All language subtitles for Loves.Rebellion.You.2024.S01E28

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

(شورش عشق)

(قسمت بیست و هشت)

روح سن لو ناپدید شده

تو و یین یا

موفق شدین

استاد

...حرفی که سن لو زد

حقیقت داره

لازم نیست

امیدوارم بتونی در آینده با برادرم خوب رفتار کنی

حتی اگه منو بکشی

آ یان تو

میمیره

گوش کن

آ یان تو قراره بمیره

منظورت چیه؟

فقط میدونن که

کتابچه راهنمای هفت گناه میتونه شیاطین رو سرکوب کنه

چیزی که نمیدونن اینه که اون سمی هست

در زندان یو چوان

قدرت شیطانی هفت گناه رو در بدن نان یان

فعال کردم

توی هشتاد و یک روز

نان یان میمیره

اگه میخوای نجاتش بدی

فقط یک راه داری

پنج زندان رو یکی کنی

بذاری نان یان بکشتت

و با قدرت یین جو

کتابچه هفت گناه رو از بین ببره

اینطوری میتونی نجاتش بدی

کی هستی؟

ارباب اژدهای جوان هستین؟

بله

واستا

شبیه ارباب اژدهای جوان نیستم؟

همه میدونن که

پایتخت اژدها توانایی های خارق العاده ای داره

در قلمروی تهذیبگران بهترین هستین

خودتون رو دیدین؟

حدس میزنم هنوز هیچی یاد نگرفتین

کی هستی؟

کی هستی که

قضاوتم میکنی؟

جوون بنظر میرسی

باید در قلمروی ساخت هسته درونی باشی

چرا میخندی؟

جرات داری بیا مبارزه کنیم

نگران نباش

اینجا قلمروی منه

حتی اگه بهم صدمه بزنی

هیچکس ازت نمیخواد مسئولیت قبول کنی

این روزا توی خونه

خسته شده بودم

بیا

پسر شمشیرزن سرد از قصر یائو

فکرمیکردم که

قدرتمند باشه

مطمئنم که ده درصد تهذیب کردین

چشمای تیزی دارم

هنوز حرکتی نکردم، چطور مطمئنی؟

حتی اگه اینطور باشه

میتونم به حسابت برسم

ارباب جوان

چرا اینجایین؟

مهمون منتظر شماست

...من داشتم

باشه

منتظرم بمون

زود برمیگردم

تکون نخور

وقتی برگشتم مبارزه میکنیم

فرار نکن

کله خر

اون کیه؟

باورم نمیشه

تکون نخور

یینگ زه وی

خودت رو نشون بده

درمورد قبیله روباه

رهبر گذاشتن برین

ولی اونقدر شجاع هستین

آرایش رو بدون اجازه ترک کردین

به مسیر برتر اومدین

نان یی

دیوونه شدی؟

میخوام از یینگ زه وی

یک سوال بپرسم

بگید بیاد بیرون

حالا که میخوای بمیری

میکشمت

برو کنار

چرا اینکارو میکنی؟

حالا که اینجاست

راحته

بانو جوان سر قولتون بمونین

بفرمایید

(دربار اژدها)

