All language subtitles for Mojin.The.Worm.Valley.2018.1080p.WEB-DL

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian Download
ca Catalan Download
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto Download
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino Download
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese) Download
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi Download
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese Download
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان درخواست های خودتون رو به شماره ! 09384077899پیامک کنید

حکمی ظالمانه داد "Jingjue" شاهزاده

تا مردمش مطیعش شوند

هرکسی در برابرش مقاومت می‌کرد یا به او نزدیک می‌شد

با علامتی در پشتش نفرین می‌‌شد

و در نهایت به طرز فجیعی می‌مرد.

و از آن ظالمانه تر

نفرین از نسلی به نسل بعدی به ارث می‌رسید

هزار سال پس از آن

هرکس که این نفرین را داشت به دنبال دو چیز می‌گشت

"Sky Dragon" استخوان جمجمه‌ی "Mu Chen" و گویِ

بر اساس افسانه‌ها وقتی این دو شی ترکیب شوند

نفرین برداشته می‌شود.

بخش دوم استخوان جمجمه‌ی اژدهای آسمانی

.توضیح می‌دهد "Muchen" در مورد گویِ

"زیر گنبد آسمان و در زیر ابرهای رنگارنگ" مترجم: راز بصورت شعر گونه نوشته شده

"قله ای است که اژدها پنهان است" "کوهی است که ماری چنبره زده است"

"راهی شیشه‌ای است به مکانی مخفی" "مقبره‌ای است که غارهای آبی دارد"

"زیر گنبد آسمان و در زیر ابرهای رنگارنگ"

یعنی یونان! !مترجم: کشور یونان رو نمیگه! یه شهری از چینه

"قله ای است که اژدها پنهان است" "کوهی است که ماری چنبره زده است"

اشاره به مکانی مشخص داره

"راهی شیشه‌ای است به مکانی مخفی" "بهار جایی است که همه چیز جان می‌گیرد"

شما ها بهتره که

!وقتی رسیدید یونان، این توصیفات رو تایید کنید

چاقالو و دندون طلا، کجان؟ مترجم: داره اسم رفقاشو میگه

اونها

دارن سعی میکنن عتیقه بندازن به ملت مترجم: جنس تقلبی تو حراجی می‌فروشن

لطفاً همگی آروم باشید !و به من گوش کنید

ما یقیناً جمجمه‌یِ اژدهایِ معبدِ آسمانی رو داریم : !مترجم: اسمو نگا کن تروخدا

آره راست میگه منتها برای ما کافی نیست

تا بتونیم امروز نشونتون بدیم

!اینجا! اینجا چرا کافی نیست؟

!درست نمیگم؟

!آهای عوضی

!فک میکنی نمیتونم دهنتونو سرویس کنم؟

اگه نه که پس نشونمون بده

امتحان کن خودت می‌فهمی چی میشه

قرمساق ها مترجم: فحش هارو یکم تلطیف کردم :)

!لعنت

!می‌کشمتون

کی؟ !بیشین بابا

!آهای، چاقالو

لعنت به شما کسی یکم می خواد؟

!هیشکی تکون نخوره

!بس کنید !داره میاد "Zhou" آقای

چه کسی؟

"Zhou" آقای "مترجم: آقای "جی یو عه

Zhou آقای

بابایی

چاقالو بله؟

دندون طلایی بله؟

پشتِ تون رو نشونشون بدید

به این نشان میگن نفرینِ چشمِ روح

درست شبیه سرطانه

کسی که این نشانو داشته باشه

زندگیش بیشتر از 40 سال نخواهد بود

اونا فقط یه مشت جَوون هستن

که هیچ کاری واسه انجام دادن ندارن

اما واسه نجات دوستشون

برای نجات از این نفرین

دل و جراتشون رو روی هم ریختن

و رفتن تو دهن اژدها

وقتی رسیدن، با هزاران عنکبوت انسان نما مواجه شدن

و هزاران گرگ با چشانِ سرخ

!بکشیدشون !بکشید

به علاوه ی این دو جوون

هم باهاشون بود"Hu Bayi" مترجم: "هوو بااا ییی" اسم رفیقشونه

یه پروفسور و "Shirley Yang" خانمی به نام

"Linglong" و دخترم

!هیچ کدومشون زنده نموند !مترجم: دختره یه کم مونگُل نیست؟ :)

