Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
گلوله یک تکتیرانداز میتونه با سرعتِ 2900 کیلومتر بر ساعت، شلیک بشه
و میتونه از فاصله 3 کیلومتری، کشنده باشه
ولی مهمترین مهارتِ تکتیرانداز ...قابلیت تیراندازی نیست
بلکه قابلیتِ مخفی شدنه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
به خدا اعتقاد داری؟
کون لقت
بیشوخی
کاملا جدیام
من هم جدی گفتم کون لقت
بیخیال. سه روز شده
باید یهکم سرگرم بشم
خیلیخب، پس چطوره طبق معمول
،درباره دافهای خوشگلِ توی وان با سینه لخت
ور ور کنی
آره، صحیح
چون موقعی که کنارت دراز کشیدم
فقط دوست دارم همین کار رو بکنم؛
تصورِ زنان لخت و تحریک شدن
وای خدا، میدونستم جو رو عجیب میکنی
همیشه باید عجیبش کنی
عجیبش نکردم
صرفا دارم به عجیب بودنِ
توصیهت اشاره میکنم
خیلیخب، باشه
،بیا درباره... چه میدونم بیا درباره بیسبالی چیزی حرف بزنیم
اوه، بیسبال خیلی کسلکنندهست
چی؟
این حرفت رو نشنیده میگیرم
،تنها چیزی که از خود بیسبال کسلکنندهتره
حرف زدنِ مردها درباره بیسباله
ما چطور رفیق شدیم خدایی؟
اتفاقی هماتاقی شدیم
شانسی بود
خب، من به شانس اعتقاد ندارم
ولی به خدا اعتقاد داری؟
...وای خدا
چرا نمیخوای دربارهش صحبت کنی؟
خودت به خدا اعتقاد داری؟
نمیدونم
واسه همین دارم میپرسم
بهگمونم صرفا نسبت بهش کنجکاوم
خیلیخب، باشه
کی نسبت بهش کنجکاو شدی؟
موقعی که توی یه جندهخونه
در و دافها، تو بغلت بودن
آره جیگر
توی بانکوک بود
...حالا یعنی
اصلا به این مسئله فکر نمیکنی؟
چی؟ خدا و اینا؟
نه
چرا حالا یهویی بهش علاقهمند شدی؟
کنجکاوی نسبت به کار عادیه
میدونم تو کنجکاو نمیشی
نه. میخوای دلیلش رو بدونی؟
...چون
چون مضره - مضره -
...خیلی
لاشی هستی - لاشی هستی -
معلومه که هستم
خب، بهنظرت بعد از مرگ چه اتفاقی میافته؟
هیچ اتفاقی
هیچی؟
نه، زندهای و بعدش میمیری
همین
پس به هیچی اعتقاد نداری؟
نه، همچین حرفی نزدم
مطمئنم دقیقاً همین رو گفتی
نه، چنین حرفی نزدم
صرفاً گفتم بعد از مرگ هیچ اتفاقی نمیافته
حالا کدومشه؟
اعتقاد داری یا نه؟
یکی رو انتخاب کن
یادته مربیمون گفت
وقتی یکی اسلحه دستتون میده
،و میگه پُر نیست باید چی کار کنیم؟
تصدیق و سپس باور؟
آفرین
همین نظر رو درباره خدا دارم
هنوز منتظرم تا وجودش تصدیق بشه
آره، میفهمم
ولی بعضی وقتها کنجکاو میشم
!اوه، به به تحرک رویت شد
خیلیخب، شاسی بلندِ مشکی
دیدمت، حرومزاده
مطمئنی خودشه؟
با عکسش خیلی فرق داره
انگار که وزنِ زیادی کم کرده
.آره، خودشه مطمئنم
فکرکنم حق با توئه
وقت نمایشه
اینا مزدورن
مرتیکه لاشی، ارتش خصوصیش رو با خودش آورده
اوضاع چهجوریه؟
خیلیها نظارهگرن
ولی آره، قابل انجامه
سلام عرض شد
یوهو
پشمهام. یا خدا
بایستی اسباببازیِ جدیدش باشه
بهنظرت زنه حرفهایه؟
بهنظر من که فقط بهخاطرِ
.شخصیت مرده باهاشه موافق نیستی؟
بهنظرت قیمت دختره چقدره؟
بیشتر از درآمد ما
خب، جور کردنش سخت نیست
نسیم ملایمی از شمال غربی میوزه
5 کیلومتر بر ساعت
2.6 کیلومتر
.دریافت شد روش زوم میکنم
یالا سم
این ممکنه تنها فرصتمون باشه
تنها فرصتمون
کیر توش
بخشکی شانس
زدم کشتمش
نه، نکشتیش
هنوز داره نفس میکشه
.هنوز فرصتش رو داری تمرکز کن
ببین... میبینی؟
از پیشش نرفت
...زنه، صرفا یه فاحشه نیست
روی کارت تمرکز کن
تمرکز کن
تیراندازی شد
.نفس عمیق بکش شلیک کن، سم
بکشیدشون
...لعنتی، باید بزنـ
.تیراندازی شد یک مجروح دیگه
بینگو. کشته شد
دیدی؟
مستقیم نگاهم کرد
باشه، باشه
ولی بعداً برام تعریف کن، باشه؟
هی، تکون نخورید
اوه، کیر توش
برو، برو، برو
گه توش بره
.بهگا رفتیم بهگا رفتیم
خیلیخب، بیروت رو یادته؟
باز هم میتونیم انجامش بدیم
فقط باید ملحفه پیدا کنیم
این بالا ملحفهای درکار نیست، داداش
این ایده توی بیروت هم جواب نداد
،اگر جنسش ابریشم بود جواب میداد
ببین، قوزک من شکست
ارتفاعِ اینجا دوبرابرِ اونجاست
کس نگو. یه راه دیگه پیدا کن
اوه، باشه، باشه
از راه سختش میریم
هی، پشت سرم بیا
هی، هی، برگردید، برگردید
بچسب به دیوار
.بچسب به دیوار بجنب
هیس، هیس، ساکت
سم، هدف رویت شد
ساکت
بکششون
شرمنده، شرمنده
برو
دستها بالا
آروم باشید
وایسید خانمها
تسلیمیم
نظری نداری؟
جز اینکه بهگا رفتیم؟
آروم، آروم
هی، چرا اینقدر طولش دادی؟ زود باش
کن، این بالا چه گهی میخوریم؟
کجا داری میبریمون؟
فقط بهم اعتماد کن، باشه؟
اوه، نه، نه
هی، هی، دل رو بزن به دریا
بهت گفتم ایده بیروت جواب میده
آه
قتل خوبی بود، سم
زنه زنده بود
نفس کشیدنش رو دیدم
حتی اگر مُرده باشه
به درک، طرف داشت از یه تروریستِ اسلحهفروش، لب میگرفت
یارو اندِ بیناموسها بود
عه؟
،پس چرا برای نجات دادنش خودش رو انداخت
جلوی گلوله، کن؟
چرا همچین کاری کرد؟
شاید همچین کاری نکرده
شاید سُر خورده
سر نخورد
بهم نگاه کرد
...فهمید میخوام چی کار کنم و
نمیدونست به چی داره نگاه میکنه
