Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
میتونید ببینید که هوا
امروز صبح سرده، خیلی جاها بیست درجه...
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«مترجمان: علی مستر و علیرضا نورزاده» ::. Ali_Master & Mr.Lightborn11 .::
سلام علیکم!
معلومه که میام اونجا
مگه تا حالا شده که نیام؟
خب، اگه بهت بگم، دیگه سورپرایز نمیشه،
مگه نه؟ هی، سم، از مامانت بپرس
چیزی لازم داره من بیارم یا نه
شراب، آبجو، هر چی
آره، فقط... مطمئن شو بهش بگی که من پرسیدم
یه سرنخ؟
سرنخ میخوای؟
باشه، اینم یه سرنخ
آمادهای؟
گردن داره، ولی دست و پا نداره
آره، برات یه مار گرفتم. خیلی هم سمیه
مگه خل شدی؟
ولی خوشحال میشی، قول میدم
باید یهکم آروم بگیری شاو
دوباره برامون دردسر درست میکنی
تونستیم بارنت رو بگیریم، نه؟
حتی نیازی به حکم هم نداشتیم
از خیابونها جمعش کردیم
آره، ولی نزدیک بود خودمون هم جمع بشیم
اونم فقط به خاطر انجام وظیفهمون. کون لق امور داخلی
هی، این شغلیه که نمیتونم از دستش بدم
چون تو میخوای دوباره بری کابوی بازی در بیاری
فکر کنم اون بالاست
- من باید قسط قایق رو بدم - آره
دوقلوها هم پاییز میرن دانشگاه بوستون
میدونی چقدر خرج داره؟
آره، میدونم. میفهمم
- واقعاً؟ - آره
- فکر نکنم بفهمی - نه، میفهمم. فقط...
امیدوارم دنت هنوزم اونجا باشه، همین
اونجاست. خدایا!
مگه سرکارگر الان بهمون نگفت؟
- انقدر سوپر کاپ بازی در نیار. - سوپر کاپ؟ (اشاره به فیلم سوپر کاپ)
ریدم، 58 هزار دلار. فقط برای شهریه
چی؟ مگه یه تخفیف دو تا برای یکی
یا همچین چیزی ندارن؟
رو دل شدم
بفرستشون آکادمی پلیس
خرجش کلاً سه هزار تا میشه
که یه شغل پرافتخار داشته باشن،
دنبال خلافکارها بدوئن،
و به جامعهای خدمت کنن که ازشون متنفره؟
آره، اون ساعت طلا رو هم یادت نره
آخ، ساعت طلا رو یادم رفته بود
هی، اگه کمک خواستی، میدونی که هواتو دارم
جنابعالی تو نفقهات غرق شدی رفیق. میخوای چیکار کنی،
اون کلکسیون صفحههای گرامافون عزیزت رو بفروشی؟
کون لقت. ولی جدی میگم، میدونی؟
میدونم جدی میگی
ممنون، ولی ما روبراهیم
سرکارگر چیزی درباره استراحتش نگفت
میتونستیم تنهایی تو محل کارش بگیریمش،
اگه اون حکم لعنتی زودتر میاومد
باید نیروی کمکی میآوردیم
بیا... بیا آروم بگیریم
جیمی!
چه گل پسری
هی، من فرانک شاو هستم. اینم داگی اسلیترـه
ما از اداره جنایی اومدیم. حالت چطوره؟
میشه یه لحظه از اون ساندویچ ژامبونت دل بکنی
و بیای اینجا؟
ببخشید که مزاحم وقت استراحتتون شدیم بچهها
فقط یه دقیقه طول میکشه
دارم ناهارم رو میخورم
خیلیخب جیمی، معطل نکن. بیا اینجا
اسلحه!
واو، واو، واو! واو، واو، واو!
- برید عقب! برید. - واو! واو!
هی، هی، هی!
گفتم اسلحه رو بذارین زمین و گمشین عقب!
گلاک ۴۲، شش تا گلوله
- یه نفس عمیق بکش! - خفه شو! بندازینش زمین!
- بذارش زمین فرانک، بندازش. - گفتم اسلحه رو بندازین!
- بندازش زمین. - برین عقب!
بذار شلیک کنم
فرانک...
کیرم تو ناموست خوک
مواظب باش!
- فرانک! - برو کنار!
فرانک!
این چهارمی بود، جیمی!
کیرتوش. این پنجمی بود
هی، جیمی!
تیراندازی خوبی بود، جیمی
ولی خشابت خالیه، پس زانو بزن عوضی
فرانک!
فرانک!
سلام علیکم!
[با زبان اشاره] سلام بابا
سم... داری چیکار میکنی؟
هی، ببین، لازم نیست...
باشه، باشه، دارم میخونم. آره
شلوارکمو...
بخور. اوه، باشه
هه هه، بابا، خیلی بامزه بود
- پرسیدم میای... - آره، میدونم،
تک نوازی. آره، فهمیدم، فهمیدم
- منم یکی برات دارم. آمادهای؟ - باشه
«لطفاً صبور باش»
«من یه سگ پیرم که داره چیزای جدید یاد میگیره»
خوب بودش، بابا
آره، خوشت اومد؟ این رو فقط بخاطر تو یاد گرفتم
خوشحالم که تمرین میکنی. خوبه. لازمته
خب؟
میای، درسته؟ جمعه بعد
بابا، توروخدا. تا حالا یکی رو هم از دست ندادی
ببین، سم...
لازم نیست پیش مامان بشینی
- اوم... - اشکالی نداره. دیگه برام مهم نیست
- از این چیزا گذشتم. - نه، نه. موضوع...
موضوع این نیست. میدونی، من...
من تو... تو جمعیت راحت نیستم، و... و...
فقط نمیدونم چقدر
میتونم واقعاً درک کنم
مدرسه میتونه یه کمک شنوایی برات بذاره،
مشکلی نیست
من... من نمیخوام...
