Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت بیست و هفت)
ورود پنج سوزن سرکوب کننده شیطان
مثل زندانی شدن در پنج زندان هست
هر سوزن یعنی فروپاشی روح
دردناک تر از
نابود کردن بدن شیطانیت
در اون زمان هست
میتونی تحمل کنی؟
ادامه بدین
تو با جی مینگ
چه نسبتی داری؟
چطور تونستی منو سرکوب کنی؟
اونموقع حتی جی مینگ
نتونست ازم خلاص بشه
فکرکردی میتونی با این سوزن
اینکارو کنه؟
اگه تمومش کنی
از زندگیت میگذرم
وگرنه تو رو
خاکستر میکنم
دایی شمایین؟
اینجا منطقه ممنوعه مسیر برتر هست
هاله اهریمنی تو مشخصه
تنهایی میرم داخل
صدمه دیدی
مراقب باش
دایی
تو
نان یان هستی؟
من نان یان هستم
از نسل خواهرمی
دایی
دختر خوب
وقتی وارد آرایش شدی
حس کردم که هاله تو
مثل هاله خواهرمه
برای همین با صدای گوچین راهنماییت کردم
...دایی چشماتون
اینطوری بدنیا اومدم
مشکلی نیست
...این زنجیر
بدون اجازه قبیله روباه رو آزاد کردم
این کوچکترین مجازات مسیر برتر هست
بااینحال
دو برادرت
جالب بودن
از طرف اونا ممنونم
اون دو پسر
خیلی خوب تحمل کردن
اگه اونا رو نمیددیدم
نمیتونستیم همو ببینیم
در آخر
همش کار سرنوشته
دایی شما حتما
خیلی درد میکشین
نگران نباش
صدسال اینجا گیر کردم
مهم نیست زنجیر باشه یانه
به اندازه کافی حواسم جمع نبود
نمیدونستم که
شما
محافظ
آرایش مهروموم کننده اهریمن هستین
چه محافظی؟
این یک مجازات هست
میبینم که
تهذیب قدرتمندی دارین
چطوری
این مجازات رو بهتون داد؟
اونموقع
پایتخت لینگ لونگ رو قتل عام کرد
باید بخاطر جرمم اعدام میشدم
برادرم نان یی
ذات مهربونی داره
به عنوان خواهر بزرگش
نتونستم خوب ترتیبش کنم
من گناهکارم
حتی اگه گناهکار باشه
ازتون درخواست بخشش میکنم
...من
مجازات صاعقه رو به جون میخرم
مسئولیت پایتخت لینگ لونگ رو
به عهده میگیرم
خواهر
خواهر تقصیر منه
ربطی بهت نداره
خواهر برو
برو
خواهر
برو
خواهر کمک کرد
همینطور یک دوست
که بهم لطف داشت
باعث شدن زنده بمونم
و اینجا گناهمو جبران کنم
همه این سالها
خواهرباهام در ارتباط نبود
نتونستم از دو برادرت هم
چیزی بپرسم
اون
هنوزم ازم عصبانیه؟
یکبار از یینگ زه وی پرسیدم حال خواهر چطوره
بهم گفتن در انزواست
اسمی از تو نیاوردن
اون هنوز
ازم عصبانیه؟
نه
خوبه
راستی آ یان
وقتی برگشتی بهش بگو
بااینکه نمیتونم
از آرایش بیرون بیام
همیشه
بهش فکرمیکنم
دایی
...مادرم
مادر سه سال پیش
فوت کردن
چی گفتی؟
مادرم در شهر ماه
دفن شدن
نزدیک دره
غیرممکنه
اون نمیمیره
غیرممکنه
اون نمیمیره
یک سوزن دیگه دیگه
یک قرن کینه
امروز تموم میشه
میخوای منو با این حقه کوچیک
گیر بندازی؟
تو خواب ببینی
مادرم بیماری قلبی داشتن
نمیتونستن درمان بشن
قبل اینکه دارو درست کنم
فوت کردن
بیماری قلبی؟ چطور ممکنه؟
اون یک الهه هست
چطور ممکنه بیماری قلبی داشته باشه؟
کتاب های پزشکی فرقه ماه رو گشتم
بیماری مادرم
بخاطر جریان خون قلبی ضعیف بوده
باعث شده چاکرای انرژی انسداد پیدا کنه
داروی من
میتونست درمانشون کنه
اونموقع خواهرم ده روز و ده شب
