Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«آنچه گذشت»
آزاد کردنش بزرگترین اشتباه زندگیت خواهد بود
اون تهدیدم کرد گفت خودم رو از روزنامهنگاری
بازنشسته کنم وگرنه برمیگرده
برای صدمه زدن بهت باید اول از من و سوپرمن رد بشه
و این غیرممکنه
کمکی از دستم برمیاد؟
هر بار که بمیری قویتر میشی
بذار بکشمت تا هیچی توی این دنیا ...نتونه جلوت رو بگیره
هیچی
تا حالا به مردن فکر کردی، سوپرمن؟
چون قراره بمیری
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
چه بلایی سرت آورده؟
وقتی کارت تموم شد قلبش رو برام بیار
نیاید
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
چه اتفاقی داره میافته؟
دیگه صدای تنفسش رو نمیشنوم
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
«سوپرمن و لوییس»
اون موجود توی خونهمون بود
از کجا میدونست باید بیاد اینجا؟
نمیدونم
این رو نزدیک انبار پیدا کردم
فرستنده مکان اضطراری بابابزرگه
حتما بعد از گم شدنش پدرتون اومده اینجا
دنبالش بگرده
به نظرت بابابزرگ اینجا بوده؟
نه ولی لوتر بوده
و حدس میزنم ازش برای تماس با وروجک جدیدش استفاده کرده
پس برای همین دنبال بابابزرگ بود دنبال فرستندهش بود
وقتی وزارت دفاع و سوپرمن پشتـتن
شجاع بودن، آسونه
ازت میخوام دنبال صدای پدربزرگت بگردی
چرا دنبال بابا نگردم؟ - خودت که شنیدی چی گفت -
اون نمیخواست هیچکدوم از ما درگیر بشیم
روی پدربزرگت تمرکز کن
باید همینالان پیداش کنیم
جدی؟
این هتل مال منه؟
به اسم صنایع اکورث خریدمش
تا مجبور نباشیم جواب پس بدیم
بیشتر از حد پول دادی
نه، اشتباه میکنی
بیشتر از یه ماهـه که از زندان آزاد شدی
چرا هنوز برنگشتی به لوترکور؟
اینجا یه سری کار دارم
این کارهات تا چند وقت طول میکشه؟
هیئت مدیره داره کلافه میشه
به من ربطی نداره
همهشون یه مشت چاپلوس ترسو هستن مخصوصا بَش
دستوری برای اداره امور
براشون داری؟
لازم نیست چیزی تغییر کنه
همهچی توی ۱۷سال اخیر همونطوری که میبایست، پیش رفته
مطمئنم از دستور گرفتن از من خسته شدن
که این یعنی داری کارت رو خوب انجام میدی
یه دلیلی داره که تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم
خیالت راحت باشه
خبری از الیزابت نشده؟
قبل از آزاد شدنت، لندن رو ترک کرد
به گشتن ادامه بده
غیرممکنه آب شده باشه رفته باشه زیر زمین
میشه بذاری برات یه دستی به سر و روی اینجا بکشم؟
همهچی اینجا هست
حداقل بذار برای پنجرهها پرده بذارم
آماندا، همین که سلول زندان نیست
برام کافیه
اما میخوام میلتون برام یه چیزی بسازه
الان میارمش
من یکی که نمیرم
هنوز قرارمون تموم نشده
...همه صداها خفه و مبهمه
بهنظرت صدای پدربزرگه؟
نمیدونم
امکانش هست
عزیزم، میدونم سخته ولی باید ادامه بدی
