All language subtitles for Yellowjackets.S02E05 [BluRay]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه گذشت...

غرفه بنفش‌پوش‌ها این‌جاست؟

باید باشه - نمیدونی -

کجا زندگی میکنن؟ - طرفای جاده فرعی 19 -

باشه

پلیس از رابطه‌ت خبر داره

از کجا فهمیدن؟

مامانم داره به بابام خیانت میکنه

داستانش پیچیده‌ست

خانوم سدکی به شوهرش خیانت میکرده

دخترش تایید کرد

‫شبی که تراویس مُرد، ‫بهم زنگ زد

اون یادداشت رو برات گذاشت

من نکشتمش، نت

سعی داشتم نجاتش بدم

‫هر موقع تو سعی میکنی ‫یکی رو نجات بدی،

اتفاقات بدی میفته

من این مزخرفاتت رو تموم میکنم

فعلاً نمیدونم چطور

ولی جلوت رو میگیرم

مامان فوق‌العاده‌ای میشی

‫ همه‌مون بهت کمک میکنیم تا ‫بچه قشنگت

به‌دنیا بیاد

تاییسا، تو خیلی مریضی

یادته چی بهت گفته بودم درباره مشکلم؟

داره بدتر میشه - کجا میری؟ -

غرب

سواری میخوای؟

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

‫نام آهنگ: ♪ 4 Non Blondes - What's Up ♪

♪ الان 25 سالمه و تو زندگیم هنوز ♪

♪ در تلاش برای دستیابی به قله بلند امیدم ♪

♪ برای رسیدن به مقصد ♪

♪ وقتی به‌خودم اومدم، سریع فهمیدم که ♪

♪ این دنیا برای دوستی انسان‌ها ساخته شده ♪

♪ هر معنایی که میخواد داشته باشه ♪

♪ گاهی اوقات که رو تخت دراز میکشم ♪

♪ گریه میکنم تا همه چی رو بریزم بیرون ♪

♪ و حس میکنم ♪

‫وای، سلام، بچه‌ها

خوش اومدین

‫لوگان راست میگفت. ‫این‌جا چه خفنه

♪ بیرون قدم میزنم و نفس عمیقی میکشم ♪

این چیزهای جعبه شکل همه فیلمن؟

آره، آره

آره، اون چیزهای جعبه مانند

‫نوار ویدیویی هستن و ‫تو دستگاه ضبط قرار میگیرن

که این دستگاه‌ها رو هم اجاره میدیم

♪ هی، هی ♪

خیلی خب

‫"دختر مهمانی" فیلم مورد علاقه جدیدمه

‫"پارکر پوزی" هم زن رویایی جدیدمه

همین امروز باهاش ازدواج میکنم

خب، باید صف بمونی براش

راستش، یه چیزی برات دارم

سینمایی بی‌نظیر دختر همجنس‌باز

‫"خانوم هندوانه‌ای"

‫خیلی خوبه. ‫شرل دونیه کارگردانشه

حتماً نظرت رو بهم بگو

وای، مرسی - حله -

تای؟

سلام، ون

‫ نام آهنگ: ‫♪ Craig Wedren - No Return ♪

« ژاکـت زردهـا »

تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:

صبح بخیر

کجاش خیره؟

گشنه خان دوباره داره لگد میزنه؟

دیگه نمیدونم چقدر میتونم تحمل کنم

میدونم مزخرفه

حداقل دیگه چیزی نمونده

تای؟

میخوان شروع کنن

الان میام بیرون

چیزی نگو - جدی؟ -

تای، تو هم؟

بیشتر فقط کسشرهای خرافاتی لاتیه

گوش دادن به درخت

‫ولی ون متقاعد شده ‫از وقتی که شرکت کردم،

دیگه تو خواب راه نرفتم و همین خوشحالش میکنه

همونطور که میبینی

همسر شاد، زندگی شاد

نفس بکشین

چی حس میکنیم؟

سرما

لُپم رو میسوزونه

‫ولی همچنین باعث میشه ‫حس کنم...

بیدارم

یعنی، واقعاً بیدارم

‫حس زنده بودن...

بهم دست میده

خوبه

حالا، چه صدایی میشنویم؟

صدای باد

‫صدای باد رو از لای ‫ درخت‌های کاج میشنوم

آرامش‌بخشه

‫انگار صدای زمزمه‌ست

‫صدای...

آواز میده

خوبه

داریم با طبیعت یکی میشیم

با هم یکی میشیم

همین ارتباط از ما محافظت میکنه

‫و باید قوی‌ترش کنیم. ‫مخصوصاً الان

زندگی جدیدی در راهه

و ما بی‌صبرانه منتظرشیم

بی‌صبرانه منتظرشیم

‫خیلی خب...