.طرف فاحشهست ...فاحشه گرون قیمتیه، ولی
ببین، برای محافظت از یارو
خودش رو انداخت جلوی گلوله
اگر یارو اینقدر مردِ بدی بوده
زنه چرا همچین کاری کرد؟
.مهم نیست قتلِ خوبی بود
کار ما هم همینه - آره، قتل خوب -
یه بار گفتی، شنیدم
نمیخواد هی تکرار کنی
ببین، اگر طرف شهروندِ خوب و شرافتمندی بود
اصلا به عنوان هدف انتخاب نمیشد
اگر زنه نمیخواسته تیر بخوره
نباید باهاش همبستر میشده
طرف فاسده
اینجوری زنه هم فاسد میشه
حساب کتابش سادهست، برادر
خیلی هم سادهست
تمه
خودت باهاش صحبت کن
آه
بله؟
اوم
.سلام، سم شنیدم سخت بوده
آره
حالت خوبه؟
آره بابا، عالیام
تلفات جانی به حساب میاد، سم
گوش کن، اگر نیاز داشتی ...با کسی صحبت کنی
.به روانشناس نیازی ندارم، تم باشه؟
ای خدا
خیلیخب، میفهمم
.اگر نیاز بود، من در خدمتتم ولی باور کن که تصمیممون درست بوده
اینطور فکر میکنی؟
.به جون خودم آره اگر کار درستی نبود
توی چنین شرایطی قرارت نمیدادم
خب، این راحتترش نمیکنه، هان؟
بگو من راحت میلیسم
خیلی راحت
خفه شو
سم
گوش کن
یهکم به خودت استراحت بده
کار خاصی که در انتظارت نیست
.ببین، وقتی رسیدم، بهت زنگ میزنم باشه؟
لعنتی
چیه؟
خیلی عوضیای
خب؟
میخوای بریم یه چیزی بخوریم و یه آبجویی بزنیم؟
.نه، رفیق ردیفم
صحبتم درباره خدا و اینا
شوخی بود، میدونی؟
ربطی به صحبتت درباره خدا نداره
باشه، کن؟
هی، هی، باشه
خیلیخب
چرا نمیای آمستردام؟
نشئه و کس میکنیم
روز از نو، روزی از نو
مثل دبیرستان؟
آره، مشکلش چیه؟
مشکلی نداره، البته واسه دبیرستانیها
اوه، پس منظورت اینه که
من یه عوضیام که نمیخواد بزرگ بشه؟
فکر میکردم واضح باشه
چطوره بری درت رو بذاری؟
دیدی؟ خیلی بالغی
آفرین واقعا
هی، اوضاع درست پیش نرفت
بار اول که نیست
خودت هم میدونی
دختره خودش رو انداخت جلوی تیر
.پیش میاد بدشانسی بود
به شانس، باور ندارم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
[ کن ]
[ تامارا ]
شکار خوش بگذره، رفیق
وای خدا
سلام تم
خوبم. چی شده؟
میدونی، صرفا دارم وقت میگذرونم
چی شده؟
اوهوم
ببین کی تصمیم گرفته بیاد
چه مرگته، داداش؟
تا کِی میخوای پیامها
و ایمیلهام رو نادیده بگیری؟
میدونی، دوست دخترت
...داشت دیوونه میشد
دوست دخترِ من نیست
تم مطمئن نبود که میای یا نه
من هم گفتم «اگر کاری رو بپذیره
«پا میشه میاد
.دیدی؟ بهم ایمان داشتی خوشم اومد
عه؟ - قشنگه -
دو کلمه برات دارم؛ بیا بخورش
چه با تربیت
سوار شو ببینم جاکش
کون لقت
کون لق خودت - کون لق خودت -
کون لق خودت
آه، فرانکفورت
چقدر دلم برات تنگ شده بود
خب، آمستردام چطور بود؟
به لحاظ جنسی، مثل همیشه نبود
شرط میبندم همینطور بوده
خیلی شرمسارم
خیلی هم خمارم
تم چیزِ دیگهای نگفت؟
درباره کار؟
نه، درباره من
اوه، آره، آره
گفت «یادت نره دوربینت رو بیاری
«تا بتونی کیر کوچولوت رو ببینی
.نه، چیزی نگفت چرا؟
بعد از این کار، دیگه نیستم، برادر
امروز صبح با تم صحبت کردم
این آخریشه
بعدش، دیگه نیستم
چرند میگی
نه، شوخی نمیکنم
کن، دارم جدی میگم
این آخریشه
وقتشه
شرمنده داداش، ولی دیگه بسمه
اینجا خیلی قشنگه، نه؟
اقلاً برخلاف معمول کمتر دلگیره
در واقع، پیشرفت کردن
.آقایون، خوش اومدید بفرماید
بفرماید
نه، ممنون
مشکلی نداره
ساکهاتون رو بدید، لطفا
...میگمها
ناراحت که نیستی؟
خیلیخب، قهر کردی
خیلیخب
بفرماید لطفا - کون لقت -
عوضی
شاید
لاشی
آره
خر
این دیگه غیرمنصفانهست
در حق خرها
در حق خرها
خب میدونی چیه؟ خرها باید سکس کنن دیگه
اینجوری خرها بیشتر میشن
ولی لاشیها اینجوری بیشتر نمیشن
و تو هم یه لاشیای
و لاشیها، مثل قارچین تولید مثل میکنن
آه، فکرکنم منظورت قارچهاست
آره، یه زمانی آدم باحالی بودی [ بازی با کلمات ]
دول موشی
اوخ
خوب بحث رو عوض کردیها
آره، خوب بود
آره - اونقدر عصبانیام -
که نمیتونم ازش لذت ببرم
اوه
مطمئنی اینجا اتاق ماست؟
آره، آره، واسه شماست
عه؟ چه غلطها؟
مطمئنی دیگه؟
این اتاق ماست؟
بله، مال شماست قربان
عه؟
هی کن، اینجا رو ببین داداش
.ملحفههای موردعلاقهت ابریشمیان
باید مطمئن شد که دوباره نمیرینی توی تخت [ به معنای گند زدن هم هست ]
کلا یهبار ریدم توی تخت
فقط یهبار
برای شماست، قربان
ممنون
آره، از طرف تمه
خواسته یه حالی بهمون بده
،چون بار آخریه که باهم کار میکنیم بهمون هدیه داده
خوش به حالمون
میل ندارم، ممنون
هی، میشه لطفا پردهها رو بکشی؟
ولی غروبِ زیباییه
بهزودی شب میشه
آره، عالیه
ولی لطفا پردهها رو بکش
ممنون
متشکرم
آره، بقیهش با ما
ممنون
هرطور مایلید
من میرکو هستم
،و اگر هرچی لازم داشتید هرچی، خبرم کنید
ممنون
هی، قبلا اینجا نبودیم، درسته؟
نه، وگرنه یادم میاومد
بهنظر آشنا میاد
دژاوو
دیوث، گفتم دژاوو
خیلیخب، زود باش
.شروع کن فحشهات رو بده
تو داری میری و دهنِ من گاییدهست
از چی حرف میزنی؟
.من هدفیابم بهم نیازی ندارن
.چرند نگو تو تیراندازی بلدی
نه مثل تو