کمکش کن
کجا میری؟ - میرم فکر کنم -
تشعشعات نمیذاره درست فکر کنم
چهطوری این کار رو میکنی؟
ضربان قلبت هیچوقت بالا نمیره
فقط نباید ترس به دلت راه بدی
ذاتم اینجوریه دیگه
بابا چهطور میخواد اون موجود رو شکست بده؟
شکست میده
قیافهش رو دیدی؟
بابا ترسیده بود
اگه میدونست نمیتونه شکستش بده، چی؟
شکست میده
باید به این باور داشته باشیم
فکر نکنم باور داشته باشم
این دفعه، نه
و بدون بابا من آمادگی انجام این کارها
رو بدون اون ندارم
خوبی؟
یه لیوان شراب میخوای؟
یا یه چیز قویتر میخوای
کلی سوال دارم
میدونم
و مامانم گفت احتمالا نیاز به فضا داری برای همین هم رفته به شهر
تا بتونیم با هم تنها باشیم
پس من جواب هر سوالی که داری رو میدم
چرا الان داری بهم میگی؟
چون من عاشقتم
از هر عاشقی، عاشقترم
پس موقع مصاحبه سوپرمن وقتی شنیدی
...که به جنت گفتم عاشقم
بهترین روز زندگیم بود
حتی وقتی بهت گفتم خنگ؟
بعضی اوقات یهکم خنگم
عصبیای؟
قطعا عصبی نیستم
...اوه، میخوای
برو رو تختـت، همینالان
خیلیخب
گفتی میخواد تنهامون بذاره، درسته؟
آره، نه اون برنمیگرده
...فقط آخه، من هیچوقت
توی تخت خواب بچگیت انجامش ندادی؟ اشکالی نداره
چیزی نمیشه
بابا کله کل ریپکن رو اونطرفی میکنم که نگاه نکنه
منظورم این نبود
...من
...من تاحالا
اوه
دوستـت دارم
هیچکس دیگهای به چشمـم نمیاد
من هم دوستـت دارم
خوبه
پس آماده بهترین روز جدید زندگیت بشو
کجایی، کلارک؟
...کریسی، پوشه پرونده
کریسی نیستش
سر پدرم چه بلایی آوردی
من اومدم خونهت و یه پیشنهاد بهت دادم
تو تهدیدم کردی
اگه خودت رو بازنشسته میکردی تهدید محسوب نمیشد
ولی منظورم رو واضح رسوندم
بعد از کاری که کردی
حق نداری دیگه روزنامهنگاری بکنی
بعد از این که اون موجود رو صدا زدی این رو توی خونهم جا گذاشتی
جدی؟
ثابتش کن
این یه بازی نیست
اگه نمیخواستی اینطوری بشه باید پیشنهادم رو قبول میکردی
پدرم کجاست؟
دیگه نمیتونه ازت محافظت کنه
سوپرمن هم همینطور
من نیازی به محافظت ندارم
تمام مدت فعالیت حرفهایت
پشت سوپرمن و ژنرال قایم شده بودی
ولی اون روزها دیگه تموم شد
میخوای از کارم کنار بکشم؟
باشه
باشه، کنار میکشم
حتی دروغگوی خوبی هم نیستی
اگه بلایی سرش آورده باشی به خدا قسم
کاری میکنم تا آخر عمر لجنت توی زندان بپوسی
این شهر کوچیک رو دوست داری؟
کبابها و پای سیبهاش رو دوست داری؟
بهت حس امنیت میده؟
بهنظر من که یه حس کاذبه
شاید اقامت توی اینجا نظرم رو عوض کنه
یعنی میخوای توی اسمالویل سکونت کنی؟
خونهم اونجاست اونطرف خیابون
ویوی خیلی نازی داره
من ازت نمیترسم
خواهی ترسید
تنها بودن توی زندان
نزدیک بود کسب و کاری که ساخته بودمش به باد بره
دخترم بهم پشت کرد
همه این اتفاقات طوری من رو آزمایش کرد که نمیتونی حتی تصورش کنی
