All language subtitles for Yellowjackets.S02E02 [BluRay]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه گذشت...

مقصر حال بدمون

فقط خودمون هستیم

منو دزدیدی ‫و بعدش هم بستی ‫به یه تخت کوفتی!

یه بهونه خوب دستم بده که مغزت رو پخش زمین نکنم

یه پیامی برات دارم [به نت بگو حق با خودش بود]

فقط نفس بکش. باشه؟

از پسش برمیای. باشه؟

داداشت هنو زنده‌ست - ...هاوی -

امید واهی فقط اوضاع رو بدتر میکنه

صحبت با پلیس مثل تو فیلم‌ها آسون نیست

فقط باید

‫یه حرف بهشون بزنی:

‫"من وکیلم رو میخوام"

میونه تو و کایل خوبه؟

راستش، نه. احتمالاٌ باهاش بهم بزنم

مگه اینکه شانس بیارم و خودش آب شه و بره زیر زمین

ازم چی میخوای؟

مثلاً طوری رفتار نکن که انگار

همه چی عادیه

آخرین صورتحساب کارت بانکی مارتین رو چک کردم

همیشه کار شوهره‌ست

مگه اینکه یه دوست مرموزی تو ماجرا نقش داشته باشه

‫نه!

خانومی که تو اتاق 135 بود چی شد؟

‫جمع کرد رفت. برای ‫ صورتحساب پول نقد گذاشت و

نصف شب جیم زد

ای لعنت - چی شد؟ -

خواب بودی

‫نگو که هاپو گرفتی!

درسته، رفیق

‫سمی، نه! وایسا سر جات!

‫وای، ببخشید، سیمون. ‫سعی کردم اول زنگ بزنم

به هیچ وجه نزدیک نمیشی

اون چیز رو تو زیرزمین پیدا کردم

جدی قرار نیست درباره‌ش حرفی بزنیم؟

دختره کل روز تو انبار گوشت کنار جنازه جکی لم داده

!بگو - بس کن -

گوه توش

شانا؟

شانا

شانا - چیه؟ -

وای خدا

این روزها تو کدوم سیاره سیر میکنی؟

زمین. تو چطور؟

سنجیده بود

عالم بی ثبات یه دختر مرحوم رو مسخره میکنی

خب، خودت شروع کردی

زیاد چیزی براتون نمونده

نت و تراویس یه چیزی پیدا میکنن

خودت هم به حرفت باور نداری

میتونی به خودت دروغ بگی

‫ولی بچه‌ت...

بس کن

چیزی‌مون نمیشه

با گوشم چیکار کردی، شیپمن؟

‫خب...

