Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت...
داریم پرواز میکنیم
گشنگیمون زیاد طول نمیکشه
باید این برکات رو جمع کنیم
نقشهت داره خیلی خوب میشه
پس، این میشه...
11 کیلومتر تو هر جهت؟
داداشت زندهست
میدونم فکر میکنی اون مُرده
دو ماه شده
از یه شاخه آویزون بود
از کجا دربارهش میدونستی؟
جواب بده
نمیدونم
چقدر داری تلاش میکنی؟ - بعضی از شماها -
دوست دارین ناکجاآباد زندگی کنین
جنده
دیدنت باعث افتخاره، میستی کوئیگلی
تو هم همینطور، والتر تترسال
من کالی ام
جی
شانا رابطه داشت
اطلاعاتت اشتباست
تو خشمت فرو برو
در حال حاضر اوضاع
خونواده سیمون نگرانکنندهست
یادته مشکلم رو بهت گفته بودم؟
داره بدتر میشه
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:
تاییسا...
تاییسا...
تاییسا...
تاییسا...
برگرد. من اینجام
من کنارتم
یکی دیگه پیدا کردی. نگاه کن
ببین
یه چیزی از درونت میدونه که این درختها اینجان
من از هیچی خبر ندارم
وای، بذار بخوابم - میدونم. میدونم ولی تای -
گوش کن چی میگم
اگه با لاتی حرف بزنیم،
نه - میتونه وارد -
عمراً - ...اون بخشی از تو بشه که -
نه، گفتم که نه!
به اون هیچ ربطی نداره
من برمیگردم بخوابم
سرم شلوغه
آره، کلاً درگیر منی
انگار بعضی از شماها
دوست دارین ناکجاآباد زندگی کنین
این چیه؟
وای خدا
یعنی چی؟
وای...
نام آهنگ: ♪ Craig Wedren - No Return ♪
« ژاکـت زردهـا »
پس میگی یدک کش
ون ما رو کنار جاده پیدا کرد؟
آره
چقدر خوش شانسیم. مگه نه؟
واقعاً شانسه
دقیقاً
صبح بخیر، عزیزم
امشب رو با آلانا میگذرونم. خدافظ
خوبه که خبر دادی
میرم مرکز خرید کولز
امروز فروش ویژه دارن
تو از جوراب ضخیم ضد بو خوشت میاد. مگه نه؟
از رابطه تو خبر دارن
کی؟ - پلیس -
پلیس جریان رابطه رو میدونه
یعنی چی؟
شنیدم دربارهش تو باشگاه صحبت میکردن
از کجا فهمیدن؟
کلی باهاش وقت گذروندی
خودت که گفتی، جاهای عمومی رفتین
اینجا شهر کوچیکیه، شانا
راست میگی
باید با ماسک اسکی
میرفتم بین مردم
ازشون اخاذی هم میکردم
با این تیپ کجا میخوای بری؟
بانک. تو اینجا چیکار میکنی؟
اون کلیدها رو میخوام
میخواستم به لیسا کمک کنم
غرفه بازار کشاورزان رو باز کنه
معمولاً با تاد میره بازار
بهت نمیخوره آدمی باشی که...
برای فروش عسل شور و اشتیاق داره
راستش، گفتم وقت خوبیه با هم جور بشیم
از اونجایی هم که منو بخشید
بابت فرو کردن چاقو تو صورتش
خیلی خب، آره
ولی...
بذار خودش رانندگی کنه
هیچوقت بهش فرصت نمیرسه و...
یکم تمرین نیاز داره
با سناتور، تاییسا ترنر،
تماس گرفتین. بعد از صدای بوق پیام بذارین
دارم خیلی نگران میشم که بهم زنگ نمیزنی
جفتتون رو میگم
مجبورم نکن بیام دنبالت بگردم
اگه تاییسا و شانا
دزدیده شده باشن، من خیلی عصبی میشم
مطمئنم فقط سرشون شلوغه
چقدر خوش شانسن که تو رو دارن
سخت میشه دوستی پیدا کرد که
همیشهی خدا هوات رو داره
مرسی
بفرما
تا منتظری دوستات جواب بدن،
با اینا خودت رو سرگرم کن
برای بقیه راه هر آهنگی میخوای بذار
و من اصلاً ایراد نمیگیرم
خب...