حالا می‌تونید درک کنید؟

جمجمه‌ی اژدهای آسمانی

برای فروش نیست

برای نجاتِ جان هاست

در مجموع هشت تا جمله وجود داره

من فقط 5 تای اولش رو ترجمه کردم

سه تا جمله ی آخرش رو

یه استاد باید ترجمه کنه

به غیر از شما فکر نمیکنم کسی بتونه

ممکنه یه نفر باشه که بتونه کمکمون کنه

Shirley

خبرای خوبی دارم

یکی رو پیدا کرده Zhou آقای

عه "Chen Yulou" اسمش

" همه صداش میکنن "چنِ کور

سی سال پیش گروهی از آدمها رو راهنمایی کرد

"Xianwang" تا وارد مقبره‌ی واقع در یونان بشن

علتش رو نمی دونیم

اما فقط چنِ کور از بِینشون زنده برگشت

چشماش کور شد و کاملاً دیوانه شد

بعد از اون فرستادنش بیمارستان روانی

عسلم، تو خیلی خشگلی

ماما خیلی دوست داره

تکون نخور

عه "Chen Yulou" این

تو اینجایی

اون ....واقعاً کوره؟

بله

سلام استاد من خیلی در موردتون شنیدم

هستیم Zhou ما دوستهای آقای

اومدیم امروز شما رو ببینیم

لازم نیست اینقدر رسمی باشید

سلام

خانم جوان

ضربان قلبتون حسِ لطافت میده

شما وظیفه شناس

و همینطور محافظه کارید

شما باید

باشید "Banshan" بازمانده های فاجعه‌ی استانِ

مردِ جوان

احسَنت

شما خیلی قوی هستید با زمین و بهشت در ارتباطید

شخصیتتون رو دوست دارم

مگه اینکه اشتباه کنم

عه افسانه‌ای باشید "Mojin" شما باید از نسل

درست میگید

اوه ببخشید شما دوتا جوانمرد، لطفاً برید بیرون

امروز

فقط میخوام با دختره صحبت کنم

بانوی جوان

از لمس کردن دستهات خوشم میاد

امیدوارم ناراحت نشی

...معنی جمله‌ی "پشت ابرهای رنگارنگ

قله‌ای که اژدها پنهان است" چیه؟...

پس در موردش می دونی

و بگید معنای جمله‌ی "مسیری شیشه ای به مکانی مخفی" چیه؟

دوست پسر داری؟

این مردی که الان اینجا بود آدمِ خوبیه

شما دونفر مثل دو روح در یک بدن هستید

اما بخاطر شخصیت تون

با همدیگه

جور نشدید

!مایه‌ی شرمندگیه

استاد لطفاً بحث رو عوض نکنید

حواسم هست

معنی جمله‌ی "بهار جایی است که جانها باز می‌گردند" چیه؟

اون یارو

می تونه خونت رو به جریان بندازه

می‌تونه کاری کنه حس کنی توی هوا معلقی

دارم ازتون یه سوال می‌پرسم

اون احساس در هر اینچ از بدنتون جریان پیدا میکنه مترجم: استاد کاملاً در هَپَروت هستن :)

اون مسیری هست که زندگیتون رو معنا می‌بخشه

رو چطور پیدا کنم؟ Mu Chen می خوام بدونم گویِ

رو پیدا کنی Mu Chen هرگز نمی تونی گویِ

چون قادر نخواهی بود از اون کوه عبور کنی

کدوم کوه؟

تو فقط یه انسانی

آدما فقط به شکل کوه می بینندش

اما کوه ها مثل ما هستن

کوه ها زنده ان

عمر انسان 80 ساله

اما کوه ها

صد هزار سال عمر میکنن

خواب یک شَبشون 2000 سال طول می‌کشه

هشتصد سال هم طول میکشه بیدار بشن

چطور آدمای عادی مثل ما

می تونن بین فضا و زمان رو ببینند؟

Mu Chen در هر صورت بازم باید گویِ رو پیدا کنیم

باشه

من خسته‌ام

باید استراحت کنم

اما قبل رفتن تون

باید یه چیزو بهتون بگم

لطفاً بگید

اون آقا

باید بهش عشق به ورزی

تازه بعدشه که زندگیت جذاب تر میشه

که

آخرین چیزیه که میخواستم بهت بگم

خانم جوان وقتی که خونت شروع به جریان پیدا کرد

و به قله‌ی شهوتت رسیدی

اونوقت منظورمو خوب خواهی فهمید

رفتی Mu Chen تو هم یکبار شجاعانه به دنبال گویِ

اما الان اینجایی، تو این بیمارستان مخفی شدی

چون ترسیده و نا امیدی

تو از اون گوی می‌ترسی، درسته؟

بگذریم

ما به دنبالش خواهیم رفت حتی اگه بمیریم

یا مثل تو کور بشیم

می‌خواید چشمای منو ببینید؟

!ببینید

!هرگز به چشماش نگاه نکن

!هرگز به چشماش نگاه نکن

تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان Mahdi Afrasiabi : 09384077899

