Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیا مووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir مترجم :♥ ° ♥Rosella♥ ° ♥
دانلود و تماشای فیلم های ویژه و متفاوت آسیای شرقی و سریال ها و زیرنویس فارسی و انگلیسی در کانال های: http://t.me/EADramA https://Namasha.com/AmiR.A.HeidarY
سر آشپز هوا
قسمت هشتم
برادر ارشون
خواهر شیائو مای
اومدین؟
ببینم
ماهی و میگوی تازه؟
اره همشونو می خوام-
باشه
این میگو های سرخ شده رو مهمون منین
ممنون که اومدین
این که چیزی نیست، من که تا اون سر دنیا هم شده برای غذا های خوبت میام
درسته شیائو مای
همچین غذای خوشمزه ای رو هیچ جا نمی تونیم پیدا کنیم
پس هر وقت اومدین قدمتون رو چشم
ممنونیم
خوشمزه س نه؟
بیشتر بخور
واقعا عالیه
واقعا خوشمزه س
بیشتر بخور
لطفا اینو قبول کن
نه نه، این خیلی زیاده
گرون ترین کاسه نودلم فقط 12 سکه ست
...اونا 12 نفرن پس تقریبا باید بشه
...4 به اضافه 7
نمی خواد حساب کنی
نه این لازم نیست بگیرش-
،اون ماهی و میگو ها اینقدر نمی ارزن اما
بهت قول دادم..که حواسم به کار و بارت باشه
نمی تونم بزارم پولشونو بدی
،اگه اون میگو و ماهی ها هم حساب کنی بازم این خیلی زیاده
،راستی
بذر فلفلت چطوره؟
دارن میوه میدن
یادم اومد که باید قبلش بهشون کود بدی
،اگه نتونستی پیدا کنی عمو چیائو باید داشته باشه
،اون عاشق کاشتن گل و گیاهه از این جور چیزا تو بساطش داره
باشه، وقتی بیکار شدم یه سر میرم پیشش
تای هه، زود باش
داشنگ و برادراش هم اومدن
باشه
مواظب باش
راستش از اینکه اومدی به دکه ام سر زدی خیلی خشحال شدم
...خواهر، تو
خواهر، چرا اینجوری نگام میکنی؟
اگه مشکلی پیش اومده بگو
اینجوری نگام نکن خب
هوا شیائو مای، بگو ببینم
برای چی برادر یوهوای برادراش رو اورده بود اونجا؟
چند روز پیش وقتی اومده بود نودل بخوره بهش گفتم که
هروقت تونست برادراش رو بیاره نودل فروشیم
من شوخی کردم، اما اون جدیش گرفت
خواهر، اگه نگرانی که بهش مدیون بشیم
دفعه بعد براش جبران میکنم
عصبانی نباش از من
کنار رود خونه، چی بهت می گفت؟
چیز خاصی نمیگفت
فقط مواظب باشم و زود برم خونه و اینا
اون وقت به من نگفتی؟
چی بیام بگم؟ داشتیم نودل می خوردیم دیگه
ای دختره خنگ خدا چیه خب؟-
چی می خوای بگی خواهر؟
میدونم یوهوای پسر خوبیه
ولی مامانش بزرگترین مشکله
چی میگی خواهر؟
من میرم صورتمو بشورم
!وایسا ببینم
هوا شیائو مای، چرا نمیفهمی؟
فکر کردی هیچ دختری دلش نمی خواد با همچین مردی ازدواج کنه؟
بخاطر مادرش هیچکس جرئت نمیکنه بیاد جلو
برو تو روستا بپرس
ببین هر خانواده ای که دخترش براش مهمه
جرئت میکنه که با خانواده اونا وصلت کنه یا نه؟
مگه بهت نگفتم
قرار شد دنبال شوهر پولدار و اسم و رسم دار نباشی
همین که باهات خوب رفتار کنه کافیه خواهر-
...مادر اون خیلی