حالا با عقل جور درمیاد - چی؟ -
اینکه چرا پیگیر من بودی
و داری به من کمک میکنی
انگار خوب تحقیق کردی
چی میگی؟
دیگه نمیخواد نقش بازی کنی. باشه؟
تو هم یکی از اونایی که رو "ژاکت زردها" قفلین
و باعث افتخاره که انگار من ژاکت زرد مورد علاقهتم
ولی یه کلمهام بهت نمیگم
اونجا چه اتفاقی افتاد
پس، میتونی...
شهر بعدی منو پیاده کنی
از این خبرا نیست
بهت که گفتم
از اجتماع شهروندان کارآگاه پیدات کردم
چون میخواستم با مغز تحقیقاتی بینظیر که مامور آفریکن گری باشه،
همکاری کنم
و اینکه تو یکی از پستهات
به "سویینی تاد" اشاره کرده بودی (قاتل زنجیرهای)
ببین. برام مهم نیست. البته توهین نباشه...
چون مطمئنم ضربه روحی بزرگی به همراه داشت
ولی برام مهم نیست که ژاکت زردی
موضوع برای 30 سال پیشه
25 سال
تو جذابیتهای دیگهای داری
پس، تو خیلی اتفاقی...
از موزیکال خوشت میاد
و ربطی به من نداره؟
آره
خب...
برام مهم نیست
موزیکال گوش میدیم یا چی
خب، پس اشکال نداره اگه اینو بذارم...
حالا قراره داستان سیندرلا و
تک تک شخصیتهای مزخرفش رو گوش بدیم؟ اه!
ولمون کن تورو خدا
♪ مردم اروپا ♪
♪ رنگین کمان آرژانتین رو ♪
♪ براتون میفرستم ♪
مردم اروپا!
رنگین کمان آرژانتین رو براتون میفرستم
خدا رو شکر چون دیگه از سوپ سار خسته شده بودم
دزد کیه؟
یه نفر از انبار گوشت خرس دزدیده
انگار فکر میکنه
خونش از ما رنگینتره
واقعاً کار کسشریه
من کسیم که باید گوشت بیشتری نصیبش شه
ولی به سهم خودم قانعم چون آدم آشغالی نیستم
پس کار کی بوده؟
باشه. درسته. ولش
احتمالاً کار اونه
فکر میکنه خیلی از ما بهتره
من دست به اون گوشت کوفتی نزدم
باشه؟ و یادآوری میکنم،
من زیاد تو برف سریع و فرز نیستم
ولی میدونین چیه؟
اگه من دزیده بودم، چیکار میکردین؟
منو میخوردین؟
آروم باشین، بچها
مربی عمراً...
همش تقصیر توئه، میدونی که
ببخشید؟ - زیر سر توئه که گوشت نداریم -
لاتی سعی میکنه برای شکار دعا کنه
ولی نصف اوقات تو غایبی و یا وقتی پیدات میشه،
انگار زورت کردن
شوخی میکنی؟
واقعاً فکر میکنی به این خاطره که هیچ شکار پیدا نمیکنیم؟
بهخاطر من؟
من تنها کسیم که داره تلاش میکنه
من و تراویس
درحالی که تو و بقیه بچهها
یه گوشه لم دادین - اگه شکاری نیست -
پس لاتی چطور پرندهها رو جور کرد؟
کار لاتی که نبود
خودشون افتادن رو کلبه
چون لاتی بهشون گفت
رو سمبلی که لاتی درست کرده خون ریخته شد
و این اتفاق افتاد
هنوز از دلیل این اتفاق مطمئن نیستیم
آره، بهش میگیم اتفاق
باشه؟ اون پرندهها...
گیج شده بودن یا...
