Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت...
جرئت داری پا تو اون مینیون بذار
امتحان کن - شانا، بس کن -
با یه پسری بیرون میرفتم
و احتمالاً بهش گفتم که تو یه رابطهای داشتی
شانا فقط میخواست ما فکر کنیم با رندی سکس میکنه
تا یه وقت فکر نکنیم با آدام سکس میکرده
که یعنی اون بچه عمداً بهت اطلاعات اشتباه داده
حالت خوبه، پسر؟
عجیب به نظر میای
من هرطور که بخوام زندگی میکنم
طوری که میدونم برام مقدر شده
بهخاطر تو
ما هیچوقت نجات پیدا نکردیم؟
چرا میخوای دوز داروهات رو ببری بالا؟
برای اولین بار بعد از دههها،
تصاویری میبینم
تراویس گفت درباره یه چیزی حق با تو بوده
تراویس، ما همراه خودمون آوردیمش
به نظرت میتونم واقعاً زنده نگهش دارم؟
به نظرم امشب رو زنده میمونه
هنوز میخوای خودت رو بکشی؟
امروز نه
فکر کنم پیداش کردیم
اومدیم نجاتت بدیم
لاتی آدماش رو فرستاد دنبالم
پس، تو و این رفیق چشم آبیت میتونین برگردین خونه
آدام مارتین؟ احتمالاً خودت کشتیش
هرچی که بین ما بود
دیگه تمومه
میخوام عضو شم
چرا باید اون سمبل ترسناک رو
رو پتوی بچه بکشی؟
چه مرگته، لاتی؟ - چی شد؟ -
داشت تو گوش بچهم یه مزخرفاتی پچپچ میکرد
تو باید طرف من باشی، نه تیم لاتی
داره میزاد؟
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
و مواد مغذی حیاتی توسط رگهای خونی که در بند ناف وجود داره
و به جفت جنین وصله،
منتقل میشه
ایش، چندشه
چرا باید اینو نگاه کنیم؟
بچهها
گوش بدین. باید یاد بگیرین
در این جنین، آندروژنها شروع کردن به توسعه
آلت تناسلی و کیسه بیضه
پسر، اون کیرشه؟
بیاین امیدوار باشیم که بعداً بزرگ میشه. مگه نه، جف؟
رفیق، نگاه کن
مطمئنم اونا تخماشن، احمق
خلاصه
کسی اینو میخواد؟ به درد من نمیخوره
کاندوم فقط مگنوم
رندی،
اگه این سایز واقعاً برات کوچیکه،
باید یه سر به دکتر بزنی
بچهها، هیس
باشه؟ این بخش مهمه
فاز فعال زایمان توسط پارگی کیسه آب
و همچنین انقباضات رحمی شدید،
مشخص میشه
این انقباضات جنین رو در دهانه رحم به بیرون هل میده
و با پیشروی زایمان، انقباضات شدیدتر هم میشه
شانا، از فکرم بیرون نمیره که
چطور کلاس خصوصی رو ترکوندی
باید دوباره بهم درس بدی
چرا جف به شانا یادداشت داد؟
ریههای نوزاد با هوا پُر میشه
و گریه نشونه همین اتفاقه
شقایق، جف. جکی از گل شقایق خوشش میاد
به هر حال، زایمان ادامه پیدا میکنه تا اینکه
جنین و مایع آمنیوتیک
کاملاً خارج شده باشن...
خیلی خب
کسی...
سوالی داره؟
بله، میستی؟
به طور متوسط چقدر خون داره؟
نام آهنگ: ♪ Blur - Song 2 ♪
♪ وقتی هوی متال رو حس میکنم ♪
♪ یوهو ♪
♪ بدنم سوزن سوزن میشه ♪
بیا بریم
♪ دراز میکشم و حال میکنم ♪
پاهات رو بیار بالا
میستی، چیکار کنیم؟
وای خدا. خواهش میکنم یکی اینو ازم بکشه بیرون
♪ تا ببینمت ♪
نام آهنگ: ♪ Craig Wedren - No Return ♪
« ژاکـت زردهـا »
تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:
چیزی رو فراموش نکردی؟
صبر کن
نه، شاید مهم باشه
میستی، فقط خودت مهمی
شارلوت کمک میکنه متوجه اهمیت خودت بشی
اگه شرایط اضطراری باشه چی؟
مثلاً سکته قلبیای، آتیش سوزیای چیزی
یه تلفن ثابت تو آشپزخونه دارریم
ولی برای تماسهای شخصی نیست
باور کن
منم قبلاً جای تو بودم
اولش آسون نیست
ولی گوشیهامون
ما رو اسیر اولویتهای مردم میکنه
اوه، شارلوت
ایشون...