- عمراً همچین چیزی رو استفاده کنم. - بابا!
این برام خیلی مهمه
تو اون گیتار رو بهم دادی. میخوام ببینی چقدر خوب شدم
لعنتی!
صبر کن، صبر کن. من...
من... نمیتونم صدات رو بشنوم
رابط وایفای تو این یکی شل شده بود
درستش کردم
میدونستم یه چیزیش هست
آره، ولی مشکل فقط از سمعکها نیستش، فرانک
آسیب حلزون گوشات داره بیشتر پیشرفت میکنه
تو ماه ژوئیه، 50 درصد شنوایی داشتی،
و الان رسیده به 30 درصد
- سی درصد؟ - چند وقت شده؟
ده ماه از حادثهت میگذره؟
- یازده ماه. - یازده ماه
خب، یازده ماه دیگه، نمیتونم با اطمینان بگم
چقدر از توانایی شنواییت باقی میمونه
تکالیفت رو چطور پیش میبری؟
درسهای زبان اشارهت چطوره؟
اسم من
ف-ر-ا-ن-ک ش-ا-و هستش
من کارآگاه اداره جنایی هستم
خیلی خوبه
من یه دختر خیلی...
...سمجی دارم
باید به حرفش گوش کنی. اون باهوشه
خودم فایدهای توش نمیبینم
ببین، این اولین باری نیست که اینو میگم،
ولی به خاطر نوع آسیبی که دیدی،
ممکنه کاشت حلزون گزینه مناسبی نباشه
و قرار گرفتن بیشتر در معرض صداهای بلند
میتونه باعث آسیب بیشتری بشه
باید خودت رو برای احتمال
از دست دادن شدیدتر شنوایی در آینده، آماده کنی
آره. میشنوم چی میگی
«میشنومت» یعنی هنوز کر نشدم
خیلیخب، ممنون
فرانک!
فرانک!
هی، خوشحالم میبینم برگشتی، رفیق
- خیلی وقت شده. - آره
چی داریم؟
اوم، دو تا ساقی نسبتاً مهم، اوم...
لازم نیست داد بزنی، باشه؟
ببخشید. معذرت میخوام
باشه، دو تا خردهفروش نسبتاً مهم داریم،
اواخر بیست سالگی،
تک تیر به سر، اعداموار
احتمالاً یه قتل سفارشی بوده
این یارو حدود یه ساعت پیش پیداشون کرده،
ولی پزشکی قانونی فکر میکنه قتل
دیشب اتفاق اُفتاده
ببخشید آقا. از اینجاش با من
حتماً
فرانک شاو. از اداره جنایی. حالتون چطوره؟
- خوبم. ممنون. - میتونید بگید اینجا چه اتفاقی اُفتاده؟
داشتم دنبال یه جا برای خوابیدن میگشتم
و... با این یارو روبرو شدم
اوم، ببخشید آقا، میشه یکم بلندتر صحبت کنید؟
اونا تو جای من بودن، این یاروها...
من... چی؟
اونا اونجان، نباید اونجا باشن
این... اونجا جای منه. من باید اونجا باشم
فرانک! فرانک؟
حالت خوبه، رفیق؟
هی
هی
این دفتر جدیدته؟
چطوری پیدام کردی؟
خب، من کارآگاهم
چی؟
من کارآگاهم. کارم کارآگاهیه. میشه یه آبجو بگیرم؟
خب، کار جدیدت تو جوخه مبارزه با مواد مخدر چطوره؟
نمیدونم. اوم...
جنازه کمتر، مواد بیشتر
نمیتونم غر بزنم
ولی یه جورایی دلم برای منظره طبقه ششم تنگ شده
هر وقت خواستی بیا بالا
یا تو میتونی بیای پایین
مهمون مایین، جناب کارآگاه
حالت چطوره؟
عالی
بیخیال فرانک، کلی پلیس معلول... اوم،
ناتوان
نمیدونم. چه کوفتی باید بهش بگیم؟
ناشنوا
داگ، ناشنوا خوبه
میدونی منظورم چیه
کلی از اونا تو نیرو هستن
آره
لعنتی، حتی با این وضعیت،
تو از نصف احمقهای اونجا بهتری
فقط نصفشون؟
چرا؟ میخوای چیکار کنی؟ میخوای کنار بکشی؟
لعنتی، واقعاً میخوای؟
ساعت طلا؟ گور باباش، این تو نیستی
دیوونه میشی. پلیس بودن تو خونته
چه غلطی باید بکنم؟
کاملاً بیفایدهم
شاید یه سرنخ برای اون قتلهای هاید پارک داشته باشیم
- یه شاهد. - جدی؟
چی دیده؟
هنوز نمیدونیم
اون ناشنواست
مترجم رسمی تا هفته بعد سر کار نمیاد
پس، برای همین اینجایی؟
من مترجم لعنتی نیستم، داگ
مافوقمون میگه نمیتونه صبر کنه. فقط نیم ساعت طول میکشه
ببین، این فقط درخواست کمک برای یه پرونده نیست
این یه راهه که تو رو دوباره برگردونیم به کار،
دوباره سر پات کنیم، میدونی،
که دوباره وارد جریان بشی
من دلسوزیت رو نمیخوام
من دلسوزی نمیکنم
تو به من کمک میکنی، منم به تو. این کار همکارهاست
ما یه زمانی همکار بودیم، نه؟
نمیدونم، شاید دلم برای اون روزا تنگ شده
شاید دلم برای تو تنگ شده
من حتی اسلحهم رو ندارم. شیفت نیستم
زبان اشارهم افتضاحه
از مال من بهتره
کیرتوش
باشه، قانعم کردی
خب، قضیه... قضیه چیه؟
باشه
ایوا فریمانت،
33 ساله. اون شب تو کوچه پشتی بوده
ظاهراً شاهد قتل بوده
امروز صبح از طریق سیستم 911 گزارش داده
- امروز صبح؟ - آره
قتل چهارشنبه شب اتفاق اُفتاده
چرا اینقدر صبر کرده؟
خب، برای همین داریم
میریم اونجا که بفهمیم، همکار
[ ساکت نخواهیم بود - تخلیه را متوقف کنید ] [ سروصدا کنید ]
یا خدا، خوش به حالش که کره
آره
مجبور نیست تمام روز به این سر و صدا گوش بده
چه سر و صدای مزخرفی
این دلقک جدیدی که بهم تحمیل کردن،
یه دهه هفتادی لعنتیه
نمیتونه از گوشیش دل بکنه
زنه؟
تنها نکته مثبتشه
هی! آسانسور رو نگه دار!
