All language subtitles for Yellowjackets.S02E08 [BluRay]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

چه مرگته، لاتی؟

داشت تو گوش بچه‌م خزعبلات پچ‌پچ میکرد

پسره

من و توییم در مقابل کل دنیا

‫شما حرومی‌ها بچه منو خوردین!

‫دیدم‌تون! ‫سر تا پاتون خونی بود!

‫شانا، بهت نیاز داریم. ‫خودتو خالی کن

من تو یه مرکز سلامت مسکونی ام

رفتی برای حالت کمک بگیری؟

این‌جا همه دارن درمان میشن

‫توسط شارلوت متیوز

گفتی کجاست؟

با گوشی شانا تماس گرفتین

لاتی یه مرکز سلامت راه انداخته

من الان تو راه اون‌جام

به نظرم تو هم باید بری

فکر میکردم لاتی عقلش رو از دست داده

چرا میخوای دوز داروهات رو بالا ببری؟

دوباره بعد از دهه‌ها

دارم تصاویری میبینم

نگران نیستم که مریض باشم

نگرانم نکنه هیچوقت مریض نبودم

به نظرم همه‌تون باید برگردین خونه

نه

ما تازه اومدیم

به نظرم دیگه وقتشه

مقاومت نکنی

شارلوت، ببخشید مزاحم شدم

یکی از مهمون‌هات تماس اضطراری داره

کی؟

شانا، سلام

اون مردی که گم‌شده بود رو یادته؟

مقامات باور دارن

جسدش رو پیدا کردن

که تو پارک ملی هاکل‌بارنی دفن شده

اون داره دوستای قدیمیت رو میفرسته پیشت

منظورت همون چیزیه که فکر میکنم؟

تو به من بگو

میشه با شکار بدون خشونت شکم کسی رو سیر کرد؟

حله

خیلی خب، داریمت

‫خیلی خب، یکم...

سعی کن راحت باشی

و شل کنی. باشه؟

آره، خوبه، لاتی

خوبه، خوبه

خونریزی داره

شاید کلیه‌هاش عفونت کرده

چه بوی گندی میده

شانا بدجور گرفتش زیر مشت و لگد

‫پس بهتره خودش الان بیاد ‫این کارها رو بکنه

خیلی خب

آروم، آروم

حله

حله

‫ای خدا. داره اشک چشامو درمیاره

‫تو رو خدا میشه اینقدر گیر ندی به شاشش؟

ای خدا. اون جونش در خطره

‫اونم باوجود لطف‌هایی که ‫در حق‌مون کرده

‫ولی نه، همیشه باید ‫پررو بازی دربیاری

مثل همیشه

‫میدونی چیه؟ ‫اگه حالتو بهم میزنه،

سطل رو ببر طبقه پایین و خالیش کن

میدونم زیادی درد میکشی

خودتو خالی کن

لاتی؟

هی

صدام رو میشنوی؟

در رو ببند

هی

سلام، ناگت

وقتی رفتیم خونه، خواهرزاده کوچولومو بهت نشون میدم

‫ولی نگران نباش. ‫باهات خوب رفتار میکنه

تضمین میکنم

‫و بعد وقتی رفتیم ساحل،

سیب زمینی آغشته به سرکه و

فانل کیک میگیریم

برات یه خونه کوچیک هم میگیرم

که لوله داشته باشه و داخلش بدویی

یه چرخ و فلک هم میگیریم که حال کنی برای خودت

چطوره؟

اون چیه تو دستات؟

هیچی - بذار ببینم -

‫نمیتونی بهش دست بزنی! ‫مال منه!

چیزی نیست

اون جونور مُرده، آکیلا

چی میگی؟

‫یعنی چی...

‫تاییسا، به خدا قسم...

باورم نمیشه

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:

« ژاکـت زردهـا »

حالا این آهنگ از ذهنم بیرون نمیره

‫چندتا پیک دیگه میریم بالا. ‫چی میخواین؟

مشروب چی داریم؟

چرا ناراحتی؟

نیستم - جف تو سکس تلفنی -

برات سنگ تموم نذاشت؟

شانا؟ چی شد؟

جف بهم گفت پلیس

‫جسد اون رفیق‌مون، آدام مارتین، رو تو پارک هاکل‌بارنی

‫پیدا کردن. ‫تو اخبار پخش شده

‫عجب. شانا...

