All language subtitles for The.Silent.Hour.2024.720p.1080p.Digimoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

« یـک سـاعـت بـی‌صـدا »

همان‌طور که مشاهده می‌کنید

‫امروز صبح دمای هوا پایین است، ..در محدوده بیست درجه

‫سام علیک!

‫معلومـه که میام

‫تاحالا شده یکیـش رو نیام؟

‫خب اگه بهت بگم که دیگه ‫سورپرایز نمیشه که

‫میشه؟ هی سم، از مامانـت بپرس

‫ببین آبجویی، شرابی، چیزی

‫لازم داره بیارم یا نه

‫آره، فقط... ‫حتماً بهش بگو من پرسیدم

‫یه راهنمایی؟

‫راهنمایی می‌خوای؟

‫باشه راهنماییـت می‌کنم

‫آماده‌ای؟

‫گردن داره، اما دست و پا نداره

‫آره، برات مار گرفتم. ‫از اون خیلی سمی‌هاش هم گرفتم

‫دیوونه شدی؟

‫اما قول میدم خوشحالـت می‌کنـه

‫باید خونسرد باشی، شاو

‫دوباره برامون دردسر درست می‌کنی‌ها

‫تو بارنت رو گرفتی، درستـه؟

‫برای دستگیریـش حتی حکم هم لازم نبود

‫از خیابون‌ها جمعـش کردیم

‫آره درسته، اما تا یه قدمی ‫اخراج شدن رفتیم

‫فقط چون کارمون رو انجام دادیم. ‫عجب خریـه این بخش رسیدگی به تخلفات داخلی

‫هی، بخاطر کابوی بازی‌های تو

‫نمی‌تونم کارم رو از دست بدم

‫فکر کنم اونجاست

‫- باید قسط قایقـم رو بدم ‫- آره

‫دوقلوهام همین پاییز میرن دانشگاه بوستون

‫اصلاً می‌دونی چقد خرجش میشه؟

‫نه، نمی‌دونم. می‌دونم. می‌شنوم چی میگی

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫- مطمئن نیستم متوجه باشی ‫- نه، متوجه‌ام. فقط...

‫امیدوارم دنت هنوز اونجا باشه، همین

‫اونجاست. یا مسیح!

مگه سرکارگر همین الان نگفت اونجاست؟

‫- انقد ابر پلیس بازی در نیار ‫- ابر پلیس؟

‫دهنـم سرویسـه، 58 هزار دلار. ‫تازه فقط برای شهریـه

‫چی؟ نمیشه مثلاً

‫دوتاشون رو یکی حساب کنن؟

‫چقد نمکی تو

‫خب بفرستشون دانشکده افسری

‫کلاً سه هزار دلار خرجـش میشه

‫که بتونن یه کار شکوهمند داشته باشن

‫بیوفتن دنبال آدم‌ بدها

‫درحالی که دارن برای جامعه‌ای خدمت می‌کنن ‫که از ته دل ازشون متنفره؟

‫آره، می‌تونی اون ساعت ‫طلات رو هم بفروشی [موقع بازنشستگی به پلیس‌ها ساعت طلا میدن]

فکرش رو هم نکن من بازنشسته بشم

‫هی رفیق، اگه کمک لازم داری ‫خودت می‌دونی که هوات رو دارم

‫خودت زیر هزینه نفقه زائیدی، رفیق. ‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫اون کلکسیون نفیس نوار‌های آهنگـت رو بفروشی؟

‫اصلاً گور بابات. ‫اما می‌دونی که جدی گفتم

‫می‌دونم جدی گفتی

‫ممنون، اما خودم حلـش می‌کنم

سر کارگر نگفت که توی تایم ‫استراحتـش هست

‫اگه حکمـش زودتر میومد ‫می‌تونستیم بریم

‫ تو بخش خودش، تنها دستگیرش کنیم

‫باید گروه پیشتیبانی هم می‌آوردیم

‫بیا... بیا سختـش نگیریم

‫جیمی!

پس اینجایی

‫هی، من فرانک شاو هستم. ‫ایشون هم دوگی اسلیتره

‫از پلیس جنایی هستیم. ‫حالت چطوره؟

‫میشه ساندویچـت رو بذاری کنار

‫و یه لحظه بیای اینجا؟

‫ببخشید که مزاحم استراحتـتون شدیم، رفقا

‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه

‫دارم ناهارم رو می‌خورم

‫یالا جیمی، زود باش. ‫یالا، بیا اینجا

‫اسلحه!

‫واو، واو، واو!

‫برید عقب! تکون بخورید

‫هی، هی، هی!

‫گفتم اسلحه رو بذار زمین ‫و گمشو عقب!

‫گلوک 42 کالیبره، شش تیره

‫- یه نفس عمق بکش! ‫- خفه شو! بذارش زمین!

‫- هرکار میگه بکن فرانک. بذارش زمین ‫- گفتم اسلحه رو بذار زمین!

‫- بذارش زمین ‫- گمشید عقب!

‫بذار بزنمـش

‫فرانک...

‫مراقب باش!

‫- فرانک! ‫- برو کنار!

‫فرانک!

‫این شد چهارتا تیر، جیمی!

‫لعنتی. اینـم پنجمیـش

‫هی، جیمی!

‫تیر اندازیـت حرف نداره، جیمی

‫اما تیرت تموم شد، پس زانو بزن

‫فرانک!

‫فرانک!

ترجمه از: حـسـیـن فـلاح و امیـرعـلی illusion & Hidden

‫سام علیک!

‫سلام بابا

‫سم... داری چیکار می‌کنی؟

‫هی ببین، لازم نیست...

‫باشه خب، ببینم چی میگی. ‫آره

‫برو...

‫گمشو. ‫اوه، باشه

‫ها ها بابا، پاره شدم

‫- پرسیدم که... ‫- آره می‌دونم

‫که به تک نوازیـت میام یا نه. ‫آره، فهمیدم، فهمیدم

‫- یه چیزی برات دارم. آماده‌ای؟ ‫- باشه

‫لطفاً باهام راه بیایید

‫من یه سگ پیرم، ‫دارم ترفندهای جدید یاد می‌گیرم

‫خوب بود، بابا

‫آره، خوشت اومد؟ ‫بخاطر تو یادش گرفتم

‫خوشحالـم که داری تمرین می‌کنی. ‫خوبـه. باید تمرین کنی

‫خب؟

‫میای، آره؟ ‫جمعه آینده

‫بیا دیگه بابا. ‫تا اینجا همه‌شون رو اومدی

‫خب سم...

‫لازم نیست کنار مامان بشینی

‫اشکال نداره. دیگه برام مهم نیست

‫- دیگه واقعاً بیخیال شدم ‫- نه، نه. این...

