All language subtitles for Yellowjackets.S02E03 [BluRay]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه گذشت...

دوست پسر داری؟ - داشتم -

میخواست برم تو شهر باهاش زندگی کنم

‫منو بستی به یه تخت کوفتی!

من کالی ام - جی -

خانوم سدکی به شوهرش خیانت کرده

دخترش تأیید کرد

‫آدام مارتین...

مدرکی داریم که نشون میده

بین شما پیام‌های زیادی رد و بدل شده

از مدرسه تا این‌جا پیاده اومدی؟

میخواستم ببینمت

سمی دو ساعته که تو دفترمه

میشه لطفاً بیای دنبالش؟

تو... خیلی مریضی

شک ندارم بالاخره این نامه رو میخونی

‫یه مردی رو شناسایی کردم که ‫چند ماهه تو مسافرخونه زندگی میکنه

اون فکر میکنه قراره فردا

توسط اف‌بی‌آی بازجویی شه

آیا مامور کوئیگلی به ما ملحق میشه؟

وقتشه روراست باشی، شانا - تکون نخور -

داری خرابش میکنی - تو گشنته -

شانا موهای جکی رو بافته

لامصب آرایشش هم کرده

ما از شر جنازه 2 ماهه جکی

خلاص میشیم

نه، زمین یخ زده و سفته

میتونیم بسوزونیمش

اون چیه؟

خودش ازمون میخواد

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:

بن، بن

اینو امتحان کن

هوم

لعنتی. خوبه

‫فقط "خوب"؟

خیلی... خوبه

زیره سبزش چطوره؟

اوه، زیره که فوق‌العاده‌ست

من اصلاً توش زیره نریختم، بن

کدوم احمقی تو سوپ صدف زیره میریزه؟

ای خدا. میشه لطفاً تمرکزت این‌جا باشه؟

‫باشه. به نظرم...

یکم این مسابقه آشپزی خونواده بومن رو

زیادی جدی گرفتی

مسابقه نیست، فستیوال سوپ صدفه

و میدونم جدیش گرفتم

باور کن. اگه میتونستم

‫چیزی رو شل بگیرم، ‫حتماً این کارو میکردم

خب، از شانس خوبت

من اتفاقاً

یه چندتا تکنیک ریلکسیشن بلدم

واقعاً؟ - آره -

‫راستش، من...

‫من تو آروم و ریلکس کردن ‫ تخصص دارم

بیا ببینم

هی

اون چه کوفتیه؟

ناتالی، اون چه کوفتیه؟

چی شد؟ - هی، وایسا -

نه! چه بلایی سر جکی اومد؟ - وایسا -

اون جکی‌ـه؟ چه بلایی سرش اومده؟

تای، تای، چیزی نیست

چیزی نیست

‫یه چیزی اونو خورده!

...چطور ممکنه - !تاییسا -

ما خوردیمش

‫نه، من...

من عمراً این کارو نمیکنم

چی میگی؟

دقیقاً کنار خودم نشسته بودی

حتماً خوابگردی کردم

خواب بودم؟ خواب بودم یا نه؟

ولی با من صحبت کردی

تو چشام نگاه میکردی

نه

واقعاً چیزی یادت نمیاد؟

نه

‫تای...

تو صورتش رو خوردی

نه، نه

‫نه!

‫ نام آهنگ: ‫♪ Craig Wedren - No Return ♪

« ژاکـت زردهـا »

‫به گمونم...

کسی صبحونه نمیخوره

فکر نکنم کسی گشنه‌ش باشه

باید جابجاش کنیم

کجا ببریم؟

هنوز نمیتونیم دفنش کنیم

من جنازه‌ش یا حالا هرچی که ازش مونده رو

میبرم تو هواپیما

‫و...

‫وقتی زمین آب شد، ‫همراه بقیه دفن میشه

شانا؟

هر کاری میخواین بکنین

‫خب، حداقل اگه اون‌جا دفنش کنین،

به نظر میرسه همراه بقیه مُرده

آره

با دردت نفس بکش، ترینیتی

آره

‫وای...