میستی؟
سلام، شارلوت
تنهامون بذار
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم دوستم رو از یه آدم ربایی نجات بدم
که کم کم داره مثل شستشوی مغزی ایام خوش قدیم
به نظر میاد
پس به نظرم سوال مهمتر اینه که:
تو اینجا چیکار میکنی؟
اینجا اصلاً چی هست؟
ما جامعهای از
عشق و رشد معنوی هستیم
و من به مردم کمک میکنم از ضربهها روحی گذشته بهبود پیدا کنن
تا دیگه از خودشون فرار نکنن
ببین. برام مهم نیست اینجا رهبر یه فرقهای یا هرچی
فقط ناتالی رو بهم برگردون تا به سازمان "آیآراس" زنگ نزدم
و فرار مالیاتیت رو گزارش ندادم
ما نجاتش دادیم
سعی کرد خودشو بکشه
باور نمیکنم
شما دوتا اصلاً دوست هم نیستین
وای
وای
میشه یه مدت بمونی؟
چی، اینجا؟
نه، من...
نه، ممکنه به ناتالی کمک کنه
به تو هم همینطوره
درک میکنم
اواخر این هفته چطوره؟
اوه، الان؟
باشه
به گمونم زود میایم
چی شده؟
خب، کوین تن زنگ زده بود
ازمون میخواد برای بازجویی
بریم اداره پلیس
امروز
باشه
من هواتو دارم، عزیزم. باشه؟
آره، مرسی، عزیزم ولی...
منظورم...
من و کالی بودیم
ای لعنت بهش! دقیقاً از همین میترسیدم، شانا
کالی رو هم کشیدی وسط ماجرا
حالا اونم همدست ماست - من کالی رو -
وارد هیچ ماجرایی نکردم
خودش تصمیم گرفت با یه پلیس قرار بذاره و نقش بازی کنه
خب، ما فقط با هم بیرون میرفتیم
خیلی بهتر میشد، اگه فقط باهاش سکس میکردی
!شانا - عجب، مامان -
چیه؟ اگه سکس میکرد،
اونوقت تمام چیزایی که درباره من بهش گفته، غیر موجه میشد
تمام حرفم اینه
میشه بریم تمومش کنیم؟
چرا این لامصب اینقدر داره طول میکشه؟
میخواین آب جوش بیاریم؟
این کاریه که مردم میکنن. مگه نه؟
آره، آره، ایده خوبیه
باید وسایل تمیز باشه
اینا انقباضه دیگه. درسته؟
نباید زمان بگیریم یا کاری کنیم؟
آره، قبلی بیشتر از یک دقیقه طول کشید
حالا یک دقیقه کمه یا زیاد؟
میستی! فاصله بین انقباضها رو زمان بگیرم یا نه؟
نمیدونم. من باید...
خب، به نظرم وقتی به طور مرتب و با این شدت اتفاق میفته،
وارد فاز زایمان شده
و بچه واقعاً داره بهدنیا میاد
خیلی خب، پس باید زود تموم شه؟
شاید ولی زایمان خواهرم یک روز و نیم طول کشید
نه، نه، من یک روز و نیم نمیتونم تحمل کنم، تای. نمیتونم
چرا، میتونی، شانا. تو دختر قویای هستی
معلومه که از پسش برمیای
و ما هم بهت کمک میکنیم. مگه نه، میستی؟
من چیکار کنم؟
دست همو بگیرین
شاید خوب باشه...
امیدهامون رو با هم درمیون بذاریم
طبیعت عزیز، امیدوارم شانا نمیره
این مزخرفات چیه میگی؟
تو چیزیت نمیشه
چیزیت نمیشه
قرار نیست بمیری. چیزیت نمیشه
شانا، زود تموم میشه
چیزیت نمیشه
فقط بذار دردت تو رو به این لحظه بکشونه
چی میگی...؟
میدونم میخوای کمک کنی
ولی بهتره یکم بهش فضا بدی
به اندازه کافی داره عذاب میکشه
برو
هی، ناتالی؟
ای خدا
ناتالی، میشه با هم حرف بزنیم؟
ببین. نمیدونم دیشب بین تو و شارلوت
چه اتفاقی افتاد ولی...
باید از من فاصله بگیری
چی؟
من سمم
آدما رو نابود میکنم
بهترین دوستم رو کشتم
تنها کسی که...