باشه دیگه بسه
داری زیادی فکر میکنی
منگ داگه فقط بخاطر تای هه مواظبمه
به چیا فکر میکنی آخه؟
واقعا زیادی دارم فکر میکنم؟
خیلی خیلی داری زیادی فکر میکنی
!دارم زیادی فکر میکنم چون نگرانتم
باشه، باشه میدونم
تو بهترینی
برو دیگه تای هه منتظرته
تا دیر وقت بیدار نمون
خواهر شیائو مای خواهر رونگ-
اینجا چیکار میکنی؟
نگران نباش، میدونم دوست نداری بیام اینجا
نمی خوام بهت کمک کنم
شنیدم که دیروز یک سری غریبه اومده بودن اینجا
نگرانت شدم
برای همین اومدم یه سر بهت بزنم
اونا اصلا غریبه نبودن که
یوهوای برادرهاش رو اورده بود اینجا نودل بخورن
برادر یوهوای
برادراش رو اورده بود اینجا تا ازت حمایت کنه؟
اره
باید شخصا ازش تشکر کنم
فکر میکردم برادر یوهوای فاصله اش رو با همه حفظ میکنه
انتظار نداشتم اینقدر به تو اهمیت بده
اینم شنیدم که، بهت بذر فلفل قرمز هم هدیه داده
خواهر رونگ
ما درباره فلفل به کسی چیزی نگفتیم
تو از کجا میدونی؟
یادم نیست از کی شنیدم
...اینم شنیدم که
چون فلفلش خیلی کمیاب و گرونه
خانواده های معمولی نمی تونن پرورشش بدن
من فقط تعجب کردم که
برادر یوهوای همچین چیز با ارزشی رو بهت هدیه داده
همینو بگو، تا خواهرم یه کلمه گفت اونم رفت براش گیر اورد
خواهر رونگ، اگه از اون فلفل ها خوشت میاد
احتمالا تا دوماه دیگه میوه میدن
...اگه دوست داری
اگه دوست داری ما بهت میفروشیم
خواهر
فکر نکنم همچین چیز با ارزشی رو
بتونم بخرم
خواهر رونگ، فکر نکن ما بدجنسی میکنیم
فلفل قرمزش خیلی ارزشمنده
اگه اشتباه نکنم تو کل منطقه فوزه
فقط آقای جائو دو گلدون ازش داره
بعد بیایم به بقیه بذل و بخشش کنیم؟
متاسفانه نمی تونیم
خواهر
خواهر رونگ، گرسنت نیست؟
سوپ *وُنتون میگو می خوری؟
خمیری که داخل آن با چیزی پُر شده که به شکل آبپز یا سرخ شده سرو میشه
برای چی براش غذا میپزی؟
اینجا جای خوبیه
منگ داگه، عمو که
اینجا چیکار میکنین؟
یوهوای میگفت دکه نودل فروشی زدی و نودل هات عالین
باید شخصا میومدم می خوردم
شیائو مای
عجله کن و یک کاسه از اون نودل های بهشتیت برام درست کن
چشم
منگ داگه شما چی می خوری؟
منم از همون
باشه پس شما برین بشینین
عمو که، از اینطرف لطفا باشه-
عمو که، اینجا خوبه
عالیه، منظره ش بسیار قشنگه
بفرمایید بشینید، میرم براتون ترشی بیارم ممنون-
رفت
خواهر، چرا ناراحتش کردی؟
بهت بگم، بدم میاد اون قیافه حسودش رو که میبینم
همچین مظلوم نمایی هم میکنه که انگار گرفتیم زدیمش
تو خودت از قصد بهش نگفتی که باید از یوهوای شخصا تشکر کنی؟
خواهر، یکم برام آب میاری؟
شیائو مای جای خیلی قشنگی رو انتخاب کرده اره-
منظره اش عالیه
عمو که
این وُنتون سوخاریه، تا داغه خیلی خوشمزه س
وُنتون سخاری
امتحانش کنید
اولین باریه همچین چیزی و می خورم
الان می خورمش
عطر و مزه گوشت تو دهنم آب میشه
و سطحش ترد و برشته س
