All language subtitles for Beetlejuice.Beetlejuice.2024.WEB.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

«بیتل‌جوس بیتل‌جوس»

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

«مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی» ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::

اگر جرات داری بیا تو

زنده‌ها

و مردگان

قادر به همزیستی هستن؟

قراره همین رو بفهمیم

.من لیدیا دیتز هستم به خانه ارواح، خوش اومدید

امشب در اتاق زیر شیروانی

امت و جودی ولچ از کلگهورن، ویسکانسین

به همراه سگ‌شون تاکو همراه‌مون هستن

و قراره برامون تعریف کنن

که چطور خونه رویایی‌شون تبدیل به خانه ارواح شد

من بیش از پانزده ساله که میانجی فراطبیعی هستم

ولی همچنان، چیزی که

حین بازدید از مزرعه ولچ، شاهدش بودم

برام هولناک بود

پیش‌نمایشش رو براتون پخش می‌کنم

ولی در جریان باشید

واقعا نفسگیره

نمی‌دونم پشت این در چیه

ولی نمی‌خواد اینجا باشم

حضوری تاریک رو احساس می‌کنم

باید فوراً از اینجا بریم

امت، حاضری درباره میهمانانِ فراطبیعی‌تون، اطلاعات کسب کنی؟

آماده‌ی آماده‌م

تو چی، جودی؟

از وقتی به اون خونه لعنتی

نقل مکان کردیم، خواب به چشمم نیومده

تاکو این‌قدر می‌ترسه که هر شب

توی تختش، قضای حاجت می‌کنه

کابوسِ وحشتناکیه

هیچ‌چیز سخت‌تر از مواجه شدن با ناشناخته‌ها

و چیرگی بر ترس‌ها نیست

ولی نگران نباشید

...من کنارتون

...چه

نه

نه، نه

جریان چیه؟

نمی‌دونم - برو -

نه، نه

داری عالی پیش می‌ری

...من

به استراحت نیاز داری؟

آره - می‌ریم و برمی‌گردیم -

لیدیا دیتز، خانم‌ها و آقایون

احسنت

برام پنج دقیقه وقت بخر

خیلی‌خب دوستان، وقت ناهاره

بهش گفتم باید لنز بذاره

ولی نه، آقای شعبده‌باز بزرگ گوشش بدهکار نبود

می‌شه وا بدی، نادیا؟

روز خیلی بدی رو دارم سپری می‌کنم

هوم؟

چه اتفاقی افتاد؟

حالت خوبه؟

آره، خوبم

صرفا این روزهای دو ضبطه

برام خسته‌کننده می‌شه - وای خدا -

،وقتی توی این حال و روز می‌بینمت جگرخون می‌شم

چون وقتی حس و حالت اینجوری باشه

احساست رو من هم حس می‌کنم

...پس به‌طرز عجیبی

،وقتی تو در عذاب باشی من هم عذاب می‌کشم

نمی‌دونم - وای خدا، متاسفم -

قصد ندارم بهت چنین حسی بدم

عزیزم، عیبی نداره

این فقط نشون می‌ده که دل‌های ما به‌هم وصلن

انگار جفت‌مون یه قلب مسخره رو داریم

نه. به اینا نیازی نداری

اوه

من یه وظیفه دارم و اون هم اینه که مطمئن بشم

استعدادهات رو با یه مشت قرص

حروم نمی‌کنی، لیدیا

...لطفا

فقط می‌خوام باهاشون امروز رو سر کنم

...باشه، ولی

این آخرین‌باریه که

این قرص‌ها رو از توی سطل زباله برات در میارم

فهمیدی؟ یا توی توالت و سینک

بیا

خیلی‌خب؟ از پسش برمیای

باشه؟ - آره -

موبایل منه؟ - تکون نخور -

کی داره بهم پیام می‌ده؟

مادرخونده احمقته

مرض پیام دادن داره

.دیلیا: مربوط به پدرته. همین الان بیا گالری کدوم گوری هستی؟ باز موبایلت رو دادی به اون گاگول؟

!جواب بده، مهمه جدی می‌گم

باید برم

...لیدیا

هنوز ضبط‌مون تموم نشده

[ بوم نقاشیِ انسانی ]

...بگو که

بوم نقاشیِ انسانی رو از چی الهام گرفتی؟

من بوم خودمم

هنر خودمم

،همون‌طور که می‌دونیم هنر، بازتابِ زندگیه

تغذیه‌م می‌کنه

و مجسمه‌سازی به اندازه کافی

تغذیه‌م نمی‌کرد

پس، تصمیم گرفتم که ...سلایقم رو گسترش بدم

و کاشف به عمل اومد که ...به‌طرز سیری‌ناپذیری

دیلیا

کجا بودی؟

فکرکنم اون‌قدر گریه کردم که آبی توی بدنم نمونده

چه اتفاقی برای بابا افتاد؟

متاسفم، تایگر

بین گرافیتی‌کارها، حکمِ پیکاسو رو داره

داشت مثل دیوارهای متروی پاریس برام طرح می‌زد

ولی حالا چون مجبور شدم اجرا رو کنسل کنم

عصبانی شده

چی شده مگه؟

چی؟ اوه

پدرت ترکم کرد

می‌خواد طلاقت بده؟

این چه فکرِ ناشایستیه؟

نه! مُرده

چی؟

بابایی فوت شده

چطور؟

داشت از

تور پرنده‌نگریش

به فونافوتی برمی‌گشت

که هواپیماش توی اقیانوس آرام جنوبی

سقوط کرد

بر اثر سقوط هواپیما مُرد؟

این بدترین کابوسش بود

راستش، از سقوط جون سالم به در برد

غرق شد؟ - تقریبا -

ولی نه، بنابر گفته‌های بازماندگان

پدرت، یکی از بال‌ها رو گرفته بود

این‌طرف - یالا -

!هی، بیا اینور بیا اینور

هی

خب چطور مُرد؟

یه کوسه از آب در اومد

و خوردش

دقیقا این شکلی

شنبه باهاش صحبت کردم

خیلی هیجان‌زده بود

بابت دوربینه ازم تشکر کرد

گفت باهاشون، جفت‌گیریِ آبچلیک‌های توآموتویی رو

تماشا کرده

آره، رفت اون سر دنیا

تا سکس پرنده‌ها رو توی ساحل ببینه

و همین کشتش

باید به استرید بگیم

لازمه؟

همین الانش هم پکر و افسرده‌ست

تازه اگر بتونم باهاش تماس بگیرم

خیلی باهم صحبتی نداریم

وای، اگر چارلز بفهمه مجبور شدم اجرام رو

کنسل کنم، دیوونه می‌شه

خداحافظ واسه همیشه

چی گفت؟

دیدی؟

.صبح به‌خیر آقا من کجام؟

من کجام؟

ته سالن، در دوم از سمت راست

نوبت بگیر

یه نفر کمکت می‌کنه

نهایتاً

از دستِ این خارجی‌ها

[ اشیای گم‌شده ]

[ وسایل بی‌صاحب ]

هی، خانمی

نباید اینجا باشی

مجبورم نکن حرفم رو تکرار کنم

بیتل‌جوس کجاست؟

[ از خواب غفلت بیدار شید که دهن‌مون سرویسه ] [ به گروه حامی محیط زیستِ نورثنگر بپیوندید ]

[ به اصطلاح مادرم ]

اه

خانه ارواح

وقتی برای بار سوم زایمان کردید

و برای بار دوم، طلاق گرفتید

خواهیم دید که کی می‌خنده

عالی شد

دست از سرم بردار

،حله پس. چارلز رو به خونه یعنی وینتر ریور برمی‌گردونیم

ولی تاحالا میزبان مراسم ترحیم نبودم

پیش نیومده بدون اینکه

چارلی بایسته و با حیرت نگاه‌م کنه

میزبانِ چیزی باشم

استرید هستم

لطفا پیغامی نذارید - جواب نمی‌ده -

شاید بهتر باشه که من قضیه چارلز رو به استرید بگم

ممکنه شنیدن و پذیرشش از شخصی

با مردگونگی خالص، بدون هرگونه انرژی زنانه، آسون‌تر باشه

خب، مردی توی خانواده نمونده

بهم برنخورد، دیلیا

به‌زودی عضو خانواده می‌شم

...در واقع

شاید من بهترین شخص برای گفتنش باشم

چون داغ پدربزرگم، هنوز تازه‌ست

پدربزرگت مُرد؟ کِی؟

چهل سال پیش

،ولی برای کودک درونم انگار همین دیروز مُرده

خودم به استرید می‌گم، باشه؟

فقط چند دقیقه بهم وقت بدید بعدش بیاید بالا

بسه! خودم حلش می‌کنم

استرید

استرید

استرید

این‌قدر مادرت رو عذاب نده

می‌دونم معمولاً برام خنده‌داره

و چون وقتی هم‌سن تو بود اون شکلی باهام

برخورد می‌کرد، منصفانه می‌دونمش

ولی امروز رو نه

مامانیت، باباییش رو از دست داده

بابابزرگت رو از دست دادی

...و من هم

آچار فرانسه حشریم رو [ کسی که از پس همه کاری برمیاد ]