بزارید منم ببینم

ده کیلومتر از اینجا

کوهِ اژدهای پنهان فاصله داره

لینگ لونگ، ازمون عکس بگیر

بسیار خوب

منو نگا کنید

1, 2, 3

مترجم: زیرنویس فیلم های درخواستی تونو برام پیامک کنید 09384077899

چی شده؟

فقط نیم متر مونده بود

این کار جادوگردی از یونانه به نام "Chungshu"

اون از جنازه ی آدما و حیوونا برای غذا دادن به حشره ها استفاده کرده

!حال به هم زنه

جاذبه ی خیلی زیادی تو این زمینه

نزدیک باشیم "Xianwang" باید به مقبره‌ی

Bayi مترجم:"بایی یه" اسمِ این پسره است :)

Caiyun

این دیگه چیه؟

وقتی رفته بودم ارتش چند سالی رو یونان بودم

دوست شدم Caiyun و با

چقدر جوون بودی اون موقع

Bayi

یکم چایی میل کنید

ممنون لطفاً

یکم چایی میل کنید لطفاً

اینارو خودم کاشتم امتحان کن

لطفاً از خودتون پذیرایی کنید

Caiyun,

آیا هیچ راه آبی که از میون کوه اژدهای پنهان رد بشه وجود داره؟

فقط یه راه مخفیه که نزدیک اینجاست

که خیلی وقته کسی ازش نرفته

تو راهو بلدی؟

می تونه ببرتون اونجا "Kongque"

اما کوه اژدهای پنهان جای بسیار خطرناکیه

باید مواظب باشید

نگران بناش Bayi!

تو بهم دروغ گفتی خیلی طول کشید تا برگردی

بی ادب نباش ،Kongque

!باید فردا راهنماشون باشی

هرکاری میکنی فقط گم و گور نشو

مشکلی نیست

اجازه بده به همه معرفیت کنم

هستش "Kongque" این "Caiyun" دخترهِ

- این دختر میشه...من -Bayi! مترجم: معنای اسم پسره معادله عشقِ

سه تا درخت کوچیکی که کاشتیم بزرگ شدن

!بزار نشونت بدم

بیا دیگه

"سه تا درخت کوچیکی که کاشتیم بزرگ شدن" مترجم: دارن اداشو در میارن

بزارید نشونتون بدم!

کیه؟ Bayi منم

چی می خوای؟ یکم ضد حشره برات آوردم

اینجا پر از حشره است

یکم ازش بزن بهتر می‌تونی بخوابی

ممنون

...درواقع

!عجله کن، چاقالو

!صبر کن منم بیام

خیلی قشنگه Linglong! یواش تر

یواش تر

Kongque!

بزار یه دونه شونو برات بگیرم Linglong!

می‌تونی؟

اوه، خدای من

پروفسور بیا اینو ببین

مراقب باش

این حشره‌ی شب تاب نیست !این حشره‌ی آتشه

اگه کسی بهش دست بزنه حالا چه آدم باشه چه حیوون

به سرعت تا وقتی بمیره خواهد سوخت

اون چیه؟ این حشره‌ی پادشاه آتشه

رهبر تمامِ حشره‌های آتش

مهم نیست چه موقع اما وقتی اونا بوی پادشاهشون رو بشنون

فقط سعی میکنن تا خودشونو بهش برسونن

چاقالو، نگا کن

حشره‌های آتش چشم ندارن فقط حس بویایی دارن

اگه این بطری بسته باشه دیگه نمی‌دونن شاهشون کجاست

Shirley

اگه روزی شاهشون بسوزه

تمام حشره‌های آتش میان و باهاش می‌سوزن

اونا از سگها هم وفادار ترن

اینجا

Linglong بدو

ممنون

وایسا منم بیام

سریعتر چاقالو یواش تر

Linglong وایسا منم بیام

چاقالو بزن بریم اونجا

خیلی قشنگه

Shirley!

