Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت...
هورا! هورا! هورا!
میریم مسابقات قهرمانی ملی!
موتورها از کار افتادن. ترمز هوایی!
برین بیرون!
هواپیما سقوط کرد. بعضی از دوستام مُردن!
بقیهمون گشنگی کشیدیم،
لاشخوری کردیم و نشستیم پای دعا
تا اینکه بالاخره پیدامون کردن
یه دریاچه اینجاست - نگاه کنین -
غذامون تموم شده و تمام امیدمون شما دوتایین
یعنی شما هم باید به هم اعتماد کنین
بعد از اینکه نجاتمون دادن،
من دیگه هدفی تو زندگی نداشتم
بالاخره فهمیدم چطور پسش بگیرم
سلام، میستی - سلام، نَت -
تاییسا ترنر موفق شد
سناتور فعلی، فیل بثرست، رو شکست بده
و بهعنوان اولین سناتور زن سیاهپوست نیو جرسی
انتخاب بشه
ولی امیدوارم خودت بدونی
هرچی که دربارهم میگن
حقیقت نداره - میدونم -
تو آدم بده نیستی
کس دیگهای بده؟
یه نفر کشیدش بالای دار
و بعد سعی کرد ردش رو بپوشونه
فکر میکنیم کار همون آدمیه که ازمون اخاذی میکنه
اخاذی؟
من حس بدی نسبت به اینجا دارم
وَن کجاست؟ - زندهست -
وَن مراقبت پزشکی شدیدی نیاز داره
من با هواپیمای اون خدابیامرز سمت جنوب پرواز میکنم
بهم یاد دادن خدا از طریق رویاها با ما حرف میزنه
باید خون بریزین
خون؟ - داریم پرواز میکنیم -
لعنتی
کی بهت رانندگی یاد داده؟
من آدام هستم - شانا -
ممکنه رابطهمون به جایی برسه
تو اینترنت از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه
ولی اثری از دوست پسرت نیست
اگه گولت زده باشی چی، مامان؟
قضیه اخاذی رو فهمیدم - کدوم اخاذی؟ -
وای خدا، جف. چیکار کردی؟
چیزی نمونده بود فروشگاه رو از دست بدم، شانا
برای همین از ما اخاذی کردی؟
میتونیم ازش بگذریم، فراموش کنیم اتفاقی افتاده
نه، جف، نمیتونیم
چرا؟ - بهش چاقو زدم -
کسی قارچها رو ندیده؟
چرا، ریختیم تو غذا
فکر کنم میستی دوباره مسمومم کرده
فکر کنم همهمون رو مسموم کرده
بس کن!
من تو رو دوست ندارم. من همجنسگرام
شانا
فرار کن
ماشینت رو جلو در پارک کردم
بنزین برات زدم و
مایع شیشه شورت رو هم پُر کردم
جندهی عوضی
گشنگی ما زیاد طول نمیکشه
شانا با جف سکس میکرد
بابای بچهش اونه
تو بهترین دوستم بودی
اینقدر شیفته خودتی که
بعید میدونم بقیه آدما اصلاً به چشمت بیان
پس بهتره خودت بری
نه
نه، نه، جکی
طبق گزارش کلانتر او کانر، آدام مارتین
آخرین بار دوشنبه دیده شده
خونواده و دوستان نگرانش گفتن...
نه! ولم کنین...
لاتی متیوز دیگه کدوم خریه؟
و بگذار تاریکی ما را آزاد کند
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
نام آهنگ: ♪ Sharon Van Etten - Seventeen ♪
تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:
♪ به نظرم همهتون شبیه همین ♪
♪ همیشهی خدا منحرفی ♪
♪ فکر میکنی میدونی ولی سخت در اشتباهی ♪
♪ پاتوقهای مرکز شهر ♪
♪ وسط خیابون ♪
♪ من قبلاً آزاد بودم ♪
♪ یه زمانی 17 سالم بود ♪
♪ دور و بر خودت ♪
♪ سایهم رو دنبال کن ♪
♪ یه زمانی 17 سالم بود ♪
♪ حالا شما هم شبیه منین ♪
♪ پاتوقهای مرکز شهر ♪
♪ قبلاً تو این خیابون مشغول بودم ♪
♪ یه زمانی 17 سالم بود ♪
♪ یه زمانی 17 سالم بود ♪
♪ حالا کم رو شدی ♪
صبر کن
♪ تو محله خودم انتظار میکشم ♪
♪ خورشید داره طلوع میکنه ♪
خب، انگار همیشه از مرگ برمیگردی. مگه نه؟
مرسی، لات
مقدماتی باقی میمونه
محل سقوط هواپیما در 600 مایلی شمالِ...
