Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت بیست و دو)
تقریبا رسیدیم خونه
رسیدیم خونه
درسته، نزدیکیم
خوشحالی؟
آره
با توجه به لباسی که پوشیدی
مشخصه که یکی هست که
توی اسکله منتظرت هست
چرت نگو
تازه رسیدیم به مقصد
چرا همه
اینقدر نسبت بهش رسیدن
هیجان زده ان؟
خود مقصد
یک شادی خاص خودشو داره
یعنی برگشت پیش عشقت
برگشت بعد جدایی
اشتیاق برای دیدن کسایی که منتظرشون بودی
همه ماها
توی این دنیا خوشبختیمون رو پیدا میکنیم
تو چی؟
من؟
برگشتن پیش هم و باهم بودن
موهبتی هست که بدست آوردی
چرا هنوز ناراحتی؟
درسته
تونستم که
پیش کسی که میخوام برگردم
ببین این دستبند
چقدر خوشگله
انگار که
موهبت های کافی ای نبوده
با من بیا
کجا میریم؟
میگن توی بازار اینجا پر از گنجینه اس
حالا که اینجاییم
شاید بهتره یک نگاه بندازیم
این ظرف برنزی خوبه
نه ممنون
ببینید
این ظرف برنزی سبکه
صدپای خونی
در دنیا کمیابه
ارباب جوان
اینها صدپای خونین هست
تازست
کیفیت بالاست
نگاه کنین
چشمای تیزی دارین ارباب جوان
این جنس تازه رسیده
خیلی با کیفیت هستن
میخوایدش؟
برای چی هست؟
رییس
صدپای خونی با کیفیت دارین؟
برای چی هست؟
چیه؟ دوسش داری؟
...من
...من
باشه
رییس اینو میخرم
باشه
بفرمایید
بگیریدش
ممنون ارباب جوان
مال توئه
چرا؟
چون درکم میکنی
بیا بریم
جای بعدی
ارباب جوان، بانوی جوان
بیاین بینید
این جواهرات خیلی خوبن
انتخاب کنین
رییس اینو میخوام
ممنون
دستت رو بده
بپوشش
میدونم
من اون نیستم
شاید هیچوقت
اون نشم
میدونم که
صدپای خونی هم
حتما یک ربطی به اون داره
ولی
این دستبند رو من بهت دادم
گل درخت ابریشم
معنیش اینه که
درمورد خودمون دوتا انتظاراتی دارم
میدونم که
توی قلب تو
هیچوقت جای اونو نمیگیرم
ولی مشکلی نیست
کاری که اون نتونست بکنه
جبران میکنم
چیزی که وقت نداشت بهت بده
همشو برات بدست میارم
ولی باید یک قول بهم بدی
از الان به بعد
خوب بخوری
خوب بخوابی
خوب زندگی کنی
و موقع کشتن شیاطین کمتر خودت رو خسته کنی
برای همین
ناراحت نباش
فقط خوشحال باش، باشه؟
ممنون
♫در زمان سفر میکنم♫
♫تا بتونم زیبایی عشق رو ببینم♫
لبخند بزن
♫که تبدیل به پروانه میشه♫
♫و روی انگشت تو میشینه♫
♫به ستاره دنباله دار آرززو کن♫
♫امیدوارم این زندگی♫
♫مثل اولین دیدارمون باشه♫
انتظار نداشتم
فقط توی چند روز
حس کنم
چندسال گذشته
هیچوقت متوجه نشده بودم غروب روی قایق
اینقدر زیباست
روزای گذشته از دستش دادیم
جمعا
چهل و نه تا هست
هرکدوم
زیبایی خاص خودشو داره
ماهیان شناور در بندرگاه گل
که در آب میدرخشن
به هرحال
منظره های اینجا
با اونجا فرق میکنه
نان یان
بعد از این
...من - نان یان -
بااینکه این قایق بزرگه