چرا بهم دروغ گفتی؟

میدونی که

چه بلایی سر خواهرم اومد؟

میدونی که

کسی که توی بیشتر از همه بهش اعتماد داشتم

تو بودی؟

ولی بهم دروغ گفتی

حتی درمورد مرگش

بهم نگفتی

امروز

باید بهم توضیح بدی

نمیخواستم حقیقت رو بهت بگم

چون نگران بودم

اینطوری بشی

زندگیت رو فدا کردی

از آرایش مهروموم کننده اهریمن بیرون اومدی

اگه آ رائو بدونه

حتما منو سرزنش میکنه

خواهرمه

تنها خانواده من در دنیاست

بخاطر اون

مهم نیست چند روز بیشتر زنده نمونم

تا وقتی بتونم به زندگی برش گردونم

حتی اگه خاکستر شم ارزشش رو داره

نان یی

اون

عشق من بود

چی؟

عشق تو؟

عشق تو مرده

ولی در آرامش در مسیر برتر موندی

رهبر

شوخی میکنین؟

فقط یک سوال دارم

خواهرمو کشتی؟

فکرنکن نمیتونم بکشمت

توی این دنیا

فقط من و تو بودیم که

میدونستیم اهریمن قلب جاودان رو داره

بهم شک داری؟

اونموقع خواهرم بجای من

صاعقه مجازات خورد

همراهیش کردی

بعد اون

چی شد؟

به دره رفت

دره؟

در اون زمان

یین جو در دره به حرکت دراومد

بعد دریافت مجازات صاعقه

بهش دستور دادن به دره بره

تا مهروموم رو قوی تر کنه

تا در امان بمونی

قبل رفتن بهم گفت

هیچی بهت نگم

نگران بود نتونی مجازات رو قبول کنی

از استاد

برای تو و خواهرت بخشش خواستم

ولی مجازات شدم

زندانی بودم تا به کارای بدم فکرکنم

وقتی آزاد شدم

آ رائو گم شده بود

یعنی وقتی که مهروموم رو قوی میکرد

بلایی سرش اومده؟

من به مقر یین جو رفتم

تا دنبالش بگردم

ولی رقیب روح سن لو نبودم

بدون پیدا کردنش برگشتم

مردم منو استاد خودشون میدونن

ولی من حتی نتونستم

از عشقم محافظت کنم

اگه سرزنشم میکنی

حرفی برای گفتن ندارم

تقصیر منه

اونموقع

نباید میذاشتم بجای من مجازات بشه

باید سرنوشتمو قبول میکردم

تقصیر منه

مرگ خواهرم

تقصیر منه

نان یی

زندان لون هوی در منطقه ممنوعه مسابقات شان های هست

ولی اونجا سالهاست که

بسته اس

هشتاد و یک روز

آ یان نمیتونه بیشتر صبرکنه

کجا میری؟

میرم به پایتخت اژدها آ یان رو ببینم

بهش بگم سن لو مرده

الان همه فرقه ها

به پایتخت اژدها میرن

بنظر میرسه زمین ممنوعه مسابقات شان های

بزودی باز میشه

دیدن نان یان تنها دلیل نیستی که

میخوای به پایتخت اژدها بری

مشخصه میخوای بخاطر اون منطقه ممنوعه

به اونجا بری

دیوونه شدی؟

اگه زندان رو یکی کنی

سن لو میشی

هشدار میدم

به کسی نگو

مخصوصا نان یان

میخوای خودت رو فدا کنی

میخوای زندگی خودت رو

به نان یان بدی

میخوای نقش یک مرد خوب رو بازی کنی

ولی میخوای که

برات راز نگه دارم

نمیتونم اینکارو کنم

نمیتونم به نان یان دروغ بگه

اگه بفهمه بهت کمک کردم دروغ بگی

منو میکشه

فکرکردی من نمیکشمت؟

برای بار آخر میپرسم

این راز رو

نگه میداری؟

میدونی چیه؟

راستش همیشه

ازت بدم میومد

چه جی یانگ باشی

چه یین

همیشه گستاخی

همیشه خودمحوری

ولی نان یان، اون دختر احمق

با تمام وجودش عاشقته

تا امروز

دیدم که

خیلی کارا براش کردی

بعدش فهمیدم

چرا اینقدر دوست داره

انسان ها

احمق هستن

همه عشقون رو میدن

ولی در آخر

پایان غم انگیز نصیبشون میشه

ولی اینبار

نمیتونم کمکت کنم

نمیتونم به نان یان دروغ بگم

اگه میخوای بخاطر اون بمیری

خودت بهش بگو

هشتاد و یک روز

نمیتونم صبرکنم

نمیتونم ببینم که

نابود میشه

میخوای چیکار کنم؟

نمیتونم بذارم

تو بمیری

نمیتونم بذارم

اون بمیره

ولی اگه اینکارو نکنم

نان یان میمیره

چاره ای ندارم

و اینکه

همیشه من کسیم که

وارد پرتگاه میشه

یین یا

میدونم تو و نان یان

صمیمی هستین

حالا که گفته

تو رو

برادر خودش میدونه

برای بار آخر

برای آخرین بار کمکم کن

همراهم مراقب نان یان باش

التماست میکنم

گیره سر ققنوس خونین نزدیکه

چطور هیچ نشونه ای نیست؟

...اینجا

آ یان

بیا اینجا

دوباره تویی

سنگ های معنوی رو اون روز برداشتی

دوباره شبونه اومدی دردسر درست کنی

مجبورم کردی به زور متوسل بشم

(مجموعه اشعار باستانی)

(در کنار رودخانه یانگتزه ایستادم، هزاران مایل از خونه دورم، برگ های سبز پاییزی با نسیم پاییزی میوفتن، و منو ناراحت میکنن)