واقعاً بدشانسیه

مطمئنه که گفتن جسد متعلق به آدام مارتین‌ـه؟

بله

آدام مارتین کیه؟

یه یارویی که شانا میشناختش

آره، خب، لاتی

مرسی که منو

راه دادی این‌جا و

مرسی برای بزی که در اختیارم گذاشتی و هر کوفت دیگه‌ای که تجربه کردیم

ولی من الان باید پیش خونواده‌م باشم. باشه؟

شانا، به نظرت بهتر نیست که بمونی؟

‫باید از یه سری چیزها ‫ سر دربیاریم

نه، من باید برم خونه، نت

نمیفهمم

‫قبر رو درست اندازه گرفتی که ‫2 متر باشه؟

خب، لامصب متر که دستم نبود

‫ولی آره،

خیلی تو عمق بود

باید خودم انجامش میدادم

شما نمیشناختینش؟

نه زیاد

پس چرا همه یهو وحشت کردن؟

‫فقط شانا یکم هول شده...

دوستش مُرده

خب، پس چرا ناتالی و میستی پچ‌پچ میکنن؟

ای خدا. من از کجا بدونم؟

داری بهم دروغ میگی

و میخوام بدونم چرا

شما ارتباطی به مرگش دارین؟

باشه

اوه

‫ون!

دیوونه شدی؟

کم کم دارم حس میکنم دیوونه شدم

ما چند ساله همو ندیده بودیم

و واضحه که شما 4 نفر

یه قضیه‌ای رو دارین مخفی میکنین

پس کسی قرار نیست جایی بره

تا به من و لاتی نگفتین ماجرا چیه

و قطعاً اونقدری مهم بود که

جف بهت زنگ زده

بگو ببینم. شما این یارو، آدام، رو زیاد میشناختین؟

آره. شانا، چرا جف بهت زنگ زد و خبر داد؟

اون چیزی میدونه؟

پس یعنی کار شما بوده. مگه نه؟

شانا، سوال رو جواب بده

‫آره، میدونه. ‫من بهش گفتم

‫درباره "حادثه آدام" ‫همه چی رو میدونه

من دستورالعملم رو خیلی دقیق بیان کردم

چرا چیزی بهش گفتی؟ - کارت احمقانه بود -

پس جف میتونه بدونه جریان چیه ولی من نه

‫وای خدا. من میخوام برات مشکل پیش نیاد

‫باشه. بس کنین. چیزی نیست

مزخرفه - خیلی خب، خانوما -

کلی حرف برای گفتن داریم

ولی این بیرون جاش نیست

تو "کلبه درد و دل" منتظرتونم

نه - مرسی -

همین الان

مجبوریم؟

آره

آره

یکم سرم گیج رفت

ماری

اینو تو چمدون جکی پیدا کردم

چرمه

پروتئین داره. مگه نه؟

سوپ کمربند

آره، بیا همه چی رو بردار

تو که ازش استفاده نمیکردی و لاتی سردشه

حالا یه دفعه لاتی برات مهم شد؟

‫هی!

‫لاتی جون خودشو گذاشت وسط تا ‫از ما محافظت کنه

کارش رو بی‌ارزش نکنین

شاید جون دادن لاتی اونقدر هم بد نباشه

‫خب، اگه داره درد میکشه...

آره، شاید به صلاحه

‫همه خیلی...

نمیدونم. همه به‌خاطر لاتی عوض شدن

انگار

یه کنترل عجیبی رو بچه‌ها داره

انگار داری حسودی میکنی

درسته

‫حتی هاوی هم تو ذات شیطانی و ‫تاریکش فرو رفته

‫بیخیال، نت. ‫اون که اصلاً حرف نمیزنه

نیاز نیست

اون روز دیدم به یه درخت نمادین تعظیم کرد

کدوم درخت؟

نزدیک نهر

دوباره شروع شد

‫صدای چکه. ‫همین الان شنیدم

منم میشنوم

واقعاً؟

میشنوی؟

آره

‫فکر کنم...

انگار صدا از اون‌جا میاد

‫یا خدا! یا خدا! ‫اونا مُردن!

‫اونا مُردن! مُردن!