نمیدونی قابلیتت چقدر کمیابه، نه؟
فقط بهخاطر اینکه با تو همکار بودم
تا الان توی این شرکت دوام آوردم
با تو
فکرکردی چرا تم همیشه باهات لاس میزنه؟
تو بهترین تیراندازِ مایی
همه هم این رو میدونن
کن، داری در حق خودت کم لطفی میکنی
صرفا دارم حقیقت رو میگم
،میتونم سریع فکر کنم از پس تنگناها بربیام
ماهرم
سکسم خیلی بهتره - بفرما -
!ولی به پای تو نمیرسم هیچکس نمیرسه
قتل خوبی بود، سم
قانونی، مجاز و عادلانه بود
چرا این رو نمیفهمی؟
چون اون زن، خودش رو فدا کرد، کن
باشه؟ فداکاری کرد
چه اهمیتی داره؟
تو حاضری برای کسی این کار رو بکنی؟
واسه اون حرومزاده؟
نه، واسه هرکسی حالا
معلومه که آره
کی؟ - توئه دلقک -
دقیقا منظورم همینه
.واسه همین باید برم، داداش ...چون
الان دیگه برات خطر دارم - ...چی -
بفهم که برات خطر دارم
روزی که به اون زن شلیک کردم
یه چیزی درونم عوض شد، باشه؟
همهچیز عوض شد
من الان یه آدمِ دیگه شدم
میدونی، حس میکنم که کل عمرم، داخل اسکوپ تفنگ رو
نگاه کردم
،و حالا میخوام بدونم که بدون این کار زندگی چه شکلیه
پس متاسفم، داداش
جدی میگم
،و میفهمم که چرا همچین حسی داری اما من دیگه نیستم
.باشه؟ تموم شد دیگه نیستم
متاسفم
آه، کیر توش
تامارا چه واکنشی نشون داد؟
بهنظر خوشحال نبود
ولی میدونی، غافلگیر هم نشد
وای
راستش فکر میکردم الم شنگه بهپا کنه
...خب، حقیقتش
اون هم همین فکر رو درباره تو میکرد
آره، من بدم نمیاد
درسته
درسته
.ببین، متاسفم، کن جداً متاسفم
ولی حس میکنم وقتشه
پس تمومه دیگه؟
تمومه
فقط یه پروژه دیگه مونده
به درک. هیچی دائمی نیست، درسته؟
پنتهاوس و شامپاین داریم
شب چرونی توی این شهر برقراره
...چقدر؟ دو روز دیگه
باید بزنیم بریم؟
آره
پس بهتره از شرایط، لذت ببریم
میدونی چیه؟ تو یه رفیقِ خوبی
آره
وقتش بود متوجهش بشی
خیلی هم متواضعی
...هوم، چیزمم بزرگه
غرورت؟
اوه، الان کارمون به اینجا کشیده؟
جملههای همدیگه رو تکمیل میکنیم؟
خب باید تکمیل کنم، نه؟
در غیر اینصورت، دست از ...صحبت دربارهی
واسه اینکه
،با آسانسور بیای به این طبقه باید از اون کارتها داشته باشی دیگه؟
آره
اوه
پشمهام
...خدایا
سلام - سلام -
سلام
اومدیم ماساژتون بدیم
هدیهای از طرف مدیریت و رئیستونه
رمز شب رو بلدن؟
آره. رمز شب رو بلدین؟
...مغازهی مغازهی پوشاکفروشی؟
مغازهی پوشاکفروشی
رمز شبه
آره
ردیفید پس؟
آره، ردیفیم
ما هم ردیفیم
بیاید بالا
...وایسا، من
دوتا داف حق اومدن
.لطفا بگاش نده هیس
داداش، داداش
حالا به خدا اعتقاد دارم
جونم
هیچی مثل خدمات ویژه نمیشه
دلت براش تنگ میشه، رفیق
بگو دلت تنگ نمیشه
دلم تنگ نمیشه
مثل سگ دروغ میگی
هی، ببخشید
اسمت چیه؟
.اسم اون موناست من لیلیام
مونا، میشه پرده رو بکشی، لطفا؟
چه فرقی داره؟ شبهها
باز بودنش رو مخمه، باشه؟
لطفا پرده رو بکش
هرطور راحتی
ممنون
حاضری؟
میدونی چیه؟ فکر نکنم ماساژ بخوام
راستش علاقهای ندارم
چی گفته بودم؟
چی گفته بودم؟
مرتیکه عبوس، حتی نمیتونه از ماساژِ سکسدار هم لذت ببره
کی گفته قراره باهاتون سکس کنیم؟
نمیخوای دراز بکشی؟
بیا بشین
بیا اینجا
خیلیخب
خیلیخب
جریان چیه؟
چی کار میکنی؟
چاکرات رو میزان میکنم
چاکرام رو میزان میکنی
اوه، استعدادهای نهان داره
مونای دوستداشتنی دیگه چی کارها میتونه بکنه؟
میتونم آیندهت رو بهت بگم
واقعا؟
شنیدی، پهلوون؟ طرف پیشگوئه
آره، درسته
داری وقتت رو هدر میدی، دختر جون
این یارو روح نداره
خب، مادرم قبلا میگفت ...همه روح دارن
،چه اعتقاد داشته باشن چه نه
یه کولیِ واقعی بود
قبلاً کفبینی میکرد
از اون یاد گرفتم
اوه، هر پیشگویی هم نیست
یه پیشگوی کولیه
حالا یهکم دیگه میگی
گوی جادویی هم داری
معلومه که دارم
چی؟ واقعا؟
گم شو ببینم
جدی میگی؟
هدیهای بود که مادرم بهم داد
دائم با خودم حملش میکنم
عه؟ - شانس میاره -
اگر گوی جادوییت رو نشونم بدی
صد دلار بهت انعام میدم
خیلیخب
به معنای واقعی، داره میره که گویاش رو بیاره
ظاهراً آره
اوه، پشمهام
در حد جادوگریِ هری پاتره
وایسا، وایسا، یالا
ازش استفاده کن
تاحالا کسی آیندهم رو
توی گوی جادویی ندیده
...خب، باید اقرار کنم
که گویه الکی و برای نمایشه
دیدی؟ بالاخره شاهد حقیقت هستیم
ولی کفبینیها واقعیان
به جون خودم، کف دستِ آدم هیچوقت دروغ نمیگه
خیلیخب، باور میکنم
چی میگه؟
قراره خوش بگذره
آدمی نیستی که یه جا بند بشی
و دوست نداری پیر بشی
،میخوای کل عمرت یه پسر بد باشی
اوه، آره
و زنها هم بابتش عاشقتن
،آره، توی آیندهش فعالیت جسمانی سنگین زیادی میبینم
هی، شنیدی؟
فهمیدتت، رفیق [ ازت خوشش اومده ]
.من هم ازش خوشم میاد باحاله
رفیقم چی؟
کفِ اون چی میگه؟
خیلیخب
بذار ببینم
فقط صبر کن
اوه، خیلی هیجانزدهم، پسرک عاشق پیشه
چیه؟ چی شد؟
چیه خب؟
زنها هم تو رو دوست دارن
خیلیخب، دیگه چی؟
فکر میکردم اعتقاد نداری
اعتقاد ندارم
.صرفا... نمیدونم کنجکاوم
دیگه چی؟
چی دیدی؟ بگو
