Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت سی و پنج)
استاد درمورد قلب استخوانی تهذیب زِن
شنیدین؟
قلب استخوانی تهذیب زِن
شی مقدسی بود که استاد مقدس
بعد تجربه نه سختی بدست آوردن
درموردش شنیدی شائو سانگ؟
حدس میزنم
شما اول
اهریمن قلب جاودان رو گرفتین
بعدش قلب شش قلمرو
سالها نقشه کشیدین
تا بتونین که
قلب استخوانی تهذیب زِن رو بگیرین
چی باعث شده این فکرو کنی؟
آ یان رو کنارتون نگه داشتین
چون تنها کسی که
میتونه قلب استخوانی تهذیب زِن رو تهذیب کنه
آ یان هست
فکرمیکنی بهش صدمه میزنم؟
جمع آوری پنج زندان
و سه قلب
باعث میشه صعود کنین
کنترل تناسخ رو بدست بگیری
این
هدف شماست
میخوای با یک حرف پوچ
استاد همگان رو خراب کنی؟
فکرمیکنی آ یان باورت میکنه؟
اگه میدونست که
با کشتن استادتون
و خانوادتون
استاد همگان شدین
باورتون میکرد؟
چی گفتی؟
یادتون رفته
چطوری اون زمان
ارباب ارشد و رهبر شدین؟
آینه استخوانی
وقتی آینه استخوانی بشکنه
با قدرت شانهای
میتونم از یینگ زه وی
قدرتش رو بگیرم
باهاش بجنگم
عرض احترام استاد مسیر برتر
تو جدیدا
کتب فرقه رو خوندی؟
روز و شب تمرین کردم
در حرکات بهتر شدم
"آوای بی کلام بهشت"
"شکافنده ابرهای متغیر"
ولی
نتونستم که در یک حرکت موفق شم
"خواست مسیر برتر"
این حرکت
بزرگترین حرکت جادویی ماست
باید همه چیز رو درک کنی
نمیتونی موفق بشی
چون توسط شیطان درونی بلعیده شدی
منو روشن کنین
میدونی که
در قلمروی تهذیبگران یک کتاب ممنوعه هست به اسم
"کتاب مسیر ممنوعه"
همچین کتابی هست؟
این کتاب رو سن لو نوشته
نگران بودم این کتاب
هرج و مرج رو
در قلمروی تهذیبگران ایجاد کنه
بعد شکست سن لو
همه جا رو گشتم تا نابودش کنم
ولی پیداش نکردم
کتاب رو پیدا میکنم
به تالار عدالت برمیگردونمش
وارد شدن به فرقه برای تو استثنا بود
ولی لایق ارباب ارشد شدن نیستی
اگه بتونی ذهن ثابت قدمی داشته باشی
میتونی تهذیب کنی
اگه بخوای برعلیه خواست بهشت بری
هیچ جایی در دنیا نخواهی داشت
چه برسه به اینکه رهبر بشی
استاد به شما مدیون هستم
جرات ندارم به رهبر شدن فکرکنم
همه شیاطین از خودمون سرچشمه میگیرن
همه شیاطین مجازات میشن
فقط خودت میتونی خودت رو نجات بدی
رهبر مسیر برتر
منظورتون چیه؟
سعی کردی کمبود استعدادت رو جبران کنی
ولی برای بهبود تهذیبت
به خانوادت صدمه زدی
حالا که میدونین
میخواین منو بکشین؟
سرنوشت بود که
شاگرد من بشی
بااینکه اشتباه بزرگی کردی
حاضرم بهت یک فرصت بدم
اگه بتونی به خودت بیای
و خودت رو نجات بدی
لازم نیست بمیری
ولی باید از ارباب ارشد بودن
دست بکشی
آدمای دروغگو
حق ندارن قدرت داشته باشن
ممنون بابت راهنمایی شما
...من
درک میکنم
کتاب ممنوعه سالها گم شده بود
ولی الان دست منه
این سرنوشت منه
تو حق نداری تصمیم بگیری
لایق هستم یا نه