‫ماری، کسی اون‌جا نیست. ‫به خدا کسی نیست

بودن

نه، خون‌شون داشت میریخت رو کف زمین

خودت هم شنیدی

‫تو...

گرسنگی زده به سرت، ماری

نه

از گرسنگیه

فقط همین - نه -

سلام، جف

برای چی اومدین؟

چی شده؟

ما مجوز تفتیش داریم

جسد آدام مارتین پیدا شده

‫و باتوجه به رابطه‌ای که ‫شانا باهاش داشته،

الان رسما مظنون پرونده‌ست

خب، بریم یکم ریخت و پاش کنیم، بچه‌ها

هی

میتونم چندتا سوال ازت بپرسم؟ - حتماً -

آره

خب، امروز چه نقشی بازی میکنیم، مت؟

‫دوتا بالاتر، کشوی شورت‌هامه

‫میخوای بو بکشی؟ ‫ای آدم هول

دیگ به دیگ میگه روت سیاه

راستی، تلاش خوبی بود

به دروغ به همکارم گفتی که ما با هم خوابیدیم

جواب نداد ولی تلاشت رو تحسین میکنم

اون پلیس مسأله‌دار هم پشتت رو داره

تبریک میگم

کی پشت تو رو داره؟

مامان عزیزت؟

تو دادگاه موفق باشی

فقط کافیه هیئت‌منصفه بشنوه که

چطور یه پیرمرد، یه دختر نوجوون رو اغفال کرد

اینکه چطور... از یه بچه سوء‌استفاده کردی

واقعاً؟

چون از نظر من وقتی

‫به دروغ‌های مامانت پی ببرن،

‫متوجه میشن شما مثل ‫ سیب کثیفی هستین که

از وسط دو نصف شده

‫خب، حالا باید وکیل بگیرم یا...

‫شما خونواده سدکی هم که ‫ همش وکیل میخواین

انگار یه چیزی رو قایم میکنین

خب، اینطور نیست

آره

شانا کجاست؟

شانا با چندتا از دوستاش رفته اسپا

آره - باشه -

آره، از این اسپا جدیداست

که ماساژ و حموم صدا و

این مزخرفات رو داره. میدونی؟

‫گفتم شاید...

‫چون اعتراف کرده رابطه داشته، ‫از خونه انداختیش بیرون

اینم از اعتمادی که بین شما موج میزد

داریم حلش میکنیم

آقای سدکی

خواستیم چندتا عکس به شما نشون بدیم

باشه

من ماست مالیش نمیکنم، مرد

واقعاً هولناک و حال به هم زنن

یا خدا

خوب تجزیه شده بود

هوم

ولی نه اونقدر که نتونیم تشخیص بدیم

چقدر تمیز قطع عضو شده

اینو میبینی؟

اون علامت‌های روی استخون

توسط تیغه دندونه‌دار ایجاد شده

ولی دست و پا خیلی دقیق قطع شده

در حد عمل جراحی

‫با چاقوی برقی آشپزخونه ‫چنین کاری ممکن نیست

‫خب...

خب، آفرین به شما

عمراً شانا بتونه چنین کاری انجام بده

اون دکتر که نیست

ولی مهارت‌های به‌خصوصی برای بقا بلده

مهارت‌هایی که تو این شرایط به کار آدم میاد

‫جف، هرکی این کارو کرده،

میدونست باید سر، دست و پاهاشو قطع کنه. باشه؟

هوم

حتی از یه چیزی برای پاک کردن تتوش استفاده کردن

پزشک قانونی باور داره از رنده استفاده شده

هوم

شناساییش تقریباً غیرممکن شده بود

خب، پس از کجا میدونین این همون یاروییه که

دنبالشین؟

‫گفتم "تقریبا"