عاشقش بودم
تنها کسی که منو میشناخت
تراویس رو میگی؟
تمام این مدت میگفتم
کار لاتیـه
ولی تقصیر خودم بود چون من...
یه کاری کردم باور کنه... بهش گفتم...
نه، نه، نه
تقصیر کسی نیست، ناتالی
خودت میدونی
با هیچ حرفی نمیتونستی جونش رو نجات بدی
چیزی بود که از قبل درونش وجود داشت
خب، چیزی که درونش بود،
الان درون منه
چیزهای زیادی دیدیم...
کارهای کسشر زیادی ازمون سر زد
درسته. شاید برای بقا تلاش میکردیم
شاید
ولی به نظرم لیاقت زنده موندن رو نداشتیم
چرا بیدارم نکردی، ون؟
اوه
مشکل چیه؟ اتفاقی افتاد؟
تو همیشه یه مشکلی داری. نه؟
باهاش صحبت کردی؟ چی گفت؟
یعنی، من چی گفتم؟
گفتی: "ما نباید اینجا باشیم"
همین؟
آره، بعد سعی کردی منو ببوسی
وای خدا
خیلی شرمندهم
من هیچوقت... صبر کن ببینم
گفتم: "ما"؟ منظورم کی بود؟
خب، به من نگاه نکن، تای
شاید منظور خونوادهت بود
یا شخصیتهای چندگانهت
ممکنه منظورش ما باشیم؟
من و تو؟
نه
نه، فکرشم نکن
ببین. حرفی که تو زدی، اون زد یا خلاصه هر کسی که زد رو
بهت گفتم
دیگه بیشتر از این هم نمیتونیم پیش بریم
من باید مراقب خودم هم باشم
حتماً. من هرگز...
تو ازدواج کردی، تاییسا. دیگه مایی درکار نیست
درسته. میدونم
درسته. ببخشید
بهتره دیگه برم - گوش کن -
من باید مغازه رو باز کنم ولی اگه میخوای به یه دردی بخوری،
نوارها رو بچین تو قفسه
باشه
خیلی خب، میستی، تو میتونی. تو میتونی
تو هم از پسش برمیای، شانا. باشه؟
فقط نفس بکش
اه...
چی شده؟
مشکلی هست؟
نگام کن. نگام کن، شانا
چیزیت نمیشه. باشه؟
با هم حلش میکنیم - باشه -
فقط یکم دیگه باید تحمل کنی
شانا...
میستی، به خودت بیا
میستی، چی شده؟
میستی، چی شده؟
شانا، چیزی نیست. فقط نفس بکش. باشه؟
من نمیتونم
من نمیتونم انجامش بدم
ببخشید. ببخشید
میستی، چه مرگت شده؟
!میستی - کدوم گوری میری؟ -
ای گوه توش
بن، به کمکت نیازه
مطمئنی؟ - آره، یالا -
ولی موضوع اینه که...
من چیزی نمیدونم - نه، نه، نه -
ای لعنت
یا خدا...
شانا، متاسفم - نه -
فکر نکنم تو این وضع کمکی ازم ساخته باشه
من فقط یه فیلمی رو تو کلاس پخش کردم
بهش توجه نکن، شانا
میلیونها ساله که زنها بچه بهدنیا میارن
تو چیزیت نمیشه
آکیلا از عهدهش برمیاد
چی...
شانا، همه چی خوبه. فقط نفس بکش
به نظرم چارهای ندارم. مگه نه، ناگت؟
با کی صحبت میکنی؟ - هیچکی -
میستی کجاست؟
میستی؟ اون...
اون رفت باز پارچه بیاره
باشه؟ همه چی رو به راهه
فقط یکم دورت کثیف شده. همین
باشه؟ شانا، من کمکت میکنم
پیشکش لازم داریم
مشکلی نیست
تراویس؟
خون بریز
هر چیزی که میتونین پیدا کنین رو جمع کنین
هر چیزی
لطفاً گوش بده
شانا، فقط منو نگاه کن. نگام کن
شانا، نفس بکش. نفس بکش
پیشکشها رو بذارین پایین
چه غلطی میکنن؟
طبیعت خونی که ریختی رو قبول میکنه
منم همینطور
ممنونم تو این فرصت کوتاه برام وقت گذاشتی
دوباره داره اتفاق میفته
تصویر میبینی؟
آره، فقط تصور نیست...
