Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:::::::::تیـــم ترجـــمه آیــــرِن تقدیـــــم میــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیـــ( خاموشی - سفیدبرفی باید بمیره )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سریع بود ها
هی، صبر کن، صبر کن
وایسا وایسا - هی، درد داره -
یه لحظه صبر کن
نه
وایسا
بو یونگ، دائون
گو جونگ وو، مشتاق دیدار
...جونگ وو
اینکه تنها بزرگ شدی حس خوبی داره؟
خوشحالی؟
مارو که فراموش نکردی، کردی؟
مارو فراموش نکن
باید پیدامون کنی
::::::::: آیـــ( خاموشی - سفیدبرفی باید بمیره )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam:::: (قسمت چهارم)
باشه، الان میایم اونجا
!هی - بله -
هی اینجا چخبره؟
منظورتون از پیدا شدن جسد چیه؟
مطمئنـین که شوخی نیست؟
جسد برچسب اسم شیم بویونگ رو داشت
چی؟ - شیم بویونگ -
ما به یه تحلیل کامل نیاز داریم تا مطمئن بشیم
شیم بویونگ؟
هی! منتظر چی هستین؟
به همه کسایی که تو پزشکی قانونی دارید زنگ بزنید
اونا از قبل آماده رفتنن
اوه... آفرین
!رییس! رییس
خدمتکار
خدمتکار، بیدارین؟
اوه بله
صبح به این زودی چیزی شده؟
درسته
مطمئن شو سو اوه به محض اینکه بیدار شد داروهاشو مصرف کنه
بله قربان- خیلیخب -
آره، من نزدیک اونجام زود بیاین اینجا
حرومزادهی حیله گر
بلند شو
چیه؟
پیداش کردن
کیو؟
بویونگ و پیدا کردن
اونی
الان چی گفتی؟
بویونگ و پیدا کردن
بویونگ رو؟
بویونگ منو؟
بویونگ کجاست؟
ها؟
بویونگ کجاست؟
بویونگ
داری سعی میکنی مدارک و از بین ببری؟
جرئت نکن انگشتت و روش بزاری
هی، مستقیم به چشمام نگاه کن
...جونگ وو
...جونگ وو
...جونگ وو
گو جونگ وو خودتو جمع کن
خودتو جمع کن
گو جونگ وو، حرومزاده
گو جونگ وو خودتو جمع کن
!اون باید پیدا بشه
ممنونم که پیدام کردی، جونگ وو
متاسفم
متاسفم
ببخشید
فکر میکنی با تاسفت چیزی حل میشه؟
همه چیز اینجوری حل میشه؟
ها؟ همه چیز اینجوری حل میشه؟
لعنت بهش اون مرده
!اون مرده
تو کشتیش، حرومزاده
توی حرومزاده! تو
کشتیش
!شلیک کن
!شلیک کن
ده ساله که بارها التماس کردم
که بزارین بویونگ و دائون و پیدا کنم
...تا تهش میخوای همین نقش رو بازی کنی
ولی من نبودم
کار من نبود
کار من نبود
(مدرسه ابتدایی چون سو)
لطفا قاتل و بگیر، لطفا
...لطفا
حرومزاده
سربازرس
لعنت بهش
!سربازرس نو
بله من این پایینم - خب-
اول تیم پزشکی قانونی رو بفرستید
بعد کل مدرسه رو بگردید
!بله قربان
ما تا الان فقط یک جسد رو داریم
!تیم جستجو
خوبی؟ - !تیم جستجو-
شیم بویونگ
همون دختریـه که ده ساله پیش مرد؟
آره دیدیش؟
برچسب اسم رو دیدم
با یونیفرم مدرسه و استخوناش
(شیم بویونگ)
بلند شو
بگیریدش
...سربازرس، من
رییس پلیس
من شخصا با شاهد مصاحبه میکنم
ببخشید
با مصاحبه با شاهد موافقید؟
اوه... آره حتما
پس لطفا با تیم ما به ایستگاه پلیس بیاید
جونگ وو
خوبی؟
دنبالم بیا
(شیم بویونگ)
دخترم کجاست؟ دخترم کجاست؟
!بویونگ
بویونگ، مادرت اومده
...بویونگ- خانم -
ولم کن
باید چک کنم ببینم دخترم هست یا نه
آروم باش
بویونگ مادرت اینجاست
آروم باش باشه؟ مادر بویونگ
آروم باش
اول باید تخقیق کنن
پس لطفا تو خونه منتظر بمون
چرا بو یونگ من اینجا رها شده؟
چرا اینجا؟ ...بویونگ، مامانی
چرا یه جایی مثل اینجا رها شده؟
مادر بویونگ
خیلی طول کشید تا پیداش کنیم
من بعنوان مسئول تحقیقات اون زمان عذر خواهی میکنم
چرا اینجا؟
!بویونگ
تو دیدیش، درسته؟
تو بویونگ رو دیدی؟ آره؟ دیدیش؟
...دخترم اگر زنده بود
مثل تو زیبا بود
میخوام ببینم
!میخوام بویونگ رو ببینم
!اورژانس- !مادر بویونگ-
ببریدش لطفا
نرو ایستگاه پلیس برو انبار روستای موچون
چی ؟ چرا؟
باید یادش بیاریم
بیا بیرون
اینجا آماده باش باشی
اگه دنبالم بیای دخلت اومده
برو تو
بیا اینجا ببینم
!همینجا
اینجا جاییه که دوستت شیم بویونگ مرده