توی اقیانوس محدود شده
در کل پنج ایالت
شکوفه های بهاری و ماه پاییزی خودنمایی میکنه
و در بهشت و زمین سرگردونه
در آینده
توی کل پنج ایالت
در هر چهار فصل
میبرمت میگردونمت
قبوله
پنج ایالت
چهار فصل
همه رو باهم میریم
در گذشته
جی یانگ همچین حرفایی نمیزد
رسیدیم ساحل
بریم
باشه
(مسافرخونه یو مِن)
اینجا
اتاق مهمان گرفتم
میشه اسمتون رو بدونم؟
یوان فنگ از شهر های شیائو
پیداش کردم
پیشخدمت بیا
مهمون داریم
اومدم
اولین اتاق طبقه بالا سمت راست
از اینطرف
چطور شد؟
اطراف رو گشتم
این مسافرخونه
فقط یک ورودی و یک خروجی داره
هیچ کسی از مسیر شیطانی اینجا نیست
یعنی کسی که قرار بود بیاد سر قرار
هنوز نیومده؟
بزودی میرسن
نمیتونن گیره سر ققنوس خونین رو
نادیده بگیرن
اومدن
...اونا
اومدن - افراد مسیر شیطانی رو دیدی؟ -
نه
نه
...اون
مسیر برتر؟
(مسافرخونه یو من)
دارن میرن تو؟
(مسافرخونه یو من)
وای نه
جی یانگ نمیشناستشون
ولی اونا جی یانگ رو میشناسن
سه سال پیش
جو سوی همیشه مشتاق بود بگیرتش
اگه دوباره اونو ببینه
دردسر بیشتری ایجاد میشه
میرم بزنمش
جو سوی کسی بود که
دردسر درست میکرد
میخوام ادبش کنم
الان خودش جلوی من سبز شد
بذار ادبش کنم
نه
هنوز مجرم رو پیدا نکردیم
نباید هوشیارش کنیم
این چطوره
اینجا بمونین
میرم ببینم کی میره داخل و کی میاد بیرون
میرم سروقت مسیر برتر
تا ببینم که
چرا اومدن اینجا
...خب
نمیشه
چطوری میتونی تنهایی باهاشون روبرو بشی؟
اگه از اتفاق سه سال پیش
سواستفاده کنن چی؟
شما دوتا میرین؟
من چیکار کنم؟
آقایون بشینید
پیشخدمت چای بیار
ارشد جو
مشتاق دیدار
تو دختری بودی که
در فرقه ماه بود
برای اون شورشی لاپوشونی کردی
ارشد جو
مدرکی نداشتین
ولی از صاعقه استفاده کردین
الان هم
سه سال گذشته
ارشد جو
هنوز عوض نشدین
سه سال پیش
شائو سانگ در دره مرد
غیرممکنه بفهمیم چه اتفاقی افتاد
باید که
گذشته رو رها کنیم
شنیدیم که
فرقه ماه قتل عام شده
میخوام بدونم
چرا به نان سانگ اومدین
الان جن یوان هستم
شاگرد فرقه دریای تهذیب و کوهستان غم
شیاطین رو نابود میکنم
داشتم رد میشدم
خدای دست خونین هستین؟
مدتهاست ستایشتون میکنم
حالا که طرف هم هستیم
چطوره باهم غذا بخوریم؟
اگه در آینده موقع کشتن شیاطین
مشکلی داشتین
شاید بتونیم کمکتون کنیم
شینگ جنگ
هنوز نتونستیم
مشکل خودمون رو حل کنیم
فضول نباش
با افراد زیادی اومدین
حتما مسئله مهمی هست
چرا هیچوقت توی مسیر
درمورد شما نشنیدم؟
نترسین
این ربطی به شیاطین نداره
آرایش مهروموم کننده اهریمن
صدسال پیش ایجاد شد
الان آرایش مهروموم کننده اهریمن تضعیف شده
استاد ما رو فرستادن
تا اونو تحکیم کنیم