ببخشید. چند نفر برگشتن؟
از راه رسیدن!
اونجان! بیاین بریم!
میشه یه چیزی به ما بگین؟
تاییسا، چی شد؟
میستی!
میستی! میستی!
کی زنده موند؟
چطور از سرما جون سالم به در بردین؟
چطور اینقدر دووم آوردین؟
یه چیزی بگین...!
از وقتی که برگشته خونه، یه کلمه هم حرف نزده
لب به غذا نمیزنه و اصلاً نمیخوابه
تو ساعتهای عجیبی تو خونه میچرخه
ما هم نمیدونیم چیکار کنیم
ناامیدش کردیم
طبیعتاً، درموندهای
قبلاً از این موارد دیدم
دکتر، برو سر اصل مطلب
میتونی درمانش کنی؟
♪ میدونم که اینطوری میشی ♪
♪ نابود میشی ♪
♪ فقط برای اینکه ببینم ♪
♪ متاسفانه قراره ♪
♪ دقیقاً مثل من بشی ♪
♪ پاتوقهای مرکز شهر ♪
♪ میون این زندگی ♪
♪ قبلاً احساس آزادی داشتم ♪
♪ یا فقط یه رویا توی ذهنم بود؟ ♪
خفه شو
خفه شو. خفه شو. خفه شو
هی
!فقط خفه شو - هی -
میتونن حالت رو بهتر کنن
همونطوری که به من کمک کردن
حقیقت ماجرا اینه که،
کسی نمیتونه به شما کمک کنه
مسلماً از عهده من که خارجه
فقط یه نفر هست که میتونه
شما رو برسونه به چیزی که واقعاً میخواین
خودتون
واقعیترین و
بیشیله پیلهترین نسخه از خودتون
برای همین اینجایین [حال حاضر]
تا بتونم معرفیتون کنم
در حال حاضر، این نسخه از شما
دقیقاً از خودش شناخت داره
و میدونه چی میخواد
نسخه اصلی و اولیه
و هیچی دردناکتر از این نیست که بخواین پنهونش کنین
ما میخوایم دنیا رو مقصر دردهامون بدونیم...
پدر و مادرهایی که ازمون حمایت نکردن
معشوقههایی که به ما عشق نورزیدن
ولی حقیقت اینه که،
مقصر حال بدمون فقط خودمون هستیم
و بقیه داستان...
اصلاً مهم نیست
مهم نیست. قبول دارین؟
چون واقعی نیست
واقعی نیست
« ژاکـت زردهـا »
لطفاً اسمتون رو جلو دوربین بگین
شانا، شانا سدکی
خانوم سدکی، طبق توضیحاتی که دادم
از حقوق خودتون اطلاع دارین؟
بله، دارم
چرا آدام مارتین رو کشتین؟
چی؟ من این کارو نکردم
چیکار نکردین؟
من آدام... یا هرکس دیگهای رو نکشتم
من کسی رو به قتل نرسوندم
منم نگفتم به فتل رسیده
ولی... خب، گفتین یکی اونو کشته
خب، سکستون چطور بود؟
فوقالعاده بود یا فقط به شدت جذاب؟
قطعاً این سوال رو ازم نمیپرسن
اوه، پس،
شق نکرد. آره؟
برای همین کشتیش؟
خب، فکر کنم کارمون اینجا تمومه
تازه شروع کرده بودیم
صحبت با پلیس اونطور که تو تلویزیون به نظر میرسه،
آسون نیست. کاملاً واضحه
یعنی چی؟
شوخی میکنی؟
یعنی فاجعه بودی
تنها حرفی که باید به پلیس بزنی اینه:
"من وکیلم رو میخوام"
برای همین رو کوکی هم نوشتمش
باشه. خب، خوش گذشت...