پشمام
- عوضی آشغال! - چه بامزه
این یه تله مرگه
چطوری میگن «کون خوشگل»؟
بیخیال مرد، آروم باش
من مترجم نیستم
فقط سعی خودت رو بکن
چند وقته برگشتی سر کار؟ یه ماه؟
من اینجا وبال گردنم، داگ
به خودت وقت بده
مگه همیشه نمیگفتی نصف کارمون
مثل یه حس ششمه؟
مثل شهود؟
از پسش برمیای
اوم. واحد ده-جی
سلام. اوم. اسم من ش-ا-و هستش. من کارآگاهم
و، اوم، این هم کارآگاه...
شما مترجم هستید؟
اوم. آره. آره
پس، اوم، ما، اوم، اوم، باید اظهارات شما رو...
- نه، صبر کن. - جدی؟
شما باید یه مترجم حرفهای بیارید
ببخشید. آرومتر. متوجه نمیشم
کصشعر. این رو فهمیدی؟
- کصشعر؟ - اوم، نه خانم
اوم، اون حدود یک سال پیش تصادف کرده
- مترجم رسمی در دسترس نیست. - برام مهم نیست
من یه مترجم حرفهای میخوام
هی. اوم. لطفاً صبور باشید
من فقط یه سگ پیرم که داره سعی میکنه چیزای جدید یاد بگیره
سگ پیر
ممنون خانم
خب، اوم... به نظر میاد دارید اسبابکشی میکنید
همه دارن میرن. صاحبخونه عوضی. همهمون رو بیرون کردن
آرومتر. ببخشید. اوم
من فقط «عوضی» رو فهمیدم، همین
همهمون رو بیرون کردن
دارن اینجا رو تبدیل به آپارتمانهای لاکچری میکنن
اوم. همه رو تخلیه کردن
- آها. - متأسفم
یه فصل جدیده دیگه
خب، خانم فریمانت؟
اوم، هاید پارک؟
شما... لبخونی میکنید؟
اون... اون لبخونی میکنه؟
آره، فهمیدم
باشه، پس چی دیدید؟
چهارشنبه شب بیرون بودم. من عکاسم
چهارشنبه شب بیرون بوده، داشته عکس میگرفته
اون
یه... یه دعوا، یه مشاجره، دیده
و فیلمش رو گرفته
باشه
فقط یکم وقت بیشتر
- یکم وقت بیشتر؟ - همین
میتونیم در موردش حرف بزنیم؟ باشه؟
فقط یکم وقت بیشتر نیاز دارم، مرد
بیا بهش یکم وقت بیشتر بدیم
حالا میتونیم از این گوهدونی بزنم به چاک؟
معمولاً این وقت شب بیرون عکس میگیرید؟
ماه کامل بود. خیلی زیبا
ماه کامل بوده. قشنگه
قبلاً این آدمها رو دیدید؟
نه
هیچکدوم از این افراد رو میشناسید؟
نه
حالا چی میشه؟
اوم، ما، اوم، باید...
اظهارات شما رو بگیریم
اگه دستگیرشون کنید، ممکنه اسم من رو بفهمن؟
ببخشید. اوم. دوباره بگینش
دستگیرشون میکنید؟
آره
آره
حالا، ما باید گوشی شما رو بگیریم
داگ، اون نمیتونه صورتت رو ببینه
آه، آره. ببخشید
اوم، خانم فریمانت، ما باید گوشی شما رو بگیریم
چون اون فایل ویدیویی مدرکه،
ولی گوشی رو بهتون برمیگردونیم
مدرکه، ولی بهتون برش میگردونیم
حالا، من میخوام همه چیزی که
امروز به ما گفتید رو بنویسم،
و بعد شما میتونید بخونیدش و بهم بگید
که آیا دقیقاً همون چیزیه که توضیح دادید یا نه
- باشه؟ - باشه
میتونم از دستشویی استفاده کنم؟
[سم خیلی متاسفم ولی کاری پیش اومدش، فکرنکنم بتونم بیام و...]
[بلیطت رو گرفتم] [جمعه شب میبینمت] [بابا باید بیای]
[هشدار سمعک] [باتری کم است]
[نالوکسان هیدروکلراید] (مواقعی مصرف میشه که شخص درحال اوردوزه)
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
ازشون خوشم میاد
تاریکه
خودمم. تاریکم
آره
ممنون که کمکم کردید
خواهش میکنم
بهت گفتم که عالی بودی
وقتی دستشویی بودی، بچهها رو فرستادم پروندهش رو چک کنن
سابقه داره
چند تا جرم کوچیک برای حمل مواد مخدر، دورههای ترک اعتیاد
تو دستشوییش یه کیت نالوکسان پیدا کردیم
- جدی میگی؟ - آره
پس، اون شب برای گرفتن عکسای قشنگ بیرون نبوده
نه تو این محله
نه، آقا
اینجا یحتمل زمانی جای خوبی بوده
موندم این واحدها چند میرن (قیمتشون چنده)
وقتی خبری از مجرمها شد، بهت خبر میدم، باشه؟
آره. کار تیمی
- دلم برای این تنگ شده بود. - چی گفتی؟
کارت خوب بود
شوخیت گرفته، مگه نه؟
[ ساکت نخواهیم بود - تخلیه را متوقف کنید ] [ سروصدا کنید ]
همونجا وایسا
گوشیم رو جا گذاشتم
- چطوری. - چه خبر، داداش؟
نمیخوام بهت آسیب بزنم
میفهمی؟
این چه کوفتیه؟ پانتومیمه؟
اون ما رو دید که انجامش دادیم
- بیا فقط... - آنجل،
خفه شو. باشه؟ خونسرد باش
نمیبینی این خانم معلوله؟
بهش فرصت بده
کیرتوش
اوه، نه، نه، اشکالی نداره
ما میدونیم. مشکلی نیست. فقط آروم باش
[من حرف نمیزنم]
من فقط چند تا سوال ازت دارم
اولی...