...نه، ایمانِ قویای داری، ولی
ولی چی؟
ولی داری بت اشتباهی رو میپرستی
اه اه
شرمنده عزیزم، این یکی رو اشتباه گفتی
این آقایی که میبینی
اندِ بی ایمانهاست
حتی به شانس هم اعتقاد نداره
اعتقاد نداره، ولی به مدت کوتاه
یه نوشیدنی دیگه؟
حتما، چرا که نه؟
اینجا رو باش
تم داره ولخرجی میکنهها
از طرف مدیریته، قربان
شک ندارم
چهت شده؟
هی، هی، بازشون نکن
واسه غذا مهمه، قربان
منظره، بخشی از منوئه
منظره برام مهم نیست
آروم باش - پردهها رو بکش و در رو ببند -
ببندشون
بیخیال، مرتیکه یبس
منظرهش رو دوست دارم، نگاه
چرا داد میزنه؟ - تا چند کیلومتر رو میشه دید -
بخوابید روی زمین
سنگر بگیرید
بجبنید، بجنبید
کن، حالت خوبه؟
آره، آره، خوبم
میبینیش؟
.آره، توی اون برجهست جنوب غرب
کیر توش
تیراندازیِ این چاقال ریده
شیشه آسمانخراش، سکوریته
کیر توش
هدفگیریش اصلا خوب نیست
باید پردهها رو بکشیم
ریموته کجاست؟
پیشته؟ بدش من
بدش من
کیر توش
سم، سرت رو بدزد
میدونم، از پسش برمیام
حواست به اسنایپره باش
میخواد بکشتت
لعنتی. پارهش کن، سم
یالا دیگه چاقال
کون لقت، بیخایه
.سم، یالا اینقدر باهاش لاس نزن
لاسِ چی؟
طرف حرفهایه
واسه کی کار میکنی؟
کون لقت، بیخایه
لعنتی! پردههای لعنتی بازن
.تمرکز کن، سم تمرکز کن
دوتا لاشی رو زدیم
.دوتا دیگه موندن تمرکز کن
خیلیخب - جریان چیه؟ چرا؟ -
ساکت، ساکت
سم، موبایلت؟
توی کتمه، توی اتاق خواب
موبایل تو چی؟
در دسترسم نیست
کیفت چی؟
.کیس روی باره نمیتونیم بریم سمتش
کلت کمریت کجاست؟
توی گاوصندوقِ اتاق خوابه
گذاشتیش توی گاوصندوق؟
چرا گذاشتیش توی گاوصندوقِ کوفتی؟
نمیدونستم، صرفا میخواستم بذارمش یه جای امن
لعنتی
!کیر توش بره دارم سنگرم رو از دست میدم
خیلیخب، کن
جایی هست که بخوای بری؟
حله، وایسا
خیلیخب، یافتم
.خیلیخب، آماده باش تا سه میشمارم
یک، دو، سه
!آه، کیر توش لعنتی
کیر توش
تیره از کنارِ قاچ کونم رد شد
خیلی داغ بود
حالت خوبه؟
آره، آره، خوبم
لیلی، لیلی، گوش کن
.لیلی، درست میشه فقط خونسرد باش، باشه؟
سرت رو نبر بالا
فقط سرت رو نبر بالا
میفهمه چی میگم؟
بگو سرش رو نبره بالا
نظری نداری؟
جز اینکه بهگا رفتیم؟
آره، جز اینکه بهگا رفتیم
.بذار فکر کنم هیچ نظری ندارم
.بیخیال، کن کارت همینه دیگه
این تخصص توئه
چی کار کنیم؟ فکر کن
باشه، باشه، خیلیخب
آره، از پسش برمیام
آه، بذار فکر کنم
آه، چراغها
چراغها
میتونیم چندتا از چراغها رو خاموش کنیم، باشه؟
آره، ایده خوبی بود، داداش
این موقتاً خوبه
ولی باز هم چراغ روشنه
نه، نه، نباید کامل تاریک بشه
...چرا؟ بعدش میتونن
اسکوپ تفنگشون، قابلیتِ دید در شب داره
نیمهروشن، بهتر از تاریکه، باشه؟
،بین شما دوتا دخترها کدومتون موبایل داره؟
من دارم - کجاست؟ -
توی کیفمه
کیفت کجاست؟
اونور، کنار میز
کیر توش! توی چین بود سنگینتر بود
هی، اون چی؟
اسمش لیلی بود؟
.لیلی، حرف بزن باهام حرف بزن
باهام حرف بزن
اونقدر ترسیده که انگلیسی یادش رفته
اون هم موبایلش توی کیفشه
ولی نمیدونه کجاست
خب، باید بگردیم دنبالش
!مونا، سرت رو بدزد سرت رو بدزد
تکون نخور
سم، میبینیش؟
آره، میتونم ببینمش
مونا، منتظر علامت سم باش
تا وقتی نگفته، حرکت نکن
باشه؟ اونجا در امانی
کن، چی کار میکنی، داداش؟
میخوام با گلوله، یه ورژن کیری از تتریس رو بازی کنم
خیلیخب، فقط تیر نخوری
باشه. ممنون، بابا
.بینگو، جیگر دیدمش
چی رو؟
کیفه رو
میتونی بیاریش
محکم بشینید، رفقا
قراره دردآور بشه
خیلیخب، وایسا
وایسا
مونا، کن میخواد شیرجه بزنه و بیاد پشت ستونه
وقتی اومد، باید بیای سمت من
میتونی بیای؟
آره؟
حاضری؟ حاضری، کن؟
خیلیخب، سه، دو، یک
برو
یالا، بجنب، بجنب
اوه، پشمهام
آره! به تلاش ادامه بده، چاقال
من از وقتی توی کمر بابام بودم
داشتم گلوله جاخالی میدادم
لعنت بهت، روانی
آره، قابلی نداشت، رفیق
میدونی، سم، نشستم فکر کردم
به چی؟
دیشب یه بازیِ بیسبال دیدم
اونقدر که فکر میکردم کسلکننده نبود
یالا، یالا
سعی کردم همین رو بهت بگم، رفیق
نه، بخواب روی زمین
بلند شو
.بخواب روی زمین بهش بگو بخوابه روی زمین
لیلی، لیلی
نگاهم کن
آروم باش، باشه؟
خیلیخب، فقط بلند شو
باشه؟ من دارمت
خیلیخب، رهات نمیکنم
دارمت. فقط آروم باش
کن، این دختره داره قاطی میکنه، داداش
همونجا باشید
چیزی نمونده
آره، جیگر
گرفتمش، گرفتمش
یالا، خیلیخب
رمز گوشیش رو میخوام
رمزش چنده؟
رمز گوشیش رو میخوام
لطفا رمز گوشی رو به انگلیسی بهم بگو
5150
خیلیخب، یالا
شرکت بیمه اوشن والی
چه کمکی از دستم برمیاد؟
پرونده 6661 ئه
،لطفا تا تصدیق میکنیم منتظر باشید
کن، چرا به این شماره زنگ زدی؟
...بهتره کدِ
.کد آبی؟ خودشه بهمون تیراندازی شده
.خیلیخب، به صحبت ادامه بده کجایید؟
هتل. پنتهاوس
همهجاش پنجرهست و هیچجا واسه سنگر گرفتن نداره
،من و سم، گیر افتادیم ولی زندهایم
اوهوم
سم، صحبتی نداری؟
آره، عجله کن و ما رو از اینجا دربیار