خیلی خوشمزه س
عالیه
حتی مزه ش هم تو دهن میمونه
خیلی خوشمزه س شما هم بخور منگ داگه-
واقعا خوشمزه ن
نظرتون با یک کاسه نودل دریایی چیه؟
خوبه
رونگ ناراحت نباش
مامان، به همین راحتی نمی تونم کنار بکشم
باد بهاری میان تنهایی هایم وزید
تو یک لحظه قولمون رو فراموش کردم
خودم رو بی تفاوت نشون دادم
و با بقیه گرم می گرفتم
میای نزدیکم، دور شدن ازت سخته
از خواب میپرم و فقط رویات باقی میمونه
من یکبار عاشق شدم
وقتی بهش فکر میکنم، ارزشش رو داشت
در گوشم نجوا کن که با پیانوی من و تنهایی هام
این آهنگ رو تو برایم نوشتی
خواهش میکنم بهم بگو که تو هم رویاش رو دیدی
که بدون اینکه بفهمی ازم متنفری بودی و الان عاشقمی
خواهش میکنم بهم بگو که این درد(متن آهنگ) رو تو بهم دادی
با یاد من احمق و خودکار من
خواهش میکنم بهم بگو که حرفایی که بهم گفتی
حرف های تو قصه ها بود
،وقتی پشت سرم رو میبینم اشتباه های زیادی انجام دادم
،تا جبرانشون کردم فهمیدم همشون تو ذهنم بود
برخلاف انتظارم گذاشتم بری
و با نوشتن از تو خودم رو آروم کردم
در گوشم نجوا کن که با پیانوی من و تنهایی هام
این آهنگ رو تو برایم نوشتی
خواهش میکنم بهم بگو که تو هم رویاش رو دیدی
که بدون اینکه بفهمی ازم متنفری بودی و الان عاشقمی
خواهش میکنم بهم بگو که این درد(متن اهنگ) رو تو بهم دادی
با یاد من احمق و خودکار من
خواهش میکنم بهم بگو که حرفایی که بهم گفتی
حرف های تو قصه ها بود
شیائو مای
خواهر اومدی
از اینا
اینو امتحان کن خیلی خوشمزه س
بیا چون شی امتحانش کن
بخور
اینا خیلی خوب بنظر میان
بیا
توهم بخور
چطوره؟
خیلی خوشمزه س
انگاز ته مزه ی گل میده
این کیک ویستریا ست از گل اقاقیای بنفش درست شده
فقط تو این فصل از سال میشه درستش کرد
پس باید بیشتر ازش درست کنی
تا چند روز دیگه فصل بارون میاد
دیگه نمیشه اقاقیای بنفش پیدا کرد
فصل بارون؟
اره، فصل بارون اینجا خرداد و تیر میاد
تمام روز و بارون میاد
تو این بارون شدید
نکنه منگ داگه رفته باشه بیرون ماموریت
خواهر
هر سال این موقع بارون میاد
نمی خواد نگران باشی این یه مدت رو استراحت کن
من فقط نگران فلفل هامم
تای هه براشون سقف درست کرده دیگه
هر چقدرم بارون بیاد خراب نمیشن برای چی نگرانی؟
شیائو مای
مردم روستامون همه از نودل های تو استقبال کردن
جشنواره تابستانه به زودی شروع میشه
برات برنج و برگ بامبو اوردم
چرا یکم دلمه درست نمیکنی براشون ببری
باشه
بزارین کمکمتون کنم
خواهر...اینطوری نیست
باید مخروطی شکل بپیچیش
بعد بگیریش و توش برنج بریزی
!خیلی سخته
باید درست شده ش رو می خریدم
به چی می خندین شما؟
خودم میدونم بلد نیستم چی میگین حالا؟
شیائو مای، من و تای هه اینارو میبریم برای همسایه ها
یکم دیگه درست کن ببر برای بابابزرگ پان باشه-
عمو چیائو گوشت دوست داره از این بیشتر براش ببر