ارباب جوان

بانو یون اینجا نیستن

اینجا خیلی ساکت شده

فراموشش کن

بذارین بره

تازه فهمیدم اون مرد جوان که دیدم

برادر بزرگشه

اونو ببین

گستاخه

هروقت میبینمش عصبی میشم

یون چین

نقش مهمی در قصر یائو داره

اینبار برای عروسی بانو یون

شخصا اومدن

ارباب جوان

نباید ایشون رو نادیده بگیرین

اون اول منو تحریک کرد

چی شده؟

عمارت چائو یو بود

کی

اینقدر شجاعه که

به منطقه ممنوعه دربار اژدها بره؟

اگه پدرم اونو بگیره

اون فرد زجر میکشه

عجیبه

بجز ارباب اژدها

فقط کسایی که

خط خونی پرنده چونگ مینگ دارن

میتونن از سد معنوی بگذرن

...این

پرنده چونگ مینگ؟

خواهرم

پدر

پسر ناخلف

بخاطر یک زن

با من میجنگی؟

پدر

گوش کنین

...اون

ارباب اژدها

من دختر نان رائو هستم

نان یان

چرا زودتر بهم نگفتی؟

نپرسیدین

دخترجون

الان صدمه دیدی؟

نه

ارباب اژدها

...این

خونه مادرم بوده؟

ارباب قصر یائو

مادرخونده مادرت بودن

ولی خوب کنار نمیومدن

مادرت نمیخواست که

با اون زن پیر بحث کنه

برای همین

اومد اینجا

و سالهای زیادی اینجا بود

ولی بعدش

بعد اتفاقی که برای نان یی افتاد

هیچوقت برنگشت

اینجا دقیقا

مثل خونه منه

مادرت همیشه

عاشق گیاهان بود

درسته

این درخت

توسط مادرت

کاشته شده

اونموقع

بعد اینکه قصر یائو خبر مرگش رو دادن

گل های این درخت

یک شبه ریختن

خیلی سعی کردم

نجاتش بدم

اون از همه ما

قدرتمندتر بود

...ولی

قبل ما مرد

عجیبه

میدونی چیه؟

اینجا دقیقا شبیه

خونه مادرخونده منه

بنظرت رابطه بین پدرم

و رهبر نان چیه؟

پایتخت اژدها همیشه با قصر یائو رابطه خوبی داشته

ارباب اژدها

و رهبر نان

باهم بزرگ شدن

باهم بازی میکردن و صمیمی بودن

...پس

رابطه اونا مثل من و نان یان بوده؟

مادرم

هیچوقت جشنواره ای رو جشن نگرفتن

ولی

یک سال نو

دیدم بچه های دیگه

پاکت قرمز دارن

رفتم خونه و از مادرم یکی خواستم

مادر دو سکه

از یک جعبه پیدا کردن

توی یک شال قرمز پیچیدن

بعدش به عنوان پاکت قرمز بهم دادن

هیچوقت قبلا همچین زندگی ای نداشت

وقتی در پایتخت اژدها بود

میتونست هرچی میخواد داشته باشه

غذای خوشمزه بخوره

ولی انتظار نداشتم

وقتی به شمال رفت

تنهایی مراقب بچه اش باشه

و زندگی فقیرانه ای داشته باشه

یو چوان

ارباب اژدها

برای من پاکت قرمز بیار

...این

دربار اژدها هیچوقت جشنواره فانی ها رو جشن نمیگیره

همچین چیزی نداریم

بدردنخورها

اگه ندارین برین یکی درست کنین

راستی

برای من مهر یشم وانگ چیونگ جینگ رو بیارینش

ارباب اژدها

ارباب جوان الان اینو ندارن

ارباب اژدها

جرات ندارم هدیه شما رو قبول کنم

حتی اگه پایتخت اژدها رو بهت بدم

لیاقتش رو داری

اونموقع

مادرت بخاطر من جونش رو به خطر انداخت

بخاطر اون بقیه رو کشتم

من و اون

خواهر برادر قسم خورده بودیم

ارباب اژدها

ازتون ممنونم

چیزی هست که

مادرم بهم سپردن

چی؟

گیره سر ققنوس خونین

یو چوان

تو مسئول گنجینه پایتخت اژدها هستی

همچین چیزی داخل هست؟

ندیدمش

فراموشش کنین

ارباب اژدها

میخوام عمارت چائو یو رو ببینم

اینجا محل زندگی مادرم بوده

حتما

از الان به بعد

عمارت چائو یو خونه توئه

همینجا زندگی کن

نگران هیچی نباش

مادرت مرده

از الان به بعد

پایتخت اژدها ازت محافظت میکنه

این ساعت خبرم کردی

تا ببینم که

مستی؟

...این

شراب شبنم پشیمانی هست که اون درست کرده