قشنگه

مرسی

♪ وقتی میرم پیاده روی ♪

♪ پیاده روی ♪

♪ وقتی میرم پیاده روی ♪

♪ هوم ♪

♪ تو منو ♪

♪ به حرکت درمیاری ♪

♪ آها ♪

♪ وقتی تنهاییم ♪

♪ آها ♪

♪ آها ♪

دنبال چیزی میگردی؟

اون ساختمون چیه؟

خونه شارلوت

‫اگه برات سواله، ‫باید بگم قفلش کرده

‫حتی با وجود تمام این ‫رشد و اعتمادی که

شماها دارین ترویج میدین؟

بالاخره باید از خودش محافظت کنه

مطمئنم برات قابل درکه که

تو چنین مکان‌هایی احساسات یهو بالا میگیره

هیچوقت تبر رو اینقدر نزدیک دستت نچرخون

ممکنه به خودت آسیب بزنی

یعنی میزان گلبول‌های قرمزش کاهش پیدا کرده

شاید نیاز باشه دوباره انتقال خون انجام بشه

مامان میمیره؟

این چیزیه که میخواستی؟

امیدوارم نترسونده باشمت

وای خدا

حالش چطوره؟

هنوز خطر کامل رفع نشده

چه طرح جالبی رو دستش کشیدی

چه معنایی داره؟

‫اون...

برای شانسه

وای خدا

‫ نام آهنگ: ‫♪ Veruca Salt - Seether ♪

آهای، مامور آفریکن‌گری

خوشحالم به موقع رسیدی

همه اعضا رو میپایی یا

‫ من فقط خوش شانسم؟

‫ سوء تفاهم شده

من دنبال یه خونه سالمندان مناسب برای مامانم بودم

خیلی خب

‫ببین. راستش رو بخوای، ‫من فرصت رو غنیمت شمردم تا

‫ با آفریکن‌گری بی‌همتا همکاری کنم

عملکردت رو زیر نظر داشتم

توانایی ذاتیت برای بررسی مدارک

نظیر نداره

‫آشنایی باهات باعث افتخاره، ‫میستی کوئیگلی

‫تو هم همینطور، والتر تترسال

اسمم رو میدونی

این قایق چی میگه؟

زندگی دریایی منو فرا میخونه

‫و اینکه از کاغذ بازی‌های اداری هم ‫ خوشم نمیاد

خدا میدونه کی نیاز بشه بدون پاسپورت

از کشور خارج شی

باشه. بذار یه چیزی رو روشن کنم

این پرونده و شاهد برای منه

و تمام سوالات رو من میپرسم

خب، بهتره آماده شی، مامور

هدف رسید

‫وای خدا!

جداً؟

مشکل چیه؟

شاهد رندی‌ـه؟

من از دوران راهنمایی میشناسمش

‫اگه منو ببینه، ‫پوشش‌مون از بین میره

خب، شماره‌ت رو بده من - چی؟ -

‫ببین. اگه بهت زنگ بزنم و ‫از هندزفری استفاده کنم،

میتونی سوالاتت رو به من بگی

‫باشه ولی محض اطلاع،

سیرانو یه نمایش اغراق شده‌ست

خسته‌کننده‌ست و طولانی

اصلاً درباره چی باید ازش سوال کنم؟

‫هیس!

آهای؟

آقای والش

بفرما بشین

جف

عزیزم

لوبریکانت توت‌فرنگی بود

اوه

چی؟ - موضوع برای خیلی وقت پیشه -

کادوی مهمونی مجردی کریسی بود

یادته؟

‫و یه روز تو برگشتی گفتی:

‫"هی، بیا امتحانش کنیم" ‫بعد من گفتم:

‫"به نظرم این چیزها برای ‫دوجنس‌گراها و گوت‌هاست"

‫تو هم در جواب گفتی:

‫"اصلاً پایه نیستی"

همون لحظه بود

دقیقاً همون‌ لحظه تصمیم گرفتم

این نسخه از خودم باشم

ولی میتونستم از توت فرنگی استفاده کنم

نزدیک بود این کارو کنم

تقصیر تو نیست

خب، مجبوری این حرف رو بزنی

چرا؟

نمیشه که بگی: "آره

‫جف، راست میگی. ‫مجوراً با یه هنرمند خوابیدم

‫چون تو حوصله‌سربری"

خیلی خب، قبل از هرچیزی باید بگم

من به این دلیل باهاش نخوابیدم. باشه؟

‫من...

موضوع تو نبودی

یعنی، درسته که هیجان‌انگیز بود

‫هیجان‌انگیز...

این کلمه مناسبی نیست

‫ام...

خیلی خب

‫باعث شد حس کنم...

نمیدونستم چه اتفاقی میفته

و ازش خوشم اومد

خوشم میومد

که حس نکنم

آدم خسته‌کننده‌ایم

وای خدا! چیکار میکنی؟

میریم کلونیال ویلیامزبورگ

تو ویرجینیا؟ - آره -

چرا؟ - یهویی زد به سرم -

میخوام از حاشیه امن خارج شیم، عزیزم

تا حالا کره درست کردی؟

نه

چرا، کلاس اول یه بار امتحان کردم

خیلی خب، میتونیم شیشه‌گری کنیم

‫یا حتی آهنگری، ‫خلاصه یه کاری میکنیم

‫وای خدا! جف!