اون احساس هم برگشته
حتی درباره چیزهایی که میدونم دقیقاً جلوی چشامن
انگار داره اون موقع رو...
نشونم میده
گذشته رو نشونت میده
همونطور که قبلاً گفتم، عادیه افرادی که
تو وضعیت روانپریشیشون احساس اضطراب دارن،
علائمشون دوباره برگرده
ممکنه ترست از گذشته
بهخاطر ترست از بیماریت باشه؟
نه
نه، مشکل این نیست
نگران بیماریم نیستم
نگرانم نکنه هیچوقت مریض نبودم
و به همین دلیل این اتفاقات داره میفته
اول تراویس اومد، بعد ناتالی، حالا هم میستی پیداش شده
انگار...
انگار اون فرستادتشون اینجا
تا بهم نشون بده
چی رو؟
اینکه اون واقعی بود
و من تنها کسی نبودم که اون رو اونجا حس کردم
همهمون حس کردیم. بخشی از همهمون بود
"اون" کیه، لاتی؟
قدرت اون مکان
خدای اون مکان
ما به اسم اون...
کارهای افتضاحی انجام دادیم
با خودم فکر میکردم وقتی نجات پیدا کردیم،
همونجا ولش کردیم ولی الان فهمیدم که...
همراه خودمون آوردیمش
ما کنارتیم
نه!
خیلی دلم براش تنگ شده!
برگرد
تو هم میخوای امتحان کنی؟
نه
مرسی
اکثر کسایی که میان اینجا، یه نفر ولشون کرده
اوه
خجالت نداره
من بعد از منحل کردن کسبوکار اشتراکی
فروش گوشت اسب که با باجناقم راه انداخته بودم،
عضو اینجا شدم
خب، من تا حالا شکست عشقی رو تجربه نکردم
پس...
این کارها زیاد شامل حال من نمیشه
اون پیامهایی که از والتر میگرفتی چی بودن پس؟
میدونی، من فقط دارم از سر اجبار این مراحل رو میگذرونم
تا بتونم با ناتالی صحبت کنم...
صبر کن ببینم. تو هم ناتالی رو میشناسی؟
آره، قطعاً
اگه گریه و زاریتون تموم شده، میتونم یه داستانهایی تعریف کنم
نام آهنگ: ♪ Madonna - Rescue Me ♪
♪ باور دارم میتونی نجاتم بدی ♪
فیلم "اسکنرها"
"درخشش"
"فروپاشی"
ای لعنتی. این یکی درسته...
"سکوت برهها"؟
وای نه! "شر نشنو"
آره
یالا
حله
تلویزیون؟ - آره -
4 کلمهست
حموم، صابون
"آدم یه بار زندگی میکنه"
چه سریع
هیچی بدتر از پانتومیم بازی کردن با عاشقها نیست
البته توهین نباشه - بهمون بر نخورد -
ترکوندی - مرسی -
خیلی خب، ببینیم شما چند مرده حلاجین
"هواپیما" - !آره -
فکر کنم داره میاد
اون... سرشه؟
خیلی بنفشه
گندش بزنن...
فکر کنم جفت جنینه
جفت جنین؟ مگه نباید بعد از بچه بیاد؟
جریان چیه؟
باز فشار بدم؟
آره، آره، تو ادامه بده. باشه؟
چیز خاصی نیست. بچه داره به پشت میاد
باشه؟ نگران نباش
دوباره باید بهت دست بزنم. باشه؟
باشه
چه عجیبالخلقهای هستی تو
همه چی تقصیر خودته
همیشه یه مرگت هست
همیشه کارت همینه
میستی، کجایی؟
ما بهت نیاز داریم
قرار بود با کریستال انجامش بدم
یه برنامهای داشتیم
قرار بود اون...
میخواستیم یه آهنگ هم بخونیم، لاتی
میخواستیم آهنگ بخونیم
شاید کریستال از پیشمون رفته باشه ولی تو هنوز کنار مایی
هنوز وقت داری شانا رو نجات بدی
میتونی بچهمون رو نجات بدی
راست میگی
آره، آره
جفت جنین خارج شده ولی هنوز خود بچه پیدا نیست
و خیلی خونریزی داره
مطمئنی الان حالت خوبه؟
عالیم
لطفاً نذار بچهم بمیره
خیلی خب، فقط زور بزن، شانا
میدونم درد داره. میدونم سخته
ولی باید تمرکز کنی و زور بزنی
چیزی نمونده بیاد بیرون
بعدش میتونی بچهت رو ببینی
از پسش برمیای
عزیزم، یادت باشه نیاز نیست باهاشون حرف بزنی
باشه؟ تو جرمی مرتکب نشدی
مگه دروغ گفتن به پلیس جرم نیست؟
کالی
تو این وضع حداقل تو یه نفر
به من مشاوره حقوقی نده
جی
عمراً بذارم با دخترم تنهایی مصاحبه کنین
شانا سدکی؟
افسر ساراکوزا هستم
لطفاً از این طرف
تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی
هی، کالی
میای پیش من؟
دیگه مغزم نمیکشه. "دختر شایسته اخلاق"
جزو فیلمهای خوب ساندرا حساب میشه یا بد؟
چی؟ چطور...