از اون شیرین ها هم برای چون شی ببر
یادم میمونه نگران نباش قاطی نمیکنم
...برای خواهر رونگ هم، بزار ببینم
اون و چرا حساب میکنی؟
اونم همسایمونه، یکم هم باید برای اون ببریم
خیلی خب خودت ببر من براش نمی برم
باشه بابا
خودم میبرم
پس اگه تا اونجا میری یکم هم برای یوهوای ببر
باشه- نه-
چرا نه؟ خونه هاشون کنار همه
یادت رفته اون روز چی شد؟
خواهر
فکر و خیال نکن
منگ داگه
منگ داگه
داره بارون میاد اینجا چیکار میکنی؟
خواهرم گفته برات دلمه بیارم
خیلی ممنونم که این مدت بهمون کمک کردی
خواهش میکنم
توش دلمه های مختلفی داره
اون بزرگاش داخلش گوشت و زرده تخم مرغ و پسته دریایی داره
اون دراز ها لوبیا شیرین و خرما داره
اون نوک تیز ها هم سوسیس و ذرت دارن
اون کوچولو ها دلمه های عسلین
یکم عسل بریزی به عنوان دسر میشه بخوری
باورم نمیشه که اینقدر توی درست کردنشون خلاق باشی
خب، من دیگه باید برم
صبر کن
همراهت میام
شیائو مای
برو تو
از تای هه و خواهرتم از طرف من تشکر کن
باشه، تو هم برو دیگه بارون داره شدید تر میشه
باشه
صدای چیه؟
از طرف حیاط شما میاد
خواهر بارون داره بند میاد بزار برم یه نگاه به فلفل هام بندازم
نمیشه
خیس آب شدی راحت سرما می خوری
اونا فقط گیاهن، هیچی مهم تر از سلامتیه تو نیست
شیائو مای
فلفل هات رو اوردم اینجا
یوهوای بیرون داره باغچه سبزیجات رو سر و سامون میده
ازم خواست اینا رو برات بیارم
مثل این که خیلی آسیب دیدن
اینجوری زنده نمیمونن
خواهر
می خوام برم شهر
دوباره می خواد بارون بیار
اگه الان بری می خوری به بارونا نمیشه
درسته
می خوام برم از آقای جائو بپرسم میشه هنوز نجاتشون داد یانه؟
اصلا اون مرد رو می شناسی؟
اگه بری و نخواد ببینت چی؟
ولی این فلفل های قرمز خیلی برام مهمن
یوهوای
قبل از رفتن بیا یکم چای زنجبیل بخور
خیلی خب، می خوای بری برو حداقل صبر کن هوا آفتابی شه
چای زنجبیلت رو می خوری بعد میری
خواهر
بارون بند اومد
الان می تونم برم دیگه؟
،فقط یک بار رفتی خونه آقای جائو راه رو بلدی؟
منگ داگه بلده ...می توم ازش بخوام
امروز عید تابستانه س باید بره خونه
فکر کردی با تو میاد بیرون؟
منگ داگه
فکر کردم رفتی خونه
می دونم نگران بذر های فلفلی
بریم، من میبرمت پیش آقای جائو
عالی شد
برو
چقدر حیف
چیکار کردی باهاشون
زنده میمونن؟
کامل خیس خوردن
و مثل این یکی له شدن
اینا خیلی ظریفن
اگه می خواستی پرورششون بدی
باید ازشون خوب مراقبت میکردی
،مخصوصا وقتی هوا بارونیه
گیاه هایی مثل این بیشتر به مراقبت نیاز دارن
اگه اینجوری شدن
خودت این بلارو سرشون اوردی
آقای لیو
همونطور که گفتید، اینا گیاه های ظریفی هستند
از اونجایی که دفعه اولشه که اینا رو پرورش میده از این مشکلات پیش میاد
به علاوه اتفاقی که امروز افتاد یه تصادف بود
روز های قبل به خوبی ازشون مراقبت میکرد
