Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت بیست و پنج)
بیا
انتقام رهبر منگ رو میگیرم
آ یان
میخوای بری؟
گم شو
بچه جون
نمیتونی فرار کنی
برای گرفتن زندان یو چوان
و بخاطر هدف بزرگ من
آ یان
خدافظ
جی یانگ
سعی داره زندان یو چوان رو بگیره
دنبال مرگه
میتونی قدرت چونگ مینگ رو فرابخونی
چه رابطه ای با نان رائو داری؟
آ رائو
چرا گیره سر ققنوس خونین رو داره؟
تویی
قدرت یین جو
همه میخوانش ولی سخت بدست میاد
الان میفهمم چرا
خدای دست خونین
خیلی وقته که
دنبالت هستم
جی یانگ
نان یان
قدرت ارباب شیطانی
ترسناکتر از اون چیزی هست که فکرمیکنی
روح تو
نمیتونه کنترلش کنه
و به مرور
فاسد میشه
این مرد پیر
تا همینجا میتونه کمکت کنه
رهبر
انرژیت رو هدر نده
همه این سالها
خوابشون رو میدیدم که
منو سوال پیچ میکردن
امروز
میتونم گناهانم رو جبران کنم
بااینکه
نمیتونم هیچوقت جبرانشون کنم
در آخر
شاید بتونم
برای یکبار
خواب راحت داشته باشم
شما دوتا خیلی باهم هماهنگین نه؟
دوباره
اجداد من
اومدم قبیله روباه رو از زندان آزاد کنم
لطفا منو یاری بدین
اهریمن روباه، جرات کردی بدون اجازه
وارد اینجا بشی
اینطوری عمرت کمتر شد
با خط خونی خودم
اقوامم رو فرامیخونم
اهریمنان کجا هستن؟
منو ببرین پیششون
باز شو
خسته شدم
وقتی گفتم یک حرکت کشندست
پس کشندست
هیچوقت شکست رو قبول نمیکنم
اگه لازم باشه، زمینتون میزنم
دروازه بزودی بسته میشه
اگه زودی بیرون نیاد
برای همیشه اونجا گیر میوفته
بد شد
وای نه
روباه کوچولو
دارم میام
تمومه
(رهبر قبیله روباه) (ملکه روباه)
یا اِر
خواهر
ببخشید منتظر موندین
...تو
خواهر
نگران نباشین
خوش شانس هستم
ولی الان
باید سریعا بمیرم
سی دقیقه وقت دارم
نمیتونین همینطوری
بیاین بیرون
زودباشین
روباه کوچولو
بیا بیرون
روباه کوچولو
حتی اگه لازم باشه، همراهت میمیرم
ممنون اجدا من
روباه کوچولو
دا گه
زودباش
روباه کوچولو
شاید نتونیم
بیرون بریم
ببخشید
همش بخاطر اینه که بدردنخورم
...من
ناامیدت کردم
دا گه
دا گه
باز شو
هفت دم؟
روباه کوچولو
تو صعود کردی
من نان یی، بخاطر آزاد کردن قبیله روباه
زنجیر مسیر برتر رو به جون میخرم
ولی حالا که
گذاشتم برن
تا آخر ازشون محافظت میکنم
...مثل همیشه کله شق هستین
ارشد
بازم شمایین
مونده بودم کی داد میزنه
انگار شما بازنده ها بودین
قدرت معنوی این روباه کوچولو
واقعا که خیلی خوبه
حتی نگهبان آرایش رو گول زدی
و حتی ارباب اژدهای جوان رو گول زدی
تا شورش کنه
همه کارا رو تنهایی کردم
به اونا ربطی نداره
نکن
هرگناهی کردم رو
قبول میکنم
حالا که خانواده ایم
ما باید همه سختی ها رو
باهم بگذرونیم
بخشیدن اهریمن روباه
یک جرم شورشی هست
امروز بجای رهبر مجازاتتون میکنم
آرایش برقرار کنین
این روش مخفی مسیر برتر هست
شکافنده مرز آسمان
ولی این زنجیرها
اکثر قدرت معنوی منو مهروموم کردن
فقط میتونم با این سد مبارزه کنم
آرایش برقرار شه
نان یی دوست قدیمی منه
مهربون و آروم هست
بااینکه جرم بزرگی کرده
ولی شخصیت بدی نداره