وای خدا

وای خدا. نگو که زدمش

نمیدونم - لعنتی -

سلام

بلند نشو، پسر - خیلی متاسفیم -

حالت خوبه؟ - ای خدا -

آمبولانس خبر میکنم - آره، آره، زنگ بزن -

نیازی به این کار نیست

واقعاً؟ - سوئیچ رو بده بیاد -

خیلی خب، فقط دست نگه دار. باشه؟

!یالا - ...فکر کنم -

سوئیچ رو ماشینه. برات میارم

‫وای!

جرئت داری سوار مینی ون شو

نکن - شانا، اسلحه رو بده من -

‫جف، چیکار میکنی... جف!

اسلحه رو بده من - !خودم ترتیبش رو میدم -

ولش کن

‫وای خدا!

چه مرگته؟

رامبویی چیزی هستی؟

ماشین رو دو دستی تقدیمش کردی

اون اسلحه داشت، شانا

‫تفنگ دست من بود! دست من!

‫خب، نباید دستت باشه!

‫دیوونگیه!

سر یه مینی ون قراضه

میخواستی جفت‌مون رو به کشتن بدی؟

‫نه!

‫خب...

کیفم هم داخل ماشین بود

به همراه تمام سکه‌هامون

و یه جفت کتونی ورزشی که تازه خریده بودم

و... آقای شوزم

همون ‫ اسباب‌بازی قدیمی کالی که

بیشتر از من دوسش داشت

اسباب‌بازی 6 سالگیش؟

‫[نفس بکش. زمان فقط یه راهه]

تو یه قسمتی ثبت نام کن

همه مشتاقن باهات آشنا شن

از کارهای گروهی خوشم نمیاد

میدونستم همینو میگی

بیا

‫ کندوی عسل اصلی‌مون

تو زمستون، دور ملکه جمع میشن

و اینقدر میلرزن تا گرم نگه‌ش دارن

چه بامحبت

وقتی ملکه جدید از تخم درمیاد

‫اول از همه، تمام ملکه‌های ‫توی تخم رو

نیش میزنه میکشه

حالا فهمیدم چرا ازشون خوشت میاد

وحشیانه نیست

بلکه طبیعیه

اساساً کاریه که باید انجام بشه

وگرنه از گشنگی تلف میشن

برای همه‌مون صدق میکنه

میدونم انجام کار درست هیچوقت آسون نیست

مهم نیست

بفرما

فقط میخوام اتفاقی برات نیفته

معلومه

میخوای باهات بیام؟

تنهایی انجامش میدم

مطمئنی؟

اگه خودش بود، همینو میخواست

شاید برای بقیه نه ولی حداقل این چیزیه که برای تو میخواست

برای بچه

میدونم یه بخشی از وجودت باورش داره

ولی منم میخواستم

نمیدونم. خیلی حس مزخرفی داره

نباید خودت رو سرزنش کنی

همه با هم انجامش دادیم

من میترسم، لاتی

‫منظورم اینه، انگار همه چی ‫از کنترل خارج شده...

‫نمیدونم حالا چه اتفاقی قراره بیفته...

‫یعنی، اگه من...

شانا، نه

به بچه آسیبی نمیرسه

مامان فوق‌العاده‌ای میشی و

‫ما هم همگی بهت کمک میکنیم. ‫خیلی قشنگ میشه

برای استقبال ازش باید یه کاری بکنیم

از کی؟

خودت

تا بدونی ما همه پشتت هستیم

‫و تازه...

باید کم کم آماده شیم

جشن سیسمونی میگیریم؟

واقعاً؟

جشن میگیریم؟

‫اگه خودت مشکلی نداشته باشی،

به نظرم باحال میشه

مرسی که اومدی، آقای والش

خواهش میکنم

اف‌بی‌آی حق انتخابی که بهم نداده بود

خوش و بش دیگه کافیه

میدونی برای چی امروز این‌جایی؟

میدونی برای چی امروز این‌جایی؟

‫ام...

به‌خاطر جریمه پارکینگ؟

از الان داره دروغ میگه

فکر میکنی اف‌بی‌آی وقت سرو کله زدن

با جریمه پارکینگ رو داره؟

ام، نه - خوبه -

بذار روراست باشیم

چی رو داری قایم میکنی؟

شاید داری از یه دوستی محافظت میکنی

‫منظورت...