تهذیب استاد مسیر برتر بهترین بود
براشون کمین کردن
میترسم که انتظار نداشتن
اون صاحب یک زندان یین جو باشه
ولی یین جو قدرت حمله قوی ای داره
با تهذیبی که داشتن
نمیشد تقلا کنن
آرایش مهروموم کننده اهریمن چی؟
درسته
درسته
همه این سالها
یک زندان مرموز بوده
میتونسته بهش
یک قدرت معنوی
بده
انگار استاد همگان
خیلی وقته این نقشه رو کشیده
کتاب مسیر ممنوعه
جزئیات طلسم های ممنوعه دنیا توشه
بااینکه معمولی هست
ولی جاه طلبه
میخواد موفق بشه
اولین حرکت اون
استفاده از خون اقوام خودش
برای بهتر کردن تهذیب شبود
تا بتونه در مسابقات ممنوعه شانهای ببره
وقتی که عضو فرقه شد
جرم بزرگی کرد
خانوادش رو کشت و قانون رو شکست
خودش میدونست
اگه استاد مسیر برتر بفهمن
نمیذارن رهبر بشه
برای همین
هرکسی مانعش شد
کشته شد
طبق کتاب مسیر ممنوعه
تهذیب یین جو
جمع کردن سه قلب
باعث میشه صعود کنین
به تناسخ کنترل داشته باشین
والدینت رو کشتی
همسرت و شاگردانت رو کشتی
استادت رو کشتی و به دوستانت و اهریمنان صدمه زدی
چه رهبر
محترمی هستی
شائو سانگ
چیزی که ازش متنفرم
هوش توئه
اشتباه من بود که
اینجا نگهت داشتم
استاد خیلی وقته نقشیه کشدین
میدونم آ یان بخشی از نقشه شماست
و تسلیم نمیشین
وقتی در دنیای زیرین همو دیدین
همه چیزو بهش بگو
عجولانه حرف نزنین
برنده هنوز تعیین نشده
میخوای با من رقابت کنی؟
بخاطر خودم
نمیذارم به نان یان صدمه بزنین
بخاطر دنیا
نمیذارم هرج و مرج ایجاد کنین
امروز
این بازی رو تموم میکنم
چطور میتونی شکستم بدی؟
تنهایی میتونم
پس بیا مبارزه کنیم
با یشم
یکاری کردین
فکرکردی که
احمق بودم که
یشم رو بهت بدم؟
اگه منو بکشی
میخوای دنیا فکرکنه
سن لو ناپدید شده
حقه بازین
سوزن سرکوب کننده شیطان؟
نمیشه از این یشم استفاده کنی
چرا؟
این یشم یک طلسم برعکس کننده داره
وقتی فعال بشه
تمام یین جو های داخل بدنت رو
به خودش جذب میکنه
خیلی سختی کشیدین بهم یشم رو بدین
طبیعتا باید
سوزن سرکوب کننده شیطان رو پس بدم
!تو
مراقب رهبر باشین
میخوای استادت رو بکشی؟
شیطان باید کشته بشه
جرات ندارم
آموخته هاتون رو فراموش کنم
دستور کشتن شیطان داده شده
چطور جرات میکنی به رهبر مسیر برتر صدمه بزنی؟
فکرمیکنی مسیر برتر و همه فرقه های دنیا
عقب میشینن؟
اینطوری فکرمیکنین پدر؟
صدمه ندیدی؟
جی یانگ رو سه سال میشناسم
بهتر از هرکسی میشناسم
فکرمیکنین با چند حرف
میتونین تحریکم کنین؟
برادر
اومدم
درمورد یک چیز مهم
باهم صحبت کنیم
ببین
...این مال دایی
مروارید نقره ای پری دریایی ایشونه؟
درسته
دایی درمورد مرگ مادر تحقیق میکردن
میدونستن که
یینگ زه وی و مادر
ارتباط عمیقی دارن
حتما به مسیر برتر اومدن
ازش بازجویی کنن
ولی امروز
وقتی درمورد دایی
از یینگ زه وی پرسیدم
اصرار کردن
ندیدنش
میدونستم مشکوکه
و اینکه اون روز
یک رایحه آشنا