اگه بخواین مجازاتش کنین
من بجای اون مجازات میشم
جرات ندارم
این بچه
شجاع هست
استاد بزرگ دنیا هستین
مرد باهوشی هستین
وارد شدن به آرایش مهروموم کننده اهریمن
توسط فرقه ما بخشیده نمیشه
بااینحال
حالا که قبیله روباه آزاد شده
باور دارم که
استاد صبر
حاضرن برای قبیله شما شهادت بدن
انگار که روش الهی رهبر
به مرحله بالاتری رسیده
حتی من
نمیتونم از چشمای شما دور بمونم
استاد
روباه کوچولو
از کی عضو فرقه گداها شدی؟
یک جای خوب
در دریای تهذیب و کوهستان غم هست
میذارم اونجا زندگی کنن
و بهشون روش خودمون رو آموزش میدم
هیچکس در مسیر برتر
حق نداره دست به قبیله روباه بزنه
هرکسی نافرمانی کنه
اعدام میشه
چشم
چشم
بقیه اهریمنان چی؟
صدسال تموم شده
هنوز زندانی هستن
برگشت سن لو
یک شایعه نیست
زندان یو چوان مهرومومش باز شده
اگه الان اهریمن ها بیرون بیان
میترسم سن لو از هرج و مرج سواستفاده کنه
وقتی که قضیه شیاطین حل شد
مسیر برتر طبق قولش مهروموم رو برمیداره
نان یی
بیا بعضی وقتا باهم بنوازیم
ممنون بابت کمکتون
تونستم قبیله ام رو
از آرایش مهروموم کننده اهریمن بیرون بیارم
بالاخره تونستیم بعد صدسال دوری
پیش هم برگردیم
استاد
لطفا تشکر منو قبول کنین
یکبار که گفتم
وقتی که آموزش درست ببینی
میتونی به جلو پیش بری
همه اینا کار سرنوشته
من یک کمک کوچیک کردم
حالا که وارد قلمروی من شدی
یک جا نمیشینم
فقط نگاه کنم
در گذشته بی احترامی کردم
باهاتون گستاخ بودم
لطفا منو ببخشید
درسته
یک استاد واقعی با ظاهرش قضاوت نمیشه
احمق بودیم که بزرگی شما رو ندیدیم
نباید گدا صدا میزدیمتون
من که چیزی نگفتم
(نشان)
ممنون دایی، زندگیتون رو بخاطر باز کردن آرایش به خطر انداختین
من، یین یا
هیچوقت محبت شما رو
فراموش نمیکنم
حالا که دایی شما هستم
قبیله روباه خانواده منه
نجات زندگی خانواده
کاری هست که باید کرد
درسته
ارباب جوان مو
الان نباید
به کارای خانوادتون رسیدگی کنین؟
درسته
البته
برای همین میخواستم باهاتون
به دریای تهذیب و کوهستان غم بیام
به قبیله روباه کمک کنم
منظور استاد این نبود
ارباب اژدها
وای نه
بد شد
پدرم حتما فهمیده
به قایق ها خیلی وقته که
طبق قولم رسیدگی نکردم
حتما سعی میکنه سرزنشم کنه
و مجبورم میکنه برگردم ازدواج کنم
توی صدسال گذشته
همیشه امیدوار بودم
خانوادم بتونن
منو سرزنش کنن
باشه
ارباب جوان
زودتر برگردین
ارباب اژدها
مریض هستن
نگران قبیله روباه نباش
وقتی که اوضاع درست شد
میام پایتخت اژدها پیشت
باشه
پس دیگه میرم
چرا بیدار نشده؟
بهشون دارو دادم
ولی یین جو بهشون حمله کرده
قدرت معنویشون بهم ریخته
وقت میبره حالشون خوب بشه
مهم نیست چیکار میکنی
باید نجاتش بدی
بااینکه از مسیر شیطانی هنر درمانی رو یاد گرفتم
و درخواست برادرم بود
فقط میتونم که
جلوی زیاد شدن درد پاشون رو بگیرم
زخماشون از سن لو خیلی عمیقه
فقط میتونم نهایت تلاشمو بکنم
نمیتونم ببینم
اتفاقی براش میوفته
همش تقصیر منه
جراحت بانو نان یان
خیلی وخیمه
میترسم که
