Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت سی و دو)
استراحت کن
بریم
بیا داخل
گاز نمیگیرم
ببخشید
گستاخی کردم
قبلا دیدمت
حتما اشتباه گرفتین
در تالار مسیر برتر، ناگهان خواب تو
هان هان
و منگ احمق رو دیدم
میشناسیشون؟
رهبر منگ، هوشیاری رهبر نان رو
از آینه استخوانی فرا خوندن
برای ایشون
یک رویا بوده
نمیشناسمشون
پس یک رویا بود
حالا که اینجایی، دوست شیطانی من
چطوره که با من
مبارزه کنی؟
انگار اهریمن قلب جاودان
به سطح پنجم رسیده
اگه بخاطر این اینجایی
بهتره فراموشش کنی
نمیخواستم اوضاع رو برای شما سخت کنم
از صدسال آینده اومدم
تغییرات قلمروی تهذیبگران رو میدونم
اهریمن قلب جاودان رو از دست میدین
محتاط باشین
توی سن کم
زیادی چرت پرت میگین
خسته شدم
هان هان در روز
بارها غر میزنه
..من
نامزد کردی؟
جذاب هستی
بااستعدادی
چطوره که
دخترم رو
بهت بسپرم؟
نظرت چیه؟
رهبر
از کجا میدونین
در آینده دختر دارین؟
امروز ننوشیدین
...ممکنه
یک رابطه با سرنوشت بد به سختی میشکنه
باید راهی پیدا کنی زنده بمونی
این سرنوشت توئه
البته
اونم بخشی ازش هست
ارشد
لطفا مهر عشق رو بردارین
یک رابطه شاد شکنندست ولی یک رابطه سخت به سختی میشکنه
باید در زمان سختی، زنده بمونی
از الان به بعد
تنها هستی
راستی
حالا که قسم مرگ و زندگی هست
نمیتونی برعلیه اش بری
پس
صدسال پیش منو دیدین
و سرنوشت من و آ یان رو پیشگویی کردین
انگار همدیگه رو دیدین
تا کجا پیش رفتین؟
دید وسیعی دارین
ولی
...برای این سوال
فراموشش کن
نمیخوام که
دخالت کنم
از الان به بعد
باید به خودتون تکیه کنین
رهبر نان
بدون اون پیرمرد
با شادی بنوشید
زه وی سال بعد رهبر میشه
بزودی پایتخت اژدها رو به ارث میبرین
و حاکم میشین
چطور میتونین
اینطوری رفتار کنین؟
گوش کنین
امروز میخوام مست کنم
اینقدر
تظاهر نکن
یینگ زه وی نوشیده
چرا بحث میکنی؟
بنوش
زودباش
پرش کن
پرش کن
چشم
رهبر به تخت میشینن؟
ارباب منگ دنبال کسی رفتن
چرا هنوز برنگشتن؟
اون؟
باید بدونی که
نان رائو چطور آدمی هست
با هرکسی مخالف باشه مبارزه میکنه
اون احمق حریفش نمیشه
بهش گفتم
مزاحم نان رائو نشه
خودمون مینوشیم
ولی گوش نکرد
خواهرم از این اتفاقات ها خوشش نمیاد
اگه مبارزه ای باشه
ساختگی هست
بهتره بریم نگاه کنیم
این چطوره؟
این شاگرد میره
میتونیم باهم
درمورد قوانین مسیر برتر صحبت کنیم
برو
چشم
آ رائو
لازم نیست در رو باز کنی
فقط یک چیز میپرسم
یینگ زه وی رو دوست داری؟
گفتن قبول کردی
نامزد مسیر برتر بشی
باورم نمیشه
آ رائو
یک شمشیرزن
تاابد
یک شمشیر همراهش هست
به تو میدمش
همسرم میشی؟
استاد
ارباب اژدها گفتن بیام دنبالتون
تا برین نوشیدنی بنوشین
چرا
ناراحتی؟
کی هستی؟
سالهاست اینجا زندگی میکنم
ولی ندیده بودمت
نمیدونین
کی هستم؟
...من
...تو
پس
از نزدیک نگاه کنین
...من
...تو
مادر
مادر
مادر
اینجا منطقه ممنوعه اس
غریبه ها حق ورود ندارن
منطقه ممنوعه؟
اینجا کنار رودخونه روح هست
رهبر دستور دادن
هیچکس وارد نشه
نمیدونی؟
من جدید هستم
گم شدم
از کدوم تالار هستی؟
هنوز تعیین نشده
