All language subtitles for Fight.Night.The.Million.Dollar.Heist.S01E08.WEB.DigiMoviez.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian Download
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

«درحالی‌که این مجموعه برگرفته از رویدادهای واقعی است بخش‌هایی از آن صرفاً به دلایل نمایشی ساخته‌ی ذهن نویسنده بوده و نشان از هیچ شخص یا نهاد حقیقی نیست»

،این مبارزه محمدعلی

اینجاست که آتلانتا خاکسترها رو طلا می‌کنه

من آتلانتا رو مکه‌ی سیاهپوست‌ها می‌بینم

میسوری اسلیم؟

بنگاه کفن و دفنِ بَنکهِد جای خیلی خوبی واسه تنوع‌سازیه

به من میگن اوباش

ما به شما میگیم خوک

رسماً روی رادارمی

همونطور که عدد جمع می‌کنم آدم‌ها رو هم جمع می‌کنم

...تو مهمونی گرفتی - وگاس سیاهپوست‌ها -

واسه برخی از خطرناک‌ترین آدم‌های این کشور

خلافکارها اومدن درِ خونه‌مون

دیگه از پسش برنمیام

فکر نمی‌کنی یه جوری خِرِت رو بگیره؟

!ایست - بیل میسون -

...بیشتر نگران نجات این کاکاسیاه‌ها هستی

!وای

جنکینز نشانم رو گرفت

هی جی‌دی، همون لعنتی توی کلرمون با سیلکی بود

...می‌دونی، وقتی نقشه سرقت رو ریختم

کار کاره

می‌خوام بازنشسته بشن

به حرفم گوش کنید

!مک

ضرب‌المثل درباره شرافت دزدها چی بود؟

!پلیس آتلانتا

!ایست

خب حالا چی‌کار کنیم؟

طبق نقشه پیش میریم. کادیلاک

بابات شب‌ها رو بیدار می‌موند ...با فکر و خیالِ تلافی کردن

واسه فرانک

اون مادرجنده‌ی دورویِ شیرین‌بیان‌خور رو سرِ جاش بنشون

بله خانم

این را با آه خواهم گفت

،جایی در سالیانِ سال بعد

،دو راه در جنگل از هم جدا شدند ...و من

راهی را انتخاب کردم که کمتر پیموده شده بود

و همین باعث ایجاد تفاوتِ بزرگ شد

کادیلاک

چه گهی داری می‌خوری؟

از بهترین شعرهای رابرت فراست بود

شما کاکاسیاه‌ها ...باید یه چیزی

به جز مجله‌های ممه‌ای بخونید

مجله‌های ممه‌ای واسه خوندن ساخته نشدن، مادرجنده

...آقایون، وقتی پدرم و فرانک

،این شورا رو راه انداختن

...به هدف متحد کردن

...نفوذ جمعی

و چندبرابر کردنِ ثروت‌مون بود

،حالا تحت رهبری فرانک ...بین‌مون تفرقه افتاده

و در حال نابود شدنیم

...معتقدم اگه بخوایم به عنوان یک شورای متحد

،پیشرفت کنیم

روشِ فرانک باید در گذشته بمونه

چون ما آینده‌ایم

،بعد از اینکه از هتل رفتین

سعی کردم فرانکِ پیر رو سرِ عقل بیارم

...بهش گفتم منظورِ مو این بود

که این رابطه اخیراً خیلی حسِ شراکت نمیده

آها. اونوقت فرانک چه گهی خورد؟

بهم افترا زد

به پدرم افترا زد

به تک‌تکِ شما افترا زد

حتی ازش خواستم ،یکم در حق مو بخشش به خرج بده

...بعدش خیلی واضح گفت

که عمرِ مو کوتاهه

...اگه فرانک مو رو ترکونده

زمینه‌ی عزلش فراهمه

،واسه همین عاشق شما کاکاسیاه‌های تگزاسی هستم

چون اهل دوپهلو حرف زدن نیستین

کادیلاک

حرکت بعدی‌مون چه کوفتیه؟

به نظرم حالا که فرانک ،اینقدر عاشق این شهر عقب‌افتاده است

همینجا دفنش کنیم

درست توی زمینی که اینقدر کیری دوستش داره

تصمیم گرفتین؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::