ولی دیگه باید برم
نه، نمیشه بری
تاییسا و ناتالی هنوز حتی نیومدن
میستی، یه ساعته پیداشون نشده
وقتی یکی اینقدر دیر میکنه،
یعنی قرار نیست بیاد
ولی من نوشیدنی پانچ درست کردم
خب، عالیه
میدونی، من سعی دارم یه کار خوب انجام بدم،
به دوستم کمک کنم جرم ناموسیشو ماستمالی کنه
و اونوقت چی نصیبم شد؟
میدونی، زندگی منم در خطره
میدونم ولی ما احتیاط کردیم. مگه نه؟
یه چیزی رو از قلم انداختیم
میتونم حسش کنم
از شر تمام وسایل آدام خلاص شدی؟
ام، آره
قطعاً - با تعلل جواب دادی -
نه
دفترچههات چی؟
آره - این دفعه سریع جواب دادی -
میستی
باشه. حله
ولی قبل از رفتن،
یکم با خودت پانچ هاوایی 5-0 ببر
همون پانچ هاوایی سادهست
فقط یه اسم جذابتر بهش دادم
ظرق درب دار هم میتونم بهت بدم
یه ملاقه هم میتونم قرض بدم
اونوقت دیگه وسایل پانچ خوریت تکمیله
هر کدوم رو بخواین میتونیم با شما بفرستیم تو اتاق بازی
تا بهتر باهاش آشنا شین، خانوم ترنر
یا بهتره بگم خانوم سناتور
اوه...
نیاز نیست
اون یکی رو میخوام، استیو
اشکال نداره جلوی در شما رو ببینم؟
باید چندتا تماس بگیرم
خب، چندتا فرم باید پُر شه...
خودم ترتیبش رو میدم
من تلفنی به شما رای دادم
ممنونم. هر طور رای بدین حسابه
وای، نه، من فقط..
خیلی برام ارزش داشت. فقط همین
بعد از چند سال، بالاخره تونستم
از کسی که پشت مردمه حمایت کنم
ارزشمنده
برای خیلیهامون
ببین
با حرفامون خیلیا رو عصبانی کردیم
و حالا، نمیدونم...
باید نرمشون کنیم یا خلاصه یه غلطی بکنیم
درسته - باید بری ملاقات -
اتحادیه معلمان و کم کم کنترلشون کنی
با توجه به اینکه حتی نصف وعدههامون رو هم
نمیتونیم عملی کنیم
یه تور گردشگری از باشگاههای خصوصی هم دارم ترتیب میدم
کلی پول نیاز داریم
اگه قراره دوره بعد هم انتخاب شی
دوره بعد؟
من هنوز حتی کارم رو شروع نکردم
صدای بیسکویتـه؟
ببین. بعداً بهت زنگ میزنم. باشه؟
[هنرمند گم شده در هابوکن]
آخرین صورتحساب کارت بانکی مارتین رو چک کردم. نقطه
نپرس چطور. نقطه
کلاهبرداری ایمیلی هم در کار نیست. نقطه
چشمک. نقطه
وای خدا. از تلگراف بدم میاد
"خیلی خب، دیگه دوران تلگراف تموم شده"
بگذریم. بیشتر چیزهای عادیه
بیمه ماشین، اینترنت کابلی، کلی سفارش غذا
ولی بعد هزینههای یه رستوران شیک،
مینی گلف، لباس زیر زنونه برند لا پرلا
بیخیال، مردم. میدونیم ته داستان چیه
همیشه کار شوهرهست
مگه اینکه اون دوست مرموزش نقشی داشته باشه
نه!
آروم
چیزی نیست
تیری در تاریکی بود
چه خبر، خانوم اس؟ - سلام، کایل -
سلام، کالی
خوبه. میخواد بشینیم خوش و بش کنیم
باشه. بیخیال
تو هم دیگه بهتره بری
باید برای امتحان زیست درس بخونم
باشه، حتماً
جدی میگم
ای خدا. اینقدر سیریش نباش
بعداً بهت زنگ میزنم. باشه؟
باشه. مهم نیست
تو و کایل مشکلی با هم دارین؟
راستش، نه. شاید مجور شم باهاش بهم بزنم
مگه اینکه شانس بیارم و اون آب شه بره تو زمین
چیزی هست بخوای ازم بپرسی، کالی؟
خودت چیزی هست بخوای بگی، مامان؟
ازم چی میخوای؟
نمیدونم
مثلاً طوری رفتار نکن انگار همه چی سر جای خودشه
تو اخبار تخمی هم پخش شد، مامان
لطفاً مراقب حرف زدنت باش- خودت مراقب حرفات باش -
خب، منطقی نیست
بابا حق داره بدونه جریان چیه. باشه؟
اتفاقی که بین من و آدام افتاد یه اشتباه بود
ولی الان دیگه تموم شده
و تازه، بابات همین الانش هم میدونه...