یه بیماریای چیزی داشتن
نه، اگه مریض بودن،
ما هم بعد از خوردنشون مریض میشدیم
خرس چی؟
هرکی شاهد ماجراش بوده،
بهش نمیگه اتفاق
دقیقاً. ثابت میکنه
فقط به لطف لاتی بوده که
این چند ماه غذا داشتیم
پس باید یه مسابقه ترتیب بدیم
باشه؟ تک به تک
من و اون تنهایی میریم بیرون
و ببینیم موقع غروب آفتاب
کی با غذای بیشتری برمیگرده
بیخیال، نت. منصفانه نیست
لاتی که شکارچی نیست
طبق حرفاشون، رو دستش نداریم
تعجب کردم خواستی با من بیای
میخواستم یکم از محوطه فاصله بگیرم
تازه، حس کردم بهت مدیونم...
اشکال نداره. چیزی نیست. بهتر شده
پس لاتی فقط میذاره هفتهای یه بار از محوطه خارج شین
اونم برای بازار؟
نه، هر موقع که بخوایم اجازه داریم بریم
هر چند روز که بخوایم. موضوع اینه که
شارلوت نیازم داره تا کارگاههای زیادی رو
تو محوطه مدیریت کنم. برای همین سرم شلوغه
به نظرت عجیب نیست چنین قانونی دارین؟
اینکه هر موقع و برای هر چند روز که بخواین
اجازه دارین برین
انگار میخواد بهتون توهم آزادی بده
تا همیشه برگردین
زیادی بزرگش کردی
قانون که نیست. یه حرفیه که
تو سخنرانی خوشامد گویی به زبون میاره
ما تو محوطه قانونی نداریم راستش
شوخی میکنی؟
فقط اینکه چی بپوشین، چه حرفی به زبون بیارین
تو چه جلسههایی شرکت کنین...
همه این کارها رو به خواست خودمون انجام میدیم
پس، از قضا رنگ مورد علاقه همهتون
بنفشه، آره - بنفشه؟ -
بعضی از آدمای محوطه
پولدار بودن و بقیه ضعیف
شارلوت میخواست همه اونجا برابر باشن
ازتون نخواست از چیزی دست بکشین؟
فقط چیزهای بد
چیزهای بیفایده
یعنی چی؟
ببین. تو جدیش نمیگیری. درک میکنم
منم اول برام جدی نبود
خب...
چی تغییر کرد؟
خودم
عجیبه
دکتر گراهام بهم نگفته بود میره مرخصی
فکر کنم لحظه آخری تصمیم گرفت
ولی قول میدم کاملاً در جریان پروندهت هستم
باشه
ولی کنجکاو شدم. تو 10 سال اخیر
هر 6 ماه تو یه زمان ثابت میومدی به دیدن دکتر گراهام
و اینجا نوشته نوبتت برای 5 هفته دیگهست
چی شده؟
میخواستم دوز داروم رو ببره بالا
تو میتونی؟
میتونم
ولی چرا میخوای دوزش رو ببری بالا؟
خب، به گمونم...
خوندی تو بچگی چه اتفاقی برام افتاده
دوباره...
توهم زدم
برای اولین بار بعد از...
دههها
و هی داره تکرار میشه
باید جلوش گرفته شه
باید تموم شه
آخرین دفعه...
یکم متفاوتتر از همیشه بود
نباید تکرار شه
من سخت تلاش کردم
و یه چیزی ساختم که...
کمک حال مردمه
کمک حال خودمه
نمیتونم خرابش کنم
قبل از اینکه درباره دوز دارو حرف بزنیم،
میخوام دیدت رو نسبت به این
الهامهای ذهنی تغییر بدی
استرس اینکه از خودت دورش کنی
باعث میشه بیشتر اتفاق بیفته
بهتره از خودت بپرسی
به نظرت سعی دارن چی بهت بگن؟
هیچی
چون واقعی نیستن
خیلی خب، تک به تک یعنی هیچ نوع کمکی نباید بشه
اگه چیزی شکار کردین، همونجا ولش کنین
بعد ما میایم و کمک میکنیم برگردونین
شما خودتون باید قبل از غروب آفتاب برگردین
خود به خود حذف میشین
اگه تا اون موقع برنگردین،
ما میایم دنبالتون میگردیم
و در مورد سلاح هم...