لطفا کمکش کنید و ببینید میشه نجاتشون داد؟
این یکی زنده نمیمونه
اما این یکی
میشه یکاریش کرد
واقعا؟
میشه نجاتش داد؟ چی کار باید بکنم؟
بسیار خب
می ترسم اگه ببریش خونه
زنده نمونه
بزار فعلا پیش من بمونه
وقتی نجاتش دادم می تونی بیای ببریش
خداروشکر
آقای لیو، ممنونم
خواهش میکنم
یه لحظه صبر کنین
استاد جوان می خوان ببیننتون
استاد، اومدن
از این طرف لطفا
خانم شیائو مای
آقای منگ
آقای جائو
بزار معرفی کنم
ایشون خانم شیائو مای هستن همونی که برات تعریف کردم
ایشونم مدیر رستوران تائو یوان، خانم سونگ هستن
رستوران ایشون توی شهر بسیار مشهوره
رستوران تائو یوان؟
تو که تو سر و کارت با غذاست رستوران تائو یوان رو نمیشناسی؟
ببخشید
من زیاد به شهر رفت و امد نداشتم
اشکالی نداره
میدونم تو هنوز خیلی جوونی
خیلی سفر نکردی
من سونگ جینگ شی هستم
اگه دوست داری می تونی خواهر شی صدام کنی
آقای جائو منو می خواستید ببینید؟
،بخاطر این بود که
آقای جائو از تو برام تعریف کرد
گفت که با اینکه خیلی جوونی اما دستپخت خیلی خوبی داری
مدتی قبل هم تو برای مهمانیه تولد که جان وو غذا پختی
و تمام مهمون ها از دستپختت به وجد اومده بودن
برای همین درباره ت کنجکاو شده بودم
امروزم که اتفاقی اومدین اینجا
با خودم گفتم حتما باید ببینمت
متاسفم اگه مزاحمتون شدم
نه اینطوری نیست
و اینکه من اونقدرا هم قابل تعریف نیستم
حتما غذایی که درست کردم اتفاقی باب میلشون بوده
ما سرآشپز ها نباید اینقدر فروتن باشیم
خانم شیائو مای، شما خیلی با استعداد هستی
چرا از اینکه مردم بدونن با استعدادی می ترسی؟
راستش رو بخوای
امروز می خوام که
باهات درباره آشپزی صحبت کنم
بالاخره رسیدیم خونه
شیائو مای، چرا اینقدر دیر کردی؟
آقای جائو اصرار کرد برای چای بمونیم
برای همین دیر شد
بذر های فلفل چی شد پس؟
یکیشون مرده
ولی اون یکیش رو میشه نجات داد برای همین گذاشتیم همونجا بمونه
خوبه پس
برادر یوهوای، برای امروز خیلی ممنون
خواهش میکنم، پس من دیگه میرم
یک لحظه صبر کن
منگ داگه، چند روزی میشه که این اسنک هارو درست کردم
لطفا بگیرشون
همین امروز برام دلمه اوردی
اون فرق میکرد
خیلی ممنون
من رفتم
وایسا ببینم
چیه خواهر؟
منو نمی تونی خر کنی
راستشو بگو بهم
چی رو راستش و بگم؟
برادر یوهوای رو من میشناسم
!اما تو، یکاریش باید کرده باشی
خواهر چی داری میگی؟
تای هه بیا زنت رو جمع کن
تای هه- وایسا ببینم-
وایسا، راستشو بگو
♫بهتره سعی کنم و بگم خداحافظ♫
♫تا وقتی هنوز نصیحتم میکنن♫
♫اونجوری شاید متوجه نشی که چه احمقی هستم ♫
♫من جزئی از این نمایش نیستم♫
♫و دلم برات بی اندازه تنگ شده♫
♫ فقط خاطره های متلاشی شده برام مونده♫
♫ و داستانی ازش بنویسند♫
ار چیائو روزت بخیر
ار چیائو
بابابزرگ پان
چی شده؟
یه چیزی می خواستم ازت بپرسم؟
بگو