چارلز

چارلز

اوه، چارلز

باورم نمی‌شه بابابزرگ مُرده

اون تنها فردِ نیمه‌عادیِ این خانواده بود

چند هفته‌ای رو توی وینتر ریور خواهیم بود

یعنی چی چند هفته؟

مگه قرار نبود فقط واسه مراسم ترحیم بریم؟

خب، باید خونه رو خالی کنیم

بابابزرگ عاشقِ اون خونه بود

آره، می‌خوایم با یه عزای جمعی

یادش رو گرامی بداریم

عزای جمعی؟

دارم یک اعلامیه بصریِ شبه چند رسانه‌ای رو تصور می‌کنم

فقدان، چه شکلیه؟

آیا فقط توی اشک، سنگ قبر

و گلایول پژمرده، خلاصه می‌شه؟

باید هنر اندوه و عزا رو کاوش کنیم

آره، به‌نظر میاد به لحاظ روانی آسیب‌زا باشه

نمی‌تونم بیام

من نماینده مدرسه‌مون

در کنفرانس زیست محیطیِ دانش‌آموزیِ هفته بعدم

می‌خوایم واسه تغییرات اقلیمی درخواستِ اقدام بکنیم

،با مدیر صحبت کردم اجازه‌ش رو داد

از نظرش ایده خوبیه

خب، به‌گمونم وقتی یه مرکز هنری کامل رو اهدا کنی

مدیر مدرسه، مطیعت می‌شه

خب، وقتی با حقوقی که بابتِ درخت بغل کردن

،بهت دادن زندگی کردی ارثت رو قبول نکن

چی؟ نه، نه

وای خدا! خیلی‌خب، همه می‌دونن

که لیدیا دیتز مادرمه

می‌شه واسه یه لحظه هم که شده خل و چل‌بازی درنیاری؟

برگرد - چرا؟ -

خیلی‌خب، مردم همین الانش هم می‌دونن که ترجیح می‌دی

با روح‌ها بیش‌تر از دخترت وقت بگذرونی

خدایا، باب

نمی‌بینی دارم تمرکز می‌کنم؟

...می‌دونی، باب

روابط لانگ دیستنس خیلی سختن

به‌خصوص اگر یکی‌تون مُرده باشه

و اون یکی به مدت سی سال نادیده‌ت بگیره

...ولی من و لیدیا

یک ارتباط ذهنی عمیق داریم

فقط می‌خوام این آدم‌ها از خونه‌م خارج بشن

!لطفا صبر کنید مرکز تماس دیار باقی، لطفا صبر کنید

یک جنگیریِ بیولوژیکیِ ویژه چقدر می‌شه؟

...و باور کن که

دفعه قبلی، من رو دید

یه حالت گزگزی رو احساس کردم

گارانتی داره

تماس‌تون رو وصل می‌کنم

،من همین تازه مُردم بعد خانم رفته ازدواج کرده

پکیج ماه‌عسل رو بهش بفروش

،شوهر جدیده رو می‌کشم و زنِ سابق رو تسخیر می‌کنم

مجبورش می‌کنم کارهای ناشایست بکنه

و بعدش عکس‌هاش رو پست می‌کنم

می‌شه قسطی پرداخت کرد؟

طبقه بالا کارم دارن

باب، مسئولیت اینجا با تو

اینجا کجاست؟

من کجام؟ - یه نوبت بگیر -

و بشین

من بیش‌تر سگ‌بازم

هی، اتاق ۵۱۵! همین الان

یالا - یالا -

هی، حواس‌تون به لباس باشه

کارآگاه کارآگاه نکن

ای فاجعه‌ی متحرک

گزارشاتی به دست‌مون رسیده - یه معترض دیگه -

[ حفاری، مصداق بارز قتل است ]

یک مورد ۰-۹ - ۱۰ در جریانه

[ ولف جکسون با نقشِ فرانک هاردبالر باز می‌گردد ]

ولف جکسون، واحد جرائم دیار باقی

بذار حدس بزنم

بازیگری

یه بازیگر ساده نیستم

.همه‌ش رو بازی کردم ،بعد از شیش‌تا فیلم و یه ریبوت

خودِ فرانک هاردبالر شدم

خط قرمزم، انجامِ بدلکاری‌هام بود

می‌دونی چرا؟ - واقعی بودن -

درسته

یه پلیس منکرات، پا نمی‌شه بره دم در خونه مجرم

و بعد بدلکار رو خبر کنه که در رو براش بشکونه

من هم چنین نکردم

باید جلوه واقعیش رو حفظ کرد

به‌نظر میاد زیاد به این قسمتِ واقعی بودنش، اهمیت دادی

کی فکرش رو می‌کرد که نارنجک واقعی باشه؟

توی این پرونده‌ای که

دارم روش تحقیق می‌کنم اسمت هست

این دافه رو می‌شناسی؟

توی زندگیم ندیدمش

و همین‌طور توی دیار باقی

[ بیتل‌جوس مال منه ]

هیچ می‌دونی که چرا

مظنونم، اسمِ تو رو

با بقایای چسبناکِ این الدنگ نوشته؟

.گفتنش سخته، ولف ممکنه طرفدار دو آتیشه‌م باشه

...می‌دونی، دخترها واسه مردهایی

مثل من و تو، سر و دست می‌شکونن

تمام اعضای بدنش رو جمع کرده

حدس من اینه که دنبالِ انتقامه

و به‌نظر میاد که تو صدر لیست انتقامشی

اگر چنین باشه، اولین زنی نیست

که قصدِ کشتنم رو کرده

و کشتنِ یک مرد مُرده سخته

این دختره می‌تونه

طرف، روح‌خواره

جون، یه‌بار دیگه بگو

بهت پیشنهاد می‌کنم آفتابی نشی

،اگه دستش بهت برسه فاتحه‌ت خونده‌ست

و دیگه برگشتی درکار نیست، آقای جوس

فهمیدم

[ چارلز دیتز ]

باورم نمی‌شه که دیگه قرار نیست چارلز رو ببینم

با علم به اینکه الان یک جای بهتره

به خودت تسلی بده

الان فرشته‌ها دارن به سوی روشنایی ابدی، هدایتش می‌کنن

و امیدوارم روحش پر بکشه و از دروازه‌های بهشت

همچون پرندگانی که دوست‌شون داشت عبور کنه

و بر فراز مزارع السیوم اوج بگیره [ سرزمین مردگان جاوید در باورهای یونان باستان ]

به شکوهی که از آنِ توست

چی؟

بعد از مراسم بابا توی هیچ مراسم ترحیمی نبودم

مرگ سخته

آره، بعضی وقت‌ها حس می‌کنم که زندگی سخت‌تره

می‌دونم

گوش کن، اگر می‌خوای ...باز با اون روان‌درمانگره صحبت کنی

باز شروع کردی

هربار که صحبتش پیش میاد

سعی می‌کنی طفره بری

...استرید

من پدرت رو دوست داشتم

ولی رابطه‌مون، خیلی قبل‌تر از

اون حادثه، تموم شده بود

هنوز نمی‌فهمم چرا نمی‌تونی ببینیش

چرا؟ - ای‌کاش می‌دونستم -

ولی این قابلیتِ من

دفترچه راهنما نداره که

همه‌چیز وقتی هم‌سنِ تو بودم شروع شد

جالبه، نه؟

ظاهراً واسه برنامه تلویزیونیِ مسخره‌ت

هر روحی رو می‌بینی

ولی اون یه دونه روحی که برای من عزیزه رو

هیچ‌جوره نمی‌تونی ببینی

[ چارلز دیتز ] [ پدر، همسر، پرنده‌نگر ]

مغازه تعطیله

.شرمنده مزاحم می‌شم من «چارلز دیتز» هستم

یه خرده احساس گیجی می‌کنم

اینجا کجاست؟

از دستِ این تازه‌واردها

توی اتاقِ انتظار، منتظر باش

خیلی‌خب

باورنکردنیه

...هی

کی اونجاست؟

زن سابقم برگشته

خب، می‌دونم به چی فکر می‌کنین

«جوس، کِی خودش رو به یه نفر، محدود کرده؟»

...کدوم زنی می‌تونه راضی نگه‌ش داره؟» خب»

[ بهتون می‌گم ]

در عصری فراموش شده که غرق در طاعون و مرگ بود

پیچک‌های عشق فاسد ما گشوده شد

من یک کفن دزدِ حقیر بودم

و بین اجساد رها شدگان امرار معاش می‌کردم

قلبم، خیلی وقت پیش در تاریکی غرق شده بود

اما سرنوشت، همچون شبح سایه طویلش رو در شبی سرد

و بی‌ستاره، روی سرم افکند

اسمش دلورس بود

به محض اینکه به چشمان نفرین‌شده‌ش نگاه بستم، طلسم شدم

مراسم‌مون، سنتی بود

خونِ همدیگه رو خوردیم

سر دوتا مرغ رو با دندون کندیم

و یک بز رو قربانی کردیم

...شب عروسی‌مون

سمفونیِ لذات نفسانی بود

اپرای ترسناک شهوت

و امیال عنان‌گسیخته بود

اما نو عروسم، رازی شوم رو مخفی کرده بود

اون رهبر یک فرقه مرگِ روح‌خوار بود

مثل عنکبوتی که شکارش رو محاصره می‌کنه، آماده حمله بود

تبریک می‌گم

...جهت جاودانگی به دو چیز نیاز داشت

جونم و روحم

[ سم ]

هی، من هم به چیزهای بیمارگونه‌ای علاقه دارم

ولی حتی قوه تخیل من هم ...محدودیتی داره

[ این‌قدر دوستت دارم ]

[ سلام، من جف هستم ]

راه‌مون از هم جدا شد

حالا هم برگشته

و عصبانیه

سلام

لابد اینجات خیلی شلوغه، نه؟

اینجا هم همین‌طور

گوش کن، اگر یه موقع خواستی

،احساساتت رو پردازش کنی من کنارت هستم

.احساساتم پردازش شد ممنون

وقتی سر مزار پدرت ایستاده بودی، دیدمت

لابد خیلی مشتی بوده

...مرگ، خیلی

ناگواره، می‌دونی؟

اگر یه موقع خواستی، احساساتی که

داری رو با گریه یا بروز خشم

تخلیه کنی

می‌خوام بدونی

...که من هم می‌تونم

.برات همون پدرِ مشتی باشم می‌دونی؟

نیازی ندارم - می‌دونی -

همچین دوران‌هایی، می‌تونه

به‌طرز عجیبی، خانواده‌ها رو به‌هم نزدیک کنه

توی راه اینجا

برای بابابزرگت، یه شعر نوشتم

جدی؟ بخونش

...چیز... چیزه

...مشخصاً

شروع غم‌انگیزی داره

بعدش از پذیرش می‌گه

طولانیه. نتونستم حفظش کنم

ولی شعرِ خیلی قشنگیه

خالی نبند، روری

باشه؟ من گول این چرندیاتِ عصر جدید

یوگا ریتریت‌طورِ بیش از حد احساسی

و به اشتراک‌گذاری ترومات رو نمی‌خورم

دستت برام روئه

...چون مادرم هم مثل تو

خیلی درهم‌شکسته‌ست

باشه؟ اون یه خیال‌پردازِ متوهمه

تو هم فقط داری ازش بهره‌کشی می‌کنی

و اگر بهت اجازه این کار رو می‌ده

گردنِ خودشه

.واقعا تسلیت می‌گم عمیقاً متاسفم

می‌دونم، ممنونم

اوه، جین باترفیلدِ کوچولو

جین فسقلی؟ [ لیتلر ]