‫قضیه اون نیست. ‫می‌دونی، من..

‫توی جمعیت راحت نیستم، و...

‫نمی‌دونم که...

‫متوجه چقدرش میشم...

‫مدرسه می‌تونه برات گوشی مخصوص بیاره

‫اونـش مسئله‌ای نیست

‫من...

‫- همچین چیزی نمی‌خوام ‫- بابا!

‫این برام مهمـه

‫تو اون گیتار رو بهم دادی. ‫می‌خوام ببینی چقد خوب می‌زنم

‫لعنتی!

‫وایسا، وایسا، وایسا. من...

‫نمی‌شنوم چی میگی

‫یکی از اتصال‌های پشتیبانی بی سیمـش

‫شل شده بود. درستـش کردم

‫می‌دونستم یه مشکلی داره

‫آره، اما مشکل فقط از سمعک نیست، فرانک

‫آسیب حلزون گوشـت داره پیشرفت می‌کنـه

‫توی جولای 50 درصد شنواییـت رو داشتی

‫و حالا تا 30 درصدش رو داری

‫- سی؟ ‫- چقد گذشته؟

‫ده ماه پیش تصادف کردی؟

‫- یازده ‫- یازده

‫خب، مطمئن نیستم تا یازده ماه دیگه

‫چقد دیگه از شنواییـت مونده باشه

تمرین‌هات رو انجام میدی؟

تمرین‌های زبان اشاره‌ات؟

‫اسم من

‫فرانک شاو است

‫من کاراگاه بخش جنایی هستم

‫خیلی خوبـه

‫من یه دختر...

‫خیلی سمج دارم

‫باید بهش گوش کنی. ‫اون باهوشـه

‫خودم که دلیلی برای تمرین نمی‌بینم

‫ببین، می‌دونم این اولین باری نیست که میگم

‫اما بخاطر ماهیت آسیبـت

‫ممکنـه امکان کاشت وجود نداشته باشه

‫و در معرض صداهای بلند بودن

‫ممکنـه باعث آسیب بیشتر هم بشه

‫باید کم کم خودت رو برای

‫امکان از دست دادن بیشتر شنواییـت ‫آماده کنی

‫آره، می‌شنوم چی میگی

‫و وقتی میگم می‌شنوم یعنی کر نیستم

‫خیلی خب، ممنون

[ولوم سمعک]

‫فرانک!

‫فرانک!

‫خوشحالـم می‌بینم برگشتی رفیق

‫- خیلی وقت گذشته ‫- آره

‫قضیه چیـه؟

‫دوتا ساقی میان رده، آه...

‫لازم نیست داد بزنی، خب؟

‫شرمنده. شرمنده

‫خب، دوتا ساقی میان رده داریم

‫اواخر بیست سالگی،

‫تک تیر به سرشون خورده، حالت مجازاتی بوده

‫احتمالاً از قبل برنامه قتلشون رو داشتن

‫این یارو یک ساعت پیش ‫اتفاقی پیداشون کرده

‫اما پزشکی قانونی فکر می‌کنـه که تیر

‫شب گذشته بهشون خورده

‫ببخشید جناب. ‫من انجامـش میدم

‫البته

‫فرانک شاو. بخش جنایی. ‫حالتون چطوره؟

‫- خوبم ‫- میشه بگید چه اتفاقی افتاد؟

‫داشتم دنبال یه جایی می‌گشتم که بخوابم

‫و یهو به اونا برخوردم

‫ببخشید جناب، میشه یکم ‫بلندتر صحبت کنید؟

‫توی جای من بودن، ‫اونا...

‫من... چی؟

اونجا بودن، نباید اونجا باشن

‫اینجا... اینجا جای منـه. ‫من باید اونجا باشم

‫فرانک! فرانک؟

‫خوبی رفیق؟

‫هی

‫هی

‫اینجا دفتر جدیدتـه؟

‫چطوری پیدام کردی؟

‫خب، کاراگاهـم خیر سرم

‫چی؟

‫میگم کاراگاهـم. کارم پیدا کردنـه. ‫میشه یه آبجو بهم بدی؟

محل کار جدیدت تو بخش ‫مبارزه با مواد مخدر چطوره؟

‫نمی‌دونم...

‫جسد کمتر می‌بینم، مواد بیشتر

‫نمیشه گله کرد

‫دلـم برای ویوی طبقه شش تنگ شده

‫هروقت خواستی بیا بالا

‫یا تو می‌تونی بیای پایین

‫این رو مهمون ما هستید، کاراگاه

‫احوالـت چطوره؟

‫معرکه

‫بیخیال فرانک، کلی معلول...

‫ناتوان...

‫چمی‌دونم. چی میگید بهش؟

‫کر

‫راحت بگو کر

‫می‌دونی چی می‌خوام بگم

‫توی پلیس کلی از این افراد داریم

‫آره

‫حاجی، حتی با این اوضاعـت

‫از نصف اون عوضی‌ها بهتری

‫فقط نصفشون؟

حالا که چی؟ می‌خوای چیکار کنی؟ ‫می‌خوای کارت رو ول کنی؟

‫واقعاً می‌خوای ول کنی؟

‫ساعت طلا؟ ‫بیخیال، تو اینطوری نستی

‫عقلـت رو از دست دادی. ‫پلیس بودن تو خونتـه

‫چه غلطی می‌تونم بکنم؟

‫بدرد گهـم نمی‌خورم

‫ممکنه یه سرنخ از قتل‌های ‫هاید پارک پیدا کرده باشیم

‫- یه شاهد ‫- خب؟

‫چی دیده؟

‫هنوز نمی‌دونیم

‫کره

‫مترجم رسمی‌مون تا هفته آینده نیست

‫پس واسه همین اومدی اینجا؟

‫من مترجم نیستم، رفیق

‫افسر ارشد میگه نمیشه صبر کرد. ‫فقط نیم ساعت طول می‌کشه

‫و ببین، قضیه فقط کمک خواستن من ‫سر یه پرونده نیست

‫این یه راهه که دوباره تو رو برگردونیم تو بازی

‫دوباره سرپات کنیم، می‌دونی

‫تا دوباره با کار آشنا بشی

‫ترحمـت رو نمی‌خوام

‫منم ترحمی نمی‌کنم

‫تو بهم کمک کردی، منم بهت کمک می‌کنم. ‫همکارها همین کار رو می‌کنن

‫ما قبلاً همکار بودیم، درسته؟

‫چمی‌دونم، شاید دلـم برای اون دوران تنگ شده

‫شاید دلـم برای تو تنگ شده

‫حتی اسلحه هم ندارم. خارج از خدمتـم

‫زبان اشاره‌ام هم خیلی تخمیـه

‫بهتر از منـه

‫گور باباش

‫خیلی خب، راضیـم کردی

‫خب.. قضیه چیـه؟

‫باشه

‫ایوا فریمانت

‫33 سالـه. اونشب توی کوچه بوده

‫ظاهراً شاهد شلیک بوده

‫امروز صبح با پیام به 911 خبر داده

‫- امروز صبح؟ ‫- آره

‫تیرانداری چهارشنبه بوده

‫چرا انقد صبر کرده؟

‫خب میریم اونجا که

‫همین رو بفهمیم، همکار

‫یا مسیح، خوش شانسه که کره

‫آره

‫مجبور نیست تمام روز ‫به اون صدا گوش بده

‫چقد سر و صداست

‫این دختر مسخره‌ای که مجبورم ‫کردن باهاش کار کنم

‫یه الف بچه‌ست

همش کله‌اش تو گوشیـه

‫اون؟

‫تنها نکته مثبتـش همینـه

‫هی! آسانسور رو نگه دارید!