حس کردم که
دنبالم میکنه
طبق انتظار
این رو پیدا کردم
اون مرد پیر یینگ
مشکوک هست
دراینصورت
حتما بحث کشتن پدرم توسط جی یانگ
چیزی نیست که دیدیم
ولی تو دستور دادی
شیطان رو بکشن
همه چیز طبق نقشه پیش میره
وقتی که دایی رو دیدیم
حقیقت رو پیدا میکنیم
باشه
...ممکنه دایی
نه
مروارید نقره ای پری دریایی
هاله جیائو نیانگ رو داره
اگه دایی بمیرن
روح جیائو نیانگ هم
نابود میشه
پس حدس میزنم
دایی در فرقه مسیر برتر باشن
میرم پیداشون کنم
برادر
از مسیر برتر محافظت میشه
اگه سروصدا کنیم
هوشیارشون میکنیم
نگران نباش
بیا یک
نمایش بزرگ درست کنیم
پدرم رو کشته
چرا ازش دفاع میکنی؟
باشه
بیا دیگه در ارتباط نباشیم
چی شده؟
چرا بحث میکنین؟
که چی که ارباب ارشد هستی؟
یک احمق کوری
درست و غلط رو تشخیص نمیدی
برو کنار
میکشمش
تنهام بذار
جی یانگ رو میکشم
بانوی من
...باید
چیزی نیست
قلب نگرانی داره
خوبه عصبانیتش رو خالی کنه
تا وقتی مزاحم رهبر نباشه
هرکاری میکنه
نادیده بگیرین
چشم
جی یانگ
کور بودم که باورت کردم
جی یانگ
...کور بودم
بهم دست نزن
انتقام میخوام
از جی یانگ انتقام میگیرم
میخوام بکشمش
بکشمش
بکشمش
انتقام میخوام
انتقام
دایی
خواهرم رو کشتی
اومدی
برام مهم نیست که
چرا تهذیب شیطانی میکنی
فقط برام سواله
اگه اهریمن قلب جاودان رو نداشتی
نمیتونستی فرار کنی
و زنده بمونی
نان یی
زندگی سختی داشتی
همش بخاطر احساساتت هست
باید از احساسات دوری کنی
هنوزم درک نمیکنی
زندگی سختی داشتم
باید حسابمو صاف کنم
و حداقل مراقب کسی که برام مهمه
باشم
برای همین
شائو سانگ تنها کسی نیست که
قدرت یین جو داره
رهبر هم دارن
درسته؟
...پس اتفاق توی قایق
برادر و من در تاریکی پنهون شدیم
با چشمای خودمون مطمئن شدیم
پس امروز
رهبر ما رو عمدا دور کردن
چون میخواستن همه چیزو گردن ارشد بندازن
نه فقط امروز
از اولش هم
شیطانی شدن شائو سانگ
و کشتن هم فرقه هاش
یک پاپوش بود
شاگردان گوش کنین
مراقب فرقه مسیر برتر باشین
چشم
ارشد جو
حاضرم همراهتون بیام
لی چی
چطور بودی؟
آرایش برقرار کنین
ارشد مو درست میگفتن
تو لی چی هستی
آرایش بگیرین
لی چی
پدرمو پس بده
همه فرقه ها باید
عدالت رو برقرار کنن
و شیطان رو بکشن
ولی الان
مشخص نیست که
کی شیطانه
و کی
درستکار؟
بهم دروغ گفتین
گولم زدین
توی آینه استخوانی
کاری کردین درمورد جی یانگ برای من سوتفاهم بشه
کمکم کردین ارباب ارشد بشم
تا بتونین که
ما رو برعلیه هم کنین
پس
هیچوقت منو پدرت ندونستی
مادرم گفتن
پدری ندارم
آ یان
مادر درست میگفتن
من پدر ندارم
چون از لحظه ای که
هسته درونیشون رو گرفتین
دیگه پدری مثل شما
لازم ندارم
ازم متنفر بود
عاشقتون بود
بهتون احترام میذاشت
خودشو به شما سپرد
ولی بهش دروغ گفتین
بهشون صدمه زدین
باعث شدین که
هرروز درد قلب بکشن
برای صدسال با هر نفس
زجر کشیدن