جف‌ـه؟ - ناتالی اسکاتورچیو -

مثلاً ناتالی اسکاتورچیو

‫جفت‌تون تو مسافرخونه 2400 ‫اقامت داشتین. مگه نه؟

‫صبر کن ببینم. ‫موضوع ناتالی‌ـه؟

دیدیش؟ - شبی که غیبش زد -

‫رفیق، من یادم نمیاد امروز چه جورابی ‫ پوشیدم

فکر کن، رندی

ناتالی رو جمعه شب دیدی؟

‫نمیدونم. احتمالاً تو اتاقش ‫مواد میکشید

اون دختره همیشه مشکل داشت

بزنش

چی؟ - چی؟ -

همین الان بزنش

خوبی، داداش؟

آره

‫من باید...

‫منو ببخش. ‫من سندرم روده تحریک‌پذیر دارم

‫چیکار میکنی؟ ‫برگرد یکی بزن تو صورتش

داره به سوالات جواب میده

داره یه چیزی رو قایم میکنه

همه یه چیزی رو قایم میکنن

از ترس زهره ترک شده

‫ببین. اگه بهش آسون بگیریم، ‫بهمون کمک میکنه

گاردش رو میاره پایین

‫یه بار تو زنگ تفریح ‫جو فازی رو مجبور کرد قورباغه بخوره

فقط با ضرب و شتم میشه ازش حرف کشید

‫اگه اوضاع بد پیش بره،

وکیلم دستورات خاصی برات داره

خوبی، رفیق؟

رفیق! این چه کاریه؟

‫کافیه!

بهتره یه تیکه هم به طرفین اضافه کنی

بچه‌ها دوست دارن قل بخورن

با بچه‌های زیادی سروکار داشتی؟

خواهر بزرگ‌ترم یه بچه داره

‫موقع پرواز ما 4 ماهه بود. ‫برای همین...

مطمئنم الان گنده بک شده

متاسفم که نتونستی شاهد بزرگ شدنش باشی

مرسی

همیشه‌ی خدا خنده رو لباش بود

‫حتی وقتی تلفن زنگ میخورد، ‫فکر میکرد چیز خنده‌داریه

حاضر هر کاری بکنم تا دوباره ببینمش، میدونی؟

خوبه، مار

اینطوری بچه هر شب خواب میبینه چاقو خورده و داره جون میده

بیخیال. این هنر انتزاعیه

خیلی خب، دوباره شروع شد

شما واقعاً صدای چکه رو نمیشنوین؟

حس میکنم باید از اول درستش کنم

اصلاً یه نوزاد چی میخواد؟

جشن سیسمونی بیشتر برای مامان بچه‌ست

‫من فقط یه بار رفتم. ‫اونم جشن دختر عموم بود، کیت

یه سینی تخم مرغ شکم پر خوردم

حیف که ایده سوپ آبکیت رو قبول نمیکنن

بدون خوراکی که جشن حال نمیده

دقیقاً. خیلی خوب میشد

درسته حالا اونقدرا هم خوب نمیشد

یعنی به خوبی تخم مرغ شکم پر نمیشه

دقیقاً - اره -

‫ولی خب...

خیلی هم بد نمیشه

آره، خیلی هم افتضاح نمیشه. مگه نه؟

‫قسم بخور بین خودمون میمونه...

این اولین باری نبود که گوشت انسان میخورم

من دوقلوی همسانم رو تو رحم جذب کردم

وای خدا. دیوونه‌واره

احساس گناه میکنی؟

نه زیاد

‫وقتی میرم رو صحنه، دوست دارم فکر کنم ‫دارم اونو احضار میکنم

عجب

همیشه تعجب میکنم وقتی میبینم

یه نفر داره به یه آدم دیگه‌ای تبدیل میشه

اونقدرا هم سخت نیست

وای خدا

احتمالاً میدونم چه کادویی به شانا بدی

تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی

گشنته؟

من که هنوز هستم

چیه؟

هی - هوم؟ -

‫هی...

میدونی چی کمک میکنه الان آروم بشم؟

چی؟

این

کلیدا

‫عجب، پال...

آره

‫خب، خودت گفتی بعد از تعطیلات با من زندگی میکنی

الان تو ماه مه هستیم

فکر کنم همین حرف رو زدم

درسته

خب؟

‫خب...

میدونی خودمم دلم میخواد

فقط یکم الان اوضاع پیچیده‌ست

واقعاً فکر میکنم دخترا امسال

قهرمان ایالت میشن

‫که یعنی بعدش به مسابقات ملی ‫راه پیدا میکنن...