صبر کن ببینم
بهش گفتی؟ - آره -
بهش گفتم
وای خدا. چطور تونستی اذیتش کنی؟
...چی؟ خودت الان گفتی - خیلی خودخواهی -
نام آهنگ: ♪ Smashing Pumpkins - Drown ♪
خیلی خب، آماده شو، ملوان
آیندهت مشخص شده
قراره...
تو یه آپارتمان زندگی کنی
تو نیو جرسی
به عنوان یه مادر خونه دار
با یک میلیون دلار پول
و همسر...
جف
پس اساساً قراره مثل مامانم زندگی کنم
عالیه. حال داد - بیخیال -
مامانت قطعاً یه میلیون دلار پول نداره
گل گفتی، عوضی
خلاصه، بگذریم
نمیخوام درباره آینده حرف بزنم
دوست دارم در لحظه زندگی کنم
باشه
باشه - داری بهتر میشی -
این...
چیزی نیست
ارزشش رو داره
از وقتی به فکرش افتادیم
شبها راحت میخوابی
ارزش نداره، اگه داری اذیت میشی
گفتم که باید شبها منو اونجا زندونی کنی
بقیه لازم نیست بدونن
خیلی خب، راپونزل جان
تصمیمش با منه که اون بالا کنارت باشم
نه تو
شاید خوشم میاد که منو ببندی
تا حالا بهش فکر کردی؟ - خفه شو -
خفه شو. بسه
باید سبزی بیشتر بریزی
همین کارو میکنم
خب، شانا کدوم گوریه با این گوشت کوفتی؟
جداً نمیخوایم دربارهش حرفی بزنیم؟
کل روز تو انبار گوشت کنار جنازه جکیـه
ماری، ولش کن
دو ماه شده
یکم بهش وقت بده
باشه؟ هنوز عزاداره
آره، یا اینکه دیگه کاملاً دیوونه شده
به نظرت درباره چی حرف میزنن؟
بچهها
مثلاً درباره خدیان خاک؟
یا دوست پسرهای احمق نچسبشون؟
چه اهمیتی داره؟
کریستال
آواز خوندنت رو تموم کن
باشه؟ رو اعصابی
آواز نمیخوندم
زمزمه میکردم - همون -
دیگه بسه
حالا چطور شروع شد؟
رابطه تو و جف رو میگم
اگه نمیخوای درباره آینده صحبت کنی،
بهتره یکم گذشته رو بیل بزنیم
احتمالاً برای همین هنوز اینجام
انگار دو دستی چسبیدی بهم
شبیه داستانهای احضار روح
باشه
چی میخوای بدونی؟
چطور شروع شد؟
اون مهمونی تو هالمدل رو یادته که
پلیسها اومدن و همه فرار کردن؟
میدونی، خودت پریدی تو مینیون جیمی هافمن
و پلیسها هم داشتن مردم رو جمع میکردن
ما هم از حیاط پشتی فرار کردیم سمت جنگل
بعدش...
یکم قدم زدیم
ادامه بده
خب، شما کلی با هم بحث و دعوا داشتین
و انگار بهش گفته بودی مطمئن نیستی
که بخوای رابطه رو ادامه بدی
وضعش داغون بود
کسشره
دعوا کردیم چون خودش گفت مطمئن نیست
کنار کسی که باهاش سکس نمیکنه
چقدر دووم میاره
پس، آره، منم بهش گفتم مطمئن نیستم
چقدر میتونم کنار کسی بمونم که چنین حسی داره
جکی، من...