♪ یه آهنگ دارم ♪ ♪ ...ملودی نداره ♪

ببین، فکر همه‌جاش رو کردم، فرانک

،بچه‌های سازمان ...قراره اواخر امروز بعد از ظهر برسن

...و تو فکرم

...به اون زمینی ببریم‌شون

که تو فکر توسعه‌اش هستی

حالا اگه بعد از دیدنِ تصورت ،قانع نشدن

،که مردی که نقشه داره تویی

اون مادرقحبه‌ها رو دفن کنیم و بدونِ اون‌ها پیش بریم

پسر! بیگ کَدی اگه بود خیلی بهت افتخار می‌کرد

ممنون فرانک

...می‌دونی، از وقتی شنیدم

،قراره مبارزه رو اینجا برگزار کنن

مشتاق بودم که باهات بیام اینجا

،یکم استراحت کنم از اون ماجراهای گانگستریِ نیویورک دور بشم

کی فکرش رو می‌کرد ...قراره از هواپیمامون که پیاده شدیم

یه راست وارد یه ماجراهای گانگستریِ روستایی احمقانه بشیم

آره، بابتش متأسفم

قبلاً فکر می‌کردم اینجا نفرین شده

جایی که مجبور بودم ازش فرار کنم

فرار کردم

خوبم پیشرفت کردم، می‌دونی

...ولی مسئله‌ی پدرخوانده‌ی سیاهپوستی بودن چه فایده داره

،که وقتی میام خونه هنوزم یه کاکاسیاه معمولی هستم

من و تو، قراره این جریانات رو واسه همیشه تموم کنیم

ما، باهمدیگه

همونجور که من و بیگ کَدی انجامش می‌دادیم

.آقای ویلر توی بار یه تماس تلفنی دارید

شخصی به نام اِمرسون دورسی

جوابش رو میدم

...ببخشید

به اِمرسون گفتم اینجا بهم سر بزنه

اگه میشه من رو ببخش - برو به کارت برس -

اِمرسون

چه خبره، جک؟

واسه شروع، رفیقت اِمرسون ...توی کلاب دلفینِ جکیل آیلند

تو یه استخر از خون دراز کشیده

خیلی حیف شد

جداً؟

کاملاً جداً

،و در اخباری افتضاح‌تر واسه تو

غنائمت دستمه

و اگه نمی‌خوای تماس بعدیم ،با فرانک باشه

توصیه می‌کنم به حرفم گوش کنی ،و خوبم گوش کنی

،چون قراره فقط یک بار بگم

حرومزاده‌ی زردمبوی صورت صاریغی

،تا یه ساعت دیگه می‌خوام بیای دیدنم در پینکی پایزِ خیابون چهاردهم

خوبه

مشکلیه؟

نه. هیچ مشکلی نیست

از اِمرسون خواستم ...وقتی اینجام

به مامانم سر بزنه و چون رفتم دیدنش ...و فکر می‌کنم ممکنه

همون ویروسی که من گرفتم رو اونم گرفته باشه

لعنتی - ...میرم طبقه بالا -

...و یکم توی اتاق

استراحت می‌کنم - ردیفه. آره -

بعدش اطراف ظهر همین‌جا می‌بینمت

بعدش میریم به بقیه‌ی اون پسرها رسیدگی می‌کنیم

احتمالاً به مامانم هم یه زنگ بزنم

حله

...حتماً به مامان ویلر بگو

سلام رسوندم

میگم

قبول کرد؟

آب خیسه؟

باشه عزیزدل. وقت نمایشه

آماده شو

برو که رفتیم

مرغ. خودت رو باش

عزیزم، قرار نیست سلام کنی؟

سلام عزیزم، پاشو داداشت رو بغل کن

پسر، زودباش. حالت چطوره؟

یه مدته که ندیدمت، مرد - چه گهی می‌خوری مرد؟ -

حالت چطوره؟

ببین، من آدمی نیستم که از غافلگیری خوشش بیاد

چیزی همراهم نیست، لاک

چیزی همراهم نیست

اون شبی عجب مهمونی خفنی گرفتی، نه؟

!با اون یارو پرید بیرون و گفت سوپرایز

!منم گفتم، صبرکن مادرجنده

این جشن تولد من نیست

ببخشید فحش میدم، خانم

فقط واسه دیدن دوستم هیجان داشتم

،خیلی دل و جرأت داری

...که خودت رو بین مردم نشون میدی

بعد از اینکه عکست توی روزنامه‌ها چاپ شده

آره خب، بعضی ریسک‌ها ارزش دارن

تو که خیلی ازش می‌دونی، درسته؟

خصوصاً چون تو بودی که کل قضیه سرقت رو برنامه‌ریزی کردی

ببخشید. نمی‌دونم منظورت چیه

سلام دوستان. شما پسرها چیزی میل دارین؟

...آم

من یکم پای می‌خورم

پای گیلاس دارین؟

پینکی. پای گیلاسی داریم؟

بهترین پای گیلاس کل این ایالت لامصب

...دوتا بُرش یا فقط

نه عزیزدلم، لبخندت شکرِ یه عمر زندگیه

باشه. الان بر می‌گردم خدمت‌تون

،ممنون. اگه نمی‌دونی منظورم چیه

واسه چی اومدی، لاک؟

...به یکی از آشناهام

آقای اِمرسون دورسی اشاره کردی

آره درسته. یه گلوله خورد تو مغزش

کاکاسیاه، تو قاتل نیستی

نیستم

واسه همین من کار رو انجام ندادم