‫میدونی، فقط میخوام مطمئن شم ‫این قهرمانی به سرانجام میرسه

چرا؟ خودت همیشه میگی

اون دخترا هیولاهای بدجنسی هستن

‫هستن ولی...

نمیدونم. نمیشه به امون خدا ولشون کنم

به من نیاز دارن - اونوقت من نیاز ندارم؟ -

‫ای خدا. پال، فقط...

‫بخوام با تو زندگی کنم، ‫یعنی کل زندگیم تغییر میکنه

باشه؟ خودت درک میکنی

مگه نه؟ همه چی تغییر میکنه

پس شرمنده ولی فکر نمیکنم منصفانه باشه

چنین تصمیمی برام بگیری

‫میدونم. راست میگی. ‫منصفانه نیست

ولی حق دارم این تصمیم رو بگیرم که

به یه نفر نیاز دارم

تا آماده باشه کل زندگیش رو با من بگذرونه

‫بن، من دوست دارم ولی ‫فکر میکنم...

به نظرم بهتره بری

خوش شانسی

میدونی؟

فکر میکنم اوضاع قراره خیلی بدتر شه

‫ولی تو دیگه از دنیا رفتی...

اینطوری باز همه نسبت بهت حسادت میکنن

‫متاسفم...

برای کاری که کردیم

از کجا معلوم؟

‫شاید با خوردن گوشت تو ‫زمستون رو دووم بیاریم، پس...

مرسی

در ارامش بخوابی، جکی

ای، لعنتی

‫لعنتی!

رفیق، من که دارم سوالاتت رو جواب میدم

‫نیازی به خشونت نیست!

دو کلمه، آب‌های بین‌المللی

‫ما...

ما چی؟

‫تهدیدش کن!

از بخش بعدی خوشت نمیاد

اون دیگه برای چیه؟

بازجویی از شاهد روی سطح آب

چیز باحالیه

افراد سازمان القاعده که ازش متنفر بودن

نیاز نیست روش‌های قدیمی رو به کار بگیریم

‫حالا شد!

اون شب ناتالی رو دیدی یا نه؟

‫نه! قسم میخورم!

چیز عجیبی ندیدی؟

نمیدونم - کسی اون‌جا نمی‌پلکید؟ -

‫نه، فکر نکنم!

!بیشتر فکر کن، رندی - !بیشتر فکر کن، رندی -

دارم سعی میکنم

باشه

‫خیلی خب، تا جایی که یادمه

یه گروهی رو دیدم که

چند روزی اون‌جا چرخیدن

اونا رو کنار ناتالی دیدی؟

اونا رو کنار ناتالی دیدی؟

نه، نه، بیشتر با ون دور دور میکردن

‫ولی لباس بنفش داشتن. ‫سر تا پا بنفش

انگار از یه کلاب عجیب‌غریبی اومده بودن

اونوقت فکر نمیکردی این موضوع عجیب باشه؟

چرا الان داری میگی؟

‫نمیدونم، مرد. ‫تو اون مسافرخونه

اتفاقات عجیب زیادی افتاد

نپرسیدی چرا اون‌جان؟

نه ولی صداشون کردم حرومزاده

‫چون نوشابه فانتای ‫یخچال رو خالی کردن

و اصلاً با ناتالی حرف نزدن؟

ببخشید، رفیق

فایده نداره

میتونی بری، آقای والش

همین؟

‫آره ولی از شهر خارج نشو. ‫شاید برای سوالات تکمیلی بخوایمت

اگه فرار کنی، من و این رفیق کوچولوم

میایم سراغت

همش شکست میخوری

نمیتونی حقیقت رو درباره شخصیت پیدا کنی

اگه هیچوقت نتونم پیدا کنم چی؟

‫اونوقت، همونطور که ‫مربی بازیگریم میگه:

‫"بزرگ‌ترین حقیقت رو پیدا میکنی

‫اینکه ما چیزی جز دروغ نیستیم"

اگه بازت کنم، میذاری باهات بیام؟

آره

بیا

‫هی! صبر کن

میدونی کجا داری میری؟

‫پسره راه رو نشونم میده

‫کدوم "پسره"؟

همونی که چشم نداره

همیشه دنبال اون میری؟

فقط وقتی دختره اجازه بده

خیلی خب، یه دختری هم هست؟ من اون دختره‌ام؟

پس دختره کیه؟ - تاییسا -

پس تو کی هستی؟

از کجا درباره این میدونستی؟

تای، جواب بده

‫تای! هی!