البته فعلا نمیتونی
[سوپرمن در خطر است]
تیتر خوبیه
از زمان حمله تا الان
هیچکس خبری از سوپرمن نداره
از اون موقع مردم اینجا تجمع کردن
و دنبال نشونههایی از مرد پولادین هستن
گزارشات تایید نشدهای هستن که میگن مهاجمان
از سلاحهای کریپتونایتی استفاده میکردن
پلیس به تحقیق خود در صحنه جرم ادامه میدهد
من میتونم اون گزارشات رو تایید کنم
چی شد؟
لوتر
اونجا بود؟
بیشتر افراد اینترگنگ اونجا بودن فکر کنم چندتایی یاکوزا هم بودن
ولی اسلحههاشون قطعا مال لوتر بود
زخمی شدی
ها؟
چهجوری اینقدر کریپتونایت گیر میارن؟
بذار بارت باند بیارم
...چیزی نیست. فقط
آره
خیلی نگرانم کردی
تازه ازدواج کردیم من آمادگی بیوه شدن رو ندارم
این اتفاق هیچوقت نمیافته
این رو کسی داره میگه که توسط دو تا گروه گانگستر
با اسلحههای کریپتونایتی بهش حمله شده
آره، زخمـم هم خوب شد
تازه، میتونم پرواز بکنم
دید حرارتی دارم
چشمهام لیزر داره
قدرت ابرانسانی دارم البته قصدم فخرفروشی نیستا
قصدت دقیقا همینه
من فقط نمیخوام تو نگرانم باشی
عاشق بودن اینها رو هم داره
همهش نگران میشی
من جایی نمیرم
تا ابد بهت چسبیدم
قول میدی؟
برات یه نوشیدنی آوردم
برو به جهنم
اینطوری نکن
آب لازمی
باشه
هر طور راحتی
چی میخواید؟
وزارت دفاع با افرادی مثل شما مذاکره نمیکنه
پس دنبال هر چی هستید قرار نیست بهش برسید
مطمئنم که میرسیم
آخه کدوم آدمی همچین کاری میکنه؟
خودتون چند نفر رو ربودید؟
حداقل یه چند صدتایی باید باشه
منظور من، این نبود
منظورت خودمون بودیم؟
هیچکدومش واقعی نبود، درسته؟
اسم من گرچن نیست
ولی بهم خوش گذشت
بدک نبودی
مرسی
ازت تعریف نکردم
نه، فکر نمیکنم
میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
نیست که خیلی حق انتخاب دارم
واقعا قبل از من تا این همه مدت با کسی رابطه نداشتی؟
خوشحالم که تونستم این حس رو بهت بدم
تو یه انگلی
بهتر از تو، بدتر از اینهاش رو بهم گفتن
کارمون اینجا تمومه؟
آره
فکر کنم
بریم غذا بخوریم دارم از گشنگی میمیرم
هنوز هم نمیتونم صدای پدربزرگ رو بشنوم
این، به این معنی نیست که اون مرده
شاید باید یه چیزی بخوری
تا کمکت کنه تمرکز کنی
اون بهخاطر من با اون زن وارد رابطه شد
جردن، من اون برنامه رو نشونش دادم
بهش گفتم بره سر قرار
...و اگه اون خانمه بکشتش
نمیکشتش
از کجا مطمئنی؟
تا جایی که ما میدونیم اون همینالانش هم مرده
و اگه مرده باشه تقصیر منه
حاجی بس کن دیگه
تو فقط میخواستی به پدربزرگ کمک کنی
جواب هم داد اون خیلی خیلی خوشحال بود
انگار اصلا یه آدم دیگهای شده بود
تقصیر تو نیست که لکس لوتر با یه نقشه چندین ماهه
اون رو دزدیده
ولی اگه به سرزنش خودت ادامه بدی پدربزرگ میمیره
حقیقت همینه
پس خواهشا بس کن