کپی دیگهای از ویدیو هست؟
کپی دیگهای هست؟
- نه. - نه؟ هیچ کپیای نیست؟
باشه. باشه. باشه. فقط یه سوال دیگه
کس دیگهای ویدیو رو دیده؟
نه
نه؟
باشه، باشه، باشه
من باورت...
ببریدش روی کاناپه
بیا، بریم
برو اونجا!
- دراز بکش! - نه!
ولم کن!
نه! خواهش میکنم! نه!
- تکون نخور! - نه!
خواهش میکنم! بس کن!
- نگهش دار! - انجامش بده!
واقعاً بابت این متأسفم
برات خیلی بهتر میشد...
نه! خواهش میکنم!
...اگه کور بودی
چی؟
- برو عقب! - باشه! واو! واو! واو!
برو عقب لعنتی. اسلحه رو بذار زمین
باشه! باشه! واو! واو! واو!
وای! یا خدا! لعنتی! هی! هی!
- باشه! - اون اسلحه کوفتی رو بنداز!
دارم میندازمش. باشه؟ دارم میندازمش
- برو عقب. - میبینی؟
انداختمش
بیا اینجا
- این به تو ربطی نداره. - بیا پشت سر من
هی
اون اسلحه لعنتی رو بنداز!
واو! واو!
گندش بزنن!
صبر کن
بخواب! بخواب!
لعنتی!
میسون! میسون! تیر خوردم
یالا!
برو، برو، برو، برو!
اون اسلحه کیری کجاست؟ اسلحه کجاست؟
- سیمز! سیمز، بیا اینجا! - تفتوش!
اون کی بود؟
سمت جنوبی! از پلهها برو! برو پایین، الان!
سال! پله اضطراری سمت شرقی!
دریافت شد. دارم میرم
دو تاشون دارن میان پایین سمت تو!
بدو، بدو، بدو
سال، داریم میایم پایین! پله اضطراری، سمت شرقی!
دیدمشون
لعنتی!
شلیک نکن
فهمیدی چی گفتم؟ شلیک نکن
لعنتی
طبقه ششم هستن! طبقه ششم! برو طبقه ششم!
نه، نه، نه، نه! بیا!
یالا، باید بریم!
لعنتی
خیلیخب، سال، برگرد لابی
- لابی؟ - آره
پایین پلهها مراقب آسانسور باش
- تو پلهها نیستن. - لعنتی
ندیدمشون
باشه، گوش کن
وقت نداشتن برسن به لابی،
پس هنوز تو این ساختمونن
اینجا کلی جا برای قایم شدن هست
ببین، تو ساختمونن
اینم بگم، اگه اون یارو تلفن داشته باشه،
به فنا رفتیم
شاید به نیروی بیشتری نیاز داشته باشیم
باشه
فقط با این آسانسور برو پایین به لابی، باشه؟
برو کمک سال کشیک بده یا یه چیزی
- باشه. - برو!
باشه
هی، آنجل، دارم میام بالا پیشت
هی، هی. هیس
هی.هی.هی
همه چیز درست میشه
باشه؟
برام مهم نیست. همین الان به هر دوتون نیاز دارم
آره. به محض اینکه رسیدید بهم زنگ بزنید
کونیها
چطوری داداش، دووم میاری؟
باید به بیمارستان برم، میس
بیخیال، میدونی که نمیشه
- آره، به دکتر نیاز دارم. - باورت میشه این وضعیت رو؟
دوتا راه پله، پلههای اضطراری، و یه آسانسور لعنتی
چطور قراره همه اینا رو پوشش بدیم؟
سال یه نقشه داره
بیا ببین. نگاه کن
هر خروجی دوربین داره
آسانسور، اینکه تو کدوم طبقهست،
همه چی به جز پله اضطراری
باشه، خوبه
ببین، من اینجا میمونم و مراقبم
- نه، نه، نه. - تو برو پلههای اضطراری بیرون
- بیا برو تو کونم، کیری. - چه مرگته؟
نقشه من بودش
خودت برو
کونی روغن مالیده
نذار صدات رو بشنون
هی!
چطوری پیدام کردن؟
چی؟
از کجا فهمیدن که من حرفی زدم؟
حتماً یکی رو دارن که براشون کار میکنه
از داخل
داخل؟ منظورت داخل اداره پلیسه؟
آره
تو گزارش دادی...
امروز صبح تماس گرفتی، درسته؟
آره، اونا یه نفر رو اونجا دارن،
یه جاسوس لعنتی، احتمالاً تو بخش اپراتور،
که منتظره بهشون خبر بده
اگه کسی چیزی درباره اون قتلها گزارش کنه
اونا درباره من میدونستن
میدونستن که من مواد مصرف میکردم
آره، چون همکارم
پروندهت رو چک کرد، پس اونا هم دیدنش
فهمیدن تو چه کارهای
آره
اون شب...