چیزی نیست. حالت خوبه

ما کجاییم؟

نمیدونم -

‫تو منو آوردی این‌جا. ‫تو خواب راه رفتی

‫تو ما رو آوردی. ‫نگاه کن

دقیقاً رفتی سراغش انگار میدونستی اون‌جاست

‫گفتی دنبال کسی هستی که ‫"چشم نداره"

من این حرف رو زدم؟

کیه که چشم نداره؟

نمیدونم

زیاد برات مونده؟

تازه شروع کردم

هی

‫هی!

کوین

اون روز واقعاً خانومم رو ناراحت کردی، مرد

یعنی، جریان چی بود؟

یه سر رفتم فقط حرف بزنم

درسته. بیخیال، مرد

نگو که واقعاً فکر میکنی شانا

ارتباطی با این هنرمند گم‌شده داره. درسته؟

نمیدونم. باشه؟

برای همین خواستم باهاش حرف بزنم. میفهمی؟

آره

شانا ناراحت شده بود؟

‫نه...

ببین. منظورم این بود که سردرگمه

میدونستی اون و آدام مارتین

صدها پیام رد و بدل کردن؟

خب، تصادف کردن

معلومه کلی بحث میکنن

یعنی، منطقیه

بیخیال

بذار باهات روراست باشم، جف

‫یه نفر به بازپرس‌مون گفته که...

شانا رابطه داشت

ببخشید اینطوری برات بازش کردم

ولی ما فقط داریم وظیفه‌مون رو انجام میدیم

‫باشه. ‫خب، کون لق خودت و وظیفه‌ت

باشه؟ چون من میشناسمش - باشه -

ما بیش از 25 ساله که ازدواج کردیم، کوین

من زنم رو میشناسم و بهش اعتماد دارم

بی قید و شرط

اطلاعات اشتباهی بهتون دادن

باشه؟ افتضاحه

‫و اگه این بهترین سرنخ‌تون ‫برای این پرونده‌ست،

کوین، واقعاً متاسفم

دلم به حال این حرومزاده‌ی بیچاره‌ای میسوزه که

شماها دنبالشین

میدونی؟ چون باید اشهدش رو بخونه

باشه - آره -

مطمئنی میخواستی این‌جا بری؟

آره، عالیه

مرسی

خیلی ممنون

ببین. دوست دارم شب رو بمونم

ولی گربه‌تون حال‌بهم‌زنه - آره، آره -

‫میدونم ولی ما...

اومدم دنبال مینی ونم

که دزدیده شده

ببین، خانوم

اطمینان میدم من هیچی

درباره ماشین سرقتی نمیدونم

بهتره اسلحه رو بیاری پایین

کاری نکن

‫موضوع اینه که...

‫نشونه گرفتن تفنگ سمت کسی ‫یه بحثیه

استفاده ازش یه بحث دیگه

بیخیال

میبینم دستت میلرزه

‫هیجان داره ولی من ‫وقت این بازی‌ها رو ندارم...

‫تا حالا...

پوست

جسد انسان رو کندی؟

اونقدری که فکر میکنی آسون نیست

پوست ما

خیلی بهمون چسبیده

باید تا آخر اعضای بدن

پوست رو بکشی تا بتونی بالاخره

از بدن جداش کنی

که باز میگم، آسون نیست

‫مردم رو وقتی میکشی،

خیلی خیسن

انگار روغنی ان

یه قیافه‌ای به خودشون میگیرن

وقتی میفهمن، قراره بمیرن

دقیقاً همین قیافه‌ست

لرزش دستم

به‌خاطر ترسم نبود

میلرزیدم

چون خیلی دلم میخواست

ماشه رو بکشم

نکن

فقط ببرش

خلاصه قراضه‌ای بیش نیست

چیزی نیست

سوئیچش دقیقاً اون‌جاست

ببرش

اه... باشه

‫خیلی خب، مرسی...

مرسی

منظورت چیه کنار کشیدی؟

فکر میکردم برای مسابقات ملی امروز با تیم سفر میکنی

درسته

‫آره، میدونم. ‫باید میرفتم

‫حتی...

حتی امروز صبح بلند شدم و فکر میکردم قراره برم

یعنی، بلند شدم و کیفم رو برداشتم

سوار ماشین شدم برم فرودگاه

بعد اون‌جا نشستم

و مدام فکر کردم

‫اگه سوار هواپیما بشم،

به غم‌انگیزترین نسخه از خودم

تن میدادم

میگیری چی میگم؟

مربی فوتبال دبیرستانی که تمام خواسته‌های خودش رو نادیده میگیره

‫چون...

‫نمیدونم. ‫تا از حواشی در امون بمونه

زندگی بی دردسر که مشکلی نداره

‫نه، ببین. ‫موضوع همینه

اصلاً امنیتی وجود نداره

‫پس...