دفن کردم

نه، نکردی

گذاشتیش تو جیبت

آره، تا بعداً دفنش کنم

دروغگو

وای خدا

موقع خاک کردن گوشم تصورت کردم

تا حالا اینقدر خنده‌دار نبودی

یه تابوت کوچیک درست میکنی

وای خدا. برای گوشم یه دعایی هم میکنی

...میدونی چیه - وای خدا -

باشه. باشه. قبوله

ببخشید

بیا این‌جا

موهام رو میبافی؟

چی؟ چرا؟

‫چون اگه درست ببافی،

‫اونوقت دیده نمیشه... ‫میگیری که چی میگم

‫نمیخوایم مردم به شک و شبهه بیفتن. ‫مگه نه؟

همین‌جا بشینیم

‫آخرین بار سال اول دانشگاه موقع ‫ رفتن به خونه موهای همو بافتیم. یادته؟

آلیسا بندر نوشیدنی رام و پاستیل خورد

بعد موقع آهنگ "بلندترش کن" بالا آورد

رندی هم رفت روش لیز خورد

هوم

مطمئنم دیگه تا الان پخته

آره

عالیه

حالا دوتا شدین؟

شانا باز تو انباره؟

بیرون یخبندونه

خب، بهتره یکی‌تون بره و اونو بیاره

نرو. هرموقع خودش آماده بود میاد

یطور حرف میزنی انگار داره تکلیفش رو انجام میده، لات

داره با غمش کنار میاد و به حمایت ما نیاز داره

به نظرم مفیده

آره، خیلی مفیده

همه کسایی که 7 ماهه حامله‌ن

باید تا نصف شب بیدار بمونن و با جنازه بهترین دوست‌شون حرف بزنن

و ریسک سینه‌پهلو رو به جون بخرن

‫منصفانه نیست. ‫همیشه باید منتظرش بمونیم

خب، امشب سهمش رو نوش جون میکنیم

اونوقت به خودش میاد

کسی غذای شانا رو نمیخوره

کسی دست به سهم شانا نمیزنه

خیلی خب، این بوی گند از کیه؟ - همه‌مون -

آره ولی این دیگه آخرشه

ناموساً؟

تو سطل جیش کی ریده؟

‫بیخیال، بچه‌ها. ‫ما یه قانونی گذاشتیم

اگه شاش دارین، تو سطل

اگه عن دارین، لش ببرین بیرون

اعتراف کنین. کار کی بوده؟

‫شبیه عن دختراست یا میدونی...

مال یه پسریه؟

چی؟ - حرفشم نزن -

شوخی‌تون گرفته؟ یکم بزرگ شین

‫کار هرکی بوده، اعتراف کنه. ‫بعد بره خالیش کنه

ای تو روح‌تون

خودم ترتیبش رو میدم

اون یکی فانوس کجاست؟

دیروز دست آکیلا بود

من گذاشتمش سر جاش، میستی - ای خدا -

شماها خیلی کسخلین

کسی غذای من رو نخوره

خیلی خب

چطور شدم؟

بهت میخوره دوتا گوش داشته باشی

پیشرفت حساب میشه

حالا آرایشم کن

من که لوازم آرایش ندارم

پس اون چیه؟

‫یالا، شیپمن. ‫بافت بدنم بدجوری نکروز شده

از کلمات آزمون اس‌ای‌تی استفاده میکنی

تو تنها بچه باهوش کلاس نبودی

فقط دوست داشتی اینطوری فکر کنی

خب، جالبه

همیشه من از این کارها برات میکردم

تو همیشه مثل درمونده‌ها جلوی آینه وایمیسادی

میدونی، جف باهات سکس کرد چون

من تو رو به یه آدم دیگه تبدیل کردم

درست نیست - و تو هم فقط به این دلیل باهاش سکس کردی -

تا بتونی خودت رو جای من تصور کنی

خفه شو

وقتشه روراست باشی، شانا

تکون نخور. داری خراب میکنی

گشنته

آره، ماری هم داره شام میپزه

‫اگه اینقدر تکون نخوری...

دلت یه چیز دیگه میخواد

چیکار میکنی؟

چیزی نیست

من که دیگه نیازش ندارم

‫نه، بس کن! بسه!

نخند

‫خنده‌دار نیست!

‫دیوونه شدی! نخند!

چاقو که دست خودته

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

« ژاکـت زردهـا »

تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:

ای لعنتی

استوری اوربینا رو ببین

مست شده و پوست صورتش رو کنده

اخیراً خیلی ویپ میکشی

اگه دلم بخواد اینقدر بکشم تا از حال برم چی؟

اگه تنها راه کنار اومدن باهاش

این باشه که فراموشی بگیرم چی؟

با چی کنار بیای؟

اینکه بابا و مامانم عوضین و فقط به خودشون فکر میکنن

‫تمام چیزی که فکر میکردم واقعیه، ‫وجود خارجی نداره

‫ام...

اینقدر سرگرم کارهای خودشون هستن که

اصلاً متوجه نبود من نشدن

خب، شاید این چیز خوبیه

حالا هر کار بخوایم انجام میدیم

چقدر تو بچه‌ای

مامانم پرسید پنکیک با تکه‌های شکلات میخوریم یا نه

‫نه، نمیخوریم، کایل. ‫چون این رابطه تمومه

جدی میگی؟

کالی؟

‫تای!

‫منم، تای!

چطوری من بیدار نشدم؟

اصلاً با چی اینو بریدی؟

نمیدونم

آخرین چیزی که یادته چیه؟

عن رو ریختم دور و برگشتم

غذا خوردم

اومدم بالا و گرفتم خوابیدم

چیزی تو ذهنت بود؟

به گمونم، شانا

اینکه... چقدر تخمیه هنوز با جکی حرف میزنه

‫خب...