جلوی قصر زانو زد
تا مسیر برتر
از زندگی من بگذرن
سی صاعقه
بی وقفه بهش خورد
اگه توسط اهریمن قلب جاودان ازش محافظت نمیشد
نمیتونست سالم بمونه
اهریمن قلب جاودان
همونی که مادرم تهذیب میکرد؟
اون یک اهریمن بود
خواهرم و من ناتنی بودیم
من فرزند امپراطور سرخ هستم
و رهبر یون از قصر یائو
من یک انسان هستم
خواهرم فرزند امپراطور سرخ و یک ملکه اهریمنی بود
اون از نسل قبیله پرنده چونگ مینگ بود
پس من هم
اهریمن هستم؟
انگار که
هیچی بهت نگفته
با داشتن اهریمن قلب جاودان
چه اتفاقی میوفته؟
با داشتن اون
جاودان میشه
میتونه ده هزار سال زندگی کنه
ده هزار سال نمیرن؟
پس چرا مردن؟
اهریمن قلب جاودان
نمیمیره؟
آ یان
همه چیزو درمورد زندگی مادرت بگو
هرچی جزئیات بیشتر بهتر
صدسال پیش
وقتی که استاد مقدس بهت صدمه زد
مثل الان دردناک بود؟
بیا
احمق دیوونه
یک راهی پیدا کردم
وارد هوشیاری سن لو بشیم
باور دارم جی یانگ میتونه
باقی مونده روح سن لو رو از بین ببره
این روش اجدادی منه
باید خودت اجراش کنی
بااینکه قبلا انجامش ندادم
کل روش مخفی رو
حفظ کردم
حاضرم زندگیمو به خطر بندازم
الان در بدنش
پنج سوزن سرکوب کننده شیطان هست
دارن هوشیاری سن لو رو سرکوب میکنن
اگه بتونیم وارد بشیم
شانسی هست تا سن لو رو بکشیم
پنج سوزن سرکوب کننده شیطان
با سن لو از بین میره
جی یانگ میتونه از درد از بین رفتن روح
در امان بمونه
بیاین شروع کنیم
مادرم همیشه بیماری قلبی داشتن
تا جایی که یادمه
هیچوقت بهم
هویتشون رو نگفتن
ایشون منو
آوردن شهر ماه
هرروز
بازی میکردن و شراب مینوشیدن
هیچوقت از قدرتشون
استفاده نکردن
من خودمو وقف کردم
تا داروی درمانی ایشون رو پیدا کنم
...ولی ایشون
اهمیت نمیدادن
میدونستن که
قابل درمان نیست
...برای همین
اگه مادرم واقعا
رهبر نان فانگ از قصر یائو هستن
چرا اینکارو کردن؟
خواهرم هویتش رو پنهون کرد
و تو رو توی یه شهر کوچیک قایم کرد
چرا
اینکارو کرد؟
مادرم عاشق نوشیدن بود
هرروز مست میشدن
...انگار که
انگار میخواستن چیزی رو فراموشش کن
یا از یچیزی دوری کنن
....ممکنه
این باشه که
بخوان از کسی دوری کنن؟
دنبالش بودن؟
بیماری قلبی؟
بدجور زخمی شده بود؟
مادر هیچوقت درمورد تهذیبشون
بهم نگفتن
یکی اهریمن قلب جاودان رو
از خواهرم بیرون کشیده
بیرون کشیدن؟
برای همین مرده
این بیماری قلبی
نشون میده که
جراحت جدی بوده
کی میتونه اینقدر سنگدل باشه
و همچین کاری کنه؟
فقط روش جیو جوان
میتونه اون هسته اهریمنی رو بیرون بکشه
این روش خیلی ظالمانست
...خواهر
چطور آدمی میتونه
اون رو
از خواهرم بدزده؟
فقط چندنفر اینکارو میتونن بکنن
آ یان
سرنخی هست کی مادرت رو کشته؟
نه
ولی اون روز
در زندان یو چوان
کسی که گیره سر ققنوس خونین رو برد
مادرم رو میشناخت
گیره سر ققنوس خونین؟
اون شی مقدس قبیله چونگ مینگ هست
همیشه با مادرت بوده
گیره سر ققنوس خونین
مال مادرمه؟
...برای همین
میتونی قدرت چونگ مینگ رو فرابخونی؟
نان رائو چه نسبتی باهات داره؟
اونموقع در زندان یو چوان
قدرت چونگ مینگ در بدنم