میخوای بنوشی؟

نه

الکل برای روح شمشیر مضر هست

تو مرد پیر

گفتی این ساعت بیام اینجا

مست بشیم؟

همیشه در کوهستان برفی شمشیرزنی تمرین میکردی

کم پیش میاد به اینجا بیای

بیا بیشتر باهم وقت بگذرونیم

بنظر میرسه درحال مرور خاطرات هستی

و یک داستان میخوای بهم بگی

اونموقع

در مسیر برتر بودیم

به موعظه های استاد پیر گوش میکردیم

باهم میخوردیم

و زندگی میکردیم

اون کنار من زندگی میکرد

گوش کن

یک روز

رفتم اتاقش

ولی

اونجا نبود

میدونستم که

همیشه میخواست از رودخونه روح

برای درست کردن شراب آب بدزده

برای همین

به رودخونه روح رفتم

بعدش فهمیدم

داره آب میدزده

حدس بزن چی؟

بعدش که فهمید اونجام

منو داخل رودحونه

انداخت

بعدش هم کل شب تب داشتم

...تو

کل شب میخوندی

جدی؟

اون گفت

...من

توسط یک روح مونث تسخیر شدم

دوست قدیمی و داستان قدیمی

همش مال گذشته اس

ارباب اژدها

باید هرچه زودتر رهاش کنین

گوش کن

نان یان اینجاست

دخترشه

گفته باشم

اگه جرات کنی

یک کلمه از گذشته ام

به نسل جوونتر

بیان کنی

میکشمت

خواهرجون

حتی بهم نگفته بودی

اومدی اینجا

وگرنه

اتفاق یکم پیش اتفاق نمیوفتاد

یک پیام دادم ولی جواب ندادی

دریافتش نکردم

بخاطر این بود که

میترسیدی

از خونه ات بری

چون ارباب اژدها زدنت؟

میدونی؟

بیا درموردش حرف نزنیم

شنیدم دختری که باهات اومده

تهذیبگر شیطانی هست

خدای دست خونین هستی

چرا با یک تهذیبگر شیطانی هستی؟

برادر

بعدا

بهت میگم

ممنون

کمکم کردی

مسئله ای نیست

اینجا قلمروی منه

قایم کردن یکی راحته

درسته

چرا اینبار

به پایتخت اژدها اومدی؟

جی یانگ و من کسی که

یین جو زندان رو در نان سانگ جمع کرد دیدیم

اون فرد گیره سرققنوس خونین رو برد

با این

سعی کردم گیره سر رو پیدا کنم

تا اینجا رسیدم

منظورت اینه که

الان در پایتخت اژدهاست؟

مطمئنم

اون فرد اینجاست

ولی فکرمیکنم

یک محدودیتی در دربار اژدها هست

وقتی اومدم اینجا

این دیگه کار نکرد

غیرممکنه

هیچوقت نشنیدم پایتخت اژدها

محدودیتی داشته باشه

کسی هست که

بهش شک داشته باشی؟

اون فرد

نیمه خداست

نیمه خدا در دربار اژدها؟

به پدرم مشکوکی؟

معلومه که نمیخوام

به ایشون شک داشته باشم

...ولی

پدر من نیست

حتما تصادفی هست

پدر من دعوتنامه ای

به همه فرقه ها فرستاد

همه نیمه خدایان

و نزدیک نیمه خدایان اینجا هستن

چرا؟

نمیدونم

پدر نگفتن

جرات نکردم بپرسم

ولی

رهبر فرقه ها

در دربار اژدها زندگی میکنن

فردا میان

پس

الان

نیمه خدایی

در دربار اژدها نیست؟

میرم بررسی کنم

نکن

فکرنمیکنی

به اندازه کافی شلوغ کردی؟

اگه بیدار بشن

و به پدر غر بزنن

تو دردسر میوفتی

این چطوره؟

فردا به تالار میبرمت

اینطوری متوجه میشیم

باشه

راستی

جی یانگ و روباه کوچولو کجان؟

شنیدم جی یانگ

زندان یو چوان رو بدست آورده

سن لو جلوش رو گرفت، نگران بود بهم صدمه بزنه

رفت تنهایی شیطان رو بکشه

دوباره ترکت کرد

مشکلی نیست

وقتی برگشت

ادبش میکنم

امیدوارم

بتونه زود برگرده

نگران نباش

برادر

میخوام که اتاقی که

مادرم زندگی میکرد ببینم

بریم، باهات میام

شنیدم مادرخونده

خیلی در پنج ایالت زیبا بودن

همه نقاشان دنیا ایشون رو میکشیدن

انتظار نداشتم نقاشی ها اینجا باشن

...مادرم

اینطوری بودن

(آ رائو، نتونستم هفتم جولای ببینمت، این رو به منزله معذرت خواهی بگیر)