آزمایش مغز استخون گرفتن، جف

یکی از دوستاش چند سال پیش سرطان گرفت

و آدام مغز استخونش رو اهدا کرد

باشه

‫میدونین چیه، بچه‌ها؟ ‫دیگه کارمون تمومه

جف، گوش کن

میدونم پای خانومت وسطه

ولی باید باهات رُک باشم

چون این وضع دیگه خیلی داغونه

فکر میکردی شانا

از پس چنین کاری بر بیاد؟

من بدون وکیل دیگه هیچ حرفی نمیزنم

نیاز نیست ازش محافظت کنی

هنوز وقت دارین خودتونو از مخمصه نجات بدین

تو و کالی

باشه

‫پس تو زندگی‌تون مشغول ‫ این کارها بودین؟

‫افتاده بودین دنبال باج‌گیرها و ‫معشوقه‌ها رو میکشتین؟

بخوایم ساده‌ش کنیم، همینه

به گمونم همگی موافقیم که به صلاح همه‌ست

آدام نیست و نابود شده

‫ولی مخصوصاً به صلاح خودت. نه؟

‫آره، چون من تنها کسیم ‫ بین این جمع که

یه رازهایی داره و اون تهدید میکرد که فاش میکنه

پس باز یهو تصمیم گرفتی

رازهامون رو با شوهرت درمیون بذاری؟

من... میترسیدم

داشتم دیوونه میشدم

فقط میخواستم جف طرفم باشه

ما همه‌مون چیزهایی میخوایم که نمیتونیم داشته باشیم، شانا

واقعاً؟ - آره -

وقتی برگشتی پیشش هم این حرف رو به خودت میزدی؟

اصلاً شما دوتا چطور همو پیدا کردین؟

‫به آسونی. تای از یه ‫18 چرخ

تا خونه من سواری گرفت

کاملاً عادی بود

خیال میکردم گفتی دیگه در ارتباط نیستین

اینکه دیگه نمیدونی کجا زندگی میکنه

این روزها دیگه راحت میشه پیدا کرد

آره، من چند ساله که آدرس ون رو داشتم

‫به جای استفاده از نیروی خارجی، ‫میتونستی از من بپرسی

ارزون‌تر برات درمیومد

نپرسیدم

‫صبر کن ببینم. منظورت از ‫"نیروی خارجی" چیه؟

بهشون میگی یا...؟

باشه. به گمونم باید بگم

‫تای کسی بود که ‫جسیکا رابرتس رو استخدام کرد تا

ما رو بررسی کنه

کی؟

تو روحت، تای

‫برای تحقیق درباره رقبای سیاسی ‫استخدامش کردم. فقط همین

‫به یه نفر پول دادی تا ‫ته و توی گذشته‌ی ما رو دربیاره؟

شوخی میکنی؟

‫فراموش کردی از چه چیزایی میتونست ‫سر دربیاره؟

فقط میخواستم مطمئن شم

شما با هیچ پیشنهادی به حرف نمیاین

شانا، طوری رفتار نکن

انگار اون پول رو نمیخواستین - کون لقت -

ناتالی که لامصب معتاد مواده

فقط خواستم مطمئن شم میتونم به شما اعتماد کنم

اعتماد کنی؟ جالبه

جداً اگه زنه یهو تصمیم بگیره خر خودش رو برونه چی میشه؟

نیاز نیست نگران این موضوع باشیم

باشه. اونوقت از کجا میدونی دقیقاً؟

چون من ترتیبش رو دادم

مثل همیشه

بیخیال، میستی

خواهش میکنم

سلام، بن

اون چاقو خیلی تیزه

نیازه نگرانت باشم؟

نه

‫ببین. من فقط دارم...

چوبم رو برای زمین برفی تیز میکنم

‫ببین، میستی. اگه میخواستم ‫کاری کنم،

خودمو تو زحمت مینداختم؟

خب، واقعاً خوبه. میدونی؟

یکم هوای تازه ذهن رو باز میکنه

دقیقاً

اونقدر خوشگل نیست

‫تو سرما رنگ اینا عوض نمیکنن ولی...

‫ممکنه به‌ درد بخورن

بفرما

چیزی میخوای؟

نه

تو دختر خوبی هستی

‫و من متاسفم که...

باعث شدم یه حس دیگه‌ای بهت دست بده

لاتی

لاتی، چی شده؟

‫چیه...

باشه، باشه

سعی کن یه نفس عمیق بکشی

همون چیزی که همیشه از ما میخوای. باشه؟

یه نفس خوب و عمیق بکش

‫اگه من مُردم...

نه، از این خبرا نیست

بدنم رو هدر ندین

قول بده

‫نه، من...