‫یا مسیح

‫- مرتیکه عوضی! ‫- گل کاشتی

‫یه تله مرگـه

‫چطوری باید گفت "کون ناز"؟

‫بیخیال مرد، آروم باش

‫من یه مترجم نیستم

‫فقط تمام تلاشـت رو بکن

‫چند وقتـه برگشتی سرکار؟ ‫یک ماهه؟

‫من اینجا وبال گردنـم، دی

‫بهش زمان بده

‫مگه خودت نگفتی نصف کار ما

‫مربوط به حس ششـم میشه؟

‫یه فهم غیر ارادی؟

‫از پسـش بر میای

‫آپارتمان ده-جی

‫اسم من شاو هست. ‫من یک کاراگاه هستم

‫و اینشون کاراگاه...

‫تو مترجمی؟

‫آره. آره

‫باید شما رو...

‫- نه وایسا ‫- جدی؟

‫قرار بود یه مترجم حرفه‌ای بیارید

‫ببخشید. آرومتر. ‫متوجه نمیشم

‫مزخرفـه. حالا فهمیدی؟

‫- مزخرفه؟ ‫- نه خانم

‫اون حدود یک سال پیش یه تصادف داشته

‫- مترجم رسمی در دسترس نبود ‫- برام مهم نیست

‫من یه مترجم حرفه‌ای می‌خوام

‫لطفاً باهام راه بیایید

‫من فقط یه سگ پیرم که داره سعی می‌کنـه ‫ترفندهای جدید یاد بگیره

‫سگ پیر

‫ممنون خانم

‫خب به نظر می‌رسه دارید تخلیه می‌کنید

‫همه دارن میرم. بخاطر صاحبخانه پدرسگ. ‫همه‌مون رو مجبور کرده تخلیه کنیم

‫آرومتر. شرمنده

‫فقط پدرسگـش رو فهمیدم

‫همه باید تخلیه کنیم

‫دارن تبدیلـش می‌کنن به یک ‫مجتمع مسکونی برای پولدارا

‫همه مجبور به تخلیه هستن

‫- اوه ‫- متاسفم

اینـم یه فصل جدید زندگیـه

‫خب خانم فریمانت؟

‫هاید پارک؟

‫شما لب خوانی بلدید؟

‫لب خوانی بلده؟

‫آره، بلدم

‫خب، چی دیدی؟

‫چهارشنبه شب بیرون بودم. ‫من یه عکاسـم

‫چهارشنبه شب بیرون بوده، ‫داشته عکس می‌گرفته

‫یه درگیری...

‫دیده، یه جر و بحث

‫و ازش فیلم گرفته

‫باشه

‫فقط یکم دیگه بهم وقت بده

‫بازم وقت بدم؟ همین

‫میشه درموردش حرف بزنیم؟ ‫خب؟

‫فقط یکم دیگه وقت می‌خوایم مرد

‫بیا یکم دیگه بهش وقت بدیم

‫حالا میشه بریم؟

‫همیشه انقد دیروقت برای عکاسی میرید بیرون؟

‫ماه کامل بود. قشنگ بود

‫ماه کامل بود. خوشکل بوده

‫تاحالا این آدما رو دیدی؟

‫نه

‫هیچ کدوم رو می‌شناسی؟

‫نه

‫حالا چی میشه؟

‫ما باید...

‫اظهاریه شما رو ثبت کنیم

‫اگه پیداشون کنید ممکنه اسم ‫من رو بفهمن؟

‫ببخشید. دوباره می‌گید؟

‫می‌گیریدشون؟

‫بله

‫بله

‫خب باید گوشی‌تون رو بگیریم

‫دی، صورتت رو نمی‌بینـه که

‫آره، شرمنده

‫خانم فریمانت، باید گوشی‌تون رو بگیریم

‫چون اون فیلم یه مدرکـه

‫اما تلفن رو بهتون پس میدیم

‫مدرکـه، اما بهتون پسـش میدیم

‫خب من تمام چیزایی که امروز

‫بهمون گفتید رو می‌نویسم

‫و بعدش می‌تونید بخونید و بهم بگید

‫همونایی که گفتید هستن یا نه

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫میشه از دستشویی استفاده کنم؟

‫[برات یه بلیط گرفتم. جمعه شب می‌بینمت] ‫[بابا باید حتما بیای!]

‫[سم شرمنده، اما فکر نکنم برسم بیام، کاری پیش اومده و..]

‫[هشدار سمعک] ‫[باطری ضعیف]

‫[نالوکسان هیدروکلراید] ‫[سرنگ درمان اوردوز مواد افیونی]

‫ازشون خوشم میاد

تاریک هستن

‫مثل خودمـن. تاریک

‫بله

‫ممنون که کمکـم کردی

‫آره

‫بهت که گفتم، عالی بودی

‫وقتی داشتی می‌شاشیدی، ‫به بچه‌ها گفتم سوابقـش رو بررسی کنن

‫سابقه داره

‫چندتا پرونده جزئی به دلیل ‫حمل مواد داره. توی دوره بازپروریـه

‫توی دستشوییـش یه بسته ‫نالوکسان پیدا کردم

‫- نه بابا ‫- آره

‫اون شب برای عکاسی بیرون نرفته بوده

آدم توی این محله نمیره که عکس بگیره

عمراً

‫اینجا حتماً یه زمانی قشنگ بوده

‫دوست دارم بدونم قیمت این واحدها چند میشه

‫وقتی خبری از این جنایتکارا شنیدم، ‫در جریانـت می‌ذارم، خب؟

‫آره. کار گروهی

‫- دلـم براش تنگ شده بود ‫- دوباره میگی؟

‫کارت خوب بود

‫حتماً داری باهام شوخی می‌کنی

[ساکت نخواهیم ماند] [تخلیه اجباری را متوقف کنید] [سر و صدا کنید]

‫اونجا وایسا

‫گوشیـم رو فراموش کردم

‫- چه خبر؟ ‫- چه خبر مرد؟

‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

‫متوجه میشی؟

‫این دیگه چه کوفتیـه؟ پانتومیم؟

‫موقع قتل ما رو دیده

‫- بیا فقط... ‫- انجل

‫میشه خفه شی؟ آروم باش

‫مگه نمی‌بینی این خانم ناتوانـه؟

‫بهش یه شانس بده

‫لعنتی

‫اوه، نه، نه. چیزی نیست

‫می‌دونیم. چیزی نیست. ‫آروم باش [چیزی رو لو نمیدم]

‫فقط چندتا سوال ازتون دارم

‫یک...