ما فقط...
یه اسلحه داریم. پس سنگ کاغذ قیچی بازی کنین
لاتی اسلحه نیاز نداره
باشه
لعنت به من
سلام - اوه، سلام، میشل -
اوضاع چطوره؟ - خوبه -
آره
میخواستم ازت تشکر کنم
کالی زیاد مزاحم شما میشه
باید یه چک برای اتاق و غذاهاش بکشم
ببخشید ولی...
کالی چند هفتهست خونه ما نخوابیده
جی: ساعت 7 تو زمین گلف ببینمت؟
کالی: 7 عالیه
مامان...؟
سلام
یالا. سوار شو
گفتم بریم یه جایی...
یکم خوش بگذرونیم
کجا؟
هنوز تصمیم نگرفتم
باحالیش به همینه
تو شهرهای کوچیک، همه میدونن آدمای عجیب کین و کجان
صبر کن. نباید از پیشخدمت درباره فرقه بپرسی
میپرسم - اگه خودش از اونا باشه -
و اطلاعات اشتباه بده چی؟
یا اگه...
چیز دیگهای میتونم براتون بیارم؟
نه، مرسی
خیلی خب...
فازت چیه؟
با جزئیات بگم؟
خب، منظورم اینه، چطور الان اینجایی؟
شغلی چیزی نداری؟
اوه، نه
چند ساله شغلی ندارم
من میلیونرم
اساساً، مولتی میلیونرم
نه، نیستی
یادته چند سال پیش
از یه شرکت نصب داربست شکایت شد
چون تیرهاش شل شدن و تعداد زیادی آجر
ریخت رو سر اون بدبختی که از زیرشون داشت رد میشد؟
خب، از قضا اون یه ورق فلزی تو سرش بود
و تو دادگاه 6 میلیون دیه گرفت
آره، کل داستانش تو یوتیوب هست
حتی متخصصها نمیدونن چطور زنده موندم
میخوای ببینی؟
ببخشید. فرقهای که اعضاش لباس بنفش میپوشن رو میشناسی؟
داریم وقت هدر میدیم
آره، اصلاً انعام نمیدن
خب، نمیدونی کجا میشه
پیداشون کرد؟
هر سهشنبه
تو بازار کشاورزان عسل میفروشن
امروزم که سهشنبهست
آره، میدونم
بنازم به این شانس
کجا میری؟
ام...
غرب
سواری میخوای؟
نه، میتونم...
مهمون من. بهت رای دادم
اوه، مرسی
معمولاً مفتی سفر نمیکنم
اونم با این تیپ و قیافه
اشکال نداره
اینطوری بیشتر ازت خوشم میاد
اگه سناتور ایالت هم روز بد داره
پس برای ما هم عادیه
وقتی دنبال شعارهای انتخاباتی بودم، تو کجا بودی؟
سوار شو
آها
اه...
نه، من...
چقدر براش میخوای؟
دوباره صدای چکه اومد
کسی نشنید؟
میرم ببینم از کجاست
کمک میکنی نگاه بندازیم؟
فعلاً یکم سرم شلوغه
خبر فوری: دیگه نیاز نیست آزمون اسایتی بدی
چرا
چون وقتی برگردیم، هنوز دانشآموز سال سومم
باشه. حله
ولی میشه لطفاً با من بگردی؟
باشه
من انباری رو چک میکنم
هی
از کی اینجایی، آقا؟
بهت آسیب نمیرسونم. نترس
بیا ببینم...