نه، الان نباید این فکرها رو بکنیم

قول بده

یه هفته تو زیرزمین خونه‌م زندونیش کردم

پس دستت واقعاً بند بود

‫نه، انگار دستای اون بند بود

ببین. اصلاً به این دلیل دزدیدمش که

فکر میکردم اون همون باج‌گیره‌ست

داشتم ازمون محافظت میکردم

‫خبر نداشتم در همین حین،

شانا توسط

یه آفتابه دزد بامزه اغفال شده که تنها هدفش اینه

‫دستش به دفترچه‌های قدیمی ‫شانا برسه و ازمون اخاذی کنه

چرا من میشم آدم بده

وقتی میستی یه نفر رو تو دخمه‌ش زندونی کرده

و اف‌بی‌آی هم همه‌جا

درباره ناتالی سوال میپرسه

اف‌بی‌آی؟

چی؟

خب، چیزی نگین

اف‌بی‌آی کار من بود

‫خب، اساساً کار دوست پسرم بود، ‫والتر تترسال

خب، میخواستیم بفهمیم کی ناتالی رو دزدیده

و میدونستیم که رندی هم تو همون مسافرخونه اقامت داره

برای همین والتر خودش رو یه مامور اف‌بی‌آی جا زد

و تو قایقش ازش بازجویی کرد

قایق والتر منظورمه، نه رندی

میستی، تو زندگیم آدم از تو فعال‌تر ندیدم

مرسی

بازجویی‌مون زیاد مثمر ثمر نبود

حداقل نه اولش

از ترس خشک شده بود

عجیبه... چون آدم بی‌گناهیه

بعدش از جف حرف زد

‫خب، اونا دوستای صمیمی همن. ‫پس احتمالاً...

نه، بیشتر نگران یه چیزی بود

‫انگار...

انگار با هم یه کاری کردن و نگرانه

اون لحظه زیاد بهش فکر نکردم

ولی یه نفر دیگه هم کل این مدت

به اون دفترچه‌ها دسترسی داشته

تو کمد اتاق خوابت اکلیل پیدا کردی

فکر کردی برای آدامه ولی

بیشتر با عقل جور درمیاد که

مال جف باشه

شانا، جف اون کارت پستال رو فرستاد؟

شوهر حرومیت ازمون اخاذی میکرد؟

♪ چیزی بهت آسیب نمیزنه، قربان ♪

♪ نه تا وقتی که من کنارتم ♪

♪ این روزها شیاطین همه‌جا ♪

♪ پرسه میزنن ♪

♪ زوزه کشان دورشون میکنم ♪

♪ برام مهم نیست ♪

♪ من روش‌های خودمو دارم ♪

‫[جسدش رو پیدا کردن!]

[جسد هنرمند گم‌شده پیدا شد]

تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی

‫ایمیل به اداره پلیس: اطلاعاتی دارم که...

ممکنه با تحقیقات‌تون مرتبط باشه

♪ دور و بر ♪

کالی؟

تویی؟

هی

فکر میکردم یه مدت پیش لاتی بمونی

‫خب، بودم ولی...

‫با جریاناتی که پیش اومد،

خواستم کنار هم باشیم، جف

تو تنها کسی هستی که منو واقعاً درک میکنه

وای، شانا

‫آخ!

ببخشید، عزیزم

چه غلطی کردی؟

دستات چی شدن؟

یه طور وانمود نکن که انگار خوشت نمیاد

چرا باید خوشم بیاد؟

چون هیجان‌انگیزه

نه، نه! اصلاً نیست

اون ماس‌ماسک خطرناکه

حالا بذارش کنار

نمیتونم

اینا بخشی از منن

فکر میکردم عاشق تمام منی

همونطور که من عاشق کل وجودتم

منو میترسونی

آروم باش وگرنه به عاقبت آدام دچار میشی

تو پارک دفن میشی

بدون سر، دست، پا

با پوست رنده شده مثل یه تیکه پنیر پکورینو

نه

‫من...

نتونستم بخوابم

اون کمکت نمیکنه

بابا؟

بله؟

من مثل مامانم؟

خب، آره، قطعاً

یعنی، تو باهوشی

از هر انگشتت یه هنر میباره

نمیذاری کسی باهات بدرفتاری کنه

منظورم این نبود

مامان، اوضاعش خیلی داغونه

‫خب...

درسته

‫ببین...