ویلی بلک رو می‌شناسی؟

...ببخشید. من

کسی به نام ویلی بلک به یاد ندارم

منم نمی‌شناختمش

...واسه همین

...ویلی بلک و تیمش رو

به جکیل آیلند تعقیب کردم

و رفتم اونجا و می‌دونی چی داشتن؟

،تمام غنائمی که از مهمونی من ربودن

و آماده بودن یه زندگی خوب داشته باشن

خب، تا وقتی اِمرسون پیداش شد

،ببین، وقتی اِمرسون رسید اونجا

بعدش مثل فیلم این گروه خشن شد

.شروع کردن به تیراندازی و کشتنِ همدیگه باورت میشه؟

پس داستانی که داری می‌بافی اینه؟

...باید همین الان نفله‌ات کنم

که وقت لامصبم رو هدر دادی

باشه

به رستوران پینکی خوش اومدین

حال شما؟

بیا خونسرد باشیم

می‌خوام کنار پنجره یه میز داشته باشم - حتماً. همونجا -

ممنون

.صبح بخیر افسرها روزنامه می‌خواید؟

نه، ممنون جناب

مشکلی نداریم

اینم از پایِ شما، عزیزم - ممنون -

...ببین، تو قدرتِ خایه‌ایش رو نداری

که با کسی مثل من در بیوفتی

من یه روباهم

تو یه مرغی

طرزِ کار طبیعت رو بلدی، نه؟

حالا این چه کوفتیه؟

ببخشید. می‌شناسمت؟

ای مادرجنده‌ی شکستنی

.من ویلی بلک‌ام یکی از کارهای ناتمومت

.ببین لاک اومدیم باهات معامله کنیم

زودباش توی کیف رو ببین

دوتا کیف دیگه درست مثل اون توی صندوق عقب اون ماشین هست

کنار جسد نوکرت هستن

یه میلیون دلار منهای مخارج ماست

...حالا به نظر من اینجوری میشه

می‌بریش پیش فرانک

...به فرانک میگی اِمرسون که اینجاست

نقشه‌ی کل سرقت وامونده رو ریخته

...من می‌تونم خودم رو تبرئه کنم

و تو می‌تونی بری هر گهی که می‌خوری رو بخوری

نقشه اینه

...به پیشنهادت

فکر می‌کنم

فکر می‌کنی؟

...واقعاً می‌خوای بری

و با فرانک شانست رو امتحان کنی؟

...می‌دونی، من

می‌فهمم چرا می‌خوای موتن رو خلاص کنی، ریچی کوچولو

خصوصاً بعد از اونجوری که بابا جونت رو ترکوند

لامصب کار پستی بود

.می‌خوام ماجراش رو بشنوم با بابا جونش چی‌کار کرده؟

بهش نگفتی، ریچی کوچولو؟

...بیگ کَدی مردی بود که تو دوران خودش

،مسئول تمام جرسیِ شمالی بود

که کار کمی نبود با توجه به اینکه جرسیِ شمالی چقدر مافیا داره

،بیگ کَدی باید پیشش اعتبار جمع می‌کرد

چون جایگاه خودش رو می‌دونست

...میگن بابات فقط عروسکِ فرانک بوده

...که هروقت فرانک می‌خواسته

دستش رو می‌کرده تو کونش

هیچوقت درباره‌ی پدر کوفتی من گه‌خوری نکن

شوخی می‌کنیم. ببخشید رفقا

.نه، چیزی نیست ،فقط میگم

می‌فهممت

،اگه من جات بودم منم دسیسه می‌کردم یکم تلافی کنم

...فقط مثل یه بچه‌ی بی‌عرضه

پشت یه سرقت مخفی نمی‌شدم - هی -

یه راست با تیر می‌زدم وسط دوتا چشم‌های کیریش

درست همونطوری که باید تو رو می‌زدم

چیزی که شده دیگه شده، باشه؟ بیا از چیزی که روی میزه صحبت کنیم، مرد

موقعیته که دوتامون جیب‌مون رو پُرتر کنیم

می‌تونیم این قضیه رو فراموش کنیم

تو می‌تونی بری انتقام بابات رو بگیری

درسته؟

تو می‌تونی فرانک رو بزنی و منم می‌تونم برم خونه

پس جسدِ اِمرسون تو ماشینته؟

توی صندوق‌عقب اون ماشین

گفتم یه کار ناتمومه که خودت بخوای تمومش کنی

...پس شاید دنیایی توش باشه

...که جسد اِمرسون تو یه دریاچه‌ای پیدا بشه

...با یه مقدار جواهرات به همراهش

...و کافی باشه که بیخیال تو بشن

و بتونی خودت رو تبرئه کنی

پس داری میگی من هیچوقت بخشی از نقشه نبودم؟

ببین، تو چیزی هستی که ما بهش میگیم یه تصادف فرخنده

نقشه من ساده بود

یه سرقت زورکی ساده

به اِمرسون گفته شد ترتیب مهمونی و سرقت رو بده

بعدش تویِ طمع‌کار دخالت کردی

کارهای ناتموم

توهین نباشه

بدرود، گوردون

شاید آینده‌ای باشه که من و تو کار کنیم

همونجا وایسا

من می‌گیرمش. مِل

این چه کوفتیه؟

بدترین روز زندگیته، کاکاسیاه

پس تظاهر می‌کنیم؟ - چیزی واسه تظاهر نیست. تو پلیسی، پلیس باش -

[قبل‌تر]