بخاطر گیره سر ققنوس خونین فعال شد
سرنخ دیگه ای نیست؟
اون ماسک داشت
ولی قبلا باهاش مبارزه کرده بودم
قدرتش در مرحله نیمه خدایی هست
نیمه خدا
جدیدا
درحال تحقیق بودم
تا گیره سر ققنوس خونین رو پیدا کنم
ولی
هنوز خبری نشده
سخت نیست
این زنگوله ققنوس هست
متعلق به خواهرم بوده
آ یان
دستت رو بده بهم
با خط خونی چونگ مینگ به عنوان راهنما
زنگوله ققنوس
میتونه گیره سر ققنوس خونین رو پیدا کنه
شرق هست
گیره سر ققنوس خونین در پایتخت اژدهاست
دایی
باید به پایتخت اژدها برم
آ یان
مراقب باش و خودسر عمل نکن
خواهر مرده
باید در امان بمونی
نگران نباشین
مراقبم
دایی
این رو مادرم گذاشتن
خودت هم شنیدی
از نسل خواهر هست
اگه خودت اونو ببینی
ازش خوشت میاد
جیائو نیانگ
کی خواهرم رو کشته؟
مو گوانگ هان بود یا اون؟
منتظرم بمون
وقتی مسئله خواهرم حل شد
به دیدنت میام
افکار شیطانی زیادی
در هوشیاری سن لو هست
خیلی قوی داره سد ما میشه
فقط میتونم کمک کنم
آرایش رو حفظ کنی
اینکه بتونی جلوی قدرت شیطانی واستی
بستگی به تهذیب خودت داره
تهذیب؟
من
خیلی تهذیب دارم
آرایش پیچیدست
باید جادوی قلمروی رو شین رو یاد بگیری
میترسم نتونی بشکنیش
به زور میشکنمش
ببخشید خواهر
بهت گوش نکردم
ولی میتونم
یک لطف ازت بخوام؟
نگرانم که تنهایی اونجا بره
میشه منو به داخل بفرستی؟
از بچگی حرف گوش کن بودی
ولی الان فهمیدم که
معنی خانواده حرف گوش کن بودن نیست
بلکه کنار هم بودن هست
...رهبر منگ، ارشدم
اگه میخوای که
طرف اون رو بگیری
لازم نیست
استاد
نامه مخفی از مسیر برتر
میتونی بری
چشم
بخونش
(سن لو ظاهر شده، گیره سر ققنوس خونین به زندان یو چوان در نان سانگ برده شده)
سن لو برگشته؟
اون گیره سر
کلید اصلی گرفتن قدرت یین جو هست
هیچکس جز اون
نمیتونه دنبالش بره
پس
اون قاتل پدرمه؟
برو استراحت کن
بهش فکرمیکنم
نمیذارم مرگ پدرت الکی باشه
ممنون رهبر
(رستوران زوی شیائو)
نگران نباش
الان یک طلسم داری
هیچکس متوجه
هاله شیطانی تو نمیشه
بیا یکم چای بنوش
دیدی اون روز چی شد؟
ارباب اژدها تظاهر کردن مریض هستن
ارباب اژدهای جوان رو مجبور کردن برگرده
جلوی درواز شهر کل عصر
کتکشون زدن
وقتی ارباب اژدها عصبانی بشن
حتی تهذیبگر قلمروی روح یوان یینگ هم
جرات نداره انرژی الهی رو به چالش بکشه
من جرات ندارم
دقیقا
شنیدم صورت ارباب جوان
بخاطر کتک ها ورم کرده
الان به زحمت میشه ایشون رو شناخت
مجبور شدن با بانو یون
سر قرار برن
تا وقتی که بتونن فرزندی بیارن
زندانی هستن
اون شیطان سن لو
در نان سانگ هرج و مرج ایجاد کرده
قلمروی تهذیبگران بهم ریخته
ولی ارباب اژدها میخواد خط خونیشو ادامه بده؟
خیلی بی خیال هستن
الان چطوره
نگران نباش
وقتی ارباب جوان خوب بشن
حتما میان دنبالت
منتظرت میمونم
...ولی
الان ارباب جوان مو زندانی شدن
میتونن به دیدن ما بیان؟
دیروز یک نشان یشم براش فرستادم
هنوز جوابی نداده
زنگوله ققنوس هم علامتی نشون نمیده
چیکار باید بکنیم؟
مهم نیست پایتخت اژدها چقدر بزرگه
همه جا رو میگردم
یک روز پیداش میکنم