دیگه رفتارات عادی نیست

خیلی خب، گوش کن

اگه با لاتی صحبت کنیم چی؟

جدی میگی؟ - آره -

شنیدی که با تراویس چیکار کرد

‫وقتی بهش حمله عصبی دست داد ‫یا حالا هرچی که بود...

فکر کنم اونو بتونه کمکت کنه

من یه کلمه‌ام با لاتی حرف نمیزنم

تو هم همینطور

حله؟

باشه

خیلی خب، بیا

الان ضربان قلبت رو هم حس میکنم

تکون بخوری، من میفهمم

‫ نام اهنگ: ‫♪ Massive Attack - Inertia Creeps ♪

برای دعا نیومدی

گفتم تو جامو پُر میکنی

اگه تو هم بودی، بهتر میشد

چایی یه سمبله

سمبل چی دقیقاً؟

اینکه اینقدر منزوی نباشی

‫ فکر کنی همه چی رو میدونی

ببخشید. اون جادوگر بازی درمیاره

اونوقت من خاکی نیستم؟

درباره خودم حرف میزدم

رو مخت نمیره که ما این‌جا سوراخ کون‌مون یخ میزنه

‫تا غذا جور کنیم. ‫اونوقت اون خونه نشسته

دست بقیه رو میگیره، من‌من میکنه و

با ارواح تمام گیاه‌ها دوست میشه

همه یه نقشی دارن. باشه؟

تو این زمستون نمیتونیم فقط با غذا

زنده بمونیم

‫لعنتی. اون این حرفا رو ‫تو کله‌ت فرو کرده؟

‫من...

یالا. باید از این طرف بریم

باد اون طرف میوزه

کل بوته‌زار تو برف فرو میره

پوشش گیاهی کم‌تر، شکار کم‌تر

نه، قبلاً اون‌جا رفتیم

شکاری نصیبت نمیشه

‫حتی اگه چیزی هم پیدا کنی، ‫چطور میخوای بکشیش؟

یه راهی پیدا میکنم

باشه. اگه میخوای اون طرفی بری، برو

‫ولی...

‫میدونی، اگه قراره جدا شیم، ‫نقشه لازم داریم

‫همین که خورشید به اون قله رسید،

کنار اون درخت عجیب که خزه گرفته همو میبینیم

باشه؟

بعداً میبینمت. موفق باشی

تو تیمارستان مشغول نقاشی با انگشت بودی

حالا رهبر یه فرقه‌ای

معلومه حالت خوب شده

‫آخرین بار شنیدم، ‫برای پنجمین بار

از مرکز بازپروری اومدی بیرون

روند بهبودی تو چطور پیش میره؟

ما فرقه نیستیم

‫ یه جامعه اشتراکی هستیم که ‫دردمون رو به قدرت تبدیل میکنیم

تا بهترین نسخه از خودمون رو زندگی کنیم

منو دزدیدی، لاتی

برنامه‌ این نبود

اون یارو که تو جنگل داشتین زنده به گورش میکردین چی؟

یکی از انواع روش‌‌های شفابخشیه که این‌جا انجام میدیم

‫پس وقتی اون حرومی‌های بنفش پوشت ‫به من حمله کردن،

درواقع داشتی درمانم میکردی؟

ارغوانیه، نه بنفش

رنگ‌ها رو خودمون درست میکنیم

اونم از گل‌هایی که برای درمان زخم استفاده میشه

چه تأثیر گذار

‫بعد از مرگ تراویس،

نگران بودم کار احمقانه‌ای بکنی

برای همین دوستام رو فرستادم تا زیر نظرت بگیرن

و از قضا، یه تفنگ کردی تو حلقت

مجبور شدن سریع وارد عمل شن

راستی، خواهش میکنم

شارلوت

بوی تافی کره‌ای میده

توش ریشه ماکا ریختی؟

من آشواگاندا خواسته بودم

‫خواستم تمرکزم بره بالا، ‫نه شهوت جنسیم

‫ببخشید، شارلوت. ‫حتماً اشتباه قاطی کردم

میتونم یکی دیگه برات درست کنم

اشکال نداره

همینو میخورم

یعنی، ضرری که نداره. مگه نه؟

ببخشید برای دستت

هوم

این دختره الان بهترینِ خودش بود؟

عوضی نباش

نزدیک بود کورش کنی

سلام

خونه الانا خوش گذشت؟

ببخشید. من خرخر حالیم نمیشه

‫الان این یعنی...