ایدهای دارید که طرف مقابل کیه؟
نمیدونم، ولی تیرانداز توی یک برج
در موقعیت جنوب غربیمه
بهنظر میاد آپارتمان
.یا یه دفتر اداری باشه یه همچین چیزیه
در هرصورت، گیر افتادیم
و باید از اینجا گم بشیم بریم
پنتهاوس؟
ما رو گذاشتی همونجا دیگه
من نذاشتم
با موبایل کی زنگ زدید؟
دخترهای ماساژوری که به عنوان هدیه فرستادی
...که از نظر من کاملا
چرنده - آره -
رمز شب رو داشتن، تم
هنوز اونجان؟ زندهن؟
آره، یه مزدور مُرده اینجاست
منشی هتل هم دستش توی کار بود
یارو یه نینجای سرِی بود
ولی دخترها غیرنظامی هستن
مطمئنی؟
.آره، خیلی ترسیدن فیلم بازی نمیکنن
مشخصه
پس چطور رمز شب رو بهدست آوردن؟
یه جاسوس بینمونه، تم
یکی برامون تله گذاشت
چند نفر میدونستن که قراره بیایم اینجا؟
افراد خیلی کمی
ببین، سنگرهای این پنتهاوس دونه دونه، سریع دارن از بین میرن
به کمک نیاز داریم
نیروی دیگهای اینجا داری؟
میتونم به چند نفر رو بندازم
موبایله در دسترستون باشه و سر جاتون بمونید
انگار چاره دیگهای هم داریم
شنیدید که خانمه چی گفت، بچهها
سنگر بگیرید
آه، کیر توش
...دارن - چیزیمون نمیشه -
دارن کمک میفرستن؟
آره، دارن کمک میفرستن
طوریمون نمیشه
فقط باید سرتون رو نیارید بالا
فهمیدید؟
بهش بگو. سرت رو بالا نیار
ساختمون اونوری
.نه، نه، نگاه نکن نگاه نکن
،اگر بتونی ببینیشون اونا هم میتونن تو رو ببینن
و این بده
سرت رو نبر بالا، باشه؟
تیرشون رو هدر نمیدن
میخوان به هدف بزنن
هدفشون کشتنه، باشه؟
سرتون رو بالا نبرید
چرا میخوان بکشنتون؟
نمیدونم
یه کاری کردی، مگه نه؟
ما خیلی کارها کردیم
دلیلش این نیست
نمیخوام بمیرم
نباید اینجا بمیرم
قرار نیست اینجا بمیرید
من یه دختر دارم
دوباره میبینیش
بهم اعتماد کن
خدایا، لطفا کمکمون کن
هی، هی، چیزی نیست عزیزم
سوارهنظام توی راهه
فقط سر جات بمون - کی؟ -
سوارهنظام
میدونی؟ آدم خوبها رو میگم
اوه، آدم خوبهایی مثل شما؟
آره، مثل من
اگر خیلی آدم خوبی هستی
پس چرا یکی میخواد بکشتت؟
گفتم که هنوز نمیدونم
چی کار کردی؟
به یکی آسیب زدی و حالا میخوان بهت آسیب بزنن
آره؟
احتمالا آره
با اینحال آدم خوبهای
سعی میکنیم باشیم، باشه؟
خب، بیشتر سعی کنید
اون داره خودش رو میگهها
من بد بودن رو دوست دارم
چی؟
چی میگی؟
چی میگه؟
خدا عشقه و عشق واقعی
درست میشه
چیزیت نمیشه
ببینید، جفتتون رو نجات میدم، باشه؟
دخترت چند سالشه؟
هشت
عه؟
اسمش چیه؟
اسمش به تو ربطی نداره، باشه؟
اسمش اینه - خیلیخب، باشه -
تو سرباز نیستی
میدونم چهجور آدمی هستی
امثال تو رو اینجاها زیاد دیدم
خودت رو سرباز خطاب میکنی
ولی صرفا یک قاتلی
کف دستت خوندم
تو واسه پول، آدم میکشی
تو واسه پول، چی کار میکنی؟
خودت میدونی چی کار میکنم
آره، کونت رو میفروشی
جانماز آب نکش
برای تامین بچهم، کاری که لازمه رو میکنم
شما چرا این کار رو میکنید؟
برای محافظت از مردم
تا الان که ریدید
این آینهی توئه؟
آره - آره؟ -
سریع بدش بهم
خیلیخب
کی استخدامتون کرد؟
میرکو بهمون زنگ زد
گفت هدیهایم
سم، مواظب باش
سم، لعنتی
سم، طاقت بیار
نمیتونم بیام سمتت
کن، حالت خوبه؟
آره، آره، خوبم
موبایله رو میبینی؟
موبایل؟
آره، آره
دارمش. صبر کن
آره
دارمش
خوبه
هی، کن
بله؟
.دمت گرم، داداش جونم رو نجات دادی
حرفش هم نزن
کن؟
کن؟
کیر توش
لعنتی
کن
کن
،کیر توش کیر توش
لعنتی
خدا لعنتش کنه
لعنتی
کن
فکرکنم هنوز نفس میکشه
نفس میکشه؟
آره
مطمئنی؟
خونریزی داره، ولی هنوز نفس میکشه
.اوه، خدا رو شکر خدا رو شکر
کیر توش! یالا، تم
لطفا، لطفا تم
چی میگه؟
چی گفت؟
ترسیده. خودت چی فکر میکنی؟
از اینکه اینجا بمیریم میترسیم
...خیلیخب، بهش بگو
بهش بگو درست میشه، باشه؟
.حلش میکنم ...فقط
حرفت رو باور نمیکنه
حرف یک قاتل برای هیچکس ارزشی نداره
بهت که گفتم؛ من یه سربازم
ما از آدمها محافظت میکنیم
فقط آدم بدها رو میکشیم
مگر اینکه چارهای نداشته باشیم
کی مشخص میکنه؟ دولتتون
واقعا فکر کردی اینجوری فرقی داره؟
وقتی دختر کوچولوم، یک سالش بود
پدرش رو توی خیابون با تیر کشتن
چرا؟ چون با یکی دیگه اشتباهش گرفته بود
این قاتله هم برای دولتتون کار میکرد
ولی اشتباه تشخیص دادن
و به قیمت جونِ شوهرم تموم شد
به قیمت جون پدرِ دخترم
اون قاتله هم فکر میکرد که که دلیلش از این کار، موجه هست
لطفا یه خبر خوب بهم بده
سم، چی شده؟ کن کجاست؟
زدنش. تیر خورده
بیهوشه
،نمیتونم برم سمتش ولی خونریزی داره
به یه پزشک نیاز داریم، تم
فوراً. سریع
کن سرسخته
زنده میمونه
تیرانداز رو میبینی؟
وایسا، یه آینه دارم
خیلیخب، بگو
یه تیم فرستادم اونجا
منتظر نورها باش
منتظرم
...پنج، چهار، سه
امنه؟ تایید میشه؟
باید قبل از اینکه تکون بخوره
بهم تضمین بدید
امنه
.اوضاع امنه راحت باش، سم
امنه؟
ردیفیم
تیم رو میفرستم سمتت
،احتمالش هست که توی هتلتون آدم داشته باشن
پس آروم باش، ارتباط رو حفظ کن