اوه، الان دیگه جین باترفیلد لی هستش

به‌هم چسبوندیمش

این مکسی دینه؟

نه

هنوز کسی نیومده

نمونه آبجوی سیستمِ آبجوسازی میکروی شوهرم

میکرو؟ واسه اوناییه که خونه‌شون کوچیکه؟

چرا خونه‌تون رو با پارچه‌ی سیاه تزئین کردین؟

کفن عزاست

این خونه با چارلز مُرده

...و در روند انتقالش به زندگی‌ای جدید

با خانواده‌ای جدید ازش محافظت می‌کنم

واسه نشون دادنش لحظه‌شماری می‌کنم

مشتری‌ها به این زودی دارن صف می‌کشن

همه‌ش به لطف تو، لیدیا

همه چشم‌شون دنبال خانه ارواحِ اصلیه

روح، وجود نداره

فقط آدم‌های زودباور این چرندیات رو باور می‌کنن

مگر اینکه بخوای خرجِ خونه رو دربیاری، درسته مامان؟

خیلی‌خب عزیزم، بریم تو

می‌شه همگی توجه کنید، لطفا؟

چی؟

امروز اینجا جمع شدیم

تا زندگی مردی خارق العاده رو نکو بداریم

من کلا چند بار افتخارِ دیدار

با چارلز، نصیبم شد

پس می‌تونم بهت بگم که به سخنرانی نیازی نداشت

چارلز از ابراز احساسات در ملاء عام، نفرت داشت

...آره، ولی از طرفی هم

انتخاب کرد که از زندگیش نهایتِ لذت رو ببره

پس من هم این ویژگیِ چارلز دیتز رو ازش الهام می‌گیرم

...لیدیا

می‌دونم توافق کرده بودیم

که رابطه‌مون رو آروم پیش ببریم

ولی نمی‌تونم بیش‌تر از این صبر کنم

بیا توی روز تعطیلِ موردعلاقه‌ت ازدواج کنیم

توی هالووین باهام ازدواج می‌کنی؟

پناه بر خدا

اینکه دو روز دیگه‌ست

آره، می‌دونم

از قبل با پدر دیمین صحبت کردم

کلیسا باز خواهد بود

در خانه‌ی خداوند به روی تمام کسانی که

خواهانِ رستگاری و شکوه ابدی هستن بازه

،البته به جز قبل از ظهر و بین ساعت سه و چهار

واقعا می‌خوای توی مراسم ختم چارلز این کار رو بکنی؟

...آره، آره، آره، چون

چون همین‌طور که اینجا ایستادیم

...و مرگ، احاطه‌مون کرده

بیاید همگی عهد ببندیم... که زندگی رو انتخاب کنیم

چون می‌خوام بقیه عمرم رو

با تو بگذرونم، لیدیا

و همین‌طور با تو دیلیا

با تو هم همین‌طور

و باز هم با تو

جوابت چیه؟

روری، من... بی‌خیال

الان نمی‌تونم چنین عهدی ببندم

اوه

خیلی‌خب

یه غمِ دیگه به غم‌هام اضافه شد

منظورت چیه؟

خب، اول که چارلز مُرد

البته پدربزرگم هم قبلش مُرده بود

که خب خودت خبر داشتی ...و حالا هم

رابطه‌مون مُرد - ...نه، نه، من -

بی‌خیال، منظورم این نبود

فکر می‌کردم می‌خوای پرش بانجیِ بزرگ زندگی رو

کنار من انجام بدی

اون هم بدون تور حفاظتی، درسته؟

...ولی به‌گمونم

تنها چیزی که امروز پرش بانجی انجام می‌ده، عشقه

و طناب ایمنیش هم پاره شد

...بی‌خیال. روری

من دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

اوه

منتظر چی هستیم پس؟

باشه، به‌گمونم

یا خدا

بله رو گفت

بله رو گفت

استرید

♪ از هیچی خوشم نمیاد ♪

♪ ولی بعضی روزها، همه رو دوست دارم ♪

♪ بعضی وقت‌ها که شرایط سخت می‌شه ♪

♪ بعضی روزها گریه می‌کنم ♪

♪ و یک‌شنبه‌ها به درگاه خدا، دعا می‌کنم ♪

♪ نمی‌دونم کیه، ولی بهم عشق می‌ده ♪

♪ یه روزی ♪

♪ و می‌دونم وقتی خورشید می‌درخشه ♪

[ مدرسه دخترانه میس شانون ]

♪ و آدم‌های خوب رو می‌بینم ♪

♪ ایمانم برمی‌گرده ♪

♪ یه روزی ♪

♪ اوه آره، یه روزی ♪

شرمنده

شرمنده - مواظب باش -

اوه

حالت خوبه؟

حالت خوبه؟ چی شد؟

آره، هنوز زنده‌م

چی می‌خونی؟

جنایت و مکافات

این هم یکی از اوناست - یکی از اونا؟ -

یعنی چی؟

هیچی. سه‌بار خوندمش

واقعا؟ - آره -

«درد و زجر، همیشه اجتناب‌ناپذیرند»

آره

...آره، من

باورم نمی‌شه داری ...از داستایفسکی نقل ‌قول می‌کنی. این

این همه مدت کجا بودی پس؟

خب، چند وقته که توی وینتر ریوری؟

از روزی که خودم رو شناختم

اینورها ندیده بودمت

آره، موقتاً به‌خاطر مراسم ترحیم پدربزرگم

اومده بودم اینجا

تا اینکه نامزدِ چیپِ مادرم

تبدیلش کرد به یه مراسم نامزدیِ غیر رسمی

آره، تاریخ ازدواج‌شون رو اعلام کرد

وای، چه متفاوت

آره، اگر مادرم رو می‌شناختی

می‌دونستی که این چیزها خیلی ازش برمیاد

...پدرت در قید حیاته یا

نه

...آره، انسانی آزاده‌ و

مدافعِ جنبش‌های ازدست‌رفته بود

وقتی جدا شدن، رفت برزیل

سعی داشت جنگل استوایی رو نجات بده

ولی مامانم، بزرگ‌شده‌ی اینجاست

توی اون خونه قدیمی روی تپه

وایسا ببینم، خانه ارواح رو می‌گی؟

مامانت لیدیا دیتزه؟

متاسفانه

مادرت یه افسانه‌ست

اگر به چرندیاتِ ماورا طبیعی باور داشته باشی، آره

تو نداری؟

نه

من به عینیات باور دارم

می‌دونی؟ علم، حقایق و شواهد

!به اصطلاح مادرم: همین الان برگرد کجا رفتی؟

اوه

آره، تمومی نداره

برمی‌گردم به آغوشِ جنون

راستی، بابت حصارتون متاسفم

می‌تونی به والدینت بگی که مادرم، پولش رو می‌ده

.نه، طوری نیست اصلا متوجه‌ش هم نمی‌شن

،خب، گوش کن اگر خواستی یه‌کم از جنون

فاصله بگیری، من فردا اینجام

[ تحت تعقیب - مُرده یا باز هم مُرده ]

شاهد، تایید کرده که مظنون‌مون

همون روح‌خوارِ بخشِ اشیای گمشده‌ست

می‌خوای قسمتِ عجیبش رو بشنوی، رئیس؟

بگو

بعد از اینکه صاحب مغازه رو

به پنکیک انسانی، تبدیل کرد

یه لباس عروس هم دزدیده

البته. این احمقِ روانی

دل بیمارش

دنبال یه تجدید دیدار رمانتیک با آقای جوسه

تا وقتی که باهاش

،وارد محراب محضر نشه دست از کشتار برنمی‌داره

،همچین پرونده‌هایی باعث می‌شن از خودم بپرسم که چرا پلیس شدم

تو پلیس نیستی، بازیگری

ممنون، جنت

تو رابطه‌م با واقعیت رو حفظ می‌کنی

بیتل‌جوس رو نذاریم توی بخشِ

محافظت از شهودین؟

ببین می‌تونی پیداش کنی یا نه

احتمالا یه گوشه قایم شده

و از ترس، شلوارش رو خیس کرده

یه‌کم بالاتر، بچه‌ها

نباید بذاریم دلورس از در بیاد تو

باب

انگار دارم توی آینه خودم رو می‌بینم

می‌دونی باب، تو می‌تونی بدلم باشی

کل مدت رو جلوم راه می‌ری

اونجوری مادامی که داره روحت رو می‌خوره، من فرار می‌کنم

فهمیدی؟

[ مراسم ترحیم چارلز دیتز در وینتر ریور برگزار شد ]