‫هیچ کپی‌ای از اون فیلم وجود داره؟

‫کپی؟

‫- نه. ‫- نه؟ کپی‌ای ازش نیست؟

‫باشه، باشه، باشه. ‫آخرین سوال

‫کس دیگه‌ای فیلم رو دیده؟

‫نه

‫نه؟

‫باشه، باشه، باشه

‫باور می‌کنـم...

‫ببرینـش رو مبل

‫زودباش، بیا

‫بشین اینجا!

‫- بخواب! ‫- نه!

‫ولـم کن!

‫نه! خواهش می‌کنم! نه!

‫- تکون نخور! ‫- نه!

‫خواهش می‌کنم! نکن!

‫- پایین نگهش دار! ‫- بزن دیگه!

‫واقعاً بابتـش متاسفم

‫خیلی بهتر میشد برات اگه...

‫نه! خواهش می‌کنم!

‫کور بودی

‫این دیگه چیـه؟

‫- برید عقب! ‫- خیلی خب! واو!

‫برید گمشید عقب! ‫اسلحه رو بذار زمین

‫خیلی خب! خیلی خب!

‫واو! یا خدا! ‫لعنتی! هی! هی!

‫- خیلی خب ‫- اسلحه رو بذار زمین!

‫دارم می‌ذارمـش زمین. خب؟ ‫دارم می‌ذارمش زمین

‫- عقب ‫- می‌بینی؟

‫گذاشتم پایین

‫بیا اینجا

‫- این به تو مربوط نیست ‫- بیا پشت من

‫هی

‫اسلحه کوفتی رو بذار زمین!

‫واو! واو!

‫گاییدمـت!

‫وایسا

‫بخواب! بخواب!

‫لعنتی!

‫میسن! میسن! ‫تیر خوردم

‫یالا!

‫برو، برو، برو!

‫اسلحه کوفتی کجاست؟ ‫اسلحه کجاست؟

‫- سیمز! سیمز، بیا اینجا! ‫- لعنت!

‫اون دیگه کدوم خری بود؟

‫ضلع جنوبی! حواست به پله‌ها باشه! ‫همین حالا برو پایین!

‫پله های اضطراری ضلع شرقی!

‫دریافت شد. میرم اونجا

‫جفت‌شون دارن میان پایین سمت تو

‫یالا، یالا، یالا

‫سال، داریم میاییم پایین! ‫پله‌های اضطراری، ضلع شرقی!

‫دارمشون

‫لعنتی!

‫شلیک نکن

‫متوجه شدی؟ شلیک نکن

‫تف توش

‫توی طبقه ششـم هستن! ‫توی طبقه‌ی شش هستن. برو طبقه شش!

‫نه، نه، نه، نه! ‫بیا داخل

‫زودباش، باید بریم!

‫لعنتی

‫خیلی خب سال، برگرد به لابی

‫- لابی؟ ‫- آره

‫حواسـت به آسانسور پایین باشه

‫- روی پله‌ها نیستن ‫- لعنتی

‫ندیدمشون

‫خیلی خب، گوش کن

‫وقت نداشتن برم به لابی

‫پس هنوزم داخل ساختمان هستن

‫اینجا کلی جا برای قایم شدن هست

‫ببین، توی ساختمان هستن

‫فقط دارم میگم اگه یارو ‫تلفن داشته باشه

‫به فنا رفتیم

‫ممکنه افراد بیشتری بخوایم

‫باشه

با آسانسور برو به لابی، خب؟

‫برو کمک سال حواستون باشه

‫- خیلی خب ‫- برو!

‫خیلی خب

‫هی انجل، دارم میام سمتـت

‫هی، هی، هیس

‫هی. هی. هی.

‫همه چی درست میشه

‫باشه؟

‫برام مهم نیست. ‫همین الان به جفت‌تون نیاز دارم

‫آره. به محض این که رسیدی اینجا ‫بهم زنگ بزن

‫لاشی‌ها

‫می‌تونی دووم بیاری داداش؟

‫باید برم بیمارستان میس

‫بیخیال، می‌دونی که نمیشه

‫- آره، پزشک رو می‌خوام ‫- باورت میشه؟

‫جفت پلکان، پله‌های اضطراری، ‫و یه آسانسور کوفتی

‫چطوری حواسمون به همه‌شون باشه؟

‫سال یه نقشه داره

‫بیا اینجا رو ببین. ‫ببین

‫همه خروجی‌ها رو اینجا داریم

‫آسانسور، طبقه‌ها

‫همه‌چی بجز پله‌های اضطراری

‫باشه، خوبـه

‫ببین، من همینجا می‌مونم ‫و حواسـم به دوربین‌هاست

‫- نه، نه، نه. ‫- توام برو حواست به پله‌های اضطراری باشه

‫- خفه شو، مرتیکه خر ‫- یعنی چی؟

‫این نقشه من بود

‫تو باید گمشی بری

‫مرتیکه ایتالیایی

‫نذار صدات رو بشنون

‫هی!

‫چطوری پیدام کردن؟

‫چی؟

‫از کجا می‌دونن که من حرف زدم؟

‫حتماً یکی رو دارن که از داخل اداره

‫باهاشون کار می‌کنـه

‫اداره؟ منظورت اداره پلیسـه؟

‫آره

‫تو گزارش دادی...

‫امروز صبح گزارشش رو دادی، درسته؟

‫آره، یکی رو اونجا دارن

‫یه جاسوس کوفتی، ‫احتمالاً توی بخش مخابره

‫کارشون اینـه که اگه کسی

‫گزارشی درمورد اون قتل‌ها داد، ‫بهشون خبر بدن

‫درمورد من می‌دونستن

‫می‌دونستن من مواد می‌زدم

‫آره، چون همکارم

‫پرونده‌ات رو بررسی کرده، ‫واسه همین اونا هم یه نگاه بهش کردن

‫می‌دونستن چی می‌زنی

‫آره

‫اون شب...