میتونی از پشتِ اون ستون هم خارج بشی
جاسوس رو پیدا کردی؟
...نه
.نه، سم هنوز پیدا نکردم
خیلی سرم شلوغ بوده
امنه؟
گفت امنه؟
آره، امنه
مطمئنی؟
آره
چرا حرفشون رو باور میکنی؟
ببین، خودم نورها رو دیدم، باشه؟
امنه. ردیفیم
اول تو برو پس
دیدی؟ گفتم که
خب برو دیگه
برو
،اگر خیلی مطمئنی از پشت ستون خارج شو
هی تم، ما رو میبینی؟
هنوز نه، دارم روش کار میکنم
پس از کجا فهمیدی که
پشت ستونم؟
کیر توش
تلاش خوبی بود، تم
حتی گفتی نورها رو ببینم
تا متقاعد بشم که طرف رو زدی
.هوشمندانه بود خیلی هوشمندانه بود
سم؟
چطور تا الان نفهمیده بودم
که چه دروغگوی بیشرفی هستی
آخه مردم دوست دارن بهجای حقیقت
اون چیزی که دوست دارن رو باور کنن
داری چه گهی میخوری، تم؟
داری چی کار میکنی؟
داریم اخراجتون میکنیم
خودت اصرار داشتی
لعنتی
چطور بعد از این همه سال میتونی باهام این کار رو بکنی؟
کیر توش
.ازت خوشم میاد، سم من به قضایا از جنبه درست و غلط
نگاه نمیکنم
بابت چنین کاری که بهم پول نمیدن
وظیفه من، حل کردن مشکله
و مشکل اینه ما آدمی مثل تو داریم
که مهارتهای بهخصوصی داره
و دیگه نمیخواد برامون کار کنه و عیبی هم نداره
ولی نمیتونیم بذاریم
برای رقبامون کار کنی
...پس میدونی، راهحل
راهحل اینه که حذفت کنیم
من بهت وفادار بودم
درسته، ولی طبق ارزیابیمون
زیادی دلرحمی
و داری مهارتهات رو از دست میدی
پس دیر یا زود
وارد مسیر اشتباهی میشی
و اگر علیه ما بشی خطر بزرگی خواهی بود
پس بیا بیرون
یه دستی تکون بده تا همه بریم پی زندگیمون
چرا فقط من رو نکشتی؟ چرا کن؟
.کن، زیادی حرف میزد مسئله شخصی نبود
مدیریت ریسک توی بخش خصوصی همینجوریه، سم
.بار اولتون که نیست حتی تو
خودت هم میدونی
از چی حرف میزنی؟
فکرکردی شما دوتا چطور شروع کردید؟
قضیه دبی رو یادت میاد؟
یعنی میگی افراد خودی رو کشتیم؟
اساساً دو نفر که زیانبار بودن رو کشتید
حالا جایگزینهاتون هم دارن همین کار رو میکنن
متاسفانه ناشیان
دو بار شلیک، براتون کافی بود
نیازی به منشی هتل و فاحشه نبود
اونقدر ماهر بودی که حتی پنجره رو هم نشکوندی
بابت اینکه دیگه نداریمت متاسفیم
...خب، تیرانداز ماهری مثل تو
خیلی با ارزشه
هیچکدوم از قتلهام موجه بود؟
همه قتلهامون موجهن، سم
کیر توش
لعنتی
حالا چی؟ چی شده؟
برامون تله گذاشتن
زنیکه جنده
نمیتونی کمک بگیری
نمیتونی به پلیس آتشنشانی یا جای دیگه زنگ بزنی
خطوط ارتباطیتون رو کنترل میکنم
هر تماسی بگیرید، به من وصل میشه
چه با تلفن خودت، چه کن و اون دوتا فاحشه
خیلیخب، فهمیدم
فکر همهجاش رو کردی، نه؟
کل ساختمون مالِ ماست
هیچ پوشش و نقشه فراری نداری
کارت تمومه
چرا نمیای زود تمومش کنیم؟
اگر چنین کنم، زنها رو زنده میذاری؟
البته
قول میدی؟
من بمیرم، اونا میتونن برن؟ زندهشون میذاری؟
شک نکن
دروغ میگی
معلومه که دروغ نمیگم
دروغ میگه
میدونی چیه، تم؟
بهنظرم خیلی مشغول این کار بودی
جوری که یادت رفته خلوص چه شکلیه
داری دروغ میگی
اونا رو هم میکشی
یا خدا
میبینم فاحشه ارزون قیمتی که فرستادم
تا ریلکست کنه، مخالفت میکنه
من ارزون نیستم
تم، وقتی اینقدر دنبالِ منی
خودت بیا اینجا و کارم رو تموم کن
.شرمنده، سم نمیشه
لیلی، بلند شو
...یا خدا، لطفا
لیلی، تکون نخور
.مونا، تکون نخور بخواب روی زمین
آسیب دیده
نه، بخواب روی زمین
باید کمکش کنیم
نه، الان دیگه طعمهست
اونا هم همین رو میخوان
میخوان بکشوننت بیرون
واسه همین در حد زخمی کردن تیر زدن
...نمیتونیم - همونجا بمون -
لیلی
نگاهم کن، مونا
لطفا - مونا، نگاهم کن -
خیلیخب، میخوام یه کاری بکنم، باشه؟
وقتی برم، به من تیراندازی میکنه
تو برو سراغ لیلی
و سریع بکشونش پشت سنگر
باشه؟
.هروقت گفتم هروقت گفتم
حاضری؟
برو
لیلی
لیلی
لیلی
اوه، لیلی
لیلی، لیلی
کیر توش
خیلیخب لیلی، نگاهم کن
چیزیت نمیشه، باشه؟
از اینجا میریم، باشه؟
لیلی، لیلی، لیلی
،سم، این تخصص کنه نه تو
اینقدر آبروی خودت رو نبر
تو من رو با اسکلی
جایگزین کردی که تیراندازی بارش نیست
ولی ستون فقراتِ دوستِ رفیقت چیز دیگهای میگه
.داره میمیره، سم خودت هم میدونی
.صرفاً تمومش کن تموم شده
به محض اینکه وارد اونجا شد فاتحهش خونده شد
جونت رو بابت هیچ و پوچ بهخطر انداختی
.فاتحه همهتون خوندهست خودت هم میدونی
چرا خودت رو عذاب میدی؟
تو قبلا اون طرف ماجرا بودی
میدونی چطور تموم میشه
فضا خیلی بازه و سنگری ندارید
سنگری نداریم
آه، به تفنگت نمیرسی
مگر اینکه بخوای بخشهایی از بدنت رو
در تیرراسِ ما قرار بدی
نمیتونی به بار برسی
نمیتونی بری سمت آسانسور
نمیتونی بری بیرون
آچمز شدی
تموم شد و رفت، سم
پس برو، سنگر بگیر
کل شب رو وقت داریم
هی مونا، میشه از این استفاده کنم؟
.واسه همین نگهش داشتم خوششانسی
آره، واسه خوششانسی
سم، قصد داشتم از روی ...احترامی که بهت دارم
شلوغش نکنم
...ولی دیگه حالا باید
خیلی شلوغ کاری بشه
...هی تم، وقتی از اینجا خارج بشم