‫"چه سوال احمقانه‌ای" یا...

وای خدا. نکنه داری خفه میشی؟

میخوای مانور هایملیش رو انجام بدم؟

خوب بود

خب، خدا رو شکر. مگه نه؟

خب، بابات بسته شده تو فروشگاه

میخوای بریم خرید

بدهی بالا بیاریم

مجبور شه بیشتر کار کنه؟

نه، مرسی

میتونیم به جاش بریم قدم بزنیم

میخوام با کایل بیرون برم. باشه؟ - ببخشید -

فقط خواستم با هم وقت بگذرونیم

‫داری بزرگ میشی و...

آره، باشه

تای، حدس بزن کی زنگ زده

میستی ام. دوباره

راستش امروز سومین باره

تو و شانا چیکار میکنین؟

بدون من

اسپایی چیزی رفتین؟

ولی جداً مدرکی دارم که نشون میده به جون نت سوء قصد شده

واقعاً از کمک هم‌تیمی‌هام میتونم استفاده کنم

بهم زنگ بزن

‫[کسی میدونه چطور به فیلم ‫این عتیقه دسترسی پیدا کنم؟]

من شاید یه ایده‌ای داشته باشم

ولی به شرطی که

دیگه به تئوری‌هام درباره آدام مارتین گند نزنی

منم احتمالاً یه ایده‌ای دارم

اینقدر با نخود سیاه وقت ما رو هدر نده

لعنتی

‫آماده‌ی مرگ باش!

چه مرگته، شانا؟

‫هی!

میدونستی؟

تو تشویقش کردی؟

قضیه چیه؟ - چی شده؟ -

‫میدونستم مشکل داره!

‫میدونستم درست نیست!

چی؟

بفرما، شانا. بگو

بگو با جکی چیکار میکردی

فقط... حرف میزدم

حرف؟ شانا موهاشو میبافه

آرایشش کرده

یا خدا

ژست هم درست میکردی براش. نه؟

مثل یه عروسک درب و داغون دست و پاش رو تنظیم میکنی

این عادیه، لاتی؟

مفیده برای سلامتی؟ - اشکال نداره -

اشکال داره

اون بهترین دوستش بود، تای

شانا، باید تموم کنی

به صلاح خودت و بچه‌ست

‫انگار مثلاً تو...

یا هرکدوم‌تون میدونین چی به صلاح بچه‌ست

خب، قطعاً این کارت به صلاحش نیست

از شر جنازه جکی خلاص میشیم

دیگه از جسد دو ماهه

باید خلاص شیم - نه -

آره

‫ما...

حتی نمیشه دفنش کرد

زمین یخ زده و سفته

ولی میتونیم بسوزونیمش

کمک کنین هیزم جمع کنیم - نه -

‫یالا! بجنبین!

قبل از غروب آفتاب باید تمومش کنیم

کاری رو میکنیم که چند هفته قبل باید انجام میشد

باید همین امشب تمومش کنیم

سلام

ببخشید سر زده اومدم

یه لحظه وقت داری حرف بزنیم؟ - حتماً. بیا داخل -

خب، سلام. موضوع کاریه؟

وای خدا. نکنه دوباره درخت اقاقیام

رو گل ادریسی آقای کیم آشغال ریخته

نه، فقط خواستم یه تذکری بدم

میدونی، به‌عنوان یه دوست

حتماً

باشه

‫ام...

آدام مارتین رو میشناختی؟

آدام مارتین؟

یه هنرمند محلیه

چند روزیه که گم‌شده

وای نه

آره، بذار نشون بدم

اوه، آره

تو خیابون کولفاکس

یه تصادف جزیی داشتیم و مجبور شدیم

اطلاعات بیمه

آره، آره، باهاش در ارتباطی؟

هنوز در ارتباطم؟ نه

باشه

مدرکی داریم که نشون میده

بین شما دو نفر پیام‌های زیادی رد و بدل شده

‫آره، چون...