داروی معمولی
تاثیر کمی داشته باشه
راهی هست؟
مطمئن شید داروش رو بخوره
دیگه میرم
بدن برادرتون
هنوز در جنگل پنهون شده
درسته؟
مسیر شیطانی کارای شرورانه کرده
دشمنان زیادی داره
میخواین که بدونین
با بدنشون چیکار میکنن؟
نه
یک نسخه دارویی در کتاب هست
ولی ماده اولیه کمیابی داره
درست کردن اون معجون
برای بدن مضر هست
در زمان یین در نیمه شب
گیاه الهی در کوهستان رشد میکنه
هاله معنوی شبنم رو در خودش جمع میکنه
♫در بستر دریا♫
♫همه چیز در سکوته و نمیتونم نفس بکشم♫
♫مثل شن روان هستم♫
♫در اعماق دریا ساکن هستم♫
♫همه خاطرات تو رو بخاطر میارم♫
♫این آخرین نفس منه♫
شبنم روی گیاه الهی
گنجینه کمیابی هست
درست مثل تو برای من
نمیدونم که
چیکار میتونم برات بکنم
در اوج ظهر
با شبنمی که در زمان یین جمع کردین
نور خورشید رو یکی میکنین
بدنتون به عنوان یک ظرف میمونه
اینطوری میتونین عصاره معجون بهشت و زمین رو بدست بیارین
♫از تردید میترسم♫
♫نفس عمیق میکشم و بهت فکرمیکنم♫
♫به گذشته خودم التماس میکنم♫
♫آینده خودمو در آغوش میگیرم♫
♫و تو♫
♫در این دریای عمیق در ذهنمی♫
♫همه خاطراتت رو بخاطر میارم♫
♫این آخرین بازمانده نفس منه♫
نان یان
♫چطور میتونم از این جای تاریک فرار کنم؟♫
نان یان
نان یان نترس
من اینجام
دارو قوی هست
بانو نان یان
از درد قلبی زجر میبرن
اگه بخاطر من نبود
لازم نبود اینقدر زجر بکشی
نترس
♫به گذشته خودم التماس میکنم♫
♫آینده خودمو در آغوش میکشم♫
♫و همینطور تو رو♫
خوبین؟
بانو نان یان چطورن؟
تازه تونستن دووم بیارن
الان فقط میتونیم
صبرکنیم
ممنون
بابت نسخه دارویی
برادرم بود که
باعث شد شما و بانو نان یان از دره بیوفتین
نزدیک بود شما کشته بشین
کارش نابخشودنی هست
ولی بخاطر وضعیت شیطانی اون بود
در آخر نه تنها به خودش صدمه زد
بلکه به شما هم زد
تا حالا سعی کردین
قدرت شیطانیتون رو از بین ببرین؟
برادر
دارین روش انتقال روح رو
تمرین میکنین؟
میخوای جلوی منو بگیری؟
برادر
برادر چتون شده؟
میتونم تو چشمات
ترس رو ببینم
ازم میترسی؟
به این روز افتادم
همش بخاطر توئه
فکرمیکنی
الان ترسناکم؟
برادر
منم لی میان
برادر به خودت بیا
منم
به خودت بیا
میان هستم
برادر
منم میان
برادر منم
میان
میان
چی شده؟
برادر
الان قدرت شیطانی کورت کرد
مگه نگفتم که
وقتی تهذیب میکنم
نزدیکم نیا؟
التماس میکنم
لطفا برادر تمومش کن
اگه بازم تمرین کنی
زندگیت به خطر میوفته
اگه تو نباشی
من چی میشم؟
مشکلی نیست نیان
گریه نکن
نمیمیرم
هرچی ام بشه
جلوت وامیستم
ازت محافظت میکنم
میان
فقط اینکه
تو زیادی
مهربون هستی
نمیتونم کل زندگیت مراقبت باشم
نمیتونم که
همیشه کنارت بمونم
...برای همین
باید یاد بگیری قوی باشی
باشه؟
حتی اگه یک روز
اینجا نباشم
باید بتونی مراقب خودت باشی
نه
اگه نداریم
نمیخوام این اگه ها رو بشنوم
نمیخوام که
ترکم کنی
نه
دختر خوبی باش
من هیچوقت
ترکت نمیکنم
میان
نمیخوام
برادر - میان -
منو ببین - برادر -
منو ببین
گوش کن
لی میان
خوب گوش کن
