All language subtitles for Loves.Rebellion.You.2024.S01E30

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

(شورش عشق)

(قسمت سی ام)

امروز

یک درخواست دارم

چی میگی؟

درخواست چی میگه؟

هرچیزی مربوط به توئه، به منم هست

بهم بگو

میخوام که

نشان یشم بگیرم

میخوام در مسابقات شرکت کنم

مسابقات ممنوعه شانهای؟

مگه نمیخواستی شرکت نکنی؟

چرا نظرت عوض شد؟

میدونی که

در زمین مسابقات ممنوعه شانهای

یک آینه استخوانی هست؟

میدونم

گنجینه معنوی کوهستان ده ادراک هست

میگن که گذشته رو آشکار میکنه

دنبال همین هستی؟

دیشب پیش استاد شمشیر رفتم

الان

اگه بخوام حقیقت رو بدونم

فقط میتونم

توی مسابقه شرکت کنم

حقیقت؟

دنبال یک دشمن هستم

اون مادرمو کشته

...و

واقعا میخوای شرکت کنی؟

این مسابقه به شدت خطرناکه

شنیدم که

هرسال هر فرقه

شرکت کننده ها رو از دست میده

پس ترسیدی

کی ترسیده؟

نمیخوام ارباب ارشد بشم

میتونم توی اینمدت

یک کتاب شعر جدید بنویسم

برادر

اگه بخوام حقیقت رو پیدا کنم

مهم نیست چی میشه

باید توی مسابقه شرکت کنم

باشه

حالا که شرکت میکنی

به عنوان برادرت

نمیتونم کنار بکشم

همراهیت میکنم

...ولی

فقط یک نشان یشم

با خودم دارم

میتونم بهت بدمش

ولی نگهبان های

دربار اژدها

باهاش گول نمیخورن

راه دیگه ای نیست؟

مشکل اینجاست که

نمیشه با پول خریدش

یک فکری دارم

برادر

به عنوان ارباب اژدهای جوان

حتی نمیتونی یک نشان یشم بگیری

به کی توهین میکنی؟

چرا خودت یکی نمیگیری؟

گفتنش راحته

(رستوران زوی شیائو) اینجا جایی هست که

نشان یشم رو پخش میکنن

نقشه تو چیه؟

بذار حدس بزنم

میخوای تظاهر کنی نشان رو گم کردی

یا میخوای از دستشون بدزدی؟

شاگرد قصر یائو

هیچوقت حقه کثیف نمیزنه

باشه

بذار ببینم

چه نقشه خوبی داری

بفرمایید

تهذیبگر عزیز

لطفا یک نشان یشم دیگه بهم بدین

از کدوم فرقه هستین؟

قصر یائو

نشان های قصر یائو همه برده شدن

یکی خودتون رو گم کردین؟

نه

...پس چرا

فقط یکی دیگه لازم دارم

ازشون درخواست میکنه؟

نشان یشمتون رو

نشون بدین

پس سعی کردین منو گول بزنین

برین

هرکسی یک نشان یشم

اگه گم کردین مشکل خودتونه

لطفا بهم

دو نشان دیگه بدین

بعدی

(رستوران زوی شیائو)

یکی برای من یکی برای جی یانگ

تمومه

(نشان)