تو بیرون نرفته بودی که عکس بگیری
رفته بودی دنبال مواد
من دیگه مصرف نمیکنم
کیت مقابله با اوردوز رو تو دستشوییت دیدم،
پس چرت و پرت نگو
آدم هیچوقت این چیزها رو کامل ترک نمیکنه
هی، من دارم جونم رو به خاطر تو به خطر میندازم
رفته بودم بیرون جشن بگیرم
یه گالری پیشنهاد داده بود عکسهام رو نمایش بده
مشروب خورده بودم. کنترلم رو از دست دادم
آرومتر
متأسفم. دیگه بهت دروغ نمیگم
پس، چرا دو روز صبر کردی تا گزارش بدی؟
میترسیدم
یکی از قربانیها ساقی من بود. قبلاً بود
باشه
من حتی اسمت رو نمیدونم
اسم من ف-ر-ا-ن-پ هستش
«ک»، نه «پ». «ک»
ممنون
منم ای-و-ا هستم
میدونم
باید یه تلفن پیدا کنیم
چند نفر هنوز تو ساختمون هستن؟
زیاد نیستن. من. خانم دیاز
دانته
«دانته»
طبقه چهارم. موزیسین. پر سر و صدا!
آره، آره. صداش رو میشنوم
ولی منظورم تو این طبقه بود
چی شد؟
هی عزیزم. اومدی برای مهمونی؟
کدوم اتاق؟
ده-جی
آسانسور اون طرفه
- مادر ترزا داره میاد بالا. - خوبه
فرل هم داره میاد
بگو از پایین شروع کنن به گشتن،
بکشنشون بیرون!
آنجل، دیگه بسه، باشه؟
کمک داره میرسه
گور بابای این یارو
باشه
دانته طبقه چهارمه، نه؟
برمیگردم، ولی در رو قفل کن
اگر برگردی که صدای در رو نمیشنوم
ای کیر توش
.کیف پولت پول
.اسکناس رو از زیر در رد کن میبینمش
مواظب باش
قفل کن
اینوره
...تیر خورده به
اول، سه قانون رو بهت بگم
نه، قوانین رو بلدم - قانون اول، اسم بی اسم -
قانون دوم، درباره جزئیاتِ هیچگونه
اقدام غیرقانونیای نباید صحبت بشه
سه، فقط توی کاری مشارکت میکنه
که از طریق دلال، توافق شده
آره، متوجهم
در ازاش، جزئیاتی از کار رو
در اختیار شخص ثالث، اعم از پلیس نمیذارم
با قوانین موافقی؟
آره، آره، موافقم
حالا میشه به این بیچاره کمک کنی؟
کمکم کن بلندش کنم
هی
این رو بگیر بالا - چی؟ -
بگیرش بالا - من؟ -
هی
ببین
هی، پیادهنظام رسیده
مسلحن؟ - خیر -
مستاجر دیگهای هم هست؟ - خیلی نیستن -
شما از پلهکان شمالی برید
آره، خوبه
یه حوله خیس برام بیار
چشم
پشمهام
خیلیخب، گوش کنید
موبایل ندارن
ولی مطمئن باشید دنبال موبایل یا راهی برای دسترسی
به اینترنت هستن
ببینید کدوم یکی از این واحدها هنوز پرن
و اول برید سراغ اونا
جیک، فرل، ساختمون رو خالی کنید
.تر و تمیز انجامش بدید نباید شاهدی بهجا بمونه
پلیس، باز کن
سیمز، حواست به خروجی پشتی
اون پلههای اضطراری باشه
باشه، جلوشم
سال، با مرکز تماس بگیر
مطمئن شو که هرکس از این ساختمون با 911 تماس گرفت
به خودمون وصل بشه
گوش کنید
،اگر کسی خارج شد اگر با کسی حرف زدن
.دهنمون گاییدهست متوجهاید دیگه؟
پای زندگی همهمون وسطه
پس بگایی ندید
.دوتا مرد دیگه اومدن پلیسن
پلیسن؟ اومدن اینجا؟
خدا رو شکر
.نه، اونا رو میشناسن میشناسنشون
نمیفهمم
باهم همکاری میکنن
پلیس؟
با اونا همکاری میکنن؟
کیر توش
این یعنی اونا پلیسن
این یعنی تمام نقاط خروجی رو کنترل میکنن
لابی، پلهکانها
تمام طبقات رو میگردن
چی کار کنیم؟
این به کجا وصل میشه؟
طبقه پایین. همهشون خراب شدن
آسانسور
آسانسور؟ نه
.قطعاً یه نفر رو گذاشتن اون پایین میبیننمون
بیا ببین
باطری
یه کاریش میکنیم
از پسش برمیایم
آسانسور داره میره بالا
دوم
سوم
چهارم
پنجم
ششم
ششم. طبقه شیشن
بریم
...اسم من
وایسا، فرصت بده که وصل بشه
.لعنتی، تماس گرفته سیستم اینترکامه
داره کمک میگیره
بابت تماستون ممنونم
در ساختمون یورک در راکسبری گروگانگیری صورت گرفته
تمام اپراتورها
.درحال حاضر مشغولن لطفا صبر کنید
،هیچی نمیشنوم پس فقط گوش کنید
لطفا با کارآگاه داگ اسلیتر از دپارتمان سی 6 تماس بگیرید
و بهش بگید که به ساختمان یورک
در راکسبری، نیرو بفرسته
تمامی اپراتورها درحال حاضر مشغولن
...بابت تماستون ممـ
واحد امنیت بدفورد، بفرماید؟ الو؟
کسی صدام رو میشنوه؟
ایست
اسلحهت رو بنداز
بخواب رو زمین
لعنتی
خوبی؟
دارن با آسانسور میرن بالا
داره میره طبقه هفت
لعنتی، اسلحه داره
تفنگ داره
نه، خشابش خالیه
تفنگِ منه
حرومزاده دوربین رو شکوند
خیلیخب، طبقه دهه
چه غلطی میکنی؟
بهم اعتماد کن
نُه! دارن میرن طبقه نُه
همه برید طبقه نُه
طبقه نهم هستم