از الان به بعد
چه کنارت باشم چه نه
باید یادت باشه که
گریه بدردت نمیخوره
باید مراقب خودت باشی
باید قوی باشی
برادر
باید قوی بشم
اونقدر قوی که بتونم مراقبت باشم
....فقط وقتی قوی بشم
میتونم مراقبت باشم
بارها بهش گفتم
تمومش کنه
از وقتی که
تهذیب شیطانی کرد
دیوونه شد
تا آخر رهبر مسیر شیطانی رو کشت
جای اونو گرفت
بعد از اون
میدونستم مسیر برگشتی نیست
مردم همیشه میخوان قوی تر بشن
حاضرن بخاطرش خیلی چیزا رو فدا کنن
تا این اتفاق بیوفته
باقی مونده روح سن لو توی بدنتون هست
اینطوری باعث میشه
از حد و مرز خارج بشین
به قدرت معتاد بشین
تا وقتی که خودتون رو از دست بدین
معتادش میشین، میفهمین؟
غیرممکنه که
در برابرش مقاومت کرد
ولی عواقبش همه با ماست
مرگ هو وو جی
و جراحت بانو نان یان
کار سن لو بود
ربطی به شما نداره
سن لو داخل بدنمه
پس بهم مربوطه
نمیتونم به خودم دروغ بگم
تا وقتی سن لو هست
نان یان همیشه
در خطره
اون ارباب شیطانی هست
مطمئنین میتونین باهاش بجنگین؟
در بدترین حالت، همراهش میمیرم
اینطوری نیست که قبلا سعی نکرده باشم
به برادرم میگفتم
از قدرت شیطانی دست بکشه
همیشه میگفت که
این سرنوشت اونه
نمیتونه با سرنوشت بجنگه
اگه میخواین بجنگین
میخوام با چشمای خودم ببینم که
سرنوشت میتونه عوض بشه
بگید
چی میخواین؟
چندروزی بجای من مراقب آ یان باش
نمیخواین قبل رفتن صبرکنین بیدار بشن؟
فراموشش کن
میترسم بعد بیدار شدنش
نظرم عوض بشه
فرقه شمشیر نمیذاره برین داخل
چرت نگید
هر فرقه قانون خودش رو داره
چه قانونی؟
دنبال یک زندانی گشتن؟
عرض احترام استاد شمشیر
بلند شید
بشینید (رهبر فرقه شمشیر:منگ شیائو لو)
رهبر منگ
فرقه ما در خطر افتاد
پدرم در شمال فرقه شمشیر رو تاسیس کرد
فرقه ما بزرگ نبود
دنبال صلح بودیم
و زندگی آروم داشتیم
یک تهذیبگر شیطانی حمله کرد و همه رو کشت
هیچکس نتونست فرار کنه
اگه بخاطر خدای دست خونین نبود که
به کمک ما اومد
من و ارشد فو لانگ هم
نمیتونستیم به دنبال کمک بیایم
گیره سر ققنوس خونین
چی شد؟
تهذیبگر شیطانی اونو دزدید
اون گیره سر
متعلق به دوست قدیمی من بوده
من خیلی وقته که
ایشون رو ندیدم
یک درخواستی داشتم
امیدوارم قبول کنین
بگو
میخوام که شاگرد شما بشم
روش های شیطان کش رو یاد بگیرم
انتقام پدر و فرقه ام رو
از شیاطین بگیرم
انتقام گرفتن
مسیر خطرناکی هست
مطمئنی؟
یینگ یینگ
استاد شمشیر درست میگن
...انتقام گرفتن
تصمیمم رو گرفتم
اگه چیزی بشه
در دنیای زیرین
با پدرم روبرو میشم
لطفا قبول کنین شاگرد شما بشم
استاد شمشیر
ما رو به شاگردی بگیرین لطفا
بلند شید
بیاین دنبالم
بازم نشد؟
استاد نمیتونین
به قبیله من کمک کنین
شکل اهریمنی بگیرن؟
اگه بتونن هوشیاریشون رو تبدیل به یک بدن کنن
میتونن جسم داشته باشن
ولی بازم
فقط ملکه روباه میتونن انجامش بدن
تمام تلاشمو میکنم
تا صداشون بزنم
بهشون میگم که این روش رو
به قبیله یاد بده
خواهر؟
خواهر
یا اِر
من برگشتم
خواهر
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.