برای همین اینجا استراحت میکنیم
صدسال گذشته
باید طبق قولتون اهریمنان رو آزاد کنین
ولی هنوزم قولتون رو میشکنید
فکرمیکردم که
به زندگی اهریمن ها
اهمیت نمیدین
ولی در حقیقت
سعی میکنین آرایش رو تحکیم کنین
رفتار شما ناعادلانست
چرا اینکارو میکنین
از دستور پیروی میکنیم
دلیلی نمیپرسیم
دلیل رو میدونین
جرات ندارین قبول کنین که
قولتون رو شکستین
و میخواین قبیله اهریمنان رو شکنجه بدین
چرا جرات نداری قبول کنی که
یک اهریمن روباه هستی؟
شائو سانگ؟
نمردی؟
منو میشناسی؟
پس شماها
یک نمایش راه انداختین
تا همه فکر کنن
در دره مردی
جالبه
انگار که حقایق
جالب تر از اون چیزی هست که فکرمیکردم
ما رو نشناختی؟
یادت نیست که
در مسیر برتر چی شد؟
سه سال پیش
وقتی استاد گفتن از راه درست منحرف شدی
باید باور میکردم
کسی که بعد تمرین تهذیب شیطانی عقلش رو از دست داده - سه سال پیش از مسیر درست منحرف شدم؟ -
همه چیز رو فراموش کردی
در آخر فقط
یک قلب شیطانی بی احساس نصیبت میشه
افراد
شورشی رو بگیرین
(مسافرخونه یو من)
هیچی یادش نیست
ولی من یادمه
شماها برین
ببین این چیه
(نشان)
ارباب اژدها اینجا نیستن
ولی نشان ارباب اژدها دست منه
اگه اتفاقات امروز رو
نادیده بگیری
پایتخت اژدها تظاهر میکنه
هیچ اتفاقی نیوفتاده
(نشان)
[Order]
وای نه
گیره سر ققنوس خونین گم شده
کسی که برای گرفتن گیره اومده
حتما میدونسته که
کی قایق به خشکی میشینه
خیلی وقته که کمین کردیم
ولی اون
ظاهر نشد
وقتی داشتیم
با مسیر برتر بحث میکردیم
گیره سر ققنوس خونین رو بردن
برای همین
نقشه کمین ما
حتما لو رفته
انگار که
دشمن از چیزی که فکرمیکردیم
باهوش تر بود
مسیر برتر لعنتی
نقشه ما رو خراب کرد
حیف شد
الکی گیره سر ققنوس خونین رو
درست کردمش
اینطوری بگم
روش ما برای پیدا کردن اصل کاری
دیگه جواب نمیده؟
نمیدونن که
تقلبی رو برداشتن
فکرنکنم، یک گیره سر تقلبی درست کردیم
بیرون بکشیمشون
بااینکه تقلبی هست
ولی نقشه جایگزین داریم
اگه بفهمن
گیره سر تقلبی هست
لازم نیست دنبالشون بگردیم
خودشون میان دنبالمون
اینطوری بگم
میتونیم توی تله بندازیمشون
اینطوری بگیم که
مهم نیست چی بشه
همه چیز تحت کنترل ماست
...پس
بریم یچیزی بخوریم
این چطوره؟
خسارت صاحب اینجا رو جبران میکنم
برین اتاق استراحت کنین
وقتی غذا آماده شد
خبرتون میکنم
کمکت میکنم
برگرد اتاقت استراحت کن
من باید
به دیدن کسی برم
انتظار نداشتم
پیش من بیای
داستانت رو تموم نکردی
ارباب ارشد مسیر برتر بودی
کسی بودی که
جایگزین استاد بود
ولی یک شبه عقلت رو از دست دادی
و کل ارشدها و برادران رزمیت رو قتل عام کردی
با چشمای خودت دیدی؟
کسی که شاهدش بود
استادی بود که عاشقش بودی