دست همو بگیرین

کار دیروزمون رو تکرار میکنیم

‫سعی کنین با نفس همدیگه ‫ هماهنگ شین

و بعد ازش فراتر برین

اونوقت ببینین چی میشنوین

♪ منو بکن ♪

♪ به همه دوستات بگو که منو داری ♪

♪ نمیتونی منو بیاری، مجبورت کردم خودت بری ♪

بد پرت کردی، قهرمان

اوه

اوه، اوه

باشه دیگه

کسی با مسیح در نمیفته

این دیگه زیادیه

نکنه تو مسیحی؟

دیالوگی از یه فیلمه

نظرت چیه این دفعه شرط ببندیم؟

‫اگه همه رو انداختم،

تو باید منو ببوسی

♪ دهن گنده ♪

♪ واقعاً دهن گنده‌ای داری ♪

♪ دوستات رو ناامید کردی ♪

باشه، کاربلد

میدونی چیه؟

قبوله

هول نکن

♪ دوباره مست کردی ♪

♪ فکر میکنی برامون مهمه که چی شد؟ ♪

♪ وقتشه بری، منو تنها بذاری ♪

امتیاز کامل

♪ واقعاً دهن گنده‌ای داری ♪

لعنتی

سرم شیره مالیدی؟

آره، شیره از نوع جنسی

یه دختر نمیتونه زیاد منتظر بمونه، میدونی

♪ دهن گنده‌ای داری ♪

فکر کردم توافق کردیم

آروم پیش بریم

یعنی، جفت‌مون مشکلات خونوادگی داریم

و تو هم تازه

رابطه‌ت رو تموم کردی - درسته -

فکر میکردم یه چیزی بین ماست

ولی انگار اشتباه میکردم

پس بهتره من برم

هی، هی، هی

‫ببین...

میدونی، اینطور نیست که من نخوام قدم بعدی رو بردارم

چون میخوام

خیلی هم میخوام

‫فقط موضوع اینه که...

من ازت خوشم میاد، کالی

واقعاً ازت خوشم میاد و

نمیخوام با زیاده روی

همه چی رو خراب کنم

فقط میخوام درست پیش برم

میفهمی چی میگم؟

باشه. آره

باشه؟

منم واقعاً ازت خوشم میاد

عوضی

ایول

بازی رو هم که انگار بردی - خیلی خب -

خب، من برم بشاشم

یه وقت در نبود من تقلب نکنی

‫من شیفتم تموم شده، ‫صورت حساب‌تون رو آوردم

‫ولی اگه چیزی میخواین، بار بازه

عالیه. مرسی

‫[م. ساراکوزا]

شاید یه کلبه دیگه پیدا کرده

یا حتی آدمای دیگه

خب، اونوقت نجات پیدا میکرد

شاید واقعاً مُرده

و اون روحشه

‫هاوی، اگه پناهگاهی پیدا کردی، ‫فقط سر تکون بده

‫گوشت خرس‌مون رو که دزدیدی، ‫حداقل اینو جواب بده

هی، تراو؟

آره، شاید تو بتونی تو این موضوع کمک بکنی

آماده که باشه خودش صحبت میکنه

هاوی، اونو از کجا پیدا کردی؟

میخواستم برم لب رود

و تور ماهیگیری رو چک کنم

میخوای بیای؟

من خوبم

کاش میشد بیشتر بهت غذا بدم

چی؟

اوه

داشتم با خودم حرف میزدم

‫باشه...

حله

خب، خب، حالا نوبت توئه

سه تا از آدم معروفایی که دوست داشتی

تو مهمونی شبونه‌ت دعوت کنی؟

بذار فکر کنم

افلاطون

معلوم بود

اریک نیز

چون میخوام بهم رقص یاد بده

‫گروه "پیشرفت"، "وسواس" ‫و آخری؟

نه، نمیتونم بگم

بگو دیگه. قول انگشتی میدم به کسی نگم

باشه

جک کورکیان

فقط چون حس میکنم کارهاش خیلی شجاعانه‌ست

‫سال پیش مجبور شدیم ‫‌سگ‌مون، ویمزی، رو

خلاص کنیم

چرا باید انسان‌ها بیشتر از سگ‌ها

عذاب بکشن؟

‫همچنین، کورکیان تو جوونی ‫یه جورایی جذاب بود

دقیقاً. مگه نه؟

شما دوتا اسکل برای چی میخندین؟

راستش

‫نمیخواد جواب بدین. ‫فقط کارتون رو انتخاب کنین

دوباره؟

اشکال نداره

کمکت میکنم سطل رو ببری - واقعاً؟ -

مرسی، بهترینم

باشه

خوبی؟

آره، ببخشید

داشتم فکر میکردم

حق با تو بود که آروم جلو بریم

تو خونه بحث و دعوا داریم

و اصلاً حالم خوب نیست

آره، به‌خاطر مشکل مامانت؟

میدونی، همون رابطه؟

‫ببین. میتونی با من حرف بزنی،

اگه کمکی میکنه

راستش فهمیدم با کی سکس کرده

اوه

واقعاً؟ کی بود؟

بهترین دوست بابام، رندی

خیلی به‌گاییه. مگه نه؟

آره

‫ نام آهنگ: ‫♪ Tropical Fuck Storm - Stayin' Alive ♪

♪ چه برادر باشی، چه مادر ♪

♪ باید زنده بمونی ♪

‫♪ شهر داره از هم میپاشه و... ♪

خب... امروز چی گوش میدیم؟

‫موزیکال "بینوایان"؟ "شبح"؟

باید تمرکز کنم

‫و...