میشه بپرسم شما از کدام تالار هستین؟
میشه که
با شما تهذیب کنم؟
تعارف نکن
سخت تمرین کن
مسابقات ممنوعه شانهای نزدیک هست
شاید فرصتی داشته باشی
ممنون ارشد
ولی
چرا اینجا مهروموم شده؟
همش بخاطر اینه که
رهبر نان کاکتوسهای ارکیدهای رو میخوان
بهتره وارد نشی
اطراف نچرخ
ممکنه در دردسر بیوفتی
مادر
گریه نکن
گریه نکن
کی مادرته؟
مادر
ببینید
دایی اینو بهم داد
آ یان هستی؟
مادر چطور میدونین؟
آ یان
وقتی که در شکم من بودی
من برای تو
اسم انتخاب کردم
انتظار نداشتم
آ یان من
اینقدر زیبا باشه
میدونم که
از صدسال آینده میای
درسته؟
مادر
اونو دیدین؟
عشق توئه؟
چرا اخم کردی؟
برات قلدری میکنه؟
عاشق یکی دیگه شده؟
پس حتما تسخیر شده
میخوای کمکت کنم؟
بدردبخورم
بهم بگین
اگه کسی که نزدیکمه
تسخیر بشه
و نتونه برگرده
چیکار باید بکنم؟
ببوسش
...اگه
جواب نداد چی؟
محکم تر ببوس
کسایی که تسخیر میشن
بدون فکر میکشن
زندگی تو مهمتره
باید بکشیش تا صداقتش رو نشون بده
لبخند میزنی
درستش همینه
لبخند تو
به زیبایی منه
بیا
مادر
با استفاده از
آینه استخوانی
پیداتون کردم
کم و بیش حدس زدم
میگن این آینه
میتونه گذشته و حال رو نشون بده
فرد مقدر شده به گذشته میره
و میتونه که
نقشی ایفا کنه
اینبار به دیدن من اومدی
ولی صدسال دیگه
...من
مردم؟
ناراحت نباش
همه میمیرن
و اینکه
صدسال زندگی کردم
کافیه
ولی مادر
شما به قتل رسیدین
یکی سعی کرد بهتون صدمه بزنه
یکی
اهریمن قلب جاودان رو گرفته؟
کی گرفته؟
آ یان
به هیچکس درمورد
این اهریمن قلب جاوادن نگفتم
اهریمن قلب جاودان
چیزی هست که
کشته نمیشه
همه در قلمروی تهذیبگران دنبال جاودانگی هستن
اهریمن قلب جاودان
میتونه زمان مرگ رو به تعویق بندازه
اگه یکی
درموردش بفهمه
میترسم که
مبارزه خونینی رخ بده
الان
نمیدونم کیه
مادر
میخوام در امان باشید
میخوام به شهر ماه برگردیم
مثل گذشته
در آرامش زندگی کنیم
باشه؟
رهبر نان
چرا شما
دعوتم کردین؟
استاد
میدونم که
تهذیب میکنین تا یک ارباب والامقام بشین
حتما میدونین
که من
اهریمن قلب جاودان دارم
چندروز پیش
با هان هان بیرون بودم
یک آینه اونجا دیدم
نشون داد که
زندگی کوتاهی دارم
همه در دنیا
زندگی محدودی دارن
فقط تونستی تصادفا
زمان مرگت رو ببینی
حتی اگه بدونی
عوض نمیشه
اگه
بخوام عوضش کنم چی؟
زندگی و مرگت
روی تهذیبگران اثر میذاره
برخلاف خواست بهشت بری
ممکنه جواب معکوس بده
کسایی که سعی میکنن مرگ و زندگی رو عوض کنن
شکست میخورن
آ یان
توی زندگیم
دردسرهای زیادی درست کردم
آدمای زیادی رو کشتم
هیچوقت نترسیدم
ولی حالا که تو رو دارم
امیدوارم که
کارمای گذشته من
سرنوشتت رو خراب نکنه
آینه استخوانی
جایی نیست که بمونی
وقتی برگشتی
یادت باشه گذشته رو رها کنی
باید از بحث های قلمروی تهذیبگران دور بمونی
مادر
برو زندگی عادی داشته باش
آ یان
راستش
از قبل میدونستم
نگران نباش
حتی اگه سرنوشت باشه
من کسی نیستم که
بقیه گولم بزنن
مادر
مادر
چرا اینجایی؟
شایعات زیادی در قلمروی تهذیبگران هست که
با ارباب اژدها میگردی
این شایعات
حتما توسط مو گوانگ هان
پخش شدن
شنیدم که