بریم
بریم
فرقه شمشیر از ایالت غربی
نان یان
منگ یینگ
مشتاق دیدار
درسته
راستی ارشد
بذارین معرفی کنم
ایشون همرزم سابق من هستن
نان یان
خیلی درمورد شما شنیدم خدای دست خونین
انگار که
همونطور که خواستی وارد فرقه شمشیر شدی
تبریک میگم
درسته
من اومدم
همراه استاد و ارشد
به یک کاری برسم
انتظار نداشتم که
اینجا ببینمت
چرا اینجایی؟
شنیدم برادرم صدمه دیده
اومدم دیدنش
انگار کل دنیا میدونن
ارباب جوان
کتک خوردن
این بانوی جوان کیه؟
توی نان سانگ دیدمش
هم مسیر بودیم
باهم اومدیم اینجا
منگ یینگ
بعد دیدن برادرم
به دیدنت میام
دیگه میرم
صبرکن
نان یان
یک سوالی دارم
باید صادقانه جواب بدی
چی شده؟
میدونی که
جی یانگ همون سن لو هست؟
نمیدونستی؟
بخاطر اون در فرقه ماه
صاعقه خوردی
حتی پدرم ازش محافظت کرد
ولی اون شیطان شد
خیانت کرد
و پدر رو کشت
مطمئنی که
قاتل فرقه ماه
اون هست؟
گفتی که
کسی که پدرم رو کشته یین جو داره
جی یانگ هم
در نان سانگ از یین جو استفاده کرد
توی این دنیا
هیچکس جز اون نمیتونه
بگو
کی میتونه بجز اون
قاتل پدر باشه؟
تهذیبگر عزیز
اگه میدونین
شیطان کجاست
لطفا بهمون بگین
فرقه شمشیر به دریای تهذیب و کوهستان غم کمک میکنه
شیطان رو بکشه و عدالت رو فراهم کنه
خبری درموردش ندارم
میگن خدای دست خونین
در کشتن شیاطین ماهر هست
الان که دیدمتون
متوجه شدم بازیگر خوبی هم هستین
بااینکه هاله خودت رو پنهون کردی
نمیتونی از شمشیر سرکوب کننده شیطان فرار کنی
تویی
تهذیبگر شیطانی وارد پایتخت اژدها شده
عجله کنین
عجله کنین
نگهبانان رو خبر کنین
مسیر شیطانی
تو همدست قاتل پدر منی
امروز
انتقام پدرم رو میگیرم
نان یان
چرا کمکش میکنی؟
اون از مسیر شیطانی بیرون اومده
دیگه تهذیب شیطانی نمیکنه
پدرم باهات مهربون بود
اون تو رو
دختر خودش میدونست
منم تو رو
خواهر واقعیم میدونستم
چرا بهش کمک میکنی؟
چرا باید به کسی کمک کنی که
قاتل پدرم هست؟
بعضیا ناخواسته
شیطانی میشن
اگه راهش رو عوض کنه و کارهای درست بکنه
میتونی
ازش بگذری؟
ازش بگذرم؟
پدر چی؟
کی بهای مرگ پدرمو میده؟
هیچوقت رهبر منگ رو
فراموش نکردم
هنوز حقیقت رو پیدا نکردم
منگ یینگ بهم اعتماد کن
دشمن رو میکشم
بهونه میاری
باشه
بکشش
اگه بکشیش بهت اعتماد میکنم
برو کنار
اتفاق مسافرخونه یو من
حقیقت داشت
میگفتن که
با تهذیبگر شیطانی میگردی
و خودت شیطانی شدی
سعی کردم توضیح بدم
گفتم غیرممکنه
انگار به آدم اشتباهی اعتماد داشتم
اگه میخوای کسی رو بکشی
منو بکش
ربطی به نان یان نداره
کافیه
اینجا قلمروی اژدهاست
لازم نیست فرقه شمشیر دردسر درست کنه
تهذیبگر شیطانی رو
به ما بسپرین
نه
به ارباب اژدها گزارش بدین
زندانیشون کنین
اینجا توسط قفل شیطانی محافظت میشه
همینجا بمونین
دردسر درست نکنین
صبرکنین
میخوام ارباب اژدها رو ببینم
لطفا
این کتاب شعر رو بهشون بدین
خودشون به دیدن من میان
نان یان
ببخشید
تو دردسر افتادی
مشکلی نیست
اینجا خونه برادرمه
راهی پیدا میکنه
ما رو نجات بده
نگران نباش
درد میکنه
پدرم خیلی ظالمه
چند وقت شده؟