تو هم هینطور

آره

من که تا الان چیز بنفش یا فرقه مانندی ندیدم

‫نظرت چیه تا به سرنخی نرسیدیم، ‫یه بازی کنیم؟

انگار تمرکز حالیت نمیشه

‫من چند بُعدی ام. بازی ‫"دو حقیقت و یک دروغ" چطوره؟

شاید اینطوری همو بهتر بشناسیم

خیلی خب، من اول شروع میکنم

‫یه زمانی کسب و کار ‫کوچیکی داشتم

پنیر بز محلی تو بسته‌های کوچیک میفروختیم

فقط خودم بودم و بُزم که اسمش بیلی بود

دومی: احتمالش وجود داره که

‫"بری مانیلو"، پدر بیولوژیکی من باشه

‫سومی: 175 هزار دلار سهام ‫تو رستوران‌های تاکو بل دارم

و تا حالا تو یه دونه رستورانش هم پا نذاشتم

لوبیاهاش دل درد میاره

میبینم تو فکر فرو رفتی

نه

باشه

خیلی خب، پس هیچوقت واقعیت رو نمیفهمی

"بری مانیلو"

نه

خب، پس حتماً بیلی بُزه‌ست

بز نر که شیر نمیده

بیلی دختره

همشون راست بودن

انگار قوانین بازی خودت رو هم

نمیفهمی

فقط یه قانون وجود داره: برنده شو

حالا یکم بیشتر منو شناختی

پس بُردم

‫خب، حالا که من سه تا حقیقت گفتم و ‫دروغی در کار نبود،

عادلانه‌ست که تو هم بگی

باشه

از میمون خوشم نمیاد

به نظرم سوالایی که درباره فرود بر ماه میپرسیم

‫اشتباست و...

‫صبر کن. دور بزن!

‫وای خدا. دور بزن!

ها؟ - دور بزن دیگه -

فکر کنم پیداش کردیم

ای لعنتی

باید بگم

افتخار داشتم از همون اول

شاهد رابطه موفق و زیباشون باشم

و هیجان دارم که ببینم

مرحله جدید زندگی‌شون رو در کنار هم شروع کردن

و زوج خوشحالی هستن

‫تونستیم در این مسیر ‫گام برداریم...

اون کیه؟ - ای خدا -

تای

‫اه...

نمیدونم. من فقط نوارشون رو دیجیتالی میکنم

‫خب، ام...

میخوای بهم بگی چرا این‌جایی

یا همینطوری میخوایم تظاهر کنیم که همه چی عادیه؟

اصلاً تغییر نکردی

این‌جا چیکار میکنی، تای؟

زمان زیادی گذشته

خیلی زیاد

داره دوباره اتفاق میفته. مگه نه؟

خوابگردی رو میگم

یه چیزی برات آوردم

لعنتی

باورم نمیشه هنوز از اینا درست میکنن

آره، یادته

تو عروسی شانا یه خودکار

شیک و گرون رو باهاش عوض کردیم؟

آره - آره -

نزدیک بود خانوم تیلور سکته کنه

‫"ممه‌هاش افتاده بیرون"

وای خدا

‫خب...

وضعت چقدر بده؟

هی

ساندویچ میخوری؟

با نون کشمشی و دارچینی

تخفیف خورده بود

نه

یادته ازم پرسیدی

اون قضیه‌ها رو

به کسی گفتم یا نه؟

قول بدین که قاطی نمیکنین

حتماً - نه -

‫من...

‫با یه پسری بیرون میرفتم...

‫و تازه فهمیدم که یه جورایی ‫ پلیسه

پلیسه؟

چند سالشه؟

و ممکنه قضیه رابطه‌ت رو

بهش گفته باشم ولی قبل از این بود که

بفهمم پلیسه

میدونه بچه دبیرستانی‌ای؟

ای خدا. قول دادین عصبانی نشین

‫تازه، مشکلی نیست. ‫درستش کردم

چی؟ چطور؟

گفتم مامان با رندی سکس کرده

رندی والش

گفتی خانومم

با بهترین دوستم خوابیده؟

خب، حداقل بهتر از اینه که بگم

با اون یارویی که کشته خوابیده

آره - حتماً -

میدونی، باورم نمیشه

‫این حرفو میزنم ولی...

‫راستش...