خیلی خب
یه لحظه تعجب کردم
چی بگم. دلم برای سخنرانیهات تنگ شده
آره، حیف شد
الان سخنرانیم فقط برای مشتریهای دست به نقده
بحث مشتری شد. کسبوکار چطوره؟
شوخی میکنی؟ مغازه رو نگاه
جا برای سوزن انداختن نیست
جدی میگم
خب، این مغازه که خرجت رو نمیده
مگه نه؟
پسانداز دارم
بعدش چی؟
برنامهت چیه؟ منظورم در طولانی مدته
میخوای همه چی رو نادیده بگیری...؟
به چی میخوای برسی؟
قبضها رو تو سطل آشغال دیدم
مغازه رو از چنگت درمیارن، اگه یه حرکتی نزنی
چه ربطی به تو داره؟
خب، من قبلاً وکیل املاک بودم
میتونم کمک کنم یه راه حلی پیدا کنی...
نه، تای. تو برای درست کردن زندگی خودت اومدی اینجا
اگه من تو زندگیم کمکی خواستم، خبر میدم
♪ اشکالی نداره ♪
حالا که بحثش شد
"نباید اینجا باشی"
ایدهای به ذهنت میاد؟
لعنتی. احتمالاً از طرف بیمارستانه
الو؟
گوش کن چی میگم
باورت نمیشه الان کجام
الان برای تو وقت ندارم
الان تو یه مرکز اقامتی سلامتی هستم
جاده فرعی 19 در چری هیل، نیویورک
رفتی برای حالت کمک بگیری؟
جایی که همه دارن کمک میگیرن
از شارلوت متیوز
چی؟
...فکر میکردم - میدونم -
میدونم ولی ظاهراً الان بهتر شده
ناتالی هم اینجاست
و تای، اگه راستش رو بخوای،
باید خودت بیای اینجا رو ببینی
یه مشت گرانولا خور بدبخت دور هم جمع شدن ولی غذاش حرف نداره
و آلودگی هم به طرز عجیبی پایینه
تای، چی شده؟ کیه؟
گفتی این مکان کجاست؟
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
شانا، شانا
فقط نفس بکش - بس کنین -
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
نفس بکش
یالا
شانا، زور بزن
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
خوبه، خوبه، خوبه
آره، عالیه
سرش به کف دستم خورد
ما صدای طبیعت رو میشنویم...
ادامه بده، شانا
خیلی خب، تقریباً تمومه، شانا
یالا. فقط یکم دیگه
خوبه، خوبه، خوبه
آره، آفرین
خوبه
ما صدای طبیعت رو میشنویم و اونم صدای ما رو میشنوه
شانا
شانا
بیدار شو، شانا
شانا
وای خدا - سلام -
حالت خوبه
میدونستم از پسش برمیای
نام آهنگ: ♪ Elliott Smith - Pitseleh ♪
پسره
پسره، شانا
نگاش کن
شرمنده راه طولانیه ولی ممنونم که منو میرسونی
چارهای هم نداشتم
اتوبوس که نیست تو شهر
اینجا هم بخوای مفتی سواری بگیری، فیلم ترسناکیه برای خودش
نمیخوای یه نگاه بندازی؟
کنجکاو نیستی؟
چی، در مورد لاتی؟ - آره -
بیام یه بیمار اسکیزوفرنی رو ببینم
با اون مکانی که مثلاً مرکز سلامتیه
و وسط ناکجا آباده؟
وای، کنجکاو شدم
ولی نه، ترجیح میدم گذشته تو گذشته بمونه
ون، تو ویدیو کلوپ داری
نصف کمد لباست رو تیشرتهای تور "اسلیتر کینی" گرفته
تو اساساً تو گذشته زندگی میکنی
آره، گذشتهای که توش واقعاً فکر میکردیم
خوشحال بودن یه چیز ممکنیه
نه اون گذشتهای که پشت سر گذاشتیم
ببین. میدونم حق ندارم این سوال رو ازت بپرسم
ولی جداً تو چته؟
اصلاً تلاش میکنی خوشحال باشی؟ رابطهای داری؟
نیازهام رو برآورده میکنم
منظورت چی بود؟
ویبراتور جنسی داری؟
راحت باش. میتونی بهم بگی
یه برنامهای نصب کردم. باشه؟
کاملاً روابط غیر رسمیه
قضاوتم نکن چون میدونم
رابطه اینترنتی به تو نمیاد
فقط میخوام بدونم بیخیال عشق نشدی
شاید شده باشم
ولی به خودت نگیر
بهخاطر تو نیست
باور کن. اینطوری بهتره
چیه؟
بیا. بگیرش
میخوام دست تو باشه
من ماهی تو رو نمیخوام
من نباید مسئول...