هی، شاید بهتره من جای پال رو بگیرم

هی. این اولین بارم نیست، رومل

...نه، کادیلاک واسه تیراندازی

به دوتا افسر سفیدپوست تردید می‌کنه، ولی ما؟

نه، تو باید پیش من بمونی، رومل

هی مرغ، میشه این لامپ‌ها رو روشن کنی؟

آره، الان دارم روش کار می‌کنم

اصلاً چطوری اینجا رو پیدا کردی؟

وکیلم

می‌دونی، پینکیِ واقعی مشکلات اعتیاد به قمار داشت

الان به خاطر فرار مالیاتی دو سال حبس داره

این وکیل لاشخور چطوری سرِ کارش مونده؟

تمام موکل‌هاش تو زندانن

نه نگو، مودب باش. اسمالز مثل خانواده است

سلام دوریس. چطوری؟

مرد مرغی هستم

تو و خواهرت هنوز پای درست می‌کنید؟

خب، می‌خوام چندتایی برام بیارید

نمیشه همینجوری غنائم رو بدیم دستش و امیدوار باشیم بگیرتش، باشه؟

ممکنه بگه گول خورده یا مجبورش کردن

باشه - باید اعتراف بگیریم، مرغ -

اگه اعتراف نگیریم، هیچی دست‌مون نیست

چیزی که نیاز داری رو برات جور می‌کنم

بیخیال، آروم باش

هی دی‌دی، چقدر طول می‌کشه که تمیز کنی؟

بهم 20 دقیقه وقت بده

فکر کنم دیگه حل شد، آقای گوردون

!لعنتی

واسه استشهادیه‌هام از این استفاده می‌کنم

خدا لعنتت کنه اسمالز. چرا اینقدر بزرگه؟

چطوری باید این رو زیرِ میزِ کوفتی بچسبونم؟

یادمه کوچیک‌تر بود

اعتراف نباشه، دستگیری نداریم

دوریس، صدامون چطور بود؟

خیلی فحش داشت

ولی گیرش انداختیم

...انگار قراره تو

و موهای فِرِ پرس‌شده‌ات رو تو زندان ببینم، کاکاسیاه

بهتره کونت رو آماده کنی

حق داری سکوت اختیار کنی

هر حرفی بزنی میشه و حتماً در دادگاه برعلیهت استفاده میشه

حق داری وکیل اختیار کنی

،اگه هزینه وکیل نداشته باشی

برات یک وکیل تسخیری در نظر گرفته میشه

ببین، همونجوریه که بهت گفتم

همونجور که اعداد رو جمع می‌کنم آدم‌ها رو جمع می‌کنم

باشه. همه رو نُه بده

دی‌دی، چقدر طول می‌کشه که تمیز کنی؟

بهم 20 دقیقه وقت بده

چهار نُه سه

باشه - پنجاه سنت روی چهار -

اون جنده که اونجاست واسه دو، چهار و نُه 5 دلار گذاشت

پینکی. اون پشت پایِ گیلاس داریم؟

بهترین پای گیلاس کل این ایالت وامونده

...راستی

مادرجنده

.کارتون خوب بود، دوستان از همه ممنون

همونطور که گفتم، همه قراره برنده بشن

شنیدین؟

صبرکن تا وکیلم کارش با شما مادرجنده‌ها تموم بشه

یه چاله براتون نمی‌مونه که توش بشاشید

برش گردونید به اداره، باشه؟

ثبت، منتقل و تو مدارک قرارش بدین

تا کِی می‌خوای رئیس رو بی‌اطلاع نگه داری؟

آخه ما داریم واسه این قضیه ریسک می‌کنیم

می‌دونم می‌دونم و خیلی قدردانم، باشه؟

میرم اون داخل و به جنکینز زنگ می‌زنم و بهش توضیح میدم

،فقط اون کار رو واسه‌ام بکنید بی سر و صدا نگهش دارید لطفاً

دریافت شد - باشه رئیس -

هی، تو برو از اون وکیل لاشخوره ...اظهاریه‌ی شاهد بگیر

حتی اون هم بهمون کمک می‌کنه - بله قربان -

همه‌تون زحمت کشیدین

درسته. ممنون

جدی میگم. از دوتاتون ممنونم

...ببین، اگه دهنت رو ببندی

کاری می‌کنم برات ارزش داشته باشه

همین موقع هفته پیش می‌خواستی از زندگی ساقطم کنی

سعی نکن یه جوری رفتار کنی انگار نگران منی، مادرجنده

کاکاسیاه، قضیه شخصی نبود. کاری بود

واقعاً کسشعرهایی که میگی رو باور داری، نه؟

...خب، اونقدری توی جرسی بودی

که بدونی چه بلایی سر جاسوس‌ها میاد، نه؟

،پس چه خوشت بیاد چه نه

باهمدیگه تو این بگایی هستیم، کاکاسیاه

...همه می‌خوان بگن

...باهم تو این وضعیم

تا وقتی زمانش باشه

بعدش هر مادرجنده‌ای سنگ خودش رو به سینه می‌زنه

پس به نظرت بقیه این بلا رو سرت آوردن؟

خودت این بلا رو سر خودت آوردی، کاکاسیاه

!پشمام

!برو برو. مادرجنده، برو

!پشمام

!از اینجا درم بیار

لعنتی

بریم لاک

!کیر توش

!برو! برو

خب، اینم از بی سر و صدا نگه داشتنش

مرغ رو ببرید تو ملک تا فوراً بیام

خب نقشه چیه؟

باید حواس‌مون به سمت شرق باشه

بخش چهارم

اونجا املاک درجه‌یکی میشه ساخت، حضرت

باید حواس‌مون به جنوب غربی باشه

اولویت ما اونجاست

می‌خوایم اون فرودگاه توی حیاط پشتی‌مون باشه

سال آینده این موقع کالج پارک رو خواهیم داشت

ضرر نداره که اسم شرکت رو هم عوض کنیم

،به جای بنگاه کفن و دفن بَنکهِد

به نظرم یه اسم دیگه روش بذاریم

!اوه

بَنکهِد نامحدود

خوشم اومد

!وای، وای! هی! هی

کاکاسیاه، من الان از جنگ جهانی سوم میام

آره، خلافکارهای کیریت مرد مرغی رو گرفتن

،ولی اگه همین الان نبریم پیشش

به خداوند قسم، کیرت رو تو خاک چال می‌کنم

...شما خانم‌ها چطوره برید توی بالکن

و منظره رو ببینید؟ - باشه. برو -

حالا حرف بزن

بیا فرضی صحبت کنیم - باشه -

...حالا

اگه می‌دونستم ،حیوان طویله‌ای کجاست

چرا به تویِ پلیس سابق می‌گفتم؟

ماجراش رو شنیدی، ها؟

...خب آره، می‌دونم تو دیگه

یه کاکاسیاه‌کُشِ نشان‌دار نیستی

...پس حالا، قراره ببینی

کاکاسیاه‌کُشِ بدون نشان بودن چه شکلیه

آره. بذار ببینیم

!صبرکن مادرجنده !پشمام! مادرجنده

حالا گوش کن. تو چیزی داری که من می‌خوام

من چیزی دارم که تو می‌خوای

چی هست؟

می‌دونم دست پشت‌پرده‌ای که پشت کل این ماجرای لامصبه کیه

مدرکش رو هم دارم

حالا تو قراره همین الان ،من رو ببری پیش مرد مرغی

و یه معاوضه انجام میدیم

اگه نکنم چی؟

پس ببینیم می‌تونی پرواز کنی یا نه

با ماشین تو بریم یا من؟

«دیجــــی موویـــــز»