الکی برگشتی

چی گفتی؟

ارباب اژدها جوان هم

نمیتونه یک نشان یشم بگیره

تو برو

باشه

بذار انجامش بدم

پیشخدمت

گوش کن

...کمکم کن

بیا

بیا چای جدید

پایتخت اژدها رو بچش

این بهترین چای امسال هست

بچشیدش

میخواین چیکار کنین ارباب جوان؟

صبرکن

چای خوبی هست

...شکمم

نمیشه

چی شده؟

باید برم دستشویی

منم

منم

صبرکن

منتظر چی هستی؟

بریم، اونجا نشین

ارباب اژدها

وقتشه

لحظه ای که همه وارد زمین مسابقات ممنوعه شانهای بشین

در دریای نه سختی با وسعت صدهزار مایل

جدا میشین

هاله معنوی شما

بخاطر انرژی قلمروی مسابقه

ناپدید میشه

کسی که بتونه

از دریای نه سختی بگذره

و بعد از اون از کوهستان ده ادراک

ارباب ارشد میشه

استاد شمشیر

کمک کنید تا مهروموم شانهای رو

باز کنم

بگیرین

نان یان

بیا

جی یانگ

این بیابون

خیلی سرده

هفتاد درصد انرژی معنوی من

برای از بین بردن سرما رفت

توی این لحظه

نمیتونم بیشتر از دوازده ساعت دووم بیارم

لی میان و من جدا شدیم

نمیدونم کجاست

چرا اینجایی؟

بیا اینجا

از دریای نه سختی میبرمت

آ یان

ببخشید

ازم عصبانی نباش

خودشه

شائو سانگ

یین کجایی؟

ارباب بزرگوار، نمیدونستم اینجایین

ببخشید خوشامد نگفتم

حقمه بمیرم

درست نیست

چرا دوباره اینجایین؟

روح زمین

محافظ قلمروی مخفی شانهای هستی

با استفاده از انرژی اینجا زندگی میکنی

چه حقه ای سوار میکنی

تا با تقلید صدا

مردم رو بکشی؟

بذارین توضیح بدم

...این

تهذیبگران زیادی اینجاست

فقط بعضی از اونها

میتونن به تالار اصلی شانهای برسن

..چیزه

ارواح زیادی اینجاست

نتونستم جلوی خودمو بگیرم

پس سعی کردی منو ببلعی؟

اولین باره توهین میکنم

...خب

کی فکر میکردم بدشانس باشم

شما رو ببینم؟

ارباب بزرگوار

بخاطر اینکه

کمک کردم دفعه پیش

دریای نه سختی رو رد کنین

منو ببخشید

یکی رو برای من پیدا کن

کی؟

فردی از نسل چونگ مینگ

پرنده چونگ مینگ ارباب ارشد اهریمنان هست

ایشون هم در مسابقه هستن؟

پیداش کن

و اونو اربابت در نظر بگیر

در امان نگهش دار

میخواین ببینیدش؟

میتونم مسیر رو نشون بدم

اگه میخواستم ببینمش

چرا دنبال تو میومدم؟

درسته

ارباب بزرگوار

یک روباه در شمال

توسط کرم ابریشم داره دنبال میشه

خیلی خسته کننده بود برای همین نبلعیدمش

شبا اینجا سرد میشه

چطوره شما بگیریدش

و برای خانمتون یک شال خز درست کنین

تا از سرما در امان باشه؟

نشون میده چقدر بافکر هستین

برو

سعی داری با این توهم کوچیک گولم بزنی؟

خودت رو دست بالا گرفتی

این روح

با صدا گول میزنه

لحظه ای که قلبت بلرزه

فرصتی داره که

روحت رو ببلعه

این صدای تو بود؟

صدای کسی رو شنیدی که

بیشتر از همه میخوای بشنوی

بانوی جوان

اون ارباب اهریمنی هست

ارباب بزرگوار منو فرستادن اینجا

کی هستی؟

روح زمین هستم

...اینجا

یجورایی محافظ اینجا هستم

بعد از بین رفتن سد

ارباب بزرگوار دستور دادن

بهتون خدمت کنم

دوباره اون؟

واقعا از نسل چونگ مینگ هست؟

چطور ممکنه نباشه؟

چطوره خونتون رو نشون بدین

و بذارین کل دریای نه سختی

هاله شما رو حس کنن

اینطوری بهتون صدمه نمیزنن

ما اهریمن هستیم

اهریمن نباید به اهریمن صدمه بزنه

اگه دنبالم کنی

امروز میکشمت

قدرت معنویت استفاده نکن

اگه تکون نخوری

بهت صدمه نمیزنه

میدونی چیه؟

ترسناکه،هرکسی ازش فرار میکنه

بریم

صبرکن

باید مروارید معنوی رو بگیرم

ارباب بزرگوار شانهای هستی

میتونی با یک قدم

به تالار اصلی برسی

چرا لازمه که

مروارید معنوی رو بگیری؟

برای آ یان