ایده بدی نیست

شوخی میکنی

جف

نباید که حتماً باهاش خوابیده باشم

ولی اگه پلیس

‫فکر کنه که ما رابطه داشتیم...

باشه. این کاریه که میکنی

باشه؟ به طرف پیام میدی

میگی که فهمیدی

من امشب با رندی قرار دارم

مشخصه که تعقیبت میکنن

پس احتمالاً منم تعقیب میکنن

‫و یه جورایی...

ما رو تحت نظر میگیرن یا هر چی

پس... درستش کردم؟

‫تو...

کارت عالی بود

سلام، ناتالی

میای کارگاه دیگه. آره؟

آره، یه دقیقه دیگه میام

میخوای با ما بیای؟

حتماً

تعجب کردم امروز صبح تو جمع دیدمت

منم

چرا تازگیا شرکت میکنی؟

ون ازم میخواست

تو چی؟

خب، من دیدم تو میری

و حوصلمم سر رفته بود

تو خونه، من و ریچل

یه عادتی قبل از بازی داشتیم

قبل از هر بازی، من و ریچل

‫با آهنگ "عاشق آروم" هیجان‌مون رو ‫میبردیم بالا

بعد من جوراب‌ شانسم رو میپوشیدم

اونم ساق‌بند شانسش رو میپوشید

‫بعد همیشه قبل از ورود به زمین،

همزمان پا رو خط میذاشتیم

چه بامزه

ولی انگار جواب نداد

شما زیاد باختین

خب، شاید بدون این کار بیشتر میباختیم

شاید اصلاً هدف چیز دیگه‌ای بود

فقط حس خوبی میداد

مثلاً تظاهر میکردیم که تفاوتی ایجاد میکنه

مثلاً ما بهتر بازی میکنیم

یا حریف بدتر بازی میکنن

یعنی، بهش باور نداشتیم

‫عمیقاً...

باز قبل از هر بازی انجامش میدادیم

من که باز تو مراسم اول صبح لاتی

شرکت میکنم

آره

احتمالاً منم میرم

خب، آره

چون خیلی زن ذلیلی

ببخشید؟

چی گفتی؟

تای - ...نکن -

عجب آدمی هستی

بفرما

بخور. ویتامین سی برات خوبه

ببین

درک میکنم فرار کردی

مخصوصاً اون شب

اتفاقای مزخرفی افتاد

مهم نیست چی اون بیرون دیدی

‫یا اینکه چرا با ما، با من، ‫حرف نمیزنی

‫اگه دلت نمیخواد، ‫یه کلمه‌ام چیزی نگو

ولی لطفاً

فقط بهم بگو کجا بودی، هاوی

باشه

حالش خوب میشه

فقط یکم زمان میخواد

به نظرت اون بیرون وقت کافی گیرش نیومد؟

تراویس - ...اینقدر -

ادای آدم خوب‌ها رو درنیار

تو اون پیرهن خونی رو جاساز کردی

اعتراف کن

‫کار من بود ولی...

یه کاری کردی دیگه دنبالش نگردم

فکر نمیکردم زنده باشه

اصلاً منطقی نیست که زنده‌ست

‫خب، شاید اگه زودتر ‫پیداش میکردم،

‫الان اینقدر حالش بد نبود. ‫پس تقصیر توئه

هی، تمرکز کن

چی؟

باشه

باید چیکار کنم؟

‫فکر کن من...

یه آینه‌ام

‫باشه؟ افکار منفیت رو به من ‫منعکس میکنی

بیان کردن تاریک‌ترین افکارمون

‫راهیه برای دسترسی به ‫عمیق‌ترین حقایق‌مون

این کاریه که میکنیم

و جواب میده

میتونی عمیق‌تر پیش بری، ناتالی

میدونم چیزای بیشتری درونته

اون‌جا چیکار کردی؟

هیچی. یه حادثه کوچیک بود

ولی الان این‌جاییم که روی تو تمرکز کنیم

آماده‌ای؟

راستش، قبل از اینکه وارد

بخش تاریک افکار روحم بشیم

یه لحظه وقت میخوام

حتماً

وای، خوبه. مرسی

ناتالی

چیه؟

یه نفر اومده به دیدنت

تو این‌جا چه غلطی میکنی؟

خدا رو شکر که صحیح و سالمی

چی میگی؟

و این دیگه کدوم خریه؟

والتر

من فقط از شما تعریف شنیدم

اومدیم نجاتت بدیم

یعنی، دزدیده بودنت. مگه نه؟

نه

اساساً، آره

ولی چیز مهمی نیست. باشه؟

لاتی یه سری افراد رو

‫فرستاد سراغم. ‫ولی الان خلاف میلم

این‌جا نیستم

ببخشید. گفتی لاتی؟

لاتی خودمون؟

لاتی، همونی که تو تیمارستان سوئیس

بستری شده بود؟ همونو میگی؟

آره، میستی، همون

باید بیشتر توضیح بدی

این‌جا صاحب یه مجتمع هست

و داره کمکم میکنه حالم بدم رو منعکس کنم یا هر چی

پس، تو و این رفیق چشم آبیت میتونین برگردین خونه

‫ولی...