خانواده گوان تو دکه نودل فروشیتون شریکن؟
نه دکه خودمونه
ربطی به خواهر گوان نداره
خیالم راحت شد
هیچ وقت نزار قاطیه شما بشن
وگرنه
هیچ وقت از دستشون خلاص نمیشین
بابابزرگ
شایعه ای از بیرون شنیدی؟
عروس خانواده هو بهم گفته
،تا حرفی از دکه نودل فروشی میشه
خواهر گوان
خیلی ساکت و سر به زیر میشه و اشک تو چشماش جمع میشه
برای همین عروس خانواده هو فکر کرده که
حتما تو دکه نودل فروشیتون شریکه
،و چون شما بهش سخت گرفتید
نمی تونه بیاد اونجا کار کنه
این حرفا رو از کجا میارن؟
به حرفاشون گوش نکن
به من گوش کن...از اون خانواده فاصله بگیر
چون شی
سرت شلوغه
اره
تا هوا خوبه می خوام بیشتر کار کنم
درسته
خداروشکر روزای بارونی گذشتن
زمان خوبیه که بیایم بیرون
چی تو رو به زمین چای ما اورده
مشکلی پیش اومده؟
چطور؟ نمی تونم بیام همینطوری ببینمت؟
از وقتی خواهرت اومده پیشت وقت سر خاروندن هم نداری
من که دیگه هیچی
خب، راست میگی
یه مشکلی دارم می خوام کمکم کنی
بگو بگو میشنوم
باشه
بیاید دنبالم
بیاین
خواهر گوان هستی؟
خواهر گوان
خواهر جینگ؟
خداروشکر خونه ای- اینجا چیکار میکنید؟-
چی شده؟
چیزی نشده، فقط یه چند روزیه که نیومدی به شیائو مای سر بزنی
نگران بودم شاید چیزی بینتون پیش اومده باشه
نه
نه؟ پس خوبه
امروز هوا خیلی خوبه
با یک کاسه نودل نظرت چیه؟
مشکلی ندارم ولی نمی خوام مزاحمتون شم
شیائو مای نودل سرد مرغ درست کرده خیلی خوشمزه س
بیا بریم وقت و تلف نکن مشکلی نیست بیا
خیلی خوش اومدین ممنون-
خیلی مشتری دارین
اره
مردم روز های گرم دوست ندارن آشپزی کنن برای همین میان اینجا غذا بخورن
بشین لطفا خواهر گوان یکم دیگه نودلت حاضر میشه
خواهر، برای چی اوردیش اینجا؟
تو برو نودلت رو درست کن
.بیا خواهر گوان، نودلت نوش جان
اگه کاریم داشتی صدام کن
خواهر گوان، اومدی بهشون کمک کنی؟
کار خوبی کردی
با اینکه دکه ی کوچیکیه ولی کارش زیاده دو نفره از پسش بر نمیان
ار چیائو رو ببین
خیلی از قبل لاغر تر شده
نمی خوام بگم چیکار کنی
اما نباید کنار بکشی
یکم کار کنی و بعد ول کنی فایده نداره
بس کن لطفا
اومده اینجا
ولی ندیدم کار کنه
ببین ار چیائو و شیائو مای چقدر دارن زحمت میکشن
اونوقت اون چی؟
نشسته اینجا نودل می خوره
ار چیائو شیائو مای خیلی باهات خوب رفتار میکنن و چیزی نمیگن
،اگه من بودم
شراکتم رو باهات بهم میزدم
چه شراکتی؟
خواهر رونگ امروز اومده نودل بخوره
برای چی باید کار کنه؟
فکر کردم این دکه رو باهم شریکین
معلومه که نه
تو هیچ ربطی به این دکه نداشتی؟
خانم لطفا شوخی نکنید
بنیه خواهر رونگ همیشه ضعیف بوده
اینجا هم که همیشه پره مشتریه
چطوری می تونم بگم بیاد اینجا کار کنه
صبر کن ببینم
یعنی اون تو این دکه شریک نیست؟
ولی از زنم شنیدم که
وقتی حرف این دکه شده
گوان رونگ زده زیر گریه
پس چی داری میگی؟
هوسو، تو داری چرت میگی