کجا میریم؟
میریم موبایلم رو بردارم
میدونم کجاست
چه غلطی کردین؟ گفتم تیراندازی نکنین
کسی اینجا نیست
ولی ما که نمیدونیم
باید تکتک واحدهای این طبقه رو
.چک کنیم حالا برید
طبقه نُه رو چک میکنیم
پلیس، کسی خونه نیست؟ باز کنید
اگر یکی هنوز اینجا باشه چی؟
تو موبایل رو بردار
لعنتی، تکون نخور
تکون نخور
تکون نخور، وگرنه مغزت رو متلاشی میکنم
خیلیخب
موبایلت اینجا نیست
همهجا رو بگرد
تکون نخور
تکون نخور
تفنگت رو بنداز
تفنگت رو بنداز
بندازش
تفنگت رو بنداز
تفنگش خالیه
بندازش، وگرنه میکشمش
وایسا - خیلیخب -
تفنگش خالیه
خالیه
با پا پرتش کن
یه کسخل کَر با یه تفنگ خالی
بهش شلیک کن
حزء وظایفم نیست
چی؟ منظورت چیه؟
کجا میری؟ ای حرومزاده
هی، هی
!الان اینجان جفتشون اینجان
اینجان
...همین الان
.آنجل، جواب بده چی گفتی؟
آنجل، تکرار کن
آنجل، صدات رو نمیشنوم
با چهره باز میشه
آنجل
چشمهاش رو باز کن
دارم میام سمتت
باز شد
چه کسشعرها؟
هی، کدوم گوری هستن؟
کجان؟ - چی؟ -
چه اتفاقی افتاد؟ کجان؟
نمیدونم
نمیدونی؟
...لعنتی. اینجا بودن و بعدش
بهگمونم رفتن
یا خدا
لعنتی
چرا تفنگم رو جا گذاشتن؟
چرا تفنگم اینجاست؟
هی، اینجا چی کار میکردن؟
چرا تفنگم رو نبردن؟
هی، آنجل
اینجا داشتن چه گهی میخوردن؟
نمیدونم
اوه! موبایلم
!کیر توش بره تازه هم خریده بودمش
بیا، تفنگه رو بگیر - خیلیخب -
به موبایلت زنگ میزنم
موبایل
.نه، نه، وایسا طرف هیچی نمیشنوه
،اون پزشکه داشت باهاش صحبت میکرد ولی هیچی نشنید
یارو سمعک میذاره، آنجل
زنگ میزنه 911 و مرکز هم به ما میسپارتش
خب، شاید باهوشتر از این حرفها باشه
میدونی چیه؟
.آره، لینچ هستم مامور مبارزه با مواد مخدر
.فوریه! داگ، فرانک هستم ازت میخوام به این شماره زنگ بزنی
.آره، میخوام یه موبایل رو ردیابی کنی آره، همین الان
همین الان
هیس، هیس
شنیدی؟
تنها چیزی که میشنوم صدای اون موسیقیه، رفیق
باید بریم
فقط برو اونور، برو
واقعا؟ - برو، برو -
لعنتی. خیلیخب
چرا؟
...فقط
گم شو اونور
میخوای از سر راه برم کنار؟ ...چطوره
از ماشین پیاده شو، لاشی
.یالا، پیاده شو دیگه لگنت رو از اینجا ببر ببینم
سیمز، اینقدر ادای پلیسِ راهنمایی رانندگی رو درنیار
و کار کیریت رو بکن
اینا کدوم گوری هستن؟
کسی سرنخی نداره؟
طبقه یک تا سه خبری نیست
دارم میرم طبقه چهار - خوبه -
و میشه لطفا یکی این لاشیای که آهنگ پخش کرده رو
پیدا کنه
و از اینجا پرتش کنه بیرون؟
خونه خانم دیازه
بعضی وقتها سرِ خریدهاش کمکش میکنم
خیلیخب
حتی نمیدونه که دارن میندازنش بیرون
[ ناشناس ]
فرانک، چی شده؟ جریان چیه؟
وایسا داگ، گوش کن
هیچی نمیشنوم، سمعکهام خاموشن - کیه؟ -
وایسا
گوش کن داگ، من پیشِ ایوا فریمانتم
.همون شاهده توی ساختمونشم
ببین، جفتمون در خطریم
،هیچی نمیشنوم پس موقع صحبت
صورت رو بچسبون به صفحه
ایوا لبخوانی میکنه
و بهم میگه چی گفتی - لبخوانی؟ -
خیلیخب
[ ساکت نخواهیم بود - تخلیه را متوقف کنید ] [ سروصدا کنید ]
چه گهی میخوری؟
اوضاع داره بههم میریزه
اگر یکی گزارش تیراندازی بده چی؟
اگر نیرو بفرستن، چی؟ - نه، نه -
فرل و پاتر از نفوذشون استفاده میکنن
به بقیه میفهمونن که همهچیز تحت کنترلمونه
که خب واقعا هم هست، باشه؟
داستان اوردوز دیگه فایده نداره
آنجل، تحقیقات رو
ما انجام میدیم
داستان اون چیزیه که ما میگیم
اگر بهجاش تهدیدشون کنیم، چی؟
مثلا میگیم اگر حرفی بزنن
میریم سراغ خودشون و خانوادهشون
واقعا فکر کردی که این یارو از ما میترسه؟
نمیدونم - اگر کسی لومون بده -
کارمون تمومه
و شک نکن یکی نم پس میده
یکی با دادستانی، توافق میکنه
بهنظرت سمیز حاضر نیست ...واسه نجات خودش
لومون بده؟
پاتر چی؟
میخوای آیندهت در گروی یک پلیس گشت باشه؟
نه
خیلیخب، پس گوش کن، برادر
خب
همه واسه اینجا بودن یه دلیلی داریم، درسته؟
سال، اون خونهـه رو توی کیپ داره
آره - تو هم اون دوکاتیها رو داری -
من هم جما رو
،خرج دوا و درمانش ...خرج رواندرمانیش
...واقعا فکر کردی که حاضرم
بهخاطر این مشکل کوچیک
قید دخترم رو بزنم؟
نه، نه، چنین فکری نکردم
خیلیخب
پس بیا بریم این لاشی رو بگیریم
اسم؟..