!و دقیقا اینجا
اینجا جاییه که دوست دخترت، پارک دائون
بارها با آچار زده شد تا مرد
اینم یادت نمیاد نه؟
من
...اینکارو با بویونگ و دائون، دوستام
اینجا کردم؟
دائون
من میخوام بکشمت، پس خفه شو
اینجوری، اینجوری، اینجوری
!شبیه این، اینجوری
پس من اینجوری کشتمش؟
ولی من اونارو نکشتم
قطعا من نکشتمشون
چی؟
اصلا وجدان نداری؟
وقتی اون اتفاق افتاد من اینجا نبودم
!حرومزاده
لطفا کمکم کن
لطفا قاتل و بگیر
نجاتم بده
لطفا مقصر و بگیر و کمکم کن
...چرا تو
!هی تو
...میتونی منو بعد اینکه
...مقصری که
دائون و بویونگ و کشته رو پیدا کردی، بکشی
لعنت بهش
من نبودم
...اگر به ناحق متهم شدم
یعنی قاتل نیستم درسته؟
چی بهت اعتماد بنفس اینجوری رفتار کردن رو میده؟
من شبیه یه پلیس خوبم که به حرفای جنایت کارا گوش میده؟
ها؟
...من و بویونگ تو ماشین دعوا کردیم
...توی ماشین... بویونگ- !بس کن-
لعنت بهش
!دقیقا اینجا
همینجا بود
اینجا ماشینم پارک بود
من اینجا با بویونگ دعوا کردم
تو دعوا نکردی، کشیش
...بویونگ
چیز بدی راجع به دائون گفت و منم عصبی شدم و سرش داد کشیدم
ولی انقدر بد کشیدمش که دستبندش رو زمین افتاد
!احمق دیوونه
چطور جرات کردی حتی اسم بویونگ رو به زبون بیاری؟
چه مرگته تو؟
من نبودم
ها؟ - ...اینجا -
(ایستگاه پلیس موچون)
اینجا کجاست؟
(مدرسه ابتدایی چونسو)
بهتری؟
باشه خیلی طول نمیکشه
...ولی جونگ وو، فقط وانمود میکنم که ندیدم
که چه اتفاقی تو انبار افتاد...
...ببین بیونگ مو - من دوستتم -
ولی من دوست بو یونگ هم هستم
پس خواهشا دست از هرکاری که میتونه به بویونگ آسیب بزنه بردار
داشتم موقع پیاده روی عکس میگرفتم که
اینو تو یه خونه تو روستای چونسو پیدا کردم
آوردمش اینجا چون شبیه استخون انسان بود
ببین بیونگ مو
...وقتی ما جوون بودیم، هیچکی نمیدونست همچین جایی
تو روستای چونسو وجود داره...
آره فکر کنم
...ده روزه نخوابیدم
ای حرومزادهی دیوونه
لعنت بهش
هی، فهمیدی جسد پارک دائون کجاست؟
اینجارو ببین، حرومزادهی شیطان صفت اصلا تلاشی هم میکنی که پیداش کنی؟
چرا فقط بهمون میگی شیم بو یونگ کجاست
پارک دائون؟
پارک دائون کجاست؟ !پارک دائـــون
...مردک روانی
هی
پارک دائون رو چقدر دورتر دفنش کردی، ها؟
تو یه روستای دیگه دفنش کردی؟
تو یه شهر دیگه؟
!لعنتـــی
"روز روشن بود، معلوم نبود"
ناگیوم، ناگیوم
شنیدی؟
اونا بویونگ رو پیدا کردن
...بنظر نمیاد بتونم با جونگ وو ارتباطی برقرار کنم
کجا میری؟
باید جونگ وو رو ببینم
اصلا میدونی کجاست؟
(ردیابی جیپیاس)
(یه یونگ شیل)
،حتی اگه ما عمر طولانی ۱۰۰ ساله هم داشته باشیم
وقتی در معرض این همه بیماری هستیم چه فایدهای داره؟
مهم اینه تو این سالها چقدر سالمیم
صبر کن
به هر حال زمان میگذره
و یه فرصت حداقل یه بار میاد
شواهد
اگه فقط بتونم شواهدو پیدا کنم
درسته - من از یه یونگ شیل انتظار کمتری ندارم -
ما به سیاستمدار درستی رای دادیم، موافق نیستی؟
مزیت زیادی از ایجاد شغل وجود داره
اگه همچین سودی میتونه جوونهای مارو شادتر کنه
این به معنای آیندهای روشنتر برای همهمون نیست؟
دوست دارم روزمو با یه جمله کوچیک شروع کنم که میگه
"وفور نعمت و رفاه شکوه و شادی میآورد"
،طبق این گفته ...وفور نعمت و رفاه
برای مردم شکوه و شادی میاره
جوری که هر شهروند موچون میتونه همیشه خوشحال باشه
امروز هم مثل همیشه تمام تلاشـمو میکنم
ممنون - ممنون از شما خانم یه یونگ شیل -
عالی بود خانم
این همون چیزیه که همیشه میگم
برنامه امروزم چجوریه؟
از ساعت ۱۱ صبح بازدید از ۴ مرکز شهروند سالمندان دارین
بعدش صحبت با دانشجوهای دانشگاه موچون
و بعد از اون، برای شب، جمع آوری کمکهای مالی برای بچههای نیازمند
...ولی خانم
پرونده قتلی که اجساد پیدا نشدن رو یادتونه؟
...هنوز مقالههای زیادی درموردش وجود نداره
...اما فکر کردم که باید بدونین...