‫نرفته بودی بیرون که عکس بگیری

‫رفته بودی مواد بخری

‫دیگه مصرف نمی‌کنم

‫جعبه مخصوص اوردوز رو ‫توی دستشوییـت دیدم

‫پس سر من رو شیره نمال

‫هیچ وقت نمیشه کامل کنارش گذاشت

‫هی، من اینجا دارن جون تخمیم رو ‫بخاطر تو به خطر می‌اندازم

‫رفته بودم بیرون که جشن بگیرم

‫یه گالری پیشنهاد داده ‫که عکس‌هام رو به نمایش بذاره

‫داشتم مشروب می‌خوردم. ‫کنترلـم رو از دست دادم

‫آروم بگو

‫شرمنده. ‫دیگه بهت دروغ نمیگم

‫پس چرا دو روز طول کشید ‫تا خبر بدی؟

‫ترسیده بودم

‫یکی از قربانی‌ها ساقی من بود. ‫واس

‫باشه

‫من حتی اسمـت رو نمی‌دونم

‫اسم من فرانپ هست

‫ک نه پ. ‫ک

‫ممنون

‫من ایوا هستم

‫می‌دونم

‫باید یه گوشی پیدا کنم

‫چند نفر هنوز داخل ساختمان هستن؟

‫زیاد نیستن. ‫من، خانم دیاز

‫و دانته

‫دانته

‫طبقه چهارم. موزیسین هست. ‫صدای زیاد!

‫آره، آره. صداش رو می‌شنوم

‫اما منظورم توی این طبقه بود

‫چیه؟

‫هی عزیزم. ‫برای مهمونی اومدی؟

‫کدوم واحد هست؟

‫ده-جی

‫آسانسور اون طرفـه

‫- مادر ترزا داره میاد ‫- خوبـه

‫فارل هم داره میاد

از پایین تا بالا

همه‌جا رو بگردید

‫انجل، دیگه بسه، خب؟

‫کمک تو راهه

‫گور بابای این یارو حاجی

‫خیلی خب

‫دانته طبقه چهارم هست، درسته؟

‫برمی‌گردم. اما در رو قفل کن

‫اگه برگردی، صدای در زدنـت رو ‫نمی‌شنوم

‫تف توش

‫کیف پولـت. پول

‫وقتی اومدی این اسکناس رو ‫از زیر در بده تو. می‌بینمـش

مراقب باش

قفلش کن

اونجاست

...یه تیر به شونه‌ی چپش

اول، سه‌تا قانون

نه... قوانین رو می‌دونم - یک، اسمی نمیگیم -

...دو، جزئیات

هیچ فعالیت غیرقانونی‌ای نباید مورد بحث قرار بگیره

...سه. فقط توی کاری شرکت می‌کنم

که از طریق واسطه موافقت شده

بله، متوجهم

...در عوض، هیچ جزئیاتی از کار رو

،به هیچ شخص سومی نمیگم از جمله پلیس

این قوانین رو قبول داری؟

بله، بله، قوانینت رو قبول می‌کنم

حالا میشه خواهشاً به طرف کمک کنی؟

کمک کن بلندش کنم

«دیجــــی موویـــــز»