لباس عروسیت درست شده
گفت فقط همسر من میشه
یک پر ققنوس برداشتم
گفتم یک لباس درست کنه
وقتی بینایی اون ضعیف شد
شک دارم بهم علاقه ای داشته باشی
نگران نیستی که رنجوندن ارباب اژدهای آینده
باب مجلس بشه؟
حسودی میکنی؟
اینطوری نیست
اگه قبول کنی
این رو
بهت میدمش
...این
یشم هفت ستاره نه کهکشان
ارزشمنده
چطوری پیداش کردی؟
به دریای نان سانگ رفتم
از اعماقش پیداش کردم
از یک هنرمند در پایتخت اژدها
خواستم در عرض چهل و نه روز
با استفاده از انرژی زمین آتشی درست کنه
و شب و روز روش کار کنه
اینقدر سخت بود که موهام نزدیک بود سفید بشه
ببین
ببین
خوب ببین
میخندی
وقتی میخندی خوشگل میشی
چرا همیشه پوکر هستی؟
خیلی سخت کار کردی
اینو بهم بدی؟
نشان عشق در قلمروی فانی خیلی محبوبه
میگن با این نشان
قلب عوض نمیشه
بااینکه یکم عجیب هست
ولی با تمام قلبم اینکارو میکنم
نمیخوایش؟
پس مال خودم
آ رائو
ممنون
حالا که نشان عشق رو گرفتی
...تو
مال منی
...من
نمیخوام گستاخ باشم
رهبر
خوب فکرکنین
نگران نباش
خیلی وقته
بهش فکرمیکنم
در این لحظه
باید روشنفکر باشی
چرا جدیدا همش میخوابی؟
گل رویای شیرین رو خوردم
مزاحم خواب شیرین من شدی
گل رویای شیرین؟
خاطرات گذشته رو مرور میکردی؟
آ رائو
میدونم که
نامزدی رو قبول نکردی
چون نمیخوای قانون محدودت کنه
ولی نمیخوام عقب بکشم
میخوام همسرت بشم
توی این سن کم
یک همسر میخوای
نمیخوای به بهشت صعود کنی؟
برای یک مرد جاه طلب
زن مثل یک مانع هست
زنی که عاشقشی
میتونه مانع صعود تو به بهشت بشه
مسیر برتر بی احساس هست
...ولی
من نیستم
آ رائو
قبول میکنی یا نه؟
تا وقتی که
با من و فرزندم خوب باشی
قبول میکنم
رهبر اینجایین
روحت شاد دوست من
کی در آینه استخوانی هست؟
شورشی شائو سانگ
و همینطور
نمیدونم
دو مروارید معنوی داره
ازت نپرسیدم
ارباب ارشد سابق
به داخل آینه استخوانی رفتن
حالا که فرقه مسیر برتر مشکل درست کرده
بذارین برای همیشه
حلش کنم
چی شده؟
این دختر رو نمیخوای؟
دختر؟
قبیله چونگ مینگ
فقط دختردار میشن
پسری بدنیا نمیارن
میخوای بگی قراره دختر داشته باشیم؟
آ رائو
یچیزی هست که
ازت پنهون کردم
...من
اهریمن قلب جاودان رو تهذیب کردم
این اهریمن قلب جاودان
...اون
جاودانه هست
گنیجنه اس
در عین حال یک فاجعه اس
قبلا نمیترسیدم
ولی الان
آ یان رو دارم
میترسم که
یکی این اهریمن قلب جاودان رو بگیره
بهش صدمه بزنه
چطور میدونی که
از دستش میدی؟
آ یان رو دیدم
اون هم
به آینه استخوانی اومد؟
تو اون نیستی
تو یینگ زه وی صدسال بعدی
...من
صاعقه پوسیدگی؟
این نفرین نابود کننده قلب هست
...این
نفرین خون و استخوان
خیلی ظالمانست
کسایی که عاشق باشن یا متنفر
میتونن اینکارو کنن
با این نفرین
وقتی احساسات رو داشته باشی
صاعقه رخ میده
گوشت و استخون از بین میره
...این نفرین رو
من گذاشتم
درسته؟
با من چیکار کردی؟
چرا اینکارو باهات کردم؟
تو اهریمن قلب جاودان رو دزدیدی
استاد
انگار که
وارث کوهستان غم و دریای تهذیب هستی
برو
تغییر چرخ زندگی
نوعی سرنوشت هست
ممنون استاد
منو میکشی؟
آ رائو
عاشقت هستم