(بقایای کشف شده برای قتل جسد ناپدید شده موچون)
!اوه، نه
پدر مادر مقتول چی؟
الان کجان؟
اوه، ولی اگه برنامه رو عقب بندازید
...خیلی فشرده میشه
!بو یونگ
هی، حرومزاده، این درو باز کن
هی، حرومزادهها گفتم این درو باز کنین
سو اوه اوپا
برو
شیم بو یونگ رو میشناسی، مگه نه؟
اونا پیداش کردن
زیر مدرسه متروکه تو روستای چونسو
...من یه استخونو پیدا کردم
گو جونگ وو ازش استفاده کرد تا جسدو پیدا کنه
...همه بهش میگن عجله کنه و
پارک دائونو پیدا کنه...
ولی من حس میکنم گو جونگ وو واقعا نمیدونه
...به هرحال، اوپا
!نـــه. بـرو! بـــــرو
!اوپا! اوپــــا- !بـرو! بـــــرو-
!نــــه
اوپا! اوپــا، چه خبره؟ چت شده؟
!خانم
!اوپا
اوپا! حالت خوبه؟ - !اوه خدایا -
!اوپا! نفس بکش - چه خبره؟ -
چیشد؟ - نفس بکش اوپا -
!لطفا با آمبولانس تماس بگیرین
اوپا، چیزی نیست، همه چیز مرتبه
...هاسول
هوم؟
کار جونگ وو نبود
(تحقیقات قتل جسد ناپدید شده موچون)
...از شروع تحقیقات فقط ۸۰ روز تا صدور حکم
طول کشید
اون به تمام اتهاماتش اعتراف کرد و مستقیما به زندان فرستاده شد
حتی بدون اینکه درخواستی داشته باشه
برا مدتی سروصدا به پا میکنه
با وجود سرما کارتون خوب بود
ممنون قربان
...ولی قربان
دربارهی پروندهی گو جونگ وو
گو جونگ وو؟ چیه؟
درمورد اتفاقی که امروز افتاد گیج شدم
این حقیقت که اون ادعا میکنه که ...بخاطر فراموشی چیزیو به یاد نمیاره
غیرمنطقی نیست که با این که اون ...این دونفرو انقدر دقیق به قتل رسونده
و هنوز نمیتونه یه چیزو بیاد بیاره؟...
خدایا
انگار دارم بازجویی میشم
اوه، ببخشید
به نظر میرسه هیچوقت دست از کار نمیکشم
مشکلی نیست
فقط یکم معذب کننده بود
تا حالا بازجویی نشدم
...که اینطور
چی میخوای بگی؟
معمولا حداقل سه ماه از بازداشت تا صدور حکم طول می کشه
معمولا، حداقل شش ماهه
ولی پرونده گو جونگ وو کمتر از دو و نیم ماه جمع شد
خب، این به دادستان بستگی داره
تنها کاری که ما انجام میدیم اینه که رو تحقیق کار میکنیم
مگه انجام سریع تحقیقات اشتباهه؟
...اوه، معلومه که نه
چرا حرفات اینقد زنندهان؟
واقعا چی میخوای بگی؟
قربان
شما باعث شدید گو جونگ وو اعتراف کنه تا مجازاتش کمتر بشه، اینطور نیست؟
به همین خاطره که به حکمش اعتراضی نداشت
حداکثر مجازات ۲۰ سال بود
...اما محاکمش سریع انجام شد تا
موقعی که سنش کم بود، محاکمه شد و حکمش به ۱۰ سال کاهش پیدا کرد
این کار شما بود؟
تو بودی چیکار میکردی؟
پسر بهترین دوستت بیفکر و ناگهانی مرتکب قتل میشه
تو این شرایط چه توصیهای براش میکنی؟
سرپرست نو
بله قربان
اگر در حین تحقیق تحت تأثیر احساسات شخصی قرار گرفتم
دلیلی برای اینجا بودن ندارم
متاسفم که وقتتونو گرفتم
من دیگه میرم
بله، سلام
راستی، رئیس کیم
باید برم بیرون اگه اتفاقی افتاد باهام تماس بگیرین
اتفاقی افتاده؟
بخاطر سو اوهعه
باید برم پیشش
!قوی بمونین، قربان
چیه؟ - کیه؟ -
بانوی کنگره؟
خانم! چی باعث شده بیاید اینجا؟ - خدایا -
...اوه، سلام
...خدایا
از این راه - از این طرف، خانم -
!هی، نماینده کنگره یه یونگ شیل اینجاست
!نماینده کنگره یه یونگ شیل اینجاست
اوه خدای من! مجبور نبودین تا اینحا بیاین
حتما تو شوک هستین
...اوه خانم
اوه عزیزم! برای اتفاقی که افتاده واقعا متاسفم
...خانم - اوه، خانم -
چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟
این کجاش قانونه؟
...خیلی طول کشید تا جسد دخترم پیدا بشه
با این حال قاتل آزادانه تو خیابونا چرخ میزنه
این کجاش منطقیه؟
درست میگه
گو جونگ وو، اون حرومزاده به جرم قتل دو نفر رفت زندان
اون دوران محکومیتـشو گذرونده ولی کلا ۳۰ سالشه
این کجاش عادلانهست؟
من بهتون کمک میکنم
...قانونی تصویب میکنم که از حقوق قربانیا در برابر
مجرما حمایت کنه
...خانم
...قبل از تصویب چنین قانونی
لطفا شوهرمو از زندان بیرون بیارین
من کاملا درک میکنم که تو چه حالی هستین
واقعا قلبم شکست
عدالت کجاست؟