ایشون استادت بودن
بهتره برگردی
برگشتن خسته کنندست
به خوبی دیدن
مناظر ناشناخته و تازه نیست
دراینصورت
وظیفه ما اینه
شیاطین رو بکشیم
شیاطین رو بکشین؟
میخوای بخاطر همچین چیزی
زندگیت رو به خطر بندازی؟
احمقی
اما ریاکار نیستی
امروز ازت میگذرم
چی گفتی؟
گفتم همراهت به آرایش مهروموم کننده اهریمنان میام
مسیر برتر
میخوان تحکیمش کنن
اگه بتونیم که
قبل اون وارد عمل بشیم
فرصتی هست که
هم قبیله ای هات رو نجات بدیم
هنوز انتقام رهبر منگ رو نگرفتی
چطور میتونی بخاطر من
به تاخیر بندازیش؟
انتقام غذایی هست که
باید سرد خورده بشه
...ولی
این
تنها فرصت توئه
اگه از دست بدی
نمیدونیم چقدر طول میکشه
و چقدر باید صبرکنیم
مربوط به قبیله روباه هست
خودم آرایش رو از بین میبرم
ولی الان
هنوز هفت تا دم هم نداری
خطرناکه که
تنهایی بری
خیالت راحت
برای همین صدسال گذشته
همه جا رو گشتم
اگه موفق نشم
آزادی ای ندارم
یک مبارزه ناامیدانه میکنم
اگه موفق شدم
آزاد میشم
اگه نشدم
بازم ازاد میشم
روباه کوچولو
من باهات میام
نمیخوای انتقام رهبر منگ رو بگیری؟
و اینکه
وضعیت نان یان
خطرناک تر از منه
نگران نباش
تا وقتی اینجام
نان یان در امانه
نتیجه این سفر غیرقابل پیش بینی هست
نگران نباش
الان ارشد جو
حریف من نمیشه
و اینکه
من ارباب اژدهای جوان هستم
خیلی فرد ماهری هستم
حتی اگه در خطر باشیم
میتونیم حقه بزنیم
درسته؟
باشه
حالا که برادر بزرگ باهات میاد
خیالم راحته
شماها چی؟
میخواین بعدش چیکار کنین؟
گیره سر ققنوس خونین دست شماست
میخواین که
اینجا منتظر بمونین؟
اگه نتونن بفهمن
اون تقلبی هست
صبرکردن بی معنی میشه
اون شیطان کی بود؟
فقط میدونم گیره سر ققنوس خونین
میتونه آرایش محافظ زندان یو چوان در نان سانگ رو باز کنه
باید بهش برسی و گیره سر رو پس بگیری
نذار بقیه ازت جلو بیوفتن
اون شیطان جاه طلبی هست
حتما میخوادش
تا قدرت یین جو رو جمع کنه
و قلمروی تهذیبگران رو به هرج و مرج بندازه
قبل مرگ رهبر منگ گفتن که
شیطان با استفاده از گیر سر ققنوس خونین
میخواد وارد زندان یو چوان
در نان سانگ بشه
و قدرت یین جو رو جمع کنه
پس
اگه بخوایم ببینیمش
باید اول به زندان یو چوان بریم
دراینصورت
گمش نمیکنیم
اگه بخوایم به جزیره مهروموم شده اهریمنی بریم
باید فردا صبح زود حرکت کنیم
این رو
شراب خدافظی در نظر بگیرین
نان یان
میتونی چای بنوشی
امیدوارم نوشیدنی بعدی رو
وقتی همو دیدیم
برای جشن گرفتن بنوشیم
امیدوارم که
انتقام فرقه ماه رو بگیریم
و قبیله روباه به چینگ چیو برگرده
به سلامتی
دو روز طول میکشه
تا به جزیره مهروموم کننده اهریمن برسیم
قبل اینکه ارشد جو و بقیه برسن
باید اونجا بریم
نگران نباش