متاسفانه

عوضی بازی درآورد

آره، مجبور شدم دنبالش بیفتم

تا هزینه رو مطالبه کنم

میدونی، تا قبول کنه مقصر خودش بود

که قطعاً همینطور بود

‫مامان، بیا دیگه!

‫اوه، کالی، سلام...

‫ایشون دوستم، کوین‌ـه. ‫دبیرستان با هم بودیم

عالیه. سلام

‫یه وقت تعطیل نشه، کارمون بمونه

گفتی آماده‌ای

ببخشید

مادر دختری میخوایم بریم خرید

میشه گفت ضروریه - نه، نه، نه -

ببخشید وقتت رو گرفتم - نه -

گوش کن

‫اگه باز سوالی بود، ‫تماس میگیرم. باشه؟

بازم سوال؟

وکیل نیاز دارم؟

وکیل برای چی؟

نمیدونم

فیلم‌های پلیسی زیاد نگاه کردم

به گمونم. ای خدا - خیلی خب -

مرسی

چرا به پلیس دروغ میگی؟

‫پلیس‌ها تبعیض جنسی قائل میشن. ‫باشه؟

‫مخصوصاً تو چنین شهرهایی...

‫اونا...

باور نمیکنن فقط یه رابطه بوده

سعی میکنن اشتباه

نشونش بدن

دروغ گفتی تا فمینیست باشی؟

راستش، برعکس

برای محافظت از بابات دروغ گفتم

به اندازه کافی سختی کشیده

فقط همین کم مونده همه بفهمن

من بهش خیانت کردم

عجب

چقدر باملاحظه‌ای آخه

کالی

کال؟

‫حداقل از در پشتی برو، ‫شاید هنوز بیرون باشه

خیلی بامزه‌ست، مامان

سمی

این‌جا چیکار میکنی؟

خواستم ببینمت

کل راه رو پیاده از مدرسه اومدی؟

آره

وای خدا

مامان میدونه این‌جایی؟

نه

درسته

خیلی خب، تو برو

با استیو بازی کن

‫یه لقمه هم برات درست میکنم. ‫باشه؟

به مامانت هم زنگ میزنم

چی میخوای؟

زیادی شلوغش نکن

چی شده، تاییسا؟

سمی این‌جاست

چی؟

بعد از مدرسه‌ش اومد

من کاری نکردم

آره، خیر سرت

‫راست میگم! ‫خودش اومد

لعنتی. میام دنبالش

که اینطور. پس بیشتر تمیز کننده‌های هیپوکلریته

میشه درباره پروتکل گرمایش و تهویه‌هواتون بدونم؟

ببخشید؟

هر چند وقت فیلترها رو عوض میکنین؟

‫از اون‌جایی که به بزرگراه ‫خیلی نزدیکین،

به گمونم ذرات معلق باید مشکل ساز باشن

‫نمیخوام مامانم در معرض ‫ آلودگی هوای

بالاتر از 35 باشه

‫سوال خوبی بود، قربان. ‫با بخش تعمیرات صحبت میکنم

و بهتون اطلاع میدم

پرسنل‌تون چطور؟

همه‌مون داستان‌های وحشتناکی شنیدیم

‫پرستارهای بی‌علاقه، ‫سادیست‌های رایج

از تمامی کارکنان تاییدیه اثر انگشت میگیرین؟

‫بهتون اطمینان میدم ‫پرستارهای ما

تو کارشون بهترینن

مامانم یه اتاق تک نفره

گوشه راهرو میخواد

میشه اتاق‌های موجود رو نشونم بدین؟

تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی

‫کجا...

از یه شاخه آویزون بود

چند کیلومتر عقب‌تر

دنبالش گشتی؟

!همه‌جا رو گشتم - زمین رو کندی؟ -

زمین رو کندی یا نه؟ - داد زدم ولی صدایی نیومد -

نه، نه - برگرد -

‫قسم میخورم!