نمیدونستم
ولی میدونستی
آروم
خب، بعدش چی شد؟
بوست کرد؟
لعنتی
پس تو بوسش کردی
چرا؟
نمیدونم - چرا، میدونی -
یالا. بگو
بگو، شانا
میخوام به زبون بیاری - بس کن -
نه، نه، نه، نه
این چیه؟ لعنتی
نه، نه، نه، گوه توش
لعنتی
دوباره مجبور شدم جیره رو کمتر کنم
زیاد برامون گوشت نمونده
آروم
خانومم پشت خطه
یه لحظه صبر کن
مک دونالد، بخش ناگت مرغ
ببخشید. گفتی "بخش ناگت مرغ"؟
درسته
چون جوری مبل 6 نفره میفروشم که انگار این کارهام، عزیزم
خب، واقعاً هم کارم اینه دیگه
منظورم اینه، مثل آب خوردنه برام
امروز 3 تا ست برای اتاق نشیمن فروختم
امروز یه چند تیکه هم فروختم
شانا؟
صدامو داری؟ - آره -
همه چی رو به راهه؟
اون استودیوی هنری داشت، جف
آدام رو میگم
لعنتی
میدونی کجاست؟ - فکر کنم -
فکر کنم نزدیک جالی هچره
تا حالا اونجا رفتی؟
نه، نه، هیچوقت
باشه
به نظرت چی داره؟
مشکل همینه
نمیدونم
سمی!
ها؟
!شوخی میکنی! هاپو - درسته، رفیق -
سمی، استیو. استیو، سمی
سمی، نه! وایسا ببینم!
ببخشید، سیمون
سعی کردم زنگ بزنم - به هیچ وجه -
نزدیکش نمیشی - یعنی چی؟ -
خیلی خب، جریان چیه؟
مشکلی نیست، عزیزم
برو کنار حصار منتظرم بمون
ببین. من و مامانت...
فقط باید یه لحظه با هم حرف بزنیم. باشه؟
انگار یه سوءتفاهمی پیش اومده، سم کوچولو
حرف مامانی رو گوش کن. بعداً بهت زنگ میزنم. باشه؟
دوست دارم
چه کوفتی شده؟
من...
اون چیز رو تو زیرزمین پیدا کردم
کدوم چیز؟
تو حالت خوش نیست
و اگه کمک نگیری... یعنی، واقعاً پیگیری نکنی
دیگه هیچوقت سمی رو نمیبینی - سیمون، صبر کن -
روحمم خبر نداره چی میگی
خب، بذار جوری بیان کنم که
درک کنی
اگه از شغلت استعفا ندی
و برای این بلا یا هر کوفتی که گرفتارشی
درمانی پیدا نکنی،
چارهای برام نمیمونه جز اینکه برم پیش مطبوعات
فهمیدی؟
یا خدا
بیا بریم، عزیزم
گوه توش
تنـظـيـم زيـرنویـس از: آرِن زُهرابـی
هاوی
هاوی، هاوی
هی، هی، چیزی نیست
این روباهه، روباهه
تراویس، بیخیال
هی، هی
چیزی نیست
یالا - ببخشید -
بهتره زودتر برگردیم
هوا تاریک میشه
باید بیشتر بگردیم
و صبح زودتر پا شیم
شاید هاوی یه کلبه دیگهای پیدا کرده و...
نمیدونم ولی...
میتونیم یه ساعت قبل از طلوع آفتاب شروع کنیم
اگه هاوی هنوز زنده باشه...
یعنی، منطقیه شاید یه جای دورتر باشه
باید برگردیم. آره، راست میگی
اگه اینجا تو تاریکی گم شیم،
کمکی عاید کسی نمیشه
وایسا
علامت میذارم
آروم
بیا بریم
سلام. شما مدیر اینجایی؟
نه، راستش من نگهبان وایسادم
همکارم اون پشت مدیر رو گرفته زیر مشت و لگد
تا رمز گاو صندوق رو از زبونش بکشه
اومدیم جواهرات "بارونس" رو بدزدیم
خانومی که تو اتاق 135 بود چی شد؟
بذار گزارشها رو چک کنم
تو که کاری نمیکنی
هوم
بذار دوباره سعی کنم
مو قهوهای، جذاب
قیافهش به چاقو کشها میخوره
اون بهترین دوستمه و بدون اطلاع به من
از شهر خارج نمیشد
پس حتماً بلایی سرش اومده
تو زندگی سر همهی ما بلا میاد
درسته
ولی سر بعضیها بلاهای بدتری میاد
که به تصمیماتمون بستگی داره
لری فرانکوسکی، خیابون 65 یونیون، آپارتمان ب 2
بگو ببینم، لری
شماره تامین اجتماعیت 138-00-2671 هست؟
یا...