!هی

این رو نگه دار - چی؟ -

نگه دار - من؟ -

!هی

!ببین

هی، پیاده‌نظام مزخرف رسیده

مسلح‌ان؟ - منفیه -

بقیه‌ی مستأجرها؟ - خیلی نیستن -

شما راه‌پله‌ی شمالی رو برید

آره، خوبه

یه حوله خیس برام بیار

باشه، حتماً

پشمام

باشه، همه گوش کنن

،گوشی ندارن

...ولی خیال‌تون راحت دنبال یه گوشی

یا اینترنت هستن

بفهمید کدوم یک از این آپارتمان‌ها ...هنوز ساکن دارن

و اول اون‌ها رو بزنید

جیک، فرل، ساختمون رو تخلیه کنید

.تمیز انجامش بدید نمی‌خوایم شاهدی باشه

پلیس بالتیمور. باز کنید

...سیمز، تو مراقب خروجی پشتی

و راه‌پله‌های اضطراری باش

باشه باشه، اینجام

سال، تو با مرکز تماس بگیر

...مطمئن شو هر تماس 911 مربوط به این ساختمون رو

به ما ارسال کنن

حالا به حرفم گوش کنید

،اگه یکی‌شون در بره ،اگه با کسی گوش کنن

بگا میریم. متوجهید، درسته؟

،همه اینجا کل زندگی‌شون رو ریسک کردن

پس تِر نزنید

دو نفر دیگه رسیدن. پلیسن

پلیس؟ اومدن اینجا؟

خدای مهربون شکرت

.نه. خلافکارهامون رو می‌شناسن !می‌شناسن‌شون

متوجه نیستم

دست‌شون تو یه کاسه است

پلیس؟

با اون‌ها کار می‌کنه؟

دهنشو

یعنی خودشون پلیسن

،یعنی قراره تمام خروجی‌ها رو کنترل کنن

،لابی، راه‌پله‌ها

هر طبقه رو بگردن

چی‌کار کنیم؟

این به کجا وصل میشه؟

.طبقه پایین همه‌ی کوفتی‌ها خرابن

آسانسور

آسانسور؟ نه

.یکی رو گذاشتن اون پایین ما رو می‌بینن

فقط نگاه کن

باتری

از پسش برمیایم

می‌تونیم انجامش بدیم

آسانسور داره میره بالا

طبقه دوم

سوم

چهارم

پنجم

ششم

ششم. طبقه ششم هستن

بریم

...اسم من

صبرکن. وقت بده تا وصل بشه

پشمام، تلفن برداشته. داخلیه

داره تماس می‌گیره

ممنون که تماس گرفتین

گروگان‌گیری در ساختمون یورک در راکسبری

...تمام اپراتورهامون

.در حال حاضر مشغول هستند لطفاً منتظر بمانید

هیچی نمی‌شنوم، پس فقط گوش کن

،لطفاً با کارآگاه داگ اسلیتر تماس بگیرید

...دپارتمان سی6 و بهش بگید به ساختمون یورک

در راکسبری، طبقه ششم، چندتا واحد بفرسته

تمام اپراتورهامون در حال حاضر مشغول هستند

...ممنون که تماس گرفتید

بدفورد سکیوریتی، چه کمکی از ما برمیاد؟ الو؟

کسی هستش؟

!ایست

!تفنگت رو بنداز

!بخواب زمین لاشی

گه توش

خوبی؟

آسانسور، دارن میرن بالا

میره طبقه هفتم

دهنشو، تفنگ داره

تفنگ داره

نه، خشابش خالیه

!تفنگ منه

مادرجنده، دوربین کوفتی رو از کار انداخت

باشه، تو طبقه ده منتظرشم

چه غلطی می‌کنی؟

بهم اعتماد کن

!طبقه نُهم !دارن طبقه نُهم پیاده میشن

!همه برن طبقه نُهم

من طبقه نُهم هستم

چی‌کار می‌کنیم؟

میریم دنبال گوشیم

می‌دونم کجاست

چه کوفتی؟ گفتم تیراندازی نکنید

کسی اینجا نیست

آره، ولی هنوز نمی‌دونیم

...باید تمام آپارتمان‌های کوفتی

تو این طبقه رو بگردیم. حالا برید، برید

طبقه نُهم رو می‌گردیم، طبقه نُهم

پلیس بالتیمور. کسی خونه است؟ باز کنید

اگه کسی هنوز اونجا باشه چی؟

تو گوشی رو بردار

پشمام. تکون نخور لاشی

جُم نخوری

.جُم نخوری مغز تخمیت رو می‌ریزم بیرون

باشه

گوشیت اینجا نیست

فقط همه‌جا رو بگرد

تکون نخور کثافت

تکون نخور کثافت

تفنگ رو بذار پایین

!تفنگ تخمیت رو بذار پایین

بذارش پایین

!تفنگ رو بذار پایین

تفنگش خالیه

بذارش روی زمین وگرنه می‌میره

صبرکن - باشه -

تفنگش خالیه

خالیه

بندازش بیاد

لاشی احمقِ کَر با تفنگ خالیش

!بزن نفله‌اش کن

بخشی از کار نیست

چی؟ منظورت چیه؟

کجا میری؟ مادرجنده

!هی! هی

!الان اینجان !دوتاشون الان اینجان

!الان اینجان

...همین الان! الان

انجل، جواب بده. چی گفتی؟

انجل، تکرار کن

انجل، صدات رو نمی‌شنوم

صورتش

!انجل

چشم‌هاش رو بیار

!دارم میام پیشت

دارمش

چه کوفتی شده؟

هی، کدوم گوری هستن؟

کجان؟ - چی؟ -

چی‌شده؟ کجان؟

نمی‌دونم

نمی‌دونی؟

...گه توش. اینجا بودن و بعدش

گمونم رفتن

خدای مهربون

لعنتی

چرا تفنگم رو جا گذاشتن؟

چرا تفنگ من اینجاست؟

!هی، هی داشتن اینجا چی‌کار می‌کردن؟

چرا تفنگم رو جا گذاشتن؟

،هی انجل

اینجا داشتن چه گهی می‌خوردن، ها؟

نمی... نمی‌دونم

اوه! گوشیم

!گه توش مرد تازه هم خریده بودمش

بیا، این تفنگ لعنتی رو بگیر - باشه -

می‌خوام به گوشیت زنگ بزنم

گوشی

.نه نه. صبرکن اون نمی‌تونه بشنوه

،پزشک داشت باهاش حرف می‌زد ولی هیچی نمی‌شنید

طرف سمعک می‌زنه، انجل

به 911 زنگ می‌زنه و مرکز ما رو یه راست بهش می‌رسونه

خب، شاید باهوش‌تر از این حرف‌ها باشه

می‌دونی چیه؟

آره، لینچ هستم. بخش مبارزه با مواد مخدر

[فوری! داگ منم فرانک. می‌خوام به این شماره] [زنگ بزنی]