این‌جا دارم یه کار مثبت میکنم، میستی

پس مزاحمم نشو

انگار مهربونه

اونو تو زیرزمینت پیدا کرد؟

سم هم دید؟

‫سمی. نه...

‫خدا رو شکر نه

نمیدونم چه مصیبتیه

چرا این اتفاق داره میفته؟

خب، پیش دکتر اختلالات خواب رفتی؟

‫آره، مثلاً برم بگم: ‫"سلام، دکتر

اگه بگم یه چیزی رو روی قربان‌گاه

قربونی کردم

‫میشه این بخش رو نشنیده بگیری؟ ‫مرسی"

خب، حالا چه باید کرد؟

‫خب، اول امیدوارم بودم ‫یه دوش بگیرم

جدی ام

‫خب، منم جدی ام. ‫از اون سر پنسیلوانیا اومدم

بوی خوبی نمیدم

باشه

برات حوله و لباس میارم

حله. مرسی

خیلی خب، وقت رازهای رگباریه

آماده‌ای؟ - هوم -

بعضی اوقات عن رو

تا دستشویی نمیبرم

همین دور و بر خالیش میکنم

حق داری

اوه، من از دئودورانت متنفرم

‫وقتی هواپیما سقوط کرد، ‫وانمود میکردم که تموم کردم

ولی دروغ گفتم

‫موقع تمرین با لباس برای نمایش ‫"خدافظ پرنده"

گذاشتم جاستین لی منو انگشت کنه

یه بار که اتفاقی سکس بابا و مامانم رو دیدم

خیلی چندشم نشد

خوبی؟ خوبی؟

خب، انیشتین میگه کنجکاوی

نشونه‌ای از هوش بالاست

پس شاید من یه نابغه‌ام

تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی

اینم از سیفون

خب، حالا یه شاخه‌ بردار

بقیه‌شم بریزیم بیرون

خب، قول انگشتی بده که

این راز رو به کسی نمیگی

اسمم کریستال نیست

کریستن‌ـه

همه تو روز اول تمرین اشتباه گفتن

و منم درستش رو بهشون نگفتم

چرا؟

‫چون بهم میگفتن: "کریستال سلاح به دست"

و تا حالا کسی بهم لقب نداده بود

برای همین میترسیدم اگه حقیقت رو بگم

اونقدر خوششون نیاد

‫تا قبل از سقوط هواپیما،

فکر نمیکردم کسی ازم خوشش بیاد

و بعد یهو

کم کم به حرفام گوش دادن

میدونی چقدر ما خوش شانسیم؟

بعضیا هیچوقت اون آدم قابل اعتماد رو

‫پیدا نمیکنن که بزرگ‌ترین رازشون رو ‫ بهش بگن

من یه راز بزرگ دیگه دارم

ولی باید جون مامانت قسم بخوری که

به کسی نمیگی

به جون کارول قسم

‫شبی که هواپیما سقوط کرد،

وقتی همه ازم

‫کمک میخواستن...

و طوری رفتار میکردن که انگار مفیدم

من فرستنده اضطراری هواپیما رو پیدا کردم

‫و...

نابودش کردم

کریستال

به‌خاطر تو ما هیچوقت نجات پیدا نکردیم؟

وای خدا. قیافه‌شو

خوب اسکلت کردم

اونقدر بازیگر خوبی نیستی

‫بیخیال، بهترین دوستم. ‫تو که واقعاً فکر نمیکنی

من چنین کاری کرده باشم؟

نه... تو بهترین دوست من نیستی

تو یه روانی تمام عیاری

چی؟ نه، نه، کریستال، وایسا

نباید به کس بگی

جدی میگم. باشه؟ هر کاری بگی انجام میدم

توالت رو برات خالی میکنم

‫و تمام وظایفت رو ‫ انجام میدم. باشه؟

فقط به کسی نگو. لطفا

وگرنه چی، مسمومم میکنی؟ - نه -

‫من...

‫میزنم...

میکشمت

حس میکنم ناراحتی

‫من فقط...

نمیفهمم چطور این یه مورد رو جا انداختم

لاتی؟

همه رو زیر نظر داشتم

یعنی تک تک بچه‌ها

ولی این یکی رو جا انداختم

چطور؟

‫خب، حداقلش، ‫حال دوستت خوبه

و برای همین اومدیم این‌جا دیگه. نه؟

الان دیگه بهتره بیخیال شی

بیخیال شم؟

مگه ناتالی نگفت برگردی خونه؟

آره ولی معلوم بود فیلم بازی میکنه

‫یعنی، اگه واقعاً گروگان ‫گرفته باشنش

اول از هر چیزی

‫ارتباطش رو با دوستان نزدیکش ‫قطع میکنن

قانون اول فرقه‌ست

شاید... لاتی به میونه

من و ناتالی حسودی میکرد

منظورم اینه، از این دوستی‌ها کم پیدا میشه

‫ولی میتونی بدزدیش و ‫سعی کنی...