زندگی بدی داشتن
چرا ازتون متنفر نباشن؟
افکار منو مختل کرد
مانع رسیدن من به قدرت والا بود
پشیمون نیستم که
کشتمش
پشیمونی ای ندارم
تا حالا برای یک لحظه هم
فکرکردین ازش بگذرین؟
معلومه
اگه مغرور نبودم
عاشقش نمیشدم
میخواستم بکشمش
ولی بهم گفت
همسرم میشه
اگه نمیخوایش، پسش میگیرم
آ رائو
ممنون
حالا که نشان عشق رو گرفتی
...تو
مال منی
هنوز رهاش نکردین
نرم شدی
درسته
پشیمونم
بهترین شما یا ارباب دنیای زیرین شدن رو
فراموش کن
دیگه نمیخوامش
میخاوم نان رائو
زندگی کنه
نمیتونی به برترین بودن برسی
چون احساسات جلوت رو گرفتن
باید این سختی رو
رد کنی
یینگ زه وی نیستی
متعلق به خودت نیستی
متعلق به دنیای زیرین هستی
ارباب دنیای زیرین هستی
یینگ زه وی هستم
تو کی هستی؟
یینگ زه وی هستم
کی هستی؟
...من
ارباب دنیای زیرین هستم
با شیطان درونیم قسم خوردم
شمشیر بگیرم
و به جلو پیش برم
مرگ مادرت
به من بستگی نداشت
آ یان
چاره ای نداشتم
نمیتونستم تصمیم بگیرم
وقتی به مادرم صدمه زدین
هوشیار بودین
درسته؟
شیطانی درونی هیچوقت نمیمیره
یا اون زنده میموند
یا من
کافیه
بهونه نیارین
مادر دنبال عشقشون بودن
ولی پاپوش دوختین
گولشون زدین و تهذیبشون رو نابود کردین
دایی هم
شما رو دوست صمیمیش میدونست
وقتی اونو کشتین
بهشون رحمی کردین؟
اگه شیطانی در قلب نداشتین
لازم نبود قسمی بخورین
همسرتون رو کشتین و برخلاف مسیر درست رفتین
نه تنها اهریمن قلب جاودان
رهبر نان رو گرفتین
بلکه قلب شش قلمروی منم گرفتین
الان میخواین دختر خودتون رو بکشین؟
میتونین منکر بشین؟
مادر درست میگن
شما
هیچوقت
نمیخواستین منو رها کنین
میخواستم از زندگیش بگذرم
دنیا رو همراهش ببینم
ولی اون
چیزی که مال من بود داشت
و تو
چرا همه چیز برای توئه؟
مادر منو صدسال پیش
بدنیا آوردن
در اون زمان
صدمه دیده بودن
قلمروی تهذیبگران رو چند دهه ترک کردن
جرات کردن توی شمال بمونن
تا شکارشون نکنین
منو بدنیا آوردن
نیمه دوم زندگیشون
در ظاهر آزاد بود
ولی میخواستن که
منو زنده نگه دارن
و ازم محافظت کنن
ولی امروز
تلاششون
از بین میره
در حق اون و تو
اشتباه کردم
دیگه دیره
راه برگشتی نیست
عاشق کسی بودن
یعنی مردن و زندگی کردن برای اون
ولی مادر رو رها کردین
حتما باید
عشق رو رها کرده باشن
هیچوقت انتقام مرگ ایشون رو
فراموش نمیکنم
ممنون حقیقت رو بهم گفتین
امروز
تا وقتی بتونم انتقام
مادر و دایی رو بگیرم
بدون پشیمونی میمیرم
حتی افراد فرقه شمشیر
و قصر یائو
بازیچه دست من هستن
شما دوتا
میخواین منو بکشین؟
ما هم هستیم
شماها
نمایش خوبی اجرا کردین
توی زندگیم
از آدمایی که مجرم و شرور هستن
متنفر هستم
سعی کردین که بین من و برادر خواهرم
فاصله بندازین
احمق
چطور جرات میکنین
جلوی منو بگیرین؟
هیچکس نمیتونه از سد ممنوعه
مسیر شیطانی رد بشه
هیچکس نمیتونه امروز