.آره، می‌خوام یه شماره رو ردیابی کنید بله، الان

!الان

!هیس! هیس

شنیدی؟

من فقط صدای اون آهنگ رو می‌شنوم، مرد

باید بریم

فقط برو اون طرف. برو، برو

جدی؟ - برو، برو -

گه توش. باشه

چرا؟

...فقط

میشه گم شی؟

می‌خوای از سر راه برم کنار؟ ...چطوره

از وانت پیاده شو، لاشی

.زودباش، از وانت پیاده شو جمع کن خودت رو

...سیمز، نمی‌خواد پلیس جاده‌ای باشی

و کار کوفتیت رو بکن

این آدم‌ها کدوم گوری هستن؟

کسی چیزی می‌دونه اصلاً؟

طبقات یک تا سه خالیه

میرم بالا طبقه چهار - خوبه -

...و میشه یه نفر لطفاً اون لاشی‌ای

...که همه‌اش آهنگ پخش می‌کنه رو پیدا کنه

و از این خراب‌شده بندازتش بیرون؟

.خونَشه. خونه خانم دیازه

گاهی واسه خریدهاش کمکش می‌‌کنم

باشه

حتی نمی‌دونه دارن می‌اندازنش بیرون

فرانک، یعنی چی؟ چه خبر شده؟

داگ، صبرکن، گوش کن

هیچی نمی‌شنوم. سمعکم خرابه - کی؟ -

صبرکن

،گوش کن داگ، من با اِیوا فریمانت هستم

شاهده، توی ساختمونش

.ببین، اون در خطره منم هستم

،نمی‌تونم هیچ کوفتی بشنوم ...پس می‌خوام وقتی حرف می‌زنی

،صورتت رو به نمایشگر نزدیک کنی

...اِیوا می‌خواد لب‌خوانی کنه

و بگه داری چی میگی - لب‌خوانی؟ -

باشه

یعنی چی مرد؟

قضیه داره به فنا میره، مرد

اگه یکی گزارش تیراندازی رد کنه چی؟

اگه واحد بفرستن؟ - نه، نه، نه -

،فرل و پاتر، از موقعیت‌شون استفاده می‌کنن

،به همه میگن همه‌چیز تحت کنترل ماست

که هست، باشه؟

ماجرای اوردُز دیگه جواب نمیده

...انجل، ما قراره افرادی باشیم

که تحقیقات رو انجام میدن

هرچی که ما بگیم میشه داستان

آره خب، اگه فقط به جاش تهدیدشون کنیم چی، ها؟

،اگه می‌دونی، بهشون بگیم

اگه حرف بزنن، میریم سراغ خودشون و خانواده‌شون؟

واقعاً فکر می‌کنی طرف از ما می‌ترسه؟ هوم؟

نمی‌دونم - ،اگه اینجا کسی حرف بزنه -

کارمون تمومه

،و یکی کم میاره بهتره باورش کنی

یکی معامله می‌کنه

واقعاً فکر می‌کنی سیمز دهنش رو می‌بنده؟

اگه معنیش محافظت از خودش باشه؟

پاتر چی؟ هوم؟

واقعاً حاضری آینده‌ات رو سرِ یه پلیس گشتی ریسک کنی؟

نه

،باشه پس، ببین برادر به حرفم گوش کن، گوش کن

باشه

همگی واسه اینجا بودن دلایل خودمون رو داریم، باشه؟

...سال، دنبال اون خونه‌ی توی کیپه، باشه؟

آره - تو دنبال اون دوکاتی‌ها -

منم جِما رو دارم

...اون همه هزینه‌ی درمان، تراپیش

...پس واقعاً فکر می‌کنی که ممکنه

...به خاطر این مشکل کوچیک لعنتی

بیخیال دخترم میشم؟ آره؟

نه. نه، فکر نمی‌کنم

باشه

پس بریم سراغ این لاشی

اسامی؟

اسم‌هاشون رو می‌دونی؟

اسامی؟ نه، اسم تخمی‌شون رو نفهمیدم

.داشتن به ما شلیک می‌کردن ...حتماً یه واحد مخفی هستن

از یه منطقه دیگه

فرانک، تفنگت همراهته؟

تفنگ؟

تفنگ داری؟

نه. و اون‌ها همه مسلحن. شش نفرن، دوتا واحد

داگی، پشتیبانی بیار

صبرکن

همین الان میام پیشت

الان داره میاد

داری خیلی بهتر حرفم رو می‌فهمی

در تلاشم

سگِ پیر

یه موقعیت داریم

پشمام

فرل، پاتر، برید طبقه دهم

کُتت رو بردار. بریم - باشه -

دیگه گیرش انداختیم

چرا ساقیم رو کشتن؟

پول. همیشه بحث پوله

از هر معامله‌ای که تو منطقه‌شون انجام میشه یه سهم بر می‌دارن

احتمالاً طمع کرده

منظورش رو می‌رسونه که کنترل دست اون‌هاست

با این توجیهش می‌کنن ،که میگن حقوق‌شون کمه

پس یک مزایای واجب از کاره

میگن در واقع دارن سطح جرم و جنایت رو پایین نگه می‌دارن

هی، هی

،فقط برادران پلیسن

که خیابون‌ها رو امن نگه می‌دارن

بیاید ظاهرسازی کنیم که انگار کار آماتورها بوده

این افراد، پلیس نیستن

فقط گانگسترهایی‌ان که نشان پلیس دارن

!خالیه

!خدا لعنتش کنه

!گه توش

!باشه، برید لعنتی !از سر راه کوفتی برید کنار

!دارن به سمت پله‌ها میرن

آره، یه موقعیت دیگه می‌خوام

آروم‌تر

چطوری فهمیدن اونجاییم؟

لعنتی

!پُلیورت! درش بیار

سال، مکان‌شون رو توی راه‌پله شمالی داریم

دارن میان پایین. برو اونجا

سال، گیرشون آوردی؟

سال! پیداشون کردی؟

هی، دمش گرم. هنوز سالمه

!گوشی لعنتی - !هی، لعنتی -

،از اون بالا انداختنش

!پس هنوز توی ساختمون لامصبن

باشه، ببینید

من و انجل، قراره از بالا شروع کنیم و بیایم پایین

شما دوتا، از این پایین شروع کنید ،و تا بالا برید

درِ تمام واحدها رو با لگد خراب کنید تا وقتی پیداشون کنید

فهمیدین؟

واسه چی هنوز اینجا ایستادین؟

!راه بیوفتید! حرکت کنید - !برید -

کمک تو راهه

!از کجا معلوم

بهم بگو

چطوری شد؟

تصادف. موقع کار

...تو یه لحظه

همه‌چیز عوض شد

.همه‌چیز نه یه چیز عوض شد

من... نمی‌تونم کارِ قبلم رو انجام بدم

من... دیگه نمی‌تونم پلیس باشم

.چرا. می‌تونی فقط هنوز نمی‌دونی

من شنواییم رو مثل تو از دست ندادم

من ناشنوا به دنیا اومدم

ولی از دست دادن رو می‌شناسم

...مامان‌بزرگم، اون

فوت کرد. پنج سال پیش

.همه‌چیز برام بهم ریخت اون موقع مصرف رو شروع کردم

اون قوی و تُندخو بود

،اگه من رو خمارِ جنس می‌دید ...بهم می‌گفت

بس کن

.واسه فقدان‌هات سوگواری می‌کنی می‌پذیری که چطوری تغییرت میدن

بعد زندگیت رو ادامه میدی

بهم میگی بیشتر دلت واسه چی تنگ شده؟

،دخترم

...سم

گیتار زدنش

اینکه بتونم صداش رو بشنوم

نیاز نیست

،هر بهار میرم بوستون پاپس

چرا؟

که تماشا کنم. حسش رو

موزیسین‌ها رو

تماشاگران رو، شادی‌شون رو ببینم

همین کافیه

دیدنش و به اشتراک گذاشتنش کافیه

یه بخشِ از دست رفته باعث نمیشه ناقص بشی

داگه

چی؟ تنهاست؟

پشتیبان نیاورده

داره وارد یه کمینِ کوفتی میشه

ما... باید بریم اون پایین

چطوری؟

!عمراً

باشه

.اونجا رو بگیر. اونجا رو بگیر اونجا رو بگیر. برو پایین

!دیوانگیه

یا می‌تونیم بپَریم