این عدالت لعنتی کجاست؟
...خانم
خانم باید برای برنامه بعدی برین
حتی اگه الان برین دیر میرسین
قوی بمونین، خانم
روزای خوب وقتی دردها از بین برن قطعا میان
لطفا قوی بمونین
...پس من
...خانم نماینده
ممنونم، خانم ممنونم
خدایا- ممنونم-
خدای من
ممنونم - قوی باش-
لطفا مراقب باش
ممنونم
هرچقدرم که طول بکشه من باید یادم بیاد
(گواهی موقت، گو جونگ وو)
...لطفا
سو اوه، مشکل چیه؟ چرا داری اینکار رو میکنی؟
...هاسول
نقاشی
نقاشیها
نقاشیهای داخل گلخونه؟
لطفا نقاشیهامو بیار
اما به کسی نگو
این یه رازه
باشه
اون دوتا دختر که آینده درخشانی داشتن رو به قتل رسونده
با این حال فقط چون سنش کم بوده ده سال رفته زندان؟
....چقدر باید سختتر کار کنم
که همچین قوانینی رو از بین ببرم؟
شما باید به همون قدری که الان کار میکنید، کار کنید
خب
سو اوه
من۱۰گرم لاکوزامید تزریق کردم
شرایطش چطوره؟
دکتر، مدام تشنج صرعی داره
حدودا یک ساعت پیش تشنج خیلی بدی داشت
سی دقیقه بعد از بهوش اومدن، تشنج کرد
و الآن هم دوباره تشنج کرد
تاحالا اینجوری نبوده
مشکل چی میتونه باشه؟
آه، حالش بهتر میشه
شرمنده، شما کی باشین؟
اوه، معذرت میخوام
من دوست سو اوه هستم
اوه، متوجه شدم
سو اوه هیچ رازی رو ازم پنهون نمیکنه
تعجب آوره که همچین دوست خوشگلی داشته
...فعلا تمام ملاقاتیها رو محدود کنید
و یه اتاق در دسترس پیدا کنید
بله دکتر
رئیس، سو اوه یه چیز عجیبی نقاشی کرده
اون موقعها خیلی خوشحال به نظر میرسم
الان چی گفتی؟
!هی
!ول کن
هی، شیم بویونگ
!هی
اون روز بویونگ گریه میکرد
حتی قبل از این که سوار ماشین بشم هم گریه میکرد
...اوه
...بعد از اینکه بویونگ رو اونطوری رد کردم بره
عصبانی بودم پس برگشتم تو ماشین
بعدش بقیه به ماشین نزدیک شدن
پیداش کردم
...مامان اینارو نگه داشته بود
من همیشه دقیقا ۱۰ دلار بنزین میزدم
چون دانشآموز بودم و پولی نداشتم
و اون روز تقریبا باک ماشینم خالی بود
من نبودم
من اون هارو نکشتم
چی میبینی؟
همونطور که تلفنی بهتون گفتم
وقتی گلخونه رو تمیز میکردم شوکه شدم
سو اوه چیز خیلی عجیبی نقاشی کرده
خدمتکار، بقیه روز رو مرخصی
حقیقتا، میدونی چیه؟
از اونجایی که سو اوه بیمارستانه تا وقتی بهت زنگ نزدم مرخصی
ممنون آقا
...سو اوه
!برو بیرون، عوضی! برو بیرون
یادت میاد من همیشه دقیقاً 10 دلار بنزین میخریدم، ها؟
چیزی یادم نمیاد و نمیخوام هم که یادم بیاد
میدونی چقدر بخاطر تو زجر کشیدم؟
!هر روز به ایستگاه پلیس احضار میشدم
...فقط باید بهم بگی
کسی غیر از من ماشین من رو 10 سال پیش بنزین زده؟
!انقدر چرت و پرت نگو
!دیگه نمیخوام با امثال تو حرف بزنم
فقط برو- ...آقا، التماس میکـ-
!گمشو
...گمشو
لعنت بهش
لعنت
خوبی؟
هی
چرا وقتی باهات اینجوری رفتار میکنن اینجا میمونی؟
بیا بریم
بیا مادرتو برداریم بریم یه جای دیگه، خب؟
نمیتونم برم
چرا؟
چرا نمیتونی بری؟
تا دائون رو پیدا نکنم نمیرم
ده سال گذشته و هیچکس پیداش نکرده تا حالا
پس چجوری پیداش میکنی؟
و اگه پیداش کنی چی تغییر میکنه؟
میتونه ثابت کنه که من قاتل نیستم
چی؟
تنها کاری که میتونم بکنم اینه که خودِ گذشتهمو پیدا کنم
...به خاطر همین توام باید
برگردی سرِ زندگی خودت
...جونگ وو
بیا با مادرت بریم سئول
من میتونم تو این زمینه بهت کمک کنم
دوک می
تا به حال کاری کردم که دچار سوءتفاهم بشی؟
فکر نمیکنم کرده باشم
با دقت رانندگی کن و برگرد سئول
!هی، بوی بدی میده
هی، جونگ وو
ما دوباره تو یه کلاسایم؟
سوه اوه- هی، بیدار شو-
هی! هی، بشین اینجا
هی
لعنت بهت
سو اوه کجا رفت؟ بیمارستان؟
اون همه نقاشی کجاست؟
...سلام
(نماینده کنگره یه یونگ شیل)
فرنی تقریبا آمادهست
فقط یکم دیگه صبر کن
چجوری میتونم با این وضع فرنی بخورم؟
لطفا برید
همهتون
اینجوری نکن، ما فقط نگرانتیم
نگران؟
نگرانی چیزی رو تغییر میده؟
حتی خانم نماینده هم در این باره نمیتونه کاری کنه
اونوقت شما چکار میتونین بکنین؟