باید بریم دنبالش

بیخیال

هی

هاوی مُرده

اون مُرده

آروم باش

‫شبی که تراویس مُرد، ‫قبلش بهم زنگ زد

گفت طبیعت برگشته

تا تسخیرش کنه

و گفت

میدونه باید چیکار کنه

پرسیدم منظورش چیه

ولی گوشی رو قطع کرد

و ترسیدم

کل شب رانندگی کردم

وقتی هم که

‫پیداش کردم،

وضعش داغون بود

ترسیده بود، توهم داشت

تنها راه مقابله با تاریکی

اینه که تا جایی که ممکنه به مرگ نزدیک بشی

‫وقتی ون نزدیک بود بمیره، ‫یا خودت

جفت‌تون گفتین یه چیزی دیدین

تنها راه مقابله و پی بردن به خواسته‌ی تاریکی

اینه که تا جای ممکن به مرگ نزدیک شی

‫این خاطرات رو فراموش کن!

ضربه روحیت تشدید شده

فکر کردم روش تاثیر گذاشتم

ای کاش اون شب خوابم نمیبرد

فکر نمیکنی بهتر بود

به من خبر میدادی؟

به نظرت من نمیتونستم کمکش کنم؟

ازش پرسیدم، نت

گفت تو فقط بدترش میکنی

نصف شب از خواب بیدار شدم و دیدم تراویس نیست

یه نامه‌ای گذاشته بود

برای دسترسی به حساب بانکیش و یه نوشته‌ای هم برای تو

‫تا با تمام سرعت رفتم سمت مزرعه،

جایی که کار میکرد

تو انبار غله پیداش کردم

به شکل یه سمبل

دور خودش شمع روشن کرده بود

تراویس، چه غلطی میکنی؟

خودمو دار میزنم تا بیهوش شم

و بتونم باهاش حرف بزنم. میدونی؟

گردنش رو بسته بود به یه جرثقیل

اون دکمه رو فشار نده - اگه بگه چی ازم میخواد -

میتونم از شرش خلاص شم

فقط برای چند دقیقه یه چند سانت از زمین بلند میشم

چطوری میخوای برگردی پایین؟

‫اگه نمیخوای کمک کنی، ‫خودم انجامش میدم

نه

باشه

وایسا. باشه

‫همین که بیهوش شی،

میارمت پایین. فهمیدی؟

انجامش بده

پس داستانش همینه؟

تراویس جون داد

چون دکمه گیر کرده بود؟

‫درسته...

یه اتفاق وحشتناک

میدونم یه چیزی رو ازم قایم میکنی

قسم میخورم

‫یالا! کار کن دیگه!

‫بهش ایمان داشته باش. ‫تو چراغ راهی

‫بهش ایمان داشته باش. ‫تو چراغ راهی

‫نه!

‫نه!

‫من نکشتمش، نت

من میخواستم نجاتش بدم

خب، جالبه

چون هر دفعه که تو سعی میکنی یکی رو نجات بدی

اتفاقات خیلی بدی میفته

و حالا بعد 25 سال به خودت نگاه بنداز

همون اتفاقات داره تکرار میشه

‫فقط این دفعه، ‫ساعت رولکس دستت کردی

و بازیچه‌های احمقی دورت هستن

که فکر میکنن تو معجزه میکنی

من جلوی

‫این مزخرفاتت رو میگیرم. ‫فعلاً نمیدونم چطور

ولی جلوت رو میگیرم - خب، حداقل -

‫برای این کار باید زنده بمونی. ‫این یه بُرده واس من

‫منو ببر ایستگاه قطار!

یا هرطوری که میشه از این خراب شده

‫برگشت به تمدن!

خب، متاسفانه دیروقته

شب رو باید این‌جا بمونی

پس این نقشه‌ای که برای نابودی من ریختی

باید صبر کنه تا استراحت کنی

این چه کوفتیه؟

تای؟

تای؟

‫تای!

‫وای خدا...

تاییسا؟

دارم میام

صبر کن - این چه کوفتیه؟ -

میدونستی دارم میام و در رو قفل کردی؟

ببخشید. حواسم نبود

چیه؟

سر و وضعت... داغونه

خوبه، مرسی، مونی

خوبه از تو بشنوم - سمی کجاست؟ -

با سگ بازی میکنه - سم؟ -

خیلی خب، به گمونم رفته اتاقش

بیخیال

میدونی، من که قصدش رو نداشتم

سیمون، بیخیال - !سمی -

‫وای خدا!

‫ای لعنتی...

حتماً برای جلب توجه فرار کرده

‫چون بین ما دعواست...