خیلی هستن
کشتی لازم دارن
قایق کوچک سریعتره
میتونیم که
قبل اونا
به اونجا برسیم
خوبه
سه سال از جداییمون میگذره
چندروزی درکنار هم بودیم
انتظار نداشتم
اینقدر سریع از هم جدا بشیم
همینطور که میگن، برگشتن پیش هم و جدایی همیشگی هست
...غم جدایی هم
تا وقتی زنده هستیم
حتما همو خواهیم دید
شما دوتا مراقب باشین
اگه چیزی شد
نشان یشم رو برام بفرستین
نذاشت حرفمو بزنم
باورم نمیشه
مراقب باشین
بریم
بریم
یک مرد عقلش رو از دست داد
تهذیب شیطانی تمرین کرد
همه چیز رو فراموش کرد
در آخر فقط
یک قلب شیطانی بی احساس نصیبش میشه
ارباب ارشد مسیر برتر بودی
استاد تو رو
وارث خودشون کردن
ولی یک شبه عقلت رو از دست دادی
و شاگردان همرزمت رو به قتل رسوندی
چی شده؟
هیچی
مسیر پیش رو خطرناکه
اگه مشکلی هست
باید بهم بگی
باشه
قول میدم
میدونی که
...همیشه میخواستم
میدونم
میخوای در امنیت باشم
مراقب هستم
راستی
اون مرد مرموز
خیلی راحت رهبر منگ رو کشت
حتی شاگردان فرقه ماه رو قتل عام کرد
نباید دست کم بگیریمش
حتی اگه باهم باشیم
میترسم که
نتونیم شکستش بدیم
اگه نتونستیم
دستگیرش کنیم
میترسم که قدرت یین جو رو
توی زندان بعدی بدست بیاره
اینطوری سخت میشه که
در آینده به حسابش برسیم
اگه صبرکنیم تا قوی تر بشه
معلوم نیست که بعد فرقه ماه
قربانی بعدی کیه
نمیخوای رهاش کنی
بخاطر اینه که
میخوای انتقام فرقه و استادت رو بگیری؟
اگه قوی تر بشه
آدمای زیادی رو میکشه
هرج و مرج ایجاد میشه
باید جلوش رو بگیرم
راحته
گیره سر ققنوس خونین دست ماست
من اول زندان یو چوان رو بدست میگیرم
اینطوری میتونیم جلوش رو بگیریم
ولی یین جو قدرت شیطانی قوی ای داره
اگه بیشتر از یک زندان رو بدست بگیری
ممکنه توسط یین جو صدمه ببینی
تو کنارمی
به کتابچه راهنمای هفت گناه تسلط داری
یک پزشک هستی
نمیترسم
نمیترسم که
کنارت باشم
و هرکار میخوای بکنم
بریم
چطوره؟
زندان دوم این نزدیکی هست
هیچ پرنده یا هیولایی اینجا نیست
قلمروی پیچیده ای داره
حتما یک چیز مشکوک هست
باید مراقب باشیم
بریم
زندان دوم
زندان یو چوان هست
اینجا پنهان شده
نمیدونم که
قاتل کی میاد
چطوره اول تو زندان بندازیمش؟
شاید
بعد شنیدن خبر ظاهر بشه
مراقب باش
اینا
خارهای خون خوار خزنده هستن
برای زنده موندن خون میمکن
کمک
کمک
کسی هست؟
کمک
کمک کنین
کمک کنین
کمک کنین
الان در امانی
میرم سروقت آرایش
یک مهروموم کننده جادویی مرموز هست
هاله شیطانی یا هیچ جادویی نمیتونه بشکنتش
حتی اگه
استاد ارشد قلمروی تهذیبگران اینجا بود
نمیتونستن کاری بکنن
کیه؟
کی هستی؟
چرا ارایش رو شکستی؟
ارشد
داشتیم رد میشدیم
شنیدیم کسی درخواست کمک میکرد
سوتفاهم بود