چاقالو بیا از اونطرف بریم

آرومتر ، وایسا منم بیام

چاقالو توهم امتحان کن

بدش به من حالا نوبتِ منه

اینجا خارق العاده است

!خیلی جالبه کجا داری می‌ری؟

:) مترجم: طبعِ شعرِ پسره گل کرده "در کوهِ مارپیچِ مار"

"خدایی با هزاران متر بلندا"

"از تاج پادشاهی‌ای محافظت می‌کند"

"معشوقه‌ی من به درون کوه می‌رود" "تا شیطان را به در کند"

"عشقم را تا لبه‌ی رودخانه مشایه‌ات می‌کنم"

"او از آنجا خواهد رفت"

"هرگز پشتش را نگاه نکرد"

"دیدنِ دوباره‌اش سخت است"

"می‌خواهم برای معشوقه‌ام کفشی به‌بافم"

"تا بتواند هزاران کیلومتر را به پیماید"

"قطرات باران گرم است"

"پَرتوِ ماه سرد است"

"اما هرگز نخواهمش دید"

"عشقِ پیراهن سپیدم را"

"پایینِ کوه، جایی که مار چنبره زده است"

"به انتظار بازگشت عشقم خواهم ماند"

"آب رودخانه صدای خروشان دارد"

"مانند سالهایی که می‌روند"

:) مترجم: مِصرعِ آخر رو هم اینا دارن میگن "در زمین مزرعه ایستاده اند Shirley و Bayi "

مشغول بوس بازی ان

اون مسیرِ

محکم تر

این قایق‌های بامبو برای چندین ساله که اینجا بودن

نمی‌دونم هنوزم بتونن شناور بشن

جای نگرانی نیست فقط لازمه محکم بسته بشن

جون Bayi مواظب خودش باش

نگران نباش زودتر برو خونه

یادتون باشه

توی دَرِه، شبها پر از گاز سمی میشه

باید بلند ترین جایی که می‌تونید رو برای گذروندن شب پیدا کنید

شنیدم که تو اعماق دره

یه جزیره وجود داره که تو هوا معلقه

اگه اونقدر خوش شانس باشید که پیداش کنید امن ترین جاییه که می‌تونید شب رو بگذرونید

متوجه شدیم تو از مادرت پرحرف تری

واقعاً ناراحتم که هتل رو ترک کردم

باورم نمیشه دزدیدیش

ندزدیدمش

فقط واسه چند روز قرضش گرفتم بعداً بهش بر می گردونم

وقتی برگشتیم هتل

و به غیر از اونم آوردمش که تورو خوشحال کنم

بدش به من

بدش به من

گوش کن من الان برات نگهش میدارم

وقتی خواستی باهاش بازی کنی میدمش بهت

آهای به نظرت این سنگها قیمتی هستن؟

اونا سنگ نیست فضله های فُسفری هستن

برای یه جور سوسمار ریز هستن که

انتهای رودخونه زندگی میکنن

پروفسور جاذبه ی زمین خیلی زیاده اینجا

نمی دونیم داریم کجا میریم

فقط مستقیم برو

ماهی کوچولو

Wow

مراقب باش

اون ماهی دندون تیغه‌ایِ گوشتخواره

یه جور ماهی آدمخوار

می‌تونن فوق العاده وحشی بشن وقتی که بوی خون بشنون

حالت خوبه؟ آره، همگی مراقب باشید

!خودت مواظب باشه

سرا پایین

Linglong!

چاقالو!

چاقالو چاقالو

زودباش

زودباش

مگه تو احمقی؟

!خیلی زیادن

Bayi یه کاری بکن

پروفسور دندون طلایی

Bayi ! دیگه آخرای سوختمونه

Linglong! بمب رو بده به من

چاقالو

همگی پناه بگیرید

سفت بگیرید

سفت بگیرید

Linglong! محکم بچسب

یالا، دندون طلایی

یعنی از کجا سردرآوردیم؟

لینگ لونگ نترس

مراقب باش یعنی اون سه تا حالشون خوبه؟

فک کنم آره

باید سریعاً پیداشون کنیم

فک کنم اونا کارگرایی هستن رو ساختن Xianwang که معبدِ

قصد داشتن از زنجیرها برای فرارشون استفاده کنن

اما از بد عهدی ژیان وانگ در امان نموندن

این زبون گایدونگ نیست؟

به نظر ژیان مُریدِ شاهزاده جینگ ژو بوده

کارگرا التماس میکردن زندگیشون رو ببخشه

اما در عوض فرستاده شدن به اعماق جهنم

کار نمیکنه

آماده باش علامت بدیم

اگه تا حالا غار رو ترک کرده باشن

علامت رو می‌بینن

لینگ لونگ

لینگ لونگ چاقالو

فرار کن

بلند شو

Bayi

با تفنگ علامت بده

خانومِ شرلی

Bayi!