شیائو مای همین الان واضح بهمون گفت
این نودل فروشی هیچ ربطی به گوان رونگ نداره
اونوقت،چرا باید وقتی حرف اینجا پیش اومده باشه بزنه زیر گریه؟
چه مسخره
خانم گوان
چرا بهمون نمیگی
لطفا به همه بگو که تو ربطی به دکه شیائو مای نداری
به همین راحتی
شریکش نیست
یعنی چی؟
بگو
بگو دیگه
درسته
این دکه...مال شیائو مایه
من فقط هر وقت سرش شلوغ بود میومدم کمکش
شنیدی
همیشه از خودت حرف در میاری
من از خودم در نیوردم
دهنم پاره شه و پاهام قطع شه اگه از خودم گفته باشم
عزیزم، خودت بهشون بگو
راست میگه
حتی اگه گوان رونگ اون روز گریه نکرده باشه
ولی با قیافه ای که اون گرفته بود
انگار که مورد بی عدالتی قرار گرفته
وگرنه من اصلا چیزی نمیگفتم
درسته موافقم
چند روز پیش وقتی گوان رونگ رو دیدم ازش درباره ی اینجا پرسیدم
خیلی ناراحت بنظر میومد
فکر کردم تقصیر خانم هوا باید باشه
که باهم سر دکه توافق کردن ولی الان زده زیرش
نمی دونستم قضیه از این قراره
همین رو بگو
منم وقتی از عروسم همچین چیزی شنیدم
اینقدر عصبانی شدم که دیگه نمی خواستم به اینجا بیام
!همتون ببیند که چه آدمیه
اره باورم نمیشه
فکر نمی کردم همچین دختر شروری باشه
گوان رونگ
تو باید بهتر از همه بدونی که خواهرم چقدر خوب باهات رفتار میکرد
اصلا اینو ولش کن بیا درباره روزی که با خواهرم رفته بودین بامبو بفروشید حرف بزنیم
تو خواهرم و اونجا تنها گذاشتی و رفتی
خواهرم کل روز رو تو بارونا دنبالت میگشت
وقتی هم اومد خونه هیچ حرفی راجبش به من نزد و
با خوشحالی نصف درامدش رو داد بهت
اون روزی هم که مریض شدی
این خواهر من بود که اب میوه گرفت برات که زودتر خوب شی
خواهر گوان
خواهر من همیشه با مهربونی و صداقت باهات رفتار میکرد
قدرش رو نمیدونستی اشکال نداره برای چی براش دام پهن کردی؟
و جلوی همه خودت رو مظلوم گرفتی
باید تا این حد پیش میرفتی؟
از عواقب کار هات نمی ترسی؟
خدای من
این دیگه زیادیه
چه آدم وحشتناکیه
چطور تونسته در حق شیائو مای همچین کاری کنه؟
خواهر جینگ، من از قصد اینکارا رو نکردم
...من، من چطور می تونم
اما، چرا خانم گوان این کارو کرده؟
می خواسته با مظلوم نمایی ازشون سوءاستفاده کنه و
و از این دکه پولی دراره
چون نتونستی ازشون چیزی بدست بیاری براشون دام پهن کردی و مظلوم نمایی کردی؟
شرم بر تو
اره،شرم بر تو
این دختر جوان رو نگاه کنید
چطور تونسته همچین کاری کنه
چرا همچین کاری کرده؟
واقعا زیادیه
بی شرم و حیا
چطور تونسته همچین کاری کنه
خجالتم نمیکشه
دانلود و تماشای فیلم های ویژه و متفاوت آسیای شرقی و سریال ها و زیرنویس فارسی و انگلیسی در کانال های: http://t.me/EADramA https://Namasha.com/AmiR.A.HeidarY
ارائه ای از آسیا مووی AsianMoviee.ir مترجم :♥ ° ♥Rosella♥ ° ♥
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.