چرا، باید باشی. حداقل برای امروز
باید مسئول یه چیزی جز خودت باشی
یه چیز معصوم
میخوای بگی من معصوم نیستم؟
حرف تو دهنم نذار
میدونی که لایق این دوستی تو نیستم. درسته؟
من به آدما فقط آسیب میزنم
خب که چی؟ کی نمیزنه؟
چرا منو بخشیدی که به صورتت چاقو زدم؟
چون فکر میکردی این چیزیه که لاتی میخواد؟
فکر میکردی چاقویی که خوردی حقت بود؟
نه
پس چرا؟
چون عذاب کشیدن اجتنابناپذیره
و فقط در صورتی میتونیم رشد کنیم که
با مهربونی باهاش روبهرو شیم
یالا
لطفاً سعی کن
شاید محکم نمیخوری
این مدت گشنگی کشیدی
شاید بدنت نمیتونه...
نه، من شیر میدم
باید بدم
♪ دره، میخوام یچیزی بهت بگم ♪
♪ کون لق پلیس ♪
♪ کون لق پلیس ♪
♪ کون لق پلیس ♪
♪ کون لق پلیس ♪
♪ تن لشت رو ♪
♪ همین الان بیار اینجا ♪
♪ لعنتی. الان برای چی منو نگه داشتی؟ ♪
با گوشی شانا تماس گرفتین. من جف هستم
جف، سلام. شانا پیشته؟
نه، اون...
رفته دستشویی
باشه. بعداً زنگ میزنم
نه، نه، بعضی اوقات زیاد طولش میده
چیزی هست من بهش میگم - باشه -
بهش بگو
بگو که...
لاتی دیگه تو تیمارستان بستری نیست
در واقع،
یه مرکز سلامتی تو بخش شمالی ایالت راه انداخته
ناتالی و میستی هم الان اونجان
و راستش منم تو راه اونجام
با... ون
سلام، جف!
گفتم بهتره بدونه
اوه، باشه
باشه. حتماً بهش میگم
سلام، ون
اون بهترین ورزشکار دنیا بود
خیلی هم خوشتیپ بود
نه، خیلی با استعداد بود
بعداً میبینمتون
باشه
بالاخره
چرا برگشتی؟
خب، وقتی دیروز باهات صحبت کردم،
تو...
انگار خود همیشگیت نبودی
برای همین خواستم سر دربیارم
دقیقاً جریان چیه
هنوز یکم برام عجیبی
لاتی هم دست کمی ازت نداره
ولی... میدونی
اون که از اول مشکل داشت. مگه نه؟
ولی باید اعتراف کنم
یه مدت که اینجا بودم،
فهمیدم چرا از اینجا خوشت اومده
با شناختی که از لاتی داریم...
اینجا ما رو به چشم سلبریتی میبینن
البته اول گریه و زاریشون رفت رو مخم
ولی حتماً یه فایدهای داره. مگه نه؟
ببین همه چقدر خوشحالن
اون پسری که همراهت بود چی شد؟
اوه
خب، رفت خونه
چیه؟
ما اینطوری هستیم دیگه
مگه نه؟
مامان بمیره برات، گریه نکن
میدونم گشنهای. منم سعی دارم سیرت کنم ولی...