نه تنها آرایش رو شکوندین، به یکی صدمه زدین (رهبر دژ چی دی، هو وو شوانگ)
میخواین بمیرین؟ (رهبر دژ چی دی، هو وو شوانگ)
آروم باشین
بعد اینکه بانوی جوان به هوش اومدن
حقیقت مشخص میشه
میخواین وقت بخرین؟
گول نمیخورم
دو غریبه
مخفیانه وارد منطقه ممنوعه شدن
مطمئنا نیت خوبی نداشتین
وقتی خوب حرف میزنیم گوش نمیدین
درسته؟
آروم باش
صبور باشین
ما به کسی صدمه نمیزنیم
رهبر
اونا منو نجات دادن
چی شده؟
میخواستم بیام
قبل مراسم قربانی کردن فردا
اینجا رو نگاه بندازم
ولی تصادفا
وارد آرایش شدم
اگه منو نجات نمیدادن
الان مرده بودم
چرته
چندبار بهت گفتم؟
این آرایش
با جادوی قبیله ما
درست شده
حتی یک الهه هم
نمیتونه اونو بشکنه
تکرار نمیشه
میتونین برین
ارشد
ما تازه
به اینجا رسیدیم
سخته مسیر برگشت رو پیدا کنیم
میشه جای شما استراحت کنیم؟
گفتم برین پس برین
شما دوتا
غریبه هستین
اینجا ظاهر شدین
میذارم برین
چونکه
اونو نجات دادین
ولی اگه اصرار کنین
منم دست به خشونت میزنم
رهبر
راستش رو بخواین
بخاطر ازدواج فرار کردیم
جایی نداریم بریم
بخاطر ازدواج باهم فرار کردین؟
بله
چاره ای نداریم
جز اینکه اینجا پنهون بشیم
اگه بریم بیرون
ما رو میکشن
رهبر
منو نجات دادن
وگرنه نمیتونستین من رو ببینید
حالا که تو دردسر افتادن
نباید تنهاشون بذاریم
مطمئنم که
شما اینکارو نمیکنین
رهبر
با توجه به رفتارتون
مشخصه فرد درستکاری هستین
میشه لطفا رحم کنین
بذارین یک شب بمونیم؟
درسته که قدرت معنوی نداری
به عنوان یک مرد
جز ازدواج
با همچین زن خوبی
هیچی بلد نیستی
در آینده خیلی زجر میکشی
حاضرم زجر بکشم
باشه
فقط یک شب
فردا باید برین
ممنون ارشد
نقشه خوبی بود
چیش خوب بود؟
اگه میان درگیر نمیشد
این آرایش
راحت نابود میشد
این روستایی ها
بدردنخور هستن
وقتی که همشون رو کشتیم
باور میکنم
رهبرشون
آرایش رو حفظ میکنه یا نه
برادر
اونا فقط
کوته فکر هست
بربر هستن
لازم نیست اینکارو کنین
فردا
وارد آرایش میشم
فقط کافیه که
از نتیجه کار من لذت ببرین
از نتیجه کارت لذت ببرم؟
خواهرجون
باید خوب کارت رو انجام بدی
نقشه رو خراب نکن
ناامیدتون نمیکنم
(دژ چی دی)
رهبر
این روستا
خیلی خاص هست
نظرت چیه همسرم؟
زمان خوبی اومدین
فردا جشنواره پرستش خونین هست
درمورد روستا زیاد حرف نزن
رسیدیم
بریم
رهبر
یک درخواستی دارم
چرا اینقدر دردسرسازی؟
میشه در خلوت حرف بزنیم؟
با جیائو
خانوادت فقیر هستن
حتی نتونستی که
حتی طعم بادیان ستارهای رو نچشیدی (شباهت اسم چینی پسر به اسم این گیاه )
چطوره تو و خواهرت اسمتون رو عوض کنین؟
یکی رو میذاریم مان تو
یکی هم جیان سای (خیارشو و مخلفات)
دقیقا
خواهرمو مسخره نکن
ولش کن
برادرمو ول کن