مامانت اون بیرون تو طبیعت وحش زجر زیادی کشید

یعنی، خیلی از عزیزانش رو از دست داد، بهترین دوستش رو

آره، جکی، میدونم

آره، جکی

یه نفر دیگه رو هم اون‌جا از دست داد

یه بچه داشت

بچه‌مون بود

بچه‌ی من و اون

‫ما...

‫وقتی هواپیما سقوط کرد، ‫حامله بود

یا خدا

پس، من یه خواهر داشتم؟

داداش

آره، بچه داشت

یه پسر بچه کوچولو

وای خدا

هی، گوش کن

‫فقط خواستم بگم تمام ‫این فشارهای زندگی...

رو دوش مامانته

به گمونم، رو دوش منم هست

ولی تو خودت رو اذیت نکن. باشه؟

بیا بغلم ببینم

هی

چیزی نیست. همه چی درست میشه

♪ چشات رو ببند ♪

♪ راهی سفر به یک دنیای جدید و عجیب شو ♪

♪ دنیایی که یه زمان میشناختی رو ♪

♪ فراموش کن ♪

حال لاتی چطوره؟

‫اون...

‫ازمون میخواد...

‫اگه مُرد...

از بدنش نهایت استفاده رو ببریم

تا زنده بمونیم

واقعاً این حرف رو زد؟

حتماً خیلی حالش بده

تصورشم برام سخته بدون لاتی این‌جا بمونیم

منم همینطور

پس تصور نکنین

لاتی قرار نیست بمیره

طبیعت وحش نمیذاره اون بمیره

‫شاید طبیعت نخواد ولی اگه خودش ‫گرسنگی بکشه...

عمراً زنده بمونه

در مورد همه‌مون صدق میکنه

خیلی خب

باید یه راهی پیدا کنیم زنده بمونیم

‫بدن لاتی رو هم از ذهن‌تون ‫بیرون کنین

به من دروغ گفتی

نمیدونستم چیکار کنم. باشه؟

‫فکر میکردم اگه شما از حقیقت ‫باخبر شین،

برین دخلش رو بیارین

این حرفت مسخره‌ست، شانا

‫واقعاً؟ مثلاً میستی، ‫ترتیب اون یارویی که

فکر میکرد باج‌گیره رو داد

‫دقیقاً. از کجا معلوم، ‫شاید تو خوابت

یه بلایی سرش میاوردی

نه، گردن ما ننداز

‫ما به‌خاطر تو، ‫جون‌مون رو کف دست‌مون گذاشتیم

‫ازمون سوء‌استفاده کردی!

‫متاسفم. باشه؟ ‫واقعا شرمنده‌م

نمیدونم داره چم میشه

به گمونم با آدام وارد رابطه شدم

تا حس و حالم عوض شه

‫و چون فکر میکردم جف...

‫مهم نیست. ‫از اون موقع تا حالا

‫سعی کردم درستش کنم...

نه، به خودم میگفتم

دارم سعی میکنم درستش کنم

‫و مشکلات رو حل میکنم ولی ‫حقیقت اینه که...

با کارهام فقط همه چی رو بدتر کردم

چیزی نمونده بود دوتا غریبه رو به کشتن دادم

‫همه چی رو به دخترم گفتم و ‫الان...

یه جورایی شریک جرمم شده

‫و من...

فکر میکنم چیزای زیادی به پلیس گفتم

میدونستم

‫به شما دروغ گفتم چون...

میدونستم اگه وضعیت برعکس بود

و همسر یکی از شماها

باج‌گیرمون بود

احتمالاً خودم میکشتمش

مرسی برای صداقتت، شانا

اشتباه نمیکنی. وضع همه‌مون تعریفی نداره

وقتشه بالاخره درباره‌ش صحبت کنیم

با حرف زدن چیزی حل نمیشه، نت

این مشکلات با درمان حل نمیشه

یه چیزی همه‌ی شما رو کشونده این‌جا

و احساس گناه و نیازهای روانی هم دلیلش نبوده

بحث یه چیز فراتر از این حرف‌هاست

و منو هم راهنمایی میکرده

اول، خواستم توجهی نکنم

‫سعی کردم یه معامله‌ای کنم. ‫بفرستمش بره ولی...