بهتر از هرکسی میدونی
انگار که
از زندگی من میگذری
انتظار نداشتم
سرنوشتی که میخوام عوض کنم
بین ما باشه
خوبه
خیلی خوبه
همینطور که استاد گفتن
تو شاگردی هستی که
کمیاب هستی
آ رائو
قلب شش قلمرو
قلب امپراطور سرخ
قلب استخوانی زن
با این سه قلب
میتونم به بهشت صعود کنم
میتونم همه موانع دنیا رو بشکنم
ولی شانسش کمه
آ رائو
لطفا راهنماییم کن
باید تنهایی صعود کنم
...یا
یینگ زه وی
اگه اهریمن قلب جاودان رو بگیری
با تمام توانایی ای که دارم
با خدای مرگ و زندگی عهدی میبندم
توی این زندگی
هرکسی دوست داری
بخاطر نفرین نابود کننده قلب زجر میکشه
و این ابدی هست
بالاخره فهمیدم
حتی اگه چرخ سرنوشت عوض بشه
منو نمیبخشی
خائن
تو کسی بودی که رهبر نان روکشت
رهبر نان
مادر
مادر
مادر
مادر
(زندان استخوان)
شائو سانگ
هنوز توبه نکردی؟
اشتباه من
اینه که انتظار نداشتم
تو کسی باشی که سعی کنه
قلمروی تهذیبگران رو عوض کنه
من بهترین استاد در دنیا هستم
یک استاد برخلاف مسیر درست پیش نمیره
جاودانگان و شیاطین باهم باهات میجنگن
اهریمن قلب جاودان
نمیمیره
تو بودی که
اهریمن قلب جاودان رهبر نان رو گرفتی
برای همین نمیمیری
فکرکردی که
میتونی با وارد شدن به آینه استخوانی
همه چیز رو عوض کنی؟
هدر دادن وقت بود
هیچکس نمیتونه
گذشته رو عوض کنه
نه شما دوتا احمق
نه اون منگ پیر که
اصرار داشت
فکرمیکرد میتونه نان رائو رو برگردونده
استاد شمشیر رو گول زدی؟
خیلی مشتاق بود
میخواست قلب نان رائو رو بدست بیاره
بعد مرگ نان رائو
بیشتر شیفته شد
میخواین طلسم تناسخ استفاده کنم؟
این طلسم ممنوعه اس
قبل از صعود استاد شنیدم که
طلسم رو بهت یاد دادن
مرگ همسرتون
بحث فرقه مسیر برتر هست
و فرقه شمشیر حق دخالت نداره
ولی این قضیه
بین من و آ رائو هست
نمیتونم قبول کنم
اون اینطوری
بمیره
لطفا کمکم کنین
من طلسم تناسخ رو
یاد گرفتم
نان رائو از قبیله چونگ مینگ هست
گیره سر ققنوس خونین گنجینه اوناست
اگه با گیره سر بازش کنی
شانسی هست که
با استفاده از اینه استخوانی
نان رائو رو برگردوند
میتونه کریستال معنوی رو تهذیب کنه
و به زندگی برگرده
ولی وقتی که
نان رائو به دره رفت
تا مهروموم رو قوی کنه
گم شد
گیره سر ققنوس خونین
معلوم نیست کجاست
سعی میکنم
پیداش کنم
...ولی
اگه از طلسم ممنوعه استفاده کنی
و قانون فرقه رو بشکنی
ممکنه به قلمروی تهذیبگران صدمه بزنی
وقتی طلسم ممنوعه اجرا بشه
راه برگشتی نیست
به این شمشیر قسم میخورم
بذارین که
طلسم ممنوعه رو اجرا کنم
خوب فکرکردی؟
از اول میدونستی که
غیرممکنه
رهبر نان برگردن
چرا دروغ گفتی؟
استفاده از آدم صادق
همیشه راحتتره
دقیقا چی میخوای؟
قلب شش قلمرو نه؟
سالها بهم گفتی که
باید قلب شش قلمرو رو تهذیب کنم
تا بتونی بدستش بیاری
در آسمان مسیر برتر
ارباب ارشد مسئول خورشید و ماه هست
تبدیل شدن به اون
فقط یک شروعه
وقتی به روشنگری برسی
و قلب شش قلمرو رو تهذیب کنی
به عنوان استادت
پشیمونی ای ندارم
شائو سانگ
چرا اینکارو کردی؟
توضیح بده
...من
استاد
این کار من نیست
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.