براش آدم بکشی؟

ببخشید؟

‫دوستی‌های شما یکم زیاد پیچیده‌ست

آدم ربایی، فرقه، مرگ

آدام مارتین

ببین. داستانی که

درباره مادر عزادار آدام گفتی واقعاً تاثیرگذار بود

‫ولی مثل هر شهروند کارآگاه خوبی،

تحقیق کردم

و متاسفانه باید بگم

میستی، سر این یکی سوتی دادی

مادرش خیلی وقته مُرده

برای همین

دو دوتا چهارتا کردم تا بفهمم چرا باید

چنین دروغی بگی

و نتیجه گرفتم که

احتمالاً تو کشتیش

مثلاً برای کمک به یه دوستی

به قیافه من میخوره قاتل باشم؟

حتماً

جذاب و دمدمی مزاجی

که ویژگی اکثر قاتل‌هاست

فقط اینکه، تو از پسش بر اومدی

‫ببین. مامان بزرگم

‫به قتل بابا بزرگم، جو، ‫محکوم شده بود

‫حتی با اینکه 30 سال ‫براش زندون بریدن،

همیشه برام کارت تبریک تولد میفرستاد

خیلی بامحبت بود

مثل تو

ببین. فقط سعی دارم بگم ازت خوشم میاد

فارغ از فعالیت‌های فوق برنامه‌ت

باید بری

چی؟ وایسا. یعنی چی؟

ولی تو که ماشین نداری

یه کاریش میکنم

ولی هر ارتباطی که بین ما بود دیگه تموم شد

بهترین دوستشه

لعنتی. ته نامردیه

تا نبینم باورم نمیشه

وای خدا

چه خوشگل شدی. بیا داخل

‫خب، پس واقعاً رفتی، زنیکه ماهر

لعنتی

یه چند تایی چیپس گرفتم

ولی چیپس‌های فریتو رو خوردم

اگه بخوای، میتونم بگیرم برات

‫نه، من خوبم. ‫مرسی، رندی

خب، جف چیز زیادی بهم نگفت

گفت یکم باید با هم وقت بگذرونیم

و بهت دست نزنم

پس، این قضیه

به موضوع ناتالی و اف‌بی‌آی

ربطی نداره؟

چی؟

یه ماموری منو دعوت کرد به قایقش

گفت ناتالی رو جایی دیدم یا نه

نگران نباش. حرفی از اخاذی نزدن

مگه بهت نگفتم

اون کلمه رو از دهنت بنداز؟

ببخشید

مراقب باش

سعی میکنم

واقعاً عجیبه

دیگه درباره ناتالی چی ازت پرسیدن؟

فقط اینکه کجاست

و اینکه دور و بر آدمای بنفش‌پوش بوده یا نه

‫باشه. ام...

بریم سر اصل مطلب

اوه

شانا، خجالتم دادی

ولی من واقعاً تمی رو دوست دارم

‫و اون...

رندی، اون برای ما نیست

توش جق بزن و بنداز تو سطل آشغال

چی؟ چرا؟ - سوال نباشه. حله؟ -

‫بعد از کاری که ‫تو و جف کردین، بهم مدیونی

یالا

باشه

هی

مبادا به من فکر کنی

قول شرف

تو همه چی رو تغییر میدی

چه غلطی میکنی، لاتی؟

چی... چی شد؟

داشت برای بچه‌م خزعبلات پچ‌پچ میکرد

فقط داشتم باهاش حرف میزدم

خوبه که تو رحم باهاش حرف بزنی

آره، تا بتونن صدای مامان‌شون رو تشخیص بدن

نمیخواست به بچه‌ت آسیب بزنه، شانا

عجب

باشه. بیخیال

‫[اکسی‌کدون، داروی مخدر ضد درد]

این چیه؟

اون دارو برای منه تا سرم تو لاک خودم باشه

تو هم باید مصرف کنی - ببین. جدی ام -

اون دارو دوزش بالاست

روش نوشته برای ویکی‌ـه

چند سال پیش سرطان گرفت

پیش من زندگی میکرد تا اینکه مُرد

متاسفم

میدونم تو و مامانت رابطه پیچیده‌ای داشتین

حداقل خوبه که باز با هم حرف میزدین

آره، آره

سرطان باعث شد دیگه عوضی نباشه

‫به نظرم مردم... وقتی ‫میدونن قراره بمیرن،

دوباره به تصمیماشون فکر میکنن

‫حتماً نباید موقع مرگ، ‫آدم پشیمون شه

نه

حق نداری این کارو کنی

راه نداره - چی؟ -

نمیتونی بیای این‌جا و

تو زندگی من لنگر بندازی

‫و بعد ادای فیلم "وفاداری" رو ‫برام در بیاری

‫"خب، چی شد که ما به این‌جا رسیدیم؟"