بخور
بخور! مشکلش چیه؟
بچهت زیاد ازت خوشش نمیاد. مگه نه؟
نه به گمونم
از اونجایی که با تو قرار میذاشت تا کفر منو دربیاره
ببین، کالی. میدونم منو نمیشناسی
ولی دوستی من و مامانت
برمیگرده به خیلی وقت پیش
پس باور کن خوشحال نیستم که
الان شما اینجایین
شاید مامانت تو دردسر بزرگی افتاده باشه
ولی نیاز نیست تو هم خودت رو تو چاه بندازی
میخوام بدونم به جرمی متهم شدم یا نه
منم میخوام بدونم
چرا باید یه خانوم خونهدار خسته
بعد از اینکه از دخترش خواسته به نیروی انتظامی دروغ بگه،
با بهترین دوست شوهرش
الکی
سکس کنه
دخترم رو که حتماً میشناسی
من ازش نخواستم کاری انجام بده
اون هر کاری دلش بخواد انجام میده
یعنی دلش میخواد تو یه بار
با یه مرد کاملاً غریبه
درباره تو صحبت کنه
حتماً بدجور بهش صدمه زدی
میدونم مامانت برات مهمه
و احتمالاً فکر میکنی با دروغ گفتن
داری بهش کمک میکنی
ولی از دید من،
داره ازت سوءاستفاده میکنه
ببین، کالی
تو زندگی خودت رو داری
نباید حتماً مثل مامانت باشی
پس داری منو متهم میکنی به...
چی؟
اینکه مامان بدی بودم؟
نه رسماً
ولی قطعاً
برای شروع، بیا فرض رو بر همین بذاریم
باید بگم خیلی نابغهای
من اصلاً به خواستهی خودم مادر نشدم
در واقع...
من...
اول آدم بدی نبودم
ولی محض اطلاعت،
زندگی هیچوقت باب میل آدم پیش نمیره
بچهای داری که...
خودت نمیخوای
زندگی مشترکی رو نجات میدی که
از سر عذاب وجدان و آبرو بهش تن دادی
و...
فقط باید...
نمیتونی هیچکدوم رو از ته قلب دوست داشته باشی
ولی داری
بر خلاف میل خودت، دوستشون داری
ولی اصلاً نمیتونی الکی کسی رو دوست داشته باشی
پس داری درباره رابطه نامشروع حرف میزنی
آره، درسته
معلومه که درباره رابطه کوفتیه
فقط اینکه...
آره، اساساً چیزیه که خودت گفتی
من...
یه خونهدار خستهام
یه تصادف جزئی برام پیش اومد و...
با طرف رابطه داشتم
برای 5 دقیقه
احساس جوونی کردم
حالا هر داستانی بوده تموم شده
ولی من اینجا نشستم و
مجبورم از خودم دفاع کنم
در مقابل عوضیای که دخترم باهاش لاس زده
چون از دستم عصبانی بود که
به بابای معصوم و بدبختش خیانت کردم
پس اگه دنبال اثبات کردن این موضوعی،
همین الان دستگیرم کن
ولی به بچهم کاری نداشته باشین
آفرین
ای خدا
خب...
آخرین بار کی آدام رو دیدی؟
اوه
بفرما
حس میکنم خیلی احمقم
تو اصلاً احمق نیستی
من باکره بودم
و جی...
بهم گفت دوستم داره
ولی اون فقط میخواست مچ مامانم رو بگیره
ای خدا
نه، کالی
از جی، منظورت...
افسر ساراکوزا
افسر ساراکوزا قوانین رو بلده، کالی
میدونی که اظهارات اشتباه در برابر پلیس
جرم اتهامپذیره؟
پس منو متهم کن
ببینیم هیئتمنصفه به کی باور میکنه
مخصوصاً وقتی ازم میخوان تخمهای عجیبش رو توصیف کنم
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
چه غلطی میکنی؟
بچه گشنهست
تو هم که بدنت شیر تولید نمیکنه
باید بهش غذا بدیم
چی گفتی؟
گفتم باید غذا بخوره
بدش بهم
اون مال منه!
بده ببینم
خودت بهزودی میفهمی
خیلی خب
چطور پیش رفت؟
بهشون گفتم با آدام سکس کردم
چی؟
چرا؟ - نمیدونم، جف -
از زبونم پرید
با اون ماس ماسک اینور اونور میری؟
آره
اگه ماشینمون رو بگردن چی میشه؟
واقعاً نگرانتم
دیگه از کنترل خارج شدی، شانا
تنهایی فهمیدی؟
خب، وقتی داخل بودی،
یکی بهم زنگ زد
درواقع، به تو زنگ زد. تاییسا بود
زنگ زد چون ظاهراً
رفیق قدیمیت، لاتی،
یه جور مرکز سلامتی تو شمال ایالت داره
نه
من...
