلوشو بگیرم

‫اون…

‫« یادتون باشه شما یکی هستید »

‫من…

‫فقط لازمـه تعادل رعایت بشه

‫پس رعایتش کن

‫بس کن، بس کن

‫بس کن، بس کن

‫« این زندگیم رو زیرورو کرد »

شما برنده شدید

‫خب، تبریک میگم. ‫شما ۲۵ هزار دلار برنده شدید

‫این آخرین فرصت‌تونـه؛

‫می‌تونید با پاسخ به یک سؤال ‫در این دور مسابقه

‫برنده‌ی ۲۵۰ هزار دلار بشید

‫فقط ۴۵ ثانیه فرصت دارید

‫تا به این سؤال

‫پاسخ صحیح بدید و…

‫یه چیزی برات گرفتیم که باهاش ‫سرت رو گرم کنی

‫« پخت‌وپز فرانسوی »

‫« ۲۶ دستورپخت از بهترین سرآشپزان فرانسوی »

‫گوه توش

‫« سیرابی به سبک کان »

‫« مغز طعم‌دارشده‌ی گوساله »

‫« بوقلمون کریسمس پُرشده با جگر چرب »

‫بله، خانم‌ها و آقایان، اومده اینجا

‫فوق‌ستاره‌ی حال حاضر تلویزیون، سو

‫آماده‌اید؟

‫بیاید بهش خوش‌آمد بگیم. ‫سو!

‫تو یهو عین برق

‫توی تلویزیون‌هامون ظاهر شدی

‫به‌نظر من که هیچ‌کس ‫آماده‌ی همچین ستاره‌ای نبود

‫همه‌چیز از اون برنامه‌ی صبحگاهی شروع شد

‫شایعات حاکی از اینن که قراره

‫توی فیلم بعدی تام گرنت بازی کنی

‫وایسا، یه لحظه

‫گویا قراره مجری ‫برنامه‌ی تحویل سال هم باشی

‫درسته؟

‫بله، درسته

‫بله، درسته

‫یا خدا، عجب خبری!

‫« سوسیس خونی با سیب »

‫یه خرده از خودت برامون بگو

‫اهل کجایی؟

‫چطوری استعدادت کشف شد؟

‫من، در واقع همه‌مون، ‫می‌خوایم کل داستان رو بدونیم

‫راستش، داستان خاصی در کار نیست

‫من یه دختر معمولی‌ام، ‫اهل یکی از شهرک‌های کوچیک ایندیانا

‫مطمئنم اسمش هم به گوش‌تون نخورده

‫راستش حتی شهرک هم محسوب نمیشه

‫بعید می‌دونم حتی بشه ‫اسمش رو دهکده گذاشت

‫بهتره بهش بگیم مزرعه، نه؟

‫ولی از وقتی که یادمـه،

‫اجرا توی تلویزیون آرزوم بوده

‫این آرزوی منـه

‫بچه که بودم، ‫جلوی خانواده‌ام اجرا می‌کردم

‫خانواده‌ات

‫چه باحال

‫خب، همه خبر دارن که

‫تو جای الیزابت اسپارکل رو گرفتی

‫همه قبول دارن که تو از راه رسیدی،

‫آدرنالین خالص به برنامه تزریق کردی و

‫همه رو مات و مبهوت خودت کردی

‫تو طرفدار برنامه‌اش بودی؟

‫راستش، چیزه،

‫دروغ چرا؟ من به اون شکل ‫برنامه‌اش رو دنبال نمی‌کردم

‫آخه ما از دو نسل متفاوتیم

‫باید قبول کرد که برنامه‌ی اون ‫دیگه از مُد افتاده بود

‫والا رسماً عتیقه شده بود

‫- عتیقه شده بود ‫- نیاز به تغییر داشت

‫حالیت می‌کنم

‫می‌خوای چنان عتیقه‌ای نشونت بدم ‫که اون سرش ناپیدا باشه؟!

‫همین رو می‌خوای؟!

‫یالا، بیا عتیقه‌ات رو تحویل بگیر!