فرصتم مهیا شد

چی؟

چرا؟

نه، نه، نه

دیلیا، چی شده؟

می‌خوام بهترین جیغ ممکن رو ثبت کنم

،عکسش رو بزرگ می‌کنم می‌زنم به دیوار

و به شما هم پیشنهاد می‌کنم که همین کار رو بکنید

چرا؟ - واسه عزای جمعی -

ما نمی‌تونیم خالصانه

تمام ویژگی‌های خوبِ عزیزِان از دست رفته‌مون رو

نکو بداریم، مگر اینکه تمام وحشتی

که بهمون تحمیل کردن رو تخلیه کنیم

مگه پدربزرگ، چه کارهای وحشتناکی باهات کرده بود؟

بدون مشورت با من این خونه رو خرید

یا خدا

داشتم یه سری کارتن‌ها رو می‌بردم توی شهر

.بعدش صدای جیغت رو شنیدم حالت خوبه؟

دیلیا جیغ زد

اوه، دیلیا

چیزیم نیست

بهش توجه نکن

با ملاحظگیت رو رسوندی

استرید، می‌شه واسه کارتن‌ها کمکم کنی؟

به باربرها گفتم که هفت روز دیگه بیان. باشه؟

به‌نظرم، اینجوری وقتِ کافی

برای کنار اومدن با اندوه و ترومامون رو داریم

و بعد از عروسی، به‌نظرم بهتره

برگردیم و فیلمبرداری رو تموم کنیم

شاید مامان بتونه به روح‌های زیر شیروونی

بگه کمک‌مون کنن

.آدام و باربارا میتلند دیگه اینجا نیستن

چرا؟ خونه بهتری رو برای تسخیر پیدا کردن؟

یه راه گریز پیدا کردیم و اونا هم رفتن

چه راحت

[ دنبال رابطه عشقی می‌گردی؟ جنگیری بیولوژیکیِ بیتل‌جوس ] [ همین الان تماس بگیر! بیتل‌جوس ]

عوق

[ ریچارد ]

اوه

وای خدا، فکر می‌کردم گم‌شون کردم

این عکس، توی یکی از جشنواره‌های ترسناکِ شبانه «ماریو باوا» گرفته شد

اون موقع، تو رو ۹ ماهه حامله بودم

وسط فیلم «کییل، بیبی... کیل» کیسه آبم پاره شد

فیلم موردعلاقه بابا

آره

می‌شه نگه‌ش دارم؟

آره

اون مدل وینتر ریور رو هم دوست دارم

بابابزرگ درستش کرد؟

نه، مال خانواده میتلند بود

می‌دونی، همون زن و شوهر روحی رو می‌گم که وجود نداشتن

اوه، این رو روی زمین پیدا کردم

هی، بیتل‌جوس کیه؟ - هیچ‌وقت این اسم رو به زبون نیار -

هیچ‌وقت

بیتل‌جوس - نه! استرید، جدی می‌گم -

اگه این اسم رو سه‌بار تکرار کنی

اتفاقات خیلی بدی می‌افتن - مثلا؟ -

در واقع، ورود به زیر شیروونی قدغنه

فهمیدی؟

آره، فهمیدم که دیوونه‌ای

[بیتل‌جوس، بیتل‌جوس ]

وای خدا، تویی

فکر کردم یه گوزن شمالی داره بهم حمله می‌کنه

تمرین تنفسیه

مثل من، هر روز روح ببین تا بفهمی چی می‌کشم

استرید

ولش کن

وای خدا، ازم متنفره

یه‌جورهایی انگار مرگِ ریچارد هنوز تقصیر منه

تو هم بابت مادرت من رو مقصر دونستی

اون که نمرده

،سرزنشت نکردم ازت ناراحت شدم

این دوتا فرق دارن

رفتار خوبی نداشتی

نه، تو اصلا نمی‌دونستی که من وجود دارم

ولی میونه‌مون خوب شد، مگه نه؟

آره، وقتی معروف و موفق شدم

صمیمی‌تر شدیم

نه، قبل‌ترش ازت خوشم اومد

باز داری به‌طرز انزجارآوری نفس می‌کشی

موثره

توی آسایشگاه سوگواران وقتی با روری آشنا شدم، یادش گرفتم

تعجبی نداره

ببین، بعد از مرگ ریچارد شوکه شده بودم

داشتم روی احساسات حل‌نشده‌م کار می‌کردم

و روری هم به تازگی نامزدش رو توی حادثه اسکی

از دست داده بود

و توی یک حلقه اندوه بودیم

و باهم انس گرفتیم

آره

توی بدترین شرایط ممکن براش جذاب ظاهر شدی

خیلی‌خب، ولی مسئله اون نیست

استرید این رو توی زیرشیروونی پیدا کرد

عوق. خب که چی؟

خب که چی؟

هر ازگاهی، حضورش رو احساس می‌کنم

انگار که یه جایی خارج از دسترس

کمین کرده

ولی این اواخر

دوباره دارم می‌بینمش

و امیدوار بودم که توهم زده باشم

ولی حالا با وجود این...؟

لیدیا، باید زندگیت رو پس بگیری

،از این انگل‌های آویزون از این، پس بگیری

اون دخترِ گستاخی که تیپِ گوت می‌زد

و اون همه سال پیش عذابم می‌داد، کجا رفته؟

وقتشه پیداش کنی

سلام - سلام -

جرمی، خودتی؟ - آره -

مامان، من طبقه بالا پیش دوستمم

باشه. خوش بگذره

سلام بابا - پسرم -

گیر داده... توی این اتاق زندگی می‌کنه

چقدر صفحه گرامافونِ دهه نود داری

اینا رو از کجا پیدا می‌کنی؟ از ای‌بی؟

نه، نوار فروش‌های قدیمی رو می‌گردم

به چیزی که نتونم لمسش کنم اعتماد ندارم

«راهنمای تازه درگذشتگان»

آره، این رو توی شهر توی حراجی اثاثیه خونه خریدم

تصاویرش خیلی عجیب و غریبن

آره، شبیه کتاب‌های مزخرفیه

که مادرم می‌نویسه

جریان والدینِ تو چیه؟

خب، مادرم، تمام زمانش رو توی آشپزخونه می‌گذرونه

و به‌طرز وسواس‌گونه‌ای از روی استرس، آشپزی می‌کنه

پدرم هم قبلا توی کارخانه کاغذسازی کار می‌کرد

ولی بعدش یه حادثه‌ای رخ داد

و حالا به‌طور تمام وقت روی کاناپه و جلوی تلویزیونه

واسه رفتن از این شهر چرت لحظه‌شماری می‌کنم

تویی که مادرت معروفه

لابد به خیلی جاها سفر کردی

راستش نه

پدرم بیش‌تر اهل سفر بود

قبلا برنامه داشتیم که

از ده شهر ترسناک برترِ کره زمین

بازدید کنیم

...خب، برج لندن، قلعه برن و

بعدش فرصت انجامش پیش نیومد

چی شد مگه؟

کشتیش غرق شد

آره، به مدت یه هفته کل آمازون رو گشتن

و هیچ‌وقت جسدش رو پیدا نکردن

خیلی دلتنگشی

آره

می‌دونی، دوست داشتم حداقل

فرصت خداحافظی باهاش رو داشته باشم

...ولی مگه مادرت نمی‌تونه

...چه‌می‌دونم، مثلا

...باهاش ارتباط بگیره یا

می‌گه حتی نمی‌تونه ببینتش

چرا؟ - چون مادرم شیاده -

به‌نظرم یه خرده زیاده‌روی می‌کنی

خب، فردا هالووینه

می‌دونم. قبلا روز تعطیلِ موردعلاقه‌م بود

چون بابام، تمام توانش رو به کار می‌گرفت

و لباس‌هایی درست می‌کرد که اصلا مناسب سنم نبودن

آره، فکر کنم کلاس دوم بودم

که با لباسی شبیه به شخصیتِ تابلوی جیغِ مونک، ظاهر شدم

وای، آره - آره، جزء گزینه‌ها بود -

ولی حالا مادرم داره توی همون روز، ازدواج می‌کنه

...واسه همین نمی‌دونم

احتمالا دیگه ازش خوشم نمیاد

خب، عروسی‌شون چه موقع‌ست؟

نیمه‌شب. ساعتِ جادوگری

ایده مسخره ناپدریِ آینده‌امه

...خب، نظرت چیه که قبلش

بیای اینجا؟

...می‌تونیم

نمی‌دونم، می‌تونیم پیتزا سفارش و به بچه‌ها شکلات بدیم

.البته اگر خودت بخوای ...یه موقع فکر نکنی

اصرار و فشاری درکاره

قضیه این پرنده‌های کریه چیه؟

پدرم به پرنده‌نگری علاقه داشت

با فروشگاه وینتجی که توی سوهوئه

و خیلی دوستش داری تماس گرفتم

چندتا لباس عروسیِ بالقوه رو فرستادن

باید تا آخر امروز برسه

.اوه، عالیه ممنون

...و

آقا کلاغه، ممکنه خبر ازدواج‌مون رو

به چندتا خبرگزاری داده باشه

گفته شاید بتونیم عکس‌ها رو به‌طور انحصاری بفروشیم

می‌تونه واسه تبلیغات برنامه‌مون خوب باشه

ببین، بابت ازدواج‌مون خیلی هیجان زده‌م‌ها

ولی می‌شه کوچیک و خصوصی باشه؟

باشه، حتما

روز مهمِ زندگیِ توئه

.یا شب مهم حالا هرچی

خیلی هیجان زده‌م

کل وجودم رو هیجان گرفته

لیدیا؟

گورت رو از زندگیم گم کن

شنیدی؟

لیدیا؟

سر کی داری داد می‌کشی؟

اون مشاور زوج‌درمانی که پیشش می‌رفتیم رو یادته؟

دکتر گلیکمن رو می‌گم

می‌گفت که یه مسئله‌ای رو تو خودم ریختم و سرکوبش کردم

و تا زمانی که باهاش مواجه نشم رابطه‌مون پیشرفت‌ نمی‌کنه

اوهوم - خب راست می‌گفت -

می‌خوام ماجرا رو بهت بگم

فقط از قبل هشدار بدم نگی نگفتی

به طرز وحشتناکی دیوانه‌وار و غیرقابل باوره

مشکلی که نداری؟

نه. خوشحال می‌شم بشنوم

بیا باهم بهش غلبه کنیم

باشه. چند لحظه بهم مهلت بده

وقتی نوجوان بودم

یه شیطان شیاد خانواده‌م رو تا سر حد مرگ ترسوند و عذاب داد

و سعی کرد وادارم کنه زنش بشم

تا بتونه برای همیشه به دنیای واقعی برگرده

فکر می‌کردم دیگه از دستش خلاص شدم

اما این اواخر همه‌ش اینور اونور می‌دیدمش

و الان، واقعا وقعا برگشته

نمی‌دونم چرا، یا چطور یا اصلا باید چه گلی به سر بگیرم

...خیلی‌خب. پس می‌گی یکی به اسم بیتل‌جوس

اسمش رو نیار

اگه سه مرتبه اسمش رو تکرار کنی

ظاهر می‌شه

...باشه. پس این

شیطان مشخصا ساخته ذهن و جلوه‌ای از ترومای پردازش‌نشده‌ته

و باید باهاش رو در رو بشی

وگرنه هرچی پیش بره بدتر و بدتر می‌شه

ساختگی نیست. واقعا یه شیطانه

می‌دونم قدم خیلی بزرگیه

...اما به قول دکتر گلیکمن

یه هل کوچیک نیاز داری و می‌خوام تو این مورد بهت کمک کنم

بیتل‌جوس، بیتل‌جوس، بیتل‌جوس

[ مشکل دارین؟ من هم دارم - بیاین صحبت کنیم ] [ بهترین زوج‌درمان شهر - بفرمایید تو ]