میخوای مروارید معنوی رو بهش بدی

و ارباب ارشد بشه؟

بااینکه نمیدونم

چرا وارد مسابقه شده

ارباب ارشد

ارباب بزرگوار شانهای هست

همینطور ارباب بزرگوار آینده قلمروی تهذیبگران

اگه بتونه ارباب ارشد بشه

حتی وقتی کنارش نباشم

و مراقبش نباشم

کسی بهش صدمه نمیزنه

انگار مسابقات ممنوعه شانهای امسال

قراره یک ارباب ارشد زن داشته باشه

مخفیانه وارد مسابقه شدم

باور دارم که

قلمروی تهذیبگران متوجه شدن

باید سریعا برای آ یان کاری بکنیم

بیا

خون چونگ مینگ رو دارین

میتونین با قدرت معنوی اینجا

ارتباط برقرار کنین

شما رو یکی از خودمون میدونیم

و در این مکان

یک مکان برای شما درست میکنیم

تا اینجا بمونین

و به خط خونیتون ادامه بدین

به چی؟

خط خونی

شما تنها پرنده چونگ مینگ

در این دنیا هستین

تا وقتی بخواین

میتونین یک انسان رو انتخاب کنین

تا خط خونی خودتون رو ادامه بدین

درسته

بانوی جوان میتونین

با ارباب بزرگوار اینجا بمونین

بچه های زیادی بدنیا بیارین

تازه وارد هستم

اینجا رو نمیشناسم

میشه راهنماییم کنین؟

دریای نه سختی

چهار بخش داره

که در چهار مسیر هست

جمعا چهار مروارید معنوی هست

اگه بخواین به کوهستان ده ادراک برین

باید حداقل نصف قدرت معنوی

این مکان رو بگیرین

میخوام وارد تالار اصلی شانهای بشم

من ارباب بخش شرقی هستم

میتونم که

مروارید روح رو بدم

به عنوان هدیه خوشامدگویی بگیرینش

ممنون

حالا که از یک قبیله هستیم

لازم نیست تشکر کنین

درمورد سه بخش دیگه

ارباب بخش شمالی

کرم ابریشم خیلی ظالم هستن

همین الان

از سمت شمال

بوی خون حس کردم

یکی حتما

غذای ایشون شده

شمال

خیلی سرده

جنوب گرمتره

روح زمین بهتون مسیر رو نشان میده

نگران نباشید

و اینکه

میتونین قدرت معنوی شانهای رو

جذب کنین

حتی بدون مروارید معنوی

میتونین به کوهستان ده ادراک برسین

لازم نیست خطر کنین

بانوی جوان بیاین

بریم

اون ارباب ارشد سابق هست

زمین مسابقات

برای اون هیچی نیست

هرکار بخواد میتونه بکنه

شیاطین تشنه خون هستن

شاگردان داخل

در خطر هستن

الان

پسرم، عروسم

و دخترخونده ام داخل هستن

اگه اتفاقی بیوفته

پایتخت اژدها

وارثش رو از دست میده

راه حلی دارین؟

یو چوان، یو چوئه

بله

بله

به تالار گنجینه برین

عصای تیان گانگ رو بیارین

چشم

امروز من

آینه آب رو میشکنم

میخواین به زور مسابقات رو تموم کنین؟

وقتی آینه بشکنه

سد از بین میره

آینه استخونی ممکنه

تاابد گم بشه

مسئله مهمی برای قلمروی تهذیبگران هست

درست نیست که

تنهایی تصمیم بگیریم

چرا؟

فکرمیکنین من تنها میخوام

برای خانواده خودم اینکارو کنم؟

حتما میدونین امروز

صدها شاگرد

از فرقه های بزرگ و کوچک

در قلمروی تهذیبگران

داخل هستن

از جمله فرقه شما

برین

چشم

این الهه درخت هزارساله

ارباب جنوب هست

یک شراب معنوی خوردم

منو دهه ها کتک زدن

اگه منو ببینن

تو دردسر میوفتم

میتونین برین

وقتی مروارید معنوی رو گرفتین

برمیگردم

به راحتی زنجیر رو شکوند

انگار که هاله معنوی بیشتری

از تو جذب کرده

مسابقات ممنوعه شانهای

نمیذاره تهذیبگران همو بکشن

این قانون رو

مسیر برتر گذاشته

ارشد جو

فراموش کردین؟

چطور کسی که شیطان شده

میتونه با من درمورد

قوانین مسیر برتر صحبت کنه؟

اینجا

جایی برای تو نیست

نان یان

برو مروارید معنوی رو بگیر

جلوش رو میگیرم

همینجا بمون

تا وقتی که

مروارید معنوی رو بهم بدی

تو رو یک زن حساب میکنم

میذارم بری

بانوی جوان

برادرتون مردن

باورکنین یا نه

با یک انگشت شما رو میکشم