نه
مطمئنم همینه
ببین، خانوم. باهات روراست صحبت میکنم
فشار آب اینجا مزخرفه
جوش ترکیبی هیجانانگیز از تراژدی قریبالوقوع و
رویاهای نابود شدهست. اینترنت کابلی یا وای فای نداریم
رازداری، تنها چیزیه که داریم
تا حالا اینجا موندی؟
جوابش منفیه
حتی اگه مونده باشی، باز منفیه
منظورم رو میفهمی؟
اگه کسی میخواد درباره
مسافرهای ما اطلاعاتی کسب کنه،
بهتره با مجوز بیاد
در اون صورت هم، حافظهم مثل ماهیه و
دست خطم خرچنگ قورباغه
متوجهی؟
باشه، خب، محض اطلاع
من دو روز مرخصی دارم،
مثانهم به طور غیر طبیعی بزرگه،
و جدیدترین رمان نورا رابرتز هم تو کیفمه
پس...
همینجا منتظر میمونم
اون رفت
برای صورتحساب پول نقد گذاشت و وسط شب جیم زد
راضی شدی؟
اینجا بوی ماریجوانا میده
ماریجوانا؟
پس، اینجاست؟ مطمئنی درست اومدیم؟
وای، مال خودشه
♪ جونم رو میدم تا ♪
♪ تو رو کنار خودم حس کنم ♪
♪ اینکه بدونم تو مال منی ♪
هی، میدونی چطور میشه دانشجوی هنر رو از جلو در خونه دک کرد؟
چطوری؟ - پول پیتزا رو میدی -
♪ برات دعا میکنم ♪
♪ روحم رو میفروشم ♪
وای خدا
باید از شرشون خلاص شیم
♪ یکی مثل تو ♪
براش ژست گرفتی؟
نه
♪ هر کجا میرم چهرهت رو میبینم ♪
♪ هر بار صحبت میکنم صدات رو میشنوم ♪
حالت خوبه؟
♪ بالاخره باورم میکنی ♪
الان چی تو فکرته؟
نمیدونم
♪ و دیگه هرگز نادیده گرفته نمیشم ♪
فکر اینکه تو رو کنار کس دیگهای ببینم، همیشه منو میترسوند
♪ حاضرم برات بسوزم ♪
ولی همزمان حشری هم میشدم
♪ چاقو رو میچرخونم ♪
♪ و قلب پردردم رو از جا درمیارم ♪
زبون یه نفر دیگه تو دهنت باشه
بوی یه نفر دیگه بهت بگیره
فکر میکردم بهخاطر این افکار، منحرف جنسیم
♪ برات التماس میکنم ♪
♪ برای تو چهاردستوپا راه میرم ♪
الان چه فکری میکنی؟
♪ تا اینکه ببینمت ♪
از همینی که هستم خوشم میاد
♪ تو دقیقاً شبیه منی ♪
♪ تمام عشقی که از دست دادم رو ♪
♪ زیر پا بذار ♪
♪ از دردی که باهاش زندگی میکنم ♪
♪ رهام کن ♪
♪ بهم باور پیدا میکنی ♪
♪ و دیگه نادیده گرفته نمیشم ♪
♪ حاضرم برات بمیرم ♪
شانا، شام آمادهست
هی
چه غلطی میکنی؟
من؟
ازش فاصله بگیر. قوانین رو که میدونی
نمیخوام کسی رو مسموم کنم که
دوباره
صبح باز قرعه به تو افتاد، میستی
باید بری آب بیاری
ولی منصفانه نیست
هر روز من دارم انجامش میدم و اون بیرون سگ سرماست
من...
باشه
خوبی؟
ام، آره
چطور؟
جف...
شانا، فقط لطفاً...