حتی منم نمیتونستم

مادرم رو

اینقدر آروم ببینم

حدس میزنم

کسی که بهش اعتماد داشتن اونجا بوده

آ رائو نتونستم هفتم جولای ببینمت

اینو به منزله معذرت خواهی بگیر

دستخط کیه؟

نمیدونم

شراب شبنم پاک

از مادرم باقی مونده

در گذشته

مینوشیدن

و از گل ها در حیاط

لذت میبردن

حتما خیلی دل انگیز بوده

هیچوقت چیزی بهت نگفتن؟

دیروقته

چطوره بری استراحت کنی؟

فردا در تالار

میبینمت

باشه

خیلی اصرار داشتن

این زندگی رو رها کنن

....ممکنه

بخاطر اون اتفاق باشه؟

هنوز نیومدن

خیلی وقته منتظریم

بزودی میفهمیم

استاد شمشیر بشینین

بشینین همگی

همه اومدن

یکی نیست

انگار که

رهبر قراره دیر کنن

ارشد مسیر برتر

ارشد جو اینجان

فو لانگ؟

عرض احترام ارباب اژدها

استاد شمشیر

چرا توی مسیر برتره؟

رهبر امروز کار مهمی داشتن

گفتن بیام اینجا

بجای ایشون

شرکت کنم

ارشد جو

راحت باشین

همه اینجا هستن

با قدرت معنوی خودم بررسی میکنم

بجز استاد شمشیر و ارباب اژدها

هیچکس نیمه خدا نیست

...ممکنه

برادر مراقب حرفات باش

کی زمزمه میکنه؟

عرض احترام ارباب اژدها

استاد شمشیر

استاد شمشیر

بذارین معرفی کنم

ایشون

نان یان هستن

دختر رهبر نان

پیشینه قوی ای دارن

حقشونه دختر رهبر نان باشن

خوشگل هستن

خوشبختانه

پدرم ایشون رو بهم معرفی کردن

اینطوری فهمیدم که آ یان

دختر دوست قدیمی منه

خوشحالم

دیدار امروز

بخاطر این نیست

بانو نان

اگه حرف مهمی برای گفتن ندارین

در سکوت بشینید

چشم

یو چوان، یو چوئه

صندلی بیارین

همگی

باور دارم میدونین که

سن لو به قلمروی تهذیبگران برگشته

چندروز پیش

زندان یو چوان در نان سانگ رو گرفت

با رهبر تایید کردم

اون ارباب ارشد

شائو سانگ هست

به عنوان رهبر تالار دادگستری، ارباب ارشد

باید شیاطین رو بکشه و عدالت رو برقرار کنه

ولی اون مرد به خواست خودش شیطان شد

همه رو ناامید کرد

و همینطور

باعث شرم عدالت جویان هست

باید یک ارباب ارشد جدید تعیین کنیم

تا برعلیه سن لو عدالت طلبان رو رهبری کنه

و عدالت رو برقرار کنه

در قرن گذشته

همه از مسیر برتر بودن

مسیر برتر

همیشه مسئول تالار عدالت طلبان بوده

البته

با استعدادی که

رهبر و شائو سانگ دارن

شاگردان بقیه فرقه ها

جرات نداشتن طلب این جایگاه رو بکنن

بااینحال

فکرنکنم مسیر برتر

همچین شاگردی در سالهای اخیر

مثل اونا داشته باشه

برعکس توی پنج ایالت

افراد بااستعداد زیادی هست

در رابطه با توانایی

شاگردان مسیر برتر از اونا بهتر نیستن

جایگاه ارباب ارشد

و نشان اون

ارزشمندترین گنجینه قلمروی تهذیبگران هست

هرکسی میخوادش

به نفع اونه

ارشد جو

رهبر امروز اینجا نیستن

میتونین بجای ایشون تصمیم بگیرین؟

استاد در انزوا هستن

یک خائن

در فرقه ماست

استاد لازمه که

به کارهای تالار عدالت طلبان رسیدگی کنن

خسته شده ان

دراین زمان

میتونیم یک ارباب ارشد انتخاب کنیم

...خب

استاد اعتراضی نمیکنن

باشه

حالا که همه اینجان

و همه متحد هستن

امسال

من مراسم رو رهبری میکنم

پایتخت اژدها اعلامیه ای میده

سه روز دیگه

منطقه ممنوعه مسابقات شان های باز میشه

تا ارباب ارشد جدید تعیین بشه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.