شرلی! سریعاً پروفسور رو پیدا کن!

زود باش

پروفسور

Bayi! پروفسور حالتون خوبه؟

من خوبم اون سوسمار بود؟

قبل این هرگز ندیده بودمش

میدونم که گوشهای تیزی دارن

ولی از 3 متر اونطرف تر رو نمی بینن

از ترس کاری کردی که برینم به خودم کجا رفته بودید؟

تمومش کن

حالت خوبه؟ آره

فرار کنید

بپرید

لینگ لونگ بیا اینجا

خیلی عذر می‌خوام

تکون بخور

اونا از صدای رعد و برق ترسیدن بیاید دنبالم

Bayi!

دندون طلایی اونجا رو ببینید!

!جزیره‌ی شناور واقعیه

بزنید بریم

چطوری ازشون عبور کنیم؟

از رعد و برق استفاده میکنیم برای عبور از بین سوسمار ها

پروفسور چطوری باید انجامش بدیم؟

سرعت متوسط صوت حدودِ سیصد چهل متر بر ثانیه است

بر اساس ارتفاع ابرها

و تخمینِ فاصله و رطوبت هوا

حدودِ سه تا هفت ثانیه طول میکشه

بین دیدن نور تا صدای رعد و برق قبلی هم

حدودِ 5 تا 12 ثانیه طول کشید

چرا هی تکرار می‌کنی "حدودِ"؟

پرفسور این یه موقعیت حیاتیه نمی تونی دقیق تر بگی؟

تخمین زدن کمکی بهمون نمیکنه

خیلی خوب آروم باش

چقدر تا غروب داریم؟

چهل دقیقه داریم زمانو از دست می‌دیم

ظرف چهل دقیقه گاز سمی این دره رو پر میکنه

این تنها شانسیه که داریم وسعتِ دید سوسمار فقط سه متره

ما نجات پیدا می‌کنیم

اگه که بی سر و صدا بمونیم برای دیدن نورِش آماده باشید

و وقتی صداش رو شنیدید شروع به دویدن کن

باید قبل از پایان صدا پناه بگیریم

یادتون باشه ما، با سوسمار یا گاز سمی نمی‌جنگیم

داریم با زمان می‌جنگیم

بدوید

سریع یالا

شرلی باهام بیا

بدو خفه شو

فرار کن

شرلی حالا نوبت تو عه

شرلی

مواظب باش

زود باش

بدو! برو بالای جزیره ی شناور

سریع

بدو

بدو

بزنید به چاک

خانوم شرلی یالا

Bayi!

برو

شرلی

زودباش شرلی

زودباش عجله کن

سریعتر Bayi!

Bayi!

Bayi!

سریعتر Bayi!

سریعتر Bayi!

سریعتر!

Bayi! :) مترجم:اینا چرا یه دو دقیقه خفه نمیشن

Bayi!

Bayi!