واسه همین باید دور هم جمع بشیم
آره- برای چی؟-
واقعا میتونیم کاری کنیم؟
مشکلت چیه؟
بیاین بریم
زود باش، پاشو بریم
بریم
...میدونم برات سخته
ولی نادیده گرفتن صداقتـمون خوب نیست
من شخصیتت رو اشتباه فهمیدم، سول؟
تو بیشتر از این حرفا حالیته که همچین کاری کنی
چجوری میتونی دزدکی وارد خونه یکی دیگه بشی؟
متاسفم
دیگه تکرار نمیشه
باشه
وقتی سو اوه بیمارستانه، چی کشوندهتت اینجا؟
...خب، موضوع اینه که
ولی نباید به کسی بگی
یه رازه
میدونین حال سو اوه تو بیمارستان چجوریه دیگه؟
فقط فکر کردم ممکنه حوصلهاش سر رفته باشه، واسه همین داشتم براش کتاب میبردم
کتاب کمیک
و از اونجایی که عاشق نقاشی کردنه
...داشتم فکر میکردم رنگ و قلمو بردارم
خانم ها سول
ازت ممنونم که اطراف سو اوه هستی
و مراقبشی
اما حالش بدتر از چیزیه که فکر میکنی
تو حالتی نیست که کمیک بخونه و نقاشی بکشه
متاسفم، درست فکر نکردم
اشکالی نداره اگه بهش سر بزنم، درسته؟
چیزی که در حال حاضر نیاز داره کامل استراحت کردنه
من بعدا باهات تماس میگیرم
میدونی منظورم چیه، مگه نه؟
بله آقا
ناگیوم، باعث افتخاره که تو موچون ملاقاتت کردم
ممکنه کلیشهای به نظر برسه
اما بنظر داستان عشق اول بهترین داستانه
...بنظر من کلیشه در سناریوتون
چیزیه که اونو جذاب میکنه
عشق ابدی
این چیزیه که همه میخوان
خب عشق اول شما کی بوده؟
کارگردان؟
اوه، معذرت میخوام
نه
بنظرم اگر قراره در مورد فیلم صحبت کنیم باید در مورد من صحبت کنیم
...من
از یکی خوشم میاد
اون عشق اولمه
...حتی اگه کسی رو کشته باشه
برام مهم نیست
...اهمیتی نمیدم
...اگه دیگه نتونم بخاطر اون
بازیگر باشم
این تقصیر تو نیست، یو جین
این درمورد هر انسانی صدق میکنه
تو کار اشتباهی انجام ندادی یوجین
مشکلی نیست
(اتاق مدیر مرکز)
هفته بعد میبینمت
:شماره ناشناس) (تو ۱۱سال پیش منو کشتی
اوه، چه خوبه
نوشیدنی بعد کار
این چه منطقیـه آخه؟
...اما من از این که چطور
....تحقیقاتمون به پایان رسید
قبل از این که جسد پارک دایون رو پیدا کنیم اذیتم
این واقعا منو آزار میده
ما باید گو جونگوو رو خورد و خاکشیر میکردیم
راستی، قضیهی پروندهی ده ...سال پیشِ گو جونگ وو رو شنیدم
عملا همه چیز رو حل کردین، رئیس بخش
آره، شایعات رو هم شنیدیم
کمک بزرگی کردین
ای بابا، کجاش کمک بود آخه
تموم تحقیقات همینجوریان
وای، چه آدم متواضعیـه
یه کارکشتهی واقعی هستیها
خب چجوری انقدر سریع
گو جونگ وو رو دستگیر کردین؟
کار آسونی نبوده
...خب، قضیه اینه که
،اگه فقط یه ذره دیر میکردم واقعا اوضاع سخت میشد
گو جونگ وو رو بخاطر یه تماس تلفنی گیر انداختم
شروع قضیه از اینجا بود
بله، مادربزرگ
با کی اونجایی؟
یعنی چی؟
یکم تو انبار وقت میگذرونم و بعدش میرم خونه
برو خونه دیگه
وقتی برگشتم خونه بهت زنگ میزنم
...دائون- قطع کن-
چرا جواب تلفنهامو نمیدی؟
عجب آدم سیریشی هستیها
آهای
عاصی شدم از دستت دیگه
کارت جالب نیست
...دائون
گندش بزنن
بازندهی کثیف
پارک دائون
الو، دائون؟
!چطور جرئت میکنی دست روم بلند کنی
گزارشت رو به پلیس میدم
تو فقط یه هرزهی دبیرستانیای
چی؟
بهت گفتم اینجوری باهام حرف نزن
اوه، کسی اونجا نیست؟
!بهت گفت اونجوری باهام حرف نزن
مادربزرگِ قربانی صداهاشونو !از پشت تلفن شنید و گزارش داد
واقعا کار خدا بود
!و علاوه بر اون
شواهد قطعی هم پیدا کردی، نه؟
ای بابا، چرا اون قضیه رو میکشی وسط؟
...وای، پس تو بودی که گو جونگ وو رو
خونی و با کفشهای گِل آلود پیدا کردی؟
منطقه چطور بود؟
عکسهای اون منطقه که وحشتناک بود
عکسهای شواهد رو هم دیدم
همون پاشیده شدن خون به تنهایی نشون میداد که صحنه چقدر وحشتناک بوده
...ولی تو همچین زمان کوتاهی دو تا دختر رو کشته و
...جسدشونو رها کرده
گو جونگ وو واقعا فراموشی گرفته؟
...فراموشی
،گو جونگ وو، مردک حرومزاده ادعا میکرد که چیزی یادش نمیاد
و هی چرت و پرت بهم میبافت
گو جونگ وو شیم بویونگ رو کشت و تموم خونـش رو پاک کرد
جوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
بعدشم پارک دائون رو کشوند انبار و باز اونو کشت
الدنگ بویی از انسانیت نبرده
میشه دیگه راجع بهش حرف نزنیم؟
بعنوان شاهد باهات مصاحبه شد، درسته؟
چی گفتی؟
هی، سخت نگیر
اوضاع الان پرتنشه
چیکارش میخوای بکنی؟
!به سلامتیِ عشا
!عزم، شجاعت و استعداد
،اولین بارم نیستها ولی هیچوقت آسون نمیشه
لطفا بشینید
ماههاست دچار حملهی صرع نشده
اگه محیطش تغییر کنه یا ،با آدمهای غریبه ملاقات کنه
ممکنه علائمـش رو تحریک کنه
این اواخر همچین اتفاقی افتاده؟
باید همه چیز رو بدون توجه به اینکه چقدر پیش پا افتادهست بهم بگین
دختری که امروز سو اوه رو آورد بیمارستان گفت دوستشه
ولی من تاحالا ندیده بودمش
اوه، هاسول رو میگی؟
هاسول دانشجوی پزشکیِ تو مرخصیـه که پاره وقت توی باغ موچون کار میکنه
اوه، دانشجوی مرخص
بنظر میرسه توی چند ماه گذشته با سو اوه صمیمی شده
احیانا، گو جونگ وو رو یادتون میاد؟
کی؟- گو جونگ وو-
حدودا ده سال پیش با گون اوه تو این بیمارستان داوطلب میشد
یادتون نمیادش؟
(داوطلب)
جونگ وو- بله؟-
شنیدم داری واسه دانشکده پزشکی درخواست میدی
...قضیه مال خیلی وقت پیشه
...قتل جسد گمشده
آشنا نیست؟
...اوه، راست میگی، آره
حتما خستهاین معلوم نیست پزشکی قانونی کِی زنگ بزنه
نه، مشکلی نیست
،باید بری خونه امروز حسابی کار کردی
نه، خوبم
...وقتی زنگ زدن خبرتون کنم
(رئیس تیم پزشکی قانونی، اوه) دیدیش؟
درست به موقع، ها؟- بریم-
،حتی اگه ده سال پیش پرونده رو بسته بودن
طبیعیـه که آدم توسط کسی که تازه از زندان در اومده احساس خطر کنه
،تو موردِ سو اوه
...بدنش وقتی واکنش نشون میده
که آدم یا اشیائی که میخواد ازشون دوری کنه رو میبینه
درسته
،ولی در هر صورت ...کسی مثل سو اوه
میتونه چیزی که تو تصورات یا خوابش میبینه رو نقاشی بکشه؟
امکانش هست
باید داروهاش رو تغییر بدیم
اوه، باشه
...میخوام بیمارستان بمونه
و با امواج مغزی و اینا معاینهی کامل بشه
:شماره ناشناس) (تو ۱۱سال پیش منو کشتی
رئیس؟
حالتون خوبه؟ خوب بنظر نمیرسین
حتما چون حسابی مشغول بیمارا هستین غذا نخوردین درست و حسابی
انقدر داغونم؟
(یه یونگ شیل)
وای
،وای خدا، خانوم عالی بنظر میرسین امروز
سر و وضعم خوبه؟- شیک شدین-
حرف ندارین
حیفه که این فقط واسه ویدئوی تبلیغاتی استفاده بشه
دل تو دلم نیست صحنههایی که با همسرتون ضبط کردین رو ببینم
توقع زیادی نداشته باش
چرا نداشته باشم؟
چون فراتر از انتظاراتت پیش میرم
سلام
اومدین، خانوم
!خانوم- !یه چیزی بیار اینو پاک کن-
!خیلی شرمندهام
چه غلطی داری میکنی؟- شرمندهام واقعا-
!چندتا دستمال بیار
چیزی نشد
خداروشکر آیس کافی سفارش دادم
اگه داغ میبود که فاجعه میشد
امروز روزِ شانسمه حتما
خیلی عذر میخوام خانوم واقعا شرمندهام
اشکالی نداره
کسی چیزیش نشد
میتونم لباسمو عوض کنم فقط
شوهرم کِی میرسه اینجا؟
(گزارش تجزیه و تحلیل دیانای)
...دیانای باقی مونده از اسکلت
با شیم بویونگِ مفقود شده مطابقت داره
نتایج دقیق کالبدشکافی و پزشکی قانونی کِی منتشر میشه؟
...بقایای اسکلت، هر گونه متعلقات
و تمامی مدارک به پزشکی قانونی کشور منتقل شده
اونقدری طول نمیکشه
چجوری از شرش خلاص بشیم؟
فکر کردی آشغال شیطانی مثل اون فقط بخاطر حرف ما دمشو میزاره رو کولش و میره؟
باید پدرشو در بیاریم و مجبورش کنیم بره
نه، باید از حرفهامون استفاده کنیم
میتونیم بگیم از اینکه دور و برمونه وحشت کردیم
هیچ نمیفهمیم جونگ وو چیکار قراره بکنه
نمیشه بگی که ما الان فقط بویونگ رو پیدا کردیم؟
فکر کنم اتفاقی پیداش کرده
چی؟
آخه، گو جونگ وو
،محکومیتش رو که سپری کرده دیگه دلیلی نداشت پیداش کنه
اگه جسد رو پیدا کرده که بدبیاری آورده
پس واسه چی باید بگرده دنبالش؟
...درسته
جونگ وو با پیدا کردن مقصر چیزی گیرش نمیاد
تو چی سرت میشه دخترهی بیادب؟
،بزرگترا دارن اینجا صحبت میکنن وسط حرف نپر
هاسول، لطفا یکم کیمچی بیار واسمون