‫منتها مادرم طرفدارِ پروپاقرصش بود

‫واسه همین هم، ‫هر روز صبح، تحت هر شرایطی

‫برنامه‌ی «زندگی‌تون رو درخشان کنید» ‫از تلویزیون‌مون پخش می‌شد

‫پس به‌نحوی، من باهاش بزرگ شدم

‫حالا هر چقدر هم که ازش خوشم نیاد

‫به همین خاطر میشه گفت ‫یه‌جور ارتباطی بین ما هست

‫یه‌جور ارتباط؟

‫تو بدون من وجود خارجی نداشتی

‫خب، خانم‌ها و آقایون، ‫نوبت سؤال آخرمونـه

‫سؤالی که از تمام مهمون‌هامون می‌پرسیم

‫خب

‫یکی از رمز و رازهای زیبایی‌ات رو

‫با ما درمیون می‌ذاری؟

‫یکی از فوت‌وفن‌هات که

‫این‌قدر جذابت کرده چیه؟

‫- آخه، ببین چقدر ماهی ‫- نمی‌دونم

‫بگو دیگه!

‫بگو!

‫- بذارید فکر کنم ‫- بگو!

‫بگو زیباییت رو مدیون کی هستی!

چطوره این رو نشون‌شون بدیم؟

‫رمز و راز زیباییت اینـه

‫گمونم اینکه فقط تلاش می‌کنم خودم باشم

‫اینکه روراست و ‫بابت تمام داشته‌هام سپاس‌گزار باشم

‫و یادم باشه که همیشه به ندای قلبم گوش بدم

‫خب، من اینجا با…

‫من فقط تلاش می‌کنم خودم باشم

‫بس کن!

‫بس کن!

‫تو داروندارت رو از من می‌دزدیدی!

‫رمز و رازت همینـه

‫بس کن!

‫باید خودت رو کنترل کنی!

‫من نمی‌تونم برگردم تو جسم اون

‫زنیکه‌ی پیری چندش!

‫حالمو به هم می‌زنی!

‫« ۳ ماه بعد »

‫« برنامه‌ی تحویل سال، فردا شب ساعت ۹ »

‫« با آرزوی موفقیت! عاشقت میشن »

‫میای رو تخت؟

‫آره، الان میام

‫- بله؟ ‫- سلام، یه مسئله‌ی فوری پیش اومده

‫مایع تثبیت‌گرم تموم شده

‫الو؟

‫شماره‌ی ۵۰۳ ام

‫- بله؟ ‫- کیر توش!

‫دارم میگم مسئله فوریـه

‫مایع تثبیت‌گر‌م تموم شده

‫پس به آخرِ خط رسیدی

‫یعنی چی آخر خط؟

‫هر چی بوده رو خالی کردی

‫اگر باز هم می‌خوای، ‫باید بذاری مایع دوباره تولید بشه

‫خب چه‌جوری؟

‫الان باید وضعیتم رو تثبیت کنم

‫همون تعویض کالبد کافیـه

‫ببخشید؟

‫تعویض کالبد باعث ترشح مجدد مایع میشه

‫این‌طوری می‌تونید از فرآیند لذت ببرید

‫نه، نه، نه

‫الان نمی‌تونم تعویض کالبد کنم، نمیشه

‫مخصوصاً الان

‫چاره‌ای نیست

‫سو؟

‫عزیزم؟

‫سو؟

‫خوبی؟

‫واسه فردا دلشوره داری؟

‫عزیزم؟

‫عزیزم؟

‫سو؟

‫چیزی شده؟

‫سر قضیه‌ی عادت ماهانه‌ ‫اعصابت بهم ریخته؟

‫سو، درو باز کن

‫بیخیال، سو

‫سو، حرکتت اصلاً خنده‌دار نیست. ‫شاشم گرفته.

‫سو، درو باز کن

‫سو، درو باز کن، یالا!

سو

‫برو گمشو!

‫چه مرگش شد؟

‫گورت رو گم کن!

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫دست از سرم بردار!

‫یعنی چی آخه؟

‫بله؟

‫شماره‌ی ۵۰۳ ام

‫می‌خوام فرایند رو متوقف کنم

‫مطمئنید؟ ‫به محض توقف راه برگشتی ندارید

‫می‌خوام تمومش کنم! ‫می‌خوام این فرایند کیری رو تموم کنم!

‫می‌خوام تمومش کنم!

‫بسته‌ی توقف رو به دست‌تون می‌رسونیم

‫« بسته‌ی آخر شما در کمدتان قرار گرفت »

‫- سو؟ سلام ‫- گمشو!