خیلی قویه

و حالا باید چیزی که میخواد رو بهش بدیم

چیزی نیست. چیزی‌مون نمیشه

بچرخ

صبر کن

باید تو چشمام نگاه کنی

فرار کن

‫نه! داره فرار میکنه!

نام آهنگ: ♪ Bullet with Butterfly Wings ♪

‫اه، نه!

برین، برین

‫برین!

‫ناتالی!

هیچ کدومش واقعی نبود، لاتی

نبود؟ حس نمیکنی

‫یه چیزی درونته؟ ‫یه حسی که میدونی

مجابت میکنه به این کارها

همه میدونیم که یکم داغونیم

‫ناتالی راست میگه. یادتون نره ‫ما از چی جون سالم به در بردیم

ولی باید در نظر بگیرین

تمام این مدت همراه ما بوده

و ما ندیده‌ش میگرفتیم

‫برای همین اینقدر الان حال و روزمون ‫داغونه

‫و دقیقاً مثل گذشته،

‫تنها راه نجات از ‫ این مصیبت اینه که

خودمون رو تمام و کمال در اختیارش بذاریم

دقیقاً چه پیشنهادی داری میدی؟

چیزی که همیشه میخواد رو بهش میدیم

یکی از خودمون رو

چی چی؟

‫تو یکی از فنجون‌ها،

محلول فنوباربیتال وجود داره

حیوونایی که زجر میکشن رو باهاش خلاص میکنیم

سریع و بدون درده

اعضای فرقه "دروازه بهشت" هم ازش استفاده کردن

آره، به گمونم زیادی این شخصیت

رهبر فرقه بودنت رو

جدی گرفتی

زندگی‌مون اونقدر هم بد نیست

یکم پیش فقط من داشتم حرفاتون رو گوش میدادم؟

باشه

تای، تو کل خونواده‌ت رو از خودت دور کردی

سگت رو کشتی

و چیزی نمونده بود همسرت رو هم بکشی

شانا، با این روند، خونواده‌ت رو از دست میدی یا شایدم بدتر

میستی، تو که یکی رو کشتی

منطقی و نیاز بود

خیر و صلاح گروه‌مون رو میخواستم

چه فایده‌ای به همراه داشت؟

ناتالی که خیلی داره درد میکشه

سعی کرد خودشو بکشه

ون، تو قبلاً سر زنده بودی

ولی الان انگار یه چیزی درونت نابود شده

چرا خودت داوطلب نمیشی بخوری، لاتی؟

خودتون میدونین که اینطوری جواب نمیده

تصمیمش با ما نیست

اون خودش انتخاب میکنه

‫بعد از اینکه فنجون رو برداریم،

میفهمیم کدوم‌مون رو میخواد

و مینوشیم

جالبه که تو میدونی کدوم فنجون سم داره

میتونی جاهاشون رو عوض کنی

‫و اگه اینطوری حس بهتری میگیرین،

من نفر آخر برمیدارم

همیشه اینطوری حق خودمون رو ادا کردیم

اون موقع دقیقاً همینطوری زنده موندیم

‫حالا هم اگه چیزی که میخواد رو بهش بدیم، ‫زنده میمونیم

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

یا خدا

‫ناتالی، وایسا!

میدونم کجا میتونیم بریم

چی میگی؟

صداش رو نمیشنوم

هیس، گوش بدین

از این طرف

یه جایی هست که بقیه ازش خبر ندارن

میتونم ببرمت اون‌جا

میتونی به من اعتماد کنی

باشه

تقریباً رسیدیم. یالا

‫یالا!

‫هاوی!

‫وایسین سر جاتون. ‫پخش شین تا یخ نشکنه

‫هاوی!

‫دستم رو بگیر!

‫کمکم کن!

بمونین عقب

‫ناتالی!

‫ناتالی، وایسا!

وایسا! بس کن

‫ناتالی لطفاً!

‫ناتالی!

‫دور بزنین!

‫اگه نجاتش بدی، ‫بقیه تو رو میکشن

هنوز میتونیم نجاتش بدیم

صبر کنین

ناتالی

کمک

بگیرینش

‫یالا!

‫بکشین!

‫بکشین!

‫بکشین!

طبیعت وحش خودش انتخاب کرد

‫ نام آهنگ: ‫♪ Low - Poor Sucker ♪

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

Aren Zohrabi : تـنظیـم زیرنویس از

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.