و باور کن میشم
میام سراغت
ترفند هوشمندانهایه
ولی بعید میدونم خودت هم بهش باور داشته باشی
متاسفم، مونا
.کلا 22 سالش بود یه بچه داشت
حالا چی کار کنیم؟
منتظر میمونیم
اگر بتونیم تا طلوع خورشید منتظر بمونیم
نورش میخوره تو چشم تیراندازه
تیراندازی زیر نور خورشید خیلی سخته
.بازه زمانی کوتاهی نصیبمون میشه اگر سریع باشیم
طلوع خورشید؟ این بهترین ایدهاته؟
فعلا آره
البته اگر تامارا، نیروی دیگهای نفرستاده باشه
و این "اگر" خیلی ریسکیایه
میشینیم و منتظر میمونیم
پس معمولا تو اون طرف ماجرایی؟
تو تیراندازی میکنی؟
آره
پس طرز فکرش رو بلدی
آره
اون هم طرز فکر تو رو بلده
آره
اون نگران طلوع خورشید نیست
اصلا
چرا؟
چون فکر میکنه قبل از طلوع از سر جامون پا میشیم
فکر میکنه که نمیتونیم منتظر بمونیم
و حتی اگر صبر کنیم تا خورشید طلوع کنه
تا اون موقع، بدنمون سرد، کوفته
...و گرفتهست و
راحت میکشتمون
راحتتر. آره
الان به چی فکر میکنه؟
خب، الان عصبانی میشه
میدونی، این کار قرار بود کلا ده ثانیه طول بکشه
.یک، دو، سه، تق تمام
قرار بود کسی نفهمه از کجا خورده
ولی خرابش کردم، نه؟
،و هرچی بیشتر صبر کنیم عصبانیتر میشه
.ولی کلهش داغ نکرده خیلی خشمگین نیست
آروم، خونسرد و راحته
میدونی، این نبرد ارادهست و اون هم برای پیروزی مصممه
...به هیچی جز من و شلیک نهایی
فکر نمیکنه
هدف و گلوله
تمیز و خالصه
آرامشبخش هم هست
،میدونم بهنظر بیمارگونه میاد ولی همینه
چون هیچی، ذهنت رو درگیر نمیکنه
فقط کاره
نه قبضی، نه نگرانی
...فقط گلولهست و بعدش
چی؟
طرف میمیره
تو زنده میمونی
همین
چطور میتونی از این کارها بکنی؟
جون آدمها رو میگیری
چطور آخه؟
باید اون تفنگه رو بردارم
!دارن میان سنگر بگیر
چشم در برابر چشم
خوبه
بزنیدش - هی -
بزنیدش - هی -
بخواب روی زمین - ولش کن -
.اسلحه رو بنداز بندازش
گوش نده
بندازش - باشه، باشه -
خیلیخب - بندازش -
دارم میذارمش زمین
.فقط آروم باش بهش آسیب نزن
.اون یکی هم بنداز با یه دست
.خیلیخب، فقط آروم باش باشه؟
.اسلحه رو میذارم زمین آرومِ آروم
گوش نده - باشه؟ -
کار احمقانهای نکنی
فکرکردی میتونی یکی رو آتیش بزنی؟
پوستت رو میکنم
یالا، یالا
خوبی؟ آره -
خوبی؟ - آره -
ممنون که جونم رو نجات دادی
.بهت که گفتم هدفم همینه
محافظت از مردم
کِی سرباز شدی؟
اون دوتا هواپیمائه که رفتن توی برجها رو یادته؟
همونها که برجهای دوقلو رو آوردن پایین
خیلی ترسیدم
واسه همین نامنویسی کردم
.صرفا یه بچه بودم هجده سالم بود
هیچی سرم نمیشد
فقط میدونستم میخوام
یه کار با ارزش بکنم، میدونی؟
واسه همین نامنویسی کردم
چهار بار اعزام شدم
افغانستان و عراق
فهمیدم توی این کار خیلی ماهرم
پس برای کار توی یه ارتش خصوصی ثبتنامم کردن
...حقوقش بهتر بود، ولی بایستی کارهای
فوق محرمانه میکردیم
اقلاً مردم نباید میفهمیدن
اونجوری با کن، آشنا شدم
اولش بهنظر کار درستی میاومد، میدونی؟
حس میکردم داریم تمامِ خط قرمزها رو رد میکنیم
و کارهایی رو انجام میدیم
که میگفتن سیاستمداران
اراده یا جرات انجامش رو برای مقابله
با تروریسم و ایجاد یک تفاوت ندارن
اون موقع کار راحتتر
این بود که دنیا رو سیاه و سفید ببینی
مثل قهرمان و شرور
خوب در برابر شر
کلاه سیاه و کلاه سفید
احتمالا اون تکتیراندازی که اونوره هم
چنین دیدگاهی داره
احتمالا فکر میکنه
داره کار درستی میکنه و دلیلش موجه هست
اقلاً من چنین دیدگاهی داشتم
الان چی؟
دیگه هجده سالم نیست
و وقتی تو در تیرراسی خیلی سختتره
.لیلی مُرده من هم شاید بمیرم
...و دخترم
در غیاب من، کی تامینش میکنه
من پول دارم
از اینجا میبرمت
جفتتون رو میبرم خارج از کشور
کارمون تمومه
خودت گفتی
طرز فکرش رو بلدی
و اون هم تمام قدمهات رو بلده
اینجا گیر افتادیم
هیچ راه فراری وجود نداره - نه، نه -
یه فرقی داره
چی؟
من از اون ماهرترم
،اگر دستم به تفنگم برسه کارش تمومه
خودِ تامارا هم این رو میدونه
فقط باید تفنگم رو بردارم
دستت رو بده من
چرا؟
،تو هم یک قاتلی هم یک جان سخت
خیلی هم ماهری
کف دست، هیچوقت دروغ نمیگه
،آدمها دروغ میگن ولی کف دست نه
این دخترم میلناست
آدرسش پشتشه
...اگر مردم، این رو نشونش بده
نه، نه
نمیمیری - پیداش کن -
نه - و کمکش کن -
پول، مدرسه، همهچیز رو ردیف کن
از اینجا میبرمت، باشه؟
از اینجا دورش کن
لطفا
از اینجا میبرمت
از این حرفها بزن
فقط باید بهم اعتماد کنی
من یک سرباز تعلیمدیده نیستم
تو هستی
...و دخترم
دخترم تنهایی دوام نمیاره
فهمیدی؟
کمکت میکنم تفنگت رو برداری
تو قول بده که به میلنا کمک میکنی
قول بده
،با کلمات خالی نه قلباً در محضر خدا قول بده
و میخوام واقعی باشه
...در محضر خدا، قول میدم
که با تمام وجود، ازش محافظت کنم
ولی دوباره میبینیش
باشه؟
از این مخمصه، خلاص میشیم
برو، برو، بجنب
از تکتیراندازها متنفرم
اگر یه مرد واقعی بودی
موقع کشتنشون توی چشمهاشون نگاه میکردی