همینه
آفرین
سلام
سلام
چیزی پیدا کردی؟
نه، هیچی
سلام
یا خود خدا
هوم
چه بازار کشاورزان مزخرفی
نه، اینجا خونه مامانمه
خواستم ماهیم رو ببینم
اسمش گیلی چهاردهمه و خیلی بامزهست
ولی تاد هیچوفت تو راه جایی توقف نمیکرد
بهجز بانک و خود بازار
پس میشه به شارلوت چیزی نگی؟
پس گفتی قانونی ندارین
ولی حق ندارین خونوادهتون رو ببینین؟
نه، اینطور نیست که اجازه نداشته باشیم
فقط شارلوت فکر میکنه ایده خوبی نیست
میگه تکیهگاههای ما تو اون محوطهان
نه این بیرون
درسته...
وای، عزیزم
خیلی خوشحال شدم اومدی خونه
از وقتی که رفتی، اتاقت دست نخورده
هفتهای یه بار هم روتختی رو تمیز میکنم
راستش نیومدم که بمونم
فقط... اومدم گیلی چهاردهم رو ببینم
یه سلامی کنم و...
بگم حال من عالیه
و اینکه خوشحالم
مگه نه، ناتالی؟
عالی و خوشحال
هنوز داروت رو مصرف میکنی؟
نه ولی کمک گرفتم کم کم بذارمش کنار
و خیلی حالم بهتر شده
دیگه داخل خونه ابری نیست
قبلاً هم نبود
خب، نمیدونم. شاید بود چون...
نگو
میدونم افسردهای، لیسا
میدونم برای خودت معلوم نیست
ولی من همیشه تشخیص میدم
آره، هنوز افسردهام
هیچوقت ازم جدا نمیشه
ولی دارم روش کار میکنم
به جای بیحس کردنش، دارم باهاش مقابله میکنم
الان روتینم همینه
مقابله، قبول کردن
و رها کردن
این که یه روتین واقعی نیست
اگه براش جواب داده، دیگه چه اهمیتی داره؟
میدونی چیه؟ میشه یه لحظه بری بیرون
تا تنهایی با دخترم حرف بزنم؟
مامان، ما اینجا چیکار میکنیم؟
اصلاً اینجا کجاست؟
آنتن نمیده
جدی بگو کجاییم؟
مامان
یعنی چی...؟
تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی
خب...
میدونم دروغ میگفتی و
تو خونه آلانا نمیخوابیدی
دروغ دیگهای هست که باید بدونم؟
باشه...
مامان، اول از همه، این...
زیادیه
و دوماً، خودت دروغی گفتی که
من باید بدونم؟
مثلاً میخواستی گواهینامه رانندگی اون یارو، آدام، رو
بسوزونی و نیست و نابودش کنی؟
باشه...
مامان، به خدا قسم، اگه باز به من دروغ بگی،
من دیگه...
از رمز و راز خسته شدم. یعنی دیگه نمیتونم
تو...
اون یارو رو کشتی؟
کار بابا بود؟
خیلی خب، میدونی چیه؟ حق با توئه
دیگه رازی در کار نباشه
آره، من آدام رو کشتم
ولی داشت از دوستام باج میگرفت
همتیمیهام
گوه توش. نه، راستش...
این دروغه. آدام اون باجگیره نبود
ولی اولش فکر کردم کار اونه، برای همین...
وای خدا
پس، تو...
یه آدم رو کشتی؟
یه آدم بیگناه که مستحق مرگ نبود
من...
آره
میدونستم بابا هیچ ربطی
به این داستانها نداره
میدونستم همش زیر سر خودته
راستش، میدونی، بابات اونقدرا هم
تو این جریان پاک و بیگناه نیست، کالی
اون...
اون داشت باج میگرفت
باشه. داستان هی داره مسخرهتر میشه
میدونم - ...پس داری میگی -
کل این بدبختی و قتلی که افتاد گردنت
بهخاطر باباست؟
نه، نه، نه
یعنی...
آره، یه جورایی
ولی بابات آدم بدی نیست. باشه؟
فقط یه مجرم بدیه
ولی چرا با خودش فکر کرد
میتونه از ژاکت زردها پول بگیره؟
چون اونا...
ما اونجا یه کارهایی کردیم که...
ازش شرم داریم
و...
ببخشید. میدونم...
شاید بتونم یه روزی بهت بگم
ولی فعلاً...