باشه
...اون حیوون موذی
داره روستای آروممونو بهم میریزه
اگه شایعه پخش بشه چی؟
ارزش زمینی که اینهمه سال بالا اومده بود رو چیکار کنیم؟
،اگه حرف بپیچه که یه قاتل این دور و بر زندگی میکنه
همه چی تمومه
موافق نیستین؟
دقیقا
نمیتونیم با امثال جونگ وو یه جا زندگی کنیم
...همهمون باید با هم متحد بشیم
و چیزی که میخوایم رو بعنوان اکثریت زور کنیم
خیلی خب، پس بیاین امتحانش کنیم
بیاین واسه همیشه بندازیمش بیرون
پس فقط بگیم نمیتونیم با یه قاتل زندگی کنیم؟
...ببخشید
چیه؟
اون انبار نزدیک خونهی رئیس پلیس
چرا بحث اون مکان وحشتناک رو میکشی وسط؟
چرا تخریب نشده؟
آدما اونجا مُردن و حتی واسه انبار کردن هم استفاده نمیشه
اون انبار مال خانوادهی جونگ ووئه
واسه همین مادر جونگ وو نمیذاره تخریبش کنیم
چرا؟
نمیگه چرا
گمونم میخواسته جرم پسرش رو یادش بمونه
کار آسونی نیست
همینو بگو
چطور همچین هیولایی از همچین پدر مادر خوبی در اومده آخه؟
ای داد
اون انبار خیلی دراندشت بنظر میرسید
تراکتور هم توش بود؟
معلومه ...بچهها روی اون تراکتور بزرگ
یونجه میچیدن و تموم مدت اونجا بازی میکردن
اینا همهش مال گذشتهست
سو اوه- چه اتفاقی داره میافته؟-
سو او نفس بکش- چی شده؟-
عجله کن اینو سرو کن
...از اونجایی که اعتراف کرده
بهترین کار در حال حاضر، تخفیف مجازاته
و باید با خانواده مقتول تسویه حساب کنی
!خیلی تیزبینی
از کجا فهمیدی من تازه از سرکار اومدم؟
میتونیم همدیگه رو ببینیم و حرف بزنیم؟
حتما، بیا همو ببینیم
هی، توی خونه نودل داری درسته؟
:شماره ناشناس) (...تو منو یازده سال پیش کشتی
کی میتونه باشه؟
شما کی باشی؟
اوه، متاسفم
من دوست سو اوهام
...یا شایدم
...گو جونگ وو
(عشقم یونگ سیل)
اوه عزیزم
آره، الان تو مسیر اونجام
سریع میام
مقتول توی اون زمان یه دانش آموز 19 ساله بوده
پس هیچ وسیلهای یا کولهای نداشت؟
نه نداشت
...اوه راستی لباس زیرش گم شده بود
ببخشید؟
سوتین پوشیده بود ولی شورتی نداشت
همه چیزش بود بجز شورتش؟
درسته، زمان زیادی گذشته بود سر همین لباساش خراب شده بود
ولی شورتش کاملا گم شده
یعنی ما نمیتونیم تجاوز رو رد کنیم، درسته؟
درست نیست؟
آره فکر کنم
...چقدر احتمال داره که لباس زیرش گم بشه
از جنازهش؟
مطمئن نیستم
اگه چیزی از انافاس فهمیدین سریع به ما بگین
بله میکنم
ممنون
پس داری میگی اون الان اینجاست؟
!هی قاتل! بیا بیرون
هی گو جونگ وو بیا بیرون- مارو خر فرض کردی؟-
!بیا بیرون
!همین الان بیا بیرون
!بیا بیرون- بیا بیرون-
!بیا بیرون
ممکنه هنوز توی بیمارستان باشه
نه داخله
فردا برگردیم
!بیا بیرون
حرف های مسخرتو تموم کن
!هی! گو جونگ وو
!هی! گو جونگ وو- بیا بیرون-
!بیا بیرون! نمیشنوی چی میگم- !بیا بیرون-
!بیا بیرون- داره میاد-
اینجاست
چرا تو این ساعت اینجایید؟
مستقیم میرم سر اصل مطلب
مامانتو بردار و گمشو
جونگ وو
نمیشه تو اول بری؟
خیلی سخته که رومون تو روت بیفته
یه کاری باید بکنم
بعد از اینکه انجامش بدم بی سر و صدا میرم
احمق- چرا این کارارو میکنی؟-
!بابا اینجا چیکار میکنی؟- اوه، مین سو-
هی، تو چرا اینجایی احمق؟
اومدم جونگ وو رو ببینم
چرا باید اون قاتل رو ببینی؟
میخوای زندگی پسرم رو هم خراب کنی؟
فکر نکنم امروز زمان مناسبی باشه
بیا بریم، بابا- برو، برو، برو-
ای خدا، پسرهی احمق- برو برو برو-
بیا بریم
میتونیم همینجوری بریم؟
چرا میگی باید بریم؟
عجله کن، بریم- ...فعلا میریم-
این چه قیافه ایه؟
اتفاقی افتاده؟
نه، فقط... خستهام
فکر کنم یه پیام گرفتی
...بعدا چکش میکنم- الان بخونش-
...من کاری نمیکنم که
ناراحتت کنه
البته که نمیکنی
تو شوهرمی
(50هزار دلار کمک مالی برای کودکان در موچون)
چطوره عکس گرفتن رو تموم کنیم؟
کار خاصی که نمیکنیم خجالت آوره
خیلی ممنون برای امروز
ممنون
خدافظ
امروز خوب بود
نا گیوم
الان داری چیکار میکنی؟
میرم یه چیزی برای نوشیدن بگیرم
...به خاطر اون مردهاس