،الان اسلحه‌ی پیزوریت رو روی من گرفتی

،ولی وقتی برسیم اونجا

خیلی‌ها روی تو اسلحه می‌کشن

،خب سوال اینجاست ...جرأتش رو داری وقتی تفنگم روته

ریسک کنی یا نه

تو اولین پلیسی نیستی که روی من تفنگ کشیده

مطمئنم اولین کاکاسیاه بیگناهی نیستم که قراره بهش شلیک کنی

،خب، تو این ماشین ،تا جایی که من می‌دونم

فقط یه مادرجنده‌ی قاتل هست که اونم من نیستم

...آره. مادرجنده‌ی قاتل

باید تو و مرد مرغی رو با تیر می‌زد و به راهش ادامه می‌داد

.تفنگ رو بهت میدم الان می‌تونی امتحانش کنی

لعنتی! جنده، چه مرگته؟

!یا عیسی مسیح

قراره تو کل مسیر واسه همدیگه کُری بخونید؟

کی کارش درسته؟ کی گنده‌تره؟

کی عنش کلفت‌تره؟ کی تفنگ داره؟

!منم یه تفنگ کیری دارم

کل مدت اون تفنگ رو داشتی؟

آره. اینقدر مثل دوتا بی‌خایه داد نزنید

،ببینید، تو یه پلیس رسوایی تو هم یه گانگستر قاتل

خب که چی؟

من قبلاً روی میله می‌رقصیدم و تو اتاق پشتی واسه 20 دلار می‌دادم

کی اهمیت میده؟

من می‌خوام یه چیز بزرگتر و بهتر باشم

شما نمی‌خواید؟

،و ببینید ،فقط یه جور این جریان نتیجه میده

...تنها جوری که این شهر کیری نتیجه میده

اینه که شما دوتا مادرجنده بتونید مشکل‌تون رو حل کنید

بچه‌های کسخل

خب انتظاراتت چیه؟

بهت گفتم

،تو مرد مرغی رو بهم میدی من هرچی می‌دونم رو بهت میگم

،با اینکه خیلی سیاهی ...هنوز آبیِ پلیسی زیادی

ازت می‌تابه

می‌تونم بوش رو حس کنم که داری یه چیزی می‌پزی، خوک

آروم. آروم. آروم

حتماً عقلت رو از دست دادی، خوک

،کادیلاک، لامار

...می‌خوام دست نگه دارید

قبل از اینکه تصادفی بهم شلیک کنید. تو هم همینطور

.نه، نه، نه این خوک می‌خواست برام تله بذاره

می‌خوایم حلش کنیم، لاک

...ولی الان، می‌خوام همه‌تون

تفنگ‌های کیری رو بذارید کنار و فقط خونسرد باشید

باشه کارآگاه

زودباش. حقیقتت رو بگو

کل حقیقت رو، چیزی جز حقیقت نباشه

یه قراری داریم

،من دست پشت‌پرده رو تحویلت میدم تو مرد مرغی رو تحویلم میدی

زودباش شهادت بده

...فرانک، من تو کل عمرم

فقط یه بار بهت دروغ گفتم

اونم اوایل امروز بود

داشتم تلفنی با مرغ حرف می‌زدم

...داشت بهم می‌گفت که اِمرسون دورسی

ماجرای سرقت رو ترتیب داده

آدمت اِمرسون دورسی؟ - آره -

هی هی، ببین، به دستور کادیلاک بوده

من رو گول زدن و کِشوندن ،به یه رستوران آشغالی که مرغ توش بود

و این خوکه می‌خواست برام تله بذاره - می‌شنوی؟ -

چرندیات آدم گناهکار. ببین چقدر زور می‌زنه

گوش کن، فرانک - گیرش انداخته بودیم -

کار اِمرسون بود. دوتامون رو دور زدن

اون به اِمرسون دستور داده که از شر سارقین خلاص بشه

کل ماجرا خراب شده وقتی فهمیدن

الان دارم حقیقت رو بهت میگم

آدمی که می‌خوایش اونجاست - !کادیلاک، دروغ میگی -

!کافیه دیگه

گوش کن کارآگاه

از این کسشعرها خسته شدم، باشه؟ فقط تفنگ رو بهم بده

عمراً

لامار

...اگه تا وقتی تا سه شمردم

،تفنگش رو بهم نداد

!تفنگت رو روی سر کیری مرد مرغی خالی کن

!نه نه - صبرکن! وایسا. یه لحظه -

!یک - !فرانک! گندش بزنن -

!فرانک! فرانک! فرانک - !دو -

!لعنتی باشه، ببین ببین، مرد

بیا. اینم تفنگ

واسه یه بار تو عمرت، سر حرفت بمون مرد

هنوز معلوم نیست

تو! برو توی دفترم

اول بذار ویو و هادسون برن

!این مذاکره نیست

!یه اعدام کیریه

،یا تو یا کارآگاه یا دوتاتون

پاشو ببینم

باشه. قبوله - زودباش -

بیخیال فرانک

بیخیال مرد - داری اذیتم می‌کنی -

منم نمی‌ذارم کسی اذیتم کنه

.بیخیال فرانک قصدم اون نیست مرد

...می‌خواستم با اون مادرجنده‌ی کوبایی

...بذارم توی یه سوراخ بمونی