میشه در همین حد بمونه؟
آره
مرسی
کالی...
کال، تو...
به هیچ احدی نباید حرفی بزنی
قول میدی به کسی نگی؟
نمیگم
قول میدم
باشه
خب، من یه نقشه درست کردم
از درختهایی که منو بردی پیششون
اینم نقشهایه که مربی اسکات بدون من درست کرده
ولی به نظرم خیلی دقیقه. پس...
نقشه خودم رو باهاش تطابق دادم و تمام درختهای
سمبلدار رو نشونهگذاری کردم
مثلاً این
همونیه که کنار دره بود. این یکی رو
دیشب پیدا کردی
میبینی. مگه نه؟
چی رو؟
ون، این فقط یه سری نقاط تصادفیه که
هر شکلی میشه باهاش ساخت
کسخلی...؟
نمیفهمم
نمیفهمم چرا چیزی که درست جلوی چشماته رو
نمیبینی
ببین. میفهمم سعی داری به من کمک کنی
و ممنونم ولی...
احتمال داره این کلاً بیمعنا باشه
آره، احتمال داره. این احتمالم وجود داره که حق با من باشه
و اگه حق با من باشه،
پس باید یه درخت سمبلدار
دقیقاً اینجا باشه
میای با من دنبالش بگردیم؟
ببین چی پیدا کردی
وای، این یکی
برای صبحونه منو برد نونوایی
از قسمت نونهای یک روزه یه بیگل گنده برام انتخاب کرد
شوکه میشی بشنوی رابطهمون دووم نیاورد
اوه
اون یارو
بن - بله -
تو از این جعبهها نداری؟
برای وسایل و آلبومهای احساسی، بیشتر...
...چیزهای بیاهمیتی که - نه -
مشکل همینه. ندارم
یعنی، برای جوایز و استوکهای قدیمی فوتبالم
چندتا جعبه دارم ولی...
نه از این چیزهای خاطرهانگیز
هیچی ندارم
دقیقاً همینه
خاطرهست
این گذشتمه
و تو، بن...
تو آینده منی
میدونم چطور بهت رسیدگی کنم
من میدونم تو چی نیاز داری
میدونم اگه اقدام به خودکشی کردی چیکار کنم
من اصلاً 3 ماهه به خودکشی فکر نکردم، مامان
پیشرفت بزرگیه. اگه نمیتونی ببینی...
بهتره رابطهای نداشته باشیم
گیلی رو برمیدارم و میرم
چون الان به یه فرقه تعهد داری
به این معنا نیست که اون بخش از تو تموم شده باشه
تو نمیتونی از خودت مراقبت کنی، عزیزم
چه برسه به یه ماهی
اون ماهیه - که به کشتنش میدی -
نه اینکه فراموش کنی بهش غذا بدی،
بلکه رگت رو میزنی و تنهاش میذاری تا از گشنگی بمیره
چه مرگته که نمیذاری
دخترت خوشحال باشه؟
میگی مادرشی
ولی فقط به فکر خودتی
اصلاً نمیفهمی داری چی میگی و چیکار میکنی
و چه تاثیری روی دخترت...
با این حرفا کمک نمیکنی!
ببخشید که ناامیدت کردم
دوست دارم حتی وقتی سعی میکنی منو کنترل کنی
ولی من الان حالم خوبه!
خدافظ، مامان
ببخشید سرت داد زدم
میدونم فقط سعی داشتی کمک کنی
و من نمیخواستم...
اونطوری بشه ولی...