‫« متأسفیم که این دارو ‫تجربه‌ی رضایت‌بخشی را برای شما رقم نزد »

‫« نابودساز »

‫مطمئنید؟

‫به محض توقف راه برگشتی ندارید

‫دیگه فقط و فقط خودتونید

‫فقط خودتونید

‫فقط خودتونید

‫خفه‌خون بگیر!

نمی‌تونم

‫نباید جلوشو بگیرم

‫لازمت دارم

‫چون...خودم رو لازم دارم

‫باید آماده بشی. ‫امشب شب سرنوشت‌سازمونـه.

‫یالا. عالم‌وآدم عاشقت میشن

‫یالا

‫زود باش

‫تو تنها بخش دوست‌داشتنیِ وجودِ منی. ‫باید بیدار شی.

‫باید برگردی. چشم‌هاتو باز کن!

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

‫زود باش

‫یالا

‫یالا

‫نکن!

‫اول باید آرایشت کنیم، خب؟

‫بعد می‌بریمت توی اتاق پرو

‫آخر کار هم نور و صدای صحنه رو تست می‌کنیم

‫که وقتی برنامه شروع شد ‫معطلی نداشته باشی

‫گرفتی؟ ‫حله؟

‫خب، بریم

‫لباسش رو

‫محشره. عالی

‫بفرما

‫روبراهی؟

‫نورپردازی رقص رو نشونم بدید، بچه‌ها

‫الان برمی‌گردم، شرمنده

‫باید روی صحنه باشی ‫تا نورپردازی رو ردیف کنن

‫تابحال رویای یه نسخه‌ی ‫بهتر از خودت رو داشتی؟

‫زیباتر، بی‌نقص‌تر

‫سو؟

‫آره، الان میام پیشت

‫باشه، روی صحنه منتظرتم

‫سو؟

‫بذار به سهام‌دارها معرفیت کنم

‫دل تو دلشون نبود که ببیننت

‫اوضاع ردیفـه؟

‫پس لبخندت کو؟

‫امشب همینو می‌خوایم

‫دخترخوشگل‌ها همیشه باید ‫لبخند داشته باشن

‫پَر، پر، پر

‫برای امشب آماده‌ای دیگه؟

‫من فقط یه نسخه‌ی بهتر از خودم رو می‌خوام

‫یه نسخه‌ی بهتر از خودم رو بهم بده، ‫تو رو خدا!

‫تو رو خدا!

‫یالا!

‫انگار این دفعه همه چی سر جاشـه

‫لطفاً اسم، سن و اندازه‌ات رو بگو

‫« الیزا-سوِ هیولا »

‫دخترخوشگل‌ها باید همیشه لبخند داشته باشن

‫چه عجب! داشتیم نگران می‌شدیم

‫زود باش، ۵ دقیقه‌ی دیگه باید بری روی صحنه

‫ایناهاش، چقدر خوشگلـه

‫عاشقتیم

‫جات همین‌جاست

‫همیشه هم بوده

‫بدون تو از پسش برنمیایم

‫بدون تو قیدش رو می‌زنیم

هیچکس جاتو نمی‌گیره

‫دخترها، زود باشید، بیاید ‫بیاید، منتظر چی هستید؟

‫یالا، بیاید دیگه

‫برید، برید

‫ناامید نمیشید

‫زیباترین ستاره‌ایـه که ساختم

‫با موفقیت عجینش کردم

‫۵، ۴، ۳، ۲ و ۱

‫« پخش زنده »

‫هیولا!

‫به هیولا شلیک کنید!

‫ناقص‌الخلقه!

!نه - ‫- هیولا رو با تیر بزنید!

‫نترسید!

‫هیولا!

‫خودمم!

‫منم!

!منم، الیزابت

‫منم، سو!

‫ناقص‌الخلقه!

‫ناقص‌الخلقه، هیولا!

‫منم

‫خودمم

‫من خودمم!

‫حیف جای ممه‌هاش ‫اون دماغ وسط صورتشـه

!نفر بعد

‫دخترخوشگل‌ها باید همیشه لبخند داشته باشن

‫توی ۵۰ سالگی هم…

‫تموم میشه

‫دوستت داریم

‫دوستت داریم

هیچکس جاتو نمی‌گیره

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » ::. Ali99 & Cardinal .::

▷ Instagram.com/Aliakbar.1999

« دارو »

ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.