از دست من فرار کنه
همه شما باید بمیرین
برادر
بالاخره منو شناختی
برادر
دستور ارباب رو
انجام دادم
نان یی مرده
این مروارید سندش هست
میان
...تو
معذرت میخوام برادر
بااینکه بدنت عوض شده
ولی هنوزم
شیطان قلبی داری
جناب نان یی حق داشتن
نصف قدرتشون رو داخل
این مروارید فرستادن
کمک کنم از شرط شیطان خلاص بشم
منو سرزنش نکن
میان
برادر
ببین
وقتی نافرمانی کنی همین میشه
برادر
بخاطرت زخمی شدم
چون میخواستم
به مسیر درست برگردی
...امیدوارم بتونی
مسیر درست؟
میترسم توی این زندگی
ممکن نباشه
برادر
چیکار میکنی؟
به مسیر درست برمیگردم
اگه واقعا اینو میخوای
میذارم اینبار زندگی خوبی داشته باشی
پشیمون نباش
ببخشید
راستی
دستیارت فو لانگ
توسط ارشد جو و بقیه
گیر افتاده
میترسم نتونه بیاد
مو گوانگ هان
بهش احترام میذارم
یک پسر بازیگوش بودی
که کل روز شعر مینوشتی
الان حرفای گنده میزنی
واقعا فکرمیکنی ارباب اژدها هستی؟
آتش بهشتی؟
دست کم گرفتمت
حساب شده کار کردین
اهریمنان رو برای صدسال
توی آرایش مهروموم کننده اهریمن زندانی کردین
قدرت اهریمنی رو جذب کردین
گذاشتین اونجا بمیرن
امروز
انتقامشون رو میگیرم
فقط یک نفر در دنیا میتونه خدا بشه
هیچکس نمیتونه جلوی منو بگیره
نمیتونی ببریش
قلب استخوانی تهذیب زِن؟
اهریمن قلب جاودان
قلب شش قلمرو
متعلق به تو نیستن
فکرنکن که
میتونی قلب استخوانی تهذیب زن رو بگیری
پس بیا باهم بمیریم
اگه پیروز شدم
بهشت و زمین یکی میشن
اگه شکست بخورم
همه رو با خودم پایین میکشم
توانایی تناسخ رو ازش گرفتم
وقتی سن لو ظاهر بشه
همه چیز نابود میشه
درمورد همه حق داشتم
بجز تو
شکست خوردی
چون درمورد خودت اشتباه کردی
هیچ قوی ترینی در دنیا نیست
اگه میخوای نجاتش بدی
تنها راه
جمع کردن پنج زندان
و یکی کردن قدرت یین جو هست
تا کتابچه راهنمای هفت گناه رو نابود کنی
اینطوری میتونی نجاتش بدی
هدف بزرگم رو
به تو میسپرم
جی یانگ
رودخونه دریای زیرین طغیان میکنه
پایتخت فنگ دوباره ظاهر میشه
جی یانگ
منم
جی یانگ
خوب ببین
من نان یان هستم
آروم باش
میخوای جلوی منو بگیری؟
منم، نان یان
جی یانگ
واقعا میخوای من و بقیه رو
بکشی؟
چرا که نه
وقتی دو دریا در دنیای زیرین یکی بشه
همه
جاودانه میشن
اینکارو نمیکنی
اینکارو نمیکن
چرا؟
میتونی منو بکشی؟
نمیکشمت
شیطان درونت رو بیرون نمیکشم
اینبار
هیچکار نمیکنم
هیچ جا نمیرم
همینجا کنارت میمونم
باشه؟
♫این روز رو میگذرونم♫
♫شب رو میگذرونم♫
♫قبل اینکه بیدار بشم♫
♫سرنوشت زندگی قبلی رو دنبال میکنم♫
♫در زمان سفر میکنم♫
♫تا بتونم♫
♫زیبایی عشق رو ببینم♫
♫که تبدیل به پروانه میشه♫
♫روی انگشتت میشینه♫
♫به ستاره دنباله دار آرزو کن♫
نان یان
♫امیدوارم زندگی به خوبی اولین دیدارمون باشه♫
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.