اینم از ماهی کوفتیت
سلام - سلام -
این غرفه بنفشپوشهاست؟
"عسل آفتاب"؟
باید باشه، آره
نمیدونی خودشون کجا زندگی میکنن؟
زیاد مطمئن نیستم ولی تو یه منطقه روستایین
مثلاً نزدیک شهر بعدی
جاده فرعی 19 یا اطرافش
خیلی خب، از این وضع خوشم نمیاد
باید همین الان بریم جاده 19
هوا داره تاریک میشه
نمیدونیم چی در انتظارمونه
ممکنه در موضع ضعف باشیم
ولی عنصر غافلگیری رو داریم
اگه من رهبر یه فرقه باشم،
دوست دارم طرف فکر کنه انتظارش رو نداریم
یه حسی میگفت اینطوری میشه
یه مهمونسرا این نزدیکیهاست
من که میگم صبح بریم غافلگیرشون کنیم
باشه
بچهها، یه گوزن پیدا کردم
صبر کن... پیدا کردی ولی نکشتی؟
نه، مرده. تو سطح دریاچه یخ زده
کلی کمک نیاز دارم تا بشه درش آورد
بیا
اینو بگیر
همگی تا جایی که میشه لباس گرم بپوشین
مگه قرار نبود کمکی در کار نباشه؟
بیخیال، ماری. مسئله غذاست
اگه بتونیم درش بیاریم،
این گوزن تا بهار شکم ما رو سیر میکنه
میستی
خودت این قانون کوفتی رو گذاشتی
به لاتی میگم - راحت باش -
بهش بگو نمیخواستم از گشنگی بمیریم
امیدوارم لاتی حالش خوب باشه
معلومه که هست
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
این خیلی به شما میاد
میخواین پرو کنین؟
نه، مرسی. فقط نگاه میکنم
کمک خواستین، حتماً بگین
اینو برات گرفتم
به نظر گشنهای
صبر کن
به نظرت نباید اول یه چیزی بگی؟
فکر کردم نیاز به این کار نیست
داری میلرزی
تو فروشگاه ابرکرومبی یه پالتو تخفیف خورده بود
من... کارت بانکی همراه خودم ندارم
مگه برای تو مهمه؟
به گمونم باید از اینجا ببریمت بیرون
ولی من که تازه اومدم
نمیخوام. نمیخوام برم...
نمیخوام جایی برم
لاتی
اگه خودتو گرم نکنی، میمیری
باید بری
...ولی من - !برو -
برو!
آره، داریم نزدیک میشیم
طناب رو بیارین. یالا
نگه دارین
بکشین! محکمتر!
بکشین!
اه!
!نه - هی، نه -
نه، نیازش داشتیم!
دیگه از دستمون رفت
نیازش داشتیم
اون ماهی رو میکشی یا چی؟
واقعاً میترسم به کشتنش بدم
به نظرت میتونم زده نگهش دارم؟
نمیدونم
ولی حرفای مامانت رو به تخمت بگیر
اگه میخوای خودتو بکشی، پس بکش
ولی انگار امروز میخوای زنده بمونی
پس، فکر کنم این ماهی هم شب رو دووم بیاره
و بقیهش...
فردا نگرانش باش
مگه نه؟
میدونی، وقتی تفنگ رو سرت گذاشتی، من اونجا بودم
هنوز میخوای خودت رو بکشی؟
امروز نه
لطفاً یه اسم برای رزرو میدین؟
به نام جان لانگ رزرو کنین لطفاً
هیچوقت...
نمیخواستم اسم اصلیم رو بگم
و یه اتاقه دیگه. درسته؟
احتمالاً - نه -
آره، نه
نه - نه -
دو اتاق لطفاً
و اتاق من رو به نام خانوم مالوان رزرو کنین
باشه
شماره 17 و 18
مرسی - طبقه بالا، دست راست -
خیلی خب، مرسی - مرسی -
چمدونت رو بیارم؟ - نه، مرسی -
نام آهنگ: ♪ Sparks - Angst in My Pants ♪
ببخشید
تو اول بگو
امروز زود قضاوت کردم
ببخشید
میدونی، من واقعاً دارم تلاش میکنم، شانا
سعی دارم...
رابطهت رو از سرم بیرون کنم
و آدم خوبی باشم. فقط اینکه...
هنوز تو فکرمه. کامل...
باهاش کنار نیومدم
و متاسفم
نه، اشکال نداره
منم متاسفم. یعنی...
مشخصه
حالا تو بگو - باشه -
میدونم همه چی الان...