بعد از اینکه می‌خواستی اون حقه‌ات رو برام سوار کنی

...ولی بعد اون زبون موذیت رو باز کردی

و یه جوری حرف دلم رو زدی

الهام و رؤیام رو توضیح دادی

،یه جوری

...تو کله‌ی کیریم بودی

...و اون

اذیتم می‌کنه

،با خودم گفتم

شاید اگه یه گلوله بزنم ،تو مغز این کاکاسیاه

بعدش می‌دونی، باهاش کنار میام

بعد یه جوری، خیلی مطمئن نبودم

کادیلاک نقشه این سرقت رو ریخت و کل این ماجرا رو راه انداخت

می‌خواستم همین رو بهت بگم

!نه - ...فقط -

...امروز صبح فهمیدم

...کادیلاکِ مارموذ با سازمان هماهنگ شده

...و یه جلسه تشکیل داده

تا بتونیم از نقشه‌ی زمینِ من صحبت کنیم

می‌دونستم اون موقع می‌خواد حرکتش رو بزنه

چه خبر شده؟ فرانک کجاست؟

اون کاکاسیاه به این زمین اهمیت نمیده

و آتلانتا به یه ورش نیست

اون‌ها فقط دنبال کارهای گانگستری هستن

هیچی عوض نشده

نقشه‌ام هنوز پابرجاست

،پس حالا باید به خانواده کادیلاک رسیدگی کنم

که تمام نیوجرسیِ شمالی رو می‌چرخونن

،و اگه اون مادرجنده رو بکشم

...بعدش 100تا کاکاسیاه مو پِرمی

میان سراغم

منم وقت یه جنگ کوفتی رو ندارم

و از تو و رفیق پلیست ممنونم

این کاکاسیاه رو گیر انداختین

،اگه درست کار رو انجام بدین

می‌تونید واسه مدت زیادی زندانیش کنید

...آره، این مادرجنده‌ی مانیکور کرده که اینجاست

کسیه که واسه همه‌تون تله گذاشته

...میشه یکی از شما برادرهای نابی

...خواهشاً یه سیب بذاره تو دهن اون خوکه

تا دیگه مزاحم صحبت ما نشه؟

ولی هنوز باید کاری که واسه تجارتم خوبه رو انجام بدم

پس معنیش واسه من چیه؟

...بهم گفتی

...کاکاسیاه‌های لانتایی

چی میگن؟

یه چیزی واسه گفتن داریم

...خب تو چی واسه گفتن داری

...وقتی ماشه رو بکشم و خلاصت کنم

و بری بهشت؟

به خدا چی داری که بگی؟

نمی‌دونم فرانک

به خدا اعتقاد داری، درسته؟

به تمام وجودم

پس شهادت بده

بیخیال فرانک - !شهادت بده -

...میگم

یه کثافتم

فقط یه کاکاسیاه پُرحرفم ...که خیلی می‌ترسید

که هرکاری برام می‌خواستی رو انجام بدم

دروغگو هستم

خائنم، زناکارم

...یه چیزی بهت میگم مرد، هیچوقت

از کسی سرقت نکردم

معنیش این نیست که برنداشتم

چون از زنم وقت گرفتم

از خانواده‌ام وقت گرفتم

قلب ویویان رو ربودم و به یه دلار فروختمش

فقط می‌خواستم یه چیزی باشم، مرد

فقط می‌خواستم یه چیزی بسازم

،مطمئن بودم یه کاری بلدم، ولی نمی‌تونم

...من

از پسش برنمیام چون هیچ گهی نیستم

چون هیچ گهی نیستم

پس طلب بخشش می‌کنم

فقط میگم، خدایا من رو ببخش

من رو ببخش

پس آمین

بخشیده شدی

من با اعداد بازی نمی‌کنم

من شطرنج بازی می‌کنم. من شاهم

لاک رُخه

تو هم سربازی - سرباز؟ -

...می‌خوام تویِ سرباز خودت رو به مردن بزنی

تا اون حرکتش رو بزنه

باشه

تکس، بانک، ماش

شماها اینجا چه گهی می‌خورید؟

انجام شد؟ - کاری که لازم بود رو کردم -

به چی می‌خندی؟

به تو، فرانک

تازه... بیرون هم هستی

بیرونم؟

سازمان دیشب واسه خروجت رأی داد

...چون یکی باید واسه بلایی که سر مو اسلیم اومد

جواب پس بده

و واسه اینکه ما رو به این معامله‌ی بازنده کِشوندی

!اه

پس برنامه‌ات اینه، کادیلاک؟

سازمان رو برعلیه من کنی؟

...نه عزیزم. تو وقتی ما رو

...به این گه‌دونی دهاتی‌ها آوردی

اعتبارت رو پیش سازمان خراب کردی

پس حالا حق انتخاب داری ...بین اینکه آروم

به خوابِ شبونه بری

یا قضیه می‌تونه ترسناک بشه

انتخاب سوم، با ما هستی؟

سلام کن

بذارش کنار

دیدی؟

روز خوبی واسه مُردنه

اون پشت چندتا قبر کندیم؟

واسه سه‌تا مادرجنده کافیه؟ - درسته -

.پس بیاید مشغول بشیم با اون خوک کوفتی شروع کن

بزنش تِکس