چی شد؟

رفتیم تو ماکت

!امکان‌ نداره

یعنی چی؟

بهت که گفتم اسمش رو نیار

خانم‌ها و آقایون، این شما و این لیدیا دیتز

هرگز اسمش رو نیار

هرگز! باید بریم

بیتل‌جوس، بیتل‌جوس، بیتل‌جوس

...اون - بیتل‌جوس -

اول از همه، می‌خوام بدونید

که می‌تونید با من کاملا راحت باشید، خب؟

با خیال آسوده حرف دل‌تون رو بزنید

هیچ نگران نباشید. حس می‌کنم یکی‌تون داره به اینجور افکار و رفتارهای منفی دامن می‌زنه

ولی حالا بعدا درباره‌ش صحبت می‌کنیم

حالا خوب تو مسئله عمیق شین

و سفره‌ی دل‌تون رو بریزین بیرون

باشه؟ کی اول شروع می‌کنه؟

ها؟

خیلی‌خب. خودم شروع می‌کنم

خدمت شما. دیدین؟ من حاضرم دل به کار بدم

شماها هم باید سعی کنید

با کودک درون‌تون ارتباط برقرار کنین

مال من تا چند لحظه دیگه پیداش می‌شه

همه می‌گن چشم‌هاش به من رفته

ولی به‌نظر خودم اصلا این‌طوری نیست

هری نی‌نی

تو صرفا تروماهای پردازش‌نشده‌ی منی

تو صرفا تروماهای پردازش‌نشده‌ی منی

ساخته‌ی ذهنمی

جدی؟

به‌نظرت این هم ذهنت ساخته و پرداخته؟

عشقِ پاست

مثل باباش

پس واقعا خودت بودی که زاغ سیاهم رو چوب می‌زدی

اگه پاییدن عشق زندگیم

برای این‌که دوباره باهاش ازدواج کنم زاغ سیاه چوب زدن محسوب می‌شه

باشه پس بنده گناهکارم. بیا اینجا ببینم

خونه، خونه، خونه

فــیــلــمــکـ ـیــو رو تو گوگل سرچ کن

♪ هرجا که بری ♪ ♪ هر کاری کنی ♪

♪ من اینجا منتظرت می‌مونم ♪

چه اتفاقی افتاد؟

یه خواب خیلی عجیب و غریب دیدم

آره. فکر کنم بهتره یه مدت سمت قرص و این‌ها نریم

مارن؟

درواقع کفچه‌مار مصرین

خیلی قشنگن، نه؟

هدیه‌ی عروسی روری‌ان؟

.نه واسه اون دیگه دیر شده زهرشون رو کشیدن

.تضمین کردن که کاملا بی‌خطرن برای خودم سفارش دادم

در مصر باستان

ملکه‌ها با استفاده از مار

،که نماد عشق جاودانه مراسمی در مقبره فرعون‌شون

انجام می دادن

مطمئنی؟ - اوهوم -

آخه ما تو مدرسه خوندیم که تهدیدی دائمی

برای «رع» تو عالم اموات بودن [ خدای خورشید در مصر باستان ]