اونوقت تو به امون خدا ولش کردی؟

بریم پسرمون رو پیدا کنیم

لعنتی

ای خدا

لباسش رو نگه داریم؟

میخوای لختش کنی؟

یعنی، فقط ژاکتش رو میگم

حیفه که هدر بدیم

کسی دست به ژاکت جکی نمیزنه

شانا، ارزشش رو داره

نه! قرار نیست بحث کنیم که

لباس‌های جکی رو تنش میمونه یا نه

انگار خودش خیلی نیازش میشه - !بس کن -

الان پشتش در میای؟ یکم دیره

‫کون لقت، ماری! لعنت بهت!

‫کافیه!

یکم بهش مجال بده

کایل واقعاً شوکه شده

راستش واقعاً قشنگه

میگه فقط بهم بگو چی کار کردم؟

کالی؟ کالی؟

اون یارو چشم ازت برنمیداره

برو باهاش لاس بزن و بعد برو خونه‌ش

باشه

شوخی کردم

چرا که نه؟

ممکنه طرف روانی باشه

داره جدول کلمات حل میکنه

قاتل‌های سریالی عاشق جدولن

یه حقیقت اثبات شده‌ست

کالی

لعنتی

♪ تصور میکنم ♪

بابا بزرگ منم جدول حل میکنه

واقعاً؟

خب، این دور و بره؟

‫واقعاً سر شماره 16 ‫کمک لازمم

"شیطانی"

♪ دلیلی برای گریه وجود نداره ♪

هیچ ربطی به راهنما نداشت

خب، به گمونم یه نوشیدنی بدهکارمی

‫باید نوشیدنی مهمونت کنم ‫ چون تا این‌جا اومدی و

و از جدول من

کلمه اشتباه رو حدس زدی؟ - خب -

‫اگه درست حدس میزدم،

کی میدونه اونوقت چی میخواستم؟

هی، یه ویسکی فایربال

و شما...؟ - منم همون -

‫خب...

چرا تو روز نوشیدنی میخوری؟

شب‌ها خلبان جنگنده‌ام

♪ دوست دارم ♪

مطمئنم دروغ میگی

‫ای لعنتی. میشه "سرامیک"

چی؟

راهنما رو خوندم

‫"سرامیک"

حالا تو باید جواب سوالم رو بدی

خب، باشه

فقط چون ثابت کردی نابغه‌ای

ام

اهل بروکلین ام

ولی این‌جا بزرگ شدم

‫و...

میدونی، پدر و مادرم

بعد از 26 سال ازدواج ناموفق

بالاخره مامانم دیگه خسته شد

میخواد بره

و من هم کمک میکنم

شوخی میکنی

آره، گفتم که بامزه به نظر بیام

‫نه، منظورم اینه...

‫من...

شرایط‌‌مون یکیه

آره، سال آخر دانشگاه راتگرزم

ولی این ترم مجبور شدم مرخصی بگیرم

‫مامانم...

‫به بابام خیانت کرد. ‫خودش یه داستانیه

ببخشید

سخته

♪ دوست دارم ♪

ولی

ما حال‌مون خوبه. مگه نه؟

بیخیال. اینطور نیست که اومده باشیم یه بار قدیمی و تو روز روشن مست و

سفره دل‌مون رو برای یه غریبه باز کرده باشیم

دقیقاً

من کالی ام

منم جی

این دیگه چه مصیبتیه؟

با صورتش چیکار کردین؟

تصمیم گرفتیم وقتشه که کنار بیایم

روزمون کامل‌تر از این نمیشد

صبر کن. اون مال هاوی‌ـه؟

نه

غیر ممکنه

یه کلمه‌ام چیزی نگو

‫نه، هاوی زنده‌ست. ‫میتونم حسش کنم

‫محض رضای خدا خفه شو!

نمیفهمی چقدر داری بهش ضربه میزنی؟

چرا؟ لاتی، چرا؟

دلیلت برای این کارها چیه؟

‫نمیشه همش...