اسمشون رو میدونی؟
اسم؟ نه، اسمشون رو نمیدونم
.داشتن بهمون شلیک میکردن بایستی نیروی مخفیِ
یه حوزه دیگه باشن
فرانک، چیزت باهاته؟
چیز؟
تفنگ داری؟
.نه، همهشون هم مسلحن شیشتان و دوتاشون یونیفرم دارن
داگی، نیروی کمکی بیار
وایسا
همین الان دارم میام
همین الان داره میاد
حرفِ من رو خیلی بهتر میفهمی
دارم سعیم رو میکنم
سگ پیر
موقعیت مکانیشون رو دریافت کردیم
پشمهام
فرل، پاتر، برید طبقه ده
کتت رو بردار تا بریم - باشه -
این سری گیرش میندازیم
چرا ساقیم رو کشتن؟
بهخاطر پول. همیشه پای پول وسطه
از تمام معاملههایی که توی قلمروشون انجام میشه، سهم میگیرن
احتمالا طمع کرده
اینجوری نشون میدن که حرف اول رو کی میزنه
با این بهانه که حقوق کمی میگیرن و بخش ضروریِ شغلشونه
خودشون رو توجیه میکنن
میگن در اصل داریم آمار جرم رو میاریم پایین
هی، هی
صرفا برادران آبی پوشِ پلیسن
که دارن امنیتِ خیابونها رو تامین میکنن
جوری جلوه کنه که انگار کار آدم آماتور بوده
اینا پلیس نیستن
صرفا گنگسترن که نشان پلیسی درن
امنه
لعنتی
لعنتی
!خیلیخب، برید کنار لعنتیها از سر راه برید کنار
دارن میرن سمت پلهها
آره، یهبار دیگه موقعیتشون رو بده
آرومتر
از کجا فهمیدن اونجاییم؟
لعنتی
ژاکتت رو دربیار
سال، توی پلهکان شمالی هستن
.دارن میرن پایین برو سراغشون
سال، گرفتیشون؟
سال، گرفتیشون؟
دستخوش، هنوز سالمه
کیرم تو گوشیت - هی، لعنتی -
از اون بالا انداختنش
پس هنوز توی ساختمونِ کوفتیان
...خیلیخب، ببینید
من و آنجل از بالا شروع میکنیم و میایم پایین
شما دوتا از پایین شروع کنید و برید بالا
همه خونهها رو بگردید و پیداشون کنید
فهمیدید؟
چرا هنوز اینجایید پس؟
بجنبید، بجنبید - برید -
کمک توی راهه
تو که نمیدونی
بگو ببینم
چطور ناشنوا شدی؟
توی ماموریت، یه حادثهای پیش اومد
...یه لحظه
همهچیز عوض شد
،همهچیز نه یه چیزی عوض شد
دیگه نمیتونم کاری که قبلا میکردم رو بکنم
دیگه نمیتونم پلیس باشم
.چرا، میتونی فقط فعلا نمیدونی چطور
من مثل تو، شنواییم رو از دست ندادم
ناشنوا بهدنیا اومدم
ولی با مفهوم از دست دادن، آشنام
...مادربزرگم
پنج سال پیش مُرد
.زندگیم از هم پاشید مصرفم اون موقع بود که شروع شد
قوی و ژیان بود
اگه میدید که تزریق میکنم ...میگفت
...بس کن»
باید عزاداری کنی و تغییر رو بپذیری
«و بعدش بری پی زندگیت
بگو بیشتر از همهچیز دلتنگِ چی هستی؟
دخترم
سم
موقعی که گیتار میزد
دوست دارم دوباره اجراش رو بشنوم
لزومی نداهر
هر سال بهار، میرم اجرای ارکستر بوستون پاپس رو میبینم
چرا؟
.تماشا میکنم حسش برام کافیه
...دیدن موزیسینها
...حضار و دیدنِ شادیشون...