آره
خیلیخب
حق با توئه
میدونم
بریم غذا بخوریم
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)
اون پیش توئه؟
آره
از دخترش چهخبر؟
باز هم دروغ گفت
دریافت شد
یکی به مغزش یکی به قلبش
به اوتیس بگو بعدش اونجا رو تمیز کنه
لکس لوتر بود، درسته؟
برای اون کار میکنی؟
ببین، من سه تا نوه دارم
خودت اونها رو دیدی
بچههای خیلی خوبیان
یکی از نوههام تازه وارد زندگیم شده
تازه داشتیم با هم آشنا میشدیم
اون تا الان خیلی از عزیزانش رو از دست داده
فکر نکنم طاقت یکی دیگه رو داشته باشه
هر آتویی لوتر ازت داره، مهم نیست میتونم از شرش خلاصت کنم
بفرستمت هر جایی که میخوای
بهت یه هویت جدید بدم یه زندگی جدید
میتونم ازت محافظت کنم
کاش حقیقت داشت
ولی هیچکس نمیتونه از لوتر پنهان بشه
تو مرد خوبی هستی
شرمنده که باید اینطوری میشد
چرا این دفعه سعی نمیکنی پرواز کنی و از جو خارج بشی؟
شاید اونجا دسترسی بهتری داشته باشی
برو حساب کن
چی شده؟
احتمالا من رو میشناسید
ماردتون بهتون گفته چرا من اینجام؟
میدونیم چرا اینجایی
چون یه روانیای
آها
هفده سال پیش مادرت و دوست خوبش، سوپرمن من رو به خاطر جرائمی که مرتکب نشده بودم
انداختن زندان
این دخترمه، الیزابت
آخرین باری که دیدمش این شکلی بود
وقتی گذاشتمش دم در مدرسهش
اون، تمام دنیام بود
الیزابت تنها کسی بود که من رو دوست داشت
نه مادرم، نه همسر سابقم... هیچکدوم
فقط اون
ظاهرا مشکل از خودت بوده
پسرها، همهچی مرتبه؟
مادرتون اون رو از من گرفت
هر بلایی سرتون بیاد حقتونه
چی کار میکنی، لوییس؟
نمیتونی این مقاله رو چاپ کنی
در حال تیراژیم
بهت که گفتم اون صدای من نیست
اون صوت ضبطشده چیز دیگهای میگه
این مقاله رو چاپ نکن
این یکی دیگه از شرکتهای غیرقانونی خودت نیست
اینجا دیلی پلنته
پس من دیلی پلنت رو میخرم
از توی زندان؟
فکر نکنم
این کار بهت حس قدرت میده، مگهنه؟
تصمیمگیری برای سرنوشت یکی دیگه، درسته؟
من فقط دارم حقیقت رو گزارش میدم
نه، داری یکی دیگه رو بدبخت میکنی
ببین کی داره این رو میگه
این جنگت با من
ربطی به ماکسی و اینترگنگ نداره
همهش بهخاطر دوستـته
میخوای از اون محافظت کنی
سوپرمن به محافظت من نیازی نداره
نه، از وقتی نقطه ضعفش رو پیدا کردم
افتادی دنبال من
هیچ ربطی به این موضوع نداره
توی دنیا کلی کریپتونایت هست، لوییس
مجبورم نکن به کل دنیا منبعش رو نشون بدم
از دفتر گمشو بیرون
لکس لوتر اینجاست - توی ویکی میز دیدیمش -
اونجا اعتراف کرد همه این قضایا
زیر سر اونه
میدونم. اینجا هم اومد
باید یه کاری بکنیم
نمیتونیم کاری بکنیم، عزیزم
من میتونم
جردن، از اون مرد دور بمون
اون رفت داخل اون هتل
کس دیگهای اونجا نیست
جردن، گفتم نه میفهمی؟
مامان، شاید حق با جردن باشه