می‌خوای بری؟

تو اول برو

دست‌ها بالا، مادرجنده

.دوتاشون رو گرفتم آسانسور طبقه ششم

.همونجا نگه‌شون دار الان دارم میام پیشت

همین الان دست‌هاتون رو ببرید بالا

بپر

!دست‌ها بالا! الان - بپر -

...هی، گفتم برو عقب و دست‌هات رو

اون چه کوفتی بود؟

باشه، زودباش، طبقه شش رو بزن

کدوم گوری هستن؟

خب، اینجا که نیستن احمق

راه‌پله خالی بود

فرل، کدوم گوری هستی؟

فرل؟

،توی چاه آسانسورن دارن به لابی کوفتی میرن

خوبی؟

خوبم. آماده‌ای؟

تفنگ، بندازش، آروم، آروم، آروم

تفنگت، آروم

.الان دارم انجامش میدم دارم آروم انجامش میدم

همکارت کدوم گوریه؟

...مسلح نیستم. هیچ

!بندازش! تفنگ رو بنداز - تفنگ کوفتی رو بنداز، لاشی -

...می‌زنم

!تفنگ لعنتی رو بنداز - گه توش. باشه -

فرانک، انجامش بده

بندازش اینور

تکون نخور لاشی

خیلی متأسفم، فرانک

قرار نبود برگردی

واسه چی برگشتی آخه؟

حتماً باید گاوچرون بازی در می‌آوردی، نه؟

.خب، تقصیر خودته، فرانک !کل این قضیه تقصیر خودته

!بگیرش. بگیرش

!نکن! نه! خواهش می‌کنم

.دستش رو نشونم بده بذار دستش رو ببینم

مادرجنده

،باشه، شما دوتا از اینجا برید، باشه؟

.هرچی تعدادمون کمتر باشه، بهتره برید، برید، برید

بیا این کثافت‌کاری رو تمومش کنیم

اونجوری نگام نکن

...یه فرصت دیدم واسه کمک به خانواده‌ام

پسرها

پس ازش استفاده کردم

...و حاضرم بازم انجامش بدم

چرا باهاش حرف می‌زنی؟ صدات رو نمی‌شنوه

می‌فهمه دارم چی میگم

زودباش، ببرش توی اتاق خواب

از این طرف

!بشین. بشین

هی انجل

بگیر

.خودت می‌دونی باهاش چی‌کار کنی پخشش کن

واقعی نشونش بده - بلدم -

باشه

دوتا جسد؟

چطوری می‌خوای توضیحش بدی؟

لازم نیست دوتا باشه

...این

واسه سکوت کردنته

می‌فهمی؟ سکوت

فکر کن غرامتیه که بابت آسیبت دیدی

حقته - آره، عمراً -

گوش کن، کارم با این لاشی تمومه

هی هی. لب‌خوانی کن، باشه؟

یا این یا این

می‌فهمی دیگه، درسته؟

بیخیال فرانک، واسه سم انجامش بده

،حداقل واسه سم انجامش بده براش زندگی بهتری فراهم کن

می‌دونی معنیش چیه

می‌دونی چیه؟ پنج ثانیه وقت داری

...پنج، چهار

!سه، دو، یک

باشه، پایه‌ام. پایه‌ام

آره؟ - ...ولی -

پنجاه هزارتا پیش‌پیش می‌خوام

پنجاه‌تا؟

چی داره میگه که پنجاه‌تا؟

!حتماً عقل کوفتیت رو از دست دادی

هی، بیخیال، بیخیال - ،هی، بذار یه چیزی بهت بگم -

اگه فکر کردی سهم خودم رو ...قراره به این کثافت بدم، دیوانه

زودباش، بهش رسیدگی کن

باشه. باشه

ولی خیلی خایه داری، فرانک

بریم - بیاید گورمون رو گم کنیم -

آره

.کار درست رو کردی هرکاری تونستی براش کردی

یه معتاد کمتر دنیا رو جای بهتری می‌کنه

!هی، هی، هی - !هی! هی! لعنتی -

! گوه توش - از دست این لاشی -

هی! هی

!گفتی قرار نیست مشکل درست کنه

که قراره کمک‌مون کنه تا بفهمیم این جنده چی می‌دونسته

،آره خب فقط بذار من بهش رسیدگی کنم، باشه؟

...نه! خودت رو برسون لابی

و مطمئن شو که هیچکس از ساختمون خارج نشه

!حالا گورت رو از اینجا گم کن

می‌خوای چی‌کار کنی، مِیس؟ می‌خوای چی‌کار کنی؟

هی سال، اون فرار کرد - چی؟ -

آره، می‌خوام همین الان !به اون راه‌پله اضطراری برسی

لعنتی

!هی. هی

زودباش

زودباش

هی. هی

چیزی نیست

باشه، همه گوش کنن

داره برمی‌گرده پیش زنه

،پس سیمز، تو به راه‌پله اضطراری طبقه یازدهم برو

اگه خواستن برن پشت‌بوم

،انجل، تو برو طبقه دهم بیرون درِ خونه‌اش منتظر باش

دیگه شانس دومی واسه این یارو نیست

خوبی؟

نالوکسان. اثرش از بین میره

چقدر؟

ده دقیقه. شاید کمتر

ده دقیقه؟

سال، هستی؟ در موقعیتم

فقط باید مستقیم به سمت اون پنجره نشونه بگیریش

باشه - به اونجا -

باشه؟

سیمز، موقعیتت چیه؟

طبقه یازدهمم

اسلیتر؟ - ...آره، منم هستم -

لاشی

انجل؟ - در موقعیتم -

یعنی جایی واسه رفتن نداره

!کسی تکون نخوره خودم می‌خوام تمومش کنم

!علامت دود

هی. کبریت

!لعنتی

باشه

هی مرد، جنده هنوز زنده است پسر

!انجل، بیا داخل - جدی؟ -

کبریت - !یه حواس‌پرتی می‌خوام. بیا داخل -

در باز نمیشه

!پس با تیر بازش کن

!لعنتی

الان خونه رو آتیش زد

!مِیس! مِیس

هی مرد، نقشه‌ای داری یا چی؟

فقط سرِ جات بمون. گیر افتادن - لعنتی -

دود یه راست به سمت من میاره‌شون

لعنتی

هی مرد، چه خبر شده؟ - تماشاچی کوفتی داریم -

گه توش

لعنتی. نقشه چیه، مِیس؟

گه توش. من که رفتم

...مِیسون، چه گهی - گه توش -

مِیسی، از اونجا بزن بیرون، مرد

از نمایش لذت ببرید، دوستان

مِیس، می‌خوای چی‌کار کنی مرد، ها؟

!مِیس

ریدم توش

چی‌شد؟

!هی مادرجنده

خوبی؟ باشه، زودباش

چه خبر شده؟

.کثافت‌کاری شد ما که رفتیم

همه‌چیز بگا رفته

!هی! هی

.هی. فقط بذار بره بیا از اینجا بریم

!فرانک

!خدای من چه گهی داری می‌خوری؟

!هی! نمی‌تونم هیچی ببینم

کجا رفتن؟

!اون پایینن، درِ آخر

بلندگوها

باشه، باشه، خلاصش کن

کون لقت. چرا من؟

،هی، تو آوردیش تو این قضیه !پس خود بی ناموسـت خلاصش کن

گه توش

فرانک؟

ای احمق نفهم

!اِیوا! اِیوا

!کمک! کمک

!داره اوردُز می‌کنه

!مراقب سرش باش !مراقب سرش باش

.مردمک‌هاش کوچیک شدن شروع به احیاش کنید

!آماده

!آماده

ترجمه از: حـسـیـن فـلاح و امیـرعـلی illusion & Hidden

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

♪ اوه ♪

♪ ،همه‌اش رو حس می‌کنم ♪ ♪ همه‌اش رو حس می‌کنم ♪

♪ ،همه‌اش رو حس می‌کنم ♪ ♪ همه‌اش رو حس می‌کنم ♪

♪ بیشتر از قبل می‌دونم ♪

♪ بیشتر از قبل می‌دونم ♪

♪ اوه، من میشم ♪

♪ کسی که قلبم رو می‌شکنه ♪

♪ من میشم کسی که تفنگ رو نگه می‌داره ♪

دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.