صبرکن. یه لحظه وایسا

نمی‌خواید حرفم رو بشنوید؟

نمی‌خواید حقیقت رو بدونید؟

حالا یه گلوله بزن تو دهن کیریش

مدرک دارم. می‌تونم نشونت بدم

اصلاً کی اینجا مسئوله، مرد؟

!خفه‌خون بگیر! به اون مادرجنده شلیک کن - !هی، وایسا -

!کَدی! کَدی - !یه خوک دروغگوی کوفتیه -

!کَدی، بذار مادرجنده حرف بزنه

...عکس اِمرسون دورسیه

با مکینلی راجرز

یکی از سارقینه

باهمدیگه در ویتنام خدمت کردن

اون قضیه به من ربطی نداره

کَدی مسئولیت کار رو به اِمرسون داد

اون رفت سراغ یه یارو به نام ویلی بلک

یه بچه‌ی خلافکار اهل جرسی

یه گروه محلی استخدام کردن تا کسی بهش شک نکنه

...همون کسشعریه که می‌خواستن اوایل امروز

باهاش ازم اخاذی کنن

بهتون گفتم اِمرسون خبر مرگش سرکش شده

به نفع تو - کسشعره -

اون کل این ماجرا رو شروع کرده. صداش رو ضبط کردم

یه اعتراف کیری؟

چه گهی داره می‌خوره؟ ها کادیلاک؟

تو چی داری میگی؟

من هیچوقت شما رو دور نزدم

!این عکسه رو داریم

می‌خواید حرف این خوک وامونده رو به من ترجیح بدین؟

احتمالاً همین الان با فرانک همدسته

!اون مار کیری که دوست‌مون مو اسلیم رو کشت

اون مسئول مرگ بابای منه

...تنها مشکل بابات

مامان جنده‌ی تو بود

ولی اونقدری باهوش بود که نذاره به کشتنش بده

می‌بینم تو اونقدر باهوش نیستی

این به خاطر بابامه - !برید، برید، برید -

پلیس آتلانتا - !همه ایست -

!انجامش نده! اونقدری که به نظر میاد کُند نیستم

.همه‌مون رو می‌کشه می‌دونی، درسته؟

...گوش کن، گوش کن. فقط من رو برسون اونجا، باشه؟

نزدیکم کن

منم به بقیه کارها رسیدگی می‌کنم

کسی لازم نیست بمیره

بهت گفتم خوکه یه چیزی داره می‌پزه

هرکسی تو اداره پلیس آتلانتا نیست بهتره تفنگش رو بیاره پایین

این قضیه تموم نشده، فرانک

اصلاً

باشه

یعنی چی؟ - فکر کردی مُردم؟ -

از چیزی که نشون میدی احمق‌تری

توی زدمبوی مادرجنده دستگیر شدی

سلام - سلام -

می‌دونی، هیچوقت فرصت نکردم از فِی تشکر کنم

میشه برام انجامش بدی؟

اگه من رو ببخشه

فقط یه راهی واسه فهمیدنش هست

می‌دونی تفنگ داره

مطمئنی با آقای موتن مشکلی نداری؟

خیلی وقته که تو صندلی مسافر بودم

وقتشه که دیگه راننده بشم

هی رئیس، این افراد چی؟

خب، با اینکه دوست دارم ...آقای موتن

،و همکارهاش رو ببرم اداره

...مدرکی نداریم

که اون‌ها رو به سرقت‌ها یا قتل‌هایی که در پی داشت وصل کنه

،ولی اگه آقای موتن باهوش باشه

...بر می‌گرده به نیویورک

وگرنه حسابی می‌چسبم بهش

!لعنتی

باز داری تهدیدم می‌کنی؟

فکر کنم آره

کاکاسیاه خودمی

...با انجام یک تحقیقات خصوصی درست جلوی چشم من

اختیار من به عنوان بالاترین افسر اعمال قانون شهر رو زیر سوال بردی

درسته

،و افسرهای دیگه رو در کار خلافت شریک کردی

که حرفه‌شون رو به خطر انداختی

بله قربان

...و اونقدری پُررو بودی

که به مطبوعات خبر دادی ...که حالا بیرون در اداره‌ام چادر زدن

و می‌خوان بیانیه بدم

درست به نظر میاد

فکر کنم دارن بی‌قرار هم میشن

انتظار داری چی‌کارش کنم؟

کارت رو

برو اعتبارش رو نصیبت کن

باشه

فکر کنم الان گولم زدی، هادی

رئیس - اوهوم؟ -

...آم

یه چیز دیگه نیاز دارم

نمی‌تونی دستگیرم کنی. اصلاً پلیس نیستی

برعکس، دوباره پلیس شدم

دپارتمان جدید، امور داخلی

توی احمق هم داری به خاطر تعرض دستگیر میشی

جوخه‌ی جاسوس‌ها

چه خبره؟ ها؟

عقل کیریت رو از دست دادی

حرفه‌ی شغلیت قراره از توالت سر در بیاره

،صحبت از توالت شد این گه رو ببرید بیرون

آره، خیلی زود می‌بینمت، پسر

باشه. خدافظ بیل

،دوتا فرد غیرمحلی رو دستگیر کردیم

آقای ریچارد کادیلاک ویلر ،و لامار براون