که تو بیمارستان دیدی؟
رئیس
میدونین چرا بازیگر شدم؟
...فکر میکردم اگه همه به من نگاه کنن
ممکنه اونم به من نگاه کنه
...این یعنی
ولی اون هنوزم به من نگاه نمیکنه
جونگ وو داری میری انبار؟
هی، اصلا چرا میخوای بیای اینجا
فقط یه دقیقه زمان میبره یه چیزی هم باید ازت بپرسم
هی، بدون اینکه بابام بفهمه زدم بیرون بذار برات یه چیز خوب بخرم
بریم یچیزی بخوریم
مین سو
فقط چند دقیقه طول میکشه
مین سو
تاحالا دیدی بویونگ گریه کنه؟
ها؟
...حتی روزی که مشروب خوردیم
بویونگ گریه نکرد
!آهای، عجب آدمای دوهزاریای هستینها
!به ماهم بدین
!هی، بنوش- این چیه؟-
بنوش- بنوش-
هی بیدار شو- اینجا-
بو یونگ
اینجات چی شده؟
بابام کتکم زد
اِی، نمیتونستم جلوشو بگیرم
بو یونگ هیچوقت گریه نمیکرد حتی وقتی زندگیـش سخت بود
میدونی اینو
و دیدیش
...و توی اون روز- آره دیدمش-
نمیدونم چی شد ولی
بو یونگ وقتی از ماشینت پیاده شد داشت گریه میکرد
و شروع کردن به دویدن سمت یه چیزی
بویونگ توی ماشینم داشت گریه میکرد
...باید یه دلیلی برای گریهاش باشه
من از کجا باید بدونم، جونگ وو؟
چه اتفاقی بین تو و بو یونگ توی ماشین افتاد؟
و چرا بویونگ وقتی داشت فرار میکرد انقدر ناجور گریه میکرد؟
چجوری باید بدونم؟
فکر میکنی بو یونگ بعد از تنهایی گریه کردن کجا رفته؟
چرا هیچ کس پیداش نکرد؟
چرا بویونگ توی یه مدرسه رها شده بود؟
کنجکاوم بدونم قبلش چی شده بود
روزی که پیشنهاد دادم توی خونه من بنوشیم ولی نشد
شماها نرفتید سمت انبار؟
میتونستید بدون من همدیگه رو ببینید
اون روز بو یونگ رو ندیدی؟- چه کوفتی داری میگی؟-
من با گون اوه و بویونگ تو خونهی گون اوه بودم خودمون سه نفر بودیم
و رو چه حساب ما باید بدون تو اینجا بیایم؟
مطمئنی؟
،جونگ وو
راستش رو بگم، من تو بیمارستان کار میکنم
...و اگه به صحبت با یه سابقهدار ادامه بدم
مردم پشت سرم حرف میزنن
اوه، درسته
...علاوه بر هر چیز دیگه ای
تو دوستمی
و حتما 10 سال سختی رو تو زندان داشتی
...برای همین ازت استقبال کردم و یجوری رفتار کردم
که انگار میتونیم مثل قبل بشیم
...مین سو چیزی که میخوام بگم اینه- نه-
...اگه به رفتارات ادامه بدی
...نمیتونم ادامه بدم
من میرم
بویونگ توی انبار مرد
با استفاده از ماشین من رها شد
ولی چرا تهش سر از مدرسه متروکه در آورد؟
...هرکسی که میتونسته رانندگی کنه
ماشین منو برداشته
...کلید ماشین
همیشه تو جعبه ابزار بود
اوپا اومدی
شام خوردی؟
من 10 سال توی این خونه کار کردم
حتی میدونم چندتا قاشق داری
خدمتکارت حتما تنبله
هیچ چیز عوض نشده
جه یی
...مدتی گذشته
از آخرین باری که اسممو صدا کردی
داری چیکار میکنی؟
چرا یه جوری تظاهر میکنی انگار هیچی یادت نمیاد؟
...بو یونگ رو
برای آخرین بار توی این خونه دیدی
اوپا
چیه؟
...بو یونگ رو
ما کشتیم
::::::::: آیـــ( خاموشی - سفیدبرفی باید بمیره )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این منطقی نیست ::::@AirenTeam::::
سو اوه اوپا؟ ::::@AirenTeam::::
بو یونگ... کی میتونست اونو بکشه؟ ::::@AirenTeam::::
فکر کنم یهچیزی دیدم ::::@AirenTeam::::
چی دیدی؟ ::::@AirenTeam::::
میتونن دوباره پرونده رو باز کنن؟ ::::@AirenTeam::::
لطفا دوباره پرونده رو باز کنید ::::@AirenTeam::::
میدونی غیرممکنه که دوباره پرونده رو باز کنن ::::@AirenTeam::::
مسئولیتشو قبول میکنی؟ ::::@AirenTeam::::
...بالاخره یه سرنخ پیدا کردم ::::@AirenTeam::::
بو یونگ با مرگش از ما رنجیده میشد ::::@AirenTeam::::
چرا یه دفعه این موضوع رو پیش میکشی؟ ::::@AirenTeam::::
میکشمش ::::@AirenTeam::::
نمیذارم قاتل دخترم فرار کنه ::::@AirenTeam::::
فکر کنم یه شاهد هست ::::@AirenTeam::::
تا تهش میرم ::::@AirenTeam::::
میگی من تورو مجرم کردم؟ ::::@AirenTeam::::
گذشته ها گذشته ::::@AirenTeam::::
ده سال پیش کجا بودین؟ ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.