و نماد آشوب و هرج و مرج مطلق به شمار میومدن

می‌بینی؟ برای همینه که مدارس باید

به جای این حجم از مطالعه هنر رو تو برنامه‌هاشون بگنجونن

.به مراد دلت رسیدی داریم می‌ریم

برو ساکت رو ببند

برت می‌گردونم مدرسه

وایسا ببینم، چی شد یهو؟

اگه برات تعریف کنم باور نمی‌کنی

حاضرم پول بدم یه ناوگان کارگر بیاد اینجا

و سریع وسایل رو جمع کنه بفرسته منهتن

همه چی به غیر از ماکت

باید ریز ریزش کنیم و بسوزونیمش

پس عروسی کنسله؟

جناب لوس زاقارت باز چی کار کرده؟

مسئله روری نیست

بیتل‌جوسه

اینجاست

توی ماکته. با چشم‌های خودم دیدمش

روری هم دیدش ولی خیال می‌کنه خواب دیده

وایسا، نمی‌شه الان بریم

با یه پسره آشنا شدم و فردا باهاش قرار دارم

کِی وقتی کردی با کسی آشنا بشی وروجک؟

همون‌طور که تو وقت کردی برنامه عروسی بچینی

.منظوری نداشت کار کارماست

حالا هرچی. داشتم دوچرخه‌سواری می‌کردم

که یهو با حصار خونه‌شون تصادف کردم

باهم حرف زدیم

و دعوتم کرد برای هالووین برم خونه‌شون

می‌شه برم؟

تو رو خدا

اجازه نمی‌دم این شیطان مزاحم

دوباره خانواده‌مون رو بهم بریزه

.هیچ‌کس اجازه نداره بره اون تو کسی هم اجازه نداره اسم منحوسش رو به زبون بیاره

مشکلی برامون پیش نمیاد، مگه نه؟

بیا دیگه مامان. دیرم شد

شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت

مطمئنی خونه‌شون همین‌جاست؟

آره

جفرسون لین، پلاک ۱۲۵

لطفا از روی ظاهر چیزی برداشت نکن، خب؟

باباش اخیرا سر کار دچار سانحه شده

و دارن دوران سختی رو سپری می‌کنن

شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت

بانمکه

چی کار می‌کنی؟

می‌خواستم بیام یه سلامی به والدینش بکنم

ناموسا؟ مگه آوردیم خاله‌بازی؟

دیگه بچه نیستیم که

طوری نمی‌شه

خیلی‌خب. حق با توئه

خوش بگذره. ساعده ده میام دنبالت

بیش‌تر از این نمی‌شه بمونی

زود باش

شیرینی بدین وگرنه می‌ترسونیم‌تون

رفتم زیرزمین رو زیر و رو کردم

اصلا یادم رفته بود این‌ها رو داریم

آره مشخصه حسابی زحمت کشیدی

آره

.می‌بینم که شبیه جیمز دین لباس پوشیدی خوشم اومد

...مرسی. ولی

پدر و مادرم فکر می‌کنن

«ریچی شدم تو سریال «روزهای خوش

هان؟ - لباست معرکه‌ست -

الان مثلا کی شدی؟

ماری کوری

فیزیکدان فرانسوی که دوتا نوبل برده

نماد و الگوی فمینست - ...همونی بود که -

رادیواکتیو رو کشف کرد، درسته؟

آره - آره -

بر اثر کشف خودش هم کشته شد

اما خودش متوجه این قضیه نبود

به عنوان کسی که بر اثر مسمومیت

با پرتوهای رادیواکتیو در حال مرگه

خیلی زیبایی

.یه‌کم آبنبات و شکلات آوردم ...یعنی یه عالمه‌ست

فکر کنم زیادی بار کردم

...ولی می‌تونیم... نمی‌دونم

می‌تونیم مثلا هرچیش موند رو خودمون بخوریم

یا الان بریم دم در و بدیم‌شون به بچه‌ها

...اگه

تو این‌طور بخوای - آره -

راستش باید یه اعترافی بکنم

ترجیح می‌دم این بالا پیش تو بمونم

باشه. خوبه

این هم می‌شه

تو رو خدا وحشت نکن

تو... چی هستی؟

یعنی واقعا نمی‌دونی؟

نیازی نیست بترسی استرید

یه روحی

پس مامانم راست می‌گفت. لعنتی

مامان و بابام که دعوا می‌کردن

یکی از پک‌های آبجو بابام رو می‌دزدیدم

و می‌رفتم تو خونه درختیم قایم می‌شدم

...یه روز

سر خوردم

و افتادم

چند وقت پیش؟

‫۲۳ سال و ۵ ماه و ۱۴ روز پیش

حالا نه که بشینم دقیق حساب کنم ها

الان ‫۲۳ سال آزگاره که تو این خونه اسیر شدم

از اون درخت نمی‌تونم اونورتر برم

تمام این مدت فقط نشسته بودم و گذر زمان رو تماشا می‌کردم

تا این‌که سروکله‌ی‌ تو پیدا شد

و تونستی ببینیم

بعد از این همه مدت تنهایی کشیدن

با این اتفاق حس کردم یهو یه چیزی تو مخم ترکید

حس فوق‌العاده‌ای داشت

تو فوق‌العاده‌ای

بهتره دیگه برم - درک می‌کنم -

می‌دونم دیوانگیه

ولی واقعا ازت خوشم اومده

می‌خوام باهم باشیم

چطور آخه؟

.تو مُردی و من هنوز زنده‌م اصلا با عقل جوردرنمیاد

...خب

...اگه بهت بگم

یه راهی برای برگشتن پیدا کردم چی؟

یه راهی که بتونم دوباره به انسان تبدیل بشم

تو این کتابه همه چیز رو دقیق توضیح داده

هرکی می‌میره یکی از این‌ها بهش می‌دن

یه مقدار پیچیده‌ست

...ولی فقط

به کمک یه انسان زنده می‌تونم انجامش بدم

به معنای واقعی کلمه می‌تونم زندگیم رو بهم برگردونی

یه‌کم دو دلم. شاید بهتر باشه از مامانم سوال کنیم

تو مسائل مربوط به ارواح و این‌ها متخصصه دیگه

...آره خب. من

مطمئنم هزار تا دلیل برات میاره

که نباید این کار رو بکنی

ولی من فقط یه دلیل برای انجامش بهت می‌دم

می‌تونی پدرت رو ببینی

دوباره

اولین بازدید آزاد از خونه رو

برای یکشنبه‌ی دیگه نه، هفته‌ی بعدش هماهنگ می‌کنم

بعدش هم منتظر دریافت پیشنهادات‌شون می‌شیم

روری کجاست؟

سوپری

رفته شکلات‌هایی که خریده بودم رو پس بده جاشون هویج بگیره

متخصص گه زدن به تمامی مراسمات و موقعیت‌هاست

مخصوصا هالووین

من دیگه باید برم. تو کلیسا می‌بینمت

مگه این‌که تصمیمت عوض شده باشه و نخوای عروسی کنی؟

نه دیلیا

کجا می‌ری؟

قبرستون

می‌رم با روح شوهر مرحومم ارتباط بگیرم

من هم دیگه با اجازه‌ت باید برم

قراره با چند تا دیگه از مامان‌ها

جین فسقلی و بقیه‌ی دوست‌های پیشاهنگش رو ببریم قاشق‌زنی

چند هفته وقت گذاشتیم تا تونستیم یه تم گروهی برای لباس‌هاشون پیدا کنیم

قرار شد هیچ‌کی لباس شاهدخت‌های دیزنی رو نپوشه

تنها باری که استرید لباس یکی از شخصیت‌های دیزنی رو پوشید

اون سالی بودکه لباس مادر مُرده سیندرلا رو برای هالووین انتخاب کرد

حالا اگه گفتی دخترها چه تمی رو برای لباس‌هاشون انتخاب کردن؟

سالاد میوه

هوشمندانه نیست؟

هم سالمه هم احساسات کسی رو تحریک نمی‌کنه

...لباس مخصوص هالووین من هم

وام مسکن معکوسه

وام مسکن رو برعکس نوشتم

استرید کجاست؟

رفته سر قرار. اولین بارشه

گمونم من بیش‌تر از اون استرس دارم

خونه‌ی پسره تو جفرسون بود

وای تو رو خدا اسم اون خیابون رو نیار

یه خونه اونجا دارم که فروش نرفته

و گند زده به رکورد فروش بی‌نقصم

تقصیر خودمه

سال‌هاست گذاشتنش برای فروش

ولی گفتم اگه بتونم خونه‌ی قتل رو بفروشم

می‌تونم به کلکسیون افتخاراتم اضافه‌ش کنم

خونه‌ی‌ قتل؟

کدوم یکی‌شونه؟

پلاک ۱۲۵

استرید رو همون‌جا پیاده کردم

اسم پسره جرمی بود

جرمی فریزر؟

نمی‌دونم. فامیلیش رو نگفت

نه. نمی‌تونه همون جرمی باشه

جرمی فریزر بد جونوری بود

بیس و سه سال پیش پدر و مادرش رو کشت

پلیس‌ها درحالی که تو خونه درختیش قایم شده بود پیداش کردن

سعی داشتن از اونجا بکِشنش بیرون

که میفته و گردنش می‌شکنه

درجا می‌میره

به همین راحتی می‌شه رفت دیار باقی؟

صرفا باید با گچ یه در بکشی؟

عه، سه بار هم باید در بزنی؟

دارم طبق دستورالعملی که اون تو نوشته پیش می‌رم

چه خز

شاید هم نه

حالا باید چه کار کنیم؟ بریم تو؟

من می‌تونم برم ولی از اونجایی که تو هنوز زنده‌ای

باید قبلش اون طلسم رو بخونی

...از دنیای زندگان جرات کرده و قدم گذارم» [ به لاتین ]

[ برای فروش ]

استرید

توئی جرمی؟

«تا دیگری آزاد گردد» [ به لاتین ]

خیلی‌خب

فکر کنم جواب داد

استرید

بریم دیدن پدرت

!استرید! نه

خیلی‌خب

تو اینجا منتظر بمون

می‌رم بپرسم کجا باید بریم

یادت باشه ازشون بپرسی بابام کدوم قسمته

...عذر می‌خوام، ببخشید، شرمنده

کریسمس‌ مبارک

کریسمس‌ مبارک

مرسی

خیلی‌خب. باید بریم بخش مهاجرت

عذر می‌خوام، می‌تونم با مدیر اینجا صحبت کنم؟

اگه زود برنگردم خونه زنم پوستم رو می‌کنه

.آخی ناز بشین الهی نوبت بگیرین و منتظر بمونین

اوه رفیق

نیروهای دیار باقی

چارلز عزیزم را بپذیرید همان‌طور که من مرگش را پذیرفتم

نه نپذیرفتم

و هرگز نخواهم پذیرفت

غم و اندوه تاریخ انقضایی ندارد

اوه. این خیلی خوب بود

غم و اندوه تاریخ انقضایی ندارد

پادشاهان تجارت

شوالیه‌های نزدک [ بزرگ‌ترین بازار الکترونیک جهان در قلب آمریکا ]

او را شایسته‌ی گذر از دروازه‌های قلمروی خود بدانید

تو دیگر متعلق به من نیستی پادشاهم

...اما به برکت فرشتگانِ

...عشق جاودانه

من، ملکه بازمانده‌ت

...با افتخار ردای تو را

.خیلی‌خب. خدمت شما ممنون

خوبی عزیزم؟ به‌نظر آشفته‌ای

استرس و دلهره‌ی قبل از عروسیه چیزی نیست

می‌رم بالا لباسم رو بپوشم

ولی دنبالم نیای ها

قبل از عروسی نباید من رو تو لباسم ببینی بدشانسی میاره

باشه

.به به. سلام عرض شد چه دلقک کوچولوی خوشگلی

شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت - شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت -

خیلی‌خب

...سیب - مرسی -

هویج و یه‌کم کشمش زرد

چون کسی دلقک‌های چاقالو رو دوست نداره

باورم نمی‌شه می‌خوام این کار رو بکنم

بیتل‌جوس، بیتل‌جوس، بیتل‌جوس

جوس از کمند گریخت

بهم بگو معنی این چیه

خیلی‌خب. بذار یه نگاه بندازم

خلاصه‌ش اینه که دخترت به گا رفته

قبول کرده زندگیش رو با زندگی اون پسره تاخت بزنه

پسره برمی‌گرده به دنیای زنده‌ها

و دخترت تا ابد تو اون دنیا گیر میفته

یه بلیط یه طرفه برای قطار ارواح

قطار ارواح؟ - آره -

ایستگاه آخر، آخرت

نه. نباید سوار اون قطار بشه

باید من رو ببری اونور تا بتونم نجاتش بدم

می‌تونم ببرمت

اما محض رضای خدا که در حق کسی لطف نمی‌کنم

.صد البته چی می‌خوای؟

ببین زن سابقم موی دماغم شده

یه مقدار روانیه. جدا شدیم ها

منتها از اون آویزون‌هاست

کاش یه راهی بود که می‌تونستم برای همیشه از شرش خلاص شم

چقدر آسمون ریسمون می‌بافی می‌خوای باهات ازدواج کنم دیگه

وای فکر نمی‌کردم بالاخره یه روز ازم تقاضا کنی

از کجا بدونم سر قولت می‌مونی؟

به روح مادر مُرده‌م قسم

ایش

خیلی‌خب. قبوله

اگه کمکم کنی دخترم رو نجات بدم باهات ازدواج می‌کنم

قول‌ و قرارمون باید مستند باشه

بدش بابا

این هم از این

[ توافقنامه‌ی ازدواج ]

خوشبختت می‌کنم

خدایا! چطوری قراره بریم تو؟

آره

متاسفانه از در ورودی نمی‌تونیم داخل شیم

می‌خواستم یه تسخیر اهریمن سفارش بدم

...مددکار آخرت‌مون در اعتصابه

...و اتاق انتظار

به بیتل‌جوس بگین

این آدم‌ها هنوز تو خونه‌من

الو؟ الو؟

شتر دیدی ندیدی

افتاد؟

باب، با پسرها کشیک بدین

یه وقت کسی نیاد تو ها

بریم عزیزم

خیلی‌خب. همگی برگردین سر کارتون

شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت - شیرینی بده وگرنه می‌ترسونمت -

نفری یه دونه بردارین

به قوانین قاشق‌زنی احترام بذارین

بشین تا احترام بذاریم کسخل

هان؟

خیلی‌خب بچه‌ها

این بار توت‌فرنگی‌ها اول شکلات‌شون رو انتخاب می‌کنن

همدیگه رو هل ندین

دست‌هات رو بذار روی سرت کونی

وگرنه مخت رو می‌پاشونم رو دیوار

کد ۱۰-۳۱ گزارش شده [ جرم در حال انجام ]

ای بابا

خیلی تصنعی بود

یادت باشه، پیاز داغش رو الکی زیاد نکن

زیرپوستی بازی کن

باید جلوه واقعیش رو حفظ کنی

هشدار - اولگا -

چی شده؟

یکی کد ۶-۹-۹ رو نقض کرده

یعنی می‌گی

یه انسان زنده به صورت غیرقانونی وارد دیار باقی شده؟

نقض کد ۶-۹-۹

وقتشه که جوخه‌ی غول‌ها رو خبر کنیم

دوتا مظنون داریم. می‌خوام همه جا رو خوب دنبال‌شون بگردین

...یه پلشتی

به اسم بیتل‌جوس

و یه انسان زنده‌ی مونث

به اسم لیدیا دیتز

.می‌خوام خودتون رو به هر دری بزنید زیر تمام سنگ‌قبرها رو بگردید

شده زیر دونه دونه شن‌های تیتان رو بگردید باید پیداشون کنین [ بزرگ‌ترین قمر زحل ]