پیچیدهست و ما چیزهای زیادی رو نمیدونیم
چیزایی هست که باید ازشون ترسید ولی به نظرم
مشکلی برامون پیش نمیاد
منظورم خونوادهمونه
هر سهتامون
آره، موافقم
آره
اه...
منظورت چیه؟
همه چی رو به کالی گفتم
میدونی، خودش به شک افتاده بود...
من فقط....
تایید کردم و الان مشکلمون حل شد
ببخشید؟
چیکار کردی؟
آره، جف میدونم ولی خوب بود
فکر کنم یکم نگران و قطعاً یکم ترسیده بود
ولی درک کرد
ما فرصتی برای اشتباه نداریم
میدونی، فقط همین یه بچه رو داریم
و بهعنوان پدر و مادر، این وظیفهی ماست
باید ازش مراقبت کنیم
نذاریم اشتباهات احمقانه ما رو تکرار کنه، شانا
حتی اگه نیازه،
جونمون رو براش بدیم
اونوقت تو بهم میگی...
اونو هم شریک جرممون کردی
ما داریم به همه دروغ میگیم. باشه؟ هرکی که میشناسیم
نمیخوام به دخترمون هم دروغ بگیم
کمک کنم یه چیزی بپزیم؟
مگه امشب نمیری خونه آلانا؟
من...
من این مدت خونه آلانا نمیرفتم
با یه دوستی میرفتم پارک و
مشروب میخوردیم
ولی...
دیگه این کارو نمیکنم
ببخشید - ...خب -
باشه
خب...؟
چیزی هست خرد کنم؟
بله
خیار
خیار - آره -
باشه
الان برمیگردم. باشه؟
وای خدا
ای لعنتی
حالش خوبه؟
نه زیاد، نه
یه رد خون رو دنبال کردیم و دیدیم بیهوشه
دقیقاً کنار هواپیمای شکارچیه بود
صدمه دیدی؟
بذار ژاکتش رو دربیاریم - چیزی نیست -
پیش مایی. نگران نباش
ببرینش بالا
بذارینش تو وان
آره، خیلی خب، بلندش کنین
یالا
یک، دو، سه
بلند کنین
خیلی خب، دارمت
خیلی خب
حالت خوب میشه
یالا
آره
بشین
بهتره یکم تنهاشون بذاریم
همش تقصیر منه
واقعاً متاسفم
مسابقه خوبی بود
بازندهی احمق
حالا کری میخونی؟
ای جنده کوچولو
تو هم که مثل من هیچی نصیبت نشد
من دیگه مشکلی ندارم
مسابقه خوبی بود
"نامههای شکرگزاری"
"برای اشتیاق و انگیزه زیادم ممنونم"
"برای دوره درمانیم ممنونم"
"برای دوستانم ممنونم"
میشه این...
کافی باشه...
لطفاً؟
به گمونم تا 2 کیلومتری اینجا همه درختها رو
چک کردیم
باید برگردیم. داره تاریک میشه
نه، اشکال نداره
بذار مطمئن شیم هیچ درختی جا نمونده
باشه
ها
عجیبه
چرا آب شده؟
ون!
اون دیگه از کدوم گوری اومد؟
هی، هی، صبر کن!
نمیخوایم بهت صدمه بزنیم!
مقاومت نکن. ماییم!
نه، امکان نداره
لعنتی
وای خدا
هاوی
حالت خوبه؟ - آره -
وای خدا
تو چطوری زندهای؟
هاوی، سلام
منم،
داداشت
یعنی حق با لاتی بود
اون گفت هاوی زندهست
سه بار لاتی رو تشویق کنیم!
لاتی میدونست اون زندهست ولی تاییسا جاش رو میدونست
نه ولی...
نه، دیگه نباید انکار کنی
در اعماق درونت یه چیزی به همهی اینا مرتبطه
بعد نظرت رو دربارهشون بهم بگو
اگه تونستی دستگاه رو راه بندازی
باشه. حتماً
خبر بده - حتماً -
تای
سلام، ون
سینما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com
« SubMatrix » :مترجم Aren Zohrabi :تـنظیـم زیرنویس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.