حاضرم برای میلنام آدم بکشم
نه، نه
نه
مونا، مونا
چرا همچین کردی؟ چرا همچین کردی؟
.بهت گفتم فرار کن بهت گفتم فرار کن
میلنا کوچولوم
چی؟
مواظبش باش
زندگی بهتری براش بساز
بهتر از زندگی ما
بقا رو یادش بده
نمیتونم
ایمان داشته باش
کف دست، دروغ نمیگه
کن؟
.یا خدا، کن فکر میکردم مُردی
نه، نه
بس کن - نه -
دست بردار - نه -
تکونم نده، داداش
تکونم نده - یالا -
باید بریم
نه، نمیتونم پاهام رو تکون بدم
اون حرومزاده، ستون فقراتم رو زد
فقط تکونم نده
خیلیخب - نمیتونم تکون بخورم -
خیلیخب، خیلیخب
باشه، باشه
خیلیخب، من پیشتم
کیر توش
لعنتی
یه نگاه به خودت بنداز، داداش
.ستون فقراتت رو زدن زورشون بهت نمیرسه
حرف نداری، مشتی
یه افسانهای
وقتش بود به این نتیجه برسی
عه؟
خیلیخب
بابت مونا متاسفم
زنِ خوبی بود
آره، جونم رو نجات داد
آره، میدونم
حالا به جوابت رسیدی، نه؟
جوابِ چی؟
که چرا یکی حاضره
جونش رو فدای یه عنترِ نالایق بکنه
برای نجات کسی که دوستش دارن، نه؟
آره
میدونی چیه؟
از اولش میدونستم
عاشقِ اولین فاحشهای میشی که یه شب پیشش بودی
کون لقت. شانس آوردی فلج شدی
وگرنه میزدم پارهت میکردم
کیر توش
کیر توش
بگیرش - نه، نه -
باید بریم - بدونِ من برو -
نه، نه - فقط برو -
اینجا ولت نمیکنم
فهمیدی؟
اینجا ولت نمیکنم
آسانسور، لابی، پلهها
همهشون پر از افراد مسلح خواهد بود
فقط برو، مشتی
واسه همین باید موقعیتمون رو مستحکم کنیم
نه، نه
فقط خفه شو
جفتمون میدونیم که کارِ من تمومه
،اگر نتونم شق کنم بمیرم بهتره
کیر توش
خبر خوب اینه که درباره این ابریشمها درست میگفتی
ابریشمن واقعا
چیه؟ باز یاد بیروت افتادی؟
شوخیت گرفته؟
میشه یهکم ایمان داشته باشی؟
ایمان؟ نه، موثر نیست
نه
تاماراست
اون پشتِ این قضیهست
میدونم
میدونی؟
واسه همین بابت بازنشستگیت اینقدر عصبانی بودم
حدس میزدم این جنده همچین کاری بکنه
جواب بده، جواب بده
سلام تم، هنوز استخدام میکنی؟
ظاهراً به یه تیم جدید نیاز داری
کن، هنوز زندهای
از سوسک هم بدتری و کشتنت به همون اندازه سخته
ولی غیرممکن نیست
خیلی جندهای
خب، تبریک میگم، آقایون
سطحتون ارتقا پیدا کرد
از چی حرف میزنی؟
گه توش
آره، گه توش
بد گه کاریای شده
از مقامات بالا، اجازه گرفتم
شما دوتا، دیگه اهدافی هستید که اولویت اول رو دارن
باید همین الان از اینجا بری
برو
بهتره اون چیزی که فکر میکنم نباشه
اوه، خودشه
برو، فرار کن
حالا - میکشونمشون سمت خودم -
کیر توش
کون لقتون
یالا، بجنبید
خیلیخب، پهپاد رو زدم
ترتیبش رو دادم
کن؟
کن؟
آه، لعنتی
خیلیخب کن، خیلیخب
الان دیگه جونم دست توئه، برادر
خیلیخب، برو که رفتیم
اوه، لعنتی
آره
یوهو، آره
.جواب داد، جیگر جواب داد
.بیروت، جیگر آره
یوهو
تو یه افسانهای
پشمهام
خیلیخب، خیلی واضح تصدیق شد
خدایا شکرت
،ساموئل کارتر لرد باورم نمیشه
حالت چطوره؟
خوبم
،البته نه از صدقه سریِ تو تامارا لوسیل رایت
کجایی؟
خیلی دوست داری بدونیها
آره، دوست دارم
مطمئنم شرایط
توی دفتر
خیلی بد بوده
چطور خارج شدی؟
دیگه وقت رفتن بود
هوم
من جون سختم، سم
من مهارتهای با ارزشی دارم و زیانآور نیستم
پس یه کار باحال پیدا میکنم
تو چی؟
بهگمونم میشه گفت
یه جورهایی، دین حقیقیم رو پیدا کردم
عیسی پرست شدی
ازت بعید بود
.نه، عیسی پرست نشدم هرچند مشکلی با اون بنده خدا ندارم
ولی این روزها، بیشتر به کارما باور دارم
،دقیقتر بخوام بگم به مجازاتِ کارمایی
میدونی تم
باید دنیا رو برای نسل بعد جای بهتری بکنم
ایمانم رو بازیابی کردم
ولی همچنان تیراندازی میکنی
،پس همون کار رو میکنی فقط برای افراد متفاوت
نه، دیگه واسه کسی کار نمیکنم
خودمم و خودم
واقعا؟ - آره، واقعا -
خانم، باید بریم
باید خیلی چیزها رو جبران کرد
ولی دیگه تکتیرانداز نیستم
نه، این روزها اگر بخوام آدم بکشم
باید از نزدیک و شخصاً باشه
میدونی، توی چشمهاشون نگاه میکنم
اگر کاری ارزشِ انجام داشته باشه
ارزشِ کثیف کردن دستها رو هم داره، نه؟
هرچند این چیزیه که تو
هیچوقت درک نکردی، درسته تم؟
ببین، نه میدونی
تو چی رو هیچوقت درک نکردی؟
اینکه هنرش به کثیف شدن نیست
ببینم وقتی از نزدیک دیدیم
باز هم همین نظر رو داری یا نه
اوه سم، فردا این موقعها
دارم توی دبی، برای یه میلیاردر کار میکنم
حتی نمیتونی
تا 2000 کیلومتری نزدیکم بشی
خیلی ناامیدکنندهست
خب، بهش عادت کن
دیگه فاتحهت خوندهست
و تنها هم هستی
نه، دیگه تنها نیستم
نه، الان یه سری مسئولیتها دارم
...ولی مهم نیست
تم، یه چیز دیگه
چیه؟
به خدا اعتقاد داری؟
سوال خوبی بود
...خب، به قول معروف
تصدیق و سپس باور
با تصدیق کردنش خیلی فاصله دارم
میدونی چیه، تم
ممکنه از اون چیزی که فکر میکنی نزدیکتر باشی
.دیگه داره کسلکننده میشه، سم خداحافظ
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
پاشو
هی، حالت خوبه؟
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.