هنوز درد میکنه
من ارباب اژدهای جوان هستم
صاحب چهل و نه قایق هستم
جلوی کل شهر
منو از درواز آویزون کردن
و کتکم زدن
نمیشه
غرور من چی؟
دوباره
میخوای مسابقه بدی؟
باشه
تمومه
بذار واضح بگم
تو دختری
توی دور قبل عمدا گذاشتم برنده بشی
وقتی حرکت واقعی منو ببینی
نمیتونی سرزنشم کنی مهربون نبودم
ساکت شو
این آخرین حرکت منه
بگیرش
کوهستان آفتابی و دریاچه طوفانی
(عمارت اژدهای والامقام)
آموختن هنرهای رزمی همراه با ادبیات دلنشین هست
چه بازی باحالیه
باشه
خوب گوش کن
ببخشید
فهمیدم
مهم نیست چقدر توانایی، هنوز میترسی از چاقوی آشپزخونه استفاده کنی
مهم نیست چقدر قوی هستی، خوش شانس نیستی
خوبین؟
قلمو خراب شد
ولی مشکلی نیست
یک جدید میخرم
کلمات شما بهم ریخته بود و آرایه هم مشکل داشت
عادلانه نبردین
اشتباه کردم
شکست رو قبول میکنم
نمیشه
خیلی وقته
اینجا هستیم
به زحمت دو حرکت انجام دادیم
عصبانی نشین
عصبانی نشین
ارباب جوان
یکی دنبال شماست
کی؟
نمیدونم
گفتن اینو بهتون بدم
میرم دیدنشون
زودباش
میتونم برم دیدن آدمای جدید
باید برم بررسی کنم
وقتی برگشتم حرف میزنیم
کجا میری؟ تموم نشده
بانوی جوان
از وقتی ارباب اژدها با ارباب جوان
زندانیتون کردن
رابطه شما دوتا
بهتر شده
بهتر؟
کجا؟
دارم وقت کشی میکنم
در رو باز کن
بانوی جوان بفرمایید
بریم
(کتاب اشعار اژدهای والامقام)
ارباب اژدها
نان یان هستم
عرض احترام ارباب اژدها
نظرت چیه؟
توی این دنیا
تصمیمات زیادی میشه گرفت
لازم نیست که
سه شعر کلاسیک رو حفظ کرد
تا هزاران کلمه کلاسیک رو نوشت
این رو
قبلا کجا شنیدم؟
اونموقع
دختر کوچولو
منو نصیحت کردی
هنوز یادمه
سه سال پیش
با جان تینگ به دره رفتی
نزدیک به کشتن بدیش
فراموشش کن
اون نالایقه
باهات بحث نمیکنم
ولی اینبار
تهذیبگر شیطانی آوردی
و دردسر درست کردی
میخوای که
طرف تو رو بگیره؟
ارباب اژدها
بااینکه تهذیبگر شیطانی هست
یک زندگی جدید شروع کرده
میخواد شاگرد کوهستان غم و دریای تهذیب بشه
یک فرد جدید بشه
درک کنین
زندگی جدید؟
فکرنکن نمیدونم
چه نقشه ای داری
بذار ازت بپرسم
در مسافرخونه یو من
جان تینگ همراه با
سن لو دیده شده
تو هم دخیل بودی؟
جان تینگ پسر خوبی هست
ولی شما دوستای بد
دارین اونو منحرف میکنین
باعث میشین اشتباه بکنه
این جعبه سنگ معنوی رو بگیر
ولی یک درخواستی دارم
حق نداری وارد پایتخت اژدها بشی
و هیچوقت پسرمو ببینی
ارباب اژدها
همینطور که برادرم گفت
همه چیز رو غیرمنتظره حل میکنین
بااینکه پایتخت اژدها قدرتمند هست
نمیتونیم بذاریم اون تهذیبگران
مسیر برتر
برات قلدری کنن
اگه قول بدی
از الان به بعد
گذشته رو فراموش میکنم
دراینصورت
ممنون ارباب اژدها
این هدیه رو قبول میکنم
اگه زیر حرفت بزنی
و با جان تینگ صمیمی بشی
منو بابت بی رحمی سرزنش نکن
واقعا حرفای اونو باور میکنی؟
چیکار میخوای بکنی؟
بریم
اول میریم بیرون
روح سن لو ناپدید شده
...تو و یین یا
موفق شدین
استاد
حرفی که سن لو زد
حقیقت داره
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.