دیالوگ "ساینفلد" بود؟ - همه استعاره‌های -

فرهنگ پاپ رو قاطی کردم چون ناراحتم

لعنتی

نباید میومدم این‌جا - کون لقت، رفیق -

من نباید قانعت کنم که اجازه بدی کمکت کنم

میدونی که نمیذارم با این حال از پیشم بری

حداقل ادب به خرج بده

و ازم کمک بگیر

من سگم رو کشتم، ون

همسرم تو بیمارستانه

دارم عقلم رو از دست میدم و وحشت کردم

شدیداً

‫آخرین باری که اینطوری شدم...

اصلاً نمیتونم ازت کمک بخوام

چون دیگه نمیخوام به عزیزانم آسیب بزنم

ای خدا

هی

ببین. حلش میکنیم

بیا

یه راهی پیدا میکنیم

حالا شد

تمومی؟

لعنتی

یالا، رفیق

چرا بهشون نمیگی که

چرا از زندگی شخصی‌شون

گزارش پرجزئیات داری؟

گوشی‌شون و اطلاعات خونوادگی

و بانکی‌شون دستته

‫همه‌تون رو فریب داده!

ازتون سوء‌استفاده کرده

‫شکار میکنه و ‫پول به جیب میزنه!

خودشون میدونن

کسشره

با میل خودمون اموال شخصی‌مون رو میدیم

‫اون از نظر پزشکی روانیه!

‫و توهماتش به مردم آسیب زده!

خودت خوب میدونی که نباید کسی رو

با گذشته‌ای که داشته قضاوت کنی

تنهامون بذارین

لطفاً

چیزی که دنبالشی رو

تو دفترم پیدا نمیکنی

چون چیزی که دنبالشی فقط تو ذهنته

تراویس گفت درباره یه چیزی حق باهاته

و قطعاً به قدری مهم بوده که

این پیام رو برات گذاشته

نمیخوای بفهمی چیه؟

چون من که شدیداً میخوام

میخوام بفهمم تراویس چه مشکلی داشت

میخوام معنای اون یادداشت رو بفهمم

خودت میدونی چه عذابی میکشید

خودت شروعش کردی

شاید حرفت درست باشه

ولی باید بدونم

میدونم چطور سر در بیاریم

با هم

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

شانا، داریم یخ میزنیم

باشه. هر چقدر میخوای

سرد برخورد کن

ولی من تنهات نمیذارم

با اینکه بهتره ولت کنم

باید عذر خواهی کنم؟

تو باید دوست من باشی

باید طرف من باشی

نه تیم لاتی

‫شانا، فقط یه تیم وجود داره و ‫همه‌مون عضوشیم

این دیگه درست نیست

‫ببین. میدونم ترسیدی...

نه، اینو تحویلم نده

موضوع ترس من نیست

پس چیه؟

اینکه تو هم تو اون جمع کوفتی دعا میکنی

اونطوریا هم نیست

‫من فقط به‌خاطر ون رفتم. ‫و لاتی...

اون رو بچه‌م قفلی زده، تای

‫خیلی خب، لاتی فقط ذوق ‫بچه رو داره

مثل همه‌ی ما

نه، منم که باید ذوق داشته باشم

و حق دارم از به‌دنیا آوردن بچه

‫وسط این جنگل کوفتی وحشت ‫داشته باشم. محض اطلاع

عبادت یه مشت روانی

تو یه فرقه درختی

زندگی من رو آسون‌تر نمیکنه

من نیازی به دعاهای تو ندارم

میخوام هوای منو داشته باشی - دارم -

‫ولی شانا، بعد از مدت‌ها،

اولین باره که

از خوابیدن هراس ندارم

‫و آره، راست میگی، احتمالاً دلیلش

گوش دادن به صدای برگ‌های سوزنی کاج نیست

ولی از آرامشی که میده نمیگذرم

و براش عذر خواهی هم نمیکنم

‫آخ!

لعنتی

شانا، حالت خوبه؟

باید برگردیم کلبه

نه، کریستال

کریستال

‫کریستن!

‫نه، نه، نه!

نه، نه، نه

اه

زنده بمون

زنده بمون

نه، نه

متاسفم

‫نه!

متاسفم، بهترینم

خب، اینم از این

صبر کن

یه جای کار میلنگه

تو

فیلم "ارتباط فرانسوی" رو زیاد نگاه کردی، رفیق

نه

باید اتاق رو چک کنیم

مطمئن شیم سکس کردن

.‫ساراکوزا، پسر جان..