وای! زیباست

صحنه ی زیباییه ، نیست؟ چرا این جزیره اینجوریه؟

سنگ های مغناطیسی توی دره یه چرخه ی مغناطیسی به وجود آوردن

خود این کوه هم یه آهنربای بزرگه

!شگفت انگیزه

دمای هوا زمان غروب کم میشه

که باعث میشه آبِ توی ابرها شروع به باریدن کنه

بعدش این جزیره ظاهر میشه

بچه ها این همون جزیره‌ی شناوره که کنگی گفت

تمامِ چهار فصل توی یه روزِ اینجا رقم می‌خوره

در صبحگاه باد بهاری می‌وزه

در نیم روز، گرمای تابستان بر می‌خیزه

در غروب، هوای تُردِ بهاری رو داری

و سپس در نیمه شب، سرما و یخ بندان خواهد بود

هِی، واسه ماه عسل باید بیایم اینجا

احمَق

♪ دوستانِ من

♪ درود از تمام گوشه های کشور

♪ نافرمانی از خدا

♪ صعود از کوه شمشیر و سقوط ♪ در دریاچه ی آتش

♪ سقوط ها و خطرات به پیش بیایید

♪ نمی‌‌توانی خاموش کنی ♪ روح شجاعت را از قلب های ما

♪ شیاطین و ارواح، به پیش بیایید

♪ شما وعده ی غذایی که ♪ با شراب خورده می‌شوید، بیش نیستید

♪ جدا نخواهیم گشت

♪ از دوستانمان

♪ وقتی که پیر گشتیم ♪ در کنار سگهایمان با یکدیگر قدم خواهیم زد

♪ هرگز جدا نخواهیم گشت

♪ از دوستانمان

♪ دست در دست یکدیگریم از نسلها قبل

Bayi روزِ دیوانه کننده ای داشتیم

بیا باهامون شنا کن روز خیلی طولانی‌ای بوده

شماها واقعاً می خواید شنا کنید؟

یا فقط می‌خواید دختر خوشگلا رو دید بزنید؟ حالا هرچی ،Bayi

پس دنبالمون نیا. آره دنبالمون نیا

بزن بریم آره

یالا پروفسور اوخ ، خیلی سرده

این مکان فوق العاده است

اگه می‌تونستم بیشتر عمر کنم

می‌تونست خیلی بهتر باشه

چرا این حرفو می‌زنید؟

همونطور که می‌بینی

چاقالو حقیقتاً لینگ لونگ رو دوست داره

و لینگ لونگ به تدریج چاقالو رو داره می‌پذیره

شرلی زیاد جدی به نظر نمی‌رسه

در رابطه ی بین تو با خودش اما در اصل

شما همدیگه رو تحسین می‌کنید

سعی داری چی بگی؟

اما درمورد من

نمی‌خوام به این مسیر ادامه بدم

چرا نمی‌خوای؟

هر قدمی که برمی‌داریم خطرناکه

ممکنه هر لحظه بمیریم

برای آدمای مسنی مثل من و دندون طلایی زیاد مهم نیست

اما شماها جوونید

زندگی باید براتون مهم باشه

زندگی برای من مهمه

واسه همینه که می‌خوام بیشتر عمر کنم

باید همه‌ی تلاشم رو بکنم

تا حق زندگی کردن مونو پس بگیرم

ولی این فقط یه آرزوه عه

حداقل یه امیدی درش هست

حتی اگه شانسی وجود نداشته باشه

یا صد در صد شانسی باشه

Bayi

Bayi بیا اینجا

پرفسور بهمون ملحق شو

پروفسور بهمون ملحق شو

زودباش!

دارم میام

یالا Bayi یالا!

به سلامتی

پروفسور واقعاً باور دارم که

فردا خوش شانس خواهیم بود

یالا Bayi!

منم امیدوارم

خیلی سرده بعد از نیمه شب

زمستون میشه

عجله کنید، بیاید بریم بیرون

واقعاً زیباست

اقیانوسی از گل‌ها

تا هزاران کیلومتر ادامه داره

چطور برسیم اون پایین؟

با چوب زدن راهو باز می‌کنیم

این چه نوع گلی هست؟

چاقالو نگاه کن اونا شیشه ای هستن

بهشون دست نزن چرا؟

اونها گلِ‌های جمجمه هستن

وقتی شکوفه میدن شفاف میشن

و وقتی خشک میشن رنگشون از بین میره

آقای لیو

آقای جی یو عه

قصد دارم یکیو ببینم

فرار کنید

این خرچنگِ نامیرا از قبیله‌ی هائو عه

نمیتونه هیچ دردی رو حس کنه چون عصب هاشو کشتن

آب دریاچه زخمهاشو شفا می‌ده

مهم نیست چقدر بد زخمی بشه

اگه این خرچنگه به دریاچه برگرده خیلی زود درمان میشه

کسی ایده ای نداره؟ بزار فکر کنم

به شکل ستاره به ایستید گوش به زنگ باشید

پخش بشید

نقطه ضعفش شکمشه، به شکمش حمله کنید

دندون طلائی

!من از پَسش بر میام

چاقالو

حالا ، Bayi!

Bayi!

چاقالو

فرارکنید

لینگ لونگ

حالت خوبه لینگ لونگ؟

لینگ لونگ

من خوبم، عجله کن به اونا کمک کن

منتظرم بمون

دندون طلائی

اینو بگیر

نزارید نزدیک دریاچه بشه

Bayi!

Bayi!