...آقایون

این چیزیه که تمام دوران مرگ‌تون

براش آموزش دیدین

...و یادتون باشه

همیشه جلوه‌ی واقعیش رو حفظ کنید

آره

یا خدا

کجا... چی؟

!نه. نه. نه

نه

نه

عذر می‌خوام

اگه اشتباهی پیش اومده باشه باید به کجا مراجعه کنم؟

من قرار نبوده الان اینجا باشم

خدایی؟

من عضویت «ورود جهانی» دارم [ اجازه معافیت از امور گمرکی دست و پاگیر ]

اینجا صف مخصوص نداره؟

قطار ۸:۳۵ به مقصد آخرت

تاخیر ندارد

بعدی

سر محل تعیین شده بایست و به دوربین نگاه کن

بگو سیب

وای

خوبی؟

نه. یه حس عجیبی دارم

.ولی من حس فوق‌العاده‌ای دارم مگه می‌شه؟

الان چطور شد؟ - راستش خیلی ساده‌ست -

اون متنه که بهت گفتم از روش بخونی رو یادته؟

قبول کردی که زندگیت رو با مال من تاخت بزنی

چی؟

برای این‌که بتونم دوباره آزادانه به دنیای واقعی برگردم به زندگیت احتیاج داشتم

یه بلیط برای قطار ارواح داره

یه بلیط یه طرفه به آخرت

اگه دست بجنبونی به قطار ۸:۳۵ش می‌رسی

وایسین! نه - خیلی خیلی ممنون -

من با همچین چیزی موافقت نکردم

چطوری می‌تونم برگردم به دنیا؟

باید این رو بدی مهر کنن. باجه یازده

انتقالت هنوز تکمیل نشده

بابا؟

استرید؟ - بابا -

بابا! کمکم کن

بابا

استرید

دیدار نزدیکه عزیزم

بسیار نزدیک

هشدار، نقض کد ۶-۹-۹

امنه. بریم

عینهو بانی و کلاید شدیم

البته ما مثل اون‌ها آبکش نشدیم

اصلا می‌دونی از کدوم ‌طرف باید بریم؟

این راهرو رو تا ته می‌ری

،سه تا دو راهی بعدی رو می‌پیچی راست ...در نهم رو می‌ری تو

نقض کد ۶-۹-۹

مستقیم می‌رسی به قطار ارواح

تو کجا؟

با اجازه‌تون یه سر برم مستراح

[ قطارهای خروجی ] [ قطار آخرت - حرکت ۸:۳۵ - به موقع ]

...قطار ساعت ۸:۳۵

به مقصد آخرت

همگی

سوار قطار ارواح شن

نه. نه

نه

آره

استرید

استرید

!نه! نه! نه

!نه! نه

خواهش می‌کنم

بلرزونش خوشگله

هی

استرید

گندش بزنن

ایست

از اون طرف

راستی بابا رو دیدم

کجاییم؟

نمی‌دونم

اون زحله

پس احتمالا الان روی یکی از قمرهاشیم

ناموسا دیار باقی خیلی خر تو خره

کرم شنی! فرار کن

دستم رو بگیر

بیا. زود باش

ماری کوری شدی

بعد از مسمومیت رادیواکتیویش

درسته؟

از بابام یاد گرفتم دیگه

چه دسته‌ گلی تربیت کردیم

آره واقعا

بیاین بغلم ببینم

می‌دونم نمی‌تونین من رو ببینین

ولی همیشه بهتون سر می‌زنم

نمی‌خوام به‌خاطر من

بین‌تون فاصله بیفته

به همدیگه نیاز دارین

به رشد همدیگه کمک می‌کنین

همیشه همین‌طور بوده

هشدار

نقض کد ۶-۹-۹

باید برگردیم وینتر ریور

تا وقتی استرید زندگیش رو پس نگرفته نمی‌تونین برگردین

هشدار! متخلف شناسایی شد - بریم -

نیروهای گشت غول، شکاف رو پیدا و مهر و مومش کردن

خبری از بیتل‌جوس یا اون زنه نشد؟

هنوز دارن دنبال‌شون می‌گردن

ولی یه چیزی پیدا کردیم که می‌تونه تو این راستا کمک‌مون کنه

باب؟

بذار برات بگم قضیه قراره چطور پیش بره

یا اون دهن خشکیده‌ی چروکیده‌ت رو باز می‌کنی و مقر میای

یا اون جمجمه کوچولو موچولوت رو

عینهو گردو خرد می‌کنم

بیتل‌جوس کدوم گوریه؟

روری؟ - پدر -

هی دارم اینور اونور این آدم‌های سرکوچولو رو می‌بینم

نترس فرزندم

زیرا چشمان آدمی چیزهای عجیبی خواهد دید

آیا ترس بر تو چیره گشته؟

آره. دارم از ترس می‌رینم به خودم

اینجا چه کار می‌کنین؟

دنبال گوسفندان گمشده می‌گشتم

تا به سمت نور هدایت‌شون کنم

می‌خوای تا کلیسا برسونمت؟

شیرینی بدین وگرنه می‌ترسونیم‌تون

...ببخشید، من

...الان برمی‌گردم آخر صف فقط

...عذر می‌خوام. اجازه بدین

شرمنده. باید برم عروسی دیرم شده

سلام. یه سوال ازتون داشتم چطور می‌تونم از اینجا برم؟

آخه یه اشتباهی شده

.الان وقت استراحتمه نوبت بگیر و یه گوشه بشین

نه ببینین، زهر اون کفچه‌مارها رو

کشیده بودن. بابتش پول داده بودم

عزیزم، الان دیگه مردی، خب؟

برو نوبت بگیر و یه گوشه منتظر بمون

کسی اینجا هست که قدرت و اختیار لازم برای کمک به بنده رو داشته باشه؟

تو دنیای زنده‌ها که بودی این‌طوری کارت رو راه می‌نداختی؟

من نمردم

اصلا می‌دونی چیه؟

شوهرم اینجاست. اسمش چارلز دیتزه

آره. اون می‌تونه این سوءتفاهم رو برطرف کنه

.یه زنگ بهش بزنین میاد درستش می‌کنه از پس هر مشکلی برمیاد

دیگه گذشت اون دوران

نه! وایسین! من کلی آدم بانفوذ می‌شناسم

...آدم‌های کله‌گنده. خودم هم یکی از اون‌هام

نه

بیتل‌جوس. نه

بیتل‌جوس

اینجام عزیز

می‌فهمم. حالا که مُردی

دلت می‌خواد باهم وقت بگذرونیم

می‌شه کمکم کنی چارلز رو پیدا کنم؟

و سالن استراحت وی‌آی‌پی‌ رو

چرا که نشه - خیلی‌خب -

ولی قبلش باید کمک کنی عروس فراریم رو پیدا کنم

کجاست؟

یالا بگو

توی صف منتظر بایستید تا صداتون کنن

اون گذرنامه رو مهر نکن

دیگه خیلی دیر شده

...فکر کنم داستایوفسکی بود که می‌گفت

[ شانست ریده دادا ]

بای‌ بای کسکش

از این طرف. دنبالم بیاین

بعدی

هشدار! متخلف شناسایی شد

از این طرف

نقض کد ۶-۹-۹

دیگه جلوتر نمی‌تونم بیام

خیلی‌خب - دوستت دارم -

من هم دوستت دارم عزیز دلم

زندگی خوبی داشته باشی

مراقب همدیگه باشید

باشه

بعدا می‌بینم‌تون - باشه -

مرسی که جونم رو نجات دادی

ببخشید که هیچ‌وقت باور نکردم ...واقعا ارواح رو می‌بینی و

نمی‌دونم دیگه کلا بابت همه چی متاسفم

...استرید، من

لیدیا! بیا دیر شده

وای خدا! عروسیم

دیگه باید مراسم رو شروع کنیم

مامان وایسا. می‌دونی امشب کلی اتفاق افتاد

و خب اگه ته دلت راضی نیست مجبور نیستی این کار رو بکنی ها

می‌دونم. ولی اگه امشب کلکش رو نکنم

تا ابد به تعویق می‌ندازمش

مطمئنی دلت می‌خواد باهاش عروسی کنی؟

روری دوستم داره و به‌نظرم همین کافیه

زود باش عزیزم. بیا تو

درهای خانه‌ش همواره

به روی گوسفندان گمشده باز است - خدای من -

فکر کردم از تصمیمت برگشتی

نه. تقصیر من شد

اومده بود من رو از شر قرار جهنمیم نجات بده

این‌ها کی‌ان؟

یه سری اینفلوئنسر

اینفوئنسر زیر پنج میلیون فالوور راه ندادیم

فکر کنم یکی از مدیرهای نتفلیکس هم بین مهمون‌ها باشه

قراره عروسی کنین یا چی؟

آره. پیراهنت کجاست پس؟

تنها چیزی که مهمه اینه که الان اینجام

بیا یه راست بریم سر خوندن عهدهامون

وایسا ببینم. دیلیا کوش؟

هی

ایناهاش

داره کمکم می‌کنه آروم شم

یه خرده استرس عروسی گرفته بودم

خیلی‌خب. برو رد کارت دیگه - تو -

...همون موجودِ

تو رویامی

راستش بیش‌تر به درد کابوس می‌خورم تا رویا

ولی مرسی. نظر لطفت رو می‌رسونه

...تو

یکی از شرایط ضمن عقد قراردادمون این بود

که دیگه هرگز نمی‌تونین اسمم رو به زبون بیارین

کدوم قرارداد؟

قراردادی که برای نجات جونت باهام بست

راستی، می‌تونی بابا صدام کنی

لیدیا

قبول کردی باهاش ازدواج کنی؟

ناامید و درمونده بودم تنها گزینه‌ای بود که به‌‌نظرم رسید

جریان چیه لیدیا؟

وای

ناجور شد

از جلسه‌ی قبلی‌ مشاوره‌مون پیشرفت زیادی نداشتی

واسه همین می‌خوام برات دارو تجویز کنم

[ سرم حقیقت]