من لکس لوتر رو خیلی وقته میشناسم
و میدونم اینها تازه اولشه
از اون دور بمونید با جفتتونم
خواهشا فقط روی پیدا کردن پدربزرگتون تمرکز کنید
اون به کمکمون احتیاج داره
کتک زدن یه زن کار خیلی پستیه
حتی وقتی اون زن قصد کشتنت رو داره
خفهشو، اوتیس
احتمالا بهخاطر همینه که توی اون برنامه مزخرف
ثبتنام کرده بود
دیگه بسه
لکس
میتونیم بعدا دربارهش حرف بزنیم
میخواستم بدون درد بمیری
ولی تصمیم گرفتی پا به فرار بذاری
نمیدونستم همچین آدمی هستی که نمک روی زخم یکی بپاشی
گمونم زیادی بالا برده بودمت
گفتم شاید بخوای یه نگاهی به روزنامه دخترت بندازی
چون دلیل اینجا بودنت، همینه
اینها تقصیر لوییس نیست
اون تصمیم خودش رو گرفت
دنبال تو گشتن از اولویتهاش نبود
میخوای واسه تربیت کردن دختر نصیحتم کنی؟
حداقل دختر من هنوز باهام حرف میزنه
راستی از الیزابت چه خبر؟
میدونی اون کجاست؟ - بسه -
اصلا کیه؟ - بسه -
کسی قرار نیست بیاد نجاتـت بده، ژنرال
خودت ببین
اون همیشه برمیگرده
این دفعه دیگه نه
خاک رو خیس نگهدار
خفهشدنش رو دردناکتر میکنه
خانم لین، به صدای من گوش کنید
چه اتفاقی داره میافته
من اینجام
همهچی مرتبه فقط یه تشنج کوچیک داشتید
خب این عادیه؟ - باید برم سراغ دکتر پاتل -
اون همهچی رو توضیح میده
میبرمت به قلعه
کلارک
فکر کنم تشنج ابستنی باشه
یه چیزی درست نیست
دکتر پاتل ترتیبش رو میده
نمیتونیم همچین ریسکی بکنیم
ما دربارهش حرف زدیم
نباید فناوری کریپتونی دخیل باشه - اوضاع تغییر کرده -
تو تشنج کردی
من حالم خوبه - لوییس، من نمیتونم تو رو از دست بدم -
بس کن، کلارک
میدونم سخته
ولی اونی که قراره زایمان کنه، منم
نمیشه چون نگرانی قاطی کنی
جفتمون نگران همدیگه میشیم
...آره ولی من که
نمیمیری؟ - آره -
ولی این باعث نمیشه نگرانت نشم
چند بار باید بهت توضیح بدم
که نگرانی بخشی از عاشق بودنه
خیلیخب، حق با توئه
خودم میدونم حق با منم
حالا میشه بری سراغ دکتر پاتل
تا این بچهها رو به دنیا بیاره؟
دیگه گوه بخورم دوقلو بیارم
انگار دو تا هیولا
دارن میخورن به همدیگه
باشه
نه - من میمونم اینجا -
همینجا میمونم
خیلیخب - من همینجام -
دارن میان
خیلیخب
مامان
چی شده؟ - جردن -
ظاهرا صدای فریاد پدربزرگ رو شنیده
جردن - صداش تموم شد -
دوباره سعی کن
دارم میگم دیگه صدایی نیست
خیلی صدای کمی بود ...انگار داشت
داشت چی؟ پچپچ میکرد؟
چسب روی دهنش بود؟
انگار داشت خفه میشد
لکس بهم گفت میخواد اون رو بکشه
مامان، ما از چیزی مطمئن نیستیم
لوتر همیشه به حرفش عمل میکنه
جردن؟
خیلی داشت سعی میکرد
پدر خوبی باشه، پدر خوبی هم بود
هیچوقت فرصت نکردم این رو بهش بگم
بیا از اینجا بریم
وایستا
صدای اونه
اون؟
اون خانمه که با پدربزرگ دیدیمش
دوستدخترش
من رو ببر اونجا