ببین. یه حرکتی باید بزنیم
چون نمیشه بدون اینکه کسی ببینه
همه رو ببریم بیرون
باشه
باشه
♪ باید یکم کوتاه بیای ♪
♪ یکم تحمل کنی ♪
♪ بذاری قلب بیچارهت یکم بشکنه ♪
♪ این داستان ♪
♪ و زیبایی عشقه ♪
♪ مامانم بهم گفته ♪
ای خدا. دهن کیریت رو ببند!
وای خدا. ببخشید
دیگه افتاده تو سرم
باید میزدم بیرون. بعضی اوقات آواز خوندن کمکم میکنه
میدونی، یکم سبک میشم
میدونم برای کسایی که به تئاتر علاقه ندارن
رو مخه
هر روز صبح پا میشم به خودم میگم:
"کریستال، اینقدر آواز نخون
همه رو دیوونه کردی"
باز حواسم پرت میشه و شروع میکنم به خوندن
تو هم یه بار امتحان کن. کمک میکه
من نمیتونم بخونم - نه، همه میتونن -
فقط یه مربی آواز خوب میخوای
میتونم بهت یاد بدم
وای خدا. میتونیم با هم بخونیم
سلام. چطور پیش رفت؟
عالی
فقط اینکه باز مثل همیشه
دست خالی برگشتیم
ولی حداقل...
این رو داریم
داره بهتر میشه
هوهم
خیلی خب
خیلی خب...
اینجا؟
خب...
11 کیلومتر تو هر جهت؟
تقریباً
اثری از حیوون نیست
یا همینطور هاوی
میدونی...
دیگه تو این مرحله...
منظورم اینه
به هیچ وجه امکان نداره
میدونم
ولی خودت تراویس رو میشناسی
آره
آره، حتماً سخته
معلومه بدون اینکه چیزی بگه گذاشت و رفت
دوست صمیمی بخوره تو سرم
براش گریه نکن، میستی
بچهها گریه میکنن
میدونستم
بذار بیام بیرون، عوضی حرومی!
منو بیار بیرون!
آخ!
مادر جنده!
تو دیگه کدوم خری هستی؟
باشه. چه بی ادبی
من بی ادبم؟
تو منو دزدیدی، بستی به یه تخت
میترسیدیم به خودت آسیب بزنی
برام سواله از کجا فهمیدیم
دقیقاً کی هستین؟
نباید باهات حرف بزنم
خب، تا الان که خوب پیش رفتی
اشکال نداره
اون گردنبندی که انداختی،
هرچی که نیازه رو بهم فهموند
بیخیال
من که با این وضع نمیتونم کاریت کنم
من ازت نمیترسم
ولی تا حالا از این کارها نکردی. مگه نه؟
ببین. اگه میخوای غذا بخورم، باید دستم رو باز کنی
خب، حداقل یه دستم رو باز کن
دارم از گشنگی میمیرم
لطفاً
چپ دست که نیستی. نه؟
نه
خوبه
آدم ربای خوبی ازت میسازم
نوش جان
♪ زندگیم رو چند تیکه کن ♪
♪ دیگه چارهای ندارم ♪
♪ خفگی، بدون نفس ♪
♪ برام مهم نیست حتی اگه دستم رو ببرم ♪
♪ دیگه چارهای ندارم ♪
♪ دیگه چارهای ندارم ♪
اونا برای چین؟
وای خدا. چرا اینقدر عرق کردی؟
خیلی خب، گفتم برای شام لوبیا و هاتداگ درست کنیم
میدونی، توجیه میکنه چرا تو این ماه از کبابپز استفاده میکنیم
هوشمندانهست - منم بعضی اوقات عقلم کار میکنه -
خیلی خب
حله
اوه، من که پاشیدم
فقط میخوام مطمئن شم
خوب میسوزه. میدونی؟ - باشه -
وای خدا!
خیلی خب - لعنتی -
ای لعنت
وایسا - وای خدا -
بیا. بیا
آره
خیلی خب
ترتیبش رو میدم - خوبی؟ -
درستش میکنم
آخ. گوه توش!
خیلی خب
خاموشش کردم
فکر کنم عالی پیش رفت - بهتر از این نمیشد -
وای خدا
از اثرات طلاقه، تای
وای خدا
وای خدا
وای، استیو
من اشتباه کردم
با تو بهتر رفتار میکنم
هی
نون گرد به هاتداگ چی گفت؟
چی؟
تو...