کی جرات کرده برای برادرم قلدری کنه؟
بچه جون
اگه برای بقیه قلدری کنی
کتک میخوری
...ما
ازت نمیترسیم
بریم
صدمه دیدی؟
دیروقته
کجا بودین خواهر؟
برات قلدری کردن
چون خونه نبودم
اگه یک روز نباشم
چه بلایی سرت میاد؟
خواهرجون
اون کیه؟
مهمون منه
یک شب اینجا میمونه
با جیائو
نان یان هستم
چی شده؟
بخاطر همسرم فرار کردم و اینجا اومدم
توی مسیر
بخاطر قدرت های معنوی همسرم بود که
زنده موندیم
درسته
وارد آرایش شدی
ولی تو یک مرد هستی که
قدرت معنوی نداره
چطور زنده موندی؟
آرایش توی غار رو
شما درست کردین؟
اون آرایش ها و تله ها
ربطی به من نداره
صدها سال پیش اینطوری شد
نزدیک اونجا نشو
مراقب رفتارت باش
و باهمسرت
یک زندگی معمولی بساز
وگرنه همسرت رو از دست میدی
اونموقع نمیتونم کمکت کنم
اینقدر ترسناکه؟
میدونی
چی داخلشه؟
بهت میتونم بگم
دژ چی دی
از زمان باستان اینجاست
صدها سال پیش
خارهای خون خوار خزنده
یهویی رشد کردن
کل کوهستان رو گرفتن
تشنه خون بودن
مهم نبود چه موجودی باشه
چه زمینی چه اونایی که پرواز میکردن
چه دو پا
چه چهار پا
هیچکس زنده نمیموند
حتی مردم روستا
کشته شدن
خارهای خون خوار خزنده
ارشدها گفتن
ارباب شیطانی
اونجا زندگی میکرده
بعدتر
دژ چی دی
با یک توانایی جادویی آرایش ساخت
اینطوری هیچکس
نزدیک خارها نمیشد
هیچوقت نشنیده بودم
کنجکاو نیستین که
ارباب شیطانی کی بوده؟
هیچوقت برام
این مسائل مهم نبوده
کار رهبر اینه که
در یک زمان خاص هرسال آرایش رو ترمیم کنه
ارباب شیطانی رو بپرسته
و امنیت روستا رو بهش بسپره
صدها سال اینطوری زنده موندیم
مهم نیست که
انسان یا روح اونجا زندگی کنه
بپرسته؟
چطور؟
نپرس
بعد از امشب
باید بری
اوضاع رو برای من سخت نکن
حتما
بعد مرگ والدینم
من و برادرم باهم زندگی میکردیم
هرروز برای خانواده های زیادی کار میکنم
ولی نمیتونم خانوادمو حمایت کنم
رهبر بهت اهمیت نمیدن؟
حتی اگه مدتی مراقب ما باشن
نمیشه ابدی باشه
فردا مسیر قربانی کردن هست
میتونم برای برادرم
یک زندگی خوب بسازم
همسرم
بهم سنگ معنوی بده
سنگ معنوی؟
بدش من
هوی شیانگ بگیرش
...خواهر این
بگیرش
اگه بخاطر تو نبود
ما دوتا
بی خانمان میموندیم
هیچوقت محبتتون رو
فراموش نمیکنم
بشین
مراقب برادرت باش
امشب جشنواره پرستش خونین هست
بیرون شلوغ میشه
پر فانوس میشه
شنیدم زوج هایی که باهم فانوس تماشا کنن
میتونن مدت طولانی باهم بمونن
شما هم برین
همسرم کل پول رو خرج کرده
انگار که
در آینده هیچی برای خوردن نداریم
بگو
چه اطلاعاتی بدست آوردی؟
مدت طولانی باهاش حرف زدم
تشنمه
بیا چای بنوش
غریبه ای نیست
چه اطلاعاتی بدست آوردی؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.