دلم یه دوش آب گرم و یه آبجوی خنک میخواد
پایهای؟
جفتش رو نیستم
بابای من کجاست؟
دیر کردید
اون بچه رو ببین فاز خلبانها رو گرفته
بهت که گفتم
اون کجاست؟
چهل و پنج متر اونطرفتر
اونها خاکش کردن
پدربزرگ، حالت خوبه؟
بابا
دفعه دومه که جونم رو نجات میدی، بچه
ممنون
اونها فرار کردن
ولی تو و مامانت بدجور کتکشون زدید
نگران نباش
نمیتونـن بیشتر از این قایم بشن
لوتر چی؟
اون قایم نشده
بیخیال اون
باید درباره کلارک حرف بزنیم
پسرها، یه دقیقه تنهامون میذارید؟
قبل از این که خاکم کنـن
لوتر تیتر روزنامه گزت رو نشونم داد
لوتر دقیقا چی کار کرده؟
این شد دو بار توی یه روز
این دفعه تقصیر ما نبود
لوییس لین با اون پسربچه
که مردم صداش میکنـن سوپربوی سر و کلهش پیدا شد
قدرت داره؟
یه ماه پیش توی اسمالویل پیداش شد
حرکت بعدیمون چیه؟
قایم بشید تا وقتی که بهتون خبر بدم
چهرهتون رو جایی نشون ندید
کجا میری؟
چیزی رو بگیرم که دستورش رو داده بودم
حتما این نقشه رو وقتی از زندان
آزاد شده، چیده
وقتی کلک شما دو تا رو بخونه
کسی نیست که از من محافظت کنه
بابا، اون داره میاد سراغ من
من اون رو میشناسم اون دستبردار نیست
اون میخواد زندگی من و اطرافیانم رو نابود کنه
کاری کنه پسرهام مثل دخترش بهم پشت کنـن
...و حالا که کلارک رفته
لوییس، اون زنه گرچن ...یا حالا هر اسمی که داره
من خودم رو بیدفاع گذاشتم تبدیل شدم به یه هدف آسون
این اتفاق دیگه تکرار نمیشه
کلارک
هم که سالهاست سعی دارن بکشنش
و هر دفعه شکست خوردن
لازم نیست نگران باشی
بابا، تو متوجه نیستی
عزیزم، هیچی توی این دنیا نمیتونه
جلوی سوپرمن رو بگیره
الان دیگه یهچیزی هست که شاید بتونه
فکر کنم همین روزهاست که اون پرستاره از کارش کنارهگیری کنه
از بس که بابابزرگ هی میگه
من یه ژنرال چهارستارهم
حداقل دو بار رو گفته
خیلیخب، بسه
بیاید اینجا
جفتتون رو خیلی دوست دارم
دوستـت دارم، مامان
من هم دوستـت دارم
و این هم مثل بقیه اتفاقات پشت سر میذاریم
به عنوان یه خانواده
جردن، چی شده؟
داره برمیگرده
شببهخیر، چاک - شببهخیر، ایدی -
خدای من
ظاهر خاصی نداره
ولی میلتون ضمانت کرد که کار میکنه
آفرین بهش
چهطوره این قضیه بین خودمون بمونه؟
اون بچهخرخون اگه بفهمه کارش رو خوب انجام داده، قیافه میگیره
چیز دیگهای نمیخوای؟
نه
همدم چهطور؟
من کلی به این فکر میکردم که وقتی آزاد بشی
اوضاع چهطوری میشه
من هم همینطور
صدای ضربان قلبش رو نمیشنوم
من عاشق یکی دیگهام کلارک توی شرکت روزنامهنگاری
نه
قرار نبود قبل از من بمیری
نه
مامان، بابا - نه -
مامان - نه، پسرها -
مامان، اون حالش خوبه؟
نه
نه
نه
از نزدیک کوچیکتر بهنظر میاد
چیزی برام آوردی یا نه؟
آفرین، رفیق
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.