فکر میکردم لاتی
عقلش رو از دست داده
چیه؟
چرا اینو بهم گفتی؟
چون تای داره میره اونجا
و میستی و ناتالی هم از قبل رفتن
به نظرم تو هم باید بری
جف، احمقانهست
شانا، باید بری
یعنی، هر چقدر بیشتر اینجا بمونی،
بیشتر شانس نجات پیدا کردنت رو از دست میدی
باشه
مامان، ایدهت رو پیاده کردم
و مطمئنم الان زهره ترک شدن
وای نه. چی شده؟
گوه توش. میفتیم زندان؟
معلومه که نه - نه -
ولی اگه مامانت هنوز عقلی براش مونده باشه،
یه سفر کوچیک میره
خلاصه اون داخل که برات زندانه
خدا لعنتت کنه
ببین. متاسفم که فکر میکردم نمیخوامت
احتمالاً خودت میدونستی
ولی خیلی پیچیده بود
یه روزی همه چی رو بهت میگم
شاید اونوقت درک کنی
شایدم نکنی
مهم اینه که...
من اشتباه میکردم
و من خیلی دوست دارم
بیصبرانه منتظرم ببینم...
چه پسری میشی،
کجا میری، چیکار میکنی
ولی به یه چیزی بستگی داره
به ما
اینکه یه راه حلی پیدا کنیم
فقط خودم و خودتیم، بچه جون
من و توییم در مقابل کل دنیا
پس لطفاً...
ازت خواهش میکنم
بخور
لطفاً بخور
بخور
وای خدا!
وای خدا! ایول!
آره، همینه. نوش جونت
بخور
آره
خیلی دوست دارم
آره
حالت خوبه؟
برات چایی آوردم
صبر کن...
عجب
چه معجزهای
به بقیه میگم - فعلاً وقتش نیست -
میخوام این لحظه برای خودم باشه
باشه ولی...
باشه
فقط خودم و خودتیم، بچه جون
خیلی خب، آخرین فرصته که دور بزنیم
میتونیم بریم رستوران آیهاپ
باید برم داخل
نمیتونم به این کارم ادامه بدم
باشه
اگه اون داخل بشکه پودر نوشیدنی "کولاید" دیدی،
زنگ بزن بیام نجاتت بدم
قبوله
یا خدا. اون شانا بود
چی شده؟
انگار ملاقاتی داریم
ناتالی
تای!
حواست چهار چشمی به کتونیهای سیاه و سفید نایکی باشه
اومدی
ون؟
صبر کن ببینم. شما برگشتین با هم؟
نه، نه، نه، ون اصلاً نمیخواد بمونه
فقط منو رسوند. مگه نه، ون؟
ون؟
این چه کوفتیه؟
تای؟
ون؟
بچهم کجاست؟
نه، نه، نه!
چیکار کردین؟ چیکار کردین؟
چیکار کردین؟
کجاست؟ شما چیکار کردین؟
چیکار کردین؟
کلی خونریزی داشتی و بیهوش شدی
فکر کردیم تو رو از دست دادیم
چی؟ بچهم کجاست؟
چرا دروغ میگین؟
تای، بچهم کجاست؟ کجاست؟
متاسفم، شانا
زنده نموند، شانا
نه...
نه، نه
نه، اون...
نه...
اون زنده بود
نه، زنده بود! خودم بغلش کردم
بغلش کردم، تای. زنده بود!
زنده بود و من بغلش کردم!
سعی کردم بهش غذا بدم
و بالاخره تونستم بهش شیر بدم و گریه میکرد
گریه میکرد...
من بهش شیر دادم
بهش شیر دادم
متاسفم
نه، نه...
نه!
داشت گریه میکرد
هنوز صدای گریهش تو گوشمه
هنوز داره گریه میکنه. صداش رو میشنوم
گشنشه. شما صداش رو نمیشنوین؟
صدای گریهش به گوشتون نمیخوره؟
چرا نمیتونین بشنوین؟
چیزی نیست. چیزی نیست
نه! چرا صداش رو نمیشنوین؟
چرا صداش رو نمیشنوین؟
چرا صدای گریهش رو نمیشنوین؟
چرا صداش رو نمیشنوین؟
چرا صدای گریهش رو نمیشنوین؟
چرا صداش رو نمیشنوین؟
چرا صداش رو نمیشنوین؟
چرا صدای گریهش رو نمیشنوین؟
سینما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
Aren Zohrabi : تـنظیـم زیرنویس از
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.