‫من...

اونطوری که میخوام زندگی میکنم

اونطوری که باید، زندگی میکنم

آدمی میشم که میدونم هستم

کون لق بقیه

‫طبق اخبار جدیدی که به دست ما رسیده ‫اون پرواز...

هرگز به مقصدش یا فرودگاه دیگه‌ای نرسیده

تحقیقات شروع شده

خونواده‌ها خودشون رو برای بدترین شرایط آماده میکنن

این چیه؟

برای موقع پوشک عوض کردنه

‫ قطره جیش رو میگیره

اگه بچه پسر باشه

یه بار تو مرکز خرید امپوریوم دیده بودم

نمیفهمم

نه، آره، چیز خوبیه

مرسی، ون

خواهش میکنم

منم برای کادو

قصد دارم

‫یه تک‌گویی از "ماگنولیاهای فولادی" ‫اجرا کنم

دستگاه‌ها رو خاموش کردیم

درام رفت. نتونست تحمل کنه

جکسون رفت

برام جالبه

از مردها انتظار میره سرسخت باشن

‫ وقتی اون موجود شگفت‌انگیز ‫وارد زندگیم شد، من اون‌جا بودم

وقتی رفت، من باز اون‌جا بودم

ارزشمندترین لحظه زندگیم بود

اون صحنه‌ای رو انتخاب کرده که دخترش رو از دست میده؟

تعجب کردین؟ - من خوبم -

‫من خوبم. من خوبم!

من میتونم کل مسیر تا تگزاس رو برم و برگردم

ولی دخترم نمیتونه

‫اون هیچوقت نمیتونه! ‫وای خدا... عصبانیم

عجیب‌تر از این جشن سیسمونی نداریم

حالت خوبه، مرد؟

عجیب به نظر میای

اون بچه فقط میدونه چقدر

‫مامانش فوق‌العاده بود. ‫دیگه هیچوقت نمیفهمه

چه زجری براش کشید

‫وای خدا. نمیخوام بدونم چرا!

‫چرا؟!

ای خدا. کاش میشد درک کنم

نه، نه، نه

نباید اینطوری میشد

‫من...

اول من باید میمردم

اول من باید میمردم

‫نمیتونم کنار بیام...

دوست دارم یکی رو اینقدر بزنم

تا به اندازه من حالش بد شه

‫خدایا، میخوام بزنم...

‫میخوام یه چیزی رو بزنم! ‫بدجور بزنم!

وای خدا

چی؟

‫بگو چی میخوای!

چی؟

جواب سم‌شناسی اومد

به جز آدرال، پاکی

که اونم راحت میشه پیچوند

پلیس برای عبور از چراغ قرمز میخواد جریمه‌ت کنه

‫ولی به امید خدا فیلم ‫دوربین امنیتی ثابت میکنه

اون یارو سرعت غیرمجاز داشت - با ماشین خودت اومدی؟ -

آره - سوئیچت رو بده -

با این وضع درسته رانندگی کنی؟

‫خب، یه سرنخی از آدمای ‫بنفش پوش داریم فقط

به نظرت هم‌تیمین؟

مثلاً تو لیگ سافت‌بال؟

کی میدونه؟

خب، موفقیت‌آمیز نبود

مرسی برای تلاشت

قبل رفتن یه نوشیدنی میخوای؟

نوشابه مانتین دیو دارم - اه، نه -

نوشابه تاهیتی

‫وای خدا!

‫نوشابه فانتا! ‫ممکنه اون آدمای بنفش پوش

‫برای ماشین فروش نوشابه ‫از کارت بانکی استفاده کرده باشن

مامور گری، تو نابغه‌ای

بذار بررسی کنم

من مهارت‌های... خاصی دارم

هک بلدی دیگه

میتونی به زبون بیاری

‫حالا که با هم روراستیم، ‫میشه بپرسم چرا

به پست‌هام درباره آدام مارتین رای منفی میدی؟

‫کم کم داره شهرت بی‌نقصم رو ‫لکه‌دار میکنه

‫اگه حتماً میخوای دلیلش رو بدونی،

من با مامان آدام دوستم

‫وقتی آدام معتاد شد،

مامانش ضربه سختی خورد

‫راستش رو بخوای،

اون احتمالاً خودکشی کرده

یا یه جایی اوردوز کرده

و این اخبار اگه

‫تو دنیا پخش شه،

خانوم مارتین سکته میکنه

‫برای همین...