...به عنوان مظنونین اصلی

در سرقتِ بعد از مهمونی بود ...و قتل‌هایی که در پی داشت

از آتلانتاهایی‌های جوانی که باور میره به ماجرای سرقت مرتبط هستن

،من همیشه باور داشتم که آقای گوردون ویلیامز

،ملقب به مرد مرغی بیگناهه

...و ما در اداره پلیس آتلانتا

مطمئنیم که این دستگیری‌ها ...آقای ویلیامز رو

در چشم قانون و جامعه، تبرئه خواهند کرد

فقط یه لحظه بهم فرصت بده، باشه؟

گوردون؟

چی می‌خوای؟

...اه

...پسر، من

...داشتم تو ذهنم

مرور می‌کردم که وقتی دیدمت چی بگم

سخنرانی و همه‌چیز آماده کرده بودم

،ولی حالا که روی این پله‌ها ایستادم

،می‌فهمم مهم نیست چی بگم

چون نمی‌تونم درد اون ماجرا رو از بین ببرم

...ببین فِی

من بهت خیانت کردم

...بهت خیانت کردم. من

عهدهامون رو شکستم و واسه بچه‌هامون خطر ایجاد کردم

انجامش دادم

...می‌دونم یه روزی باید تو صف وایسم و

،بابتش قضاوت بشم

مهم نیست تا وقتی رنگم آبی بشه ،حرف بزنم

چیز خاصی تغییر نمی‌کنه

،گمونم در جواب سوالت

فقط اومدم چون می‌خواستم ببینمت

خب، داری می‌بینیم

ببین فی، فکر کردم میشه دوتاش رو داشته باشم - ...گوردون -

.نه فی، خواهش می‌کنم، لطفاً ببین، فقط حرفم رو بشنو

فقط... حرفم رو گوش کن، باشه؟

فکر کردم می‌تونم دوتاش باشم، فی

...فکر کردم می‌تونم واسه خیابون مرغ باشم

و واسه تو گوردون باشم

اشتباه فکر می‌کردم

...آم

اینم می‌دونم که لایق این نیستم

سزاوارش نیستم

...میرم و می‌ذارم برگردی به کارت برسی و

راه خودم رو میرم

گشنته؟

خیلی گشنمه

زودباش بشقابت رو بردار

همه‌مون قبلاً راه رو گم کردیم

منم فرقی ندارم

...ببینید، من

تو برهوتِ گناه سرگردان بودم

...ولی با کمک افرادی که دوستم داشتن

،و اون‌هایی که نداشتن خب، راهم رو به خونه پیدا کردم

شنیدین چی گفتم، اهالی کلیسا؟

گفتم تونستم راهم رو به خونه پیدا کنم

،ببینید، تو دوران دنیاپرستیم

...می‌گفتم همونطور که اعداد جمع می‌کنم

آدم‌ها رو جمع می‌کنم

ولی دیگه این رو نمیگم، اهالی کلیسا

نه، دیگه اون حرف رو نمی‌زنم

حالا میگم مردم رو واسه خدا جمع می‌کنم

اهالی کلیسا، شنیدین چی گفتم؟

،گفتم

!مردم رو واسه خدا جمع می‌کنم

آمین! گفتم آمین

آمین - !آمین -

آمین

آمین

♪ گفتم دارم بالا میرم - ♪ ♪ بالا میرم - ♪

♪ از کوهستان مرتفع - ♪ ♪ کوهستان مرتفع - ♪

♪ می‌خوام برم خونه - ♪ ♪ می‌خوام برم خونه - ♪

♪ مسیرم ♪

♪ ناهموار بوده ♪

♪ می‌خوام برم خونه - ♪ ♪ می‌خوام برم خونه - ♪

♪ مسیرم یکم ناهموار بوده ♪

♪ میرم خونه ♪ ♪ از کوه بالا میرم ♪

♪ گفتم مسیرم یکم ناهموار بوده ♪

♪ می‌خوام برم خونه - ♪ ♪ می‌خوام برم خونه - ♪

♪ از سمتِ سختِ کوه بالا میرم ♪

♪ می‌خوام برم خونه ♪

می‌خوایم بریم خونه

،گوردون ویلیامز زندگی خود را تغییر کرد ،از خلافکار به کشیش تبدیل شد

وفادارانه به جامعه‌اش خدمت کرد تا زمان مرگش در سال 2014

کارآگاه جِی‌دی هادسون در آینده نماینده‌ی اصلاح اعمال قانون شد

از طریق جایگاه خود به عنوان رئیس امور داخلی پلیس آتلانتا

،محمدعلی حرفه‌ی نمادین خود را احیا کرد ،مدعی یکی از بزرگترین ورزشکاران تمام دنیا شد

و یکی از بانفوذترین چهره‌های قرن بیستم

در طول سه دهه بعد، آتلانتا ،تبدیل به شهر بین‌المللی بزرگی شد

نهایتاً به عنوان میزبان بازی‌های المپیک 1996 انتخاب شد

علی با بازگشتن برای روشن کردن ،مشعل المپیک در بازی‌های 96

عشق خود به شهر آتلانتا را تحکیم کرد

«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

برای آتلانتا، با عشق

دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.