میدونم تازه کاری

ولی بهت یاد ندادن که بدون مجوز

هیچی قابل‌قبول نیست؟

آروم باش. فقط یه نگاهی به اطراف میندازم

تخت رو میبینی؟

ردیفی یا پزشک قانونی رو خبر کنم؟

یه لحظه وقت میدی؟

باشه

هی، کارآگاه خان

بیا این‌جا

این مدرک برات کافیه؟

لعنتی

‫خدا لعنتت کنه، مت. ‫چه گوهی میخوری؟

توت فرنگی

توت فرنگیه

منی نیست

‫لوسیونه. ایول!

‫مچ‌شون رو گرفتیم، عزیزم!

شانا میخواست

ما فکر کنیم با رندی سکس میکنه

تا یه وقت فکر نکنیم که با آدام سکس میکرده

که یعنی اون بچه عمداً اطلاعات اشتباه بهت داده

احتمالاً لو رفتی

مهم نیست

شاید اون کارش خوب باشه

ولی من بهترم

بهم گفت که برنگردم

کی؟

دوستم

هاوی، دوستت کیه؟

گمش کردم؟

کی رو؟ - کریستال -

‫با هم بودیم و بعد...

‫ تو طوفان از هم جدا شدیم

همه چی سریع اتفاق افتاد

همه‌جا رو دنبالش گشتم

اسمش رو داد میزدم

ولی انگار غیبش زد

خب، باید بریم دنبالش بگردیم

ای لعنت. تای و شانا

هنوز بیرونن

لعنتی

تو این هوا که نمیشه پیداشون کرد

چیکار کنیم؟

‫تای! شانا!

‫تای!

‫شانا!

‫کریستال!

‫تاییسا!

اصلاً داریم درست میریم؟

احتمالاً دور زدیم

تای، نمیدونم چیکار کنم

خیلی خب، نفس بکش، شانا

چیزیت نمیشه

نمیتونم - چیزی نیست -

یه کاریش میکنم

میریم خونه

ون، چی میشنوی؟

چه کسشری میگی؟

صدای باد رو میشنوم

صدای نفسم

صدای درخت‌ها

صدای نفسم رو میشنوم

صدای باد رو میشنوم

حس میکنم دوستامون دنبالمونن

صدای نفسم رو میشنوم

صدای باد رو میشنوم

حس میکنم دوستامون دنبالمونن

حس میکنم دوستامون دارن برمیگردن پیش‌مون

حس میکنم دوستامون دارن برمیگردن پیش‌مون

‫حس میکنم دوستامون دارن ‫برمیگردن پیش‌مون...

وای خدا

تو اون یکی هستی. مگه نه؟

چی میخوای؟

ما نباید این‌جا باشیم

‫این روشیه که تو تیمارستان ‫یاد گرفتم

فقط نفس بکش

به صدام گوش بده

و نور رو نگاه کن

مهم نیست چقدر سخته

به خودت اجازه بدی برگردی به گذشته

و آخرین باری که تراویس رو زنده دیدی

تصور کنی

چی میبینی؟

یه ساحل

نت، خوبی؟

تراویس

خیلی وقت بود ندیده بودمش

یه شغلی داشت

با یه دختری تو رابطه بود

یه بخشی ازم میخواست رابطه‌شونو خراب کنم

ولی یه بخشی ازم دلتنگش بود

بعد چی شد؟

ناتالی، بعد چی شد؟

اتفاقی که همیشه میفته

خوبی؟

کیر تو این نقاشی

اصلاً نمیدونم چرا

این نقاشی رو از دیوار این‌جا آویزون کردن

چرا خسیس شدی؟

نیستم. بفرما

‫ناتالی! بیدار شو، نت!

چی میبینی؟

محل سقوط رو میبینم

ولی فرق داره

ادامه بده

خودمون رو میبینم

جون سالم به در نبردیم

هیچکدوم‌مون؟

اون‌جا تنها نبودیم

‫نت، بیدار شو. یالا!

صدای ما رو میشنوی؟

‫بیدار شو!

پنج میلی‌گرم داروی نارکن - !یالا -

ناتالی، بیدار شو

خانوم، صدای ما رو میشنوی؟

بله

دیدمش

حسش کردم

ما برش گردوندیم

‫تراو...

همراه خودمون آوردیمش

چیزی نیست

پیش منی

کل مدت

یه چیزی بود

یه تاریکی‌ای

اون‌جا بود

همراه ما

یا حتی درون ما

هنوزم هست

درباره همین حق با من بود

چه عجب یکی اومد

میشه کمکم کنی؟

لطفاً. من میخوام ملحق شم

‫صدای باد... ‫ برف رو حس میکنم

‫وای خدا. شانا!

شانا

وای خدا

‫تای!

‫یالا، شانا!

وای خدا

‫ببرین‌شون داخل! ‫یالا!

!شانا - خدا رو شکر -

‫شانا!

یالا

چیزی نیست

یالا

برین داخل

حال‌تون خوبه

داریش؟ - حالش خوبه؟ -

داره به‌دنیا میاره؟

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

« SubMatrix » :مترجم Aren Zohrabi :تـنظیـم زیرنویس

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.