جکی

دیگه دوستی مثل تو پیدا نمیکنم

زندگیم رو بدون تو نمیتونم تصور کنم

متاسفم

و دوست دارم

خدافظ، هاوی

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

خیلی خب

وقت ملافه تازه‌ست، عزیزم

وای

وا

شک ندارم که این نامه رو میخونی

چون اونقدر باهوش هستی که ازش سر دربیاری

درسته

ببخش ولی دوربین امنیتی الکیه

فقط یه عامل بازدارندگیه

‫با این حال، یه مردی رو ‫شناسایی کردم که

‫3 ماهه تو متل زندگی میکنه

‫و فکر میکنه قراره فردا ساعت 11 صبح

توسط اف‌بی‌آی بازجویی بشه

آیا مامور کوئیگلی ملحق میشه؟

لطفاً به کمیته شهروند کارآگاه خبر بده که

تو انتخاب شدی

‫این نامه خود به خود نابود میشه ‫در ده...

‫نه...

جدی نگیر. شوخی کردم

‫اراداتمند شما، دیوانه‌ای در پزشک قانونی

خدمت رئیس

من قهوه لاته نمیخورم

ای خدا. شنونده خوبی نیستم

خب، دختره رو دنبال کردم

و تو یه باری دو ساعت باهاش وقت گذروندم

خیلی خب، آروم باش

مرد متشخصی بودم

خنده‌دار نیست، مت

و اینکه چه غلطی میکنی؟

ما سر این پرونده مامور مخفی نیستیم

به صورت غیررسمی مخفی هستیم

حالا این‌جا رو گوش بده

خانوم سدکی به شوهرش خیانت کرده

دختره خودش تایید کرد

احتمالش چقدره که دوست پسره خود آدام مارتین باشه؟

کوین، میتونیم همین الان بیاریمش اداره

سخت بگیریم - چی؟ نه -

نه، باز میگم منتظر بمونیم. باشه؟

شانا باهوشه

مدرک بیشتری نیاز داریم

چیه؟ چیه؟

منظورت چیه؟

ببین

باهاش هم مدرسه‌ای بودی

بعدشم اون قضیه سقوط هواپیما

مطمئنی دو دل نشدی؟

ای خدا

یه ساله که وارد این شغل شدی؟

فقط... آروم پیش برو. حله؟

وگرنه گند میزنی

باشه - حله؟ -

‫هی...

‫میدونم شرایط داغونه ولی...

از طرف مدرسه‌ست

بذار روی بلندگو

بفرمایین. سلام

سیمون آبارا؟

سانیا، سلام

‫اگه دفعه بعد مشکلی پیش اومد، ‫زودتر به ما خبر بدین

‫چی؟ من...

‫من... ببخشید...

پسرتون منتظره بیاین دنبالش

اوه، خیلی خب

حتماً از مدرسه رفته و برگشته

سمی دو ساعته که تو دفتر منه

مدرسه‌ی ما شبانه روزی نیست

میشه لطفاً بیاین دنبالش؟

بله

حتماً. عذر میخوام

و مرسی. زود خودمو میرسونم

‫تو...

خیلی مریضی، تاییسا

باید تمام کارهات رو بیخیال شی

و دنبال کمک باشی. میفهمی؟

یهو اومد

گوش کن. نمیذارم با این وضع مامانش باشی

اون چیه؟

باید بریم

Aren Zohrabi : تـنظیـم زیرنویس از

♪ من کلید ♪

خودش ازمون میخواد

♪ قفلی توی خونه‌ات هستم ♪

♪ که اسباب بازیات رو تو زیرزمین نگه میداره ♪

♪ و اگه زیاد داخل بری ♪

♪ انعکاس نور منو میبینی ♪

♪ همیشه بهتره که پوشیده باشه ♪

♪ من اون تیشه‌ی تو یخ‌ام ♪

♪ داد نکش ♪

♪ یا زنگ خطر رو نزن ♪

♪ میدونی که تا زمان مرگ با هم دوستیم ♪

♪ همیشه وقتی چراغ‌ها خاموشه بهتره ♪

♪ همیشه همه چی ♪

♪ از بیرون بهتره ♪

♪ هر طرفی میچرخه ♪

♪ من اونجام ♪

♪ جمجمه‌ات رو باز کن ♪

♪ من اونجام ♪

♪ که دارم از دیوارها بالا میرم ♪

♪ که دارم از دیوارها بالا میرم ♪

♪ که دارم از دیوارها بالا میرم ♪

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.