لعنتی
چیزی به ذهنم نمیرسه
پس چرا اولش رو گفتی؟
فکر کردم یچیزی سرهم میکنم
مثلاً یه چی تو مایه های
نون گرد خسته شد از بس
هویتش رو مدیون هاتداگه
آره
"چیزای دیگه هم میتونم تو خودم جا بدم
"میدونی؟ - آره -
هی، کجا میری؟
خب، خوشحالم با سوراخ کون خوک حال میکنین
ولی من برای خودم
برگر گیاهی گریل میکنم - خودت ضرر کردی -
نه، کال
من برات درست میکنم. بشین
خلاصه الکی به من نمیگن سلطان گریل
حالا هنجار جنسیتی هم اومد وسط
خب، کال، شاید این کارهای سنتی مخصوص باباها،
نحوه ابراز علاقهم باشه
باشه؟
باشه. ولش کن - حله -
اگه بخوای، میتونی بری بخوابی
یکم دیگه میخوابم
فعلاً دارم از تلویزیون عصر حجر لذت میبرم
میدونی فکر میکنی مُرده
دو ماه شده...
تو این سرما...
تراویس؟
ترایس، چیزی نیست. آروم باش
چی شد؟
نمیدونم
حمله عصبیای چیزی بهش دست داده
تراویس، نگام کن
با من نفس بکش. باشه؟
میتونی نفس بکشی؟
فقط کافیه نفس بکشی
نفس بکش
بده بیرون
عالیه. یکی دیگه
خیلی خب
داداشت زندهست
میدونم زندهست
باید یکم استراحت کنی
اینو بگیر
میشه باهات صحبت کنم؟
چه چرت و پرتی بود گفتی؟
هاوی...
ببین. امید واهی
فقط اوضاع رو بدتر میکنه
امید واهی وجود نداره
فقط امید هست
اینو هم تو یه کلوچه اقبال کوفتی خوندی؟
ازم چی میخوای، نت؟
فقط چیزی که حس کردم رو گفتم
میخوام کمتر حرف بزنی، لاتی. اصلاً دهنت رو ببند
میدونی، میتونی تو همین حال ولم کنی
جایی که نمیتونم برم
یه دستم بسته شده به تخت
میخوای سختش کنی برامون؟
نه
تو سرته از یکی کمک بگیری؟
نه
فکر کنم با هم کنار بیایم
خب، یه لحظه صبر کن
لعنتی
هی، برگرد اینجا!
بریم!
اه
صبح بخیر
هوم
چه مرگته؟
هی، چی شد؟
خواب بودی
...وای خدا. نگو که - نه، نه، نه، چیزی نیست -
جدی میگم. حالم خوبه
گفتم که اینجا نباید بخوابی
...درسته عالی نیست ولی - جواب نمیده -
به نظرت از پسش برمیام؟
یالا. بیا اینجا
هوم
من ازت نمیترسم، تای
هیچوقت ازت نمیترسم
خیلی خب
بهتره بترسی
چون داره ازت خون میاد
متوجه نبودی چیکار میکنی
خودت نبودی
فقط بلاییه که داره سرت میاد
سر ما
تازه، یه گرگ رو بهخاطر من کشتی
که عاشقونهترین کار ممکنه
دیوونهای
چیکار میکنی؟ - بیا اینجا -
بیا ببینم
چیکار میکنی؟
اینطوری برای اولین بار میخوای بگی:
"دوست دارم"؟
یه جورایی داری منو بلاتلکیف میذاری، خانوم
منم دوست دارم
چیه؟
این کارو نکن - نه، ببخشید -
فقط صدات رو خوب نشنیدم
چرا، شنیدی - ...خب، اگه میشه -
دوباره بگو
هوم
لاتی!
چیزی نیست
اون دوستمه
ما چنین آدمایی هستیم؟
ناتالی
یه دلیل خوب دستم بده که
نزنم سرت رو از وسط دو نصف کنم
یه پیامی برات دارم
از طرف تراویس
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
♪ انگار الان احساس کمتری داریم ♪
عجیبه
خب، بیا بریم
سینما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
Aren Zohrabi : تـنظیـم زیرنویس از
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.