بهت رای منفی دادم

چون خواستم از تمام توانم

استفاده کنم

تا جلوی این امر رو بگیرم

واقعاً خوبی تو رو میرسونه

خب، میدونستم درک میکنی

با توجه به اینکه خیلی متعهدی تا

خونه سالمندان ویژه‌ای برای مامان خودت پیدا کنی

کی؟

نه، اون مامانم نیست

چی؟ سوتلانا رو میگی؟

اون فقط یه خانومیه که میشناختم از خونه بیرونش کردن

‫یه جورایی با فرستادنش به ‫خونه سالمندان

با یک تیر دو نشون زدم

چرا باید چنین کاری کنی؟

پولش رو دارم

‫نه، نه، منظورم اینه...

چرا باید این همه خودت رو تو زحمت بندازی

تا فقط منو ببینی؟

‫شاید من...

موریارتی خسته‌ام که دنبال شرلوکش میگرده

سلام

ون از کجا اومد؟

‫[کارت اعتباری برای چری کورنرز تو نیویورکه]

‫[افتخار میدی یه سفر بریم، مامور گری؟]

هوم

کارتون عالی بود

مرسی

خیلی خب

بعدی کیه؟

کسی داوطلبه؟

هیچکس نبود؟

ناتالی؟

چی؟

نه، نه، مرسی

من جلو نمیام

مهمه که

همگی تلاش کنیم برای این تمرینات

حاضر باشیم

یالا

این‌جا کسی قضاوت نمیشه

بیاین

عالیه

خیلی خب

میخوام چشمات رو ببندی

و به درون خودت توجه کنی

چیزی در اعماق وجودت هست که

بخوای با گروه در میون بذاری؟

معلومه نه

ببخشید. من نمیتونم

‫اشکال نداره. چیزی نیست. ‫لطفاً

وایسا

اشکال نداره

لیسا، بیا پیش ما

بیا

هی

‫لیسا، ناتالی اون روز بهت ‫صدمه زد. مگه نه؟

درسته؟ بهش بگو

چه حسی بهت دست داد

نیازی به این کارها نیست

ناتالی، لطفاً

‫احساس...

خشم بهم دست داد

و همچنین سرخوردگی - باشه -

فکر کردم میدونه سعی دارم بهش کمک کنم

من به کمک کسی نیاز ندارم

‫ما جونت رو نجات دادیم!

ببخشید. ببخشید

اشکال نداره

قبلاً به گروه گفتی

اجازه دادی مردم ازت سواری بگیرن

به جای اینکه خشمت رو بیان کنی

به جای اینکه حسش کنی

ولی الان داری حسش میکنی. مگه نه؟

فرو برو تو خشمت

بررسیش کن

بهش افتخار کن

‫و اگه حس میکنی نیازه...

به ناتالی آسیب بزن

میخوام انجامش بدی

درک میکنم

و میبخشمت

اینطوری سردش نمیشه

مرسی، لاتی

خیلی خوشم اومد

الان این باید بامزه‌ای چیزی باشه؟

‫منظورم اینه...

چی؟

نه

پس چرا یه سمبل ترسناک

رو پتوی بچه کشیدی؟ یا نکنه فراموش کردی

دقیقاً همین سمبل رو دور اون خدابیامرز پیدا کردیم

‫آره، یادمه ولی...

ولی فکر میکنم برای محافظت ازش استفاده کرده

اون مُرد، لاتی

چون یه چیزی برات قابل درک نیست

به این معنا نیست که شیطانیه

بدش به من - !شانا، نده. کادوئه -

هنوز نمیدونم دقیقاً چیه

مگه بچه‌ش نیاز به محافظت نداره؟

خب، من که به لاتی اعتماد دارم

‫که اینطور. ‫اینم از خبر داغ امروز

منم اعتماد دارم - منم همینطور -

‫اون یه چیزایی میدونه. ‫همه‌مون به چشم دیدیم

بچه‌ها، اون که خدا نیست

کسی نگفت اون خداست

وای خدا، شانا

‫کسی...

هی

هی، هی

این چه کوفتیه؟

این دیگه چیه؟

اوه

لعنتی

این کلاغ‌ها رو سقف ما خودکشی کردن؟

بهشون دست نزنین

شاید آلوده باشن

میدونیم زمین این‌جا آهن زیادی داره

شاید مسیریابی پرنده‌ها رو دچار مشکل کرده

باید برکاتش رو جمع کنیم

‫ نام آهنگ: ‫♪ Tori Amos - Bells For Her ♪

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

نه

وای

نه

یعنی چی؟

‫به فرانسوی: ‫اون خون میخواد

چی؟

چی گفتی؟

برای ناهار میای؟

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

« SubMatrix » :مترجم Aren Zohrabi :تـنظیـم زیرنویس

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.