.هیچ نگران نباش. راحت حرفت رو بزن ما منتظریم

از همون اول به‌نظرم کارهات مسخره‌بازی و کسشر محض بود

هیچ‌وقت به روح و این‌ها اعتقاد نداشتم

چی؟ تمام این مدت؟

پس واسه چی می‌خواستی باهام ازدواج کنی؟

به‌خاطر پول

می‌دونستم به عنوان شوهرت می‌تونم

پول بیش‌تری نسبت به مدیر برنامه بودن به جیب بزنم

نامزد مُرده‌ای هم در کار نبود

صرفا برای این اومده بودم آسایشگاه سوگواران

که یه زن ضعیف و آسیب‌دیده پیدا کنم تا بتونم حسابی تیغش بزنم

که با پیدا کردن سرکار عملا لاتاری رو بردم

بذار یه جلسه فیزیوتراپی مهمونش کنیم

از تمامی شما عزیزان

که جهت شرکت در این مراسم به‌خصوص حضور بهم رساندید کمال تشکر رو داریم

منتها از این قسمت به بعد مراسم‌مون دیگه خصوصیه

کجا با این عجله پدر؟

عسلم یه سوپرایز دیگه هم برات دارم

و این از صمیم قلبمه

♪ بهار هرگز منتظر ما نماند ♪

♪ در حالی که رقص‌کنان به دنبالش می‌دویدیم ♪

♪ همیشه چند قدم از ما جلوتر بود ♪

♪ میان صفحات داستان عشق‌مان گیر افتاده ♪ ♪ و احساس نزدیکی می‌کنیم ♪

♪ عشقی سوزان همانند تب ♪

♪ عجیب همچون راه راه‌های نامتناسب یک شلوار ♪

♪ پارک مک‌آرتور در سایه‌ها محو و ناپدید می‌شود ♪

♪ آیسینگ شیرین و سبزرنگ کیک ♪ ♪ آب می‌شود و به پایین می‌ریزد ♪

♪ کسی کیک را زیر باران جاگذاشت ♪

♪ فکر نکنم دیگر تحملش را داشته باشم ♪

♪ چون پختش بسیار طول کشید ♪

♪ و هرگز نمی‌توانم دوباره کیکی مانند آن بپزم ♪

♪ وای نه ♪

♪ آن پیراهن نخی زرد رنگ را به خاطر میاورم ♪

♪ که همچون آبشاری ♪

♪ روی زمین و زانوانت ریخته بود ♪

♪ پرندگان مانند نوزادانی ظریف و شکننده ♪ ♪ در دستانت آرام گرفته بودن ♪

♪ پیرمردها کنار درختان ♪

♪ چکرز بازی می‌کردند ♪

♪ پارک مک‌آرتور در سایه‌ها محو و ناپدید می‌شود ♪

♪ آیسینگ شیرین و سبزرنگ کیک ♪ ♪ آب می‌شود و به پایین می‌ریزد ♪

♪ کسی کیک را زیر باران جاگذاشت ♪

♪ فکر نکنم دیگر تحملش را داشته باشم ♪

♪ چون پختش بسیار طول کشید ♪

♪ و هرگز نمی‌توانم دوباره کیکی مانند آن بپزم ♪

♪ وای نه ♪

می‌میرم برای سکانس‌های رویاگونه

♪ زندگی ترانه‌های دیگری برایم در سر دارد ♪

♪ نغمه‌هایی که با شعف خواهم خواند ♪

♪ از طعم شراب گرم لذت خواهم برد ♪

♪ و هرگز حواسم به درخشش خورشید ♪ ♪ پرت نخواهد شد ♪

♪ و پس از تمام عشق‌هایی که تجربه‌ کردم ♪

♪ درمیان تمام عشق‌هایی که تجربه‌ کردم ♪

♪ خانه‌ی حقیقی قلبم نزد توست ♪

♪ سکان زندگی‌ام را به دست خواهم گرفت ♪

♪ و به بهترین شکل هدایتش خواهم کرد ♪

♪ ممکن است تحسین‌شان را به‌دست آورم ♪

♪ اما می‌دانم که دائمی نیست ♪

آقای جوس

شما کد ۶-۹-۹ رو نقض کردید

ایست

دست‌گیرشون کن دنو [ اشاره به دیالوگ معروف سریال هاوایی فایو-او ]

بیتل‌جوس

...چه کسـ

برگشتم

عزیز دلم

چقدر قشنگ شدی

...چه خوب

جفت و جور شدی - مال منه -

می‌دونی مشکل از منه عزیزم

اخیرا تغییرات زیادی رو پشت سر گذاشتم

یه جور بحران میان‌پسامرگی درواقع

روحت متعلق به منه عشقم

تا ابد

فکر نکنم دلت بخواد تا ابد ور دلت باشم

می‌دونی من آدم نجوش و گوشه‌گیری‌م

تو یه همدم واقعی احتیاج داری

.یکی که خود واقعیت رو ببینه ...مثلا

[ من عاشق دلورسم ]

یه چیزی می‌خوام که بتونم باهاش نقاشی کنم. زود باش

کرم‌های شنی

این بدترین عروسیه تاریخه

بیا اینجا گنده‌بک

از این طرف. آفرین

بزن بریم - هی -

ناسلامتی یه قراری داشتیم ها

مجبور نیست باهات ازدواج کنه

چی؟ - تو از کد ۶-۹-۹ تخطی کردی -

آره. به صورت غیرقانونی بردیش به دیار باقی

،که طبق قوانین اون کتاب قراردادتون فاقد اعتبار قانونی و باطله

شرمنده که نشد ازدواج‌مون سر بگیره

ولی فاصله سنی ۶۰۰ساله بین‌مون

واسه من یه‌خرده زیادی بود

...بیتل

بیتل‌جوس

بیتل‌جوس

هی - بیتل‌جوس -

باید تو وگاس عروسی می‌گرفتم

ظاهرا دیر به معرکه رسیدیم پسرها

دور صحنه جرم نوار بکشید با واحد جرم‌شناسی تماس بگیرید

از ورود مطبوعات و رسانه‌های کوفتی هم جلوگیری کنید

خانم کوچولو می‌بینم که زدی بیتل‌جوس رو ترکوندی

خداحافظی‌هاتون رو بکنید

اگه خواستین می‌تونین سلفی بگیرید

ولی زیاد طولش ندین

شما هم که باید همراه من بیاین خواهر

چی؟ دیلیا چی کار کردی؟

متاسفانه گول یه مشت کلاه‌بردار رو خوردم

!بری پولم رو ازشون پس بگیری‌ ها روت حساب باز کردم

پس اون مارها واقعا سمی بودن، نه؟

آره. متاسفانه بر اثر شرمندگی تلف شدم

پس حالا ارزش آثارت حسابی بالا می‌ره

جدی؟ چه خوب - اوهوم -

دیلیا

دلم برات تنگ می‌شه - نه نمی‌شه -

می‌رم چارلز رو پیدا می‌کنم دستش رو می‌گیرم و دوتایی میایم سراغت

اونقدر اذیتت می‌کنیم که التماس‌مون کنی بریم به زندگی پس از مرگ‌مون برسیم

به عنوان یه مشت انسان کارتون خوب بود

دیگه تا وقتی اجل‌تون سر نرسیده این‌ طرف‌ها پیداتون نشه

و در این بین یادتون باشه

که جلوه واقعیش رو حفظ کنید

بیا خوشگل خانم

باید یه سر بریم پیش رئیس

چارلز

دیلیا

باورم نمی‌شه اینجایی

چارلز

خیلی از دیدنت خوشحالم

...وای چارلز

ببین چه بلایی سرم اومد

...قطار ساعت ۱۰:۱۳

به مقصد آخرت

همگی

سوار قطار ارواح شن

می‌خوام از همه شما طرفداران پر پروپاقرص ارواح

برای حمایت‌تون در طی تمامی این سال‌ها تشکر کنم

اما این آخرین برنامه‌ی من خواهد بود

مدت مدیدی رو صرف صحبت با اموات کردم

و الان وقتش شده که کمی هم زندگی کنم

می‌خوام به جای حسرت خوردن و تعقیب شدن توسط ارواح عزیزانم در آینده

تا زنده هستن کنارشون باشم و باهاشون خاطرات خوش بسازم

«ادامه دارد»

« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

یا خدا. این چیه؟

مامانی

خواب خیلی عجیبی دیدم

♪ آن پیراهن نخی زرد رنگ را به خاطر میاورم ♪

♪ که همچون آبشاری ♪

♪ روی زمین و زانوانت ریخته بود ♪

♪ پرندگان مانند نوزادانی ظریف و شکننده ♪ ♪ در دستانت آرام گرفته بودن ♪

♪ پیرمردها کنار درختان ♪

♪ چکرز بازی می‌کردند ♪

♪ پارک مک‌آرتور در سایه‌ها محو و ناپدید می‌شود ♪

♪ آیسینگ شیرین و سبزرنگ کیک ♪ ♪ آب می‌شود و به پایین می‌ریزد ♪

♪ کسی کیک را زیر باران جاگذاشت ♪

♪ فکر نکنم دیگر تحملش را داشته باشم ♪

♪ چون پختش بسیار طول کشید ♪

♪ و هرگز نمی‌توانم دوباره کیکی مانند آن بپزم ♪

♪ پارک مک‌آرتور در سایه‌ها محو و ناپدید می‌شود ♪

♪ آیسینگ شیرین و سبزرنگ کیک ♪ ♪ آب می‌شود و به پایین می‌ریزد ♪

♪ کسی کیک را زیر باران جاگذاشت ♪

♪ فکر نکنم دیگر تحملش را داشته باشم ♪

♪ چون پختش بسیار طول کشید ♪

♪ و هرگز نمی‌توانم دوباره کیکی مانند آن بپزم ♪

♪ وای نه ♪

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.