برام کافیه
برای دیدن و سهیم شدن درش کافیه
با یک نقص، آدم ناقص نمیشه
داگه
چی؟ تنها اومده؟
نیروی کمکی نیاورده
داره خودش رو میندازه توی هچل
باید بریم اون پایین
چطور؟
عمراً
خیلیخب
اونجا و اونجا و اونجا رو بگیر و برو پایین
این کار دیوانهواره
میتونیم هم بپریم
میخوای اول تو بری؟
اول تو برو
دستها بالا، حرومزاده
.جفتشون رو گیر انداختم آسانسور طبقه شیش
.همونجا نگهشون دار دارم میام
دستهاتون رو ببرید بالا
بپر
دستها بالا! فوراً - بپر -
...هی، گفتم دستهات
چی شد؟
خیلیخب، طبقه شیش رو بزن
کدوم گوری هستن؟
اینجا نیستن، اسکل
کسی سمت پلهکان نبود
فرل، کدوم گوری هستی؟
فرل؟
.توی چاه آسانسورن دارن میرن سمت لابی
حالت خوبه؟
من خوبم. حاضری؟
.اسلحهت رو بنداز آروم، آروم
اسلحهت رو آروم بنداز
.دارم میندازم دارم آروم میندازم
همکارت کدوم گوریه؟
.من مسلح نیستم ...هیچـ
بندازش! اسلحه رو بنداز - اسلحه رو بنداز، آشغال -
...شلـ
تفنگت رو بنداز - لعنتی، خیلیخب -
فرانک، بنداز
با پا هلش بده
تکون نخور
واقعا متاسفم، فرانک
قرار نبود برگردی
چرا برگشتی؟
باید کابویبازی درمیآوردی، نه؟
.خب، این تقصیر توئه، فرانک همهش تقصیر توئه
بگیرش، بگیرش
نکنید! نه، لطفا
.دستش رو نشونم بده دستش رو نشونم بده
حرومزاده
خیلیخب، شما دوتا از اینجا برید، باشه؟
.هرچی تعداد کمتری اینجا باشه، بهتره برید، برید
بیاید کار رو تموم کنیم
این شکلی نگاهم نکن
...یه فرصت برای کمک به خانوادهم
و پسرها دیدم
پس ازش استفاده کردم
و حاضرم دوباره انجامش بدم
چرا باهاش حرف میزنی؟ صدات رو نمیشنوه
میفهمه چی میگم
برو بذارش توی اتاق خواب
از اینطرف
بشین، بشین
هی، آنجل
بیا
.میدونی که چی کارش کنی پخشش کن
واقعی جلوهش بده - میدونم باید چی کار کنم -
خیلیخب
دوتا جسد؟
چطور میخوای توضیحش بدی؟
لازم نیست دوتا جسد باشه
...این
[ 25 هزار دلار + 5 هزار دلار ماهانه ]
حقالسکوتته
فهمیدی؟ سکوت
این رو دیهی گوشت در نظر بگیر
تو لایقشی - خیلی لایقه واقعا -
گوش کن، من دیگه از دست این جاکش، خسته شدم
هی، لبخوانی کن، باشه؟
یا این یا این؟
این رو میفهمی دیگه؟
.یالا، فرانک بهخاطر سم قبول کن
.واسه سم هم که شده قبول کن یه زندگی بهتر براش بساز
میدونی، فقط همینه که مهمه
میدونی چیه؟ پنج ثانیه وقت داری
...پنج، چهار
سه، دو، یک
خیلیخب، قبوله، قبوله
عه؟ - ...ولی -
پنجاه هزار، جلو جلو میخوام
پنجاه؟
پنجاه هزار چی؟
مشخصه دیوونه شدی
هی، بیخیال - گوش کن، اگر فکر کردی -
،سهمم رو به این لاشی میدم ...پس دیوونه شدی
یالا، حلش کن
خیلیخب، خیلیخب
ولی خیلی جسوری، فرانک
بریم - بیا بریم -
آره
.کار درست رو کردی اونچه که ازت برمیاومد رو براش انجام دادی
یه معتاد کمتر، دنیای بهتر
[ باز کردن در - بستن در ]
هی، هی - هی، لعنتی -
لعنتی - عجب آدمیه -
هی، هی
گفتی برامون مشکلساز نمیشه
گفتی کمکمون میکنه بفهمیم که این هرزه، چیها میدونه
بذار من حلش کنم، باشه؟
نه، گم شو توی لابی
و مطمئن شو که کس دیگهای وارد ساختمون نمیشه
گم شو ببینم
میخوای چی کار کنی، میس؟ میخوای چی کار کنی؟
هی، سال، فرار کرد - چی؟ -
آره، میخوام همین الان بری سمت پله اضطراری
لعنتی
هی، هی
یالا
یالا
هی، هی
چیزی نیست
خیلیخب، همگی گوش کنید
قطعاً برمیگرده پیشش
پس سیمز، برو سمت پله اضطراری طبقه یازده
شاید بخوان برن بالای پشت بومی چیزی
،آنجل، تو برو طبقه ده دم در منتظر باش
دیگه فرصت دومی برای این یارو در کار نیست
حالت خوبه؟
نالوکسان. اثرش میپره
چقدر طول میکشه
.ده دقیقه شاید هم کمتر
ده دقیقه؟
سال، رفتی؟ - توی موقعیتم -
بگیرش سمت پنجره
خیلیخب - بگیرش سمت اونجا -
باشه؟
سیمز، موقعیتت رو بگو
طبقه یازدهم
اسلیتر؟ آره، من هم اینجام
عوضی
آنجل؟ توی موقعیتم
این یعنی هیچجا نمیتونن برن
!هیچکس تکون نخوره خودم تمومش میکنم
اعلام حریق
هی، کبریت
اوه، لعنتی
خیلیخب
هی، اون هرزه هنوز زندهست، رفیق
آنجل، وارد عمل شو - واقعا؟ -
کبریت - به حواسپرتی نیازه. وارد عمل شو -
در باز نمیشه
پس بهش شلیک کن
لعنتی
خونه رو آتیش زد
میس، میس
هی، نقشهای چیزی داری یا نه؟
.همونجا بمون گیر افتادن. لعنتی
دود باعث میشه که یه راست بیان سمت من
لعنتی
هی، چی شده؟ - شلوغ شد -
لعنتی
لعنتی. چی کار کنیم، میس؟
کیر توش، من رفتم
...میسون، چه غلطـ - لعنتی -
میس، گم شو برو
نمایش خوش بگذره، رفقا
میس، میخوای چی کار کنی، رفیق؟
میس
لعنتی
چه کسشعرها؟
هی، حرومزاده
خوبی؟ خیلیخب، بیا
اینجا چهخبره؟
.اوضاع قاراشمیش شد از اینجا میریم
همهچیز بههم ریخت
هی، هی
.بذار بره بیا بریم
لعنتی
!یا خدا چه غلطی میکنی؟
هی، هیچی نمیبینم
کجا رفتن؟
.رفتن اون ته در آخر
بلندگو
خیلیخب، کارش رو تموم کن
کون لقت. چرا من؟
،هی، تو پاش رو به این قضیه باز کردی پس خودت کارش رو بساز
اوه، لعنتی
فرانک؟
اسکلِ خر
ایوا، ایوا
کمک! کمک
داره اوردوز میکنه
.سرش رو بپا سرش رو بپا
.مردمکهاش کوچیک شدن بهش اکسیژن وصل کنید
شوک
شوک
«مترجمان: علی مستر و علیرضا نورزاده» ::. Ali Master & MrLightborn11 .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.