محکمتر

لینگ لونگ

لینگ لونگ

لینگ لونگ

یالا جواب بده لینگ لونگ

لینگ لونگ

بیدارشو لینگ لونگ

لینگ لونگ

بیدار شو لینگ لونگ

حالت خوبه؟

لینگ لونگ

از وقتی کوچیک بودم

...همیشه دوست داشتم با یه مردِ

قد بلند ازدواج کنم

و خوش تیپ

اما بعد از وقت گذروندن با تو

فهمیدم که

مرد چاقالو عه که منو می‌خندونه

و برام یه مرد کامله

حتی اگه خوش تیپ ترین مرد نباشه

همیشه تسلی بخش من خواهد بود

مایه‌ی تأسفه

اونقدر زنده نمی‌مونم که اون روزو ببینم

!نه تو خواهی دید

چاقالو

اگه زندگی بعدی‌ای وجود داره

امیدوارم اونجا هم بیای دنبالم

باشه؟

لینگ لونگ

لینگ لونگ

لینگ لونگ

لینگ لونگ

لینگ لونگ

آقای چِن

حالتون خوبه؟

اونها چطورن؟

می‌خوام معنای جمله‌ی هفتم رو بهت بگم

"کسانی که خواهند گفت می‌خواهیم زنده بمانیم"

"تسلیم شو و زنده خواهی ماند"

پس اونا می‌تونن برگردن؟

آیا خواستار بازگشت هستند؟

این آب یه چرخه‌ی بازگشت داره

این تابوت

اونو به در ورودی غار بر می‌گردونه

شاید اون دختر تنها فرد نبود

من قبل تر معنای جمله‌ی هفتم رو رمز گشایی کردم

"کسانی که می‌گویند می‌خواهیم زنده بمانیم"

"تسلیم شو و زندگی کن"

معنیش میشه باید برگردیم؟

تا همینجاش هم تونستیم خیلی از راهو بیایم

ولی ما به انتهای توانمون رسیدیم

یه قدم دیگه کافیه تا به اعماق جهنم بریم

ما انسانها نمی‌تونیم یک خداگونه رو شکست بدیم

تسلیم شو

اون تابوت ها آخرین شانس ما هستن که توسط خدایان به ما داده شده

اگه برگردیم

این نفرین برداشته میشه؟

همه‌ی ما پدر و مادر داریم

خانواده هایی

خواهران و برادرانی

چرا برنگردیم و با اونها ننوشیم؟

و یه استراحت خوب نکنیم؟

درسته

زندگیمون کوتاه خواهد بود

اما تو این دنیا

هیشکی نمیتونه از مرگ فرار کنه

حداقل ما می‌تونیم از مابقی سالهاش لذت ببریم

برای مثال، لینگ لونگ

اگه زودتر برگشته بود

حداقل می‌تونست ازدواج کرده باشه

من اونی هستم که همه تون رو کشوندم اینجا

متاسفم

بیاید رای بگیریم

هرکسی که می‌خواد می‌تونه

همین الان کنار بکشه

من کنار می‌کشم

پرنده ها نمی‌تونن بر فراز اقیانوس پرواز کنن

نه به این خاطر که جراتشو ندارن

چونکه هرگز نمی‌تونن به طرف دیگرش برسن

دوستان

می‌خوام لینگ لونگ رو ببرم خونه

چطوره همین الان برگردیم

به جای یه مرگِ بدونِ قبر

برگشتن به خونه باعث میشه

بتونیم یه مراسم خاکسپار بزرگ داشته باشیم

نمیدونم که چرا، ولی می‌خوام ادامه بدم

تنها چیزی که می‌دونم اینه که

اگه امروز کنار بِکشم

هنوزم یه روزی می‌خوام که برگردم

این اشتباه ما نیست

همه‌ی ما از این نفرین رنج می‌کشیم

مثل یه ویروسه

یا یه بدبختی

ولی چرا نتونیم بخاطرش جنگیم؟

فقط میخوام آدمی که این نفرینو ساخته ببینم

میخوام باهاش صحبت کنم بخوام که این نفرینو برداره

فقط همین

اون راست میگه

همه ی ما خانواده ای داریم که بزرگمون کردن

پس ما این حقو داریم که آزادنه زندگی کنیم

و شجاعتشو داشته باشیم تا از زندگیمون دفاع کنیم

درک میکنم

اگه من ادامه بدم

ممکنه هر ثانیه‌ای بمیرم

اما ترجیح میدم اینطوری تمومش کنم

میخوام زنی که مارو نفرین کرده ببینم

تا بفهمه هنوزم هستن کسانی روی زمین که در مقابلش می‌ایستن

همگی

از وقتی این کاوش رو شروع کردیم

شبیه برادرای خونی شدیم

میتونم بدون پشیمونی با دونستن اینکه دوستایی مثل شما دارم بمیرم

به چنِ کور وقتی برگشتید بگید

هیچ چیز ویژه ای در مورد کوه مخفی اژدها وجود نداره

دهنِ کوهِ اژدهای پنهان رو ساییدم مترجم:دیگه بیشتر از این نمیشه فحش رو تلطیف کرد

Bayi!