ارشد جو

آروم باشین

رهبر دستور دادن

توی مسابقات همراهیتون کنم

اگه امروز مروارید معنوی رو بزور میخواین

کاری نیست که بتونین انجام بدین

میدونی

با کی حرف میزنی؟

چطور جرات میکنی

در قلمروی تهذیبگران، فقط به بزرگان احترام میذارن

اگه قانع نشدین

میتونیم مسابقه بدیم

اگه باختم

مروارید معنوی مال شماست

چقدر خوب

توی زندگیم

اولین باره بحث داخلی مسیر برتر رو میبینم

برای همین ارباب ارشد سابق شیطانی شدن

اولین فرقه در دنیا

دیگه شکوه سابق نداره

نه زنی میکشم نه اهریمنی رو

اهریمن زن

زودباش برو

با ظاهر نیان نیان

گولم نزن

الان توی توهم

صدای منو شنیدی؟

بله

اگه با صدای نیان

گولم نزده بودی

اینطوری نمیشدم

اگه بقیه بفهمن

مضحکه خنده میشم

پس من توی قلبتم

چی میگی؟

اهریمن زن

تو منو دوست داری؟

منظورت چیه؟

هنوز نفهمیدی

من واقعی ام؟

بگو

واقعا میتونن

مسابقه رو ببرن؟

ارباب اژدهای جوان

توی فرقه ماه اینطوری بودن

اصلا عوض نشدن

این یجوری

خوش شانسی نیست؟

ارباب جوان مو

توی کل چهار بخش قلمرو

سه مروارید معنوی گرفته شده

الان فقط در بخش جنوبی

یکی هست

..بجای اینکه ول میچرخین

نه

هر سه تا واقعی هستین؟

انگار قصر یائو میخوان

دشمن مسیر برتر بشن

حالا که میخواین همکاری کنین

برین سر اصل مطلب

رک میگم

میتونم کمک کنم

جلوی اونا رو بگیرین

میتونین مروارید معنوی رو بدست بیارین

هاله معنوی اونو تقسیم میکنیم

سی شما هفتاد من

دارین خواهرم رو مجبور میکنین

بخاطر سی درصد با درخت بجنگه؟

یک مرد هستین

چرا خسیس هستین؟

چرا نمیفهمی؟

دارم ازش محافظت میکنم

کی از یک مرد خسیس مثل تو

محافظت میخواد؟

خواهرم

خدای دست خونین هست

چیکار کنیم؟

همگی

بنظرم

طبق قدرتمون تقسیم کنیم

باهم با درخت هزارساله میجنگیم

هرکسی بسته به تلاشش میگیره

به مروارید معنوی

نیازی ندارم

پس منم نمیخوامش

واستا

اینجا پایتخت اژدها نیست

میتونی بری ولی اون باید بمونه

و اینکه

خیلی به مروارید معنوی

اهمیتی نمیدم

هرکسی کمک کنه

این زن شیطانی رو بکشم

میتونه که

هاله معنوی شانهای من رو

داشته باشه

چرته

ارشد

چطور میتونین

مسائل شخصی رو اولویت قرار بدی؟

ارشد

شما هم

میخواین که

ارباب ارشد بشین

برای همین نمیخواین

انتقام پدرمو بگیرین؟

تو حاضری از مروارید بگذری

ممکنه که

قوی ترین مروارید رو

از شمال داشته باشی؟

دو مروارید داره

چرا با درخت بجنگه؟

میتونیم یکی رو بگیریم

منظورت چیه؟

دخالت نکن

چی میگی؟

خوبه که اینجایی

بذار بهت بگم

این آدما

نان یان رو گول زدن

بیا همکاری کنیم

شکستشون بدیم

چطور میتونی بعد این همه وقت

اینقدر عجول باشی

روباه کوچولو

دوباره دور هم جمع شدیم

تویی

همگی

سن لو جلوی ماست

مرد درستکار

باید تاج و تخت رو کنار بذاره

شیطان رو بکشه

نیان نیان

نیان نیان

من همیشه

طرف اون میمونم

یکی به زور

سعی کرده وارد زمین مسابقه بشه

نمیتونیم تحمل کنیم

باید بریم

هنوز آینه استخوانی رو نگرفتیم

نمیشه اینجا متوقف بشیم

سن لو هست

با هاله شیطانی سد رو حفظ میکنه

با این فرصت میکشمش

جی یانگ

جی یانگ

ببریدش، جلوشون رو میگیرم

سد شانهای بهش حمله کرده

ممکنه لازم باشه

بهش قدرت معنوی شانهای رو بدم؟

وارد مسابقه شدم

تا با آینه استخوانی

حقیقت مرگ مادرم رو پیدا کنم

ربطی به تو نداره

لازم نیست

کاری برای من بکنی

نمیتونم بلند شم

چی شده؟

حالت خوبه؟

ازم عصبانی هستی

حالم خوب نیست

بنظرم که خوب شدی

بلند شو

راستش

فقط برای محافظت از تو

به اینجا نیومدم

یک زندان در اینجا رو باید بگیرم

زندان استخوانی

رقیب من مخفی هست

نمیدونم شاید حقه ای سوار کنه

میترسم که

اگه دیر برسم فرصتی نباشه

میدونم

اگه ازت بپرسم

چرا میخوای زندان رو بگیری

مطمئنم بهم نمیگی

فراموشش کن

حداقل اینبار

نقشه ات رو

پنهون نکردی

راز نگهش دار

...همه چیز رو درنظر میگیری

اگه بخوای زندان رو بگیری

کمکت میکنم

بذار ببینم

الان خوبی

بذار ببینم

سوزن سرکوب کننده شیطان؟

سوزن های سرکوب کننده شیطان توی بدنته؟

نگران نباش

سن لو ناپدید شده

سوزن سرکوب کننده شیطان

اثری روی من نداره

...پس

اینطوری تونستی

از شر سن لو خلاص بشی

مشکلی نیست

واقعا اثری رو من نداره

استاد بهم گفتن

این سوزن در بدن

دردی هزاربرابر

از شکستگی استخون داره

بدن و ذهنت رو از بین میبره

اگه عقلت رو از دست بدی

هیچوقت نمیتونی

جسم فانی داشته باشی

اینکارو

بخاطر یک چیز میکنم

برای محافظت از تو

چرا اینجا

اینقدر سرده؟

بیا

منو ببین

سردته؟

بیا بذار دستات رو گرم کنم

چیکار میکنی؟ عجیب شدی

چیزی نیست

بنظرم ضعیف میای

نگرانتم

باید به اونم رسیدگی کنی

یادم رفته بود

نیان نیان

ببخشید

سردم نیست

برای خودم دارو آوردم

سرسخت بازی درنیار

بذار انجامش بدم

چیکار میکنی؟

درست نیست

منتظرم بمون

بیا مال تو

یکی رو دستت بگیر

یکی روی شکمت بذار

گرمه

خیلی کارت درسته

میتونی دارو گرم کنی

این ویژگی خانوادگی منه

گرم نگهت میدارم

تا صبح بخواب

چرا یکی به من نمیدی؟

چرا لازم داری؟

خز داری دیگه

باشه

به هرحال

من عروس ارباب اژدها نیستم

ساکت شو از آتش لذت ببر

عصبانی نیستی؟

بگو

چقدر درد کشیدی

تا شیطان رو سرکوب کنی

تا وقتی توی قلبمی

دردی حس نمیکنم

حتی اون روز زدمت

درد داشت؟

درد داره

واقعا درد داره

میدونم

حتما خیلی زجر کشیدی

راستی

میدونی

یکبار

هسته درونیت رو از دست دادی؟

کی و کجا؟

وقتی به دیدن دایی رفتم

فهمیدم مادرم

برای محافظت از خودشون

هسته یک اهریمن رو تهذیب میکنن

اگه اونو از دست نمیدادن

به راحتی

نمیمردن

بیماری قلبی ایشون

بنظر میرسه

بخاطر از دست دادن اون باشه

یکبار گفتی

بیماری قلبی منو درمان کردی

...ممکنه

ممکنه من و رهبر نان

مشکل یکسان داشته باشیم؟

دقیقا یکسان

روش هم یکسان بوده

شاید کار یک فرد بوده

مادرم یک الهه بودن

توی این دنیا

کمتر کسی میتونه بهشون صدمه بزنه

و اینکه

در زمان گرفتن زندان قبلی

اون فرد وقتی گیره سر ققنوس خونین رو گرفت

عجیب شد

این دو مورد

تصادفی نیست

منظورت اینه

کسی که زندان ها رو گرفتی

هسته اهریمنی هم گرفته؟

حدس منه

اگه وارد آینه استخوانی بشم

باید مادرم رو پیدا کنم

و حقیقت رو کشف کنم

عجولانه رفتار نکن

اگه رهبر نان

بتونن این فرد رو لو بدن

بهشون رسیدگی میکنم

منتظر میمونم بیرون بیای

اینبار

باید در سلامت بیرون بیای

اینجا منظره زیباست

تازه زخمت خوب شده

نباید در خطر بیوفتی

نگران نباش

اینجا در سد

بهترین مکان با انرژی معنوی هست

حتی گل و گیاه رشد میکنن

گل های اینجا

روح انسان میخورنن

کسی وارد نمیشه

روح انسان؟

جرات ندارن بهت دست بزنن

من هنوز ارباب شانهای هستم

میتونم دستور بدم

میتونی به شانهای دستور بدی؟

ببین

مروارید معنوی ؟

این رو از شمال گرفتم

الان دوتا داری

کافیه وارد آینه استخوانی بشی

قول بده

مهم نیست در آینده چیکار میکنی

نباید هیچوقت

منو تنها بذاری

اینطوری بگم

میخواد با دستای خودش تو رو بکشه

باشه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.