مواظب خودتون باشید

نظرمو عوض کردم

میخوام با معشوقه‌ام وارد اون کوه بشم

صبر کنید

باورم نمیشه چیزی رو که گفتی!

اما!

از وقتی بچه بودم بهت اعتماد داشتم

پروفسور

هرچی میگی منطقیه

ولی برای آدمای غیر متمدنی مثل ما

ما همیشه به چیزی که منطقیه اعتقاد نداریم!

ما به برادرانمون، ایمان داریم

مراقب خودت باش

تنها چیزی که برای همه خواستم زندگی طولانی بوده

اما به جاش از خودم فاصله گرفتم

نمی تونم باهاتون بیام

توی ورودی منتظرتون می مونم

ماها دوست هستیم

نمی‌خوام مردنتونو تماشا کنم

من دم ورودی خواهم بود

تا بدنهاتونو ببرم خونه

فقط برید

نردبانِ استخوانی به کاخِ طلائی می‌رسد

باد برجِ جاودان را از 9 بهشتِ سیاه می‌لرزاند

شگفتیه این کاخِ آسمانی

بیشتر از آنست که کسی تصورش را بکند

اما درواقع

یه ورودیه به جهنم

عبور از پل سه قرن

که نماد سه قرن رنجِ ژیانگ وانگ هست

سپس باز کن دروازه جاویدان رو

لحظه ی که گویِ موچن رو لمس کردی

راه باز گشتی نیست

Bayi، یالا

اونها نباید لمسش کنن

انسانها فقط یه کوه می بینند

اما کوه ها مثل ما هستن

کوه ها زنده ان

عمر انسان ها حداکثر 80 ساله

اما کوه ها

صد هزار سال زندگی میکنن

خواب شبشون

دو هزار سال طول میکشه

و هشتصد سال طول میکشه

تا بیدار بیشن

چطور انسانهای عادی مثل ما

قادر خواهند بود درون فضا و زمان رو نگاه کنند؟

فرار کنید

به چشمهاش نگاه نکن

هرگز به چشماش نگاه نکن

هرگز به چشماش نگاه نکن

اونها حالا فقط یه راه دارن

کسانی که خواهان زنده ماندن هستن

کسانی که خواهان زنده ماندن هستن

کسانی که خواهان زنده ماندن هستن

کسانی که خواهان زنده ماندن هستن

کسانی که خواهان زنده ماندن هستن

من نمیگم

ماها فقط انسانیم

اما تا وقتی بمیریم فقط در مقابل والدینمون زانو می زنیم

تو خیلی زشتی

و نفست هم بوی بدی میده

چاقالو

بطریِ حشره‌ی آتش کجاست؟

اونجاست

اگه روزی شاه بسوزه

تمام حشره‌های آتش نزدیکش می‌شن و باهاش می‌سوزن

اونا از سگها هم وفادار ترن

یه میلیون مورچه میتونن یه فیل رو قورت بدن مترجم: ضرب المثل چینی گفت

Bayi

پروفسور پروفسور

پروفسور

پروفسور بندازتش وگرنه می‌سوزونتت

بهتره من بسوزم تا اینکه شماها بسوزید

پروفسور

شاه مار

!دارم میام

پروفسور

پروفسور

پروفسور

بزن بریم

چاقالو بزن بریم

Bayi فرار کن بزن بریم، سریعتر

یالا

سریعتر سریعتر

یالا

در کوه مارپیچِ مار

خدایی با هزاران متر بلندا، از تاج پادشاه حفاظت می‌کند

معشوقه‌ام وارد کوه می‌شود تا شیطان را به در کند

معشوقه‌ام را تا لبه‌ی رودخانه مشایعه‌ات می‌کنم

پشت سر را مَنگر، فراموشم مکن

او از آنجا رهسپار شد، سخت است دیدن دوباره‌اش

می‌خواهم برای معشوقه‌ام کفشی بِبافم

تا بتواند هزاران مایل را بِپیماید

پروفسور

لینگ لونگ

مواظب خودتون باشید

خیله خوب بچه ها

فردا صبح، بیاید بترکونیم مترجم: یعنی ماجراجویی کنیم دوباره

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.